عنوان :تأثیر تحقیقات بازاریابی بر عملکرد از طریق فرهنگ بازارگرایی در آژانسهای مسافرتی شهرستان مشهد
قالب بندی : word
تعداد صفحات : 21
همراه با جدول
نختویات
چکیده
مقدمه
تحقیقات بازاریابی
بازارگرایی
عملکرد
مدل مفهومی
روش تحقیق
یافته ها
بحث و نتیجه گیری
قسمتی از متن
چکیده
آشفتگی روند تجاری، افزایش رقابت در میان شرکتهای تجاری، محیط پیرامون سازمانها را بسیار متفاوتتر از گذشته نموده است. شناخت مسیرهای آتی تجاری و حرکت در راستای آنها به نحوی که منافع سازمان را به همراه داشته باشد، ضرورت وجود تحقیقات بازاریابی را التزام میبخشد. به نظر میرسد بنابر باور برخی از صاحبنظران، بازارگرایی با تأثر از تحقیقات بازاریابی بتواند نتایج عملکردی سازمان را به نحو مطلوبی بهبود بخشد. از این رو به منظور بررسی فرضیههایی که مبتنی بر مدل این مطالعه میباشند، پرسشنامه ساخته شده پس از تأیید روایی و پایایی، بین آژانسهای مسافرتی شهر مشهد به عنوان جامعه آماری توزیع گردید. تحلیل دادههای احصایی از پرسشنامهها مبتنی بر روش تحلیل مسیر میباشد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، حاکی از آن بود که تحقیقات بازاریابی اثر بسزایی بر بازارگرایی و همچنین عملکرد دارد، از طرفی بازارگرایی نیز از اثر زیادی بر عملکرد دارد. با این وجود، اگرچه نتایج حاصل از تحقیق تمامی فرضیهها را مورد تأئید قرار میدهد؛ اما فرضیهی اصلی تحقیق که همانا نقش واسطه گری بازارگرایی در میان تحقیقات بازاریابی و عملکرد بود با تردید روبرو گردید.
مقدمه
درهم تنیدگی و افزایش نیروها و عوامل تعیین کننده در بازار، حضور رقبای قدرتمند متعدد، همچنین تغییر بی وقفه و مداوم سلایق مشتریان و بالا رفتن سطح انتظارات آنها، شرکتهای تجاری را با مخاطرات و چالشهای عمیقی روبرو نموده است. افزایش پیچیدگیهای شناختی_تحلیلی از بازار، استیصال مدیران را در پاسخگویی به این تحولات با استمداد از سبکهای سنتی به همراه خواهد داشت. روشن است که تصمیم گیری کارآمد نیاز به کسب معرفت و شناخت بازار دارد که این امر تنها در سایهی تحقیقات بازاریابی[1] محقق میگردد. لزوم به کارگیری تحقیقات بازاریابی اگرچه تا چندی پیش در مکتوبات مدیریتی(البته اهمیت تحقیقات بازاریابی در کشورهای توسعه یافته وضرورت آن به زمانهای بسیار قبل تری باز میگردد) صرفاً جنبه تئوریکی داشت؛ اما امروزه این مسأله در حیات تجاری شرکتها جنبهای انکار ناپذیر و غیر قابل چشم پوشی به خود گرفته؛ و جایگاه مهمی را در توسعه و ورود به بازارهای جدید و دستیابی به منافع و عملکرد بالاتر را به خود اختصاص داده است.
تحقیقات بازاریابی مکانیزمی کلیدی است که سازمانها با استمداد از آن به شناخت هر چه بیشتر مشتریان بالقوه به همان خوبی مشتریان فعلی نائل میگردند. به عبارت دیگربر اساس نظر Javalgi et al(2006)، لازمهی توانمندی در درک مشتریان، به کاربست مداوم تحقیقات بازاریابی در تصمیم گیری و تجزیه و تحلیل مستمر بازار نیاز دارد.
همانگونه که تمایل مدیران در گسترش سازمانها و نفوذ در بازار افزایش مییابد و بهدنبال آن دنیای رقابت مشخصاً نمایانگر داروینیزم تجاری است. مدیران باید به بازار و عوامل کلیدی آن نگاه شایسته ای داشته باشند(Slater& Narver,1995 : 20-36 Jaworski & Kohli 1990:1-). از این رو به نظر میرسد با افزایش رقابت در بازارها، وجود بینشی گسترده و همه جانبه نسبت به بازار جهت توانمند سازی سازمانها بیش از پیش احساس میگردد.
Deshpande et al (1993) به شیوایی و بلاغت تمام فرهنگ بازارگرایی را برای کلیه سطوح سازمانهای پیشرفته خواستار است. اما در کانون مبحث بازارگرایی، التزام وجود و بسط اطلاعات برگرفته از بازار- شامل مشتری،رقیب و سایر عوامل بازار- نهادینه شده است. Jaworski& Kohli (1993) نیز بیان میکند که به کارگیری تحقیقات بازاریابی جایگاه مهمی را در اداره و توسعه بازارگرایی به خود اختصاص میدهد.
در عین حال، علیرغم ارزش بالقوه توسعه و بکارگیری بازارگرایی[2]
1999:7-44) Jaworski& Kohli) و اثربخشی استفاده از تحقیقات بازاریابی، درک مجرد این اهداف کلی، برای بسیاری از شرکتها که برای تبدیل شدن به سازمانهای یادگیرنده تلاش میکنند، اغفال کننده است. از طرفی هزینه بالای تحقیقات بازاریابی بسیاری از شرکتها را از اتمام تحقیقات باز میدارد (Elliott& Jobber 1995: 143-58).
با احتساب آنچه که تاکنون عنوان گردید، از آنجایی که به گمان بسیاری از محققان چون (Kohli & Jaworski 1990: 1-19 و Narver & Slater 1990: 120–127 و2003: 20-36 Agrawal et al )، بازارگرایی نقش مهمی را در بهبود و ارتقای عملکرد شرکتها دارد و تحقیقات بازاریابی در کانون مبحث فرهنگ بازارگرایی قرار میگیرد، میتوان انتظار داشت که تحقیقات بازاریابی با واسطه گری بازارگرایی از قابلیت سوق دهی عملکرد سازمان برخوردار باشد.
با وجود آنکه محققان بسیاری چون Javalgi et al (2006) بر این باورند که دو موضوع تحقیقات بازاریابی و بازار گرایی پیوند جدانشدنی دارند و اطلاعات ناشی از تحقیقات بازاریابی مبنایی برای بازارگرایی مؤسسه را شکل میدهد، اما مدیران بازاریابی غالباً از قدرت ابزاری تحقیقات بازاریابی در گسترش سهم بازار و توسعهی فروش اطلاع چندانی ندارند و ضرورت توجه اجتناب ناپذیر به تحقیقات بازار را اغلب با دیده شک مینگرند( 1991: 7-18 Barbara) و Aaker (2005) نیز چنین نگاهی دارد. در ادامه اجمالاً به تشریح سه متغیر اساسی (تحقیقات بازاریابی، بازارگرایی و عملکرد) و ارتباط میان آنها پرداخته میشود.
تحقیقات بازاریابی
تحقیقات بازاریابی اغلب به عنوان ابزار بازاریابان جهت اتخاذ تصمیمهای بهتر مطرح میگردد. پژوهشگران بازاریابی به منظور شناسایی توان بالقوه بازار، سهم بازار، میزان رضایت مشتری، رفتار خریدار و همچنین درباره شیوه های قیمت گذاری، نوع محصول، توزیع، ترفیع و گسترش فروش نیز مطالعه و تحقیق میکنند.( Kotler, 2005 : 22). Kinnear & Taylor (1991) بر این باورند که تحقیقات بازاریابی به اجرای مفهوم بازاریابی کمک میکند، زیرا همانگونه که سازمان این مفهوم را متناسب سازی میکند، تحقیقات بازاریابی نیز به عنوان شیوه ای برای یکپارچه سازی اقدامات سازمانی و تمرکز آن بر روی نیازهای بازار قلمداد میگردد. تحقیقات بازاریابی همچنین میتواند به عنوان یک عامل مهم در تولید هوش در بازارگرایی مطرح شود و به تمرکز تلاشهای سازمان در جستجوی فعالانه و تولید اطلاعات مناسب بازار به منظور تأمین نیازها و خواسته های مشتریان کمک نماید.
تحقیقات بازاریابی به فرآیندی اطلاق میگردد که طی آن اطلاعات از بازار دریافت، تحلیل و انتشار مییابند. از این رو میتواند در تطابق و هماهنگی سازمان با محیط تجاری نقش بسزایی را ایفا نماید(McPhail et al. 2005). به طور کلی تحقیقات بازاریابی به زعم Malhotra در سالهای 2000و 2004 ، عبارتست از شناسایی، جمع آوری، تحلیل و انتشار هدفمند و سیستماتیک اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات مرتبط با شناسایی و حل مسائل و فرصتها در بازاریابی. البته Aaker ( 2005). بر این باور است که تحقیقات بازاریابی نه تنها باید به تهدیدات و فرصت های محیطی پاسخ دهد بلکه بیشتر باید بر جهت گیری به منظور دستیابی به مزیت پایدار تأکید کند.
همزمان با ورود به عصر جدید، تحقیقات بازاریابی بیشتر و بیشتر برای شرکتهایی که با رقابت شدید روبرو هستند اهمیت مییابد.Barnard ( 1999) دو دلیل عمده برای رشد مستمر تحقیقات بازاریابی ذکر میگردد. در ابتدا، سرعت تجارت بهواسطه وجود و عرضه کامپیوترها، تکنولوژی دیجیتال و وسائل ارتباطی افزایش یافته است و دوم آنکه، رشد مستمر تحقیقات بازاریابی، امری صریح برای عملیات جهانی است، همانگونه که پایان جنگ سرد، سیستم بین المللی جدیدی از جهانی سازی ایجاد نموده است( (Friedman, 1994 :107-111
بازارگرایی
بازارگرایی را میتوان به عنوان مرحلهای ازبالندگی سازمان، یا به عنوان سطحی که انعکاس دهنده بلوغ سازمانی است تعریف نمود. کاتلر[3] (2000) به بازارگرایی به عنوان مرحله نهایی توسعه یک سازمان بازرگانی نگاه کرده است و معتقداست که گرایش بازار در امتداد توسعهی گرایشهای مختلف بازرگانی بهوجود آمده است. بازارگرایی بر پایه تفکر بازاریابی ایجاد شده است و تفکر بازاریابی زیربنای فلسفی آن را تشکیل میدهد (Narver & Slater 1990 : 20-36). به هر حال تفکر بازاریابی به عنوان یک بنیان و شالوده فلسفی کافی نیست. زیرا بازارگرایی نه فقط بر مشتریان بلکه علاوه بر آن بر روی رقبا، مباحث سازمانی متفاوت و عوامل متعدد بیرونی که بر نیازها و ترجیحات مشتریان مؤثر است نیز تمرکز میکند(Kook 2002 :21-28).
به طور کلی بازارگرایی عبارت است از: فرهنگ سازمانی که به صورت بسیار کارآ و اثربخش به خلق رفتارهایی میپردازد که به منظور خلق ارزشهای افزونتر برای مشتریان در نتیجه ارتقای عملکرد تجاری شرکت لازم و ضروری است (Narver & Slater, 1990 : 20-36) با وجود آنکه مفهوم بازاگرایی برای اولین بار در دهه 1950 مطرح گردید اما از دهه 1980 پیشرفت قابل ملاحظه ای در توسعهی مفهوم بازارگرایی صورت گرفته، تلاشهای تحلیلی بسیاری صرف تعریف، مفهومسازی و عملیاتی کردن آن شده است (Agrawal et al, 2003 :68-82). دو دسته مطالعه در مورد بازارگرایی وجود دارد که مبنای بسیاری از تحقیقات پیرامون بازارگرایی می باشد.این مطالعات توسط ( Narver & Slater, 1990 : 20-36 و Kohli& Jaworski, 1990 : 7-44 ) صورت گرفته است. Narver & Slater ، (1990) از دیدگاه فرهنگی به این موضوع مینگرند و سه مؤلفه اساسی مشتری گرایی[4] ، رقیب گرایی[5] و هماهنگی میان وظیفه ای[6] را برای آن معرفی میکنند. این درحالیست که Kohli & Jaworski (1990 و 1993) دیدگاهی رفتاری نسبت به بازارگرایی دارند و مؤلفه هایی که آنها برای بازارگرایی در نظر میگیرند شامل تولید اطلاعات[7]، اننتشاراطلاعات[8] و پاسخدهی به اطلاعات[9] جمع آوری شده میباشد. دیدگاه هر یک از این محققین انتقاداتی را به همراه داشته است. از جمله Lado (1998)بر این باور است که کالی و جاورسکی، تعارض بین وظیفه ای و نقش رقبا را نادیده گرفته اند. با این وجود، این دو مطالعه از جهاتی به یکدیگر شباهت دارند. هاریس و همکاران معتقدند این دو مطالعه در 4 مورد مشابهند. اول اینکه هر دو بر دانش و آگاهی مشتریان و رقبا (بازار) و هماهنگی میان وظیفه ای را به عنوان کانون بازارگرایی میدانند. دوم اینکه هر دو ماهیت بازارگرایی را در شکل یک پیوستار میشناسند و نه به شکل دو بعد منفک و سوم آنکه بازارگرایی را در سطح واحد تجاری مشاهده و ملاحظه مینمایند. نهایتاً و مهمتر آنکه هردو میتوانند به شکل رفتار گونه طبقه بندی شوند. در واقع هر دو دلالت بر این دارند که بازارگرایی وابسته به رفتار مدیریت میباشد. Harris et al) 1999 : 113-131 (بنابراین علی رغم تفاوت در نام اجزاء، میتوان به روشنی نتیجه گرفت که رقیب گرایی و مشتری گرایی نارور و اسلتر با ترکیب انتشار و تولید هوش جاورسکی و کالی هم سنگ است. جزء هماهنگی میان وظیفه ای نارور و اسلتر و پاسخدهی کالی و جاورسکی نیز بیانگر توانایی برای اقدام روی اطلاعات جمع آوری شده و توزیع شده میباشند (Lancaster 2004 : 343-365 (
[1]- Marketing Research
[2]- Market Orientation
[3]- Kotler
[4]- Customer Orientation
[5]- Competitor Orientation
[6]- Intra-Functional Coordinate
[7]- Intelligence Generation
[8]- Intelligence Dissemination
[9]- Responsiveness to The Generated and Disseminated Intelligence
عنوان : تحقیقات بازاریابی پیوسته و آنلاین ( کامپیوتری )
قالب بندی : word
تعداد صفحات : 17
محتویات
تحقیقات بازاریابی پیوسته و آنلاین ( کامپیوتری )
مقدمه
- طرح اجرای تحقیقات بازاریابی پیوسته آنلاین
3) اصول تحقیقات بازاریابی آنلاین نظامدار
گروه های کنترلی و تجربی مشابه
" دانش فعال "
" تجربیات صریح و ضمنی "
تعیین حساسیت قیمت
تعیین تاثیرات اوراق سازی / وفاداری به نمونه کالا
سفارش مجدد کاتالوگ
مباحث و نتایج
و . . .
قسمتی از متن
تحقیقات بازاریابی پیوسته و آنلاین ( کامپیوتری )
تصمیمات بازاریابی نوعاً بر مبنای تحقیقاتی که ، از طریق خدمات پستی سریع ، پیام مراکز خرید ، گفتگوی تلفنی ، مذاکرات گروهی منسجم و موردی از این صورت می گیرند ، اتخاذ می شوند . این شیوه های مربوط به تحقیقات بازاریابی وقت گیر و پر خرج بوده ، و برای دستیابی به نتایج دقیق مستلزم تلاش و کوشش زیادی می باشد . این مقاله شیوه نوینی را برای انجام تحقیقات بازاریابی آنلاین ارائه می دهد ة که بر مبنای چندین نظریه از جمله دانش فعال و موثر ، گروههای کنترلی و تجربی مشابه ، و تجربیات صریح و ضمنی می باشد . این نظریات ، توام با فرصت هایی که به واسطه تعداد فراینده خریداران آنلاین ایجاد می شوند ، می توانند تحقیقات بازاریابی سریع ، منظم و کم هزینه ای را سبب گردند .
مقدمه
پیش بینی رابطه بین متغیرهای بازاریابی و متغیرهای واکنشی در تصمیمات مربوط به فعالیتهای تجاری که ، در آنها بازاریابی و خرید و فروش بهم وابسته است ، از اهمیت برخوردار می باشد ، این مثال ساده را در نظر بگیرید که ، یک خرده فروش باید قیمتی که با آن کالایی خاص را به فروش برساند ، تعیین نماید . یک تصمیم گیری اصولی خرده فروش را بر آن می دارد که رابطه بین قیمت کالا ( متغیر بازاریابی ) و تقاضای کالا ( متغیر واکنشی ) را در قیمت گذاریهای مختلف مورد توجه قرار دهد . حال مثال را پیچیده تر در نظر بگیرید ، وضعیتی را فرض کنید که خرده فروش احساس می کند که انجام تبلیغات برای کالا به در آمد فراینده ای منجر خواهد شد. این تبلیغات ممکن است به شکل کاهش موقتی قیمت که از طریق بکارگیری کوپن حاصل می شود صورت گیرد . تعیین بهای اعتباری کوپن قیمت موثری که با آن کالا به فروش می رسد را مشخص می نماید و این قیمت موثر تنها در صورتی مشخص می گردد که تقاضا در مراحل قیمت گذاری مختلف معلوم باشد . با این وجود اگر سایر تاثیرات در نظر گرفته شوند ، تصمیم گیری سخت تر می شود . اگر خرده فروش چندین نمونه کالا را به فروش برساند ، کاهش قیمت یک نمونه خاص به خریداران ممکن است در طی دوره تبلیغ ، آن کالا را به مقدار زیاد ذخیره نمایند ، که این امر به کاهش فروش کالایی که در دوره تبلیغ و در آمدهای خالص ثابت را دنبال می کند ، می انجامد .
این مثالهای بالا بیانگر پیچیدگی بازاریابی و خرید و فروش می باشند . فردی ممکن است اینطور مطرخ نماید که این مساله تابع شیوه های تحلیلی است و بگوید که تصمیمات آگاهانه مبتنی بر بازاریابی و خرید و فروش مستلزم پیش بینی رابطه بسیار متنوع بین متغیرهای بازاریابی و متغیرهای واکنی باشند . به عبارت ساده تر ، آنها مستلزم این هستند که بدانیم که ، در زمان متغیر یک یا چند متغیر بازاریابی ، متغیرهای واکنشی چطور تغییر پیدا خواهند کرد . پیش بینی عملکرد یک متغیر واکنشی در هنگام تغییر متغیر بازاریابی نیازمند اطلاعات و اگاهی هایی می باشد . شاخصاً این اطلاعات از طریق تحقیقات بازاریابی که ، بواسطه خدمات پستی سریع ، پیام های مراکز خرید ، گفتگوهای تلفنی ، مذاکرات گروهی متمرکز و مواردی از این دست صورت می گیرند ، گرد آوری می شوند . در مثال ساده ای که در بالا عنوان شد ، شخص ممکن است از طریق گفتگوهای تلفنی از مشتریان بخواهد که احتمال خرید کالای مورد نظرشان را در قیمت گذاری های مختلف تشریخ نمایند و این اطلاعات گردآوری شده را بکار گیرد تا رابطه بین متغیر بازاریابی ( قیمت ) و متغیر واکنشی ( تقاضا) را تعیین نماید . تاثیر متقابل یک شخص بر دیگری که در برخی از این شیوه های گرد آوری اطلاعات ( برای مثال ، در گفتگوی تلفنی ) ضروری است ، توام با مدت زمان زیاد انجام کار ( برای مثال ، بواسطه زمان انتقال یک پست سریع به سوی و از طرف فرد پاسخگر ) و مقدار موثر اوقات – شخص بیانگر این شکل قدیمی تحقیقات بازاریابی اند که پرخرج ، کند و مستعد خطا و اشتباه می باشند .
گسترش سریع اینترنت فرصتی را برای انجام تحقیقات بازاریابی آنلاین ( OMR ) فراهم نموده است . در واقع بر اساس برخی پیش بینی ها ، حدود 60 در صد جمعیت ایالات متحده و اتحادیه اروپایی به اینترنت دسترسی دارند . بطور کلی ، این نواحی یاد شده همچنین بر طبق " مجمع تحقیقات بازاریابی بریتانیا ( BMRA ) و مجمع متخصصان تحقیقات بازاریابی و نظریه پرداز دنیا
( ESOMAR ) ، سهم عمده قدرت خرید دنیا را در دست دارند . جدای از این ، نواحی مختلفی در آسیا دسترسی فزاینده ای به اینترنت یافته اند . این پذیرش گسترده اینترنت بخش وسیعی از جمعیت را به اینترنت قابل دسترس می سازد و این اطمینان را ایجاد می کند که نیازها و سلایق یک جمعیت عمده ا ی از مشتریان بطور آنلاین و پیوسته جامه عمل پوشانده شود . هدف این مقاله این است .
از طریق تحقیقات بازاریابی پیوسته و آنلاین ( OMR ) ، امکان تهیه اطلاعات تجاری عملی راسریعاً ، اصولی و نظامدار ، و بطور کم هزینه فراهم نماید . اگر پیچیدگی تصمیمات مبتنی بر بازاریابی و خرید و فروش را در فعالیتهای تجاری مدرن ، و نیز محدودیت های مکانی که لزوماً تحت تاثیر شیوه کار بردی کاغذ قرار دارند ، را در نظر بگیریم ، می بینیم که باید بر برخی جنبه های مهم تحقیقات بازاریابی پیوسته ( OMR ) تاکید نمائیم . ما ، بطور ویژه ، آن جنبه هایی را مد نظر قرار می دهیم که در تلاشهای مربوط به درک اجرای تحقیقات بازاریابی پیوسته مفید واقع خواهند شد . ما بقیه این مقاله را بر طبق آنچه که در ذیل می آید ترتیب داده ایم . در بخش 2 ، ما یک دیدگاه کلی مفهومی از یک سیستم را ارائه می دهیم و یک طرح اساسی که برای اجرای ( OMR ) قابل کاربرد باشد را تشریح کنیم . تاکید ها بر رویدادهای ثابت سیستم نمی باشد ، چون اینها به سرویس دهنده تجاری که ، OMR در آن اجرا می گردد ، وابسته می باشند . در عوض ، ما بیشتر بدنبال این هستیم که نظریاتی راجع به زنجیره رویدادهایی که رخ می دهند ، مراحل مختلف کنترل OMR ، نوآوری های متنوعی که در این مقاله مطرح می شوند ، اشاره نمائیم . معتقدیم که این نوآوری ها برای OMR مهم و پر اهمیت هستند که مفصلاً آنها را در بخش 3 بحث خواهیم کرد . در بخش 4 ، دیدگاهی کلی درباره انواع اطلاعات تجاری عملی که ، بر حسب سیستم پیشنهادی و الگوریتم ها قابل حصول می باشند ، را ارائه می دهیم . ما در بخش 5 ، نتیجه گیری را همراه با یک سری مباحث انجام می دهیم .
2- طرح اجرای تحقیقات بازاریابی پیوسته آنلاین
تشخیص فرق بین تخقیقات بازاریابی پیوسته ( OMR ) و تحلیلهای تجاری قدیمی مفید و موثر می باشد . تحلیلهای تجاری قدیمی اطلاعات موجود ، که در طی عملکردهای معمولی گرد اوری می شوند ، را بکار می گیرند تا روابط بین متغیرها ( که شامل متغیرهای بازاریابی و واکنشی هستند ) را دریابند . در مقابل ، تحقیقات بازاریابی پیوسته عمداً متغیر داده ، واکنش متناسبی را دریافت می کنند . از اینرو ، اطلاعات حاصله از تحقیقات بازاریابی آنلاین برای برقراری رابطه بین متغیرهای بازاریابی و واکنشی خاص مناسب تر می باشند . برای مثال ، در نظر بگیرند که یک تولید کننده ، بعنوان بخشی از کاربرد طرح یک محصول جدید ، قصد دارد از بهایی ( فایده ای ) که خریداران به ویژگی های مختلف محصول نسبت می دهند آگاهی یابد . چنین اطلاعاتی به تولید کننده این امکان را می دهد که در محصول جدید ویژگی های مساعد و مطلوب را بکار گرفته و ویژگی هایی که برای خریداران مطلوب و سودمند نمی باشد ، را بر طرف نماید . در تحلیلهای تجاری قدیمی بیشتر سعی بر این است که سودمندی ویژگی های را از فروشهای تاریخی نمونه های مختلفی که تولید کننده به فروش رسانده است ، معلوم و مشخص نمایند . با این وجود ، چون ویژگی معینی که ، همیشه حاضر و موجود بوده وجود دارد ، این امکان وجود ندارد تا معلوم سازیم که آیا نبود آن ویژگی ، بر فروشها تاثیری خواهد داشت یا نه . از طرف دیگر ، تحقیقات بازاریابی آنلاین ویژگی ها را تغییر میدهد و سعی بر این دارند که احتمال خریدارانی که محصول ساخته و پرداخته را مشخص می سازند ، را تعیین نمایند ( برای مثال ، بواسطه یک بررسی از کاربران احتمال خرید یکی از چند محصول ساخته و پرداخته را مشخص می سازند ) اگر چه شیوه های اصولی و نظامدار ی برای دست یابی به محصولات ساخته و پرداخته وجود دارند ، ما بر آنیم که تاکید نمائیم که اطلاعاتی که تحت تاثیر پراکتیو متغیر بازاریابی گرد آوری می شوند برای برقراری رابطه بین بازاریابی ( ویژگی های محصول ) و متغیر واکنشی ( فروشها ) مناسب تر خواهند بود .
در OMR ، تغییر متغیر بازاریابی بصورت پیوسته و آنلاین انجام می شود و واکنش ها نیز به صورت آنلاین و پیوسته دریافت می شوند
بدین سبب که فرایند تغییر متغیر بازاریابی و در یافت واکنش ها نمی توانند مانع عملیات نرمال سایت گردند ، مادر ابتدا سایت را تشریح نموده ، و تاکید می کنیم که چطور تغییر متغیر بازاریابی حاصل می گردد . ما فرض براین می داریم که وب سایتی وجود دارد که صفحاتش شامل محتوای شاخص سایتهای آنلاین و پیوسته می باشد . فضایی برای تبلیغات با نشان افقی و یا عمودی وجود دارد ، و نیز فضای برای محتوای اصلی صفحه موجود می باشد . " کانون های بحران " که در داخل محتوای اصلی جای دارند ، و یا کنترل های رد یابی به بازدید کننده این امکان را می دهند سایت را رد یابی کرده و در معاملات پبشنهادی توسط سایت مشارکت نمایند . محتوای تبلیغات نشان دار بواسطه منطقی انتخاب می شود ، در سیستم فرعی پبشنهادی " سرویس دهنده تجاری که ، سایت آنلاین بر روی آن گسترش یافته است ، درج گردیده است . فعالیتهای معینی ( برای مثال ، یک خرید ) مستلزم این هستند که فرد وارد سیستم شود ، در حالیکه در سایر فعالیتها نیازی نیست که فرد توسط سیستم شناسایی شود . در چنین حالتی ، فرد می تواند بعنوان یک کاربر بی نام و امضاء سایت را پویش و جستجو نماید .
متغیر بازیابی توسط آگهی های با نشان افقی یا عمودی تغییر می یابد . برای مثال ، زمانی که قیمت ، یک متغیر بازاریابی است ، یک کوپن با یک نشان افقی یا عمودی به کاربر نشان داده خواهد شد کوپن قیمت موثر کالا را برای خریدار تغییر می دهد ( تغییر در متغیر بازاریابی ) و قبول کوپن توسط کاربر ( از طریق کلیک کردن ) و بازپرداخت بعدی متغیر واکنشی است .
مکانیسمهای دیگری وجود دارند که برای تغییر متغیر بازاریابی قابل بکارگیری می باشند ، هر چند که ما در این مقاله فرض براین داریم که همه متغیرهای بازاریابی بواسطه تغییر محتوای نشان های افقی یا عمودی تغییر می یابند . این امر به هیچ وجه از عمومیت شیوه پیشنهادی نمی کاهد و به بحث و بررسی های دقیق تر کمک می کند .
و . . .
عنوان :طراحی و تدوین برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی شرکت شیرآلات چشمه در سال 1392
قالب بندی : word
تعداد صفحات: 39
همراه با نمودار وشکل
محتویات
چکیده
مقدمه
روش تحقیق
تعریف بازاریابی
اهمیت بازاریابی،در نمودار سازمانی بنگاه
مدیریت بازاریابی (Marketing Management )
تعریف مدیریت استراتژیک
استراتژی بازاریابی (Marketing Sterategy )
برنامه ریزی بازاریابی (Marketing Planning )
موانع اجرای برنامه های بازاریابی از دیدگاه فلیپ کاتلر
پیش فرضها و دیدگاها در طراحی برنامه:
الف- تهیه یک برنامه تقریبا استاندارد:
ب- تفکر حاکم بر تدوین برنامه بازاریابی مزبور تا حدی مبتنی بر تفکر فروش یا نگاه از داخل به خارج می باشد
ج-عدم تحمیل بار مالی قابل ملاحظه:
خلاصه اجرایی طرح:
الف-اهداف و خط مشی:
ب-استراتژیها
ج- فرآیند عملیات بازاریابی همگون برای فروش بیشتر یا مورد نظر و کسب سهمی از بازارخارجی انتخاب شده و بررسی حضور و کسب تجربه در این بازارها:
گزینش محصولات صادراتی و تجزیه و تحلیل شرکت و محیط صنعت:
الف- محور اصلی و رقابت بر اساس محصولات منتخب در بازارهای هدف:
ب- تجزیه و تحلیل وضعیت شرکت بر اساس مدل swot :
ج- تجزیه و تحلیل وضعیت شرکت بر اساس مدل رقابتی پورتر:
طراحی و تدوین خط مشی ها و سیاستهای بازاریابی:
الف- سیاستها یا خط مشی های تحقیقات بازاریابی و سیستمهای اطلاعاتی بازاریابی:
ب- سیاستها یا خط مشی های دوره عمر محصول:
ج- سیاستها یا خط مشی های جایگاه یابی محصول در بازار:
موضع یابی-Positioning:
درک موضع محصول:
چند اصطلاح:
محصول جدید:
د- سیاستها یا خط مشی های فروش
پیشبرد فروش:
فروش حضوری
مزیتهای نسبی فروش حضوری:
خصوصیات شغلهای فروشندگی:
فرایند استراتژیک فروش حضوری:
جلب توجه
فعالیتهای پس از فروش
مدیریت استراتژیک نیروی فروش
ه- سیاستها یا خط مشی های تجارت الکترونیک
برنامه آمیخته بازاریابی به عنوان تدابیری برای اجرا:
روشهای ترفیع:
فرآیند ارتباطات:
تعیین ترکیب فعالیتهای ترفیعی و تشویقی:
مزایای تبلیغات و آگهی ها:
تنظیم بودجه بازاریابی
کنترل و تدابیر نظارتی بر برنامه بازاریابی
الف- تجزیه و تحلیل فروش:
ب- تجزیه و تحلیل سهم بازار:
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات:
قسمتی از متن
چکیده:
انگیزه اصلی این مقاله شناخت ، پالایش و بررسی اطلاعات بازار به منظور طرح برنامه بازار برای ارائــه به مدیریت جهت اخذ تصمیمهـای به موقع، سریع و درست است.
این طرح براساس شناخت چرخه بازار از تولیدکننده تا مصرف کننده نهایی، شکل گرفته است، چرا که یک چرخه بازار موفق چرخه ای است که:
1 - برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی کردن برنامه ها در سازمانها را تسهیل کرده و به آنها جهت بخشد؛
2 - در دوران شکوفایی و دوران رکود اقتصادی بتواند مدیران را در تنظیم برنامه تولید، عرضه و برنامه های بازاریابی و... یاری کند؛
3 - یک چرخه بازار موفق زمانی به انتها می رسد که کالای تولیدشده به دست مصرف کننده رسیده و نظرات او را تامین کند؛
4 - یک چرخه بازار موفق می بایست باعث بالارفتن سطح مصرف، بالابردن رضایت مصرف کنندگان، بالابردن سطح انتخاب و … گردد.
در این مقاله مسائل زیر مورد برسی قرار می گیرد،
واژگان کلیدی:
زنجیره تامین،بازاریابی،برنامه ریزی استراتیک،آمیخته بازاریابی،فروش،ترفیع
مقدمه:
با چرخش گردونه زمان و ورود به قرن بیستم و یکم ، شرایط جهانی و بستر زندگی انسان به گونه ای ناباورانه تغییر یافته است . ژرفای این تغییرات نه تنها نسبت به آغاز قرن بیستم که حتی در مقایسه با دو دهه پیش از آغازهزاره سوم میلادی ، به شدت محسوس و هویدا است. ظهور و گسترش کاربرد فناوری ارتباطی – الکتریکی را باید زمینه ساز این تحولات شگرف و سریع در همه زمینه های کار و تلاش انسان تلقی کرد که در پرتو آن ، پدیده جهانی شدن ، فارغ از محدودیتهای مرزبندی شده پیشین ، رخ نموده است.
در نتیجه این پدیده ، فعالیت انسانی و فراتر از آن ، فرآیندهای تولید و مصرف ، از این پس در فضایی آزادانه تر سامان می یابد. دامنه این محدودیت زدایی از حرکت سرمایه تا جریان ورود و خروج کالا به کشورها ، از آموزش و پرورش تا تنظیم روابط داخلی ، از اقتصاد و بازرگانی تا طراحی و تولید محصول ، سیاست و حکومت گری تا مدیریت و خلاقیت ، از طبیعت مداری و زیبایی شناسی هنری تا صنعت پردازی و نوآوری و از اندیشه تا انگیزه به روشنی قابل مشاهده است.
با این همه ، مفهوم ابتدایی و ساده "داد و ستد " همچنان محور تمام فعالیتهای روزمره فردی و سازمانی را تشکیل می دهد. در واقع ، این همان نیاز بنیادین انسان به نهادینگی ارتباطات اجتماعی و تعامل فکری است که همه تحولات فنی و نوپردازی های تکنولوژیکی را حول محور خود شکل دهد. به بیان ساده می توان گفت که علیرغم تداوم وسرعت تغییرات در سالهای اخیر ، نکته اصلی این نیست که ما "چه کاری " انجام می دهیم بلکه موضوع "چگونگی انجام کار" است که در فضایی جهانی شده تحول یافته است.
در همین راستا ، بازارشناسی و بازاریابی نیز به گونه ای تخصصی تر و پیچیده تر نفش تعیین کننده خود راغ در موفقیت یا عدم موفقیت تولید و عرضه کالا به بازار ،تداوم بخشیده و بی تردید از جایگاه حساستری برخوردار شده است . با حضور قدرتمند سیستمهای اطلاعاتی مبتنی بر کامپیوتر و با استفاده از فناوری های پیشرفته مخابراتی و گسترش رسانه های همگانی ،بازارابی به ناگزیر بیرون ازب چارچوب ایستا و سنتی خود ، فرآیندی پویا و استراتژیک به خود گرفته است. بازاریابی درگیر همانند گذشته جایگاه مجردی در حد فاصل تولید و مصرف نداشته داست بلکه دامنه حاکمیت آن حتی از پیش از مرحله طراحی و تولید کالا ، تا پس از مرحله مصرف را دربر می گیرد . رشد تجارت الکترونیکی طی سالهای اخیر را باید بی شک ، قوی ترین جهش در تاریخ به شمار آؤرد . چندان که برخی را اعتقاد بر این است که "بازاریابی سنتی " نه تنها در حال احتراز بلکه موجودی بی جان است.
به موازات تنوع گرایی کالاها و خدمات و پیچیدگی در تولید بازاریابی نیز فرآیندی ریز پردازانه و چند جانبه به خود گرفته است و در چارچوب دانشی فراگیر ، تئریها و فنون ویژه خود را شکل داده است. تدوین الگوهای کمی و کیفی همراه با متغییرهخای ملی و فراملی در هدف گذاری ، تدوین استراتژی ، اجرای عملیاتی و غلبه بر محدودیتهای زمانی و مکانی مطرح شده است.
در حال حاضر ، مرزهای بازاریابی از دادو ستد یا تجارت الکترونیکی فراتر رفته و می رود تا بازرگانی متحرک را نیز پشت سر گذارد. در چنین شرایطی که دادو ستد متحرک ،محدودیتهای زمانی و مکانی را از میان برده کسب اطلاعات بازار و عملیات بازرگانی به صورت "لحظه ای و آنی " درآمده ،جایگاه "برنامه ریزی عملی" در فرآیند بازاریابی بیش از پیش اهمیت می یابد . بویژه در شرایطی که رشدو توسعه بی امان تکنولوژی اطلاعاتی – ارتباطی، رقابت در پهنه محلی و جهانی را فشرده تر و دشوارتر ساخته است. از این رو وجود برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی نه تنها پشتوانه ای در موفقیت الگوهای مدیریت بازار تلقی می شود ، بلکه در تخصیص بهینه منابع در سطح کشور و سازمانها و همچنین در تعامل با پدیده "جهانی شدن" و" توسعه پایدار" قابلیت های سازمانها را نیز در کسب مطلوبیت بیشتر افزایش می دهد. به بیان ساده تر ، شرایط نوین در گستره بازار فرامرزی کالاها و خدمات ، موجب ناموازنگی و مدیرت بازار و بی ثباتی برنامه ریزی سنتی بازاریابی شده و برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی را الزام آورساخته است.(اسلام ، 1385،1)
روش تحقیق:
در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی استفاده گردیده است .
روش جمع آوری اطلاعات آمیزه ای از روش مصاحبه باز ، میدانی و کتابخانه است.
تعریف بازاریابی:
«بازاریابی به مجموعه فعالیتهایی از بازرگانی اطلاق می شود که جریان کالاها یا خدمات را از تولید کننده تا مصرف کننده یا استفاده نهایی ،هدایت می کند.»
بازاریابی یا(marketing ) در واژگان انگلیسی به معنی « به بازار رساندن» ، «بازاری کردن» یا کلیه عملیاتی است که در فاصله تولید تا مصرف باعث تسریع در جریان هدایت کالا(یا خدمات) به سمت مصرف کننده می گردد.در حقیقت طیف فعالیتهای بازاریابی شامل: خرید مواد اولیه ،تولید ،کنترل کیفیت ،حمل به انبار ،انبارداری ،آماده سازی برای مصرف ،ضد عفونی کردن ،انجماد ،بسته بندی ، حمل به مراکز توزیع عمده فروشی و خرده فروشی ،انتقال به بازارهای دور و نزدیک ،تعیین قیمت ،تعیین عوامل فروش ،شناسایی مشتری ،فروش وخدمات بعد از فروش است.
اهمیت بازاریابی،در نمودار سازمانی بنگاه:
جایگاه هر یک از عناصر ستادی یا اجرایی در نمودار سازمانی یک شرکت یا بنگاه تولیدی نشانه اهمیت ،قدرت و ارتباط آن با اهداف اصلی یا ماموریت ان تشکیلات است. به عنوان مثال، اگر فعالیتهای بازاریابی یک شرکت در سطح معاونت مدیر عامل مطرح گردد نشانه اهمیت نسبتاً بالای فعالیتهای بازرگانی( بویژه فروش و بازاریابی) است.در حالیکه اگر فعالیتهای بازاریابی در سطح یک مدیریت ودر تابعیت معاونت بازرگانی باشد ،نشانه اهمیت کمتر آن خواهد بود. هم چنین در شرایطی که واحد بازرگانی از اهمیت نسبی بالایی برخوردار است، اگر حیطه نظارت آن واحد فقط محدود به فروش و تبلیغات و تحقیقات بازاریابی باشد،موقعیت نسبتاً ضعیفی خواهد داشت،در صورتی که اگر در حیطه نظارت واحد بازاریابی ، مسائل: خرید، اعتبارات، روابط عمومی، توزیع فیزیکی کالا، تحقیق و توسعه، تبلیغات و فروش قرار گیرند، واحد بازاریابی دارای موقعیت محکم تر و استوارتری خواهد بود و چنانچه واحد بازاریابی بر کلیه فعالیتهای یک بنگاه تولیدی ، اشراف داشته باشد، کمال قدرت واحد بازاریابی خواهد بود.
در بازارگانی پیشرفته «خریدار» محور کلیه فعالیتهای یک بنگاه اقتصادی است و هدف موسسه بازرکانی صرفاً افزایش فروش ، دستیلبی به بازارهای جدید ، خارج کردن رقبا از بازار ،تسخیر بازار و بالاخره افزایش قدرت مالی و اقتصادی بنگاه و به حداکثر رسانیدن منافع صاحبان سهام شرکت یا مالکین بنگاه می باشد.
بدیهی است در چنین شرایطی افق دید مدیران بنگاه باید بسیار گسترده و ژرف بوده و منافع بلند مدت بنگاه (ولو با وجود هزینه های اضافی) مد نظر قرار گیرد.
مدیریت بازاریابی (Marketing Management ):
مدیریت بازاریابی فرآیند کاملی از برنامه ریزی ، سازماندهی ، تامین پرسنل و هدایت و رهبری، مجموعه ی فعالیتهای پژوهشی در مورد بازار و محیط بازاریابی ، نیازهای مشتریان،تولید کالاهای اداری پتانسیل فروش و سعی در پیشبرد فروش آنها از طریق ایجاد تنوع و تغییرات لازم در زمان و مکان برای رسیدن به هدف حداکثر سود و تسلط بر بازار از طریق به کار بستن استراتژیهای هفتگانه ی، آمیخته بازاریابی است.
تعریف مدیریت استراتژیک :
با توجه به اهمیت زیاد مدیریت استراتژیک و نقش آن در استراتژیهای بازاریابی اتدا چند تعریف متفاوت دراین زمینه ارائه می گردد.
مجموعه تصمیمات و فعالیتهایی که موجد صورت بندی و اجرای استراتژی طراحی شده برای دستیابی به هدفهای سازمان.(پیرسون و رابینسون، 18،1380)
روش منطقی ،عینی و سیستماتیک برای اتخاذ تصمیمات بزرگ در یک سازمان در مدیریت استرتژیک سعی می شود اطلاعات کمی و کیفی بگونه ای تنظیم گردند که بتوان در شرایط نا مطمئن تصمیماتی اثربخشش اتخاذ نمود. (دیوید، 24،1382)
فرایند مداوم اطمینان از تناسب برتر رقابتی یک سازمان و مخیط در حال تغییرش می باشد . در این تعریف,مدیریت استراتژیک عبارت است از : برنامه ریزی استراتژیک +اجرا+پایش(کاتلر،1998، (196
استراتژی بازاریابی (Marketing Sterategy ) :
کانون اصلی استراتژی بازاریابی ، تخصیص مناسب و هماهنگ نمودن فعالیتها ، منابع بازاریابی است به منظور تامین اهداف عملیاتی شرکت از حیث یک بازار محصول خاص . لذا ، مسئله اصلی مربوط به قلمرو استراتژی بازاریابی ، عبارت است از تعیین بازارهای خا هدف خاص برای یک خانواده محصول و یا یک محصول خاص ، سپس ، شرکتها از طریق آمیخته بازاریابی طبق نیازها و خواسته های مشتریان بالقوه در آن بازار هدف ، بدنبال مزیت رقابتی و ایجاد هم افزایی می باشند .(داکر،39،1389)
برنامه ریزی بازاریابی (Marketing Planning ) :
برنامه ریزی فرآیندی است که از مراحل هماهنگ و پیوسته ی تعیین اهداف بلند مدت ،اهداف کوتاه مدت ،بررسی و مطالعه امکان انجام کار ،پیش بینی روشهای احتمالی یا معین عملیاتی با استفاده از منابع مالی ، فنی و انسانی موجود یا مفروض ، با کمترین هزینه و بیشترین بازده تشکیل ونهایتاً به تصمیم گیری منجر می شود.
برنامه ریزی بازاریابی سلسله عملیات هماهنگ ، منسجم و هم جهت با استراتژی بازاریابی بنگاه اقتصادی است که با توجه به عناصر آمیخته بازاریابی باعث تسهیل در رساندن کالا از تولید کننده به مصرف کننده شده و هدف یا سود مورد انتظار تولید کننده را تامین نماید.
موانع اجرای برنامه های بازاریابی از دیدگاه فلیپ کاتلر
کلمات کلیدی : تعریف بازاریابی,اهمیت بازاریابی,در نمودار سازمانی بنگاه,تعریف مدیریت استراتژیک ,مدیریت استراتژیک نیروی فروش,سیاستها یا خط مشی های تجارت ال
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:
لینک دریافت فایل از سایت اصلی
ادامه مطلب ...
عنوان : قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران
قالب بندی :word
تعداد صفحات : 21
محتویات
فصل اول : تعاریف
فصل دوم : قلمرو اجرایی قانون و مقررات اجرایی آن
فصل سوم : طرح مدیریت ذخایر آبزیان
فصل چهارم : تعاونیها ، خدمات و تاسیسات بندری
فصل پنجم : تکثیر و پرورش آبزیان
فصل ششم : فعالیتهای صیادی
فصل هفتم : ضوابط روشهای کنترل محصولات آبزی
فصل هشتم : حفاظت از محیط زیست آبزیان
قسمتهایی از متن
فصل اول : تعاریف
ماده 1 – اصطلاحات و کلماتی که در قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران که از این پس در این آیین نامه به اختصار قانون نامیده می شود و در مقررات اجرایی آن و این آیین نامه بکار برده شده است دارای مفاهیم زیر است :
1- آبزیان : عبارتند از کلیه موجودات زنده اعم از جانوری و گیاهی آبهای شیرین ، شور و لب شور دریا یا موجوداتی که مراحلی از چرخه زندگی ( شامل کلیه مراحل رشد و نمو از قبیل تخم ، لارو و نوزادی و غیره ) و یا مدت زیادی از عمر خود را در آب طی می کنند .
2- آبزیان قابل پرورش در آبهای طبیعی و نیمه طبیعی داخلی : عبارت است از آن دسته از ماهیها ، سخت پوستان ، نرمتنان ، گیاهان آبزی که ارزش اقتصادی و پرورشی دارند .
3- آبزی دار کردن : عبارت است از رها سازی گونه های بومی آبزی که ذخایر آن از بین رفته یا در حال انقراض است و نیز رها سازی گونه های غیر بومی به یک منبع جاری یا ساکن از آبهای داخلی به دلایل زیستی اکولوژیکی یا اقتصادی .
تبصره – آبزی دار کردن از دو طریق زیر صورت می گیرد :
الف – تکثیـر : به فعالیتی گفته می شود که موجب ازدیـاد یک گونه خاص از موجودات آبـزی به روش مصنوعی ، نیمه مصنوعی و یا طبیعی گردد .
ب ) پرورش آبزیان : شامل مجموعه فعالیتهایی است که جهت نگهداری موجود آبزی پس از خروج از تخم و آغاز فعالیت تغذیه ای تا مرحله عرضه به بازار انجام می شود .
4- پروانه تکثیر و پرورش آبزیان : اجازه نامه ای است با عناوین موافقت اصولی ، پروانه تاسیس یا بهره برداری که اشخاص حقیقی و حقوقی در چارچوب شرایط مندرج در آن مجاز به تخصیص منابع ، احداث و بهره برداری از تاسیسات تکثیر و پرورش آبزیان می باشند .
5- مزرعه پرورش آبزیان : به محل پرورش انواع آبزیان اطلاق می گردد .
6- عمل آوری : هرگونه عملیاتی است که برروی آبزی پس از خروج از آب به منظور عرضه به بازار یا تولید محصولاتی شیلات انجام می گیرد ، مانند : شستشو ، آماده سازی ، بسته بندی ، نگهداری ، انجماد ، فیله سازی ، نمک سود کردن ، دودی کردن ، ترشی کردن ، کنسرو کردن ، تولید خمیر و پودر کردن .
7- تاسیسات عمل آوری : عبارتست از مکان ، کـارگـاه ، کـارخانه یا شناوری که در آن یک یا چند نوع عملیات عمل آوری انجام می شود .
8- صید : عملیاتی است که به منظور خارج کردن آبزیان از محیط زیست طبیعی آنها صورت می گیرد .
9- پروانه صید : اجازه نامه ای است که به منظور انجام فعالیتهای صیادی اشخاص حقیقی و حقوقی صادر شده است و در آن برحسب مورد مشخصات شناور ، روش صید ، نوع و میزان ابزار و ادوات ، گونه ، میزان سهمیه صید ، منطقه صید ، مالک یا مالکین شناور مشخص می شود .
10- بندر صیادی : به محدوده ای از ساحل دریا ، دریاچه ، یا رودخانه اطلاق می شود که به جهت دارا بودن پناهگاه طبیعی ( خور یا آبراهه مناسب ) یا مصنوعی ( موج شکن ) و تاسیسات ساحلی دیگر ، پهلوگیری و تخلیه صید بوسیله شناورهای صیادی در آن امکان پذیر بوده و اکثر شناورهای فعال در آن شناور های صیادی می باشند .
11- ارزیابی ذخایر : کاوشهایی است که جهت تعیین میزان اولیه ( مرجع ) توده زنده آبزیان صورت می گیرد .
12- شانورها ، آلات و ادوات غیر مجاز : کلیه شناورها و آلات و ادوات صیادی که استفاده از آنها برابر مقررات مجاز اعلام نشده است .
13-وزارت نیرو و سازمان مدیریت منابع آب کشور و سازمانهای آب منطقه ای و سازمان آب و برق خوزستان .
فصل دوم : قلمرو اجرایی قانون و مقررات اجرایی آن
ماده 2- قلمرو اجرایی قانون و مقررات اجرایی آن عبارت است از :
1- آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران ( آبهای داخلی ، دریای سرزمینی و منطقه انحصاری اقتصادی ) در خلیج فارس و دریای عمان به ترتیب مقرر در قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران و مقررات اجرایی آن
2- آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر
3- آبهای داخلی و مرزی ایران از قبیل : آبهای موجود در دریاچه های طبیعی و مصنوعی و پشت سدها ، رودخانه ها ، آبگیر ها طبیعی و مصنوعی ، آبرهها ، تالابها ، مردابها اعم از شور ، شیرین یا آبهای لب شور ساحلی و مصب رودخانه ها
فصل سوم : طرح مدیریت ذخایر آبزیان
ماده 3 – طرح مدیریت ذخایر آبزیان با هدف شناسایی و معرفی ذخایر قابل بهره برداری براساس تحقیقات علمی و نیازهای اجتماعی و اقتصادی توسط شرکت سهامی شیلات ایران که از این پس دراین آیین نامه به اختصار شیلات نامیده می شود تهیه و پس از تایید کمیسیونهای مدیریت بهره برداری ذی ربط توسط وزیر جهاد سازندگی جهت اجرا ابلاغ می گردد .
تبصره 1- شیلات طرح مدیریت ذخایر آبزیان و تدابیر اتخاذ شده در اجرای آن را به نحو مناسب منتشر می نماید
تبصره 2 – شیلات مکلف است در هنگام تهیه طرح مدیریت ذخایر آبزیان با صیادان یا نمایندگان آنها و اتحادیه شرکتهای تعاونی صیادی ذی ربط و همچنین سایر اشخاص ذینفع مشورت نماید .
تبصره 3 – شیلات طرح مدیریت ذخایر آبزیان را پس از طی مراحل فوق تهیه و به سازمان بنادر و کشتیرانی اعلام می دارد .
ماده 4- کمیسیون های مدیریت بهره برداری ذخایر آبزیان عبارتند از :
1- کمیسیون مدیرت بهره برداری ذخایر آبزیان خلیج فارس و دریای عمان
2- کمیسیون مدیرت بهره برداری ذخایر آبزیان دریای خزر
3- کمیسیون مدیرت بهره برداری ذخایر آبزیان آبهای داخلی
تبصره – نحوه تشکیل ، شرح وظایف و اعضای این کمیسیونها طی دستورالعمل که بوسیله شیلات تهیه و به تایید وزیر جهاد سازندگی می رسد ابلاغ خواهد شد .
= = = = = = = = == = = == = = = = = = = = = = = = = == = = = = =
قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران
ماده 1- منابع آبزی آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران ثروت ملی کشور بوده، حفظ وحراست آن از وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران می باشد. مدیریت حفاظت و بهره برداری این منابع در جهت تامین منافع ملی کشور براساس این قانون و مقررات اجرایی آن اعمال می گردد.
ماده 2- قلمرو اجرایی این قانون و مقررات اجرایی آن، بجز مواردی که دراین قانون تصریح شده است، کلیه آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران اعم از آبهای داخلی، مرزی و دریایی می باشد.
ماده 3- شرکت سهامی شیلات ایران به منظور افزایش کمی و کیفی تولید محصولات آبزی، حمایت از اشخاص حقیقی وحقوقی فعال دربخش شیلات و آبزیان و مدیریت ، توسعه و بهره برداری منابع موجود اقدامات زیر را انجام می دهد:
1- انجام تحقیقات علمی وکاربردی پیرامون موضوعات مرتبط با آبزیان از قبیل : حیات، گونه های قابل بهره برداری، محیط زیست، میزان منابع، حفاظت و مدیریت ذخایر موجود در آبهای موضوع ماده (2) این قانون.
2- انجام تحقیقات واقدامات لازم پیرامون صید ونحوه بهره برداری، تکثیر و پرورش آبزیان وعمل آوری محصولات آبزی.
3- انجام اقدامات مربوط به مدیریت صید و اعمال مقررات مربوط به آن، حفاظت منابع، بازسازی ذخایر موجود بهسازی محیط زیست آبزیان و آبزی دار کردن اقتصادی آبهای موضوع ماده 2 این قانون.
4- تاسیس، توسعه، نگهداری و مدیریت بنادر صیادی با رعایت وظایف سایر ارگانها.
5- هدایت و نظارت بر کلیه فعالیتهای صیادی، تکثیر و پرورش آبزیان، عمل آوری، صادرات و واردات آبزیان توسط اشخاص حقیقی وحقوقی.
6- تشویق وحمایت فعالیتهای صید وصیادی، تولید وپرورش آبزیان و صنایع تبدیلی آبزیان از طریق انجام مطالعات، ارائه آموزش و ترویج و خدمات فنی و مشاوره ای .
تبصره: وظایف و اختیارات شرکت سهامی شیلات ایران در این قانون نافی وظایف واختیارات سازمان حفاظت محیط زیست نخواهد بود.
ماده 4- صید وفرآورده های عمل آوری شده بر روی شناورهای صیادی در آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران در حکم تولیدات داخلی محسوب می گردد و صدور آن تابع مقررات صادرات و واردات کشور می باشد.
ماده 5- ثبت شناور ماهیگیری توسط سازمان بنادر و کشتیرانی منوط به موافقت کتبی شرکت سهامی شیلات ایران می باشد.
ماده 6- هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نمی تواند بدون کسب پروانه معتبر مبادرت به بهره برداری آبزیان در آبهای موضوع ماده (2) این قانون نماید. شرایط صدور، تعلیق، ابطال، مدت اعتبار و نحوه تمدید و انتقال کلی یا جزئی و میزان تعرفه پروانه صید براساس آئین نامه اجرایی این قانون تعیین می گردد.
ماده 7- میزان تعرفه مربوط به شناورهای خارجی که وفق ضوابط مقرر دراین قانون اقدام به فعالیتهای صیادی در آبهای تحت حاکمیت و صلاحیت جمهوری اسلامی ایران می نمایند به پیشنهاد وزارت جهاد سازندگی و تصویب هیات وزیران تعیین می گردد.
ماده 8- تعاونیها، اتحادیه ها و شرکتهای مرتبط با صید و پرورش آبزیان با رعایت قوانین و مقررات وزارت تعاون وبا موافقت و نظارت شیلات تاسیس می شود.
ماده 9- بنادر صیادی تحت سرپرستی و نظارت شیلات اداره خواهد شد.
تبصره 1- ارائه خدمات واداره تاسیسات بندری حسب مورد می تواند به شرکتهای تعاونی یا خصوصی واگذار شود.
تبصره 2- شیلات مجاز است بابت حق ورود، پهلوگیری و توقف شناورها در بنادر صیادی مبالغی را براساس تعرفه هایی که به تصویب هیات وزیران می رسد، دریافت دارد.
ماده 10- به منظور حمایت از صیادان ساحلی، فعالیت شناورهای صید صنعتی درداخل آبهای ساحلی جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد.
ماده 11- به منظور حمایت از فعالیتهای صید و صیادی:
(الف) شیلات می تواند مالکان شناورهای صید صنعتی ایرانی وخارجی را ملزم به بیمه نمودن شناورهای خود نزد بیمه گران ایرانی یا دارای نمایندگی در ایران برای جبران خسارت احتمالی وارده از جانب این شناورها در محدوده آبهای ساحلی به شناورهای صید ساحلی بنماید.
(ب) صندوق بیمه محصولات کشاورزی مکلف است نسبت به بیمه نمودن محصولات صید شده و سایر شرکتهای بیمه نسبت به بیمه نمودن ابزار و آلات صید اقدام نماید.
(ج) شرکت سهامی شیلات ایران هنگام صدور پروانه صید و صیادی برای کلیه شناورها موظف است قبلاً بیمه نامه شناور و ابزار و ادوات را دریافت نماید.
ماده 12- حمل واستفاده از ابزار و ادوات صیادی غیر مجاز و همچنین موادی از قبیل مواد منفجره ،سمی ویا برقی که باعث ضعف، بیماری و یا مرگ آبزیان شوند ممنوع می باشد.
ماده 13- شناورهای صیادی خارجی مجاز به صید در آبهای موضوع ماده (2) این قانون نمی باشند مگر براساس شرایط مندرج در موافقتنامه های منعقده مابین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت صاحب پرچم. صید شناورهای صیادی خارجی برای شرکتهای ایرانی که با موافقت شیلات و براساس مقررات مندرج در این قانون و سایر قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران نسبت به انعقاد قرارداد با صاحبان شناورهای صیادی خارجی اقدام نموده اند، مجاز می باشد.
ماده 14- طرح مدیریت ذخایر آبهای مندرج در ماده (2) این قانون با هدف شناسایی و معرفی ذخایر قابل بهره برداری براساس مطالعات و تحقیقات علمی شیلات تهیه می گردد. این طرح باید در برگیرنده شرایط زمانی، مکانی، مقداری، روشی، گونه ای و ابزاری صید آبزیان باشد به نحوی که بهره برداری پایدار از منابع آبزی را تضمین نماید.
تبصره- شیلات مکلف است پروانه صید را براساس طرح فوق صادر نماید.
ماده 15- شناورهای صیادی مجاز به فعالیت در آبهای موضوع ماده (2) این قانون مکلفند علایم، اسامی، حروف و شماره هایی که طبق ضوابط مندرج ر مقررات اجرایی این قانون شناسایی و تعیین هویت آنها را ممکن می سازد به طور دایم در معرض دید قرار دهند.
ماده 16- شناورهای صیادی مجاز به فعالیت در آبهای موضوع ماده (2) این قانون و همچنین شناورهای صیادی ایرانی فعال در خارج از آبهای موضوع ماده (2) این قانون مکلفند داده های آمار واطلاعات مربوط به صید انجام شده را در اوراق چاپی و در مدت زمان معینی که در مقررات اجرایی تعیین می شود به شرکت سهامی شیلات ایران انتقال دهند.
ماده 17- انجام هرگونه فعالیت تکثیر و پرورش آبزیان با کسب مجوز از شرکت سهامی شیلات ایران توسط اشخاص حقیقی و حقوقی که دارای شرایط مندرج در این قانون و مقررات اجرایی آن هستند، مجاز می باشد.
ماده 18- چنانچه ایجاد مزارع و تاسیسات تکثیر و پرورش آبزیان باعث خسارت به منابع آبزی شود، صدور مجوز تکثیر و پرورش ممنوع خواهد بود. در صورتی که تاسیسات تکثیر و پرورش در معرض آلودگی یا بیماریهای مسری باشند، شیلات موظف است دستور اتخاذ تدابیر حفاظتی لازم را صادر نماید.
ماده 19- اقدامات موضوع ماده (3) شرکت سهامی شیلات ایران در آبهای داخلی (پشت سدها یا رودخانه ها) باید با هماهنگی قبلی وزارت نیرو منطبق با برنامه های استفاده از آب صورت گیرد. آبزی دار کردن آبهای مورد استفاده برای شرب یا آبهایی که برای مصارف کشاورزی باید طبق برنامه تامین آب در زمان معین رهاشده وبه مصرف برسد صرفا پس از هماهنگی و کسب مجوز از وزارت نیرو میسر می باشد.
ماده 20- ضوابط مربوط به ساخت تاسیسات عمل آوری و انجام هرگونه فعالیت عمل آوری و کنترل و نظارت بر فعالیتهای این موسسات توسط شرکت شیلات تعیین می گردد.
ماده 21- بازرسی وکشف جرایم در اجرای این قانون و آئین نامه اجرایی آن از طریق انتظامی به عنوان ضابط قوه قضائیه انجام می شود.
تبصره- حدود اختیارات و شرح وظایف مامورین نیروی انتظامی در اجرای این قانون با توجه به مقررات نیروی انتظامی تعیین خواهد شد.
ماده 22-
(الف) هر شناور صیادی خارجی که بدون کسب پروانه لازم پیش بینی شده در این قانون اقدام به انجام فعالیت صیادی در آبهای مذکور در ماده (2) این قانون بنماید، به پرداخت جزای نقدی از دو میلیون ریال تا یکصد میلیون ریال و مصادره محصولات صیادی محکوم می گردد.
علاوه بر مجازات فوق الذکر دادگاه می تواند شناور صیادی، آلات و ادوات صید وسایر ابزار موجود در شناور را نیز مصادره نماید.
(ب) مرتکبین جرایم ذیل:
1- انجام فعالیت صیادی اشخاص ایرانی بدون کسب پروانه لازم پیش بینی شده در این قانون.
2- انتقال غیر مجاز محصولات صیادی از شناور به شناورهای غیر مجاز.
3- عرضه وانتقال آبزیان به منظور تکثیر و پرورش آنها بدون داشتن گواهی بهداشتی
4- فروش آلات وادوات صیادی غیر مجاز.
5- تغییر مسیر ، ایجاد موانع فیزیکی واحداث هرگونه تاسیسات غیرمجاز در رودخانه هایی که به عنوان مسیرمهاجرت یاتکثیر طبیعی آبزیان تعیین شده اند.
6- ایجاد هرگونه آلودگی یا انتشار بیماریهای مسری و تخلیه فاضلابهای صنعتی و هرگونه مواد آلاینده که باعث خسارت به منابع آبزی شود.
با حکم محاکم قضایی محکوم به پرداخت جزای نقدی تا سه برابر ارزش محصول (متناسب با نوع تخلف، ظرفیت شناور، میزان ونوع صید) برای موارد 1، 2، 3 ویا یک تا پنج میلیون ریال برای سایر موارد می شود. بعلاوه دادگاه می تواند محصولات صیادی و پرورشی و یا حاصل فروش آنها و آلات وادوات صید وسایر ابزار و مواد به کار رفته درارتکاب جرایم را مصادره نماید و واحد آلاینده را نیز تا رفع نقص از ادامه کار باز دارد.
در صورت تکرار جرایم مقرر دراین بند، دادگاه علاوه بر مجازات مقرر، آلات وادوات صید و سایر ابزار و ادوات به کاررفته در ارتکاب جرایم مذکور را مصادره می نماید.
(ج) شرکت سهامی شیلات ایران می تواند صیادانی را که مرتکب یک یا تمام جرایم زیر شده باشند به دادگاه معرفی نماید. دادگاه نسبت به مراتب و درجات جرم مرتکبین را به پرداخت جزای نقدی از یک میلیون (1000000) ریال تا ده میلیون (10000000) ریال و مصادره محصولات صیادی و ابزار و آلات صید محکوم می نماید:
1- صید در مناطق ممنوعه
2- صید گونه هایی که صید آنها ممنوع شده است.
3- صید گونه هایی که برای آنها اجازه لازم دریافت نشده است.
4- فعالیت شناورهای صیادی صنعتی در مناطق صید ساحلی.
5-صید با آلات و ادوات و مواد غیرمجاز ویا نگاهداری اینگونه آلات و ادوات و مواد در شناور بدون کسب مجوز از شیلات.
6- حمل ونگهداری محصولات صید شده غیر مجاز در شناور.
7- عدم ارسال اطلاعات مربوط به ماده 16 این قانون و یا ارائه اطلاعات غیر واقعی مربوط به صید و فعالیتهای تکثیر و پرورش انجام شده وبه ترتیب مقرر در این قانون ومقررات اجرایی آن.
8- عدم رعایت مقررات مربوط به درمعرض دید قرار دادن علایم، اسامی، حروف وشماره هایی که شناسایی یا تعیین هویت شناور را ممکن می سازد.
(د) صید، عمل آوری، عرضه، فروش ، حمل ونقل ، نگهداری واردات و صادرات انواع ماهیهای خاویاری و خاویار بدون اجازه شیلات ممنوع است و مرتکب و مرتکبین به جزای نقدی تا سه برابر ارزش محصول (متناسب با نوع و میزان صید) و حبس یک تا سه ماه محکوم می شوند.
در صورت تکرار جرایم مقرر در این بند، دادگاه مرتکب یا مرتکبین راعلاوه بر جزای نقدی مقرر به نودویک روز تا شش ماه حبس تعزیری محکوم می نماید.
عنوان :جزوه ایمنی وسلامت شغلی(بهداشت حرفه ای)
قالب بندی : word
تعداد صفحات: 34
محتویات
مقدمه
(Occupational Health) سلامت شغلی
محتوای بهداشت حرفه ای
مهم ترین وظایف مهندسی بهداشت حرفه ای عبارت است از:
سلامت محیط و کار در بیمارستان
عوامل زیان آور محیط کار
عوامل زیان آور محیط کار
-1 عوامل زیان آور فیزیکی
-1-2ارتعاش
-1-3 روشنایی
-1-4 گرما 16
5سرما 17
-1-6 فشار
-1-7 پرتو
-4 امواج التراسوند، فرابنفش(UV) مادون قرمز( IR)
-2 عوامل زیان آور شیمیایی
-2-1 گازها و بخارات
-2-2 ذرات معلق
-3 عوامل زیان آور زیست شناختی
-4 عوامل زیان آور ارگونومی
-4-1 آنتروپومتری )تن سنجی(
-4-2 فیزیولوژی کار
-4-3 فیزیولوژی محیط
-4-4 بررسی صدمات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار
-4-5 حمل دستی بار
مخاطرات اسکلتی- عضلانی
قاعده نشستن
نکاتی چند برای مراقبت از زانوها
-4-6 نوبت کاری
توصیه های تغذیه ای برای نوبت کاران
راهکارهای مقابله باخطرات
-4-7 بیومکانیکی شغلی
-4- 8ایستگاه های کار
معاینات بدو استخدام و دوره ای و تشکیل پرونده پزشکی شاغلین:
هدف یا منظور:
ایمنی و پیشگیری از حوادث شغلی
ایمنی: عبارت است از درجه دور بودن از خطر
راهکارهای کنترلی
و . . .
قسمتی از متن
مقدمه
انسان، از آغاز آفرینش، برای پویایی زندگی خود، به کار و کوشش مجبور بوده و در این راه، سختی های بسیار متحمل شده است. نیروی کار هر کشور، به ویژه کشورهای در حال توسعه، بخشی از پر اهمیت از سرمایه های ملی دانسته شده و از پایه های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی انگاشته می شود. از این رو، حفاظت از تندرستی نیروی کار و بهسازی محیط کار، از اهمیتی شایان توجه برخوردار است.
بهداشت حرفه ای، ابزاری است که به کمک آن می توان در راستای فراهم آوری، نگهداری و بالا بردن سطح سلامت نیروی کار گام برداشت. بهداشت حرفه ای، بر پیش بینی، تشخیص، ارزشیابی و کنترل عوامل محیطی یا فشارهای محیط کار متمرکز است که می توانند آسیب یا بیماری را سبب شوند و یا بر تندرستی کارکنان اثر سوء بگذارند. بهداشت حرفه ای دانشی است که ریشه در بسیاری از علوم مانند شیمی، فیزیک، مهندسی، ریاضیات، پزشکی، فیزیولوژی،آمار و... و نیز، علوم انسانی دارد.
تاریخچه بهداشت حرفه ای
پدیداری دانش بهداشت حرفه ای، به عنوان یک تخصص ویژه و جدا از دیگر دانش ها، به نسبت تازه است، اما مفاهیم مطرح شده در این دانش، از زمان های کهن مورد توجه بوده است. رامازینی، نخستین پزشکی است که به توصیف پیشه های گوناگون و بیماری های ناشی از آن ها پرداخت و نخستین فردی بود که به پزشکان پیشنهاد کرد، به هنگام پرسش های خود از بیمار، پیشه ی او را نیز جویا شوند. زیرا، ممکن است ارتباطی نزدیک میان پیشه ی فرد و بیماری او وجود داشته باشد. امروزه، این پرسش در شرح حال نویسی همه ی بیماران به کار می رود.پس ازکارهای رامازینی، پزشکان به عوارض ناشی از کار بیشتر توجه کردند.
در اوایل انقلاب اسلامی، وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت بهداری وقت با هم بر نیروی کار و بهداشت و ایمنی کارگران و کارکنان نظارت داشتند. در دی ماه سال 1362 با موافقت وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و تصویب هیئت دولت نظارت بر بهداشت محیط کار و کارگر بر عهده ی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گذاشته شد. اداره ای با عنوان اداره ی بهداشت حرفه ای مسئولیت حفظ و ارتقای سلامت نیروی شاغل کشور را در شغل های گوناگون جامعه عهده دار گردید.
سازمان های بین المللی فعال در زمینه بهداشت حرفه ای
1(ILO) -1 سازمان بین المللی کار
2(WHO) -2 سازمان بهداشت جهانی
3(OSHA) -3 سازمان های بهداشت و ایمنی صنعتی
4(NIOSH) -4 مرکز پژوهش های ملی بهداشت و ایمنی شغلی
5(NFPA) -5 انجمن ملی حفاظت در برابر آتش سوزی
(Occupational Health) سلامت شغلی
(( سلامت شغلی)) تندرستی ،ارتباط آن با کار و محیط کار را بررسی می کند. در آغاز، گستره ی سلامت شغلی، به آسیب ها یا بیماری های ، شغلی محدود می گردید، که به کار، شرایط کار یا محیط کار نسبت داده می شد. به تدریج، بررسی های انجام شده مشخص ساختند که سه عامل یاد شده از جمله عوامل کمک کننده به بروز بیماری های غیر شغلی نیز هستند و از این رو، دامنه ی سلامت شغلی گسترش یافت.
هدف های سلامت شغلی، عبارتند از:
- تأمین، نگهداری و بالا بردن سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی کارکنان در هر پیشه ای که هستند.
- پیشگیری از بیماری ها و آسیب های ناشی از کار
- حفاظت کارکنان در برابر عواملی که برای تندرستی زیان آور هستند.
- به کارگیری فرد در کاری که از نظر فیزیولوژیک و روانی توانایی انجام آن را داشته باشد.
- همخوانی کار با فرد و در صورت نبود امکان، همخوانی فرد با کار
1 International Labour Organization
2 World Health Organization
3 Occupational Safety and Health Administration
٤ National Fire Protection Association
٥ National Fire Protection Association
محتوای بهداشت حرفه ای
بهداشت حرفه ای، عبارت است از، دانش پیش بینی 6 ، تشخیص 7 ، ارزیابی 8 و کنترل 9 خطرهای بهداشتی در محیط کار. هدف آن،تأمین، نگهداری و بالا بردن سلامت و تندرستی کار آنان و در پایان، ایمن نگهداشتن جامعه است. در بهداشت حرفه ای، بیماری ها و عوارض حاد و مزمن ناشی از عوامل زیان آور محیط کار بررسی می شوند.
مهم ترین وظایف مهندسی بهداشت حرفه ای عبارت است از:
-1 بازرسی فنی محیط کار
-2 اندازه گیری و ازریابی عوامل زیان آور فیزیکی 10 ، عوامل شیمیایی محیط کار 11 ، زیست شناسی 12 ، عوامل زیان آور ارگونومیک 13
-3 بررسی روش های کار در کارگاه ها و ارایه ی روش بهینه
-4 بررسی وسایل حفاظت فردی و راهنمایی در نحوه ی استفاده از آن
-5 پیشگیری از بیماری ها و حوادث شغلی در همه حرفه ها )منظور از بیماری ها و حوادث شغلی آنهایی هستند که در حین انجام کار و بواسطه آن رخ می دهند(.
-6 تشکیل پرونده پزشکی پرسنل و بررسی وضعیت سلامتی آن ها
جهت دستیابی به شرایط ایده آل و رفع مشکلات موجود در محیط های کاری که بیمارستانها نیز جزئی از این محسوب می شوند، ابتدا باید عوامل زیان آور فیزیکی و شیمیایی و بیماریها و حوادث و ..... شناسایی شود. علم بهداشت حرفه ای نیز جز ء این نیست که در درجه اول با اولویت قرار دادن ایمنی در محیط های کاری و با پیشگیری و به حداقل رساندن جراحات و عوارض شغلی، این گونه دردها و رنج ها را کاهش داده و در جهت هر چه بهتر کردن وضعیت کارگران زحمتکش تلاش کند.
۶Anticipation
٧ Recognition
٨ Evaluation
٩ Control
١٠ Physical agants
١١ Chemical agants
١٢ Biological agants
١٣ Ergonomic harmful agents
بخش قابل توجهی از نیروی کار در بخش بهداشت و درمان مشغول ارائه خدمات می باشند که مسائل بهداشت حرفه ای این بخش نادیده گرفته شده است. مخاطرات ناشی از کار در این بخش بسیار متنوع هستند، که در این مجموعه سعی شده است تا اطلاعاتی هرچند کوتاه در این زمینه در اختیار پرسنل زحمت کش محیط های درمانی قرار گیرد.
مراکز بهداشتی درمانی که دارای حداقل 25 شاغل باشند، رئیس یا مدیر مرکز بهداشتی درمانی مکلف است کمیته ای به نام کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار با اعضاء ذیل تشکیل دهد:
1- رئیس مرکز بهداشتی درمانی یا مدیر مرکز به عنوان نماینده تام اختیار رئیس
2- نماینده کارکنان مرکز بهداشتی درمانی
3- مترون و در صورت نبودن او یکی از سوپروایزر مرکز بهداشتی درمانی
4- مسئول حفاظت فنی
5- مسئول بهداشت حرفه ای
6- مسئول تأسیسات مرکز بهداشتی درمانی
7- کارشناس مهندسی تجهیزات پزشکی مرکز بهداشتی درمانی
یکی از اقداماتی که برای رسیدن به هدف بهداشت حرفه ای باید انجام گیرد، مراقبت های بهداشتی- درمانی شاغلین است که از طریق معاینات قبل از استخدام، معاینات دوره ای، معاینات موردی انجام می پذیرد.
هدف های اصلی معاینه دوره ای عبارتند از:
- تشخیص زودرس بیماری های ناشی و مرتبط با کار و بیماری های غیر شغلی
- پیگیری موارد مشکوک تا روشن شدن وضع آن ها
- درمان به موقع و جلوگیری از پیشرفت بیماری
- کنترل عوامل زیان آور محیط کار و محدود کردن کار در فرد بیمار
- جلوگیری از انتقال و انتشار بیماری های مسری
- مطالعه اثرات زیان آور عوامل موجود در محیط کار
- تعیین اثر محیط بر سلامتی و بیماری کارگران
- ارزیابی روش های پیشگیری و ایمنی
بیماری ناشی از کار: بیماری هایی است که به علت مواجهه با عوامل فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی یا ارگونومی محیط کار بوجود می آید.
بیماری های مرتبط با کار: بیماری هایی هستند با چند منشاء یا عامل مختلف که معمولاً در افراد جامعه وجود دارند و شغل یکی از عوامل بوجود آورنده ی آنهاست و احتمالاً حالت زمینه ای موجود را تشدید می کند.
سلامت محیط و کار در بیمارستان
بیمارستانها در اکثر کشورها قسمت عمده ای از مراکز بهداشتی درمانی را تشکیل می دهند و بخش اعظم هزینه های بهداشت و درمان(حدود 70 درصد) را به خود اختصاص داده اند. بیمارستان باید الگوی
کلمات کلیدی : محتوای بهداشت حرفه ای,سلامت شغلی,سلامت محیط و کار در بیمارستان,عوامل زیان آور محیط کار
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:
لینک دریافت فایل از سایت اصلی
ادامه مطلب ...
عنوان :تربیت دینی در خانواده
قالب بندی : word
تعداد صفحات: 20
فهرست مطالب
مقدمه
1
دین
2
تعلیم و تربیت
4
تربیت دینی
5
رابطه تربیت دینی و اخلاقی
6
مراحل تربیت از نظر علم روان شناسی :
6
روش های تربیتی:
7
تربیت دینی خانواده
8
شیوههای آموزش اخلاقی و دینی
9
مراقبتهای لازم در تربیت دینی فرزندان:
10
راهکارهای اعتلای نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان :
12
نتیجه گیر
13
منابع
14
چکیده
هدف ازتدوین این مقاله،بررسی نقش تربیت دینی خانواده در رشد فضایل اخلاقی کودکان و نوجوانان است .
موضوع تعلیم و تربیت و روشهای مطلوب آن و همچنین نقش خانواده در این زمینه از زمانهای بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است ..«امر تربیتی، عملی است که روی یک فرد یا گروهی از افراد اعمال میشود یا عملی است که فرد یا گروهی از افراد آن را میپذیرند و حتی در جستجوی آن هستند تا به تغییری آنچنان عمیق منتهی شود که نیروهای زنده جدیدی در افراد پدید آید و این افراد خود به صورت عناصر فعال این عملی که روی آنان اعمال میشود، در آیند.
به نظر می رسد نقش خانواده در تربیت دینی بسیار حیاتی و مهّم است .یافته های تحقیق حاکی ازاین امر است:بی توجّهی یاناآگاهی خانواده ها،اجتماع به مسأله تربیت دینی است که درعمق روح وجان انسان نفوذ کامل نداشته است وهمین امرباعث شده که آسیب های روانی،اجتماعی ودینی به سختی پیشگیری گردد. براین اساس راهکارهایی به این شرح بیان شده است:-انتخاب همسرمناسب ومعتقد به اسلام ناب محمدی(ص)-تغذیه ورشد فرزند ازشیر واغذیه ی حلال -اعتدال درآموزش وتشویق به نماز ودیگر عبادات-آموزش آداب دینی متناسب باسنّ نوجوان و همراهی با او در ادای تکالیف دینی .
درمقاله ی حاضرعوامل مؤثّردر تربیت دینی فرزندان و روش های تربیت دینی از قبیل – روش محبّت – الگویی – معرفتی – شرطی - ایجاد رغبت و جاذبه های غیر مستقیم – تلقین و .. بیان شده است
مقدمه
انسان برای کامل شدن و به تمامیّت رسیدن همانند غنچه ای است که باید زمینه و شرایط مساعد برای او فراهم باشد تا شکوفا شود . انسان ابعاد و لایه هایی دارد که فرایند تعلیم و تربیت شکوفا می شود . درجاتی از استعدادها و توانایی ها در وجودش هست که از طریق پالایش استخراج می شود . شناخت معبود و آفریدگار ، محبّت را در دل او ایجاد می کند و این محبّت، انسان را به پرستش،عبادت و اظهار کوچکی وتواضع در برابر حقیقت وا می دارد، عبادت رمز کمال آدمی و تربیت یافته ی دین کامل است وخالق شایسته عبادت، ره یافتگان به سوی خالق جز او به ساییدن پیشانی بر خاک آستان معبود به تعالی نرسیدند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهشها موید این مطلب است که مذهب میتواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده میتواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.
دین
منظور از دین در اینجا دین اسلام است، نه مطلق دین و هرگونه معرفتی که منشأ الهی و شهودی دارد. دین اسلام عبارت است از آنچه که از جانب خداوند به وسیله حضرت محمد(ص) برای هدایت بشر فرستاده شده است و مجموعهی قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام که به حکم حدیث ثقلین بخشی از دین به شمار میآیند.
تعلیم و تربیت
وقتی سخن از تربیت است، سه واژه تربیت، تعلیم و اخلاق، ارتباطی نزدیک و گاهی هممعنا پیدا میکنند؛ لذا به بررسی نقاط اشتراک و افتراق این سه واژه میپردازیم. تعلیم، مصدر باب تفعیل است که از ماده (ع ـ ل ـ م) مشتق شده است و در لغت به معنای آموختن میباشد. راغب اصفهانی میگوید:
تعلیم به اموری اختصاص دارد که با تکرار و فراوانی همراه باشد، به گونهای که از آن، اثری در ذهن متعلم به وجود آید. برخی در بیان آن گفته اند: تعلیم آگاه کردن نفس برای تصور معانی است و تعلم آگاه شدن نفس بر آن است. (راغب اصفهانی، 1332، ماده علم؛ زبیدی، 1414ق، ماده علم)
از تربیت نیز تعاریف متعددی ارائه شده که این تفاوتها ناشی از اختلاف در مورد ریشه این کلمه است. برخی آن را مشتق از «رب» میدانند و تربیت را مناسب با آن تعریف میکنند. فیومی در المصباح المنیر خاطر نشان کرده که اگر کلمه «رب» به غیر عاقل مضاف شود، به مفهوم مالک است؛ ولی اگر به عاقل مضاف شود، به معنای سید است.
ابن فارس در مقاییس اللغه معنای آن را راجع به سه مفهوم میداند:
در صحاح، معانی مالک، اصلاح کننده و تمام کننده برای این کلمه ذکر شده است. (جوهری، 1407: ماده ربب)
تعریف راغب در مفردات، تقریباً تمام مضامین مذکور را در جملهای کوتاه خلاصه کرده است:
الرب فی الأصل التربیه وهو إنشاء الشیء حالاً فحالاً إلی حدِّ التمام (راغب اصفهانی، 1332 ش: ماده ربب).
استاد شهید مرتضی مطهری، تربیت را این گونه تعریف میکند:
تربیت، عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونیای را که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت درآوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها، یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است… از همین جا معلوم میشود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد. (مطهری، 1373: ص56و57)
با مقایسه آنچه در مجموع درباره معنای ریشهای لغات تعلیم و تربیت گفته شد، روشن میشود که نه تنها تعلیم، وسیلهای برای تربیت به شمار میرود، بلکه خود از مصادیق تربیت است. البته بین تریبت در مقام عمل، و دانش تربیت، فرق است. تربیت در مقام عمل، امرى است که بر فرد یا گروهى از افراد اعمال مىشود یا فرد یا گروهى از افراد، آن را مىپذیرند؛ اما دانش تعلیم و تربیت یک رشته علمى است که واقعیتها و موقعیت هاى تربیتى را تحقیق و بررسى مىکند و امروزه مشروعیت خود را در عرصه علوم به اثبات رسانده است. وجود علایق خاص، ترتیب سؤالها و شیوة پاسخ دهى به پرسشها، چارچوب مفهومى خاصى را فراهم مىکند که آن را از دیگر علوم متمایز مینماید.
همچنین در هم تنیدگی فرایند تربیت و اخلاق، در گذشته موجب شده است مرز مشخصی میان این دو تصویر نشود و فرایند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابه تربیتیافتگی انگاشته شود؛ چنان که غزالی چنین نگاشت:
معنی تربیت این است که مربی، اخلاق بد را از آدمی باز ستاند و به دور اندازد و اخلاق نیکو جای آن بنهد. (غزالی، 1372: ج 3، ص 52 ـ 53)
یا گفته شده: تربیت صناعتی است که از طریق آن، مدارج عالیه انسانی فراهم میآید و پستترین مراتب انسانی به کاملترین رتبه خود میرسند. (خواجه طوسی، بی تا: ص 107)
این دو تعریف از تربیت، بیانگر آن است که در گذشته در کلام برخی اندیشوران، تربیت به معنای اخلاق بوده است.
در تفاوت تربیت و اخلاق شهید مطهری معتقد است:
تربیت، مفهوم پرورش و ساختن را میرساند و فاقد قداست است؛ اما در مفهوم اخلاق، قداست نهاده شده است؛ لذا برخلاف تربیت که برای حیوانات هم استعمال میشود، واژه اخلاق را در بارة حیوان به کار نمی برند. فن تربیت، وقتی گفته میشود که منظور، مطلق پرورش باشد به هر شکل، این دیگر تابع غرض ماست که طرف را چگونه و برای چه هدفی پرورش دهیم؛ اما درباره اخلاق هر کاری که انسان، آن را به حکم ساختمان طبیعی اش انجام دهد، فعل طبیعی است، و فعل اخلاقی، فعل غیر طبیعی است. (مطهری، 1373: ص96-۹۵(
تربیت دینی
با توجه به روشن شدن مفهوم مورد نظر از تربیت و دین، میتوان مفهوم تربیت دینی را به راحتی بیان کرد. تربیت دینی یعنی شناخت آموزههای دین، تبدیل این شناختها به باورهای قلبی و به کاربستن این باورها در رفتارهای فردی و اجتماعی. تربیت دینی بدین ترتیب، هم به جهانبینی و مبانی اعتقادی و باورهای انسان نظر دارد و هم به اصول و ارزشهای اخلاقی، حقوقی، سیاسی و نظایر آنها متکی است. بهعبارتی، تربیت دینی هم با اندیشه و نظر فرد و هم با اخلاق و عمل او کار دارد.
کرامت انسان، اقتضا دارد که وی بتواند به پشتوانة ابزار و عناصری شخصی و شخصیتی (نظیر حواس ظاهری و باطنی، امیال، گرایشها، انفعالات و احساسات) به جایگاه والای خویش در نظام آفرینش بیندیشد و برای نیل به آن جایگاه به کمک اعضای ظاهری (جوارح) و نیروهای درونی (جوانح) خویش تلاش مناسب را به عمل آورد. چنین جایگاهی جز از راه معرفت دینی و التزام به رهنمودهای دینی، میسّر نیست و این هدف برجسته و مقصود بایسته، تنها با تربیت دینی، قابل تحقّق است.
در مباحث قبل، بیان شد که در مفهوم تربیت برخلاف اخلاق، قداست نیست؛ اما عنوان تربیت دینی، مسأله تربیت را محدود میکند و نوعی قداست و ارزش به آن میبخشد. نظر ما به تربیت دینی بیشتر، از این منظر است که شخص از نظر اعتقادات و جهان بینی اسلامی به مرتبهای از رشد برسد که دین در اعمال و اخلاق او جلوهای بارز داشته باشد؛ لذا تربیت دینی، در همة ابعاد باید حضور داشته باشد. در تربیت دینی، فقط ذهن و باورها ملاک نیست؛ بلکه باید تربیت عقلیـ بدنی، اجتماعی هم دینی شود.
در نتیجه، افراد در فرایند تعلیم و تربیت دینی، به گونهای تربیت میشوند که در گرایشهایشان نسبت به زندگی، اعمال و تصمیمهایشان و در برخورد با تمام امور، همواره حاکمیت ارزشهای الهی را احساس کنند. در چنین نظامی علاوه بر ایجاد نظم ذهنی، فرزندان خانواده به گونهای تربیت میشوند که دانش را صرفا برای ارضای کنجکاویهای فکری یا منافع دنیوی کسب نمیکنند، بلکه منطقی و متقی بار میآیند و فراهم آوردن موجبات رفاه مادی، معنوی و اخلاقی خانواده، ملت، خود و دیگران را وجههی همت خویش قرار میدهند. در این نوع از تربیت، هدف تنها کسب معرفت نیست، بلکه رشد و شکوفایی موزون همهی ابعاد وجودی انسان مورد توجه قرار دارد.
رابطه تربیت دینی و اخلاقی
بررسی این مطلب نیاز به شناخت مفهوم «دین » و «اخلاق » ونسبت میان آن دو دارد. مفهوم دین از مطالب گذشته روشن شد. «اخلاق » صفت فعل اختیاری است و به افعالی اخلاقی گفته می شود که قابل اتصاف به خوب و بد باشد و بر اساس بایدها و نبایدها انجام گیرد. ویژگی دیگر فعل اخلاقی آن است که مطلوبیت بالغیر دارد و همه ارزش آن به دلیل نتیجه ای است که با انجام آن کار عاید انسان می شود; مانند انجام کارهای شایسته از قبیل خدمت به محرومان و فقرا که برای کسب رضای خدا صورت می گیرد
از سوی دیگر، بایدها و نبایدهای اخلاقی مبتنی بر اصول و قواعد بنیادین دینی است. بایدها و نبایدهای اخلاقی از نظر اسلام، بر معیار اندیشه ها و باورهای مسلم اسلامی قابل تبیین است; یعنی: هر کس نخست باید اصول و عقاید اسلامی را بشناسد و قلبا به آن ها ملتزم شود، سپس به ارزش های اخلاقی ناشی از آن عمل نماید.
بر این اساس، نسبت بین دین و اخلاق عام و خاص مطلق است; به این معنا که حوزه دین اعم از دایره اخلاق است; زیرا بخشی از گزاره های دینی که عبارت از اندیشه های بنیادین دین می باشد، خارج از معیارهای اخلاقی است. اما گزاره های اخلاقی عموما داخل در قلمرو دین است. در نتیجه، تربیت دین نیز اعم از تربیت اخلاقی است. تربیت دین در تمام جنبه ها، اعم از اعتقادی، رفتاری و عاطفی، فراگیرتر از تربیت اخلاقی است
منظور ما از تربیت دینی چیزی جز تربیت اسلامی نیست و مهم ترین وظیفه مربیان کودک و نوجوان، اعم از والدین و معلم، این است که متربی را در محیط خانه و مدرسه در سه بعد شناخت و ایمان در حوزه دینی و در بعد عمل به بایدها و نبایدها در قلمرو اخلاق، پرورش دهند. شروع تربیت دینی بهتر است از محور شناخت باشد تا با اعطای بینش به متربی نسبت به مفاهیم و ارزش های دینی در وی انگیزه ایجاد کند تا خود با گرایش قلبی به سوی عمل رود. کودکان به خاطر حس کنجکاوی پرسشهای فراوانی راجع به مسائل مختلف از جمله مسائل دینی دارند که ممکن است به پاسخ قانع کنندهای دست نیافته باشند و یا با پاسخهای غلطی که از والدین و یا کسانی دیگر دریافت کردهاند، عقایدی نادرستی پیدا کرده باشند. معلم میتواند با تفکیک مسائل دینی از غیر آن، عقاید آنها را پالایش کند.
به عنوان مثال، به جای دستور به خواندن نماز، ارزش، فضیلت و پاداش آن را به متربی تفهیم نماید. جریان تربیت، به خصوص تربیت دینی، تحمیل پذیر نیست. از این رو، بر مربی لازم است که به دور از هرگونه فشار بر متربی زمینه رشد و شکوفایی استعدادهایی فطری و بالقوه او را فراهم سازد.
مراحل تربیت از نظر علم روان شناسی :
روان شناسی مادی رشد و نمو انسان را به 4 مرحله تقسیم کرده است :
الف ) مرحله اول کودکی (از ابتدا ی تولد تا 7 سالگی )
ب) مرحله دوم کودکی (از 7 تا14 سالگی )
ج) مرحله نوجوانی ،بلوغ (از 14 تا 21 سالگی )
د) مرحله بزرگ سالی (از 21 نا پایان عمر ) (بستانی ،1387)
روان شناسان برای مرحله اول کودکی یعنی 7 سال اول عمر کودک، اهمیت فراوانی قائل هستند تا آنجا که آنرا مرحله حساس سرنوشت ساز در زندگی وی قلمداد کرده اندو می گویند رفتار آینده فرد مطابق با نوع پرورش نخستین دوران کودکی شکل می گیرد در این میان، اسلام به مسئله تربیت کودک تا آن حد اهمیت داده که آنرا حق مسلّم فرزند بر پدر دانسته است (فلسفی ،1379).هر فردی برای رسیدن به سر حد والای رشد و تربیت لازم است ابعاد مختلف شخصیت را شکوفا سازد، این امر برای کودک بیشتر از طریق خانواده انجام می شود اگردین در جریان تربیت به درستی تبیین شود و عاملان تربیت به خصوص والدین در این مسیر سعی کنند چه از لحاظ جسمی ،عاطفی و اخلاقی و چه از لحاظ عقلانی واجتماعی از دستورات دینی کمک بگیرند و کودک خود را بر مبنای دین تربیت کنند تاثیرات آنرا در آینده ای نه چندان دور خواهند دید .نکته ای که در همه ی این مراحل باید در نظر قرار داد ، این است که محتوای آموزشی را باید با مسائل مورد نیاز فراگیران و نیز شرایط محیطی و اجتماعی آنها مرتبط و نزدیک کرد تا جذابیت و کاربرد بیشتری پیدا کند . همان گونه که حضرت علی (ع) در گفتار 240 خود می فرماید:
«لا تقسروا اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم»- فرزندان خود را به عادات و آداب خود مجبور نکنید ،زیراآنها برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده اند (سید رضی ،1385).
تمرین عاطفه از خانواده شروع می شود،همانند نوازش های مادر به هنگام شیر دادن،یا دست بر سر کشیدن. پیامبر اکرم (ص) می فرماید:« به کودکان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنها رفتار کنید» ( مجلسی ،1403ق). طفل باید در جنبه های عاطفی بدان گونه پرورش یابد که نه متکی به غیر باشد، نه کاملا مستقل ، شناخت حد وسط مشکل است اما نگاهی به روش و سنت پیامبر (ص) و معصومین (ع)می تواند در تعیین ملاک ها و روش ها به ما کمک کند امام صادق(ع) می فرماید: « فرزندان خود را بسیار ببوسید که برای شما در هر بوسیدن درجه ای است» (حر عاملی،1413ق ) .
روش های تربیتی:
یکی ازمهّم ترین، بادوام ترین روش درتربیت دینی به حساب می آید.نگرش مثبت فرزندان نسبت به مذهب ودین ریشه درمهرومحبّت والدین دارد.استفاده ازعواطف، محبّت، نیکوگویی والفت و مهربانی دراین زمینه تأثیر به سزایی دار
و . ..
عنوان :هوش معنوی
قالب بندی: word
تعداد صفحات :23
محتویات
چکیده
مقدمه
هوش
معنویت
هوش معنوی و مؤلفههای آن
مؤلفههای هوش معنوی در اسلام
رشد هوش معنوی
هوش معنوی و سلامت روانی
مقایسه هوش معنوی با هوشهای دیگر
پیشنهادات
نتیجه
منابع و مآخذ
محتویات
هوش معنوی
چکیده:
در این مقاله پس از ارائه تعریف هوش و معنویت، به نظرات مختلفی که در مورد هوش معنوی وجود دارند، پرداخته شده است. ابعاد و ویژگیهای هر یک از آنها و پژوهشهای مربوط به اثرات مثبت هوش معنوی در زندگی فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و سپس این مفهوم از دیدگاه دینی، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برخی از خصوصیات و روشهای تقویت آن بیان شد. در خاتمه نیز تفاوتهای هوش متعارف و هوش معنوی مطرح گردید.
واژگان کلیدی: هوش، هوش معنوی، مؤلفههای هوش معنوی.
مقدمه
هوش مفهومی است که از دیرباز آدمی بهپژوهش و تفحص در مورد ابعاد، تظاهرات، ویژگیها و انواع آن علاقهمند بوده است. در این بین، یکی از ابعاد هوش تحت عنوان «هوش معنوی» جـزو عرصههایی است که تحقیقات چندان منسجم و نظاممندی در جهت شناخت و تبیین ویژگیها و مؤلفههای آن در حد و اندازه سایر انواع هوش صورت نپذیرفته است و همین امر خود دشواریهای بسیاری را در راستای تمییز دقیق مؤلفهها و ویژگیهای آن بر سر راه محققین ایجاد مینماید.
با توجه به پژوهشهای اندکی که در مقالات داخل کشور در این زمینه مشاهده میشود، دور از انتظار نیست که تعاریف و نظریات مربوط به این مقوله را در حال طی کردن مراحل ابتدایی خود بدانیم. هدف این مقاله تعمق در مورد معانی مطرح شده در حوزه هوش معنوی و نقد و بررسی آنها به منظور دستیابی به مبنای نظری مناسب در راستای ساخت ابزاری جهت اندازهگیری آن و همچنین تعیین مداخلات مؤثر در افزایش این بعد از هوش در پژوهشهای بعدی میباشد و در راستای تحقق این امر مقاله حاضر میتواند جزو قدمهای آغازین راهی طولانی و پرثمر باشد.
همانگونه که بیان خواهد شد، هوش معنوی از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد حیطه شهودی و متعالی دیدگاه فرد به زندگی میگردد و همین مسأله پاسخ به سؤالاتی همچون «من کیستم؟»، «چرا اینجا هستم؟» و «چه چیزی مهم است؟» را برای انسان روشن میسازد تا فرد در نهایت بتواند با کشف منابع پنهان عشق و لذت که بهگونهای نهفته در زندگی آشفته و پر استرس روزمره میباشد، به خود و دیگران کمک نماید. شایان ذکر است که مطالب بسیاری در متون دینی ما در باب هوش معنوی و مؤلفههای آن وجود دارد که شاید تنها تفاوت عناوین این مطالب (عناوین غیر از عنوان هوش معنوی) باعث غفلت و عدم تعمق شایسته و کافی در مورد آنها گردیده است. بدین جهت در بخشی از مقاله حاضر به بیان مؤلفههای هوش معنوی از دیدگاه متون اسلامی پرداخته و سپس اشاراتی چند بر تبیین و توصیف این مفهوم در پژوهشهای صورت گرفته در کشورهای دیگر خواهیم نمود.
نویسندگان این مقاله بر این عقیدهاند که معنویت، مفهومی دینی است و میتوان اصالت معنویت در کلام وحی را به خوبی دریافت. در این مورد داستانهای نغز قرآن کریم به زیباترین شکل ابعاد مختلف معنویت را در اختیار تشنگان معرفت قرار داده است.
هدف از نوشتار پیش رو، تفحص در مورد معانی مطرح شده در مورد هوش معنوی و نقد و بررسی این معانی به منظور دستیابی به مبنای نظری میباشد تا به این طریق زمینه برای ساخت ابزار اندازهگیری هوش معنوی و تعیین مداخلات جهت افزایش آن فراهم گردد. بیان مؤلفههای هوش معنوی راه را برای فهم بیشتر این سازه هموار
میسازد.
هوش
هوش رفتار حل مسألۀ سازگارانهای است که در راستای تسهیل اهداف کاربردی و رشد سازگارانه جهتگیری شده است. رفتار سازگارانه، شباهت اهداف متعددی را که باعث تعارض درونی میشوند، کاهش میدهد. این مفهوم هوش، مبتنی بر گزارهای است که فرایند حرکت به سوی اهداف، انجام راهبردهایی را برای غلبه بر موانع و حل مسأله ضروری میسازد. (ایمونز، 1999؛ استرنبرگ[1]، 1997؛ به نقل از: نازل، 2004)
گاردنر[2] هوش را مجموعه تواناییهایی میداند که برای حل مسأله و ایجاد محصولات جدیدی که در یک فرهنگ ارزشمند تلقی میشوند، به کار میرود. از نظر وی انواع
نهگانه هوش عبارتند از: هوش زبانی، موسیقیایی، منطقی ـ ریاضی، فضایی، بدنی ـ حرکتی، هوشهای فردی (که شامل هوش درونفردی و بینفردی میشود)، هوش طبیعتی و هوش وجودی که شامل ظرفیت مطرح کردن سؤالات وجودی است. (آمرام، 2005)
مفهوم تحلیلی غرب[3] از هوش، بیشتر شناختی است و شامل پردازش اطلاعات
میشود؛ در حالی که رویکرد ترکیبی شرق[4] نسبت به هوش، مؤلفههای گوناگون عملکرد و تجربه انسان، از جمله شناخت، شهود و هیجان را در یک ارتباط کامل[5] (یکپارچه) دربرمیگیرد. (نازل، 2004: 42)
در مجموع، هوش عموماً باعث سازگاری فرد با محیط میشود و روشهای مقابله با مسائل و مشکلات را در اختیار او قرار میدهد. همچنین توانایی شناخت مسأله، ارائه راهحل پیشنهادی برای مسائل مختلف زندگی و کشف روشهای کارآمد حل مسائل از ویژگیهای افراد باهوش است.
معنویت
معنویت[6] به عنوان یکی از ابعاد انسانیت شامل آگاهی و خودشناسی میشود بیلوتا معتقد است معنویت، نیاز فراتر رفتن از خود در زندگی روزمره و یکپارچه شدن با کسی غیر از خودمان است، این آگاهی ممکن است منجر به تجربهای شود که فراتر از خودمان است، این آگاهی ممکن است منجر به تجربهای شود که فراتر از خودمان است. (جانسون، 2001، 33)
معنویت امری همگانی است و همانند هیجان، درجات و جلوههای مختلفی دارد؛ ممکن است هشیار یا ناهشیار، رشدیافته یا غیر رشدیافته، سالم یا بیمارگونه، ساده یا پیچیده و مفید یا خطرناک باشد. (وگان، 2002)
ایمونز[7] تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش مطرح نماید. وی معتقد است معنویت میتواند شکلی از هوش تلقی شود؛ زیرا عملکرد و سازگاری فرد (مثلاً سلامتی بیشتر) را پیشبینی میکند و قابلیتهایی را مطرح میکند که افراد را قادر میسازد به حل مسائل بپردازند و به اهدافشان دسترسی داشته باشد. گاردنر ایمونز را مورد انتقاد قرار میدهد و معتقد است که باید جنبههایی از معنویت را که مربوط به تجربههای پدیدارشناختی هستند (مثل تجربه تقدس یا حالات متعالی) از جنبههای عقلانی، حــل مسأله و پردازش اطلاعات جدا کرد. (آمرام، 2005: 6) میتوان علت مخالفت بعضی از محققان، همانند گاردنر، در مورد این مسأله که هوش معنوی متضمن انگیزش، تمایل،[8] اخلاق[9] و شخصیت است را به نگاه شناختگرایانه آنان از هوش نسبت داد. (نازل، 2004: 47)
وگان بعضی از خصوصیات معنویت را چنین عنوان کرده است:
1ـ بالاترین سطح رشد در زمینههای مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی و بین فردی را در بر میگیرد.
2ـ یکی از حوزههای رشدی مجزا میباشد.
3ـ بیشتر به عنوان نگرش مطرح است. (مانند گشودگی نسبت به عشق)
4ـ شامل تجربههای اوج میشود.
معنویت در دیدگاه مؤلفان این مقاله عبارت است از: ارتباط با وجود متعالی، باور به غیب، باور به رشد و بالندگی انسان در راستای گذشتن از پیچ و خمهای زندگی و تنظیم زندگی شخصی بر مبنای ارتباط با وجود متعالی و درک حضور دائمی وجود متعالی در هستی معنادار، سازمانیافته و جهتدار الوهی. این بعد وجودی انسان فطری و ذاتی است و با توجه به رشد و بالندگی انسان و در نتیجه انجام تمرینات و مناسک دینی متحول شده و ارتقا مییابد.
هوش معنوی و مؤلفههای آن
ادواردز[10] معتقد است داشتن هوش معنوی بالا با داشتن اطلاعاتی در مورد هوش معنوی متفاوت است. این تمایز فاصله میان دانش عملی و دانش نظری را مطرح میکند. لذا نباید داشتن دانش وسیع در مورد مسائل معنوی و تمرینهای آنها را همردیف دستیابی به هوش معنوی از طریق عبادت و تعمق برای حل مسائل اخلاقی دانست؛ هرچند
میتوان گفت برای بهرهمندی مؤثر از معنویت، داشتن توأمان دانش نظری و عملی لازم میباشد.
هر چند که تحقیقات زیادی در حیطه رشد و تحول هوش معنوی صورت نگرفته است و نیازمند تحقیقات تجربی ـ کیفی است، ولی می توان گفت که استعداد این هوش در افراد مختلف، متفاوت است و در اثر برخورد با محیطهای غنی که سؤالات معنوی را بر میانگیزاند، به تدریج تحول یافته و شکل میگیرد. به نظر میرسد سن و جنسیت نیز در هوش معنوی اثرگذار باشند. یونگ معتقد است که در بسیاری از افراد پس از 35 سالگی تغییرات عمدهای در ناخودآگاه صورت میگیرد که ممکن است در روند معنویت و هوش معنوی تأثیرگذار باشند. همچنین بعضی از محققان، از جمله یونگ، معتقدند که در زنان این تحول متفاوت از مردان صورت میگیرد.
براساس تعریف هوش معنویت ممکن است امری شناختی ـ انگیزشی باشد که
مجموعهای از مهارتهای سازگاری و منابعی را که حل مساله و دستیابی به هدف را تسهیل میکنند معرفی مینماید. (سیسک[11]، 2002؛ ولمن[12]، 2001) هوش معنوی انجام سازگارانه و کاربردی موارد یادشده در موقعیتهای خاص و زندگی روزمره است. (نازل، 2004)
به نظر میرسد هوش معنوی از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد حیطه شهودی و متعالی دیدگاه فرد به زندگی خود میگردد. این دیدگاه شامل همۀ رویدادها و تجارب فرد میشود که تحت تأثیر یک نگاه کلی قرار گرفتهاند. فرد میتواند از این هوش برای چارچوبدهی و تفسیر مجدد تجارب خود بهره گیرد. این فرایند قادر است از لحاظ پدیدارشناختی بهرویدادها و تجارب فرد معنا و ارزش شخصی بیشتری بدهد. (نازل، 2004)
[1]. Sternberg R.
[2]. Gardner H.
[3]. Western analytic concept
[4]. Eastern synthetic aproach
[5]. Integrative relation
[6].Spirituality
[7]. Emmons
[8]. Intention
[9]. Morality
[10]. Edwards
[11]. Sisk
[12]. Wolman
عنوان :انواع هوش با تمرکز بر هوش معنوی
قالب بندی:word
تعداد صفحات: 15
محتویات
1 – مقدمه
2 – هوش
3 – انواع هوش
الف- تئوری هوش چندگانه گاردنر
ب - انواع هوش بر اساس کارکرد سیستمهای عصبی مغز (بهره هوشی، هوش عاطفی و هوش معنوی).
1 - بهره هوشی
2 - هوش عاطفی
3 - هوش معنوی
ابعاد هوش معنوی
آیا هوش معنوی معیارهای هوش را برآورده میسازد؟
۷- کاربرد هوش معنوی در محیط کار
قسمتی از متن
1 – مقدمه
در دهههای اخیر مفهوم معنویت و کاربردهای آن در دنیا و به خصوص در دنیای غرب اهمیت زیادی یافتهاست، بطوریکه مفاهیمی همچون خدا، مذهب، معنویت و غیره که موضوعاتی خصوصی قلمداد میشدند، وارد تحقیقات علمی و مباحث آکادمیک در حوزه علوم انسانی شدهاند. بویژه تعداد تحقیقات در چنین موضوعاتی در پژوهشهای روانشناسی و مدیریت به سرعت در حال افزایش است. در این زمینه تابحال کنفرانسها و کارگاههای زیادی تشکیل شده و میشود. یکی از مفاهیمی که به تدریج از درون همین جلسات و کنفرانسها ظهور کرده است، هوش معنوی میباشد. البته به طور جدی ورود مفهوم و واژه هوش معنوی به ادبیات علمی روانشناسی و مدیریت را باید به زوهر ومارشال (۲۰۰۰) و نیز ایمونز (۲۰۰۰) نسبت بدهیم. در این نوشتار با کار این نویسندگان آشنا خواهیم شد.
هدف این نوشتار بررسی مفهوم هوش معنوی و کاربردهای آن میباشد. بدین منظور ابتدا هوش تعریف شده و سپس انواع هوش بر مبنای دو چارچوب تئوریک، اولی هوش چندگانه گاردنر و دیگری انواع هوش بر اساس کارکرد مغز بیان میشود. در ادامه هوش معنوی، ابعاد آن، تطابق آن با معیارهای هوش، و قابلیت آن در حل مسائل مورد بحث قرار می گیرد و سپس کاربردهای هوش معنوی بویژه در مدیریت و رهبری، سنجش آن و نیز روشهای توسعه هوش معنوی در افراد ادامه مییابد. نهایتا توصیف خطرات بالقوه هوش معنوی و نتیجهگیری کلی پایانبخش این نوشتار خواهدبود.
2 – هوش
هوش به معنای توان بیولوژیکی برای تحلیل نوع خاصی از اطلاعات به روشی معین است (گاردنر ، ۲۰۰۰، ص ۳۲).
طبق اظهار مایر (۲۰۰۰) هوش به توانایی استدلال انتزاعی و محاسبات ذهنی گفته میشود که طبق قواعد خاصی انجام میگیرد.
استرنبرگ (۱۹۹۷) با در نظر گرفتن دیدگاهی متفاوت، بر جنبههای بیولوژیکی و تکاملی تاکید میکند و اظهار میدارد که هوش به معنای تواناییهای ذهنی لازم برای تطابق، گزینش و شکلدهی در هر زمینه محیطی است و موجب انعطافپذیری در موقعیتهای چالشی میشود.
تعریف نهایی هوش که در این نوشتار مدنظر میباشد عبارت است از قابلیت تفکر، برنامهریزی، خلق، تطبیق، حلمسأله، عکسالعمل، تصمیمگیری، و یادگیری (نوبل ، ۲۰۰۰) . هوش معنوی نیز از این ویژگیها برخوردار است؛ و نقش هماهنگکننده آن در تحلیل اطلاعات و حل مسأله امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
3 – انواع هوش
برای مشخص کردن انواع هوش تابحال چارچوبهای تئوریک زیادی ارائه شده است، ولی در این میان دو چارچوب از مقبولیت بیشتری برخوردار بوده اند.
الف- تئوری هوش چندگانه گاردنر
ب - انواع هوش بر اساس کارکرد سیستمهای عصبی مغز (بهره هوشی، هوش عاطفی و هوش معنوی).
در ادامه این دو نوع تقسیمبندی را بیشتر توضیح میدهیم.
الف- در میان محققانی که انواع مختلف هوش را شناسایی کردهاند، کار هوارد گاردنر در دانشگاه هاروارد بر روی هوشهای چندگانه کمک زیادی به درک این مطلب کرده است که هوش چندوجهی است. اکنون حاصل کار وی مورد قبول بسیاری از صاحبنظران میباشد. تحقیقات گاردنر نشان میدهد که انواع مختلف هوش نسبتا مستقل از یکدیگر رشد میکنند و مهارت در یک هوش، داشتن مهارت در هوش دیگر را تضمین نمیکند. این هوشها عبارتند از هوش زبانشناسی ، منطقی-ریاضی، موسیقی، فضایی ، جسمی-حرکتی ، بینفردی، درونی، و اخیرا نیز هوش طبیعی که به معنی توانایی تشخیص صفات گیاهان و جانوران است (واگان ، ۲۰۰۲). همچنین وی اخیرا احتمال هوش وجودی را نیز پذیرفته است (گاردنر، ۲۰۰۰)، که میتوان آن را به صورت جنبهای از هوش معنوی در نظر گرفت. با وجود این که وی هنوز وجود هوش معنوی را تایید نکرده است، ولی اظهار میدارد که هوش معنوی مفهومی منطقی است و مستلزم بررسیهای بیشتر است (ایمونز ۲۰۰۰).
1- هوش کلامی ، زبانی verbal / linguistic intelligence
این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرندهها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر میکنند.
مهارت های آنها شامل موارد زیر میشود:
گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان
شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:
شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم
2- هوش ریاضی–منطقی mathematical/logicalintelligence
هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرندهها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر میکنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار میکنند. آنهاا همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند.
مهارت های آنها شامل این موارد میشود:
مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربردن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی
رشته های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :
دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان
3- هوش دیدی – فضایی – مکانی spatial intelligence
این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات ،نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان میآید.
مهارت های آنها شامل موارد زیر است: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعارهها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.
شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:
دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس
4- هوش موسیقایی – ریتمیک – موزون musical / rhythmic
این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتمها و الگوهای موسیقی فکر میکنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان میدهند. خیلی از این یادگیرندهها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.
مهارت های آنها شامل موارد زیر میشود:
آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی
شغل های مناسب برای آنها عبارتند از : موسیقی دان، خواننده، آهنگساز
5- هوش حرکتی – جسمی جسمی Bodily / kinesthetic
این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرندهها خودشان را از طریق حرکت بیان میکنند. آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.
مهارت های آنها شامل این موارد میشود:
رقص، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن
شغل های مورد علاقه آنها عبارتند از :
ورزشکار، معلم تربیت بدنی، رقصنده، هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر
6- هوش برون فردی Interpersonal inte.
هوش برون فردی که از آن با نام هوش اجتماعی هم نام می برند . این هوش در افرادی دیده می شود که از انواع فعالیت های اجتماعی و یا درکنار دوستانشان بودن لذت می برند . از تنها بودن بیزار هستند. این افراد ازکارگروهی خوششان می آید و معمولا درهنگام فعالیت های اجتماعی و تعامل با دیگران بهتر آموزش می بینند. هنگام مشاجرات چه درخانه چه درمدرسه و یا دراجتماع همیشه نقش میانجی را به عهده می گیرند. و همیشه داوری ها و قضاوت را پیش او می برند.
روش های آموزش برای این افراد ازطریق فعالیت های دسته جمعی طراحی می شود، شاید طراحان این فعالیت های آموزشی برای این افراد خود نیز از این هوش بهره مند هستند . مشاورهای خوبی هستند ومعمولا برای مشاوره به اومراجعه می کنند .خود نیزدرمشکلات سعی می کند از مشورت دیگران استفاده کند . ازفعالیت های اجتماعی مانند شرکت درانواع سازمان های غیردولتی ، خیرخواهانه وکمک به حیوانات درحال انقراض ، حفظ طبیعت ، یا زلزله زدگان وسایر مصایب طبیعی جلودار هستند. ازمهمانی لذت می برند و در جمع ها و مهمانی ها معمولا میدان دارهستند. این دسته از افراد معمولا اجتماعی sociable می نامند . مصداق این افراد درایران کسانی هستند که درمیان اقوام وآشنایان ودوستان معمولا برنامه ریز و رهبراجرایی – مراسم عزا- تدفین – تشییع جنازه – عروسی ها و مراسم دیگر مثل بازگشت ازسفرهای مذهبی هستند و حتی در جشن تولد ها همیشه افراد خاصی را می بینید.
این افراد در درک حالات روحی – مقاصد- اغراض- انگیزه ها واحساسات دیگران قابلیت بالایی دارند ، دوست بازهستند ودوستان زیادی دارند. درمیان جمع احساس راحتی می کنند.
مشاغل وحرفه های موفقیت آمیزبرای آنها:
سیاستمدار، رهبر ارگان – سازمان – حزب و تشکیلات و نهادهای اجتماعی، معلم، واعظ، دیر
7- هوش درون فردی personal inte
یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرندهها سعی میکنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه میاندیشند و احساس میکنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزهها دارند. آنها سازمان دهند ه های خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقتها به دخالت متوسل میشوند. آنها معمولا سعی میکنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده میکنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.
مهارت های آنها شامل موارد زیر میشود:
دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزهها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم
شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :
مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر
8- هوش طبیعت گرا Naturalist inte
هوش طبیعت گر هشتمین هوش ازدسته هوش های چند گانه است که درتقسیم بندی گاردنرگنجانده شده است . کسانی که ازاین هوش برخوردارند درتشخیص وتمیزدادن پوشش های گیاهی وجانوری مناطق مختلف وموارد دیگردرطبیعت مثل سنگ ها ،ابرها مهارت دارد. این افراد ازکوهنوری ، جنگل نوردی ، رفتن به پارک های طبیعی ( جنگلی) لذت می برند. اغلب یک یا چند حیوان خانگی درمنزل نگهداری می کنند. ازفیلم های مربوط به زندگی حیوانات مثل رازبقا وغیره خوششان می آید ، کتابها ومجله هایی که درمورد طبیعت وپدیده های طبیعی است را آبونه ، جمع آوری ومطالعه می کنند . درکلاس ها ودوره های زیست شناسی ( گیاه شناسی) جانورشناسی شرکت می کنند واطلاعات وسیعی در موارد آنها دارند. اغلب جذب گروه ها وسازمان هایی مثل نهادهای غیردولتی ، طبیعت پاک ، نجات حیوانات تدرحال انقراض ، حمایت ازحیوانات ، بازگشت به طبیعت گیاهخواری – خام خواری – خام گیاه خواری وغیره می شوند. درکودک رفتن به باغ وحش ازبهترین تفریحات آنهاست .hobby وسرگرمی اوقات فراغت آنهاپرورش گل وگیاه ومعمولا درمنزل محلی را به پرورش ونگهداری آنها می پردازند.
مشاغل وحرفه های موفقیت آمیزبرای آنها:
زنبورداری، دامداری، باغداری، جنگل بانی، زیست شناسی، دامپزشکی، کشاورزی
ب - انواع هوش بر اساس کارکرد سیستمهای عصبی مغز (بهره هوشی، هوش عاطفی و هوش معنوی).
چارچوب دیگری که برای مشخص کردن انواع هوش ارائه شده است، مبتنی بر کارکرد سیستمهای عصبی مغز میباشد. زوهر و مارشال (۲۰۰۰) که ارائهکننده این چارچوب بودند، نتایج جالبی از مطالعات خود بر روی مغز بدست آوردند. آنها کارکرد مغز را از دیدگاه عصبشناسی بررسی کردند و همه انواع هوشهای ممکن را به سه نوع سیستم عصبی اصلی در مغز پیوند دادند. عقیده دارند که همه هوشهای دیگر زیرمجموعههای این نوع هوش قرار دارند :
1 - بهره هوشی
2 - هوش عاطفی
3 - هوش معنوی
عنوان :هوش هیجانی و کاربرد آن در مدیریت
قالب بندی :word
تعداد صفحات:16
محتویات
چکیده
مقدمه
هوش هیجانی چیست؟
مغز هیجانی
عوامل مؤثر در هوش هیجانی
ابعاد هوش هیجانی در مدیریت و رهبری
هوش هیجانی و رهبری گروه
روشهای صحیح اجرای برنامه آموزش هوش هیجانی
هوش هیجانی و مدیریت بازار
نتیجه گیری
منابع
قسمتی از متن
چکیده
رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید، ویژگیهای خاصی را می طلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. یکی از مهمترین خصیصه ها که می تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش هیجانی است. هوش هیجانی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجانهای و احساسات در توانمندیهای انسانی دارد. مدیران برخوردار از هوش هیجانی، رهبران مؤثری هستند که اهداف را با حداکثر بهره وری ، رضایتمندی و تعهد کارکنان محقق می سازند. با توجه به اهمیت هوش هیجانی درمدیریت ،این مقاله به بررسی ابعاد هوش هیجانی درمدیریت ،رشد وتوسعه رهبری درمحیط کار و روش آموزش هوش هیجانی درسازمان میپردازد.
مقدمه
امروزه بسیاری ازسازمانها دستخوش تغییرند وهرگونه تغییر نیازمند کارکنان ومدیرانی است که انطباق پذیر بوده وباتغییرها سازگار شوند.دراین میان تعامل اجتماعی به شیوه ای شایسته وثمربخش برای بیشتر مدیران و رهبران به عنوان عنصر کلیدی درمدیریت تغییرهای سازمانی اهمیت فزاینده ای دارد.
بررسیها نشان داده است که گوی رقابت آینده را مدیرانی خواهند برد که بتوانند به طور اثربخش ونتیجه بخش با منابع انسانی خودارتباط برقرارکنند.دراین زمینه هوش هیجانی (EMOTIONAL INTELLIGENCE=EI) یکی ازمولفه هایی است که می تواند به میزان زیادی درروابط مدیران با اعضای سازمان نقش مهمی ایفا کندوبه گفته گلمن (1998)شرط حتمی واجتناب ناپذیر درسازمان به حساب می آید.اخیرابرخی ازدانشمندان نیز دریافتهاند که هوش هیجانی بااهمیت تراز بهر ه هوشی (IQ) برای یک مدیر ورهبر است .
امروزه هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تبیین شده است که هم شامل درک دقیق هیجانهای خود شخص وهم تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران است .هوش هیجانی ،فرد رااز نظرهیجانی ارزیابی می کند، به این معنی که فرد به چه میزانی ازهیجانها واحساسهای خود آگاهی دارد وچگونه آنها راکنترل واداره می کند. نکته قابل توجه درراستای هوش هیجانی این است که تواناییهای هوش هیجانی ذاتی نیستند، آنها می توانند آموخته شوند .
هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی (EI) شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EI بالایی دارد، سه مولفه هیجان ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند (مولفه شناختی، مولفه فیزیولوژیکی و مولفه رفتاری).
اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نام های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرآیند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند.
آنها، اصطلاح هوش هیجانی را برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به کار بردند. در حقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است. به عبارتی هوش هیجانی عاملی است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه می کند و به واسطه داشتن مهارت های اجتماعی بالا منجر به برقراری رابطه خوب با مردم می شود.
هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و در بده بستان های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگ تر، پاداش های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی، قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید. هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین می کند از مهارت های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می کند فکر را در مسیری درست به کار گیریم.
ارسطو میگوید:"عصبانی شدن آسان است – همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!"
دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا تبیین میکند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمرههای IQ بسیار بالا تری دارند. ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.وقتی نود و پنج دانشجوی دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۴۰ را - یعنی دورانی که دانشجویان دانشگاه های شرق آمریکا را اقرادی با هوشبهرهای متنوع تر از امروز تشکیل می دادند - تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، چنین دیدند که افرادی که بالاترین نمره های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی، بهره وری و موفقیت شغلی از همدوره ایهای ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنان حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی یا رضایت از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیتی برتر نداشتند.[۱] با ظهور عصر اطلاعات و ارتقاء ارزش مندی ارتباطات انسانی و هم چنین بروز موقعیتهای استراتژیک سازمانی، نظریه هوش عاطفی رشد چشم گیری یافته و از مباحث پرطرفدار سازمانی شدهاست. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گستردهای از مهارتها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارتهای درون فردی و بین فردی اطلاق میگردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانشهای پیشین، چون هوشبهر و مهارتهای فنی یا حرفهای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شده است. به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیدهاست.
اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نامهای جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، میتوانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند. دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمامی تواناییهای فردی را تحت الشعاع قرار میدهد.
عنوان : هوش
قالب بندی :word
تعداد صفحات : 70
فهرست مطالب
تعریف عملی مفاهیم و متغیـرهای مورد مطالعـه. 8
زمینـه نظری مسأله مورد پژوهش... 12
منحنی توزیع هوش شناختی IQ.. 15
فهرست ده هیجانی اساسی ایزارد: 18
هـوش هیجانی و ارتباط آن با هـوش شناختی.. 18
وراثت یا محیط در هـوش شناختی.. 20
وراثت یا محیط در هـوش هیجانی.. 21
عوامل مؤثـر در هوش هیجانی.. 24
پیشنهادات لازم جهت توسعـه بهـره هیجانی.. 26
تقسیم بنـدی افـراد بر اساس IQ و EQ از دیـدگاه جک بلوک.. 26
بررسی یافتـههای پـژوهشی موجـود 28
هوش هیجـانی و ارتباط آن با زناشـویی.. 28
الگوی رفتاری والدین و رشـد هوش هیجـانی.. 30
سابقـه تکاملی و اعتبـار تحولی.. 34
جامعـه آماری و گروه نمونـه مورد مطالعـه. 37
معـرفی آزمون هـوش هیجانی بارـ آن. 38
معـرفی آزمون ماتریسهای پیشرونـده ریـون بزرگسالان. 43
الف) عامل تهدیـدکننـده روایی درونی پژوهش... 50
ب) عامل تهـدیدکننـده روایی بیـرونی پژوهش... 50
قسمتی از متن
چکیـده
در این پژوهش ما به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و هوش شناختی پرداختیم با این سؤال که آیا بین هوش شناختی و هیجانی رابطه وجود دارد؟
جامعه انتخابی ما مرکز پیش دانشگاهی دخترانه اسماعیل پور طرقی بود که از این جامعه یک نمونه صدنفری انتخاب کردیم. روش آزمایشی ما روش همبستگی بود که با استفاده از دو آزمون هوش هیجانی باران و هوش ریون بزرگسالان روی نمونه مورد نظر اجرا شد. ابتدا دانش آموزان سنین 17-18 ساله را جدا کردیم و از این تعداد به صورت تصادفی 100 نفر انتخاب کردیم و بعد آنها را به گروههای ده تایی تقسیم کردیم و دو آزمون نامبرده را روی تک تک این گروهها به صورت جداگانه به اجرا درآوردیم. در تجزیه و تحلیل دادهها نیز از فرمول T استفاده کردیم.
در نهایت نتیجهای که به دست آوردیم این بود که هیچ رابطه معناداری بین دو هوش شناختی و هیجانی وجود ندارد. در واقع متوجه شدیم که این دو هوشبهر مستقل از یکدیگرند و نمی توان گفت فردی که هوش شناختی (IQ) بالایی دارد حتماً هوش هیجانی (EQ) بالایی نیز خواهد داشت.
مقـدمه
هوش[1] چیست؟ همان استعداد است؟ قوه ابتکار است؟ قدرت یادگیری است؟ تعریفهای متنوعی از هوش شده است. در واقع در تعریف واژه هوش اتفاق نظر میان روانشناسان وجود ندارد و برای تعریف آن از ویژگی هایش استفاده میشود هنگامی که هوش مورد مطالعه قرار میگیرد خود هوش نیست بلکه رفتار یا عملکرد هوشمندانه است. در مفهوم هوش استعداد فکری بنیادینی وجود دارد این استعداد فکری توان داوری است و میتوان آن را « حس خوب » « حس علمی» و استعداد فکری فرد برای تطبیق با محیط نامید. بنابراین خوب داوری کردن، خوب درک کردن و خوب استدلال کردن فعالیتهای اساسی هوش اند. همان طور که ملاحظه میشود تعریف هوش به اندازه کافی روشن نیست بدیهی است که سمت بخشی دقیق آن نیز به آسانی میسر نخواهد بود.
آزمونهای متنوعی برای سنجش هوش شناختی1 ابداع شده است که هر کدام نقاط مثبت و منفی مخصوص به خود دارند. آن چه در این راستا مشخص است این است که هوش شناختی که به طور صنعتی با هوش بهر مشخص میشود میکوشد بی آن که به سایر جنبههای شخصیت و رفتار توجه کافی داشته باشد استعداد افراد را برای درک یادگیری یا داوری تفکر منطقی حل مسایل و امثال آن مورد ارزشیابی قرار دهد. به سخن دیگر نباید تنها به تشخیص حدود تواناییها یا ناتواناییها با ناتوانیهای شناختی افراد اکتفا شود بلکه لازم است برآورد قابل قبولی نیز از حدود تواناییها یا ناتواناییهای اجتماعی وی داشته باشیم تا بتوانیم به گونهای قابل قبول جای او را روی پیوستاری از کمترین میزان توانشی ذهنی تا بالاترین آن مشخص کنیم. هوش هیجانی1 آن بعدی از توانمندیهای فرد را اندازه میگیرد که در آزمونهای هوش شناختی قابل ارزیابی نیست.
هوش غیرشناختی ابعاد شخصی هیجانی اجتماعی و حیاتی هوش را که اغلب بیشتر از جنبههای شناختی آن در عملکردهای روزانه مؤثرند مخاطب قرار میدهد هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران، خودشناسی و دیگرشناسی، ارتباط با مردم و سازگاری فرد با محیط پیرامون خویش پیوند دارد. پیتر سالوی2 ضمن اختراع اصطلاح سواد هیجانی به پنج حیطه در این مورد اشاره میکند.
بر اساس مطالعات دانیل گلمن1 در بهترین شرایط همبستگی اندک بین هوش شناختی و برخی از ابعاد هوش هیجانی وجود دارد. وی اظهار میدارد که هوش شناختی تنها 20 درصد از موفقیتها را باعث میشود و 80 درصد از موفقیتها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موقعیتها در گرو مهارت هایی است که افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین میکند. یعنی افرادی با داشتن هوش شناختی متوسط و هوش هیجانی بالا خیلی موفق تر از کسانی هستند که هوش شناختی بالا و هوش هیجانی پایین دارند. (سایت fekreno.org)
بیان مسئله
هوش هیجانی مبحثی تقریباً جدید است در دنیای روانشناسی و به طور تخصصی تر در دنیای مباحث مربوط به تواناییهای ذهن به همین خاطر بر آن شدیم که درباره این موضوع و رابطه اش با هوش شناختی به تحقیق
بپردازیم هوش هیجانی به این دلیل عنوان شده است که دارای نگرش عملی و کاربردی سرشاری است که با معیارهای محدود قدرت منطقی ذهن قابل اندازه گیری نیست. هوش شناختی یا همان IQ جنبههای شناختی و منطقی ـ انتزاعی هوش را اندازه میگیرد ولی هوش هیجانی یا EQ قسمتی از هوش انسانی است که نشانگر مهارتهای درونی و ارتباطی است.
در واقع هوش هیجانی کنترل تکانه انگیزش یک مهارت سطح بالا بوده که هیچ گاه در آزمونهای هوش شناختی قابل اندازه گیری نمی باشد. حال سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا بدین هوش شناختی و هوش هیجانی رابطهای است؟ آیا میتوان گفت فردی که دارای هوش شناختی بالایی است هوش هیجانی بالایی نیز دارد؟