مشخصات فایل
عنوان: خویشتن پنداری
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 14
محتویات
قسمتی از متن
خویشتن پنداری( خودپنداره، خودپنداری)Self Concept
اولین بار رنه کارت1 در سال1644 اصول اولیه خویشتن پنداری را در کتاب اصول فلسفه با مطرح ساختن مقوله«شک» ارائه داد. پس از او زیگموند فروید در سال1900 میلادی تئوری خویشتن پنداری را به عنوان یک مقوله روانشناختی مهم مطرح نمود. با اینکه دنبالهروان فروید علاقه زیادی به این مقوله نشان ندادند ولی دختر فروید آنا در سال1946 بر اهمیت این مقوله تأکید ورزید درسکات کلی2 در سال1945 از مقوله خویشتن پنداری به عنوان یک نیروی اولیه انگیزیش در رفتار انسانی یاد نمود. رایمی3در سال1948 از معیارهای خویشتن پنداری در مشاهدههای خود استفاده کرد و اعلام نمود که رواندرمانی اساساً بر روی تغییر دادن معیارهای بینش فرد نسبت به خودش استوار است.
تاکنون مؤثرترین معیار روانشناختی در خصوص خویشتن پنداری مربوط به کارل راجرز در سال1947 بوده است. از دیدگاه راجرز«خود» هر فرد به عنوان بخش اصلی، شخصیت فرد را تشکیل میدهد. راجرز«خود» را به عنوان یک محصول اجتماعی معرفی میکند که از طریق روابط بین فردی گسترش مییابد. او اعلام میکند که در وجود انسان همیشه یک تمایل قوی برای داراربودن یک نگرش مثبت از سوی دیگران و خود فرد نسبت به خودش وجود دارد. با آنکه بیشتر تئوریسینهای«خویشتن پنداری» در دهه1970 و1980 تحقیقات خود را اجرا نمودند، در حال حاضر توجه عمومی به خویشتن پنداری رو به کاهش نهاده است. ولی این مقوله هنوز به عنوان یک عامل بالنده در تحقیقات سردمداران علم روانشناسی مطرح میباشد. در حال حاضر موج نوینی در خصوص کسب آگاهی نسبت به خویشتن پنداری در عامه مردم و افراد متخصص در حال زایش است و این موضوع در ارتباط با مشکلات خانوادگی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و وضعیت اجتماعی افراد مطرح میشود.
بسیاری از موفقیتها و شکستهایی که مردم تجربه میکنند، به صورت تنگاتنگ به چگونگی دیدگاه آنها نسبت به خود و ارتباطشان با دیگران مربوط میشود. برای متخصصان علوم مشاوره، پدیده خویشتن پنداری از سه بعد مورد توجه است. یکی اینکه خویشتن پنداری امری قابل یادگیری است. دیگر اینکه امری سازمان یافته و پویا میباشد. هیچ فردی با خویشتن پنداری به دنیا نمیآید بلکه خویشتن پنداری به تدریج در اولین ماههای زندگی فرد بنیان گرفته و از طریق تجارب مکرر شکل میگیرد و به عنوان یک محصول اجتماعی از طریق تجربه بنیان میگیرد. نکته جالب اینکه افراد در زمانهای مختلف دارای نگرشهای مختلفی نسبت به خودشان هستند. هرگونه تجربهای در زندگی فردی که مطابق با خویشتن پنداری او نباشد، به صورت یک تهدید تلقی میشود و هر چه این تجارب ناخواسته بیشتر باشد کیفیت خویشتن پنداری فرد حالت منجمدتری به خود میگیرد تا بتواند از او محافظت نماید. خویشتن پنداری هر فرد به ثبات و همگونی در زندگیاش نیاز دارد و در مقابل تغییر مقاومت نشان میدهد. اگر خویشتن پنداری فرد به سرعت تغییر کند فرد فاقد یک شخصیت مقاوم و قابل اتکا خواهد شد. موفقیتها و شکستهای هر فرد بر روی کیفیت خویشتن پنداری او تأثیر میگذارد. دنیای اطراف هر فرد و موجودات درون آن در رابطه با خویشتن پنداری هر فرد ادراک میشود. در تمام زندگی فرد سالم، همیشه یک تمایل دائم برای پذیرش ایدههای جدید و رفع ایدههای قدیمی وجود دارد. خویشتن پنداری همیشه خودش را در مقابل از دست دادن عزت نفس محافظت میکند. برای همین است که هر فقدانی سبب بروز اضطراب افراد خواهد شد.
تحول جامعه از حالت سنتی به حالت صنعتی، مسائل و مشکلات فراوانی را خصوصاً در زمینه اشتغال موجب میگردد. جامعه ما در جریان صنعتی شدن و رسیدن به خودکفایی به نیروی متخصص و ماهر نیاز مبرمی دارد. برای نیل به خودکفایی تهیه و اجرای برنامهای دقیق که بر مطالعات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جامعه ایرانی متکی باشد، ضرورت تام دارد. اشتغال برای ادامه زندگی و بقای جامعه ضرورتی اجتنابناپذیر است. زندگی هر فرد از طریق کار کردن تأمین میشود و خودکفایی هر کشور به میزان و نوع عملکرد شاغلین آن بستگی دارد. تحقیقات متعدد مؤید این واقعیت هستند که اولاً، با افزایش بیکاری، فساد شدت مییابد و ثانیاً اشتغال مناسب و رضایت شغلی موجب نشاط و شادابی میگردد. شناسایی و ایجاد انگیزه در افراد جامعه و راهنمایی آنها برای آنکه مشاغلی را انتخاب نمایند که توانایی و استعداد انجام آن را دارا هستند و همچنین شناسایی علایق و نیز کشف استعدادهای افراد باید به کمک وسایل و ابزاری انجام پذیرد. در این زمینه باید از مشاوره و آزمونهای مختلف استفاده شود. پس از شناخت علایق و کشف استعدادها و پرورش و نیز راهنمایی افراد در مسیر صحیح و مناسب ضرورت مییابد. بنابراین، سؤالی که به طور کلی جهت پژوهش به ذهن خطور میکند عبارت است از اینکه آیا بین خویشتن پنداری و انتخاب شغل رابطه معناداری وجود دارد؟ و با توجه به جنبههای انتخاب شغل مبتنی بر وجهه اجتماعی شغل، پیشرفت تحصیلی در شغل و تسهیلات ویژه شغل سؤالات ذیل به طور اخص مطرح میشوند: (1) آیا بین خویشتن پنداری و وجهه اجتماعی شغل رابطهای وجود دارد؟،(2) آیا بین خویشتن پنداری و پیشرفت تحصیلی در شغل رابطهای وجود دارد؟ و(3) آیا بین خویشتن پنداری و تسهیلات ویژه شغل رابطهای وجود دارد؟
خویشتن پنداری به مفهوم برداشتی است که فرد نسبت به ماهیت فیزیکی و روانشناختی و ساختارهای اجتماعی خویش از قبیل نگرشها، اعتقادات و ایدههای خویش دارد. خویشتن پنداری به معنای درک افراد نسبت به خود در بعد زمان است. خویشتن پنداری به صورت مداوم در تعامل با دیگر افراد تعدیل یافته وتحت تأثیر عوامل دیگر از قبیل درونگرایی و برونگرای و عزت نفس قرار میگیرد. مقوله شغل نقش اصلی را برای زندگی بیشتر افراد جامعه ایفا میکند. برای بیشتر افراد بشر، شغل به عنوان فعالیتی است که بیشتر فعالیتها و زمان فعال زندگیشان را صرف مینماید. نسلهای امروز به دنبال مشاغلی هستند که برای آنها قابل توجه بوده و یک احساس رضایت داخلی را برای آنها به ارمغان آورد و همراه با آن با پاداشهای خارجی همراه باشد(کادرون1 ،1997).
بر اساس عقاید کانجر2 به نقل ازاشنایدرتمایل برای ارضای نیازهای شخصی و ایجاد یک محیط مناسب از لحاظ روانشناختی از عوامل بارز انتخاب شغل افراد بشمار میآیند.
نسلهای جدید امروز، در مقایسه با نسلهای قبل بیشتر به سوی مشاغل با هویت تمایل دارند. کادرون اعلام میدارد که بسیاری از متقاضیان کار در انتخاب شغل توجه زیادی به موضوع فوق نشان میدهند. امروزه یک تئوری انگیزش شغلی مطرح شده است که بر روی تطابق مابین فرد و شغل او تأکید مینماید. شامیراعلام نمود که تئوری مبتنی بر خویشتن پنداری در خصوص انگیزش کار بر روی ارتباط متقابل مابین انجام کار و وسعت اجرای آن و خویشتن پنداری فرد استوار است. زمانی که شغل فرد با خویشتن پنداریش مطابقت داشته باشد، فرد شغل خود را به عنوان یک مقوله معنادار و ارزشمند مشاهده مینماید. بعبارت دیگر یک شغل ارزشمند برای هر فرد در ارتباط با خویشتن پنداری فرد مربوط، معنی پیدا میکند.
وانوس1 در سال1980 مفاهیم فوق را در یک مدل تطابقی قرار داد که در این مدل بر روی نقش اشتغال و انتخاب شغل تأکید شده است. اشنایدر2 در سال1987 مدل خاصی را تحت عنوان«جاذبه، انتخاب» ارائه میدهد. بر اساس این مدل، افراد بر اساس ادراکات و باورهای خویش در خصوص مشخصات فردی خودشان(خویشتن پنداری) به مشاغل مورد علاقه خود مینگرند. بر اساس این مدل افراد نهایتاً از ادامه اشتغال در سازمانهایی که با آنها تطابق ندارند سرباز خواهند زد. ولی این مدل قادر نیست دقیقاً افراد خاص را برای سازمانهایی دقیقاً منطبق با عوالم آنها انتخاب نماید(اشنایدر،1987؛ گلدشتاین و اسمیت،1995). به گفته اشنایدر باید مفاهیم فوق را در ارتباط با خویشتن پنداری افراد گسترش داد. یعنی باید رابطهای مابین تطابق بین خویشتن پنداری و شغل فرد مشاهده کرد.
متخصصان منابع انسانی با تمرکز به میزان تطابق خویشتن پنداری افراد با وظایف شغلی، میتوانند با احتمال بیشتری افراد را انتخاب نموده و آنها را برای شغل مناسب راهنمایی نمایند. این روش از دو جنبه مفید واقع میشود، یکی اینکه فرد به شغل مورد نیاز خود بر اساس علایق و خلاقیتهای خود و بر اساس باورهای خویش برای انجام وظایف محوله دست مییابد. دیگر اینکه سازمان استخدام کننده نیز در بهترین فرصت میتواند دست به انتخاب افراد کاملاً مطابق با چهارچوب مقرراتی خویش بزند.
کاربردهای ابزار های سنجش گوناگون در باره خویشتن باوری:
مقوله خویشتن پنداری به عنوان یکی از معروفترین موضوعات در ادبیات روانشناسی بشمار میآید. با وجودی که در سایت تحقیقاتی ERIC حدود6000 مطلب در این خصوص نوشته شده است ولی متأسفانه هنوز هم این اصطلاح برای عموم ناشناخته بوده و تعریف شفافی از آن ارائه نشده است و در خصوص پدیده«خود» حدود15 مفهوم مختلف مطرح شده است(استرین،1993). در بسیاری از مقالات اصطلاحات خویشتن پنداری، عزت نفس و پذیرش خویش اغلب به جای یکدیگر بکار گرفته میشوند و این امر از وجود دیدگاه مختلف افراد جامعه نسبت به روانشناختی خودشان برمیخیزند. احتمالاً و . . .
مشخصات فایل
عنوان: علل فرار دختران
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 57
محتویات
مقدمه
فصل اول :کلیات تحقیق
اهمیت مسأله
تعریف علمی واژهها
نوجوانی
کجروی یا انحراف
فصل دوم :فرار دختران از خانه
مقام زن در جهانبینی اسلامی
فرار دختران از خانه
نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی در انحراف
تراکم جمعیت
محل سکونت
مناطق جرم خیز
مهاجرت
ماهیت زندگی شهری
دوستان و رفقا
تأثیر عوامل فرهنگی بر انحراف
تأثیر عوامل اقتصادی بر انحراف
خانواده و انحراف
خشونت والدین و اثرات آن
فساد و آلودگی والدین
و . . . .
قسمتی از مقاله
مقدمه :
همه روزه شاهد درج عکسهایی از کودکان و نوجوانان در جراید رسمی کشور هستیم که بدون اطلاع والدین، خانه و کاشانة خود را ترک نموده و به دیگر سخن اقدام به فرار از خانه نمودهاند و چشمان مضطرب خانوادهای را بیصبرانه در انتظار بازگشت خویش به دور انداختهاند. البته این تنها بخش کوچکی از جامعه آشنا با مطبوعات را شامل شده که دسترسی به جراید داشته و با درج آگهی در آن، ملتمسانه مردم را در یافتن فرزند خویش به استمداد طلبیدهاند در صورتیکه بسیاری از خانوادههای بحران زده آشنایی چندانی با جراید نداشته تا بنابر دلایلی! «بالاخص در ترس از آبرو» از درج آگهی در مطبوعات خودداری نمودهاند. بعلاوه هیچ آمار دقیقی از تعداد فراریان از منزل در ایران وجود ندارد و مسئولین اداره آگاهی نیز از ارئه آمار به دلایل مختلف طفره رفتهاند. همچنین مشخص نیست از میان فراریان نوجوانان، چه تعدادی دوباره پس از برخورد با مشکلات خود به منزل مراجعت میکنند؟ یا آنکه بوسیلة نیروهای انتظامی دستگیر شده و به والدین تحویل میگردند؟ یا با در پیش گرفتن کاری شرافتمندانه مستقل از والدین خانواده به زندگی خود ادامه میدهند؟ وتعداد زیادی نیز پس از ارتکاب جرمی دستگیر شده و پس از تشکیل پرونده تحویل کانون اصلاح و تربیت گردیده تا اقدامات تعلیمی و تربیتی لازم در مورد آنان صورت گیرد و این تنها قسمتی است که در صورت همکاری مقامات زیربط در آگاهی آمار دقیقی دارد که متأسفانه ارائه نگردیده است.
فصل اول :کلیات تحقیق
اهمیت مسأله:
در تحقیقی که در سال 1365 بوسیلة انجمن اولیاء و مربیان در مورد علل انحرافات، اخلاقی و فرار دختران انجام گرفته است متوسط سن فرار 16 سال میباشد. دلایلی چون: اختلافات شدید خانوادگی، عاشق شدن، داشتن رابطة نامشروع و ترس از برملا شدن آن، داشتن نامادری، ناپدری و بدرفتاری والدین را برای فرار آنها ذکر نمودهاند. «فراهانی، 1365» بنابر گزارش سازمان بهداشت جهانی، یکصد میلیون کودک و نوجوان در جهان وجود دارد که در کوچهها و خیابانها زندگی میکنند و در برابر مواد مخدر و خشونتهای جسمی آسیب پذیرند. موضوع مهم در این فرارها یافتن پاسخ برای سئوالات زیر است:
1 . نوجوانان چرا خانههای خود را ترک میکنند؟
2 . نوجوانان در مدتی که خانه را ترک میکنند کجا بسر میبرند؟
3 . اوقات خود را چگونه و با چه کسانی سپری میکنند؟
4 . هزینههای زندگی خود را از چه محلی تأمین میکنند؟
گروه فراریان دختران از خانه و کاشانه رقم عمدهای را تشکیل میدهند. آنها به هر علتی از خانه فرار کرده باشند امروزه در وضعیتی قابل مطالعه بسر میبرند. اختلافات خانوادگی، وضع مدرسه و تحصیل، روابط بین دوستان و اطرافیان همه مسائلی هستند که ممکن است به امنیت، استقلال و شخصیت نوجوانان لطمه بزنند و آنها را دچار نگرانی کنند و در این موارد است که ما باید آنها را درک کنیم و به آنها کمک کنیم تا بتوانند استقلال و امنیت از دست رفتة خود را باز یابند. این کار ارزش آن را دارد که قبلاً مورد توجه قرار گیرد و از آن پیشگیری گردد.
تعریف علمی واژهها:
فرار بخشی از رفتار ناسازگارانهای است که کودکان و نوجوانان مرتکب میشوند که ابتداء برای رفع نیازهای عادی خود یا پرکردن اوقات فراغت و سپس به اعمال ناهنجار دیگری از قبیل دزدی، ولگردی، روی می آورند. از همه مهمتر یافتن افراد همسن و سال خود در پارکها و کوچهها و خیابنها به تشکیل گروههای بزهکاری مبادرت میورزند.
نوجوانی:نوجوانی به دورهای اطلاق میشود که حدفاصل بین کودکی و میانسالی است 18 – 12 سالگی و آغاز بزرگسالی، به عبارت دیگر فرد از کودکی به بزرگسالی، از مرحلهای می گذرد که نوجوانی گویند «نوایینژاد، 1366».
بحرانیترین ادوار زندگی به حساب میآید. چون عوامل زیست، روانی، اجتماعی، تواماً در بروز نوجوانی دخالت دارند. تعیین سن دقیقی برای آغاز و پایان آن امکانپذیر نیست ولی معمولاً نوجوانی در دختران سنین 15 – 11 و در پسران 16 – 12 سالگی را شامل میشود.
کجروی یا انحراف: انحراف نوعی درد، عارضه یا بیماری است که آن را آسیب اجتماعی نام نهادهاند. بدین خاطر که آثار و عوارض آن در اجتماع ظهور مییابد.
فصل دوم :فرار دختران از خانه
مقام زن در جهانبینی اسلامی:
اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن دربارة خلقت زن و مرد چیست؟ لازم است به مسألة سرشت زن و مرد که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است توجه کنید، قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است، قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدهایم یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی بجا گذاشته است این است که زن عنصر گناه است و از وجود زن شر و وسوسه برمیخیزد. قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته است که شیطان یا مار، حوا را فریفت و حوا ادم را، قرآن نه حوا را به عنوان مسئول اصلی معرفی میکند و نه او را از حساب خارج میکند قرآن میگوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت مسکن گزینید و از میوههای آن بخورید قرآن آنجا که پای وسوسة شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه میآمد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسة شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه می آورد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسه کرد یا شیطان آن دو را به فریب راهنمایی کرد و یا شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمیخواهد.
در قانون اساسی کشورمان در بسیاری قوانین تساوی مرد و زن به وضوح دیده میشود. برای مثال بند 14 از اصل 3 قانون اساسی «تأمین تساوی عموم در برابر قانون» با اصل بیستم «همة افراد ملت» اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همة حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
ولی مطابق برخی اصول، زنان اجازة ورود به برخی حیطهها را ندارند برای نمونه طبق اصل 115، رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب گردد. البته در این پژوهش مجالی نیست تا به تحلیل قانون اساسی و سایر قوانین مدنی، حقوقی و کیفری و یا مقرارت فقهی بپردازیم فقط به این مقدار بسنده میکنیم که در حال حاضر در جامعهمان زنان با محدودیتهایی مواجه هستند بدون آنکه دلیلی برای آن وجود داشته باشد. با توجه به تمام مطالب به نظر میرسد جامعة ما به متمایز بودن وظیفة مردان و زنان معتقد است و انتظار دارد زنان در خانه نقش بارزتری را ایفاء کنند.
فرار دختران از خانه:
فرار نوجوانان و جوانان از خانواده امروزه در جهان به عنوان یک مسأله و مشکل اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است اهمیت این مسأله از آنجا بیشتر آشکار میشود که جامعهشناسان بقاء جامعه را در گرو بقای خانواده و موفقیت و شکست جامعه را در سلامت و یا گسستگی نهاد خانواده، یافتهاند خانواده به عنوان سازمان اجتماعی کوچکی برخوردار از روابط تعاملی والدین ـ فرزندان است و روابط فرزندان، والدین و سایر اعضاء خانواده چون شبکه و نظامی در هم پیچیده است که افراد آن در کنش متقابل با یکدیگر و این نظام در مجموعهای از نظامهای اجتماعی بزرگتر قرار گرفته است جامعة بزرگتر خود جزئی از زمینة فرهنگی برای الگوهای رفتاری خانواده است و در تثبیت یا تزلزل آن تأثیر دارد.
کانون خانواده، اساسیترین سهم را در آن دارد. مسیر رشد، دورة بلوغ و نوجوانی از حساسترین مراحل زندگی است که از آن به عنوان دورة بحران یا دورة بیسر و سامانی روحی تعبیر میشود، در این مرحله اگر والدین درک و شناخت درستی از شرایط روحی، عاطفی و جسمانی فرزندان نداشته باشند و برای گذر بیمخاطره و کم مخاطره این بحرانها او را مشتاقانه و آگاهانه همراهی نکند امکان بروز کجروی و رفتارهای نابهنجار از سوی آنان افزایش خواهد یافت، فرار نوجوانان و جوانان از خانه یک زنگ خطر و هشدار است که علاقمندان و دلسوزان جامعه را برای حفظ کیان خانواده و سلامت و تعادل جامعه به چارهاندیشی فرار میخواند.
اصطلاح نوجوان فراری بر کسی اطلاق میشود که منزل را بدون قصد بازگشت ترک نماید، به نظر میرسد این پدیده از معضلات خانوادگی و اجتماعی فراگیر در سطح جهان است و طی سالهای اخیر در کشورها، رو به افزایش است، «اقلیما، 4: 1380»
برای مثال: انجمن کودکان در انگلستان اطلاعات زیر را در مورد کودکان فراری گزارش کرده است:
هر سال 100000 کودکزیر 16 سال فرار میکنند. 80 درصد فراریها از مشکلات موجود در خانه فرار میکنند، به دلائلی از قبیل خشونت، آزار و تعارض با والدین.
4/1 بچههای فراری، اولین فرارشان قبل از 8 سالگی است.
3/1 پسرها و 5/1 دخترها وقتی که اولین بار فرار میکنند 11 ساله هستند.
بسیاری از بچههای فراری بعد از یک روز به خانه برمیگردند و آسیب جدیای نمیبینند، اگر چه 4/1 از آنها در شرایط سختی میخوابند، مثلا: در کوچهها، روی زمین و یا ایستگاه اتوبوس.
7/1 بچهای فراری مورد تجاوز جنسی یا حملههای خشونتبار و یا هر دو قرار میگیرند.
41 درصد فراریها، از مدرسه اخراج شدهاند «انجمن کودکان انگلستان 1999»
دکتر مصطفی اقلیما در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل مؤثر در بازگشت مجدد زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی بر مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، معتقد است که از جمله آسیبهای اجتماعی، مسألة فرار دختران از خانواده و به دنبال آن مسألة روسپیگری است و با مطالعه در علل این پدیده و به خوبی روشن میشود که فقط بیکاری، جنگ، تنوعطلبی، فریبخوردگی، طردشدگی، شکست در عشق، تمایل بر درآمد بیشتر، علل جنسی و عوامل خانوادگی مهمترین عواملی هستند که هر روز بر تعداد لطمههای جدید روسپیگری میافزاید با توجه به اینکه در جامعة ما این مسأله به عنوان جرم محسوب میگردد افرادی که مرتکب چنین عملی میگردند به مراکز بازپروری جهت انجام فعالیتهای بازپروری ارجاع میگردند. «اقلیما، 1380: چکیده»
نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی در انحراف:
نقش مسائل اجتماعی در انحراف: وقایع اجتماعی و امور جریانات آن در رفتارهای انحرافی دارای نقش و تأثیری فوقالعاده است آن چنان که حتی عدهای از جامعهشناسان آن را علت اصلی آسیبهای اجتماعی ذکر کردهاند از مسائل اجتماعی که در دامن زن به انحرافات و یا زمینهسازی در آن اثر دارند موارد بسیاری را میتوان نام برد که برخی از آنها عبارتند از:
تراکم جمعیت:
گسترش روزافزون صنعت و توسعه، بدون توجه به نظارت جوانب آن خود سبب تراکم جمعیت بیش از اندازه است کم اثر شده و فقر و محرومیت افزایش مییابد در نتیجه زمینه برای آسیبها فراهم میگردد.
بررسیها دور کیم نشان داده است افزایش جنایات با تراکم و افزایش جمعیت، نسبت مستقیم دارد در اماکن پرجمعیت، شلوغ، سوءاستفادهها، فحشاء اعتیاد بیشتر به چشم میخورد و این امر در جوامع صنعتی ودر توسعههای شهرنشینی بیشتر نمایان است زیرا در جوامع متراکم و پرجمعیت، کنترلها ضعیف شده و به سبب تعارض فرهنگی، و رسوم اخلاقی گوناگون و ایدئولوژیهای متفاوت موجب میگردد که دوستیهای متقابل کاهش یابد و امکان آشناییهای عمیق از بین رفته و روابط صوری شود.
محل سکونت:
همیشه این سئوال مطرح است که چه رابطهای بین محیط اقامت و انحراف وجود دارد؟ پاسخ این پرسش در مناطق بسته به موقعیت فرق میکند تفاوت روشنی که بین میزان انحرافات شهرهایبزرگ و پایتختها و شهرهایکوچک و روستانشین وجود دارد، بیانگر این واقعیت است.
برای مثال محل سکنای متصل بر خطوط راه آهن یا کارگاهها یا اماکن صنعتی و یا مناطق گرم و دور افتاده نیز محیط مناسبی به شمار نمیرود از آنجا که اغلب، طفل یا نوجوان مقیم اینگونه اماکن، همواره احساس محرومیت میکند چه بسا که گرفتار طغیان و عصیان نیز میگردد که اغلب بر ارتکاب جرائم منجر میشود، اقامت در محلات پست یکی از عوامل مساعد کنندة زمینة انحراف است.
مناطق جرم خیز:
در بیشتر شهرهای صنعتی مجرمین در نواحی نامناسب و فقیر شهر زندگی میکنند و البته آنچنان نیست که در مناطق اغنیا از جرم و انحراف خبری نباشد، بلکه در آنجا کمتر آشکار است در نواحی فقیرنشین، بیکاری، هرجومرج، بیماری، انحراف دائماً رو به توسعه است. بیشترین بودجة رفاهی و درمانی درست در مناطق جرمخیز صرف میشود، سوءاستفاده و دزدی، فحشاء و دیگر آلودگیها مربوط به این مناطق است. اگر دولتها بودجهای را که به دستگیری، حبس، محاکم این افراد اختصاص میدهند برای سلاح آن صرف کنند به صرفهتر است.
اغلب جرائم در مناطق فقیر و کثیف شهر صورت میگیرد و یا در زاعهها و مناطق پرت و متروکه و یا شلوغ و پرهیاهو، این امری است که در کشورهای دیگر هم مصداق دارد.
مهاجرت:
مهاجرتهای بیحساب و حرکتهای دائمی مردم از منطقهای به منطقهای دیگر، مشکلات بسیاری را در رابطه با آسیبهای اجتماعی پدید میآورد، مهجران به سختی میتوانند خود را با شرایط قانونی و حیات جدید و از همه مهمتر، فرهنگ آن منطقه سازگار کنند. ضمن اینکه افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت در یک محدوده و منطقه مسألة اجتماعی پدید میآورد.
مهاجرین در طریق جا انداختن تثبیت موقعیت خود گاهی رفتاری خلاف انتظار از خود بروز میدهند و البته این امر دربارة نسل اول مهاجران اندک است و نسلهای بعد که خود را در آن منطقه صاحب آب و گل یافتند، زیادتر میگردند. کودکان مهاجر که در اقلتند از وجود والدین احساس شرمساری میکنند و این خود منشأ بسیاری از نابسامانیهاست. گسستگی روابط، کاهش دوستیها و صمیمیتها، طرح اندک روابط متقابل، دیر مأنوس شدن با محیط اجتماعی خود سبب پیدایش و گسترش دشواری است.
ماهیت زندگی شهری:
ماهین زندگی در شهر همانند عاملی از عوامل انحرافی است اصولاً این نوع زندگانی فرار از دست قانون، پلیس، اختفاء از نظر قدرتها را بیشتر مهیا و آماده میسازد و همچنین در شهرهایبزرگ بسیار از درهای خوشگذرانی و بطالت بر روی اشخاص خصوصاً جوانان باز است. آنان میتوانند در اوقات فراغت روشهای غیر قانونی را فراگیرند، طبیعتاً در شهرهایبزرگ، مجال انتشار خانههای فساد و دوایر قماربازی زیاد است، در حالیکه این انگیزهها در مناطق کم جمعیت بسیار نادر است.
و. . .
مشخصات فایل
عنوان:ددرمان ترس از مدرسه
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 5
محتویات
درمان ترس از مدرسه
علل ترس از مدرسه
قسمتی از متن
درمان ترس از مدرسه
اصطلاح ترس از مدرسه به معنای ترس کودک از مدرسه رفتن است.
ترس یا هراس و اضطراب به معنی خطر ناگهانی است. ترس متناسب با خطر است و اضطراب به ترس بدون منشأ گفته میشود. ترس مرضی یا فوبیا ترسی شدید و عودکننده و غیرمنطقی است؛ ترسی که به یک شخص، حیوان، شیء یا یک موقعیت معطوف میشود و موجب اجتناب از موضوع ترساننده است.
کودک مبتلا به ترس از مدرسه، معمولاً کار مدرسهای خود را خوب انجام میدهد و از بهره هوشی خوبی برخوردار است. کودکی که از مدرسه میترسد نزد مادرش میماند ولی کودک فراری از مدرسه در خیابانها گردش میکند و از بهره هوشی کمتر از متوسط برخوردار است.
ترس از مدرسه در کودکان مدرسهرو و در هر سنی که باشند دیده میشود، اما مشکل بین 5 الی 8 سالگی دیده شده و در 11 و 12 سالگی معمول و رایجتر است و هر2جنس به آن مبتلا میشوند؛ البته دخترها کمیبیشتر از پسرها.
در تمام طبقات اجتماعی این ترس مشاهده میشود. مخالفت کودک برای رفتن به مدرسه معمولاً در روزها و هفتههای نخستین سال تحصیلی همراه با علائم جسمانی یا گریستن مداوم است.
ترس از مدرسه سبب میشود که کودکان در مواردی به تعارض روی آورند و اقدام به انجام اعمالی کنند که باعث نگرانی والدینشان شود، تا آنها به این نتیجه برسند که کودک را نباید به مدرسه فرستاد. گاهی ممکن است کودک بهواقع بیمار شود؛ در این صورت لازم است برای معالجه او اقدام کرد.
فوبیای مدرسه معمولاً صبح زود رخ میدهد و در مواقعی که مدرسه رفتن منتفی است فروکش میکند و در روزهای تعطیل یا روزهای آخر هفته کمتر دیده شده یا اصلاً دیده نمیشود.
ترس از مدرسه دارای شدت و ضعف است. حالت شدید آن بیشتر در کلاسهای اول تا سوم است. کودک دائماً از دردهای گوناگون مینالد،دچار کمخونی، بیخوابی و بیاشتهایی است و هضم غذایش با دشواری همراه است.
علل ترس از مدرسه
ترس از مدرسه تقریباً همیشه به یکی از2علت زیر برمیگردد؛ ترس مربوط به مدرسه یا ترس مربوط به خانه. ممکن است خانواده کودک را از چیزهای موهوم ترسانده باشند.تغییر و مواجهه با اشخاص تازه و مخصوصاً در مورد کودکان کمرو که دچار عدم احساس امنیت درونی و عدم اعتمادبهنفس هستند نیز میتواند موجب فوبیای مدرسه شود. گاهی آنچه ترس از مدرسه به نظر میآید در واقع ترس از ترک منزل است.[چطور اعتماد به نفس کودک را تقویت کنیم]
گاهی وقوع حوادثی ناگوار در خانواده موجب میشود کودک تصور کند اگر به مدرسه برود و دور از محیط خانواده باشد اتفاق ناگواری پیش خواهد آمد. رایجترین تصوری که درباره ترس از مدرسه وجود دارد این مشکل را ناشی از «اضطراب جدایی» میداند.
تصور اصلی بر این است که مادر و کودک به گونهای شدید به یکدیگر وابستهاند، وابستگی شدید کودک برایش این ترس را به وجود میآورد که امکان دارد برای خود یا مادرش اتفاقی روی دهد. ماندن کودک در خانه نیازها و اضطرابهای کودک را ارضا میکند. هر چند این نگرش در بین نظریهپردازان بسیار رایج است اما عاقلانه نیست که در تمام موارد این اختلال را ناشی از چنین علتی بدانیم.
مشخصات فایل
عنوان : دوستی و دوست یابی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 90
محتویات
مقدمــــه
دوستی یعنی چه
دوستی حقیقی
دوستی مجازی
بهترین دوستان
معیار دوستی
دانش دوستی و آداب آن
نوع دوستی در عین فردگرایی
گردش های خانوادگی
شایسته ترین دوستی ها
تشخیص میزان نوعدوستی افراد
از دوست شدن تا دوست ماندن
حقوق یخچالی
در مدرسه دوستی
الفبای دوست شدن
برقراری رابطه دوستی
و . . .
قسمتی از مقاله
دوستی و دوست یابی
مقدمــــه
اگر اندکی دقت کنید ، متوجه خواهید شد که شما آگاهانه و یا ناخود آگاه به دنبال دوست هستید. اما آیا تا کنون فکر کرده اید که دوستی چیست و دوستی حقیقی کدام است؟ از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است ، صرف نظر از اینکه در چه جامعه ای زندگی می کند طبعاً به دنبال یافتن یاران و دوستان و همراهانی برای خود است . البته چون این گزینش در میان اقوام و ملل مختلف ، شکل های متنوعی پیدا می کند و با انگیزه های گوناگون یا بر اساس احساسات متفاوت عقلانی ، عاطفی و غیر از آن به وجود می آید ، تعاریف مختلفی نیز از این واژه ارائه شده است. گروهی دوستی را صرفاً به معنای " معاشرت" دانسته اند. گروهی دیگربراین باورند که دوستی عبارت است از یک نوع ارتباط خاص که در مقاطع مختلف و یا در زمانی خاص ، میان افراد پیدا می شود. برخی دیگر نیز معتقدند که دوستی یک نوع قرار داد اخلاقی است که با انگیزه های خاص دنیوی و اخروی بین افراد به وجود می آید.
● دوستی یعنی چه ؟
در تفسیر المیزان درتوضیح کلمه " أَخِلاّء" دوستی چنین تعریف شده است: " کلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوست است. و اگر دوست را خلیل گفته اند بدان جهت است که آدمی ، خُلّت یعنی حاجت خود را به او می گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء ، مطلق کسانی است که به یکدیگر محبت می کنند. چه متقین و اهل آخرت که دوستی شان با یکدیگر به خاطر خداست ( نه به خاطر منافع مادی) و چه اهل دنیا که دوستی هایشان به منظور منافع مادی است در کتاب " المحجّهٔ البیضاء " ، دوستی چنین تعریف شده است: " دوستی یعنی همنشینی ، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی که به آنها علاقه و محبت دارد ، زیرا با غیر دوست معمولاً کسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت ، یا لِذاته است (یعنی به خودی خود مطلوب است ) و یا مجازی و واسطه ای است که انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد."
بنابراین دوستی ها ممکن است براساس منافع مادی و خواهش های نفسانی و اغراض و احساسات باشد و یا بر اساس یک انگیزه صحیح . با استفاده از آنچه گذشت ، دوستی صحیح بر اساس معیارهای دینی را این چنین تعریف می شود :
محبت ، علاقه ، ارتباط روحی ، حسن معاشرت و گفتگو میان دو فرد و یا بین افراد جامعه با ملاک صحیح و انگیزه های الهی ، به طوری که دوستان بر اساس آن بتوانند نیازهای فردی و اجتماعی و احتیاجات دنیوی و اخروی خود را تأمین کنند.
این نوع از دوستی مخصوص اولیاء و مؤمنان واقعی است که تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صرف نموده اند. آری اینان نخبگان عالم و کسانی هستند که از غیر دوست رسته ، و به دوست پیوسته اند و آنچنان لذت این دوستی را چشیده اند که حاضر نیستند دنیا و آنچه در آن است را با لحظه ای انس و محبت و مناجات با خدای تعالی و ارادت به ساحت معصومین علیهم السلام عوض کنند. زیرا آنها خود مصداق واقعی این آیه هستند
" والّذینَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه"[1]
آنان که ایمان دارند بیشترین محبت و عشقشان به خداست .
بر پایه آنچه تا بدین جا در تعریف دوستی گفته شد روشن می شود که هر علاقه و محبتی که انسان به غیر از خداوند تبارک و تعالی و ائمه معصومین علیهم السلام دارد ، دوستی مجازی است. حال اگر این دوستی برخاسته از خواهش های نفسانی و شر و فساد باشد ، رهزن آدمی است و انسان را به منجلاب فساد می کشد و اصولاً چنین دوستی هایی ناپایدار خواهد بود.
اما اگر این دوستی ، دارای معیار صحیح بوده و از انگیزه الهی و فطرت انسانی نشأت گرفته باشد ، ضمن آنکه پایدار می ماند ، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد.
بی شک یک مسلمان که با نگاه دینی ، روش زندگی خود را ترسیم می کند و تمام مراحل و ابعاد آن را حرکت به سوی کمال می داند ؛ در انتخاب دوست- که سهم عظیمی در سعادت و شقاوت دارد و نقش مهمی در زندگی بایفا می کند- دقت کامل را به عمل می آورد و دوستانی را جهت معاشرت و زندگی برمی گزیند که در این مسیر یار و مددکار او باشند. در این صورت است که این نوع دوستی و محبت مجازی ، به بستر و واسطه ای برای رسیدن به آن حقیقت مطلق تبدیل می شود.
آنچه در این جمل ، با استفاده از رهنمودهای انسان ساز پیشوایان معصوم علیهم السلام بیشتر به آن خواهیم پرداخت ، این نوع از دوستی است.
نخستین نکته ای که در اینجا باید بر آن تأکید شود این است که دوستی و محبت دارای مراتب و درجاتی است. نباید تصور کرد که دوستی بین افراد ، یکسان است. حقیقت این است که دوستان مراتب مختلفی دارند ؛ بعضی به عنوان دوست کامل شناخته می شوند ؛ زیرا از همه ی ویژگی ها و شرایط یک دوست کامل برخوردارند و بعضی شرایط کمتری را در خود جمع کرده اند. با مطالعه احادیث و روایات هم به این مطلب پی می بریم که دوستان به چند نوع تقسیم شده اند.
امام صادق علیه السلام فرموده است:
دوستی و رفاقت حدودی دارد. کسی که واجد تمام آن حدود نیست، دوست کامل نیست و آن کس که دارای هیچ یک از آن حدود نباشد اساساً دوست نیست.
اول آن که: ظاهر و باطن رفیقت نسبت به تو یکسان باشد.
دوم آن که: زیبایی و آبروی تو را جمال خود ببیند و نازیبایی تو را نازیبایی خود بداند.
سوم آن که: دست یافتن به مال و یا رسیدن به مقام ، روش دوستانه او را نسبت به تو تغییر ندهد.
چهارم آن که: در زمینه رفاقت ، از آنچه و هر چه در اختیار دارد نسبت به تو مضایقه نکند.
پنجم: تو را در مواقع مشکلات و مصائب ترک نگوید.
با اطمینان می توان گفت که اینها دوستان برتر هستند و اگر دوستی با این خصوصیات پیدا کردید ، بدانید کیمیایی یافته اید که نباید آن را به آسانی از دست دهید. زیرا ارتکاب چنین خطایی از خرد به دور است و همان گونه که امام صادق علیه السلام می فرماید: دوستی برادران مؤمن ، جزئی از دین می باشد و شخص عاقل مراقب دین خود است.
آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:
رفقای صمیمی سه دسته اند:
۱- کسی که مانند غذا از لوازم ضروری زندگی به حساب می آید و آدمی در همه حالات به وی نیازمند است ؛ و او رفیق عاقل است.
۲- کسی که وجود او برای انسان به منزله یک بیماری رنج آور است ؛ و آن رفیق احمق است.
۳- کسی که وجودش نافع[2] و به منزله داروی شفابخش و ضد بیماری است ؛ که او رفیق روشنفکر بسیار عاقل است.
تفاوت بین دوستان و مراتب دوستی احتیاج به دلیل و برهان ندارد. لابد شما در زندگی دوستانی دارید که دوستی با آنان عذاب آوراست و به این ترتیب همیشه سعی می کنید خود را از آنان دور نگه دارید. در مقابل بعضی هستند که انسان حاضر است با صرف ساعت ها وقت و طی مسافت های طولانی و یا با تحمل رنج و مشقت ، او را پیدا کند و ساعتی با او همنیشن باشد. این مطلب همان چیزی است که ما از آن به عنوان مراتب دوستی یاد کردیم.
همان طور که در تعریف دوستی اشاره شد، دوستی باید بر اساس معیار و ملاک صحیح استوار باشد. زیرا معمولاً ملاک افراد جهت گزینش دوستان، متفاوت است. چه بسا افرادی که با مقاصد نفسانی برای رسیدن به خواسته های دنیوی و یا بر اساس مقاصد شرورانه و مفسدت آمیز یا انگیزه های عاطفی غیرمعقول – تعصب ها- و خلاصه دوستی های بی بنیاد و تصادفی اقدام به انتخاب دوست کنند. اما مسلمانی که با چراغ راهنمای عقل و با تدبیر و اندیشه، کلیه نیازهای مادی و معنوی و از آن جمله دوست یابی خود را تأمین می کند قطعاً دوستان خود را با ملاک صحیح و انگیزه الهی و برای خدا برمی گزیند. او می داند که تنها دوستی های پایدار، دوستی اهل ایمان است که در دنیا و آخرت باقی خواهد ماند، چنان که قرآن کریم می فرماید:
" الأَ خِلاّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌ إلاَّ المُتَّقین" [3]
در قیامت همه دوستان به استثنای متقین، دشمن یکدیگرند.
اصولاً لازمه دوستی متقابل این است که یک طرف، طرف دیگر را به کارها و وظایفش کمک کند. اگر این کمک در غیر رضای خدا باشد، در حقیقت به بدبختی و شقاوت و عذاب دائمی آن طرف کمک کرده است. از همین رو قرآن نیز در حکایت گفتار ستمگران در قیامت فرموده که:
" یا وَیلـَتی لَیتَـنی لَمْ أَتَّخِذْ فـُلاناً خَلیلاً[4] ." ای کاش فلانی را دوست خود نگرفته بودم.
بر خلاف دوستی های متقین که دوستی مایه پیشرفت آنان در راه خداست و در روز قیامت هم به سود ایشان خواهد بود.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام این گونه می خوانیم:
" مَنْ أَحَبَّ للهِ وَ أَبْغَضَ للهِ وَ أَعْطی للهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَ إیمانُه."[5] (
کسی که برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد وبرای خدا ببخشد، از کسانی است که ایمانش کامل شده.
آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: از محکم ترین دستگیره های ایمان این است که برای خدا دوست بداری و برای خدا ببخشی و برای خدا منع کنی .
ممکن است این سؤال را مطرح کنید که در دوستی، " برای خدا بودن" به چه معنی است؟
قبل از پاسخ دادن به این سؤال ، ابتدا باید دانست که این سؤال برای چه کسی مطرح است؟ آیا سوال کننده فردی است معتقد به دین؟ آیا فانی بودن این جهان و انتقال به جهان آخرت را باور دارد یا نه بی اعتقاد به این امور است؟ اگر اعتقادی به دین و جهان آخرت ندارد از بحث فعلی ما خارج است ؛ اما اگر معتقد به دین بوده و دستورات دینی را باور کرده باشد، حتماً می داند که هر گونه فعل و انفعالی در این جهان نتیجه اخروی دارد.
در این صورت چنین انسانی در همه مسائل زندگی و از جمله دوستی و خصوصاً در دوران جوانی که زمان شکل گیری شخصیت اوست با توجه به تأثیر حتمی آن در زندگی دنیایی و به تبع آن در جهان آخرت، پیمان رفاقت و دوستی با دیگران بسته ، و پایه معاشرت خود را با دیگران به گونه ای بنیاد خواهد گذاشت که سعادت دنیا و آخرت را به دنبال داشته باشد. ما این نوع دوستی را دوستی برای خدا و مبتنی بر ملاک های الهی و انسانی می دانیم.
ممکن است کسی به غلط تصور کند که چنین دوستی هایی قهراً به معنای بی توجهی به مادیات و لذت های دنیایی است. اما این، تصور نادرستی است. در واقع باعنایت به همان انگیزه الهی که در این نوع رفاقت وجود دارد، دوستان باید در جهت لذت های مشروع و رفاه اجتماعی دوستان خود کمک کنند و این خود یکی از وظایف و حقوق دوستی است که در فصل حقوق دوستان به آن می پردازیم . اما عجالتاً در اینجا تأکید می کنیم که دوستی های صحیح هم در راستای منافع مشروع دنیوی است و هم برای رسیدن به آخرتی بهتر و آبادتر، و اصولاً پایداری آن هم بدین جهت است. در مقابل این نوع " دوستی" که برخوردار از معیار صحیح است، دوستی های خطرناک قرار دارند؛ دوستی هایی که بر اساس هواهای نفسانی و آرزوهای زودگذر مادی وبعضاً با هدف استثمار و سوءاستفاده از دیگران شکل می گیرند. در
[1] سوره بقره آیه ۱۶۵
[2] نافع به معنای منفعت آور
[3] سوره زخرف – آیه ۶۷
[4] سوره فرقان – آیه ۲۸
[5] بحارالانوار ، ج ۶۹ ، ص ۲۳۸
مشخصات فایل
عنوان: رشد اجتماعی و هویت نوجوان
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 36
محتویات
فهرست
تعریف بلوغ و نوجوانی.............................................................................................1
دگرگونی های رشد نوجوانی.........................................................................................1
تعبیراجتماعی نوجوانی و رشد آن.............................................................................2
مکان های رشداجتماعی نوجوان..............................................................................3
رشد اجتماعی نوجوان ازدیدگاه جامعه شناسی........................................................4
اجتماعی نوجوان و گسترش مناسبات اجتماعی......................................................................4
روابط اجتماعی نوجوان در مسیر تحول رشد اجتماعی.........................................................5
رفتارهاِِی مرضی اجتماعی نوجوان.............................................................................6
رفتار اجتماعی نوجوان و نقش فرهنگ دراین دوره................................................................6
هدایت اجتماعی و مقابله با تهاجم فرهنگی درنوجوان.............................................................7
عوامل اجتماعی مؤثر در تکوین شخصیت اجتماعی نوجوان..........................................7
قرآن و تربیت شخصیت اجتماعی انسان..............................................................................8
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی.............................................................8
نیازهای زیستی دوره نوجوانی...................................................................9
نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی ......................................................................9
نیازهای اجتماعی نوجوان.........................................................................................10
اهمیت خانواده در دوران نوجوانی.............................................................10
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی................................................ 11
نگاهی بر شخصیت نوجوانان در این رده سنی........................................................11
ویژه های دوره نوجوانی...........................................................................................13
حس استقلال طلبی در نوجوانی......................................................................14
خلاصه ای از موانع رشد یک فرد در جامعه...................................................15
هویت یابی و بحران هویت نوجوانان .....................................................................18
رشد هویت ......................................................................................18
هویت یابی زودرس...................................................................................19
سردرگمی درهویت یابی.............................................................19
پراکندگی هویت..........................................................20
تسلیم طلبی...............................................................................20
وقفه............................................................................................20
پیشرفت هویت..........................................................................20
عوامل موثر برشکل گیری هویت.......................................................20
شخصیت.......................................................................20
ترتیب تولد وفاصله سنی فرزندان در خانواده ............................................21
عوامل اجتماعی و فرهنگی...................................................................21
نقش والدین در هویت یابی فرزندان .....................................................21
مشکلات ناشی ازناتوانی درهویت یابی.....................................................22
زیر بنای شخصیت................................................................................24
اصل پرهیز از تحمیل کردن............................................. ............ .....25
اصل پذیرش و احترام......................................................... .......................25
اصل پرهیز از مقایسه کردن.................................................. .. ..................25
اصل توجه به کسب هویت نوجوان............................................. ............ ............26
منابع و ماخذ................................................................ ............ .............27
قسمتی از مقاله
تعریف بلوغ و نوجوانی:
منظور از بلوغ یا نوجوانی رشد درکلیه جنبه ها اعم از فیزیکی- عقلی و اجتماعی است به همین جهت این واژه نسبت به واژه های بلوغ جنسی که مفهوم بسته تری دارد وسیع تر است . نوجوانی دوره ای است است حد فاصل میان کودکی و بزرگسالی و بسته به افراد و جوامع گوناگون و متغیر است شروع آن با بلوغ جنسی است . طول مدت نوجوانی در جوامع گوناگون متفاوت است از دوازده تا هجده الی بیست و یک سالگی طول می کشد برخی بلوغ را از واژه (crise) و به معنی بحران مشتق کرده اند و تغییرات قاطعی است که درجریان یک تحول پیش می آید و دارای ویژگی ها و شرایط زیر است :
نوجوانی مثل یک طوفان است و ژانژاک روسو آن را به یک انقلاب زایش دوباره تعبیرمی کند.در نوجوانی تغییرات شامل رشد طولی و وزنی- پیدایش صفات ثانویه جنسی- رشد غده های جنسی و توانایی تولید مثل است.
دگرگونی های رشد نوجوانی:
_بلوغ جنسی: بلوغ جنسی با پیدایش صفات ثانویه جنسی همراه است که تا پیش از آن وجود نداشته است و طی سه مرحله می باشد :
_تاثیر تغییرات بلوغ جنسی بر شخصیت نوجوان:
از نقطه نظر روانی رشد شخصیت نوجوان در سه زمینه اصلی می باشد:
بیش از هر چیز میبایست نوع مقیاسی را که برای تعیین تاثیر نمودهای بلوغ جنسی در روانشاسی نوجوان به کار می رود مشخص ساخت که یکی از آسان ترین این مقیاس ها سن تقویمی است. به طور کلی می توان گفت تغییرات فیزیولوژیک و جسمانی خبر ار آغاز بلوغ می گردد و ورود نوجوان به اجتماع و پذیرش مسئولیت اجتماعی نیز نشان دهنده حد نهایی و پایان است. در میان این دو حد یک دگرگونی ژرف در شخصیت به وجود می آید که هم در رابطه شخص با خودش و هم در رابطه او با دیگری باز تاب میابدتعبیراجتماعی نوجوانی و رشد آن:دوران بلوغ به علت های درونی مانند تغییرات هورمونی و یا تغییرات ناشی از فشارهای غریزی نسبت داده نمی شود بلکه تاکید بر علت بیرونی و محیطی است. در عامل اجتماعی دو جهت یا دو سو را می توان ازیکدیگر تمیز داد. یکی بر تعامل های میان افراد نظر دارد و تاثیر آنان را از لحاظ رفتار و شخصیت نوجوان بررسی می کند و دیگر به ساخت جامعه و فرهنگ می نگرد که به شیوه تاثیر گذاری جامعه برای تغییر موقعیت غیر مسئول کودک به موقعیت مسئول و مستقل بزرگسال توجه دارد.
عوامل اجتماعی تعامل میان افراد:
تعبیر نوجوانی ازاین دیدگاه بر دو بعد اساسی تاکید دارد. بعد اول تجزیه و تحلیل نوجوانی اززاویه تندیس و نقش است. از این زاویه نوجوان که آنان را نه کودک و نه بزرگسال می پندارند باید با موقعیت های اجتماعی دست و پنجه نرم کند- بعد دیگر بیشتر از زاویه تحولی و تکوینی است و تاکید آن به عنوان یک عامل رشد می باشد که در قالب مکان ها و محیط هایی است که اجتماعی شدن درآن ها صورت می پذیرد. به طور کلی می توان افراد را بر حسب این که پدر- پسر- زن- مرد- دانشجو وغیره باشند در طبقاتی قرار داد که هر یک نقش هایی دارند که می توان از آن ها در موقعیت های خاص اجتماعی رفتار های خاصی را توقع داشت. دو نوع تغییر در نقش ها و انتظاراتی را که از این رفتار می توان داشت عبارتند از: تغییراتی که در داخل خود نقش ها به وقوع می پیوندد مثلا از دانش آموز نوجوان انتظار می رود دارای استقلال فکری بیشتر در کار و تحصیل باشد تغییر دوم اینکه نوجوان در برابر لزوم سازگار شدن با نقش های جدیدی مانند نقش شغلی قرار می گیرد. تغییرات در نقش ها و رفتارهایی که مورد انتظار است چه به صورت کلی و چه به صورت جزئی می توانند مشکلات روانی برای فرد ایجاد کنند.
این مشکلات عبارتند از:
مشکل اول: تعارضات است که در نقش ها و رفتارهایی که انتظارات به وجود می آید یعنی نوجوان باید بر اساس موقعیت های اجتماعی نقش های متعارفی را بازی کند و رفتارهای متناقضی داشته باشد و مسلما نوجوان نمی تواند از این تعارضات صددرصد در امان باشد.
مشکل دوم: در داخل خود یک نقش یا رفتار مورد انتظار نیز تعارض می تواند به وجود آید مثلا در برخی از زمینه ها نوجوان درپی استقلال بیشتر است در عین حال در برخی از موارد هنوز وابسته به خانواده است.
مشکل سوم:هنگامی است که نوجوان مجبوراست که درنفش های ایفایی رفتار نماید که نه مطابق ذوق سلیقه اوست ونه انگیزه ای برای پرداختن به آن دارد مثلا: بسیاری ازشرکت کنندگان درکنکورکه تنهاهدف آن ها پذیرفته شدن در آزمون می باشد و پس از آن در می یابند که رشته تحصیلی آنان چقدر از خواسته های آن ها فاصله دارد و یا به عنوان مثال دیگر اینکه یک نوجوان توسط خانواده به فعالیتی وادار می شود که هیچ گونه انگیزه و شوقی به ایفای آن نقش ندارد.
مکان های رشداجتماعی نوجوان:پدیده اجتماعی شدن از سه جنبه رشد اجتماعی ناشی می شود:
ارتباط های بین فردی قراردادها و هنجارهایی که جنبه ایدولوژیکی دارند فعالیت ها یا رفتارهایی اجتماعی شده که شامل رفتارهای اجتماعی و فعالیت های شغلی هستند این موارد در محیط خانوادگی و مدرسه و گروهای هم سن تحقق می یابد.
به طور کلی می توان از دو محیط عمده جهت رشد اجتماعی نوجوان یاد کرد:
_محیط خانواده:
طی یک پژوهش توصیف سه گونه نفوذ والدین مشخص شده است:
یک نفوذ- نفوذ مستبدانه والدین است که درآن والدین به جای نوجوان تصمیم می گیرند و اومجبوراست مطابق با اوامر والدین عمل نماید.
دوم نفوذ والدین که به صورت دموکراتیک و آزاد منشانه روی نوجوان تاثیر دارد که درآن نوجوان در تصمیم گیری و اعاده روش با والدین مشارکت دارد ولی حرف آخر را والدین می زنند.
سوم نفوذ مجاز یعنی کنترل خود مختارانه نوجوان که خود نوجوان تصمیم می گیرد و خود عمل می کند.
درنتیجه گیری ازاین سه نوع برخورد چنین آمده است که فراوانی اعتماد به نفس نزد دختران و پسران در خانواده هایی که به صورت آزاد منشانه و دموکراتیک برخورد می کنند بیشتراست اما این فراوانی نزد خانواده های مجاز کمتر است ولی به طور کلی با توجه به تفاوت های بین نوجوانان و مراحل رشد اجتماعی آنان باید به این نکته توجه داشت که هر رفتاراز سوی والدین باید با توجه به واکنش ها و بازتاب های نوجوان سنجیده شود تا بتوان ازآن نتایج مطلوبی گرفت بنابراین چنین به نظر می رسد که وجود برخی قوانین و مقررات نه تنها لزوم دارند بلکه مثبت نیز می باشند اما باید دانست زمانی این محدودیت ها تاثیر مثبت دارند که او بتواند آزادانه نظر دهد و انتقاد کند.
_گروههای هم سن و محیط مدرسه:
در این قسمت می توان جنبه تکوینی محیط آموزش و محیطی که متشکل از هم سن ها و هم کلاسی ها است را به عنوان یک محیط رشد در نظر گرفت.
طی یک تحقیق گروههایی از دانش آموزانی که ازهوش طبیعی با لاتر از حد طبیعی اما در خانواده ها و محیط های فقیر زندگی می کردند انتخاب کرده و دریک محیط با دانش آموزانی از خانواده های با فرهنگ رشت یافته تر و مرفه بودند قرار دادند
پس ازمدتی این مقایسه نشان داد که دانش آموزان مورد بررسی هم از جهت وضع تحصیل و هم از جهت نظام ارزشی تغییر یافته اند و برداشت های آنان از مسائل مختلف نیز دگزگون شده بود و به تعبیری شخصیت آن ها نیزدچار نوعی دگرگونی شدن را نشان می داد. در مجموع می توان گفت که رشد اجتماعی دوران نوجوانی
تنها نمی تواند ناشی از یک تحول فردی باشد بلکه تاثیر پذیری آن ها ازتعامل های اجتماعی تردید ناپذیراست.
رشد اجتماعی نوجوان ازدیدگاه جامعه شناسی:
در گذشته طول دوره نوجوانی کوتاه تر بوده است اما در قرن معاصر با پیچیده تر شدن ساختار جوامع این گرایش رو به طولانی ترشدن می باشد. براساس یک بررسی مشخص شد انواع شکل های نوجوانی در جوامع مختلف متاثر از ساختارهای آن جوامع می باشد. می توان به چهار نوع نوجوانی اشاره کرد:
بدوی- انتقالی- نوجوانی ساده- نوجوانی طولانی
هر یک از شکل های فوق متاثر از برخوردها و دیدگاه ها و نحوه رفتار اعضای آن جامعه با نوجوان و نوجوان با آن جامعه را دارد.
دربعضی از جوامع نیز ساخت های اجتماعی را به انواع مختلف تقسیم کرده اند مانند:
بدوی روستایی و شهری که در هر یک از موارد ذکر شده نحوه برخورد هر یک از بخش های اجتماعی با نوجوان و با لعکس متفاوت می باشد و بر گرفته از ماهیت آن اجتماع ما باشد.
رشد اجتماعی نوجوان و گسترش مناسبات اجتماعی:
رشد اجتماعی را به عناوین مختلف مانند تعلق طفرلیت- رشد شناخت اجتماعی یا فهمیدن فرد و دیگران- روابط با همسالان- شخصیت جنسی و غیره ... می خوانند در این دوره تغییرات آشکار و گسترده ای در شیوه های ارتباطی با والدین و همسالان به چشم می خورد.تحقیقات به عمل آمده نشان داده است که رشداجتماعی باعث تجدید روابط آنان باخانواده می شود. نوجوانی و بلوغ باعث ایجاد فاصله عاطفی با والدین می شود که این امر باعث استقلال بیشتر نوجوان می شود ککه البته این تحول در دختران و پسران متفاوت است. فاصله گرفتن اواز والدین نشانه ای از خود مرکز بینی نوجوان می باشد که این خود مرکز بینی علت های مختلف می تواند داشته باشد:
بروز توانایی های جدید مغزی و خودآگاهی نوجوان از علت های عمده این مسئله- اشتغالات ذهنی نوجوان به خود مثلا توجه به بدن، عضلات، رشد قد، وزن و پاها و توجه به تغییرات ناگهانی جنسی از دیگر دلایل این خود مرکز بینی می باشد ولی رفته رفته این خود مرکز بینی به تدریجکم می شود و جایش را به تجدید روابط اجتماعی میدهد. نوجوان در ابتدا گرفتار تغییرات رشد جسمی، عاطفی و فکری خویش می شود و پس از
درونی کردن این تغییرات مجددا به عنوان یک فرد مستقل دست به گسترش روابط اجتماعی خود با دیگران می زند و در پایان این دوره و شکل گیری هویت نوجوان صمیمیت و نزدیک شدن به دیگران در وی گسترش می یابد و مقدمات لازم برای تقسیم زندگی و خواسته های خود با همسر و روابط فامیلی به همکاری در رشد اجتماعی مطرح می شود.
مشخصات فایل
عنوان: رشد و تکامل انسان
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 75
محتویات
مقدمه
رشد و تکامل انسان
غریزه (Instinct)
رشد و نمو بدنی
چگونگی رشد و نمو بدنی
رشد قد و وزن
تاثیر نقص های بدنی در رفتار فرد
رشد حرکتی
رشد و تکامل ذهنی
رشد و تکامل عاطفی
آیا عواطف آموخته اند؟
عواطف مشترک
رشد و تکامل اجتماعی
مبانی روان شناسی رشد
دورة شیرخوارگی
رشد جسمانی
رشد حرکتی
رشد حسی
رشد عاطفی
رشد اجتماعی
دورة پیش دبستانی
عوامل سازنده هوش
و . . .
قسمتی از مقاله
مقدمه:
مقاله ای که هم اکنون در مقابل شماست مجموعه بحث هایی در رابطه ی روانشناسی کودکان 1 الی 4 یا 5 سال می باشد. در رابطه با ضرورت این بحث ها باید گفت چون کودک جوانان آینده می باشند و در فردا تمام کارهای کشورمان به دوش آن هاست، پس باید کودک با تربیتی کامل و انسانی متین وارد جامعه گردد تا بتواند بدون سرخوردگی و اختلالات روحی درمانی به جامعه خدمت کند و پیشرفت و ترقی روز افزونی برای جامعه به ارمغان آورد. این تحقیق گردآوری شده از چنین کتاب می باشد که در ابتدا آن مبانی ای در رابطه با انسان و رشد او آمده و سپس عوامل سازنده ی هوش و آخرین بخش این تحقیق مقاله ای به نام مشکلات کودکان تیزهوش آمده است. این مقاله اثر «جی اسکات وودینگ» از کانادا می باشد. که به دست سرکار خانم ملوک السادات حسینی بهشتی ترجمه گردیده است.
رشد و تکامل انسان
غریزه (Instinct)
روان شناسان در این سخن اتفاق نظر دارند که رفتار انسان پیچیده ترین انواع رفتار است و ساخت بیولوژیک و فیزیولوژیک او بیش از تمام حیوانات عالی پیچیدگی دارد و همین وضع، شناخت دقیق او را دشوار می نماید. شاید علت عمده وجود تفسیرهای گوناگون دربارة علت های رفتار آدمی همین پیچیدگی ساختمان وجود و رفتار او می باشد. به تدریج که بر سن کودک افزوده می شود ویژگی های دیگری از قبیل: خندیدن، حرف زدن، راه رفتن، کوچک و بزرگ را از هم تشخیص دادن، فاصله ها را دریافتن، رنگ ها را شناختن و ... در وی ظاهر می شوند.
این گونه فعالیت ها یا خصایص نتیجه ترکیب و تأثیر متقابل دو عامل وراثت و محیط می باشند و خصایص زیستی غالبا به وسیله «ژن ها» از والدین به فرزندان و خصایص روانی یا پسیکولوژیک – که گاهی خصایص اجتماعی نیز نامیده می شوند – غالبا از طریق «محیط» در فرد پیدا می شوند. ولی این تفسیر و توجیه – مخصوصا در گذشته – مورد قبول بعضی از روان شناسان واقع نشده است زیرا گفته اند که «ژن» جنبه خصوصی دارد یعنی تمام «ژن ها» یا عامل های انتقال صفات از نسلی به نسل دیگر در همه مردم یکسان نیستند چنانکه در خصایص بدنی ملاحظه می کنیم، قد، رنگ، قیافه، و ... کودک شبیه پدر و مادرش می شوند ولی همین کودک در سنی راه می رود یا به حرف زدن آغاز می کند یا لبخند می زند یا مثل جنسی در او ظاهر می شود که بیشتر کودکان در همانم سن و سال این خصایص را ظاهر می سازند پس نمی توان علت این قبیل خصوصیت ها را به «ژن» نسبت داد بلکه ناچار باید گفت که موجودات زنده عالی به ویژه انسان با یک عده استعدادها و مهارت ها یا به طور کلی خصایص مشترک و همگانی زاییده می شوند وبه یادگیری آن ها نیاز ندارند. به عبارت دیگر، هر فرد هنگام تولد برای انجام دادن یک عده فعالیت ها آمادگی و مهارت قبلی یا فطری دارد. این گونه خصایص را «غریزه» نامیده اند و برای مشخص شدن آن از سایر انواع رفتار انسان، چند خاصیت را به آن نسبت داده اند از جمله:
× غریزه استعداد طبیعی است که به یادگیری نیاز ندارد.
× غریزه در تمام افراد یک نوع موجود زنده وجود دارد.
× غریزه در مراحل خاص رشد و تکامل ظاهر می شود.
× غریزه را نمی توان در موجود زنده از بین برد.
× غریزه با تغییر وضع خارجی تغییر پیدا نمی کند.
× غریزه در همان لحظه ظهور از مهارت لازم برخوردار است مثلا بچه کلاغ به همان مهارت مادرش لانه می سازد.
× هدف غریزه کاملا مشخص است و جنبه زیستی دارد.
ولی بیشتر روان شناسان معاصر به کار بردن اصطلاح « غریزه» را با ویژگی های مذکور درست نمی دانند زیرا معتقدند که:
1- انسان در گذشته زمان توانسته است بسیاری از رفتارهای طبیعی خود را تغییر دهد مثلا می توانند ارضای میل جنسی خود را به تعویق اندازد و حتی گاهی آن میل را سرکوفته کند.
2- به کار بردن یا اصطلاح « غریزه» دلیل ضعف در تحقیق و شناخت رفتار آدمی است و روان شناسان معتقد به وجود غرایز عملا تحقیق علمی رفتار انسان را غیر ممکن می دانند.
3- اعتقاد به وجود غریزه سبب می شود که رفتار لااقل انسان را کلیشه وار و ثابت تصور کنیم و برای ایجاد تغییرات مطلوب در آن نکوشیم. مثلا وقتی بپذیریم که پرخاشگری و جنگ طلبی در انسان یک نوع غریزه یا رفتار طبیعی است دیگر کوشش برای جلوگیری از خصومت ها و جنگ های جهانی بیهوده خواهد بود.
به همین سبب، بیشتر روان شناسان بکار بردن اصطلاح «رفتار خاص نوع» (Species – Specific behavior) را بر اصطلاح عمومی « غریزه» ترجیح می دهند و آن را رفتاری می دانند که پایه زیستی آن بیش از آن که یادگیری نضج است.
با توجه به این اختلاف نظرها ما می توانیم پاسخ ها یا واکنش های موجود زنده – مخصوصا انسان – را به «پاسخ های ناآموخته» و «پاسخ های آموخته» تقسیم کنیم و اصطلاح « غریزه» را به کار نبریم با در نظر گرفتن این حقیقت که تشخیص دقیق پاسخ های ناآموخته از پاسخ های آموخته بخصوص در بزرگسالان تقریباً غیر ممکن است. مثلا غذا خوردن یک کودک نوزاد را می توان «پاسخ ناآموخته» نامید ولی غذا خوردن همین کودک حتی در یک سالگی دیگر نمی تواند «پاسخ ناآموخته» به شمار رود. از طرف دیگر، در سال های اخیر تحقیق و مطالعه در رفتار غریزی به عهده متخصصان «علم عادات» (Ethology) یا «عادت شناسی» واگذار شده است و اینان به تحلیل عینی در رفتار حیوان می پردازند و در تحقیق خود، روش های مشاهده و طبقه بندی در جانور شناسی و روش های آزمایشی روان شناسی حیوانی را به کار می برند.
رشد و نمو بدنی
علاقه کودک به انواع غذاها در دوران خردسالی با علاقه وی در مرحله نوجوانی فرق می کند. توجه کودک به وضع ظاهرش با افزایش سن او تغییر می یابد. کودک ده ساله مشاغلی را دوست می دارد ولی همین که به سن پانزده سالگی می رسد دیگر به آنها علاقه نشان نمی دهد و ... این تغییرات را که در طول گذشت زمان در یک فرد پیدا می شوند چنانکه دیدیم با اصطلاح کلی «رشد و تکامل» (Development) بیان می نمایند.
از بین تغییرات رشدی در فرد، تغییراتی را به آسانی می توان مشاهده کرد که در ساختمان بدنی وی پیدا می شوند مثلا به راحتی می بینیم که طفل نوزاد به تدریج می تواند مدتی چشمان خود را باز نگاه دارد (نگاه کند)، وزنش مرتبا زیاد می شود، بر حرکات دست ها و پاهایش تسلط پیدا می کند، می تواند افراد و اشیای در حال حرکت را با چشمانش دنبال کند، می تواند بنشیند، بایستد، راه برود، بدود، شخصا لباس و کفش بپوشد و ... و پیدایش هر کدام از این خصایص بدنی در رفتار فرد اثر می گذارد چنانکه به وسیله نشستن و ایستادن و راه رفتن می تواند آنچه را که می خواهد به دست آورد، به وسیله خنده و سخن گفتن می تواند با اطرافیانش ارتباط برقرار کند، و ... و به همین سبب، در بحث از رشد و تکامل جنبه های مختلف انسان ابتدا به مطالعه چگونگی رشد و تکامل بدنی او می پردازند. ولی پیش از بحث در این موضوع مهم باید به چند نکته توجه نماییم:
1- منظور از بحث جداگانه درباره چگونگی رشد و نمو بدنی این نیست که جنبه بدنی رفتار با جنبه های دیگر آن ارتباط ندارد و یا تن انسان جدا از روان و عقل او است بلکه این است که اولا مطالعه یک جنبه آسانتر از مطالعه تمام جنبه ها در آن واحد می باشد ثانیا مطالعة خصایص بدنی آسانتر از بررسی ویژگی های روانی است.
2- شناخت چگونگی رشد و نمو بدنی ما را با پایه های فیزیولوژیک رفتار آشنا می کند مثلا روشن می نماید که سلسله اعصاب در رفتار چه تاثیری دارد و اگر اختلالی در آن پیدا شود رفتار فرد چه وضعی پیدا خواهد کرد.
3-ضرورت توجه به چگونگی رشد و نمو بدنی در شناخت رفتار به ویژه رفتار ناسازگار روشن خواهد شد. مثلا خواهیم دید که ممکن است علت بعضی از ناسازگاری های فرد نارسایی یا اختلال غده های درون ریز او باشد که تا این اختلال درمان نشود بهبود ناسازگاری وی ممکن نخواهد شد.
4- چگونگی رشد بدنی در دید و گرایش فرد نسبت به خودش و این که دیگران او را چگونه فردی می بینند بسیار مهم و موثر است مثلا کودکی که از رشد و نمو سریع بدنی بهره مند است بهتر و سریعتر از همسالانش می تواند کارهایی را انجام بدهد و همین وضع باعث می شود که او ارزش خاصی برای خود قایل شود. یا کودکی که خود را نیرومندتر از همسالانش می بیند نظر مثبتی نسبت به خود خواهد داشت در صوررتی که کودک ضعیف، احساس کمبود و حقارت خواهد کرد و این احساس نیز او را رنج خواهد داد و احتمالا او را به بعضی فعالیت های نامطلوب از قبیل حسادت و انتقامجویی وادار خواهد کرد. یا کودک ضعیف خود را به اطاعت از کودک قوی و نیرومند ناچار خواهد دید. همچنین، رفتار افراد بلند قد با رفتار افراد کوتاه قد یکسان نخواهد بود و نیز افرادی که دارای نقایص بدنی یا عضوی هستند غالبا رفتارشان از این نقص ها متاثر می شود. به علاوه، نظر یا دید و گرایش مردم نسبت به افراد تنومند و نیرومند یا بهره مند از بدن سالم و قوی غیر از دید ایشان نسبت به افراد ضعیف و دارای نقض بدنی خواهد بود و شخص خودش، این نظر و گرایش مردم را نسبت به خود احساس کرده متاثر خواهد شد.
به علاوه، نخستین راه و وسیله کودک برای پی بردن به وجود خود به عنوان شخص یا فرد مستقل از دیگران، بدین اوست و او از طریق فعالیت های بدنی است که می تواند توجه سایرین راجلب کند و خود را نشان دهد مثلا همین که می تواند چیزی را از تاقچه اتاق بردارد فورا مادر یا پدرش را صدا می زند و می گوید: «نگاه کن، من دستم به تاقچه می رسد» خلاصه به گفتة لابار (La Barre) زیست شناس معروف: «طبیعت انسانی هر شخص از نوع بدنی که او دارد سرچشمه می گیرد» پس آگاهی از چگونگی رشد و نمو بدنی برای شناخت رفتار ضرورت دارد.
اگر بخواهیم خصوصیت بارزی برای روان شناسی علمی جدید ذکر کنیم باید بگوییم که برای این علم، دیگر انسان ترکیبی از دو واحد یا جنبه مستقل به نام بدن و روان نیست بلکه واحدی است غیر قابل تجزیه. از این رو، روان شناس معاصر به رفتار فرد توجه دارد که آن نیز از کل وجود وی سر می زند. مثلا وقتی ما گریه می کنیم. تنها اشک چشم نیست که در چهره ما ظاهر می شود و یک امر بدنی است بلکه تمام وجود ما ناراحت است و همین طور است در خنده.
همین یافته روان شناسی نیز معلم را به یک اصل مهم متوجه می نماید و آن این که وی باید در تمامی فعالیت های درسی خویش به کل وجود فرد فرد دانش آموزان توجه داشته باشد و هرگز تصور نکند که بعضی از فعالیت های وی در بدن دانش آموز و بعضی در روان او تاثیر می گذارد بلکه کیفیت رفتار معلم در کیفیت رفتار دانش آموز موثر واقع می شود. به همین سبب، انتخاب و تربیت معلم را از حساسترین امور یک جامعه می شمارند و غفلت یا مسامحه در آن را خطر بزرگی برای جامعه انسان می دانند.
دوره رشد و نمو بدنی
سرعت رشد و نمو بدنی به اختلاف سن کودک و ماه های سال مختلف می شود بدین جهت، رشد بدنی را به دو دوره عمومی و سالی تقسیم می کنند:
الف – دوره عمومی رشد بدنی. شامل سرعت رشد و نمو بدن در تمام مراحل زندگی است که ابتدا به سرعت شروع شده سپس کند می شود بعد دوران بلوغ باز همان سرعت قبلی را پیش می گیرد و هنگام جوانی و نضج کامل، نیروهای بدنی متعادل می شوند، و در مرحله پیری رو به ضعف و انحطاط می گذارند.
ب – دوره سالی . دوره رشد قد تقریباً در نصف اول سال، سریع و در نصف دوم، کند می شود ولی رشد وزن عکس آن است یعنی در نصف اول سال، کند و در نیمه دوم سریع می شود.
چگونگی رشد و نمو بدنی
رشد و نمو دستگاه ها و اعضای گوناگون بدن در مرحله پیش از تولد با نظم خاصی انجام می گیرد ولی بعد از تولد میان آن ها اختلاف هایی پیدا می شوند بدین معنا که هر یک از آن اعضا بعد از تولد راه مخصوصی برای رشد و تکامل در پیش می گیرد که از کیفیت رشد سایر عضوها متفاوت و ممتاز است ولی این اختلاف، موجب ناپیوستگی میان آن ها نمی شود.
همچنین، اعضای بدن انسان در مرحله طفولیت به نسبت های مختلف رشد و نمو می کنند و در این رشد و نمو از عوامل زیادی متاثر می شوند چنانکه استخوان بندی، دندان ها، دستگاه عصبی، و عضلات رشد و نمو می کنند در حالی که رشد و نمو قد و وزن با سن زمانی یا شناسنامه یی Chronlogical) یا CA) ارتباط دارد و به تدریج و با افزایش آن، رشد و نمو می کنند به همین سبب است که قد و وزن همیشه با سن مقایسه می شوند. به عبارت دیگر، تمام بدن یک جا و ناگهانی رشد و نمو نمی کند بلکه هر قسمت از دستگاه های بدنی رشد خاصی دارد. از طرف دیگر، مغز و دستگاه عصبی در سال های اول به سرعت رشد می کنند و در حدود 16 سالگی به نضج می رسند چنانکه مغز کودک در 2 سالگی 75 درصد وزن مغز بزرگسالان را دارد و در 6 سالگی وزن مغز به 90 درصد مغز بزرگسالان می رسد. بدن به صورت کلی، به سرعت تا 5 سالگی و بعضا کمی سریعتر تا 12 سالگی نمو می کند. بعد از سن بلوغ، آخرین جریان رشد و نمو بدن است که در حدود 20 سالگی به اوج خود می رسد.
رشد قد و وزن
وضع رشد بدنی یک فرد را در چگونگی رشد و نمو قد و وزن او به آسانی می توان مشاهده کرد. قد بچه نوزاد عادی به طور متوسط در حدود 50 سانتی متر است. در یک سالگی به حدود 74، در پایان دو سالگی به 84 و در پایان سه سالگی به 91 سانتی متر می رسد و تا شش سالگی هر سال در حدود 7 سانتی متر و از این به بعد تا دوران بلوغ هر سال در حدود 5 سانتی متر بر قد کودک افزوده می شود.
میزان قد انسان برحسب اختلاف عاملهای وراثت، محیط، و جنس (دختر و پسر بودن) فرق می کند. چنانکه حد متوسط قد پسران تا دوره بلوغ بیش از حد متوسط قد دختران می باشد ولی در دوران بلوغ دختران بر پسران سبقیت می کنند. سپس مانند سابق، تعادل برقرار شده به تدریج پیش افتاده پسران آغاز می شود.
وزن بچه نوزاد عادی به طور متوسط در حدود 3 کیلوگرم است و وزن پسر همیشه کمی بیشتز از وزن دختر است که این تفاوت تا دوران بلوغ ثابت می ماند. در سال اول زندگی وزن کودک به سرعت افزایش پیدا می کند به طوری که در پایان چهار ماهگی 6 کیلوگرم می شود و آخر یک سالگی به 9 کیلوگرم می رسد و در پایان دو سالگی کودک در حدود 12 کیلوگرم وزن خواهد داشت. سپس از این سرعت کاسته می شود و هر سال تقریباً 2 کیلوگرم بر وزن کودک افزوده می شود و این افزایش وزن تا دوران بلوغ به همین قرار خواهد بود وزن کودک از چگونگی غذا، استراحت، فعالیت، قد، سن، جنس، شرایط زندگی، و ساختمان بدن متاثر می شود:
در رشد و نمو بدنی چند اصل مشاهده می شود از این قرار:
1- میزان و نسبت رشد و نمو برای هر دو جنس در دوره پیش از مدرسه (کودکستانی) به بیشترین درجه می رسد.
2- رشد قد دختران در دوران بلوغ سریعتر از پسران است ولی از آن دوره به بعد پسران برتری پیدا می کنند.
3- قد مرد متوسط در حدود 10 تا 12 سانتی متر از قد وزن متوسط بلندتر است.
تاثیر نقص های بدنی در رفتار فرد
نقص های بدنی ممکن است نتیجه عوامل موروثی باشند، یا در اثر حادثه یی پیش از تولد و در جریان تولد و بعد از تولد پیدا شوند، و یا معلول عوامل روان شناسی یی باشند. علت عمومی نقص های بدنی اساسا طبیعی است ولی با این وجود، بعضی از آن ها پایه روانی دارند. مثلا لکنت زبان از جمله نقص های بدنی است که غالبا علت روانی دارد و اشخاصی که دارای این نقص هستند معمولاً هنگامی دچار لکنت می شوند که اضطراب دارند، وحشتزده هستند، و یا غم و اندوه شدیدی بر آن ها مستولی شده است.
تاثیر نقص های بدنی روی فرد به نوع نقص، زمان پیدایش آن، نظر دیگران نسبت به آن، و دید فرد نسبت به خود بستگی دارد. مثلا تاثیر فلج بودن در روی فرد بیش از این است که او یک انگشت کم داشته باشد. همچنین، اگر نقص بدنی در اوایل زندگی پیدا شود شخص فرصت زیادی برای سازگاری خواهد داشت و اثر آن به اندازة تاثیر نقصی که در دوران نوجوانی پیدا می شود نخواهد بود.
هر گاه مردم این نقص بدنی را مهم ندانند و نسبت به آن بی توجه یا کم توجه باشند در دید فرد نسبت به خود موثر واقع شده کمتر احساس نقص و کمبود خواهد کرد. مهمتر از همة این عامل ها نظر و گرایش خود فرد نسبت به آن نقص است. شاید نقص بسیارجزیی – مثلا بزرگی یا کوچکی بینی – به نظر یک شخص نقص بسیار مهمی باشد که در این صورت، تاثیر آشکاری روی سازگاری روان شناس یی شخص خواهد گذاشت.
البته نباید فراموش کرد که گرایش هر فرد نسبت به خویشتن بیشتر به چگونگی واکنش دیگران به او بستگی دارد. گرایش و رفتار والدین، برادران و خواهران، همبازی ها، و معلمان اثر زیادی روی گرایش فرد نسبت به نقص خواهد داشت. مثلا اگر والدین لکنت زبان را عیب و نقص مهمی تصور کنند و برای پوشاندن این نقص در فرزند خود او را از برخوردهای اجتماعی باز دارند این رفتار ایشان سبب خواهد شد که کودک آن نقص را بسیار مهم تلقی کند و این نیز ناکامی های فراوانی را برای او بار خواهد آورد. به همین سبب، اطرافیان فردی که دارای نقص عضوی است باید از مهم جلوه دادن آن خودداری کنند و به یاد داشته باشند که اثر نامطلوب نقص بدنی یا عضوی بسیار کمتر از اثر نظر و رفتار ایشان یا آن فرد می باشد. فرد ناقص به فرصت های زیادی نیازمند است که بتواند در بعضی موارد موفقیت کسب کند و عملا دریابد که او با وجود داشتن نقص عضوی یا بدنی می تواند در موارد زیادی توفیق یابد.
رشد حرکتی
منظور از رشد حرکتی قدر کنترل عضلات است که برای فرد بسیار اهمیت دارد. رشد حرکتی به بهداشت بدنی و روانی، زندگی اجتماعی، و رشد و تکامل خود شناسی فرد بستگی دارد بدین معنا که کودک سالم از رشد حرکتی طبیعی برخوردار خواهد بود. زندگی در میان جمعی که فعالیت و جنب و جوش ک ودکانه را برای کودک ضروری می دانند و فرصت های حرکات بدنی مختلف برای او فراهم می کنند سبب می شود که رشد حرکتی کودک طبیعی و سریع انجام گیرد. همچنین، کودک وقتی در فعایت های بدنی خود موفق شود نسبت به خود گرایش مثبت یا نظر مساعد پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر، رشد و تکامل حرکتی کودک را در بهره مندی از سلامت بدنی و روانی، گسترش ارتباط های اجتماعی، و احساس موفقیت و خودشناسی سالم بسیار کمک می کند چنانکه هاویگهرست می گوید: «گسترش دایره خویشتن فهمی یا خودشناسی کودک به مهارت هایی بستگی دارد که وی در دوران طفولیت کسب می کند همچنانکه خودپذیری او تا حدی از توانایی او به درک اشکال گوناگون دنیای خارج از خود سرچشمه می گیرد ... هنگامی که کودک در یک فعالیت گروهی شرکت می کند مهارت های خاص و تجارب معینی پیدا می کند، فرصت می یابد که مهارت های خود را در برابر همسالانش بسنجد و چگونگی واکنش همسالان نسبت به مهارت های وی بر خودشناسی او می افزاید.»
رشد حرکتی در مراحل مختلف زندگی به فرد کمک می کند که خود را به عنوان یک شخص مستقل بشناسد و بپذیرد. کودک خردسال وقتی احساس استقلال می کند که یاد می گیرد کارهایی برای خودش انجام دهد مثلا شخصا کفش ها و لباس هایش را بپوشد و اسباب بازیهایش را جابجا کند.
رشد حرکتی از لحاظ رشد اجتماعی نیز بسار مهم است. زندگی بچه نوزاد به دیگران بستگی دارد ولی او نمی تواند به سوی دیگران برود باید دیگران به سوی او بیایند. همین که به تدریج می تواند بر اعضای مختلف بدنش مسلط شود و عضلانش را تحت کنترل در آورد می تواند بنشیند، بایستد، راه برود و سرانجام بدود و بدین وسیله روابط بین خود و دیگران را گسترش دهد.
رشد مهارت های حرکتی به کودک امکان می دهد که با اشخاص، حوادث، اشیا و اوضاع مختلف زیادی برخورد کنند و بر تجاربش بیفزاید.
رشد حرکتی در «خود پنداری» (Selfconcept) یا تصور فرد از خود نیز بسیار موثر است. هر گاه رشد حرکتی فرد کند باشد ممکن است چنین تصور کند که او در سطح پایین تر از همسالانش قرار دارد و در نتیجه نمی تواد در بازی ها و فعالیت های آن ها شرکت کند. همین دید و تصور او از خودش تاثیر زیادی در رفتار او دارد زیرا مهمترین عامل موثر در دید فرد نسبت به خویشتن این است که او خود را چگونه می بیند نه این که دیگران او را چگونه می بینند. او آن چنان واکنش نشان می دهد که فکر می کنند دیگران او را می بینند اگر چه چگونگی رفتار دیگران با فرد در تشکیل تصور او از خویشتن (خودشناسی یا خودپنداری) موثر است، هر گاه بین اعتقاد فرد دربارة دید دیگران نسبت به او و شیوة رفتار عملی شان با او اختلاف و تناقص پیدا شود وی ناکام خواهد شد. مثلا شخصی چنین تصور کند که دیگران او را آدم فهمیده ای می دانند ولی ببیند که عملا با او مانند یک آدم کم فهم رفتار می کنند ناکام می شود. شاید علت عمده بیشتر ناکامی های ما همین تصور های نادرست دربارة خودمان باشد. یکی از هدف های اساسی تربیت این است که افراد را در پیدایش خودپنداری درست و واقعی کمک کند یعنی ایشان بتوانند خود را درست بشناسند و به محاسن و معایب واقعی خود عملا پی ببرند. مثلا کودک یاد بگیرد که او نمی تواند برتری داشته باشد، او ناچار است از دیگران کمک بگیرد، تجاربش را افزایش دهد، به دیگران کمک کند و گاهی خواسته ها یا تمایلات خویش را سرکوب کند.
مطالعه رشد و تکامل حرکتی در کودکان و نوجوانان نشان می دهد که:
× رشد حرکتی از اصول رشد و نمو پیروی می کند.
× رشد و تکامل مهارت های حرکتی در دوره دبستانی از عامل های بیشتر مخصوصا نضج و تمرین متاثر می شود.
× رشد مهارت های حرکتی در کو دکان علاوه بر نضج به فعالیت های حرکتی نیز بستگی دارد.
× رشد حرکتی پسر و دختر تا دوره بلوغ چندان با هم فرق ندارد لیکن بعد از این مرحله، پسران بر دختران برتر می شوند.
× رشد و تکامل حرکتی از وضع و بهداشت بدنی، هوش، فشار عاطفی، و محیط کودک متاثر می شود.
رشد و تکامل ذهنی
یکی دیگر از جنبه های اساسی رشد و تکامل انسان رشد استعدادهای ذهنی فرد است و از این لحاظ بیشتر اهمیت دارد که در رشد و تکامل کلی فرد اثر می گذارد. در بخث از رشد و تکامل ذهنی به افزایش و کاهش ویژگی ها و استعدادهایی که وضع هوشی فرد را نشان می دهند توجه داریم.
در ماطلعه رشدذهنی با چند مشکل مواجه می شویم: یکی این که تعیین ویژگی های ذهنی یا عقلی خاص در بچه های نوزاد و خردسال بسار دشوار است و وقتی هوش آن ها را اندازه می گیرم در واقع استعدادهای حرکتی آن ها را می سنجیم که همبستگی کم ولی مثبت با وضع هوشی فرد در آینده دارند. مشکل دیگر، سنجش استعدادهای ذهنی و وسایل اندازه گیری آن هاست بدین معنا که استعدادهای ذهنی چنان با هم در آمیخته و پیچیده هستند که نمی توان دقیقا آن ها را اندازه گرفت. از طرف دیگر از به کار بردن تست های هوشی متفاوت نتایج مختلف به دست می آیند. مشکل سوم این است که خود روان شناسان در تعریف هوش و اعتبار تست های هوشی اختلاف نظر دارند مثلا بعضی از ایشان معتقدند که هوش فرد ثابت است و بعضی دیگر آن را تابع وضع محیط می دانند.
مشخصات فایل
عنوان :رضایت شغلی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 10
محتویات
چکیده طرح پژوهشی
مقدمه
بیان مسأله
تاریخجة مختصری از مطالعات انجام شده در خصوص موضوع تحقیق
بررسی میزان رضایت شغلی کتابداران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر تهران
بررسی میزان رضایت شغلی کارکنان زن شاغل در وزارت مسکن و شهرسازی در مقایسه با مردان
قسمتی از متن
چکیده طرح پژوهشی:
به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران از میان همه مفاهیمی که متخصصان رفتار سازمانی، مدیریت و روانشناسان سازمان و صنعتی در موقعیت های مختلف مورد مطالعه قرار داده اند، رضایت شغلی از مهمترین زمینه های پژوهشی بوده است. اهمیت رضایت شغلی از یک سو به دلیل نقشی است که در بهبود و پیشرفت سازمان و نیز بهداشت و سلامت نیروی کار دارد و از دگرسو، به علت آن است که مفهوم رضایت شغلی علاوه بر تعاریف و مفهوم پردازیهای متعدد و گاه پیچیده، محل تلاقی و نیز سازه مشترک بسیاری از حوزه های علمی مانند روانشناسی، مدیریت، جامعه شناسی و حتی اقتصاد و سیاست بوده است. به همین دلیل دیدگاه ها و مفهوم سازیهای (conceptualization) متعدد و گاه متناقضی درباره آن شکل گرفته و توسعه یافته است. یکی از جدیدترین نظریه ها در این باره متعلق به ترز (2000) است. ترز (Terez) در نظریه خود تحت عنوان «جستجوی معنا در محیط کار» تلاش کرده است از دیدگاه روانشناختی عواملی را که می تواند به محیط های کاری و سازمانی معنا بخشیده و آنها را مطلوب سازد شناخته و راه های عملی ساختن آنها را تبیین کند. مقاله حاضر سعی دارد هر یک از این عوامل را همراه با دیدگاه سایر صاحب نظران و نظریه پردازان به اختصار توصیف کند.
مقدمه:
آیا حقیقتاً چیزی در محیط کار وجود دارد که آن را بامعنا سازد، اگر چنین است چگونه می توان آن را شناخت، احساس کرد و یا به وجود آورد، اکثر نظریه پردازان رضایت شغلی، در تلاش برای پاسخ به این گونه پرسشها به تبیین نظری رضایت شغلی و عوامل سازنده آن پرداخته اند. از جمله موخرترین این نظریه پردازان ترز (2000) است. به اعتقاد وی بیشتر مفاهیم و تبیین هایی که در پیشینه مطالعاتی رضایت شغلی وجود دارد بر پایه: 1) دیدگاه های اولیه فرد درباره ی محیط کار 2) نظریه های گوناگون روانشناسی و مدیریت 3) فنون مبتنی بر تلقین های روان شناختی قرار دارد. اما هیچ کدام نمی تواند تبیین کنند. تمامی مولفه های پیچیده رضایت شغلی باشد بلکه چیزی بیشتری وجود دارد که وی به آن «پروژه معنا در کار MeaNinàof workproject)) می گوید. ترز با به کارگیری روش های گوناگون پژوهشی و آماری بسیاری از جوانب ابعادی که می تواند یک محیط کاری را بامعنا و رضایت بخش سازد، مشخص کرد. او علاوه بر استفاده از روش های مصاحبه، مشاهده و مقیاسهای سنجش رضایت شغلی از آزمودنی های خود پرسش های کلی و متعددی به عمل می آورد که تمامی آن ها بر پایه یافتن معنا در محیط کار قرار داشت مانند: یک کار بامعنا را چگونه تعریف می کنید، آیا معنا داشتن کار و حرفه با رضایت شغلی تفاوت دارد، بامعناترین و کم معناترین تجربه کار خود را چه می دانید، چگونه می توان معنای بیشتری و بهتری در زندگی کاری ایجاد کرد. پاسخ به پرسش های بالا و داده هایی که از روش های گوناگون پژوهشی به دست آمده، معنای تجزیه و تحلیل های ترز قرار گرفت و سرانجام به تعیین عواملی در محیط کار منجر شد که وی آنها را «کلیدهای رضایت شغلی» نامید. به اعتقاد او هر یک از کارکنان مجموعه ای از عوامل را در اختیار دارند که به وسیله آنها نیاز معنا بخشیدن به تجربه های شغلی خویش را برآورده می سازند. این عوامل بسیار شبیه به کلیدهایی است که همیشه همراه خود دارند. کلیدهای اصلی می توانند احساس عمیق هدف دار بودن، خلاقیت و یافتن فرصت برای برقراری ارتباط های موثر برای یک فرد و احساس مالکیت، چالشهای متعدد و هماهنگی خوب با سازمان برای افراد دیگر، باشد. ترز در مجموع 22 کلید (عامل) اصلی رضایت شغلی را مشخص و شرایط فقدان و ایجاد هر یک را به تفصیل بیان می کند.
جستجوی معنا در محیط کار ß ترجمه و اقتباس : علی عسگری
بیان مسأله:
(رضایت شغلی): دربرخی بررسیها دریافته اند که عامل های استرس معینی در وضعیت های معینی موجب بهبود در عملکرد شغلی و رضایت شغلی و فشار کار می شوند، حال آنکه پژوهش های دیگر نشان داده اند که استرس ممکن است به کاهش عملکرد شغلی و رضایت شغلی منجر شود. اگر تفاوت های فردی در نظر گرفته شوند، خواهیم دید که نسبت میان رضایت شغلی (و متغیرهای دیگر پیچیده تر می شود. به عنوان نمونه وال شاک walshak) (در 1981) با انجام بررسی گسترده ای دربارة تأثیر اسرتس در مردان و زنان- در شکل های کارگری یکسان نتایجی را به دست آورده است که نشان می دهند سطح رضایت شغلی زنان با مردان در مشاغل یکسان، بسیار متفاوت است.
نتیجه گیریها و بررسی ها نشان می دهند که رضایت شغلیِ کم، نشانه از استرس شغلی است. در ارزشیابی اثربخشی راههای مداخله ای که مدیریت استرس در پیش می گیرد، می توان رضایت شغلی را نیز وسیلة سنجش مفیدی برای نتیجة کار دانست، اما تعیین بهترین شیوه برای سنجش کلی حاصل کار دشوار است. در بعضی موردها، برای مشخص کردن رضایت شغلی به طور مستقیم به ارزیابیهای رفتاری دست می زنند. نمونه هایی از چنین سنجشهای رفتاری عبارتند از تعیین دفعات (یا فراوانی) غیبتها، شمار کارکنانی که ترک کار کرده اند، یا میزان شکوه و شکایت های اظهار شده.
دلیل منطقی کاربرد چنین سنجه هایی آن است که با بررسی این متغیرها می توان به میزان رضایت فرد از کار پی برد. روش دیگر برای بررسی رضایت شغلی این است که از وسیله های خودسنجی (self-reportinstruments) استفاده شود. چندین وسیلة خود-سنجی گوناگون وجود دارد. مثلاً پرسش نامة توصیف شغلی، مقیاس صورتها، پرسش نامه رضایت مینه سوتا. به عنوان مثال پرسش نامه ی اخیر از 100 پرسش تشکیل شده است و رضایت کارکنان را از 20 جنبة گوناگون محیط کار ارزیابی می کند. هر یک از این 20 جنبة تقویت کنندة کار با نیازهای روانی مرتبط است: استفاده از توانایی، پیشرفت و موفقیت، فعالیت، ترقی، اختیار و اقتدار سیاستها و روشهای شرکت، حقوق و مزایا، همکاران، خلاقیت، استقلال، ارزشهای اخلاقی، شهرت، مسئولیت، تأمین، خدمات اجتماعی، پایگاه اجتماعی، روابط نظارتی- انسانی، تنوع نظارتی- فنی، شرایط کار.
برای تکمیل این پرسش نامه کارکنان هر پرسش را می سنجند و با توجه به درجه بندی که از «هیچ رضایتی ندارم» تا «رضایت کامل دارم» را در بر می گیرد، پاسخ می دهند.
با جمع بستم نمره های افراد می توان به نمره های گروه رسید. بعد می توان از این نمره های گروهی استفاده کرد و رضایت شغلی را پیش از برنامة مداخله و پس از آن مقایسه کرد، یا میزان رضایت شغلی را میان گروه های مختلف در سازمان با هم مقایسه کرد. (برگرفته از کتاب استرس شغلی نوشتة رندال آر راس و الیزابت ام آلتمایر ß ترجمة غلامرضا خواجه پور تادوانی)
تاریخجة مختصری از مطالعات انجام شده در خصوص موضوع تحقیق:
رابطة تصمیم گیری و مشارکت با رضایت شغلی کارکنان در شرکت توزیع برق استان مازندران:
تحقیق حاضر در مورد رابطه تصمیم گیری مشارکتی با رضایت شغلی کارکنان در شرکت توزیع برق استان مازندران می باشد. برای این منظور در فصل اول پژوهش به چارچوب تحقیق پرداخته شد و در آن فرضیه هایی در نظر گرفته شده است که فرضیه اهم آن، بین مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی و رضایت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد. و نیز شامل چهار فرضیه فرعی می باشد. در این فصل هدف ها، تعریف واژگان و محدودیت ها نیز به طور خلاصه بیان گردیدند. در فصل دوم نظریات دانشمندان مختلف درباره موضوع به تفصیل مورد بحث قرار گرفت و در انتهای آن فصل نتیجه گیری لازم به عمل آمده است. در فصل سوم و چهارم به روش تحقیق اختصاص داشت و در آن متدی که جهت خلاصه کردن و تجزیه و تحلیل آماری داده ها به کار رفته بود از جمله همبستگی، ضریب تعیین، تحلیل رگرسیون به طور خلاصه بیان گردیدند و با تکیه بر داده های جمع آوری شده هر یک از فرضیات تحقیق مورد تجزیه و تحلیل بین تصمیم گیری مشارکتی و رضایت شغلی رابطه مثبت و قوی وجود دارد و از طریق آزمون های آماری این فرضیه مورد تأیید قرار گرفت و علاوه بر آن تحقیق ثابت می کند که رابطه تصمیم گیری مشارکتی و رضایت شغلی از طریق متغیرهای دیگری که در فرضیات فرعی آمده اند تعدیل گردید. در پایان تحقیق توصیه می نماید که تمامی سازمان ها برای بالا بردن رضایت شغلی کارکنان، آنان را در تصمیم گیریهای مختلف سازمان شرکت دهند.
مشخصات فایل
عنوان: رفتار جنسی ناسالم و رفتارهای جنسی پرخطر
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 11
محتویات
رفتار جنسی ناسالم (UnsafeSex) و رفتارهای جنسی پرخطر کدامند؟
ابتدا باید ببینیم رفتار جنسی ناسالم و پرخطر چیست؟
مقاومت در برابر فشارهای جنسی فیزیکی
مقاومت در برابر فشارهای جنسی کلامی
آیا چیزی میتواند HIV ایجاد کند ؟
قسمتی از مقاله
رفتار جنسی ناسالم (UnsafeSex) و رفتارهای جنسی پرخطر کدامند؟
رفتار جنسی ناسالم (UnsafeSex) و رفتارهای جنسی پرخطر کدامند؟
متاسفانه تعدادی از دختران که در سنین نوجوانی و جوانی هستند با ما تماس گرفته و از داشتن رابطه جنسی که با عدم رضایت آنان صورت گرفته خبر داده اند . اکثر افراد متجاوز دوست پسر های این دختران بود اند . بیشترین مکان های استفاده شده داخل ماشین ، مکانهای خلوت ، جاده های بین شهری و داخل خانه بوده است .اکثر این رفتارها از قبل برنامه ریزی شده بوده است و دختران بدون اطلاع به مکان مورد نظر کشیده شده اند.و متاسفانه این دختران مجبور به سکوت و پنهان کاری شده اند و تنها نکته ای که آنان را ترسانده ترس از بارداری بوده است و به هیچ عنوان به ایدز و بیماریهای مقاربتی فکر نکرده اند . نوجوان و جوان عزیز این مقاله و دیگر مقالات مبحث “ درگوشی با نوجوانان و جوانان ” این سایت را به دقت مطالعه کنید . مطمئن باشید مطالعه سلسله مقالات ما به شما کمک شایانی خواهد کرد تا زندگی سالمی داشته باشید.
مهمترین موضوع در آموزش رفتارهای پرخطر، آموزش رفتارهای جنسی سالم میباشد.
ابتدا باید ببینیم رفتار جنسی ناسالم و پرخطر چیست؟
رفتار جنسی ناسالم (UnsafeSex) :
هر گونه تماس جنسی را میگویند که در آن فرد از سلامت خود یا شریک جنسی خود آگاه نباشد. مشکل از این جا ناشی میشود که آگاهی از سلامت خود یا دیگران به راحتی امکانپذیر نیست. بعنوان مثال؛ در حدود 90 درصد افراد HIV مثبت از آلوده بودن خودشان اطلاعی ندارند. از طرف دیگر؛ منفی بودن آزمایشات تشخیصی در ابتدای آلودگی با HIV نمیتواند دلیل سالم بودن فرد باشد زیرا نتیجه این آزمایشات در اوایل دوره آلودگی معمولاً منفی میباشد. پس چاره چیست؟
برای آگاهی از سلامت افراد باید به رفتارهای آنها توجه کرد. اگر فردی از رفتارهای پرخطر آگاهی داشته باشد بهتر میتواند در خصوص سلامت خود یا شریک جنسی خود قضاوت کند. داشتن رفتارهای پرخطر احتمال آلودگی به HIV و سایر عفونتهایآمیزشی را بیشتر میکند.
رفتارهای جنسی پرخطر کدامند؟
رفتارهای حنسی پرخطر عبارتند از :
• داشتن شرکای جنسی متعدد
• تماسهای جنسی نامعمول (تماس مقعدی و دهانی)
• متوسل شدن به خشونت در زمان تماس جنسی
• مصرف الکل، مواد مخدر و یا روانگردان قبل از برقراری تماس جنسی
• تماس جنسی محافظت نشده ( عدم استفاده از کاندوم)
بنابراین برای پیشگیری از HIV و ایدز در جامعه باید رفتارهای جنسی سالم را به افراد به ویژه نوجوانان و جوانان آموزش داد.
مقاومت در برابر فشارهای جنسی چیست و چگونه می توان آن را عملی نمود؟
هنگام مستولی شدن هیجان بر شما امکان دارد تمامی توصیه های ما از یاد شما برود متاسفانه شما در این زمان در معرض فشارهای جنسی قرار دارید داشتن اطلاعات لازم در مورد راههای انتقال عفونت HIV کافی نمی باشد.
پرهیز، وفاداری به همسر و روابط جنسی سالم نیز کافی نیست شما باید از انواع فشارهای جنسی آگاهی داشته و بتوانید در برابر آنها مقاومت نمایید ما در این بخش به توضیح و بررسی فشارهای جنسی کلامی و فیزیکی خواهیم پرداخت.
مقاومت در برابر فشارهای جنسی فیزیکی
والدین همواره به فرزندان خود به خصوص دختران سفارش می کنند تا از رفتن به مکانهای ناشناخته خودداری نمایند.
امکان تجاوزات جنسی در این مکانها بسیار زیاد می باشد. والدین و جوانان باید همواره این نکات را مد نظر داشته باشند.
طبق آمارهای ارائه شده از سوی دفتر آمار دادگاه جنایات ملی آمریکا در سال 1990 بیش از 70000 مورد تجاوز جنسی در آمریکا گزار شده است. و این تنها 5/1 تعداد تجاوزات انجام شده می باشد یعنی در سال 1990 نزدیک به 350000 تجاوز جنسی در آمریکا به وقوع پیوسته است.
بسیاری از تجاوزات جنسی خشونت آمیز در مورد دانشجویان دانشگاهی به انجام رسیده است که تنها 20% آنها توسط افراد غریبه صورت گرفته است . بسیاری از این تجاوزات در قرار ملاقاتهای گذاشته شده به انجام رسیده است.
سالانه در سراسر دنیا هزاران و شاید هم میلیونها دانش آموز و دانشجوی دختر ، قربانی تجاوزات جنسی پسران دانشجو و یا دانش آموز می شوند بسیاری از این افراد مدعی هستند که آنها به علت تهدید و فشار فیزیکی مردان مجبور به قبول برقراری ارتباط جنسی شده اند.
روابط جنسی اجباری نمونة واضحی از تجاوز محسوب می شود و دختران و زنان همواره باید جوانب احتیاط را رعایت نمایند.
زیرا گاهی اوقات هر چند که یک متجاوز مقصر می باشد ولی قربانی نیز عاری از گناه نیست.
مقاومت در برابر فشارهای جنسی کلامی
فشارهای جنسی کلامی ، اغوا نمودن به منظور قبول برقراری ارتباط جنسی توسط جنس مخالف می باشد و متاسفانه امروزه ما شاهد بسیاری از فشارهای جنسی کلامی و فیزیکی می باشیم.
توجه به نکات زیر بسیار مهم ضروری است :
1) از صحبت نمودن با افراد غریبه و نا آشنا بپرهیزید .
2) از رفتن به مجالسی که شئون اخلاقی در آنها رعایت نمی شود بپرهیزید.
3) با همکلاسیهای و یا دوستانی که به خوبی آنها را نمی شناسید قرار ملاقات خصوصی نگذارید
4) از پوشیدن لباسهای نامناسب بپرهیزید
- همواره به توصیه والدین و مسئولان مدارس و دانشگاهها توجه نمایید
- اگر چه روابط جنسی بخشی مهمی از زندگی است ولی رعایت عفت اخلاقی از واجبات می باشد.
برای اغوا نمودن شما برای برقراری روابط جنسی ممکن است از کلمات زیر استفاده شود:
- اگر قبول نکنی٬ دیگر تو را دوست ندارم
- اگر قبول نکنی٬ با فرد دیگری دوست خواهم شد
- اگر قبول نکنی٬ سرد و بی روح هستی
- اگر قبول نکنی٬ حتما دارای عیب و نقصی هستی
و جملاتی از این قبیل که نباید فریب این قبیل حرفها را بخورید.
نکات مهم در تماسهای شغلی :
1- انتقال HIV از راه پوست سالم در هیچ مکان یا شرایطی به اثبات نرسیده است .
2- هیچگونه خطر انتقال HIV از راه تماس نزدیک با بیماران، مواجهه با قطرات پخش شده در هوا و حتی تماس با سطوح محیطی مشاهده نگردیده است .
3- تقریبا تمام موارد قطعی انتقال HIV مربوط به خون یا دیگر مایعات آلوده به خون بوده و تنها دو مورد انتقال غیر این راه بوده است (یک مورد در اثر مایع جنب خونی ودیگری دراثر کشت غلیظ شده HIV)
4- تاکنون هیچ مورد انتقال شغلی از راه ترشحات مهبل، منی و شیر گزارش نشده است، باوجود این مسئله ، بایستی درتمام تماسها اصول احتیاطات استاندارد را رعایت نمود.
5- تاکنون هیچ مورد انتقال HBV و HIV از راه تنفس دهان به دهان گزارش نشده است ولی برای پیشگیری از انتقال عفونت هرپس سیمپلکس و نایسریامننژیتدیس و احتمال تئوریک انتقال HIV و HBV در این موارد از ماسکهای مخصوص استفاده شده و بعد از مصرف ضد عفونی گردند.
6-رعایت احتیاطات استاندارد در موارد جراحی تا 93% از تماس باخون پیشگیری می نماید.
تماسهای شغلی که می تواند موجب انتقال HIV شود عبارتند از :
1-آسیبهای مربوط به تماس جلدی مثل فرورفتن سوزن یا بریدگی توسط سوزن یا اشیاء تیز دیگر
2-آلودگی غشاء های مخاطی
3-آلودگی پوست غیر سالم یا اسیب دیده از طریق خراشیدگی یا درماتیت ها (البته در پوست منافذ غیر قابل تشخیص وجود دارد که گاهی HIV از این منافذ می تواند وارد شود)
منابع HIV شامل خون ،مایعات خونی بافت ها و دیگر مایعات بدن نظیر منی ، ترشحات واژینال، مایع مغزی-نخاعی٬ مایع سینوویال، پریتونئال پریکاردیال و مایع آمنیوتیک که همه اینها می توانند موجب انتقال عفونت HIV به دیگران شوند. در خصوص بزاق به طور کلی تماس با بزاق یک فرد آلوده به HIV در صورتی که خون قابل روئیت در آن وجود نداشته باشد بعنوان یک عامل خطر آفرین برای انتقال HIV مطرح نمی شود تماس با اشک، عرق ادرار و مدفوع غیر خونی شخص آلوده نمی تواند به عنوان عامل خطر آفرین انتقال HIV محسوب گردند.
HIV از طریق شیر انسان آلوده می تواند به نوزاد یا کودک منتقل شود. اما تماس با شیر انسان بعنوان یک تماس شغلی برای انتقال HIV درنظر گرفته نمی شود مطالعات نشان داده است که متوسط خطر انتقال HIV توسط سوزن و یا دیگر آسیبهای جلدی توسط اشیاء تیز آلوده به HIV حدود 0.32% است .
(یک عفونت بعد از 2885 تماس از طریق غشای مخاطی یا پوست آسیب دیده )
خطر انتقال بیمارستانی HIV از بیماران آلوده به سایر بیماران :
سوزن های آلوده به HIV و استفاده مجدد از آنها در 41 کودک بستری دربیمارستهای شوروی سابق ، موجب آلودگی آنها گردیده است.
مشخصات فایل
عنوان: رفتار فردی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 11
محتویات
فهرست
1: خلاصه اجرایی
2: کلمات کلیدی
3: مقدمه
4: ارزشها و اخلاقیات در دنیای متغیر
5: وقتی جامعه تغییر می کند، انتظارات نیز تغییر خواهد کرد.
6: میدان دید
7: ارزشها، اخلاقیات و حسابداری
8: تعیین و توسعه ارزشهای رفتاری سازمانها
9: راهنمایی با نمونه
10: راهنمایی طبق اصول و مقررات از طریق CMA
11: راهنمایی طبق اصول از طریق همه مدیران و ناظران
12: نظام اخلاقی و کنترل های داخلی
13: تقاضای عملی- تبدیل خواسته به واقعیت
14: همه اصول با حقوق مردم شروع می شود.
15: نقش مهم آموزش کارمندان
16: تبدیل اخلاقیات به وجدان کار
17: اخلاقیات به عنوان روشی برای مدیریت کار
18: تلفیق قانون های اخلاقی به پروژه تجارت
19: سنجش و اصلاح رضایتهای اخلاقی
20: حلقه بازتاب عملکرد انسان
21: کاربرد ابزار بررسی
22: اهمیت خروجی- چارچوب (لو دادن خطاکاران)
23: توضیحات
24: مراجع و منابع
چکیده اجرایی:
بعنوان تحول اقتصادی برای واقعیت مدیریت دانش در قرون 21 که در آن دارایی نامحسوسی کانون اصلی بهره رقابتی است، رفتار فردی از رهبران به کارمندان اصلی می تواند شهرت سازمان را بوجود آورد یا از بین ببرد.
این موضوع می تواند تأثیر مهمی روی شهرت یک سازمان، ارزش سهام آن سازمان و توانایی جذب و حفظ مشتریان و کارمندان دارد و این موضوعات به خوبی افزایش خطر نارضایتی های گزارش شده تأثیرگذار است. سیاست جهانی تأثیر موضوعات رفتاری را افزایش می دهد. در کشورهایی که فرهنگ های مختلف دارند، استاندارد ارزشی و اخلاقی سازمانها نیز ممکن است فرق کند. کارمندان در هر کشوری ممکن است پیش زمینه های متفاوتی دارا باشند جایی که اعمال ملی سنتی سازمان مادر و مقام بالاتر تفاوت خواهد کرد افراد مسافرتهای بین کشوری می کنند برای اینکه تحصیلات کسب کنند. هر موضوعی در نیاز هر سازمان برای تشخیص اصول رفتاری خود اثرگذار می باشد، در طی تشخیص ارزشهای ساختاری اش و از این یک نظامنامه اخلاقی و راهنمای شرکتهای سهامی ایجاد می شود که رهنمودهایی را در تصمیم گیری هم در قسمتهای داخلی و هم در روابط خارجی و تجهیزات پیروی از قانون فراهم می کند. چنین راهنمایی هایی یک عنصر مهم در ایجاد یک چارچوب برای مدیریت اخلاقی می باشد. این اظهارات حسابداری مدیریت روی اینکه چه چیزی ضروری است برای ایجاد توجه به هدایت اخلاقی و اینکه چطور روی مدیریت خط و کنترل های داخلی اثر می گذارد متمرکز می شود. SMA گامهای مورد نیاز سازمان ها را برای اینکه ارزش های شرکتی را روشن کند و تشخیص و توسعه دهد، توضیح می دهد و از اینهاست که نظامنامه رفتار اخلاقی ایجاد می شود.
مهمتر از همه اینکه نشان می دهد چطور مافوق ایجاد کلمات و لوح های روی دیوار حرکت کنیم برای واقعیتی که تعهد واقعاً روشی می شود که سازمان بر مبنای روزانه عمل کند. در این میان، خطر مربوط به رفتار فردی و تصمیم گیری می تواند مربوط به فرایندهای مدیریت کلی طرح ریزی، سازمان دهی، کارمندان، جهت گیری و کنترل باشد و هم چنین موضوعات وابسته به اصول تصمیم گیری که می تواند با رفتار راهنمایان و رهبران، فرآیند کار شرکت، روابط بین بخشها و نظامهای اندازه گیری و کنترل شود همراه می شود.
سازمان هایی که در یک هیئت بر مبنای استقرار توقعات رفتاری در طی نظامنامه اخلاقی جانشین می شود یک اساس و مبنا برای ارزیابی خطرات افزایش یافته، ایجاد خواهد کرد و هم چنین شفافیت بیشتری برای افراد مسئول در حاکمیت شرکتهای سهامی ایجاد خواهم کرد و همینطور افزایش می دهد احتمال اینکه تعهداتی در کلمات ایجاد شود که واقعاً در عمل هم به کار برده می شود. همانطور که نتیجة CEO و CFO، نیاز به تعهداتی دارد که نشانة رضایت خواهد بود با درجه بالاتر دانش انجام می شود و مطمئناً کلمات و اعمال در حقیقت به هم پیوسته اند و با هم همراه می باشند.
کلمات کلیدی: اخلاقیات، رفتار مطابق با اصول و مقررات، نظامنامه اخلاقی، SOX، قانون sarbaxes-oxely، رضایت و اطاعت، ارزشها.
مقدمه: در حالیکه اخلاقیات موضوع جدیدی نیست، ولی به عنوان نتیجه بازنمود حوزه شخصی و عمومی و موضوعات گزارش شده و شرایط اطاعت از قانون sarbaxesoxely از اهمیت و پدیداری خاصی برخوردار است. دروس آموخته از Exrox و موقعیت های دیگر توسعه یک سیاست اخلاقیات را نمایان می کند که یک سازمان بر اساس اصول و مقررات ایجاد نمی کند، هر کدام که بیشتر یک دید مشترک داشته باشد یک سازمان تصوری را ایجاد می کند.
رفتار مطابق با اصول منحصراً توسط قانون پابرجا نمی ماند. افراد و سازمانها می توانند به طور قانونی عمل کنند حتی اگر بر اساس اخلاقیات عمل نکنند. رفتار مطابق با اصول و مقررات توسط اطاعت از قوانین مشتق نمی شود بلکه با یک سری از ارزشها که یک معیار برای تصمیمات موقعیتی را فراهم می کنند جایی که قوانین ممکن است برای پوشش هر حقیقت موجود نباشد اخلاقیات در مورد درستی و استحکام فرایند تصمیم گیری است که طی آن موضوعات حل می شوند.
عبارت «رفتار مطابق با اصول و مقررات» مربوط به توانایی یک فرد یا گروهی از افراد است که از یک سری انتظارات که قسمت شده اند پیروی می کنند، تاریخ نشان داده است که ویژگی کلیدی نابرابر از سازمان های حرفه ای (از قبیل اتحادیه های صنفی یا گروه های حرفه ای دیگر مثل حجاران، پزشکان و دیگران) که توانایی آنها نیاز به اعضایشان دارد، همانطور که یکی از شرایط اینکه بخواهیم قسمتی از یک اتحادیه شویم، از طریق قانون رفتار یا عمل طبق مقررات و اصول به قول خود عمل کنیم. شرطی که لازم است تا تشکیل این گروه این است که جامعه ای که در آن سازمان عمل می کند باید «خودمختاری» داشته باشد شامل تأیید کند که اعضایی که موفق نشدند از «قانون اخلاقی» اطاعت کنند مربوط به انواع بی انضباطی و سخت گیرانه می شود و این می تواند شامل مطالبه جریمه یا اینکه به طور عمومی پذیرفته نشود (یا بدتر).
انجمن حسابداران مدیریت چکیده منحنی از اخلاقیات مربوطه را ایجاد کرده و گزارشات زیر یک ارتباط عالی بین ارزشهای پیش رفته و رفتارهایی را که نتیجه اش: «اخلاقیات در مفهوم گسترده تر، مربوط به راهنمایی انسان در رابطه با چیزهایی ست که از نظر اخلاقی خوب یا بد باشد، درست یا اشتباه باشد و این وابستگی ارزشها به تصمیم گیری است. این ارزشها شامل صداقت، انصاف، مسئولیت، احترام و شفقت و دلسوزی می باشد» معاون انجمن اخلاقیت جهانی و نخست وزیر à Rushworth kidder
این توجه، عمل در گروه های خیلی حرفه ای را پابرجا می کند تا نظامنامه هایشان را منتشر کنند و انتظار دارد که اعضا از اعمال رسمی اطاعت کنند. حتی اگر نتیجه ممکن کار مشتری یا کارمند را کاهش دهد. مثالها می تواند گزارشات IMA (اعمال حرفه ای بر اساس اصول و مقررات و AICPA ß مدیریت حرفه ای نظامنامه) باشد. در سازمان های کوچکتر که مالکیت خصوصی دارند تأسیس نظام یا قانون رفتار معمولاً تا اندازه ای صادقانه است. مالک (با راهنمایی از طریق نمونه) عمل می کند و نشان می دهد که رفتار تبدیل به قانون می شود حتی اگر نتوانست آن را اثبات کند و این یک فرهنگ را در چارچوب سازمان ایجاد می کند. چالش وقتی رخ می دهد که این سازمان ها رشد پیدا کنند و مردم از قرارداد روزانه با مالک جدا شوند. در سازمان های بزرگتر مشکلات بزرگتر وانمود می شوند. اگر نظامنامه رفتاری مشخص نبود و رفتار بر اساس اصول و مقررات توسعه پیدا کرده بود بعد از اینکه افراد در چارچوب
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: رنگ و شخصیت
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 15
محتویات
طرح مسئله
بیان مسائل
فرضیه سازی
چینش
رنگ زرد
رنگ قرمز
رنگ آبی
قسمتی از مقاله
طرح مسئله:
آیا رنگ میتواند بر رفتارهای افراد تأثیر بگذارد و نوع انتخاب رنگ بیانگر شخصیت درونی افراد است:
بیان مسائل:
فرضیه سازی:
چینش:
این تحقیق بر اساس کتاب؛ آین نگارش علمی «دکتر عباس حری» تهیه شده است.
سپاسگزاری
با تشکر از اداره ی محترم آموزش و پرورش منطقه گلبهار و مسئول ضمن خدمت که راهنمایی های لازم را مبذول داشته و در روند پژوهش مرا یاری نمودند.
همچنین سپاسگزارم از کتابخانه ی مرکز ثامن الحجج (ع) فرهنگیان مشهد که مقالات و نشریات متعددی را در اختیار بنده گذاشته تا مطالب بهتری ارائه دهم.
«و من ا.. التوفیق»
مقدمه
در روانشناسی نوین «رنگ» و «رنگ ها» یکی از معیارهای سنجش شخصیت به شمار می آیند، چرا که هر یک از آنها تأثیر خاص روحی و جسمی را در یک فرد باقی گذارده و رنگ نشانگر وضعیت روانی و جسمی وی می باشد. این موضوع با توجه به پیشرفت های دو دانش فیزیولوژی و روانشناسی به اثبات رسیده است. ناگفته پیداست که انسان از روزگاران بسیار دور تاکنون تحت نفوذ و تأثیر رنگ های پیرامون خود بوده است و درصد سال اخیر که صنعت رنگ سازی به نقطه ی اوج تحول خود رسیده است، تأثیر مزبور دو چندان شده و در همه ارکان زندگی روحی ما رخنه کرده است پس از آزمایش معروف روشارخ در زمینه ی شناخت ضخصیت انسان از طریق لکه های رنگین جوهر، آزمایش اوشر جدیدترین نظریه ای است که در این مورد ارائه گردیده است. بار علمی آزمایش لوشر و دستاوردهای سرشار از کامیابی آن به حدی بوده است که اینک آزمایش مزبور علاوه بر استفاده در موارد روانکاوی و روانشناسی در سیستم های استخدامی نیز به کار گرفته می شود.
نتیجه گیری
از روزگاران بسیار دور اطراف ما را رنگها احاطه نموده به طوری که استفاده از پارچه های رنگی و تزئینی در اختیار افراد ثروتمند بود در حالی که بقیه ناچار بودند با پوشیدن پارچه های پنبه ای یا کتانی ساده پوست یا پشم حیوانات بسنده کنند. امروزه بشر هر چیزی را که می سازد دارای رنگ است علاوه بر اینکه رنگ آبی آسمانی، رنگ سرخ غروب آفتاب و رنگ سبز درختان و تمام رنگ های طبیعی را در اختیار داریم اشیاء دیگر مثل چراغ های نئون، تصاویر نقاشی و تلویزیون رنگی ما را شیفته ی خود می سازد و در نتیجه یک تولید کننده ی شکر می داند که باید شکر خود را در یک بسته ی آبی رنگ و یا حداقل دارای یک زمینه ی آبی عرضه کند و به هیچ وجه از رنگ سبز استفاده نکند چون احساس فیزیولوژی انسان در رابطه با رنگ آبی شیرینی است از سوی دیگر رنگ سبز یک احساس را در انسان پدید می آورد یا شرکت هواپیمایی که مسافرانش حاضر نیستند با شرکت هواپیمایی دیگری پرواز کنند شاید به این خاطر باشد که آنها از خدمات یک مشاور شایسته ی رنگ استفاده نکرده اند. در این صورت اضطرابات ناشی از پرواز و فشار عصبی بیشتری بر آنها وارد می شود با انتخاب رنگ مناسب می توان از سستی و خستگی کاست. آمادگی و یادگیری و فعالیت را افزایش داد و سردی و گرمی محیط را متناسب ساخت مثلاً زنگ زرد تراکمی از سفیدی و رنگ خوشحالی و شادابی، نشاط و آرامش است. یا رنگ قرمز فشار خون را بالا می برد و تنفس را کاهش می دهد یا رنگ آبی نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطر و علاقه ی زیاد به دوستان و نزدیکان می باشد و بقیه ی رنگها هم خصوصیات مختص خودش را دارد. پس رنگها در روحیات افراد نقش بسزایی داشته و در یادگیری دانش آموزان تأثیر دارد.
پاره ای از معانی روانشناسی و فیزیولوژی رنگ ها
: گوشه گیری،عدم فعالیت و بی تفاوتی
: نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطر و علاقه ی زیاد به دوستان و
نزدیکان
: پشت کار و استقامت، قدرت اراده،غرور و بلند پروازی
: داشتن آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، تهور و قدرت اراده
: پیشرفت بلامانع،امید به حل مشکلات زندگی
: روحیه شاعرانه و رومانتیک، دوستدار هنر و زیبایی متکی بودن بر دیگران
: نیاز شدید به آسایش جسمی و روحی فعال علاقه ی بسیار زیاد به
خانواده
: بی علاقه گی به زندگی، نفی هر چیز، بدبینی، ناباوری و لجاجت
واژه نامه
آستانه: به معنای حدی است که افزایش آن سبب بروز اثر گردد (نظر تحریکی که باعث ایجاد احساس گردد).
آگاهی: آگاهی و ادراک محض یک چیز، یک محرک یا یک فکر
آنابولیسم: عبارت است از پدیده ی تبدیل ترکیبات ساده به ترکیبات زنده ی مشکل و سازمان یافته در موجودات زنده.
آنیلین: یک نوع «باز» رنگی است که از نیل گرفته می شود.
پاراسمپاتیک: دستگاه عصبی وظیفه ی هدایت جریان عصبی از نقطه ای به نقطه ی دیگر بدن یا ارتباط موجود زنده با محیط خارج را به عهده دارد.
حسی: منسوب به اعضای حس، داده های حسی یا مکانیسم های عصبی موجود در فرایند احساس.
رود و پسین: یا (ارغوان شبکیه) رنگدانه قرمز مایل به بنفش است که در قطعه ی خارجی سلول های استوانه ای شکل شبکیه ی چشم یافت می شود.
کرتکس: لایه ای از ماده ی خاکستری است که بافت های عصبی در آن متمرکزند. این لایه روی ماده ی سفید مغز را می پوشاند.
کاتابولیسم: هرگونه پدیده ی تجزیه ای است که درون سلول زنده انجام گرفته و موجب تبدیل ترکیبات پیچیده به ترکیبات ساده تر می شود. این انرژی برای آنابولیسم و فعالیت های دیگران لازم است.
غدد لنفاوی: از جمله اندام های دستگاه ایمنی بدن می باشند که می توان از آنها گره های لنفاوی – لوزه ها- طهال – تیموس که در جلوی نای قرار دارد نام برد. این غدد جایگاهی است برای گروه زیادی از گلبول های سفید برای مبارزه با باکتری ها و مولکول های بیگانه.
وسواس گوگن: نقاش معروف فرانسوی است. وی از رنگ های خالص (تند استفاده کرد، زیرا این رنگ ها از قدرت برجستگی و بیان هنری بیشتری برخوردار بودند و آنها را در فضای مسطح به کار برد. گوگن به رنگ زرد علاقه ی خاصی داشت و دو تابلوی او به نام های «مسیح زرد» و «گل آفتاب گردان» بسیار مشهور است.