مشخصات فایل
عنوان: تقویت حافظه
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
محتویات
تقویت حافظه
مسئله
فعال باشید
تمرکز کنید
ایجاد پیوستگی نمایید
تکرار نمایید
اسامی را بهم ربط دهید
از اطلاعات لذت ببرید
وقت بگذارید
آرامش داشته باشید
گزینشی عمل نمایید
به سلامتی خود اهمیت دهید
حافظه برتر
قسمتی از متن
تقویت حافظه
آیا شما هم جزء افراد فراموشکار هستید؟ آیا می توانـیـد نام عناصر درس شیمی را بیاد آوید؟و یا اینکه تاریخ اولین برخورد با همسرتان را بخاطر می آورید؟ مسلما خیر. این بدلیل آن است که حافظه بصورتی انتخابی عمل میکـنـد. برخی از مسائل را بدلیل اهمیت بیشتر آسانـتـر از بـقـیـه به ذهن می سپاریم. اما مغز قابلیت بخـاطـر سپـردن هـر موضوعی را داشته و فقط به کمی تمرین و ممارست نیاز دارد.در ادامه مقاله با روشهای بهبود حافظه آشنا خواهید شد.
مسئله
بجای پرداختن و وارد شدن به مطالب پیچیده روانشناسی در زمینه حافظه کوتاه مدت و بلند مدت، بیاید فقط قرار بگذاریم دیگر مسائلی که نباید فراموش مـی کردیـم را از قـلـم نیندازیم.
برای مثال هر کسی، شاید بجز معلم شیمیتان، شما را به خاطر بیاد نیاوردن فرمول یک ماده خاص خواهد بخشید. با این حال ممکن است بخصوص هنگامی که در تخت خواب خود مچاله شده اید بدلیل بخاطر نیاوردن تلفن نامزد خود کلافه و پریشان شوید. در زیر مواردی را که باید سعی در بذهن سپردن آنها نمایید، آورده شده است:
بیاد نیاوردن موارد فوق عمدتا نتیجه مبذول نداشتن توجه کافی می بـاشد. اگـر بـرایـتان مهم بود هیچگاه فراموش نمی کردید. ( این جمله ای است که مـعمـولا نـامـزدم بـه مـن میگوید ) دفعه بعد کمی بیشتر سعی و دقت کرده و ببینید تا چه اندازه بیشتر موفق تـر خواهید شد. همچنین مخشص کنید که کدام حافظه را دارا میباشید: بصری یا سمعی. وقت پاسخ این سؤال معلوم گردید در موقیتی بهتر برای بهبود حافظه خود قرار خواهـیـد گرفت.
راه حل
در این قسمـت نـکاتـی مهم جهت بهبود مهارتهای به ذهن سپردن مسائل خاطر نشان شده است.
فعال باشید
این در مورد هر چیزی باید اعمال شود، هنگامیکه در حال شنیدن، تفکر و مصالعه کـردن هستید. سعی کنید از مطالبی که فرد دیگری به شما گفته، نکتـه برداری نـمـایـیـد. اگـر بیحال و غیر فعال باشید، مغزتان دچار کندی و تعلل خواهد گردید و اگر بـرای فـعـال بـودن تلاش کنید، ذهنتان آنچه که در حال بین شدن است را ثبت نموده و راحت تر می توانید آرا بخاطر بسپارید.
تمرکز کنید
به جزئیات دقت نمایید. در طول روز چیزهای بسیار زیادی را می شنویـم اما تنها آنهایی را بیاد می آوریم که برایمان اهمیت داشته اند. مسائل مورد اهمـیت خـود را گـستـرش و بسط دهید تا بیشتر بتوانید آنها را به ذهن بسپارید. یک روش خوب این است که همه چیز را حیاتی فرض کنید. وانمود کنـیـد کـه یـک کـارآگـاه جنـایـی هستید و هر آنچه که در پیرامون شما در حال اتفاق افتادن است، حائز اهمیت می باشد.
ایجاد پیوستگی نمایید
بین آنچه که میخواهید بیاد بسپارید و آنچه کـه قـبلا در ذهن دارید ارتباط به وجود آوریـد. این ارتباط میتواند یک رنگ، یک عدد یا یک کلمه هم قافـیـه بـاشـد. برای بـخـاطر داشـتن لیـستـی از چیزهای مختلف، تصاویری که هم قافیه با اعداد می بـاشـنـد را بـرای خــود مجسم نمایید. برای مثال یک با "دک" هم قافیه است پس میتوانید در ذهن خود اولـیـن قلم لیست را با دک ضبط مجسم و مربوط کنید. بهمین ترتیب بـرای عـدد دو کـه با "مـو" (درخت انگور) هم قافیه است انجام دهید. همچنین میتوانید از کلمات مخفف، و ترکیب اسامی و یا متصل نمودن اول حروف کلمات ( مانند حروف ابجد ) استفاده کنید.
تکرار نمایید
روش تنبیه معلم مدرستان را بیاد دارید؟ هرگاه فردی دچار خطایی می شـد، مـجبورش میگرد چندین و چند بار مطلبی را بنویسد. تکرار به ما برای به ذهن سپردن مـوضـوعـات کمک کرده و باعث حک شدن افکار در مغزمان میگردد. هرگاه فردی را ملاقات می کـنـیـد، شروع به تکرار اسم او ذهن خود نمایید. وقتی کسی شماره تلفنش را بشمـا میـدهـد، چندین بار آنرا روی کاغذ نوشته و با صدای بلند تکرار کنید. اگر می خـواهـیـد مـطلبی را حفظ کنید کافی است آنرا چندین بار روی تکه ای کاغذ بنویسید.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درباره جدایی واقعی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 39
محتویات
قسمتی از متن
مقاله درباره جدایی واقعی
دنیای انسان، دنیای خلق اندیشه های اوست. اندیشه های زیبا و مثبت، یک زندگی زیبا را بشارت می دهد و اندیشه های منفی و کریه، یک زندگی نابسامان را تصویر می کند.
در این راستا بشر به عنوان قائم مقام خدای رحمان، شگفتی های زیبایی از خود نشان داده است و ثابت کرده است آنجایی که بخواهد می تواند واقعیت ها را جادوگرانه خلق کند و به پدیده ای به ظاهر جادویی، رنگ واقعیت بخشد.
دیگر خود را محدود نخواهید دانست، بلکه درخواهید یافت حقیقتِ وجود و توان شما نامحدود است.
به جای این که خود را در اختیار وراثت، محیط و عوامل فراطبیعی بدانید، به این مرحله از آگاهی خواهید رسید که، خود شما واقعیت وجود خود را می سازید و به جای این که نیروهای ذاتی و الهی مستقل از شما کار کنند، با شما همراه خواهند بود.
به جای این که زندگی را آشفته و درهم بدانید، باور خواهید کرد که در هر آشفتگی نظم وجود دارد و در عالمی که بر اساس نظم مطلق است، تصادف معنی ندارد.
وقتی ما آماده باشیم تا از این زندگی که به آن خو گرفته ایم فراتر رویم، قلمرو دیگری وجود دارد که می توانیم به آن گام نهیم. این قلمرو، با قوانین علمی و منطقی هماهنگی ندارد. این قلمرو که در درون هریک از ما قرار دارد، از مرزها، قوانین و محدودیت های عادی فارغ است. این قلمرو، سرزمین واهی نیست که تنها در تصور بگنجد، بلکه واقعیتی معجزه آساست که در اختیار هرکسی قرار دارد؛ به شرطی که آماده باشد.
سه مسیر به سوی آگاهی
تجربه، شیوة یادگیری از طریق بازاندیشی و درک ماهیت حوادث است که با تکرار پی در پی این الگوی درد و رنج به دست می آید.
زندگی آزمون است و تا از اشتباهات خود درس نگیریم، محکوم به تکرار آنها هستیم.
برای کسانی که در این گروه قرار می گیرند، جادوی واقعی دست نیافتنی خواهد بود.
چه چیزی در این حادثه وجود دارد که می توانم به گونه ای مفید از آن استفاده کنم؛ حتی اگر ندانم چرا این حادثه هم اکنون اتفاق افتاده است؟
وقتی تمام توجه شما معطوف به این باشد که از هر رخدادی چه می توانید بیاموزید، از این گونه افکار رنج نمی برید که «چرا من؟» ، «من خیلی بدبختم»، «آیا وحشتناک نیست؟» تحول در اندیشه، به شما این امکان را می دهد که به جای غصه خوردن، به پیامدهای هر حادثه و آنچه می توانید از آن بیاموزید بنگرید. به جای دیدگاه «بیچاره من»، به دیدگاهی آموزنده روی می آورید. مثلاً از خود می پرسید: «چگونه می توانم از این بیماری که هم اکنون با آن دست به گریبانم، نتیجه ای دلخواه به دست آورم؟» یا: «در ممورد خودم چه می توانم یاد بگیرم و برای برخورد مؤثر با این مسئله چقدر از توانم را قادرم فرا بخوانم؟»
زندگی کردن برای نتیجه بسیار بهتر از زندگی کردن با درد و رنج است.
«برای غلبة انسان بر مشکلاتش احتمالاً هیچ چیز مهم تر از این نیست که بداند در زندگی رسالتی بر عهده دارد.»
هر چیزی در این عالم هدفی دارد. در واقع، شعور یا عقل ناپیدایی که به گونه ای هدفمند درون همه چیز جاری است، در درون شما نیز جریان دارد.
شما رسالت زندگی خود را فراتر از موفقیت، پیشرفت و درخشش بدانید و در نتیجه هر لحظه ای را تمام و کمال و یا عشق زندگی خواهید کرد.
«همواره با عشق و صداقت کار کن و به هیچ وجه به ثمرة کار خود وابسته مباش. اگر بتوانی به این مرحله از موهبت زندگی برسی، به گونه ای معجزه آسا به آرامش دست خواهی یافت. در تمام مراحل زندگی هدف داشته باش. از هرگونه شهرتی که حاصل کار توست چشم پوشی کن. همواره این احساس را داشته باش که به خداوند نیاز داری و به هر طریقی که می توانی به دیگران خدمت کن.» این شیوة فرد اعجازگر است.
به جای جمع کردن مال، تصاحب ثروت و رقابت ناسالم، از گذشت، تعاون و فعالیت لذت ببرید.
دارایی کامل فقط با بخشش محقّق می شود و آنچه نمی توانی ببخشی مالک و صاحب توست.
دانشجو- همواره دانشجو باشید. آماده و مشتاق یادگیری، از هرکسی و در هر جایی باشید. دانشجو بودن به این معناست که برای یادگیری آمادگی داری.
وقتی قلباً این گونه باور داری که با هر فردی که در زندگی خود برخورد می کنی چیزی دارد که به تو بیاموزد، آماده خواهی بود که از پیشنهادهای او به گونه ای مطلوب بهره بگیری.
اگر دانشجو باشی، می پذیری که هر کسی و هر چیزی به نحوی معلم توست.
وقتی دانشجوی آماده ای شدی، فردی بیگانه که در مورد چگونگی غلبة خود بر اعتیاد در سال های قبل با شما سخن می گوید، رهنمودی می شود برای شما تا با کمک آن بر عادات بد شخصی خود فایق آیید.
مجبور نیستی بیش از این منتظر باشی. هم اکنون شروع کن، همة کمکی را که نیاز داری خواهی یافت.
آمادگی یعنی اشتیاق. اشتیاق صادقانه و از صمیم قلب. وقتی این گونه آماده باشید، معلم خود را خواهید یافت.
معلم- معلم همه جا هست. همین که آمادگی خود را به اشتیاق بدل سازید، کمکی را که نیاز دارید، کائنات در اختیارتان خواهد گذاشت. زمانی که مشتاق باشید، در همة مراحل زندگی خود معلم را پیدا خواهید کرد.
این معلم هم اکنون در زندگی شما وجود دارد؛ هر لحظه که آماده باشید، ممکن است این معلم به صورت حادثه ای بروز کند، یا به شکل اخراج از کار که شاید خواست خدا باشد. اما این فرد عاقل در همه حال در دسترس شماست. اشتیاق شماست که معلم را قادر می سازد به شما کمک کند.
غیر از ویژگی هدفمند بودن و آمادگی، برای این که خودتان را در چارچوب فکری و ذهنی مناسب قرار دهید، رهنمودهایی وجود دارد. برای این که بتوانید وارد این مرحله شوید و آنچه را پیشتر غیر ممکن می دانستید، حقیقتاً آشکار کنید، آن رهنمودها یا «آگاهی ها» لازم است.
به یاد حرف های مسیح (ع) در مورد معجزه می افتم: «آن که به من ایمان دارد، آنچه را من انجام می دهم او نیز انجام خواهد داد؛ و او کارهایی بزرگ تر از این نیز به انجام خواهد رساند.»
هفت باور برای جلوه گر ساختن جادوی واقعی
همة کائنات سامانه ای هوشمند است. وجود مادی شما نیز از یک سری نظام تشکیل شده است که در حد کمال مطلوب عمل می کنند.
باور کنید که هدف دارید و در مسیری هستید که زندگی جادویی را در تمام زمینه های مورد نظر خود ایجاد خواهید کرد.
این باور را که غیرممکن است بتوانید چیزی را در ذهن خود تصور کنید، به فراموشی بسپارید و به جای آن امکان پذیر بودن این باور را جایگزین سازید. همین الان و در همین لحظه این حرکت را شروع کنید.
یک بُعد معنوی و الهی نیز وجود دارد که فراسوی مرزها و حدود دنیای مادی ماست.
ما در دنیای مادی متولد می شویم؛ تولد دوم ما ورود به دنیای غیرمادی است.
بهاگاواد گیتا
از شما می خواهم به انسان معنوی بدل شوید؛ زیرا این گونه است که اعجاز و جادوی واقعی عملی خواهد شد و آن گاه که به آگاهی قلبی از خود غیرمادی خویش رسیدید، یعنی همان خویشتنی که محدودیت مکانی ندارد، در این صورت همة اطلاعات به ظاهر علمی مفهوم خود را از دست خواهد داد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: ما رأیت شیئاً الّا رأیتُ الله قبله و بعده. یعنی:
هیچ چیزی نمی بینم، مگر آن که خدا را پیش و پس از آن ببینم.
برای انسان معنوی، استفاده از قدرت بر ضد دیگران پذیرفته نیست. او علاقه ای به جمع آوری قدرت ندارد، بلکه برعکس، به کمک به دیگران علاقه مند است. این قدرت، عشق است. در این گونه قدرت، هیچ نوع خشم و عصبانیتی وجود ندارد. توانمندی واقعی این است که بدانیم آدمی می تواند با کسانی که دیدگاه های متفاوتی دارند زندگی کند و نیازی نیست که بر دیگران تسلط داشته باشد و آنان را قربانی خواسته های خود سازد. انسان معنوی می داند قدرت عظیمی که می تواند دنیای مادی را به طور دقیق مدیریت کند، از ذهن انسان سرچشمه می گیرد. ذهنی که در آرامش است، ذهنی که درد دیگران را می فهمد و در فکر آسیب رساندن به دیگران نیست، از هر نیروی مادی دیگری در دنیا قوی تر است. هدف از قدرت جسمانی نباید برتری نسبت به حریف و تسلط بر او، بلکه باید بر پایة رفع تجاوز باشد. این نوع قدرت، لذت معنوی دارد و برای قدم نهادن در این راه، به قدرت بیرونی نیازی نیست.
اگر احساس کردید دیگر لزومی ندارد بر دیگران مسلط باشید، مال بیشتری کسب کنید یا بر محیط اطراف خود تسلط داشته باشید، در این حالت، تمرکز خود را از قدرت بیرونی به قدرت شخصی معطوف کرده اید. در این صورت درخواهید یافت که قدرت شخصی شما، شما را ضعیف نمی کند تا قربانی دیگران باشید، بلکه کاملاً برعکس، در خواهید یافت که دیگران نیز در فکر آزار و اذیت شما نیستند و چنین تهدیدهایی را مهار خواهید کرد. بی نیازی شما به این که نشان دهید چقدر قدرتمندید، این فرصت را به شما می دهد که به دیگران تفویض قدرت کنید.
مشخصات فایل
عنوان: جرم و زن
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 25
محتویات
مقدمه
اهمیت و ضرورت تحقیق
بیان مسئله
سؤالات تحقیق
پیشینه تحقیق
نظریه زیستی روانی
نگرش جامعه شناختی
توجیه آماری
تحقیقات انجام شده در زمینه زنان بزهکار
نتایج تحقیق رحمت الله صدیق سروستانی
فرضیه ها
تعریف اصطلاحات
جرم و مجرم
ویژگیهای خانوادگی و اجتماعی
طبقه بندی بزهکاران
جرایم خاص زنان
فحشاء
عوامل فحشاء
متغییرهای اساسی پژوهش
روش پژوهش
و . . . . .
قسمتی از مقاله
باسمه تعالی
مقدمه
پیشرفت علم و تکنو لوژی در پایان قرن بیستم و فرا رسیدن عصری جدید رویکرد جهان به سوی استفاده بیشتر از علم و دانش بشری در حل مشکلات و معضلات بشریت را ایجاب می نماید.
هر چه پیچیدگیهای صنعتی و توجه کشورها به تولید مطلق جدا از مسایل معنوی و بازتابهای آن بیشتر گردد لزوم عنایت به از خود بیگانگی انسانها در عصر ماشین افزون تر می گردد.
بعد از تحول، و انقلاب صنعتی دررفتارهای اجتماعی تغییراتی به وجود آمده و بسیاری از نا بسا مانیها اجتماعی و آسیبهای فردی و گروهی درجامعه مانند اعتیاد، فساد اخلاقی، طلاق و....... را بطور معمول رایج، بنیاد هزاران خانواده را به خطر انداخته و دستخوش اضمحلال نموده است.
بدیهی است هر چه آسیبها و پدیده مشابه آن بر خانواده و افراد جامعه بیشتر باشد میزان بهروری جامعه از نیروی خود کمتر و ضایعه آن بیشتر خواهد بود لذا ابتدا شناخت این تنگناها و پیدا نمودن بهترین راه حل اولین قدم در مقابله با این بحران است که تنها از طریق انجام پژوهشهای علمی میسر می گردد.
خوشبختانه رویکرد مسوولین در برخورد با این گونه مسایل منطقی در خور تحسین است. چه اینکه در نظام جمهوری اسلامی زندان تنها برای نگهداری زندانیان در نظر گرفته نشده بلکه محلی برای تهذیب اخلاق و تغییر رفتار مجرمان تلقی شده است.به همین جهت انجام اینگونه تحقیقات به طور یقین می تواند راه گشای نهادها و سازمانهای ذیربط در رفع بسیاری از مشکلات اجتماعی خصوصا در مسائل تربیتی و اصلاحی باشد.
تحقیق حاضر سعی دارد تا ضمن بررسی عوامل فردی خانوادگی، اجتماعی و وضعیت روانی زنان زندانی در مقایسه با زنان بهنجار با اتخاذ رویکرد علمی به مسائل، ضمن شناخت مشکل، راه حلهای عملی در حل آن را بیان دارد.(الوندی،1378).
اهمیت و ضرورت تحقیق:
سازمان زندانها عهده دار مراقبت و باز پروری زندانیان است. در این خصوص بخشی از زندانیان را زنان تشکیل می دهند.
بنابراین بررسی مجرمین زن با توجه به خصوصیات خاص جنسی، شخصیتی و اجتماعی این گروه می تواند راهبردهای عملی جهت اصلاح و تربیت مجرمین که از اهداف اصلی سازمان زندانهاست فراهم سازد.
بیان مسئله:
امروزه جرم و بزهکاری ارتباط زیادی با جرم شناسی دارد. در جرم شناسی به عوامل جرم زا، شرایط و محیطی که جرم در آن اتفاق افتاده و خصوصیات و شخصیت مجرم توجه می شود و سعی می گردد اثرات متقابل محیط بر روی شخص و یا شخص بر روی اجتماع و همچنین انگیزه های ارتکاب ، جرم شناسی شوند.
ارتکاب جرم پدیده ای است که معلول عوامل متعدد فردی، روانی، اجتماعی است. از جمله عوامل مؤثر وضعیت روانی و ویژگیهای شخصیتی فرد مجرم است، که شناخت دقیق ویژگیهای شخصیتی می تواند در شناسایی بهتر افرادی که در معرض ارتکاب جرم قرار دارند مفید باشد.
اغلب جرم شناسان بر این عقیده اند که مردان و زنان همانطوریکه از نظر جسمی و بیولوژیک با هم متفاوتند از نظر روانی و اجتماعی نیز با یکدیگر تفاوتهایی دارند که این باعث تفاوت در نوع و میزان ارتکاب جرایم می شود.
توجه به این نکته ضروری است که فرهنگ هر جامعه و نوع نگرش و طرز تلقی هر جامعه نسبت به زنان و مردان و نقش و وظیفه ای که از هر یک انتظار می رود در شکل گیری شخصیت و نحوه رفتار و عمل آنها تأثیر اجتناب ناپذیری دارد، که ممکن است تفاوت بین میزان و نوع جرایم ارتکابی توسط هر یک از دو جنس را سبب گردد.
بنابر این برای شناخت علمی بزهکاری زنان ضروری می نماید که بطور اختصاصی جرایم زنان و علل و عوامل مؤثر در ارتکاب جرایم در زنان و پراکندگی و چگونگی جرایم زنان مورد بررسی قرار گیرد.
سؤالات تحقیق:
10) آیا بین وضعیت محل سکونت و زندانی شدن زنان رابطه وجود دارد؟
11) آیا بین سابقه زندانی شدن در خویشاوندان و زندانی شدن زنان رابطه وجود دارد؟
12) آیا بین مهاجرت و زندانی شدن زنان رابطه وجود دارد؟
13) آیا بین میزان خواندن نماز و قرآن و دعاهای مذهبی و شرکت در اماکن متبرکه و زندانی شدن زنان رابطه وجود دارد؟
14) آیا بین اضطراب زنان بهنجار و زنان زندانی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
15) آیا بین روان پریشی و حساسیت بین فردی و ترس مرضی و پرخاشگری و شکایت و بد بینی و وسواس و میزان نگرش پارانوئیدی زنان بهنجار و زنان زندانی تفاوت معنا داری وجود دارد؟
16) آیا بین افسردگی زنان بهنجار و زنان زندانی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
پیشینه تحقیق:
نظریه زیستی روانی:
از این دیدگاه پائین بودن درصد بزهکاری زنان را به ویژگیهای زیستی و روانی آنان نسبت می دهند. در خصوص رفتار زنان عقیده بر این است که هورمونها مؤثر بر رفتار و شخصیت مرد و زن با هم متفاوتند. مثلا هورمونهای تخمدان هنگام آما دگی برای بارداری رفتار خاصی در زن ایجاد می کند در حالیکه در مرد چنین هورمونهائی وجود ندارد.
در مرد با ترشح هورمونهای بیضه ترشح آن در خون نوعی پرخاشگری در رفتار بوجود می آید، حال آنکه هورمونهای مترشحه از تخمدان زن چنین نیست. همچنین حالات عصبی در پسرها در دوره بلوغ تحت تأثیر هورمونهای جنسی و تغییرات بدنی شدیدتر از دختران است. ضعف جسمانی و نیروی بدنی زنان مانع ارتکاب پاره ای از جرایم است و همین ویژگی منجر می شود که زنان کمتر مرتکب جرایمی مثل چاقوکشی، سرقت های مسلحانه و درگیریهای تن به تن شوند. در حالیکه جرایمی مثل مسموم کردن، سقط جنین، سرقت از فروشگاهها ، رها کردن کودک و تحریک به عیاشی و ولگردی کودکان تقریبا از از جرایم ارتکابی اختصاصی زنان به شمار می روند. بدین ترتیب اختلاف تبهکاری زنان و مردان را باید در اختلاف زیستی و روانی، بین دو جنس جستجو کرد. مسلما صفات مردانه ای از قبیل قدرت و زور، تمایل به آزمایش عمل ، مقاومت در برابر فشار روانی، عدم اعتراف به اشتباهات و دیگر آزادی در مقابل صفات زنانه ای از قبیل خواهش و ظرافت، تمایل به تماشا و تحمل رنج بدنی، منشاء ارتکاب جرایم متفاوتی خواهند شد.
لمبروز بیان می کند که زنان از لحاظ زیستی در مقایسه با مردان محافظه کارترند و غشاء مغزی زنان فعالیت کمتری دارد.بر این اساس وجود عوامل محرومیت زا به جای آنکه زنان را به بزهکاری سوق دهد سبب پیدایش عوارض حرکتی و هیستریک و مشکلات جنسی در زنان می شود. به نظر لمبروز زنان بزهکار بیش از مردان قسی القلب و حسابگر و شیطانی هستند. او می گوید: کشتن دشمن، زن بزهکار را راضی نمی کند، بلکه او میل دارد قربانی خود را در عذاب نیز ببیند. او معتقد است زن بزهکار کم است ولی اگر زنی بزهکار شود خیلی شقی خواهد بود و یکی از علل بزهکاری زنان حس انتقام جوئی آنهاست. این حس از کینه و نفرتی پدید می آید که به عوامل جنسی و حسادت زنانگی بستگی دارد و بر عکس حرص و طمع از علل اصلی بزهکاری مردان است. زنان بزهکار اغلب حسابگر هستند و برای ارتکاب جرم نقشه های دقیق می کشند و در بسیاری از موارد خود مرتکب جرم نمی شوند بلکه مردان را به بزهکاری تشویق و ترغیب می کنند.
بی توجهی پدر و مادر نسبت به دختران و ترک آنها در زمان کودکی و نوجوانی بیش از پسران در آنان اثر می گذارد و ممکن است دختران را به دزدی و خود فروشی بکشاند.
لازم به ذکر است که نگرشی زیستی امروزه شدیدا مورد انتقاد قرار گرفته است. زیر اگر تفاوتهای بیولوژیکی بین دو جنس مرد و زن صرفا توجیه کننده نسبت جرم آفرینی در آنها بود، این نسبت ها باید برای تمام کشورها و جوامع ثابت بماند چرا که اختلاف زیست شناختی در همه کشورها بین زنان و مردان یکسان است، در حالیکه مدارک و شواهد موجود خلاف این را نشان می دهد. نوسانات نسبت جرایم ارتکابی زنان در شهر ها و روستاها و در اوضاع و احوال خاص با فرضیه مورد بحث همخوانی ندارد.
نگرش جامعه شناختی:
برخی از دانشمندان اختلاف فاحش میزان جرایم زنان و مردان را ناشی از اختلاف دو جنس می دانند. ساترلند در این باره بیان میکند: که شاید بتوان مهمترین اختلاف بین زن و مرد را در این دانست که از زنها سخت مراقبت می شود و اعمال آنها سخت تحت کنترل قرار می گیرد ولی مردان از این قیود آزادند. به طوری که در کشور های اروپائی و آمریکائی که زنان از استقلال اقتصادی و اجتماعی در سطح مردان برخوردارند نرخ جرایم زنان به نرخ جرایم مردان نزدیکتر است.
زنان امکان و فرصت کمتری برای ارتکاب جرم در دست دارند و احساس احترام در اجتماع مانع جرم اندیشی زنان است. همچنین تا اندازه زیادی ویژگیهای زنانه و مردانه را می توان ناشی از عوامل اجتماعی دانست، به طوریکه معمولا از کودکی به دختران درس متانت، نجابت، بازداری و شرافت، ظرافت، عاطفی بودن و از این قبیل و به پسران سر سختی، خشونت و مبارزه طلبی، اقتدار و ... آموخته می شود.
عوامل دیگری که در کاهش آمار بزهکاری زنان مؤثرند عبارتند از :
1) در اکثر جوامع ، فحشاء که بزه خاص زنان است جرم محسوب نمی شود.
2) تبحر، شکل و فرم لباس زنان مانع کشف جرایم ارتکابی آنان می شود.
3) اکثر شاکیان در مورد زنان قائل به اغماض شده و از شکایت صرف نظر می کنند.
4) شرکا و معاونین جرم از معرفی عامل اصلی جرم اگر زن باشد خودداری و مسئولیت ارتکاب جرم را شخصا بر عهده می گیرند.
5) پلیس و دادسراها و دادگاه ها نیز نسبت به زنان ارفاق می کنند.
توجیه آماری:
چه بسا اختلاف بین جرایم زنان و مردان بر اثر ارقام باشد. بیشتر جرایم زنانه در آمارهای پلیسی و دادرسی منظور نمی شود. پالاک جامعه شناس آمریکائی معتقد است که بزهکاری زنان اغلب پوشیده و مخفی است، به علاوه به علل گوناگون کلیه جرایم آنان گزارش نمی شود و جزء آمار به حساب نمی آید. از نظر بسیاری از جرم شناسان رقم سیاه جرایم زنان بسیار بالاتر از مردان است، بدیهی است لیست سیاه جرایم زنانه ای مثل سقط جنین جایگاه بارزی در جرایم ارتکابی فاش نشده زنان دارد. در فرانسه برخی منکرات زنانه جرم محسوب نمی شود و نیز اگر زنان مرتکب پاره ای از جرایم مردانه و حرفه ای مخصوص بخ خود گردند جرایم آنها کاملا از دید آمار جنائی دور می ماند. باید اعتراف کرد عمل مجرمانه برخی از زنان غیر مستقیم در فراخوانی و تشویق مردان به بزهکاری نقش محوری ایفا می کند. وانگهی بسیاری از جرایم ارتکابی زنان از قبیل سرقت از فروشگاههای بزرگ حتی پس از کشف مجازات نمی شوند. بعلاوه در خصوص جرایمی که کشف و تعقیب می شوند برای زنان در محاکمه و تعیین مجازات ناخودآآ آ
آگاه یا خود آگاه ارفاق قائل می شوند و معمولا دختران بسیار بیشتر از پسران مورد عطوفت قضائی قرار می گیرند و اغلب تبرئه شده یا قرار منع تعقیب صادر می شود.هر چند وجود لیست سیاه تا حدی به اختلاف میزان بزهکاری در زنان و مردان دامن می زند ولی علت اساسی عدم تساوی جرایم ارتکابی زنان با مردان نیست.
تحقیقات انجام شده در زمینه زنان بزهکار :
مهری راسخ در سال 1342 تعداد 220 زن زندانی را در ندامتگاه زنان شهربانی کل کشور مورد بررسی قرار داد. بر اساس نتایج حاصله، جرایم نامبرده زیر به ترتیب فراوانی در بین افراد مشخص گردید:
در این تحقیق مشخص شد که 91% از بزهکاران به کلی بی سواد و یا مختصری سواد داشتند و فقط 5% آنها تحصیلات در حدود متوسطه داشتند، 20% زنان از راه مشاغل مذموم و پست مانند فحشاء ، ولگردی، دزدی و قاچاق ، کسب در آمد می کردند و بقیه خانه دار و بیکار یا شاغلین ساده با درآمد ناکافی بودند. همچنین مشخص شد که 70% بزهکاران در اولین ازدواج کمتر از 16 سال و 15% آنها بین 17 تا 20 سال و فقط 5% از 20 سال بیشتر داشته اند.
همچنین 94% این بزهکاران از یک تا چند بار ازدواج کرده اند و تنها 5% آنها ازدواج نکرده اند و یک درصد نیز جواب نداده اند. در مورد احساس و قضاوت بزهکاران در مورد جرم خود مشخص شد که 65% خود را بی گناه می دانستند و نسبت به رفتار بزهکارانه خود احساس قصور و پشیمانی نداشتند بلکه بیشتر آنها شوهر خود و بستگان او یا پدر و مادر و خانواده خود را گناهکار می شمردند و مردان کامجوی فریبکار یا فقر و استیصال را مسئول خود می دانستند و اصلا تقصیری متوجه خود نمی دیدند. فقط 15% بزهکاران خود را مقصر می دانستند و 20% دیگر پاسخ روشنی ندادند و احساس و قضاوت خود را ناشناخته و ناگفته نهادند.
این نکته در خور توجه است که دراین بررسی هرچه احساس گناه کمتر بود فراوانی و دخالت بزهکاری بیشتر بود و بر عکس هر چه احساس تقصیر بیشتر بود تکرار جرم کمتر و نوع خطا ساده تر بود. مثلا در بین زنان قاتل فقط آنهایی که به جرم قتل غیر عمد- براثر تصادف اتومبیل یا غفلت- محکوم شده بودند خود را شماتت می کردند و احساس ندامت داشتند حال آنکه مرتکبان عمدی خود را مقصر و در خور مجازات نمی دانستند بلکه مقتول و بستگان او را گناهکار و مستوجب کیفر می شمردند و عمل عادلانه را در حق آنها هنوز هم اعمال مرگ و نیستی می دانستند.
نتایج تحقیق رحمت الله صدیق سروستانی تحت عنوان (( فاصله فروماندگی تا فرومایگی)) که بر روی 200 نفر از زنان و دختران که به واسطه ارتباط نامشروع، فرار از خانه، رفتار نامناسب در ملا عام، اعتیاد و آلودگی های نامشروع آن از قبیل سرقت و فحشاء دستگیر و به مراکز بازپروری انتقال یافته اند صورت گرفته است نشان می دهد:
طبق بررسی مقایسه ای آرزو فروزنده بر روی 40 زن مجرم زندان اوین و 40 گروه زن گواه که از طریق 2 پرسشنامه اختصاصی و آزمون MMPI به عمل آمد نتایج زیر بدست آمده است:
نتایج حاصله از پرسشنامه شخصی نیز نشان داد:
طبق مطالعه مریم اورنگی (1371) که با هدف بررسی مقایسه ای بهره هوشی زنان بزهکار با زنان غیر بزهکار به وسیله تست هوش بزرگسالان((wais (1) که بر روی 20 نفر از زنان بزهکار زندان شیراز و 20 نفر از زنان غیر بزهکار در مدارس شبانه با دامنه سنی 16 تا 40 انجام گرفت، نتایج نشان داد که دو گروه زنان بزهکار و بهنجار از لحاظ هوشی کلامی و غیر کلامی تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارند. لازم به توضیح است که در این تحقیق دو گروه از نظر سنی و میزان تحصیلات همتا شده بودند.
خدمات اصلاحی کانادا ( 1992) (2) : در خصوص وضعیت زنان محکوم فدرال موارد زیر را بیان نموده است:
فرضیه ها:
تعریف اصطلاحات:
جرم و مجرم:
هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.(ماده دوم قانون مجازات اسلامی،مصوب 1370)
فرجاد، محمد حسین(1374) در تعریف جرم و مجرم بیان می دارد:
اقدام به عملی بر خلاف موازین، قوانین، مقررات و معیارهای ارزشی و فرهنگی هر جامعه باشد در آن جامعه جرم یا بزهکاری نامیده می شود و کسانی که مرتکب چنین اعمال خلافی می گردندمجرم یا بزهکار نامیده می شوند.
ساترلند می نویسد که هیچ عملی را نمی توان جرم به شمار آورد مگر آنکه دارای 7 خصوصیت کاملا بارز باشد که عبارتست از:
ویژگیهای خانوادگی و اجتماعی :
منظور ویژگیهای سیستم خانواده به لحاظ اقتصادی، فرهنگی، زیستی روانی ، اجتماعی ارتباطی است که بر خانواده مخصوصا والدین حاکم است.در این تحقیق ویژگیهای خانوادگی و اجتماعی نمره ای است که فرد در پرسشنامه ویژگیهای خانوادگی و اجتماعی که توسط آزمونگر تهیه شده است بدست بیاورید.( غلامی، حسین 1382).
طبقه بندی بزهکاران:
الف- بزهکارانی که از گروه معینی هستند:
ب- مجرمانی که جزوه گروه معین نیستند:
مشخصات فایل
عنوان: جوان موفقیت وعوامل آن
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 22
محتویات
بزهکاری
اعتماد به نفس
خودباورىِ دینى
خودباورى ملّى
خودباورى شخصى
آفت هاى خودباورى شخصى
نقص هاى جسمى
شکست ها
کمداشت محبّت
وابستگى افراطى
تحقیرها
فقر و تنگدستى
سخن پایانى
منبع
قسمتی از مقاله
جوان موفقیت وعوامل آن
بزهکاری
بزهکارى نوجوانان و جوانان یکى از مقولههاى مهم در حوزه مسائل جوانان به شمار میآید که در سطح ملى و بینالمللى توجه زیادى را به خود معطوف داشته است؛ چنان که پیشگیرى از بزهکارى و اصلاح بزهکاران جوان و نوجوان، یکى از محورهاى عمده سیاست گزاریهاى ملى بسیاری ازکشورها درمورد جوانان می باشد. آمارها نشان میدهند که بیشتر مناطق جهان طى دهه گذشته با مشکل افزایش بزهکارى و جرائم در میان جوانان مواجه بودهاند و این امر در کشورهاى در حال گذار شدت بیشترى داشته است. در سطح بینالمللى نیز کنفرانسها، کنگرهها، همایشها و کارگاههاى علمى متعددى در خصوص این موضوع به ویژه طى دو دهه اخیر برگزار شده است و «برنامه عمل جهانى براى جوانان تا سال 2000 و پس از آن» نیز موضوع بزهکارى را به عنوان یکى از ده حوزه اولویتدار براى رسیدگى به امور جوانان تعیین کرده است. این امر در مورد مراکز علمى و دانشگاهى نیز صادق میباشد و هم اکنون در رشتههایى همچون : حقوق و روان شناسى، درس خاصى موسوم به بزهکارى نوجوانان یا اطفال به عنوان یکى از دروس اصلى دانشگاهى گنجانیده و ارائه می گردد ـ علاوه بر آن که در مراکز علمى مربوط به مطالبات جوانان نیز به این مسئله به عنوان یک موضوع مهم تحقیقاتى نگاه میکنند. ریشه این توجه خاص به مسئله بزهکارى نوجوانان را میتوان در اذعان عمومى به این نکته جستجو کرد که رفتارهاى خلاف قانون نوجوانان، ماهیتى متفاوت با جرائم بزرگسالان دارد و به همین دلیل باید به گونهاى متفاوت از بزرگسالان با آنان برخورد کرد. در این زمینه، متخصصان رشتههاى مختلف علوم انسانى نقش ایفا کردهاند، اما نقش روانشناسى بویژه «روانشناسى رشد» از برجستگى خاصى برخوردار است؛ به گونهاى که مى توان از سیطره روان شناسى بر بحث بزهکارى نوجوانان سخن گفت. در حال حاضر، بیشتر کتابهاى مربوط به این حوزه با چنین نگرشى تألیف میشود و حاصل جمع تخصص کارشناسان حقوق و روان شناسى به شمار میآید.
اعتماد به نفس
در میان خصلت هاى انسانى و فضیلت هاى اخلاقى، برخى چنان با اهمیت اند که مى توان از آنها به «صفات سرنوشت ساز» یادکرد. خودباورى یا اعتماد به نفس، از شمار این گونه فضایل روحى است. خودباورى، انواعى دارد که آشنایى با آنها، براى همگانْ مفید و بلکه لازم است، بدین قرار:
1. خودباورى انسانى،
2. خودباورى مذهبى،
3. خودباورى ملّى،
4. خودباورى شخصى.
نخستین نهاد خودباورى و اعتماد به نفس، باور به خودِ انسانى است و توجّه به ماهیتى که فراتر از حیوان و عالى تر از ماشین است؛ انسان، موجودى است که استعدادها، ظرفیت ها و زمینه هاى رشد بى کران دارد، خداوند متعال، او را تکریم کرده است، فرشتگان، بر آستان او سجده گزارده اند، با بهترین نظامْ آفریده شده است و مى تواند خداگونه شود و در درون خود، داراى جهانى بزرگ تر است.
این خودباورى انسانى، در برابر خود باختگى ها و از خود بیگانگى هاى گوناگون، مطرح مى شود. هنگامى که این خود باورى انسانى از انسان، رخت بربندد و انسان به خوهاى حیوانى روآورد، هویت حیوانى پیدا مى کند؛ و اگر از عواطف انسانى تهى شود و از کشش ها و گرایش هاى متعالى دور گردد، خصلت هاى ماشینى پیدا مى کند، رایانه متحرّک و ماشین آدمْ نما مى شود و این، همان «خودباختگى» یا «دیگر شدن )اِلیناسیون( است.
خودباورىِ دینى
دین، هویّت ملّى و فردى ما را شکل داده و از دیرباز، با همه چیز ما عجین گشته است. عشق ها، آرمان ها، غم ها، شادى ها و خلاصه، نظام زندگى ما، همه برآمده از آموزه هاى کانون دین است.
دین، با درونْ مایه هاى غنى و زندگى سازى که دارد و با الگوها، نمادها، شعائر، سنّت ها و ارزش هایش، آشناترین خانه زاد ماست.
ما باید تمام تلاش هاى خویش را در بستر دین، سامان دهیم و باور داشته باشیم که دین، بهترین بستر براى رشد و تعالى فردى و اجتماعى است.
مسلمانان در طول تاریخ، در همین بستر، قلّه هاى بلند فرهنگ و تمدّن را فتح کردند. اکنون اگر این باورْ سست گردد و پذیرش اندیشه ها و فرهنگ هاى بیگانه از دین یا مخالف آن گسترش یابد، به از خودبیگانگى دینى دچار خواهیم شد.
امروز، خودباورى دینى به این معناست که با عمق جان دریابیم که «الإسْلامُ یَعْلُو وَ لا یُعْلى علیه.. اسلام، از هر مکتب و هر بینشى بالاتر و والاتر است و هیچ مکتبى بر آن، برترى ندارد» و باور داشته باشیم که اسلام، تنها دین مورد قبول خداوند است. روشن است که چنین باورى، تنها مى تواند با آگاهى و کسب معارف دینى و تجربه هاى معنوى به دست آید.
خودباورى ملّى
ما به عنوان یک ملّت با پیشینه درخشان فرهنگى و نقش کار ساز در تمدّن اسلامى و بشرى و داراى سهم قابل توجّه در پیشبرد دانش جهانى، پیوسته در طول تاریخ، شایستگى هاى خویش را نشان داده ایم. اکنون نیز باید با باور کردن ظرفیت ها، استعدادها و توانایى هاى ملّى، سرنوشت خود را در جهان کنونى، رقم بزنیم و حاکمیت هاى فکرى و فرهنگى بیگانه را نپذیریم. خودباورى ملّى، در برابر از خود بیگانگى ملّى و در برابر خودباختگى نسبت به فرهنگ ها و تمدّن هاى بیگانه است.
پذیرش غیرآگاهانه و غیر سود بخش نمادها، ارزش ها و سنّت هاى بیگانه، بدترین شکل سقوط خودباورى ملّى است. به همین جهت، علامه محمد اقبال (طرّاح «فلسفه خودى») همگان را دعوت مى کند که با پاى خویش راه بروند و با بال خود، پرواز کنند:
همچو آیینه مشو محو جمال دِگران
از دل و دیده فروشوىْ خیال دگران
در جهان،بال و پَر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر و بال دگران
اگر خود باختگى ملّى در جامعه اى پدید آید، نسبت به اصالت ها، سنّت ها و ارزش هاى ملّى، بى اعتماد مى شود و پیوسته، رو به بیگانه مى کند. داستان این از خود بیگانگى ملّى را از زبان امام خمینى ـ که مردم ایران، خودباورى ملّى خویش را سختْ مدیون او هستند ـ بشنوید:
آن وقت که در ترکیه تبعید بودم، مجسّمه آتاتورک را دیدم که رو به غرب بود و دستش را بالا کرده بود، و آن جا به من گفتند که این، علامت این است که ما هر چه باید انجام بدهیم، از غرب خواهد بود.
و چه زیبا متفکّر شرق، اقبال لاهورى، در این باره داد سخن درداده که:
قیمت شمشاد خود، نشناختى
سروِ دیگر را بلند انداختى
مثل نِى، خود را ز خود کردى تهى
بر نواى دیگران دل مى نهى
اى گداى ریزه خوار از خوان غیر!
جنس خود مى جویى از دکّان یر؟
این نوع از خود بیگانگى را در غرب فوئرباخ، هِگِل و مارکس، و در جوامع اسلامى، سید جمال الدین اسدآبادى، محمّد عبدُه، محمد اقبال لاهورى، امیرکبیر، جلال آل احمد، شهید مدرّس و حضرت امام(ره) مطرح ساختند. البته این خود باورى ملّى، به معناى گرایش هاى ملّى گرایانه جدا شده از دین نیست. اسلام، اساس هویّت ملّى ماست و تفکّر تقابل ایران و اسلام، یک اندیشه پوچ است؛ وگرنه، ملّیت ایرانى، بیش از هزار سال است که با هویت اسلامى آمیخته است و اکنون، تفکیک اسلام از هویّت ملّى ما ممکن نیست. اسلام، عاملِ وحدت ملّى ما در طول تاریخ بوده است. همه افتخارات ملّى ما در هزار سال گذشته، در بستر اسلام، آفریده شده اند و اکنون، تمدّن ملّى ما بخشى از تمدّن اسلامى است.
اهتمام شگفت کشورها به حفظ و حراست بناهاى کهن و بزرگداشت شخصیت هاى تاریخى خویش ونیز مشارکت فعّال آنها در مسابقات بین المللى علمى و ورزشى و هنرى، از عنایت آنها به خودباورى ملّى مایه مى گیرد. این باور، مادام که به پرستش ملّیت و قوم گرایى افراطى نینجامد، نه تنها همسو با تعالیم دینى است، بلکه از راه کارهاى دین براى پیراستن مردم و حاکمان مسلمان از آلودگى هاست؛ زیرا به حتم، مردمى که خود را باور کنند و براى خود، پیشینه و اعتبار بسیار ببینند، دیرتر و سخت تر به گناه ها و خوارى ها تن مى دهند.
خودباورى شخصى
جدا از باورهاى زندگى ساز به خودِ انسانى، ملّى و دینى، هر کس در قلمرو شخصى و شخصیتى خویش ـ با تمام ویژگى هایى که او را از دیگران جدا مى سازد ـ ، توانایى ها، استعدادها و ظرفیت هاى خاصّى دارد که باید آنها را بشناسد، استخراج کند و به کار گیرد و با باورمندى به عظمت آنها، ضعف ها، کمبودها و شکست هایش را جبران سازد. این خودباورى، باید ریشه ناامیدى را برکَنَد، ناتوانى هاى خیالى را از پندار انسان برگیرد و نشاط و شور بیافریند.
این خودباورى، باید بنیان سست اندیشى و وابستگى بى جهت به دیگران را از بین ببرد و شخص را به استقلال در اندیشه و تلاش، وادارد و رهاوردهایى از این دست دارد:
1. از اتّکاى بى جهت به این و آن، جلوگیرى مى کند؛
2. یأس و ناامیدى را مى زداید؛
3. خودباختگى، خودناشناسى و خودکم بینى را از بین مى بَرد؛
4. اراده را توانمند مى سازد؛
5. به انسان، شجاعت اقدام هاى بزرگ مى دهد.
گفتنى است که این خودباورى، در طول اعتماد، توکّل وتفویض به خداوند متعال و جزئى از آن و از جنس آن است، نه در عرض آن و رویاروى آن. در بینش اسلامى، نیروها و عظمت هاى شخصى، مستقل و قائم به ذات نیستند؛ بلکه برآمده از کانون قدرت آفرین الهى اند؛ حتّى اعتماد به خداوند و توکّل و تفویض، ممکن است براى بهره ورى بهینه از این نیروهاى شخصى و گوهرهاى نهفته در جان آدمى باشند.
مشخصات فایل
عنوان: چرا انسانها خواب می بینند؟
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 4
محتویات
چرا انسانها خواب می بینند؟
چرا انسان ها خواب می بینند، تعابیر خواب ها چیست، چه رازهایی در آنها نهفته است و ... از مواردی هستند که در مقاله امروز در مورد آنها بحث می کنیم.
علاقه به خواب و رویا پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت دارد. یکی از کتاب های آسمانی مانند "قرآن" و "انجیل" سرشار از داستان های مختلف در مورد خواب و رویا می باشد که شامل اولین رویاها که تقریبا 1900 سال قبل از میلاد مسیح به وقوع پیوستند نیز می باشد. مردم یونان، روم و بابل به خواب و رویا اعتقاد محکمی داشتند به ویژه در شب های جنگ. آنها تصور می کردند که خدا از طریق رویا به آنها راه پیروزی را نشان می دهد. امروزه اعتقاد به خواب و رویا و تفسیر آن مانند گذشته عمیق نمیباشد. در آغاز قرن 20 زیگموند فروی خواب را به این صورت تعریف کرد: "راهی ملکوتی به ضمیر ناخودآگاه." او تصور خود را از رویا نشات گرفته از احساسات سرکوب شده فرد به ویژه امیال جنسی می دانست. امروزه بر این باورند که تعبیر فروید اندکی ساده انگارانه بوده. اما به راستی ما برای چه خواب می بینیم؟
خواب هایی که می بینیم معمولا نوعی واکنش نسبت به افکار، فعالیتها و احساساتی هستند که در طول روز داشتیم. آنها بازتاب افکاری هستند که برای یکی دو روز گذشته در ذهن ما خطور می کردند. رویاها ظاهرا یکی از بخش های جدا نشدنی موجودیت ما هستند. چندی پیش آزمایشی انجام شد که در طی آن به افراد بالغ داروهایی داده میشد که اجازه حرکت سریع مردمک چشم در خواب (REM) را از آنها می گرفت. زمانی که چشم چنین حرکتی دارد، فرد مورد نظر خواب می بیند. حذف توانایی خواب دیدن تضادهای اخلاقی شدیدی را در افراد تحت آزمایش ایجاد کرد. آنها به شدت مضطرب و خشن شده بودند و نمی توانستند به راحتی بر روی مطلبی تمرکز کنند. در این آزمایش همچنین ثابت شد که هر چه فردی جوانتر باشد رویا برای حفظ سلامت او نقش محوری تری را بازی می کند.
مطالعه و تحقیق دانشمندان در زمینه خواب و رویا به یکسری نتایج جهان شمول ختم شده. اول اینکه تمام افراد حتی آنهایی که این امر را انکار می کنند خواب می بینند. خواب دیدن به اندازه نفس کشیدن یک امری بدیهی است. کودکان خیلی بیشتر از بزرگترها خواب می بینند. نوزادان در حدود 70% از خواب خود را در حال دیدن رویاهای متعدد هستند. در مقایسه، بزرگسالان تنها در 25% از خواب خود رویا می بینند. در برخی موارد ثابت شده است که حیوانات نیز خواب می بینند.
تحقیقات نشان می دهد که خواب هر فردی دارای 2 مرحله مختلف می باشد. در ابتدا افراد به خواب سبک فرو می روند. از آن به بعد به طور تدریجی وارد مراحل بعدی شده تا به مرحله ای می رسیم که به عنوان IV شناخته می شود. این مرحله یک قدم پیش تر از مرحله خواب سنگین (REM) است. در این مرحله با وجود اینکه چشم ها بسته هستند اما مردمک با حرکات تندی همراه می باشد. درست مثل این است که چشم ها در حال نگاه کردن به فیلمی هستند که بر روی پرده بسته پلک ها در حال نمایش است. در طول این مرحله مغز همانطور که در بیداری فعالیت می کند از خود واکنش نشان می دهد. و در این زمان است که عمل خواب دیدن اتفاق می افتد.
تقریبا در حدود 90 دقیقه زمان لازم است تا فرد به خواب عمیق فرو رود. زمانی که مرحله REM سپری شد مجددا این فرایند تکرار می شود. در چرخه اول این مرحله چیزی در حدود 5 دقیقه است. این میزان در طول چرخه افزایش پیدا می کند و در آخرین مرحله ممکن است تا حدود 50 دقیقه نیز به طول انجامد. بنابراین در یک شب فرد به طور نرمال در طول 20 تا 90 دقیقه خواب می بیند.
خواب ها به راحتی فراموش می شوند. در حقیقت ما فقط خواب های آخری را که می بینیم به یاد می آوریم. همه ما اغلب خواب می بینیم و این امر باعث می شود تا در زمان بیداری به یک تعادل نسبی دست پیدا کنیم. خواب یک رویداد ویژه با یک معنای خاص نیست. چیزی است که هر شب برای تمام افراد پیش می آید. افراد بسیار زیادی هستند که خوابهای شما را برایتان تعبیر می کنند. اما حقیقت اینجاست که تفاوت و تضادهای بیشماری در بین تعابیر متفاوت وجود دارد. شاید یک کارشناس به شما بگوید که تعبیر خواب شما این است در حالی که کارشناس دیگر تعبیر کاملا متفاوتی از آن برای شما بیاورد. مشکل دیگر این است که روان درمانگرهای هر کشور با توجه به فرهنگ خود و نمادها و سمبلهایی که برای خود دارند به تعبیر و تفسیر خواب ها میپردازند. این امر مجددا باعث می شود که یک خواب تعابیر کاملا متفاوتی داشته باشد.
امروزه تحلیلگران قصد دارند تا به افراد آموزش دهند خودشان خواب هایشان را تعبیر کنند. هر کس از افکار، احساسات و تجربیات خود بیشتر از هر فردی آگاه است و بنابراین می تواند تحلیل درست تری از خوابش داشته باشد. به عبارت دیگر ما میتوانیم خواب هایمان را هر طوری که دلمان می خواهد تعبیر کنیم.
مجمع عمومی علوم اظهار می دارد که رویا یکی از ضروریات برای تمرین ضمیر ناخودآگاه می باشد. آنها اخطار داده اند که نباید تحلیل های غیر اصولی از خواب ها داشته باشیم. آنها پیشنهاد می کنند که رویاهایتان را خیلی جدی نگیرید و فقط سعی کنید از آنها لذت ببرید چراکه مرحله ضروری از خواب شما هستند.
مشخصات فایل
عنوان: حجاب و عفاف
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 69
محتویات
مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت مسئله ی پژوهش
اهداف پژوهش
فرضیه های پژوهش
نامگذاری متغیرهای موجود در فرضیه و انواع آن
متغیرهای تعدیل کننده
متغیر مزاحم
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای فرضیه
ادبیات تحقیق (پیشینه ی تحقیق)
مقدمه
فلسفه و ضرورت های پوشش و حجاب اسلامی
پوشش اولیه ی آدم و حوا
پوشش در تمدن سومری و ایران
آغاز بی حجابی در ایران
کلاهی که غربیها سر ما گذاشتند
اولین زن بی حجاب در ایران
سخنی از حجه الاسلام قرائتی در مورد حجاب
و . . . .
قسمتی از مقاله
مقدمه :
انسان خلیفه الله در زمین می باشد، از آنچه خداوند به عنوان امانت در اختیار انسان قرار داده است، فطرت اوست که نیازهای اساسی انسان را در بر دارد. از جمله نیازهای انسان که در روانشناسی و علوم اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است نیاز زیبادوستی انسان است.
در عصر حاضر که جهانیان در تلاشند در عرصه ی تعلیم و تربیت بهترین نسل را به دنیا عرضه کنند و بسیاری دیگر نیز در تلاشند فرهنگ های دیگر را مسخ و فرهنگ و تمدن خود را بر جهان مسلط سازند و به عبارتی دیگر در این عرصه که تهاجم فرهنگی بیداد می کند و استعمارگران در هر حال کوشش های بی ثمری داشته و نتوانسته اند مستعمرات از دست رفته ی خود را بازیابند، دست به تلاش های جدید می زنند تا اذهان جوانان و نوجوانان را به سوی خود و جلوه های کاذبشان جذب کنند.
یکی از مقاصد استعمار فرهنگی در کشورهای استعمارزده و از جمله در کشور ما ایجاد انحراف در بین جوانان می باشد که از طریق نفوذ در تار و پود افکار، عادات، آداب و رسوم زندگی ملت های تحت سلطه و بخصوص قشر جوان سعی می کنند تا جامعه را از اندرون در جهت مطلوب خویش پیش ببرند و فرهنگ اصیل آن ها را با انواع دسیسه ها و طراحی ها و هزاران حیله از دست آنان بگیرند و فرهنگ خاص خود را جایگزین آن نمایند تا بتوانند این قشر را به زیر سلطه ی فرهنگی خویش درآورند. از جمله مسائلی که در پایه های فرهنگی اصیل یک ملت می تواند مؤثر باشد، سبک پوشش آن ملت است که این موضوع خود در جامعه ی ما چشمگیر است. (غلامعلی حداد عادل، 1372، ص 7)
در مسئله ی پوشش باید فرهنگ ایرانی و اسلامی احیا شود و نوجوانان و جوانان که سازندگان آینده کشور هستند باعث جاودان ماندن عقاید ایرانی و اسلامی باشند. نیاز به نوجویی و نوخواهی در کودک و نوجوان کاملاً مشهود است و ایشان برای ابراز شخصیت و جلب توجه دست به هر کاری می زنند که گاهی در همه جا و مخصوصاً محیط مدرسه مناسب نیست. وظیفه ی اولیای مدرسه است که بهترین الگوی انسانی را ترویج دهند و برای آن راه های مختلفی وجود دارد.
انسان اسلام خود را شریف تر از آن می داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه ی خود را خطیرتر از آن می بیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد.
انسان، در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام، برای آن لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد. لباس برای او یک حریم است. به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند.
لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند، نه آنکه بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس «پوست دوم» انسان نیست بلکه «خانه ی اول» اوست.
انسان اسلام، کمال خود را در آن نمی بیند که تن خویش را چون کالایی تزیین کند و به راه اندازد و بفروشد، بلکه به جای آنکه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش می فروشد.
برپایه ی همین رابطه ی تنگاتنگ فرهنگ و لباس است که می گوییم: لباسی باید بر تن نمود، که نمودار فرهنگ و بینش ما باشد و در تناسب و هماهنگی کامل با اعتقاد و ایمانمان. لباسی که نمایشگر استقلال فرهنگی ما و مظهر وفاداری و سرسپردگی ما به عقیده و آرمانمان و پرچم حرّیت و آزادگی مان باشد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 15 و 16)
در این پژوهش سعی می شود با توجه به محدودیت ها نگرش دبیران و دانش آموزان آن ها نسبت به اجرای طرح لباس متحد الشکل در مدارس متوسطه مورد بررسی قرار گیرد تا با اجرای این طرح در مدارس و نادیده گرفتن تفاوت های طبقاتی، مدارس جبهه ی مبارزه با تهاجم فرهنگی و پیشبرد دانش آموزان در جهت اهداف آنان و همچنین اهداف نظام آموزش و پرورش باشد.
بیان مسئله
ریشه ی بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابه لای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آن چنان که باید راهنمایی نشده است، و از این نظر فوق العاده نیازمند است.
اگر مشکلی در رهنمایی این نسل باشد بیشتر در فهمیدن زبان و منطق او و رو به رو شدن با او با منطق و زبان خودش است. و در این وقت است که هر کسی احساس می کند این نسل، بر خلاف آنچه ابتدا به نظر می رسد، لجوج نیست و آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد. (مرتضی مطهری، 1370، ص 13)
هدف آموزش و پرورش نخست پرورش الگوهای اخلاقی برگزیده و صفات پسندیده ی انسانی بر مبنای فطرت انسان است و پوشش و لباس یکی از مظاهر فطرت انسان است که انسان، به ویژه نوجوان خود را به این وسیله بروز می دهد و خودنمایی می کند.
از آن جا که طبع و سلیقه ی همه ی انسان ها یکی نیست برای ابراز غریزه ی زیبادوستی، طرق مختلفی را برمی گزینند و جنسیت، پایگاه اجتماعی، امکانات، بودجه و... را در طرز لباس پوشیدن مد نظر قرار می دهند.
زمانی از زندگی نوجوان و جوان در محیط آموزش و پرورش مدرسه می گذرد، باید دید چگونه فرهنگ خانواده، اجتماع، اوضاع اقتصادی، سن، جنسیت، پایگاه اجتماعی- اقتصادی در انتخاب لباس مؤثر هستند؟
همچنین لباس چه تأثیری بر آموزش و بر نفوذ فرهنگ بیگانه دارد؟
در اسلام همیشه لباس ساده و مناسب برای بیرون از منزل سفارش شده است. شاید یکی از دلایل آن جلوگیری از انحراف زن و مرد و همچنین اسراف و هرج و مرج و فاصله ی طبقاتی باشد زیرا نیاز انسان به زیبایی و لذت انسان از زیبایی سیری ناپذیر است.
آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط اگر درس می خوانند دختران بدن خود را بپوشند و هیچگونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟
حقیقت این است که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می افتیم از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول پرستی و شهوت رانی های سرمایه داران غرب است، بلکه یکی از طرق و وسایلی است که آن ها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و درآوردن آن ها به صورت مصرف کننده ی اجباری کالاهای خودشان به کار می برند. (مرتضی مطهری، 1370، ص 93)
با توجه به تفاسیر فوق و با توجه به خصوصیات و صفات جوانان و نوجوانان و اینکه این قشر فعال و حساس باید در امر تحصیل هم کوشا باشند، گاهی کوچکترین مسئله، مشکل حادی در ادامه ی تحصیل آنها می باشد.
در این تحقیق با توجه به نظرسنجی از دانش آموزان دختر و دبیران آنها سعی می شود این مسائل مورد بررسی قرار گیرد که به چه دلیل گاهی اوقات ارزش های اجتماعی و اسلامی مورد پذیرش یا مسامحه قرار می گیرد و این مطلب را روشن نماید:
شاید یافتن پاسخ این سئوال کمکی به دست اندرکاران آموزش و پرورش بکند تا از میزان انحرافات اخلاقی و جنسی دانش آموزان کاسته شده و با اجرای این طرح در مدارس و نادیده گرفتن تفاوت های طبقاتی، مدارس جبهه ی مبارزه با تهاجم فرهنگی و محل کسب دانش باشد.
اهمیت و ضرورت مسئله ی پژوهش
اگر در ساعات تعطیلی مدارس به دانش آموزان دختر و پسر مخصوصاً دبیرستان با دقت نگاه کنیم، دانش آموزان را با لباس های متفاوت و رنگ ها و مدل های گوناگون می توان مشاهده کرد، و گاهی اوقات تشخیص دانش آموز از غیر دانش آموز در محدوده ی آموزشگاه غیرممکن است.
ضرورت ایجاب می کند کسانی که می خواهند الگوسازی را ایجاد یا هدایت نمایند، روش موفق الگوسازی را بشناسند. الکسیس کارل فیزیولوژیست معروف فرانسوی پس از توضیحاتی درباره ی کیفیت پیدایش سلول نطفه مرد و تخمک زن و اشاره به اینکه وجود ماده برای تولید نسل ضروریست در آخر فصل می گوید: «نبایستی برای دختران جوان نیز همان فکر و همان نوع زندگی و تشکیلات فکری و همان هدف ایده آلی را که برای پسران جوان در نظر می گیریم، معمول داریم. متخصصین تعلیم و تربیت باید اختلافات عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حائز اهمیت است. (مرتضی مطهری، 1369، ص 195)
لازم به ذکر است یکی از نهادهایی که در واقع پس از خانواده نقش الگوسازی را دارد، آموزش و پرورش است، حال چه از نظر مسائل آموزشی در مدرسه باشد و چه از لحاظ دبیران که این خود تأثیر چشمگیری در دانش آموز دارد و از آن جا که دانش آموز حرف شنوی خاصی نسبت به دبیر خود دارد و ظاهر او را مورد توجه قرار می دهد، لذا در دوره دبیرستان احساسات دانش آموز تأثیر خاصی بر وی می گذارد پس با این وجود، دبیر باید به جایگاه خود آگاهی کامل داشته باشد و دانش آموز حواسش باشد تا هر چیزی را به عنوان ارزش قرار ندهد و در واقع ارزش های جامعه خود را بشناسد. آموزش و پرورش می تواند با تغییر و اصلاح نگرش و ارائه ی الگوهای مفید تأثیر مسائل اجتماعی را کم رنگ تر و حتی آن را حل نماید.
حال با توجه به مسایل فوق این تحقیق می تواند زمینه ای باشد برای این که جوانان دبیرستانی ما ارزش خود را در جامعه بیابند و باور کنند و دبیران نیز نقش الگویی خود را از یاد نبرند. و باید باور کنیم که جوانان محصل و حتی غیرمحصل ایرانی از باهوش ترین ها هستند. جوانان محصل ما صاحب ایده و تفکر هستند و نباید اجازه دا دکه دیگران افکارشان را به آن ها تزریق نمایند. اگر همه ی جوانان ایرانی ارزش خود را بیابند و در مرحله ی دوم ارزش های جامعه اسلامی خود را، دیگر فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی خود را با فرهنگ غرب عوض نخواهد کرد و آینده سازانی خواهند شد که خود الگوی برای نسل دیگر باشند.
تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و تا انسان با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند. تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد لباس آنان را به تن نمی کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که «هرکه خود را شبیه به گروهی سازد، هم از آن گروه است»
لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و به آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند. همچنانکه هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها، معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 12)
قرآن کتاب هدایت انسان به سر منزل سعادت و نیکبختی در دنیا و آخرت است. در این کتاب انسان ساز آیات متعددی در ارتباط با حدود و احکام حجاب و پوشش اسلامی و نحوه اختلاط و ارتباط زنان و مردان آمده است. بخشی از آیه ی 31 سوره ی نور:
«...و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و مقنعه های خود را بر سینه ی خود افکنند، و زینت خود را آشکار نسازند» (ستار هدایتخواه، 1375، ص 174)
پوشیدن لباس در رنگ های زننده و جلب نظر کننده در اجتماع، برای خانم ها چه صورت دارد؟
حضرت آیت الله اراکی:
بسمه تعالی. پوشیدن هر لباسی که جلب نامحرم کند حرام است.
حضرت آیت الله خامنه ای:
بسمه تعالی. هرگونه لباسی که بدن زن را از نامحرم بپوشاند کافی است ولی باید از انتخاب رنگ با شکلی که باعث جلب نظر و انگشت نما شدن است خودداری نماید. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 272)
صادق آل محمد (ص) می فرماید:
«لباس ظاهر نعمتی است از حضرت حق به سوی انسان که با آن عیوب و عورات آدمی پوشیده می شود و این لباس ظاهر «کرامت الهی» است که فرزندان آدم را به آن گرامی داشته، کرامتی که غیرآدمی زاد را به آن آراسته نفرموده است و این لباس برای مردم مؤمن «وسیله ی ادای واجبات» خداست.
به هر حال شکر نعمت ایجاب می کند که: اولاً لباسی بپوشیم که خداوند فرمان داده، ثانیاً آنگونه باشیم که او می پسندد و ثالثاً در آن راه که مورد رضای اوست، یعنی در راه طاعت و فرمانبرداری او مورد استفاده قرار دهیم. (مرتضی عطایی، 1373، ص 32- ص 35)
با توجه به اهمیت این موضوع، و سفارش زیادی که در اسلام به آن شده است، در این پژوهش نظرسنجی که از دبیران و دانش آموزان دختر به عمل خواهد آمد در زمینه اجرای طرح لباس متحدالشکل در مدراس می باشد زیرا تحقیقات پیرامون مد و مدگرایی، حجاب و... زیاد انجام شده است اما در رابطه با لباس مورد نظر جوانان و نوجوانان دختر تحقیقی ارائه نشده است. شاید با در نظر گرفتن سیاست لباس متحدالشکل در مدارس بتوان، یکسان و یکنواخت نگریستن نظام آموزش و پرورش نسبت به همه ی افراد را محقق تر و بعضی از دانش آموزان را از ناراحتی های روانی رها ساخت. (در مقررات انضباطی دانش آموزان آمده است1) استفاده از کفش، لباس، جوراب ساده، اصلاح موی سر متناسب با شئون دانش آموزی برای پسران و رعایت حجاب مناسب برای دختران 2) رنگ مانتو، شلوار و مقنعه دانش آموزان دختر باید ضمن توجه به شرایط سنی و جغرافیایی از میان رنگ های مناسب انتخاب شود 3) لباس دانشآموزان باید از نظر دوخت و رنگ ساده و دارای ظاهری آراسته و متناسب با محیط آموزشی مدرسه باشد. (آئین نامه اجرایی مدارس، 1379، ص 43)
مشخصات فایل
عنوان: خانواده درمانی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 12
محتویات
تاریخچةخانواده درمانی
تعریف روان درمانی خانواده
تفاوت های خانواده درمانی
خانواده و مراحل تکامل آن
تعریف مشکل
درمان حل مشکل
خانواده بعنوان کانون شکل گیری هویّت
حضور اعضا در خانواده درمانی
عدم حضور یکی از والدین یا هردو
تعارض زوجین
درمان فردی در زوج درمانی
کانون خانواده و انحرافات
اثرات و عوارض طلاق
قسمتی از متن
-تاریخچةخانواده درمانی :
خانواده درمانی بعد از جنگ جهانی دوم یعنی اواخر دهة 1940 و اوائل دهة 1950 توسعه یافت . خانواده درمانی تحت تأثیر خانواده های اسکیزوفرنیک و مشکلات رفتاری و بزهکاری کودکان به سرعت پیشرفت نمود. فروید و بسیاری از روان پزشکان بیمار را از خانواده جدا می کردند تا از اثرات زیان آوراحتمالی در خانواده جلوگیری شود .
فروید با مطالعة گذشتة کودک مبتنی بر این عقیده که مشکلات نوروتیکی بیماران به رفتارهای متقابل و تعاملات ناسالم دوران کودکی آنها با پدرو مادرشان بر می گردد ، به مداوای بیمار می پرداخت .ناتان آکرمن از بنیانگذاران خانواده درمانی است و کتاب او تحت عنوان ‹‹ پویائی های روانی زندگی خانوادگی ، 1958 ›› درهای جدیدی به روی خانواده درمانی بازکرد . او از روانکاوی
به خانواده درمانی رسید . در سال 1937 متوجه گردید که مصاحبه فردی با کودک و اعضای خانواده به نتیجة مطلوب که تغییر رفتار کودک است نمی رسد ، لذا کلیة افراد خانواده را با هم مورد مصاحبه قرارداد.
بنابراین کارهای آکرومن و سایر همکارانش در رابطه با کودکان بزهکار و خانواده های اسکیزوفرنیک شروع واقعی نهضت خانواده درمانی بوده است .آکرومن معتقد بود با کسب مهارت در کار با تمامی گروه خانواده به بعد جدیدی در درمان بیماری های روانی و مشکلات خانوادگی میرسیم .
در پایان دهة 1950 خانواده درمانی با این نگرش که با درمان های دیگر متفاوت است ، شناخته شد . در این درمان ، پذیرفته شد که هدف ، تغییر ساختار خانواده است نه تغییر رفتارهای فردی و اعضای خانواده ، به عبارت دیگر خانواده درمانی یک روش درمانی نیست بلکه نوعی درمان با ویژگی ها هدف های خاص می باشد .
تعریف روان درمانی خانواده :
روان درمانی خانواده ارائه خدمت به منظور بالا بردن احساس وحدت ، انس و آرامش و رحمت و مودّت در خانواده است . مشاوران خانواده پس از کسب تجربه روی تعداد زیادی از خانواده ها به این نتیجه رسیدند که خانواده درمانی یک روش نیست ، بلکه یک بینش خاص در مورد مشکلات انسانی است . مشاور خانواده مشکلات هر فرد را در رابطه با خانواده اش مورد مطالعه قرارمی دهد .
مشاوران خانواده معتقدند که مشکلات فرد ناشی از روابط او با دیگران است و منظوراز دیگران در نظر اول خانوادةوی می باشند .بنابراین درمان فردی هم نوعی مداخلة درمانی در خانواده است . این توجیه غلط است که ما در خانواده درمانی به این دلیل که چون فرد بیمار است به درمان او بپردازیم و برای درمان او اقدام کنیم . درمانگر به جای آنکه برای تغییر دادن فرد بکوشد ، هدفش دگرگون کردن رفتارهای حاکم بر روابط اعضای خانواده است .
دیدگاه فردی با دیدگاه خانواده درمانی کاملاً متفاوت است که ما به پاره ای از این تفاوتها اشاره می کنیم :
خانواده و مراحل تکامل آن :
خانواده کوچک ترین واحد یک جامعه است که از نظر اثرات فردی و اجتماعی دارای اهمیت زیادی است و به همین علّت چون مشکلات خانواده دررابطه با کل اعضای خانواده می باشد ، خانواده درمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
تعریف مشکل :
هرگاه بین رفتار فرد و شرایط اجتماعی ناهماهنگی به وجود آید و ارزش و فرهنگ حاکم بر جامعه مانع انجام برنامه های فردی گردد و یا تعادل فرد را به هم بزند اصطلاحاً فرد مواجه با مشکل می شود . بنابراین مشکل یا فردی است یا اجتماعی ؛
مشکلاتی در جامعه مطرح می شود که دامنگیر اکثریت افراد جامعه است نظیر مشکلات اقتصادی ، ناامنی و آلودگی هوای شهر ها و مشابه آن .
آنچه در رابطه با فرد مطرح می شود و موضوع مشاوره و روان درمانی به میان می آید مشکلات فردی منبعث از جامعه است . مشکلات اعضای خانواده در رابطه با کل خانواده قابل طرح و بررسی است و درمان ، قبل از آنکه به صورت فردی انجام شودبایددررابطه باکل خانواده مورد مطالعه و اقدام قرارگیرد .
درمان حل مشکل :
پس از شناخت مشکل مرحلة بعدی برنامه ریزی برای حل آن است .
در خانواده درمانی مشکل در نظام خانواده مورد بررسی قرار می گیرد و در این فرآیند تکیه بریک روش نیست . با توجه به نوع مشکل و شرایط و مقتضیات ، درمانگر می تواند روش مناسب را انتخاب و با استفاده از فنون مختلف در حل مشکل اقدام کند .
خانواده بعنوان کانون شکل گیری هویّت :
از زمانی که کودک متولد می شود ، آنچه اثر می پذیرد از محیط اطراف وی می باشد ، بنابراین شخصیت بجه در خانواده به تدریج شکل می گیرد .
شخصیت یا متأثر از وراثت است و یا محیط که خانواده از نظر وراثت مستقیم و از نظر محیط به طور غیرمستقیم روی بچه تأثیر می گذارد .
هویت که مجموعه ای از خصوصیات یک فرد است جنبه های مختلف دارد :
هویت شناسنامه ای ، هویت دینی ، هویت ملی ،…
هویت شناسنامه ای شامل نام و نامن خانوادگی – نام پدر و سایر مشخصات می باشد که تمام آن منتسب به خانواده است .
هویت دینی ؛ اعتقادات دینی فرد می باشد که در خانواده از زمانی که اذان د رگوش کودک می خوانند تا به رشد می رسد در اعماق ذهن وی چنان تأثیر می گذارد که کمتر کسی دین آبااجدادی خود را در صورتیکه خانواده معتقد باشد تغییر بدهد و اگر مواردی هم باشد علت اصلی آن عدم اعتقاد یا ضعف اعتقاد خانواده است .
هویت ملی هم شامل آداب و رسوم و زبان و در مجموع ، ملیت است که بیشترین اثر آن از خانواده است .
بنابراین در مجموع می توان نتیجه گرفت که خانواده به عنوان کانون شکل گیری هویت محسوب می شود و پدر و مادر برای استحکام و تثبیت هویت باید علاوه بر تربیت غیرمستقیم که کودک به طور غیرارادی تحت تأثیر واقع می شود به طور عمومی نیز از طریق آموزش های برنامه ریزی شده است اقدام نمایند .
مشخصات فایل
عنوان: خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 41
محتویات
پیشگفتار
اهداف
پیشینه ی تحقیق
روش تحقیق
ارتباط بین ساختار خانواده بر ابراز محبت و پیامدهای رفتاری جوانان و نوجوانان
وضعیت اقتصادی
اجتماعی سازی
استرس
رفاه روانشناختی مادری
مقایسه ی میزان مهرورزی در بین خانواده های دارای فرزند خوانده، دو والدی تنی، مادر تنها، پدر خوانده و مادر خوانده
بد نام سازی به عنوان یک فاکتور کلیدی
اجتماعی سازی توسط دو والد به صورت بهینه
تحقیق طلاق و والدین ناتنی: تقدم روابط تنی
تاثیر فرایند های خانواده
اهمت ساختار خانواده در پیش بینی رفاه روانی، مهرورزی و کیفیت روابط اعضای خانواده
مهرورزی در سیره امام موسی کاظم(ع)
بخشش و کرم امام
شجاعت و استقامت
و . . .
منبع
قسمتی از مقاله
پیشگفتار
مهر و محبت یکی از برترین و باارزش ترین گوهرهای وجودی انسان بوده و مهروزی اساس شکل گیری و انسجام جوامع انسانی را تشکیل می دهد. در سایه ی مهر و محبت انسان ها روابط سالم با یک دیگر برقرار کرده و امکان پیشرفت جامعه ی خود را فراهم می آورند. بدون شک وجود مهر و محبت در یک جامعه اطمینان و اعتماد افراد به یک دیگر را افزایش داده و با کاهش تنشها و مشکلات ناشی از آن، تمام توان انسان صرف نیکوکاری و پرداختن به همنوعان خواهد شد.
وجود مهر و محبت و مهرورزی در یک خانواده از مهمترین ویژگی های یک خانواده ی موفق و سالم می باشد. برقراری روابط محبت آمیز بین والدین و همچنین بین والدین و فرزندان و بین فرزندان با یکدیگر می تواند اطمیانی برای پیشرفت کودکان باشد. چرا که کودکان در سایه ی مهر و محبت می توانند جدای از استرس ها وتنشها و نگرانی ها به فعالیت پرداخته و استعداد های خود را شکوفه کنند. با توجه به اهم مهروزی و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، این تحقیق به بررسی این موضوع پرداخته است.
1- اهداف
بدون شک خانواده، مهمترین و بینیادی ترین نقش را در شکل گیری افکار، عقاید، نگرش ها، رفتار، شخصیت و نحوه ی زندگی و عملکرد هر فرد دارد. اولین و مهمترین آموزشهایی که به هر یک از افراد بشر در طول تاریخ داده شده است در درون خانواده شکل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولین آموزگاران بشریت، منش ها و اخلاق را به کودک آموخته اند و شخصیت او را تا حد زیادی شکل داده اند. افرادی که در کودکی از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمایت خانواده توانسته اند به یک جهانبینی دقیق و صحیح دست یابند و مراحل پیشرفت را طی کرده، باعث ترقی جامعه ی خویش شوند.
مهر و محبت خانواده و تاثیر آن بر پیشرفت فردی و اجتماعی و همچنین تاثیر خانواده در گسترش مهرورزی و تمایل افراد برای ابراز محبت، موضوعی است که در این پژوهش مورد نظر بوده است.
بدون شک ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یک موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یک فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شکل های مختلفی بروز نماید که مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد. باید توجه داشت که ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت که معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می کند مواردی را که به صورت غیر آشکار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشکل دار در میزان ابراز محبت و بالعکس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.
2- پیشینه ی تحقیق
ارتباط بین ساختار خانواده و پیامدهای اخلاقی و رفتاری وهمچنن نحوی تاثیر این ساختارها بر نوع زندگی آینده ی افراد جوان زیاد مورد سوال قرار نگرفته است (McLanahan & Sandefur, 1994; Wu, Cherlin, & Bumpass, 1997). برای بررسی میزان تاثیر عوامل مختلف روحی روانی و یا مادی خانواده بر روی فرزندان میتوان از مقایسه ی ساختارها ی مختلف خانواده گی و تاثیر این ساختار ها استفاده نمود. بررسی ها نشان داده که خانواده های تک والدی یعنی خانواده هایی که یکی از والدین (پدر یا مادر) با انها زندگی نمی کنند می تواند ارتباط زیادی با رفتار های مشکل دار جوانان داشته داشته باشد (Dornbusch et al., 1985; Steinberg, 1987). (البته باید توجه داشت که در زندگی بسیار پیچیده ی انسان عوامل و شرایط بسیار متنوعی دخالت دارند که می توانند این نتایج را دگرگون کنند اما در یک جامعه ی آماری می توان تا حدود زیادی احتمال تاثیر هر موضوع را بررسی کرد.) همچنین این نوع ساختار تک والدی خانوادگی ارتباطی تگاتنگ با مشکلاتی مانند استفاده جوانان از مواد مخدر، الکل و تنباکو (Covey & Tam 1990; Stern, Northman, & Van Slyck, 1984)، خود باوری پایین (Parish, 1991)، ترک مدرسه (Astone & McLanahan, 1991)، سن پایین در هنگام ترک خانه (Goldscheider& Goldscheider, 1993) و فعالیت جنسی زود هنگام (Tornton & Camburn, 1987; Wu. 1996) داشته است.
به این علت که والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های تئوریک که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری.
3- روش تحقیق
با توجه به گسترده بودن اطلاعات و تحقیقات انجام شده در جنبه های مختلف خانواده و اهمیتی که این موضوع در دنیای امروزی دارد، می توان از مقالات علمی جدید برای بهبود روابط خانواده و ارتقاء سطح کیفیت روابط خانواده گی استفاده کرد. وجود اطلاعات و مقالات بی شمار در زمینه ی خانواده باعث می شود، تفکیک یک موضوع خواص و بررسی دقیق آن احتیاج به جمع آوری تعداد بسیار زیادی از این گونه مقالات علمی داشته باشد. از این رو در این تحقیق از تعداد 28 منبع علمی جهت تکمیل اطلاعات استفاده شده است. این تحقیق به روش کتابخانه ای انجام شده است و از مجلات علمی مختلف استفاده شده است. این مقالات بیشتر از کتابخانه های دانشگاه تهران و تربیت مدرس و همچنین از سازمان ملی جوانان تهیه شده و بعد از مطالعه دقیق آنها موضوعاتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مهرورزی ارتباط داشته است انتخاب شده. موضوعات دسته بندی شده و بعد از تکمیل آنها و بیان دیدگاه ها نتیجه گیری در مورد موضوع بیان شده است.
3- ارتباط بین ساختار خانواده بر ابراز محبت و پیامدهای رفتاری جوانان و نوجوانان
والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های مختلفی که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری. در ادامه به بررسی هر یک از این مکانیسم ها پرداخته شده است. باید توجه داشت که ساختارهای مختلف اجتماعی و فرهنگی هر جامعه می تواند تاثیرات بسیار زیادی بر نوع اثر ساختار خانواده بر افراد داشته باشد.
3-1 وضعیت اقتصادی:
یکی از عوامل مهم تعیین کننده ی اثر ساختار خانواده بر پیامدهای رفتاری و اجتماعی جوانان، وضعیت اقتصادی خانواده می باشد زیرا ساختار خانواده و وضعیت اقتصادی همبسته هستند و درآمد های پایین پیامدهای منفی برای بچه ها دارد (Dancan & Brooks-Gunn, 1997). اگرچه دور بودن پدر از خانواده، انتظار می رود که پرداخت های منظمی برای حمایت آنها را موجب شود ولی تقریباً دو سوم مادران تنها هیچ کمکی برای فرزندان دریافت نمی کنند (Sorensen, 1997). خانواده هایی که سرپرست آنها زن است بیش از پنج بار فقیرتر از خانواده های مزدوج می باشند (Baugher & lamison-White, 1996) و درآمد متوسط آنها حدود یک سوم درآمد این زوجین می باشد.
بچه هایی که فقر دائمی را تجربه نموده اند با نقص های نموی مواجه هستند (Korenman, Miller, & Sjaastad, 1995). یک دلیل این می تواند باشد که خانواده های کم درآمد قادر به تامین غذا، مسکن و سایر کالاهای لازم که برای نمو سالم اجتماعی و شناختی بچه ها می شود، نیستند (Hill et al., 2001). همچنین درآمد خانواده نوع محله ای را که خانواده ها می توانند زندگی کنند تحت تاثیر قرار می دهد و بچه ها در جوامع پر درآمد، تاثیر مثبت دوستان را دریافت می کنند که در تحریک رفتار اجتماعی آنها بسیار موثر است (McLanahan & Sandefur, 1994). بعلاوه فقر و فشار اقتصادی می تواند منجر به والدی غیر موثر شود که پیامد های معکوس برای نمو و تنظیم بچه ها و ابراز محبت به آنها دارد (Dodge, Petit, & Bates, 1994).
3-2 اجتماعی سازی:
خانه برای کودک زمینه ای ایجاد می کند که در آنجا آموختن و اجتماعی سازی صورت گیرد و جدای از سایر متغییر ها، کیفیت و محیط خانه و بویژه میزان مهرورزی در خانواده نتایج مهمی برای بچه ها دارد. یک محیط خانه ی مناسب مرتبط با فرصتهایی برای یادگیری و آموختن بوده و با گرمی و حمایت احساسی و مهرورزی باعث رشد سالم و نمو بچه ها خواهد شد (Bradley & Rock, 1998).
وقتی که دو والد در خانه باشند، مسئولیت کنترل بچه ها را تقسیم نموده و تشویق ها و روش های مورد نیاز را ایجاد می کنند. زمانی که والدین جدا زندگی می کنند والد ساکن اغلب تهیه کننده ی اولیه ی منابع اقتصادی می شود و بنابراین وادار به اعمال محدودیت زمانی برای کنترل و اجتماعی سازی بچه ها می شود. والد غیر ساکن کمتر به فعالیت های بچه ها نزدیک بوده و بنابراین کنش منظم کمتری در فعالیت های روزانه دارد و می توان گفت که صرف زمان کمتر برای توجه ابراز محبت به فرزندان می تواند میزان اجتماعی سازی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
3-3 استرس
تئوری استرس بیان می کند که تغییرات در سازمان خانواده و شرایط باعث ایجاد استرس در زندگی بچه ها می شود. به این دلیل که تغییرات ممکن است منجر به ایجاد دگرگونی هایی در پویایی خانواده، سازماندهی و نقش هایی شود که باعث تغییرات رفتاری برای بچه ها و افراد بالغ می شود (Hill et al., 2001). حوادث معین خانواده به علت برخورد و مشاجره ی مشاهده شده بین والدین، تغییرات در ترکیب خانه و یا تغییرات در موقعیت مسکونی به طور مستقیم استرس را افزایش می دهد. بچه ها ممکن است در پاسخ به مشکلات خانه، از محیط خانواده زده شده و اجتماعی سازی، مهر و محبت و تربیت کمتری از سوی والدین دریافت نمایند و یا اینکه تحت تاثیرات منفی دوستان قرار گیرند.
بعضی از محققان بیان کرده اند که فشار تغییر خانواده فزاینده می باشد زیرا هر تعییر نیازمند سازش مجدد می باشد و بنابراین تعداد گذرهای خانواده، پیامدهای منفی بیشتری بر بچه ها دارد (Amato, 1993).
3-4 رفاه روانشناختی مادری:
سلامت روانی مادر مکانیسم دیگری است که ممکن است مسئول اثرات ساختار خانواده بر رفتار بچه ها و نمرات تست شناختی بچه ها باشد. مادران تنها نرخ های بالاتری از افسردگی و سطوح پایین تری از عملکرد روانشناختی را نسبت به سایر مادران نشان می دهند (McLanahan & Adams, 1987). این امر ممکن است به علت فشار ناشی از تجزیه ی خانواده و یا فشار هر روزه ی سازش و برخورد با مشکلات خانواده و منابع مالی یا اجتماعی محدود شده و یا کمبود محبت باشد. سلامت روانی ضعیف مادران به طور معکوس رفتار فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهد (Downey & Coyne, 1990). این ممکن است به علت رفاه روانشناختی کم باشد و یا به علت دید منفی مادران افسرده درباره ی فرزندان که ممکن است درک او را از مشکلات رفتاری افزایش دهد (Friedlander, Weiss, & Traylor, 1986).
4- مقایسه ی میزان مهرورزی در بین خانواده های دارای فرزند خوانده، دو والدی تنی، مادر تنها، پدر خوانده و مادر خوانده
در این بخش میزان مهرورزی و ابراز محبت و کیفیت روابط خانواده و رفاه در بین ساختار متفاوت خانوادگی با تاکید بر خانواده های دارای فرزند خوانده مورد بررسی قرار می گیرد. محققان این تحقیقات را به چندین روش بررسی نموده اند. غالباً این بررسی ها با مقایسه ی محدوده ی وسیعی از پیامدها برای فرزندان و والدین آنها در خانواده های دو والدی در مقابل خانواده های تک والدی و ناتنی بوده است.ساختار خانوادگی دارای فرزند خوانده یک فرم خانوادگی می باشد که به طور فزاینده ای در دنیا در حال معمول شدن می باشد.
تعدادی از مطالعات نشان می دهد که فرزند خواندگی با افزایش احتمال مشکلات رفتاری، نواقص و معایب روانی و سایر پیامد های منفی مرتبط می باشد (Haugaard, 1998) اما بسیاری از مطالعات دیگر هیچ گونه تفاوت مهمی بین کمبود ها ی بچه های واقعی و فرزند خوانده پیدا نکرده اند (Borders, Black, & Pasley, 1998).
اکثر تحقیقات از خانواده های دو والدی به جای سایر انواع معمول خانواده به عنوان پایه ی مقایسه برای خانواده های دارای فرزند خوانده استفاده می کنند. در این قسمت تفاوت های ساختار خانواده در میزان مهرورزی، آسایش روانی و کیفیت روابط فرزند خوانده و والدین در یک نقطه ی زمانی با مقایسه ی آنها با اعضای چهار نوع خانواده دیگر مورد بررسی قرار می گیرد. این چهار نوع خانواده شامل الف) خانواده های واقعی دو والدی، ب) خانواده های تک مادر که بعد از طلاق فرزند واقعی بزرگ می کنند، ج) خانواده ی پدر خوانده و د) خانواده ی مادر خوانده. برای توضیح این ساختار های متفاوت خانواده چند دید گاه تئوریک وجود دارد هر یک از این دیدگاه هابه طور متفاوتی بر روی موضوعاتی مانند بدنام سازی اجتماعی این خانواده ها، روابط زیست شناختی و فرایند های خانواده بحث می کنند. هر دید گاه با جزئیات در زیر بحث شده اند.
مشخصات فایل
عنوان: خشونت خانگی علیه زنان
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 30
محتویات
فهرست
مقدمه
ضرورت و اهمیت مساله
روش تحقیق
واحد آماری
نتایج کلی حاصل از پژوهش ها
علل بروز خشونت خانگی
سوالات تحقیق
یافته های تحقیق
منابع و مآخذ
قسمتی از مقاله
مقدمه
در میان انواع خشونت ها اعم از خانوادگی , اجتماعی و دولتی , خشونت های خانوادگی یک آسیب جدی اجتماعی است که با وجود پیشرفت های فرهنگی و فکری همچنان در جامعه خودنمائی می کند. این نوع خشونت فقط مختص به زندگی شهری یا روستائی نیست . همسرآزاری فراتر از مرزهای طبقاتی و نژادی است. خشونت خانوادگی خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد. این واقعیت که زنان ,آسیب دیده خشونت مردان هستند , تا دهه هفتاد پوشیده مانده بود (ابوت و والاس) خشونت در ابعاد مختلف فرهنگی رخ می دهد و به طبقه خاصی اختصاص ندارد . اگرچه پدیده خشونت علیه زنان در تمامی جوامع امری شایع است اما هرچه جوامع فقیرتر , سنتی تر و از نظر فرهنگی در سطحی پائین تر باشند , فراوانی و شدت خشونت علیه زنان بیشتر و پیامدهای آن نیزافزون تر می شود . در حدود سه دهه است که خشونت خانوادگی مورد توجه محققان قرار گرفته است . خشونت خانگی در بررسی حاضر مختص به خشونت شوهرعلیه زن در حوزه خانواده است . در این تحقیق مابه بررسی پدیده همسرآزاری می پردازیم . همسرآزاری شامل بدرفتاری علیه طرف مقابل )همسر) در هر نوع رابطه نزدیک و صمیمی , خشونت در خانواده و خشونت علیه همسر است . همسرآزاری می تواند اشکال گوناگون بدنی , کلامی , عاطفی , روانی , جنسی و اقتصادی داشته باشد . در روابط زناشوئی سوﺀ رفتار با همسر مشکلی جدی است که می تواند تاثیر اساسی بر سلامت جسمی و روانی خانواده داشته باشد.
طبق آمار منتشر شده به وسیله سازمان بهداشت جهانی( word health organization ) (1997) از هر سه زن یک زن در طول زندگی خود مورد خشونت خانگی واقع می شود . حدود یک چهارم از زنان آمریکائی در طول 12 ماه , حداقل یک بار مورد ضرب وشتم شدید همسرانشان قرار می گیرند. در ایران بحث های مربوط به خشونت علیه زنان چندان مورد توجه نبود و با بررسی پیشینه تحقیقات خشونت خانگی صحت این مطلب مورد تائید است . در سالهای اخیر با توجه به گسترش حضور زنان در صحنه های فرهنگی ، اجتماعی و دانشگاهی و ایجاد رشته های مختص زنان ( رشته مطالعات زنان) بحث های مربوط به همسرآزاری در قالب طرحهای تحقیقاتی و پایان نامه های دانشجوئی وحتی به شکل طرح ملی دنبال می شود و از شکل بحث های ژورنالیستی داستانی تا حد زیادی خارج شده است . هر چند که خشونت خانگی در خانواده ها امری نهانی است و موارد شکایت از پدیده همسرآزاری بسیار کمتر از موارد واقعی است و در اکثر موارد زنان به دلیل حفظ کانون و شان خانواده خشونت خانگی را پنهان می کنند .
در قطنامه ( رفع خشونت علیه زنان ) مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1993 در تعریف خشونت آمده است : ( هر گونه رفار خشونت آمیزی که بر اساس جنسیت انجام می شود و نتیجه احتمالی آن آزار جسمی ، جنسی یا روانی زنان یا آسیب دیدن آنان باشد که این رفتارها شامل تهدید به اعمالی از قبیل زورگوئی یا محدود کردن خودسرانه دیگران از آزادی – چه در عرصه عمومی و چه در عرصه خصوصی است ( جرم شناسی خشونت خانگی).
ضرورت و اهمیت مساله
دکتر ژاله شادی طلب در گفتگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که ایران در میان 140 کشور دنیا در رتبه 78 قرار دارد ، و این درحالیست که کشورهای حوزه خلیج فارس در این شاخص از شرائط مطلوب تری برخوردارند.
برآورد کلی انجام شده مربوط به گستره خشونت خانگی در 28 مرکز استان نشان می دهد 66 درصد خانواده های مورد مطالعه از اول زندگی مشترک تا زمان این مطالعه حداقل یکبار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن داشته اند و30 درصد خانوارها حداقل یکبار در طول زندگی خشونتهای فیزیکی جدی و حاد و در 10 درصد خانوارها خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی را داشته اند.
در گزارشی دیگر از ایسنا مدیر دبیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام کرد: از 285 مورد تماس قابل پیگیری با خط اورژانس اجتماعی تهران در طول مدت 21 بهمن سال گذشته تا 22 اردیبهشت امسال، 41 مورد مربوط به خشونت خانگی بوده است. با توجه به گزارشهای قابل توجهی که در مورد پدیده همسرآزاری وجود دارد، ضرورت بررسی بیشتر خشونت خانگی وجود دارد. با توجه به آنکه در فرهنگ و مذهب ما خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، در غالب زنان ایرانی نگرش حفظ اسرار خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است که این امر مانع از ایجاد گزارش های واقعی در مورد خشونت خانگی می گردد. آثار خشونت خانگی در وهله اول متوجه سلامت جسمی ، روحی زنان است و آرامش و امنیت را از زنان سلب می کند و در مرتبه بعد فرزندان خانواده نیز به لحاظ سلامت روحی و روانی قربانی این پدیده می شوند . در چنین شرایطی خانواده دستخوش آسیب های جدی می گردد که در سطوح کلان تر هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل می کند.
روش تحقیق
تحقیق حاضر به دو روش صورت گرفته است و شامل دو بخش است:
1- روش بررسی اسناد و مطالعه تحقیقات پیشین
2- روش مصاحبه عمیق با 6 مورد از قربانیان خشونت خانگی که برای گرفتن طول درمان به پزشکی قانونی پارکشهر مراجعه کرده بودند و 2 مورد از زنان کتک خورده که اقدام به شکایت نکرده بودند. روش مصاحبه با دو مورد از زنان کتک خورده که اقدام به شکایت نکرده بودند و 1 مورد از زنانی که اقدام به شکایت کرده بود به روش گلوله برفی بوده است. در روش گلوله برفی موردها از طرق شبکه آشنایان برای مصاحبه معرفی می شوند. در سایر مصاحبه ها به روش مراجعه به مرکز پارکشهر بوده است.
واحد آماری
در این تحقیق واحد آماری زنان کتک خورده مراجعه کننده به پزشکی قانونی پارکشهر بوده اند.
بررسی خشونت علیه زنان در ایران
خشونت علیه زنان پدیده ای است که در آن زن به خاطر جنسیت خود صرفا زن بودن مورد اعمال زور و تضییع قرار حق از سوی جنس دیگر(مرد) قرار می گیرد، چنانچه این نوع رفتارها در چهارچوب خانواده و بین زن و شوهر باشد از آن به خشونت خانگی تعبیر می شود.
خشونت خانگی انواع گوناگونی دارد :
1- خشونت جسمانی : ضرب و شتم ، کتک کاری
2- خشونت کلامی : توهین ، تحقیر، فحاشی
3- خشونت اقتصادی : تخریب و شکستن لوازم خانه ، در تنگنای اقتصادی قرار دادن زن
4- خشونت حقوقی : شامل عدم پرداخت نفقه و خرجی
5- خشونت جنسی : آزار و اذیت جنسی زن
خشونت علیه زنان در ایران امری پنهانی است ، زنان ایرانی درفضای زندگی زیر سلطه پدر ، برادر، پسر و .. هستند و در فضای زندگی زناشوئی زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند . در فضای زندگی شغلی زیر سلطه سلیقه های مرد سالار و روسا و مدیران مذکر روزگار می گذرانند و در فضای زندگی اجتماعی زیر سلطه سنت زن ستیز احساس نامنی می کنند ، با این حال چنان در بافت ذهنی و رفتاری خود به خشونت تسلیم شده اند که کمتر واکنش نشان می دهند. بررسی الگوهای خشونت علیه زنان نشان می دهد که خشونت در گذشته به صورت روانی و غیرفیزیکی کمتر گزارش شده است ، اما رواج آن در حال حاضر روبه فزونی است .شاید بتوان گفت که خشونت های غیر فیزیکی جایگزین خشونت های فیزیکی در طول زمان شده است. در ایران هر چه موقعیت زنان نامناسب تر باشد که خود به معنای وجود نابرابری عینی است ، امکان اینکه مردان از خشونت استفاده کنند بیشتر می شود. خشونت خانگی در شدیدترین حالت منجر به همسرکشی می شود و به گفته یک بازپرس دادسرای امور جنائی تهران همسرکشی در صدر خشونت های خانگی قرار دارد.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: خودکشی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 12
محتویات
خود کشی
تعریف خودکشی
علل و عوامل خودکشی
راه حل ها
راه حلهای اقتصادی
راه حل های اجتماعی
راه حلهای روانی
قسمتی از مقاله
خود کشی
موضوعیکه در اینجا میخواهیم آن را بررسی کنیم،پدیده ایست که در گذشته ها هم وجود داشته، ولی خیلی کم و محدود. اما متأسفانه امروز خیلی گسترش و توسعه یافته و سبب شده است جامعه دچار نگرانی و اضطراب گردد و این پدیده که بنام خودکشی و یا خودسوزی شناخته می شود. متأسفانه در شهر هرات تبدیل به یک مد و روش ناپسند شده است و جان عده ای از خواهران ما را گرفته و علل و عوامل گوناگونی در بوجود آوردن این پدیده نقش مهمی دارند که تعدادی را به کام خود فرو برده است و مطالب این مقاله سعی دارد که این موضوع را مورد تحلیل و بررسی قرار داده تا عوامل آن را دقیقاً شناخته و راه حل های ممکنه را یادآوری نماید.
تعریف خودکشی:
در مورد خودکشی ، علما و روانشناسان و روانکاوان با تجربه تعاریف مختلفی را ارائه نموده اند و این اختلافات درتعریف هم ناشی از اختلاف جوامع، فرهنگها و محیطهای اجتماعی و معیشتی افراد می باشد. چون مشکلات معضلات و نابسامانیها که علت اصلی خودکشی و انتحار می باشد در جوامع متفاوت می باشد، ولی نظر کلی که می توان ارائه نمود و اکثریت آنرا نیز یادآوری نموده اند،بصورت فشرده عبارت از عملی می دانند که ناشی از احساس قصور و حالت عناد با خود است که برای انسان دست می دهد و آنرا بعنوان آخرین حربه با خود تعریف می کنند و این تعریف دانشمندانی همچون دکتر حسین آرزو و دکتر خواجه نوری از بزرگترین روانکاوان ایران و سنکا فیلسوف مشهور رومی مورد تأکید قرار داده اند.
علل و عوامل خودکشی:
اندیشه های مربوط به علل خودکشی به چند گروه اصلی تقسیم میشوند و ابعاد مختلفی را احتوا می کند که آنها عبارتند از:
1- بعد دینی: از همه مهمتر بعد دینی این قضیه می باشد آن اینکه متأسفانه اکثر کسانیکه دست به خودکشی می زنند از ارزشهای دینی بی خبرند. خودکشی به هر وسیله و بهانه ای که باشد از بین بردن نفسی است که خداوند به عنوان ودیعه پیش او قرارداده و شخص حق ندارد نسبت به این امانت بی توجه باشد، چه رسد به آنکه به آن خیانت وتجاوزنماید و یا آنرا از بین ببرد. خداوند می فرماید:" خودتان را نکشید همانا خداوند با شما مهربان است". نسا 22. اسلام می خواهد یک انسان مسلمان ثابت قدم ،بااراده ، محکم ودر برابر مشکلات نیرومند باشد و اجازه نمی دهد در زندگی ترسو و ناتوان بوده از مشکلات فرار کند. وقتی که به آرزوی خود نرسد دنیا را بر خود تنگ سازد و چاره ای جز خودکشی با آتش ویا وسایل دیگر نداشته باشد. انسان برای کوشش و تلاش و دفاع خلق شده، نه برای نشستن و فرا ر کردن و گریه و زاری نمودن، ایمان واخلاق اسلامی اجازه نمی دهد که مسلمان از میدان زندگی بیرون رود و در مقابل مسئولیت ها شانه خالی کند، مسلمانان اسلحه ای در دست دارند که هیچ گاه از کار نمی افتد و آن ایمان مؤمن است. پس چطور می شود کسی خود را بسوزاند و مومن هم باشد. آری فراموش شدن همین بعد اخلاقی و ایمانی است که حادثه می آفریند. انسانیکه وجودش از ارزشهای دینی تهی گردد،دیگر هیچ نمی تواند خود را در مقابل مشکلات و مصائب مسلح سازد و فکر می کند که زندگی به آخر رسیده است و خود را از پای در می آورد.
اما باید یاداور شد که علاوه بر عوامل ذکر شده درباره خودسوزی ،عامل دیگری نیزهست که از همه مؤثر تر می باشد و ان قرار گرفتن زنان بیگناه و مظلوم در چنگال مردان بی عاطفه است، انسانهاییکه پایبند به هیچ گونه ارزش انسانی و اسلامی نیستند. این گونه انسانهای بیرحم زنان و فرزندان خود را تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار میدهند و عرصه زندگی را برای خانواده هایشان چنان تنگ و ناممکن می سازند که آنها هم به چیزی جز رهایی یاتن از چنگال آن مردان بی انصاف فکرنمی کنند و چون تمام راهها را در مقابل خود مسدود می بینند فکر می کنند که تنها راه نجات یافتن از این زندگی انتحار است و برای همیشه تومار زندگی خود را درهم می پیچند.
بناءً جرم و جنایت آنانیکه مسبب و محرک این اعمال هستند کمتر از قتل نیست و آنان در پیشگاه خداوند مجرم اند و در آخرت بخاطر اعمالشان مجازات خواهند شد و در عذاب دردناک الهی خواهند سوخت. و در دنیا هم قانون وشریعت اسلامی برای کسانیکه محرک و مسبب انتحار اند نیز مجازاتهایی را تعیین نموده است که باید از طرف مراجع مربوطه بخصوص حارنوالی مورد تعقیب قرار گرفته به سزای اعمال خود برسند. چنانکه در کتب فقه وهمینطور در قانون جزایی فعلی افغانستان ماده 397 چنین تصریح شده است:
2- بعد اقتصادی: عامل دیگری که می توان آنرا بعنوان یکی از دلایل انتحار در جامعه ذکر نمود می توان معضل اقتصادی افراد دانست و شاید هم بزرگترین عامل افسردگی،انزوا،گوشه گیری وبالاخره پرخاش گری را فقر و یا مناسب نبودن وضعیت اقتصادی افراد که اینها نقش مهمی درکشاندن انسان بسوی نابودی دارند دانست. چون وقتیکه شخص نمی تواند لباس مناسب ،خوراک مناسب و بالاخره زندگی مناسب برای خود آماده سازد فکر می کند که تمام افراد جامعه از وی دوری میجویند و احساس حقارت می کند. چون از تربیت والای دینی هم برخوردار نیست،فکر می کند بهترین راه نجات از این همه بدبختی انتحار و خودکشی می باشد. دیگر اینکه در گذشته بیشترین جمعیت کشور درقریه ها زندگی میکردند. ، جوانان شغل و زندگی یکسانی داشتند ولی امروز جوانان جامعه ما به شهرها روی آورده اند شغل مناسبی ندارند واین خود بر فقر اقتصادی و عدم تعادل روانی و خشونت اخلاقی و خانوادگی اش می افزایدو منجر به طلاق ویا خودسوزی می شود. از همه مهمتر اینکه در گذشته نگاه مردم نسبت به زندگی سراسر از ایمان وعشق به خدا و زیبایی های طبیعی بود که امروز زندگی مادی نگاهها را از دلها به چشم ها برده ایمان و مقاومت فرد را گرفته و یأس و ناکامی را به او بخشیده است.