مشخصات فایل
عنوان: بیماری اعتیاد؛خلأ معنوی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 29
محتویات
قسمتی از متن
بیماری اعتیاد؛خلأ معنوی
گفت وگو
با آقای فروهر. ت ـ 29 بهمن 1381
فروهر. ت, متولد 1323 در کهریزک ـ شهرری
1ـ قدیمیترین عضو (17 سال) و یکی از بنیانگذاران انجمنهای 12 قدمی در ایران (AA-NA) . این انجمنها از 73/1/31 بنیانگذاری و اکنون با بیش از 10هزار عضو در پانصدگروه در 55 شهر کشور مشغول پیامرسانی به معتادان میباشند.
2ـ مددکار معتادان و مشاور اعتیاد CHEMICAL DEPENDENCY SPECIALIST
از MISSION COLLAGE LOS ANGLES
3ـ مترجم کتابهای الکلیهای گمنام(AA) و معتادان گمنام (NA)
4ـ نویسندة کتابهای تولّد دوباره و عطش برای آزادی
5ـ طراح روش بهبودی مدل اجتماعی معتادان در ایران (تولّد دوباره) ـ سمزدایی بدون دارو و بازپروری ارزانقیمت معتادان بهصورت صحرایی
6ـ مدیرعامل و رئیس هیئتمدیرة مؤسسة خیریة تولّد دوباره
در حال حاضر در شش کانون تولّد دوباره در تهران و یک کانون در قم, هر ماهه 210 معتاد (2520 نفر در سال) در دورههای یک ماهه, با هزینة بیست و یک هزارتومان جهت خوراک (برنامة بهبودی رایگان است و بابت آن وجهی دریافت نمیشود) بهصورت صحرابی در پارکهای ملّی بستری و سپس جهت تداوم بهبودی به انجمن معتادان گمنام معرفی میشوند.
این طرح بهعنوان یک طرح ملّی بهزودی به مسئولین مربوطه ارائه خواهد شد.
سپاسگزاریم از اینکه با همة گرفتاریهای اجتماعی و وضعیت مزاجی خودتان به نشریة چشمانداز ایران و خوانندگان آن وقت دادید. آنچه که در درجة اول ما را به اینجا کشاند, اصل ?امیدواری? در ?انجمن معتادان گمنام? است, ملاحظه کردیم که وقتی یک معتاد به انجمن شما ملحق میشود, شما از نجات یک انسان خوشحال میشوید, چنانچه کار انبیا نیز نجات انسانهاست. در چنین شرایط یأسآلودی که همه میگویند نمیشود با اعتیاد مبارزه کرد و آنها را نجات داد, ?انجمن معتادان گمنام? با عشق و امید, این حرکت را آغاز کرده است.
قرآن جوهر ایمان را امید میداند و جوهر کفر را یأس میشناسد, امیدواری شما, ما را هم متحول کرد و اکنون آمدهایم تا از دانش تجربی شما که هم یک تجربة جهانی و هم یک تجربة بومی شده در ایران است, استفاده کنیم. ما نیز امیدواریم که گامی در راستای رهایی از این بلای خانمانسوز که در خانوادهها فراگیر شده است, برداریم. هر چند نسبت به اعتیاد جوانان خیلی نگران هستیم, ولی راهی هم جز ?شناخت پدیده?, ?امیدواری?, ?صبر?, ?زمانبندی? و ?دستگیری از داوطلبانِ ترک? وجود ندارد. ما راه شما را باور کردهایم وچون دیدیم نشریة چشمانداز ایران تا حدی در میان قطبهای سیاسی, فرهنگی و صاحبنظران جامعه جاافتاده است, به این نتیجه رسیدیم که شاید این قطبها که هرکدام زیرمجموعهای دارند, در نخستین مراحل اعتیاد, نحوة برخورد با آن را بگویند و حتی پیشگیری کنند, چرا که امید است ?اعتماد? زیرمجموعهها به این قطبهای فرهنگی, اجتماعی و سیاسی باعث حرفشنوی گشته و مؤثر واقع شود.
از شما متشکرم از اینکه به این موضوع مهم و مسئلة اجتماعی توجه دارید. با اینکه خودتان شخصاً اعتیاد را تجربه نکردهاید, ولی به نظر میرسد که با درد آشنا هستید. من معمولاً بهعنوان ?معتاد در حال بهبودی? و ?مشاور و مددکار? در زمینة اعتیاد صحبت میکنم. درواقع سنگینی صحبتها و تجربههای من برمیگردد به دوران مصرف موادمخدر, زندگی معتادگونه و تولد دوبارهام. درواقع تجربیات من در این سه دوران به دانش من بهعنوان یک مددکار و مشاور اعتیاد میچربد, اما به هر حال در زمینة اعتیاد به مباحث علمی هم علاقهمند هستم و به بعضی از تئوریهایی که در حال حاضر پذیرفته و تأیید شده است مراجعة مستمر دارم. من از واژة درمان برای اعتیاد پرهیز میکنم, چرا که به نظر اکثریت قریب به اتفاق دستاندرکاران اعتیاد, بهبودی از بیماری اعتیاد و همچنین از دیدگاه انجمن ما ـ بهعنوان خردهفرهنگی که در سراسر دنیا حضور داریم ـ اعتیاد غیرقابل درمان است. گرچه اعتیاد علاجی ندارد, امّا قابل تدبیر است و میتوان با وجود ?بیماری اعتیاد? که یک بیماری ?مزمن?, ?پیشرونده?, ?لاعلاج?, ?کشنده? و ?غیرقابل برگشت? است, زندگی کرد. ما سالهاست که با وجود داشتن این بیماری به زندگی موفق و مثمرثمرمان ادامه میدهیم.
شمــا و انجمنتان برای بیمـاری اعتیـاد پنج ویـژگی قائل هستید: 1ـ کُشنده 2ـ مزمن 3ـ پیشرونده
4ـ غیرقابل برگشت و 5ـ علاجناپذیر آیا همین پنج ویژگی است و ویژگی ششمی ندارد؟
خیر, خیلی چیزها را میشود اضافه کرد, ولی همین پنج تعریف, این بیماری را از بیماریهای دیگر مجزا میکند و مسئلة برخورد با آن را بهصورت مشخصی برای ما تعیین و معرفی میکند.
شما ضمن برشمردن این پنج ویژگی, قبول کردید که اعتیاد یک نوع بیماری است, در حالی که در گذشته و شاید هماکنون بهعنوان جرمی مطرح بوده است که باید با آن مبارزه کرد. پس تعریف شما از اعتیاد, نسبت به دیگر تعاریف یک مزیّت نسبی دارد.
درواقع هنوز در کشوری مثل آمریکا هم این تعریف کاملاً مشخص نشده است. گرچه اعتیاد بهعنوان بیماری مطرح میشود, اما اگر یک معتاد مبتلا به بیماری اعتیاد در کشور آمریکا به خاطر بیماری اعتیاد مرتکب جرمی بشود, او را مجرم میشناسند. بهعنوان نمونه فرضاً معتادی برای تهیة موادمخدر دزدی کند یا اگر فردی که مبتلا به بیماری الکلیزم است, در اثر رانندگی در حالت مستی, کسی را بکشد, از نگاه قانون مجرم شناخته میشود و به خاطر بیماریاش تخفیفی به او داده نمیشود. این در حالی است که اگر یک بیمار روانی کسی را بکشد, تنها بهعنوان یک بیمار روانی با او برخورد میکنند و از مجازات معاف خواهد بود. ممکن است او را به تیمارستان ببرند و سالها در آنجا زندگی کند, اما او را به زندان نمیبرند. همچنین معتادی که در اثر ابتلا به بیماری اعتیاد, انواع و اقسام جرم را مرتکب میشود, بایستی مسئولیت جرمهایی را که مرتکب میشود, بپذیرد و عقوبت آن را هم تحمل نماید. این گُنگی حتی در قوانین کشور آمریکا هم وجود دارد و هنوز مسئولان قوة قضاییه آمریکا و پزشکان متخصص در مورد تعریفی که بتواند برای هر دو طرف قابل قبول باشد, به توافق نرسیدهاند. من شخصاً در آمریکا بهعنوان معتاد دستگیر شدم. در ایران هم مانند آمریکا چنین قانونی وجود دارد که اعتیاد جرم است و معتاد مجرم شناخته میشود, اما اعتیاد در این دو کشور بهعنوان بیماری نیز تعریف شده و در حال حاضر برای برخورد با آن راههای مختلفی پیشنهاد شده است. در ایران, مدت کوتاهی است که برخورد با مسئلة اعتیاد و راههای رهایی از آن جدی گرفته شده است. بعد از سالها دوری از وطن, دو روز پس از ورود من به ایران یعنی سی و یکم فروردین 1373 با کمک سازمان بهزیستی و چند نفر از دوستان همیار و همراه که در خارج از کشور با پدیدة بهبودی و رهایی از بیماری اعتیاد آشنا شده بودند, ?گروههای خودیاری دوازدهقدمی? را در مرکز بازپروری قرچک ورامین که مرکز بازپروری تهران بود دایر کردیم. درآن زمان یکی از مسئولان ادارة بهزیستی به ما گفت: ?ما برای شما هنوز فکر درستی نکردهایم و عدهای معتقدند که شما مجرماید و امکان ترک برای شما وجود ندارد و باید امثال شما را گذاشت سینهکش دیوار و در عین حال کسانی هم هستند که میگویند شما بیمارید و ما هنوز نمیدانیم که به کدام یک از این دو دسته توجه کنیم و گرایش پیدا کنیم. حالا شما بیایید کارتان را شروع کنید, ببینیم چه میشود.? ایشان یعنی همین شخصی که این حرف را زد, اکنون در زمرة نزدیکترین و صمیمیترین دوستان ماست. حدود نُهسال است که از حضور ما در ایران و تشکیل انجمنهای دوازدهقدمی میگذرد.
بدینسان ?بهبودی? در ایران هم تجربه شد. آغاز این تجربه در امریکا در سال 1935, یعنی حدود شصت و هشت سال پیش بود. ما هم نزدیک نُهسال است که دستاندرکار این تجربة گرانبها هستیم. امیدی که در ما میبینید, امید سابقهداری است و ما میدانیم که از بیماری اعتیاد میتوان رها شد, آن را متوقف و مهار کرد, اگرچه علاجپذیر نیست. یکی از مشخصههای اصلی اعتیاد این است که معتاد اختیار مصرف موادمخدر و تعیین نوع موادمخدر را از دست میدهد. اگر اعتیاد علاجپذیر باشد, مفهومش این است که ما میتوانیم اختیار یا قدرت انتخاب معتادی را که اختیار و کنترل مصرفکردن یا مصرفنکردن موادمخدر را ندارد, به او برگردانیم. به عبارت دیگر اگر ما بتوانیم این اختیار را به او بدهیم یعنی اینکه علاجش کردهایم. اما هنوز, هم در تجربة جهانی و هم در تجربة بومی خودمان نتوانستهایم این کار را بکنیم. یعنی معتادی نیست که حتی سالها پس از بهبودی ادعا کند که توانسته است اختیار در نوع مصرف مواد و میزان آن را بازیابد. با توجه به علاجناپذیربودن اعتیاد, راهی که ما برای خلاصی و رهایی از آن پیدا کردهایم, راهحل ?معنوی? است. بیماری اعتیاد از دیدگاه ما, یک بیماری معنوی, احساسی ـ عاطفی, فکری و روحی است.
ممکن است در این زمینه, بیشتر توضیح دهید؟
از لحاظ روحانی, مشکل من و هزاران معتاد در حال بهبودی دیگر که داستانهایشان را شنیدهام, این بوده است که از اول زندگی رابطة درست و صحیحی با خالقمان پیدا نکردهایم. یعنی ریشه و پایة ما برای ورود به این دنیا, سستبنیاد و متزلزل بوده است. چند روز پیش فکر میکردم که چرا کشور افغانستان با این که مرکز تولید موادمخدر است, اما معتادان کمی دارد. جمعبندی من ـ درست یا غلط ـ این است که اینها هنوز سنتی هستند. از لحاظ مذهبی اعتقاداتشان بسیار قوی است و هنوز آلودگیهای دنیوی و زندگی ماشینی, مخصوصاً فشارهای زندگی ماشینی اینها را درگیر نکرده است. درنتیجه نیازی به استفاده یا سوءاستفاده از موادمخدر ندارند.
گفته میشود در خود ایران هم همینطور بوده است. مثلاً زمان دکترمصدق در روستاها تریاک بهوفور موجود بود و بخش عمدهای از درآمد دهقانان از فروش تریاک به دولت بود, مگر اینکه کسی دلدرد مراق میگرفت یا مریضی مشابه آن که بهعنوان آرامبخش از تریاک استفاده میشد.
من متولد سال 1323 هستم. هفدهساله بودم که هروئینی شدم (سال 1340). یادم هست که در آن زمان تعداد معتادان انگشتشمار بود. از آنجا که من الگوی مثبتی نداشتم تا او را انتخاب کنم و به او تأسی جویم, بنابراین الگوهای منفی را انتخاب کردم. چند نفری در تهران بودند که بچههای پولدار بودند, بچههایی که ماشینهای شیک داشتند و در اجتماع از معروفیت و محبوبیت برخوردار بودند و من خیلی دلم میخواست شبیه اینها باشم. نمیتوانستم ماشینهای گرانقیمتی را که آنها داشتند تهیه کنم, نمیتوانستم پدرومادرهای بانفوذ و خانههای آنچنانی داشته باشم, ولی فکر کردم مثل اینها هروئینی که میتوانم بشوم و همین اتفاق هم افتاد. آن اوایل یادم هست که به هروئینی بودن تظاهر میکردم و اینها هم بازمیگردد به همان تعریف اولیهای که ما از بیماری اعتیاد کردیم که یک بیماری تمامعیار معنوی و روحی است. کسی که از خالق و آفریدگار خودش دور باشد و ارتباطی با او نداشته باشد, نمیتواند دارای هویت و امنیت درستی هم باشد. ریشة احساس امنیت برمیگردد به داشتن رابطه با خالق و بعد هم خانواده, که معمولاً اگر زندگی معتادان را ـ مثل زندگی خود من ـ بررسی کنیم, میبینیم که ما از لحاظ اعتقادی, از لحاظ باورهای ریشهای, سست و متزلزل بودهایم؛ البته شاید تظاهراتی میکردیم. حتی تظاهرات عرفانی, اما ریشهای نبوده و باوری در متن آن نبوده که ما را حمایت کند, با خانوادهمان هم همینطور. ممکن است خیلی از ما, در خانوادههای مرفّه بهدنیا آمده باشیم. من اوایل فکر میکردم شاید علت اعتیاد ?فقر? باشد. البته فقر هم میتواند یک عامل باشد, ولی معتادان زیادی را میبینیم که واقعاً مرفّه بودند, معتادانی را میبینیم که خانوادههایشان حتی بیش از حد به اینها توجه کردند, درنتیجه نمیتوانیم بگوییم که از بیتوجهی خانواده بوده است. بیسوادی را هم نمیتوان عامل اعتیاد دانست. درصد بسیار بالایی از کسانیکه ما با آنها سروکار داریم, دارای تحصیلات عالیه هستند. در میان دوستان خودمان پزشکان زیادی داریم که بیماری اعتیاد در آنها هست و رو به بهبودیاند و افراد دیگری هم که مهندس یا فوقلیسانس هستند و اعتیاد همهچیز را از آنها گرفته و حتی کارایی آنها و توان اینکه بتوانند از این تحصیلات عالیه بهرهبرداری کنند,از بین رفته است. یکی از دوستان پزشک ما, چنان کاراییاش را از دست داده بود که این اواخر در میدان سیداسماعیل (خیابان سیدمصطفی خمینی) کنار خیابان بساط میکرد و اجناس دست دوم خریدوفروش میکرد. به این ترتیب نمیتوان هیچکدام از این عواملی را که ما فکر میکردیم عوامل اولیة اعتیادند, عامل اصلی بهحساب آورد و به آنها رجوع کرد. عامل اصلی از دیدگاه و جمعبندی من, بعد از تجربة بیست و پنج سال اعتیاد فعال و هفدهسال بهبودی, این است که منشأ اعتیاد ریشه در نداشتن رابطة درست با خالق و نداشتن ارتباط صمیمی و عاشقانه با خانوادة درجة یک, معمولاً پدرومادر و بعد ورود به اجتماع با عدمامنیت و هویت است. چنین فردی کاندیدای خوبی است, برای اینکه هرنوع سوءاستفادهای از او بشود. حتی کسانی که این ضعف را در مردم تشخیص میدهند, قادرند از آن ضعف سوءاستفاده بکنند. کسانی در تاریخ بودند که چنین دانشی را در مورد مردم داشتند و از آنها سوءاستفاده میکردند. مثلاً اگر به سالهای جنگ جهانی دوم و حتی قبل از آن بازگردیم و تشکیل دولت هیتلر و نازیسم در آلمان را بررسی کنیم, میبینیم که ریشههای بیاعتقادی سبب شد که یکنفر بتواند حتی از یک ملّت سوءاستفاده کند. اعتیاد آنها به چیز دیگری بود, به قدرت بود, به نظامیگری و میل به سلطهگری بود. معتادانی مانند من هم به موادمخدر رجوع میکنند و بازیچة موادمخدر قرار میگیرند.
مشخصات فایل
عنوان: افسردگی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 6
محتویات
افسردگی
شرح بیماری
علایم شایع
علل
عوامل تشدید کننده بیماری
پیشگیری
عواقب مورد انتظار
عوارض احتمالی
درمان
اصول کلی
داروها
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
رژیم غذایی
منبع
قسمتی از مان
افسردگی
شرح بیماری
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی، یا ناامیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، به علاوه علایم همراه.
علایم شایع
از دست دادن علاقه؛ بیحوصلگی و دلزدگی؛ ناتوانی از لذت بردن
احساس ناامیدی؛ بیحالی و خستگی
بیخوابی؛ خواب زیاد یا ناراحت
گوشهگیری اجتماعی؛ احساس بیارزش بودن ومورد نیاز نبودن
بیاشتهایی یا پرخوری؛ یبوست
از دست دادن میل جنسی
مشکل داشتن در تصمیمگیری؛ مشکل داشتن در تمرکز
یکباره به گریه افتادن بدون توضیح مشخص
احساس گناه شدید به خاطر وقایع بیاهمیت یا خیالی
تحریکپذیری؛ بیقراری؛ افکار خودکشی
دردهای مختلف، مثل سردرد، درد قفسه سینه بدون شواهدی از بیماری جسمی
علل
برای بیماری افسردگی واقعی هیچ علت یگانه و روشنی نمیتوان متصور بود. بعضی از عوامل زیستشناختی مثل بیماریهای جسمی، اختلالات هورمونی، یا بعضی داروها میتوانند نقش داشته باشند.
عوامل اجتماعی و روانی نیز میتوانند نقش داشته باشند.
اختلالات ارثی نیز میتوانند مؤثر باشند.
بروز این حالت ممکن است با تعداد وقایع ناراحتکننده زندگی فرد ارتباط داشته باشد.
عوامل تشدید کننده بیماری
عصبانیت یا احساس دیگری که فرو خورده شده باشد.
داشتن شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، تکاملگرا، یا شدیداً وابسته
سابقه خانوادگی افسردگی
وابستگی به الکل
شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران
مرگ یا فقدان یکی از عزیزان
از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)
تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید
انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علت سرطان
وجود یک بیماری یا معلولیت عمده
گذر از یک مرحله از زندگی به مرحلهای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی
استفاده از بعضی از داروها مثل رزرپین، داروهای مسدودکننده بتا آدرنرژیک، یا بنزودیازپینها
محرومیت از داروها و مواد محرک مثل کوکائین ، آمفتامینها، یا کافئین
بعضی از بیماریها مثل دیابت، سرطان لوزالمعده ، و اختلالات هورمونی
پیشگیری
عواقب مورد انتظار
در بسیاری از موارد، بیماری خود به خود خوب میشود، اما با کمک گرفتن از پزشک میتوان مدت افسردگی را کم کرد و روشهای مقابله با افسردگی را فرا گرفت. عود افسردگی شایع است. درصد بهبودی بالا است، حتی اگر فرد به هنگام افسردگی، نسبت به بهبودی خود دید منفی داشته باشد.
عوارض احتمالی
خودکشی. علایم هشداردهنده آن عبارتند از: ـ گوشهگیری از خانواده و دوستان ـ عدم توجه به ظاهر خود ـ به زبان آوردن این که فرد میخواهد «همه چیز را تمام کند» یا اینکه «زیادی است و مزاحم دیگران.» ـ شواهدی از داشتن نقشه برای خودکشی (مثلاً نوشتن وصیتنامه یا توجه به یک سلاح قتاله) ـ خوشحالی ناگهانی پس از احساس نومیدی طولانی مدت ـ عدم بهبود افسردگی
درمان
اصول کلی
در صورتی که علایم خفیف تا متوسط باشند، روشهای به عهده گرفتن مراقبت از خود را در پیش گیرید:
با دوستان و خانواده صحبت کنید.
به طور منظم ورزش کنید.
یک رژیم غذایی متعادل و کمچرب داشته باشید.
الکل مصرف نکنید؛
کارهای عادی زندگی خود را ادامه دهید.
فیلمهای خندهدار و شاد ببینید.
در صورت امکان به تعطیلات بروید.
احساسات خود را در یک دفتر خاطرات روزانه بنویسید.
سعی کنید مشکلات در روابط با دیگران را حل کنید (البته بهتر است که در این زمان تصمیمات عمده نگیرید)
تا حدی که میتوانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ کنید.
مسؤولیتهای خود را تا زمان بهبودی به فرد دیگری واگذار کنید.
به گروههای حمایتی در مورد افسردگی بپیوندید.
داروها
داروهای ضدافسردگی برای بعضی از افراد که افسردگی طولانیمدت یا نسبتاً شدید دارند.
لیتیم برای مواردی که دورههایی از سرخوشی غیرطبیعی و افسردگی متناوباً رخ میدهند.
مشخصات فایل
عنوان: افسردگی و خودکشی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
افسردگی و خودکشی
نحوه رویارویی با بیماری افسردگی
داروها
لوکوتومی
قسمتی از متن
افسردگی و خودکشی:
خودکشی می تواند به تنهایی موضوع یک کتاب کامل باشد ولی در اینجا باید به طور مختصر به آن پرداخت زیرا شخصی که تمایل به خودکشی دارد اغلب افسرده نیز هست. کلمه «خودکشی» یعنی کشتن خود ولی در خودکشی انگیزه ی نابود کردن خود همیشه وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد، صاحب درجات مختلفی است.کارل منینگر روانپزشک آمریکایی می نویسد هر فرد خودکشی گرا تمایل به مردن، کشتن یا کشته شدن دارد. منظور او آن است که خودکشی یک عمل تهاجمی است که در آن خشم یا متوجه جهان خارج و دیگران و یا درون خود او می شود. به دلیل وجود این انگیزه های مرکب و درهم، بهتر است کلمه ی بحث برانگیز «خودکشی» را کنار گذاریم و به جای آن «اعمال خود جراحتی» را به کار بریم که می توان آنها را به دسته های زیر تقسیم کرد.
یک عمل کاملاً عمدی- مرگ آور، «خودکشی»؛ یا غیر مرگ آور، «تلاش برای خودکشی».
عملی با انگیزه های دیگر –غیرمرگ آور. «ژست خودکشی»، یا مرگ آور «حادثه منجر به خودکشی».
در گروه اول شخص مصمم به نابودی خود است. در یک مورد موفق به کشتن خود می شود و در یک مورد دیگر با شکست مواجه می گردد. در گروه دوم شخص مصمم به نابودی خود نیست بلکه می کوشد به دیگران ضربه بزند. در یک مورد موفق می شود توجه دیگران را به وضع خود جلب کند و به آنها می فهماند که باید کاری کرد (تقاضای کمک) در یک مورد دیگر بدون آن که واقعاً چنین قصدی داشته باشد به اشتباه خود را می کشد.
در واکشنهای افسرده گونه بروز ژستهای خودکشی کاملاً رایج است (در انگلستان و ناحیه ویلز هر سال تقریباً 50 هزار مورد روی می دهد)، ولی ممکن است اشتباهی رخ دهد و اتفاقی بیفتد. برای کسی که واکنشهای افسردگی داردبه ندرت اتفاق می افتد که واقعاً قصد خودکشی داشته باشد مگر آن که این واکنشها بسیار شدید باشد. از طرف دیگر در بیماری افسردگی خودکشی رایج است (بیش از پنج هزار مورد در سال در انگلستان ویلز).
قصد خودکشی ممکن است در آخرین لحظات با شکست مواجه شود و تلاش برای خودکشی تصور گردد. اینها هیچ یک قوانین مطلق نیستند: در هر موردی ریسک باید به طور جداگانه ارزیابی شود. در زنان جوان تری که شخصیت هستریک یا تخلیه هیجانی دارند بیشتر امکان بر ژست خودکشی و یا حادثه وجود دارد. آنها نمی توانند تضادهای درونی خود را به صورت اعمالی روشن بیان کنند و در عوض نومیدی و فشارهای خود را به صورت اعمالی نشان می دهند که هم عنصر درخواست کمک و هم نوعی دستکاری و رنگ و لعاب در آن وجود دارد.
اعمال خودکشی و تلاش برای خودکشی میان مسن ترها رایج تر است و مردان بیشتر از زنان به آن مبادرت می ورزند. یک پیرمرد زن مرده تنها و منزوی که اغلب دچار نوعی ناتوانی مزمن جسمی نظری کری رو به افزایش یا برونشیت مزمن است و یا معتقد است که هیچ کس او را نمی خواهد و یا به زودی از سرطان خواهد مرد بسیار بیشتر احتمال مبادرت به خودکشی را دارد. گاهی اوقات این قصد به هیچ وجه روشن نیست. افراد مسن و دچار آشفتگی ممکن است نیمه شب بیدار شوند و برای آرام کردن خود قصد نوشیدن فنجانی چای کنند. آنها پیچ گاز را می پیچانند دنبال کبریت این طرف و آن طرف می گردند و حواسشان به جای دیگری معطوف می شود، فراموش می کنند داشتند چه می کردند و چند ساعت بعد جسد آنها در یک اطاق مملو از گاز پیدا می شود، آیا این یک حادثه است یا خودکشی؟ چه کسی واقعاً می داند؟ شاید در تمام این پایانهای ناخوش، ترکیبی پیچیده از هر دو وجود دارد.
اگر رفتار خودکشی نمایانه را به عنوان یک بیماری پیش رونده مورد مطالعه قرار دهیم، خطر احتمال خودتخریبی در برخی از زمانها بیشتر از سایر موارد است. هنگامی که فردی به شدت افسرده می شودو علائم مشخص احساس گناه، سرزنش خود و نومیدی در او ظاهر می شود، خطر فزاینده ی قصد خودکشی پیش می آید. عمیق تر شدن افسردگی باعث می شود که کندی کار روانی حرکتی، اراده ذهن و سازمان بدن را تحلیل ببرد و خطر خودکشی نیز کاهش یابد زیرا فرد بسیار افسرده قادر نیست اراده کافی را برای از میان بردن خود جمع و ذخیره کند. پس از آن، تحت تأثیر معالجات، افسردگی کاهش می یابد و ازکندی کار روانی- حرکتی (پسیکوموتور) نیز کاسته می گردد و این در حالی است که احساس گناه (اغلب پوشیده) به قوت خود باقی است. در این حالت خطر بروز رفتار خودکشی نمایانه مجدداً افزایش می یابد. بسیاری از خانواده ها به این ترتیب غالفگیر شده اند: «ما فکر کردیم حالش آن قدر بهتر شده که دیگر احتیاجی به مراقبت دائم از او نیست. خودکشی او واقعاً تعجب آور بود».
در کمک به افرادی که تمایل به خودکشی دارند نقش داوطلبها از اهمیت خاصی برخوردار است. با سالی پنج هزار مورد خودکشی در کشور (انگلستان)، امر جلوگیری از خودکشی اهمیت ویژه ای دارد، بخصوص آن که می توان افسردگی را که پایه و اساس چنین کاری به شمار می آید به نحوی مؤثر معالجه کرد.
مشخصات فایل
عنوان : هنجاری هایی درتربیت
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 5
محتویات
هنجاری هایی درتربیت
روش پرورش نوجوانان و جوانان
نقش خانواه
برخوردهای نامطلوب
قسمتی از متن
هنجاری هایی درتربیت
روش پرورش نوجوانان و جوانان
- سخنی ازامام علی (ع) درموردنقش معلم‹‹ کسی که خود را درمقام راهبری مردم قرار می دهد، باید بیش از آنکه به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم خویش اقدام کند. وتأدیب او به عملش، پیش از تأدیب بوسیله زبانش باشد. کسی که معلم ادب کننده خویشتن است ، به احترام سزاوارتر از کسی است که (فقط) معلم ومربی مردم است››.
- ازدستوردادن مستقیم ومکرر به کودکان خودداری کنید. بگذاریم که خودش آنگونه رفتاری راکه از او انتظار داریم درک واحساس کند .اولیاء باید دربرخورد رفتاری قابل ارزش وآگاهانه ومبتن برآزادی ارائه دهند نه ناگهانی وعکس العمل وانفعالی که موجب اختلالات روانی دررفتارهای بعدی آنان گردد. باید بدانید مقررات مربوط برآنان به چه علت وبرای چه وضع شده است ودلیل کارها را بدانند تا بهتر پذیرا باشند ودراین راستا باید سعی شود.
دادن آزادی به نوجوان موجب ایجاد روحیه ای استقلال طلبانه وکنجکاو در آنان می گردد درنتیجه ، تلاش وکوشش آنان درتسلط به محیط افزایش یافته ودارای روحیه اعتماد به نفس می گردد. بطوریکه دربرخورد با موقعیت های جدید آمادگی استفاده از شیوه مناسب برای انجام عکس العمل مناسب دروجودشان متبلور می گردد. البته تشویق والدین به این امر کمک بسزایی می کند.والدین ومربیانی که ازآزادی وحرکت وتکاپوی جلوگیری می نمایند، باعث ازدست دادن یا ضعیف شدن روحیه کنجکاوی وانگیزه استقلال طلبی واعتماد به نفس آنان می گردد. تا آنجا که بیشتر آنها حس ابتکارواستقلال خود را از دست داده ودرانجام کارها ناتوان شده وفاقد پایداری واستقامت درکارها می شود ولذا دربرابر مشکلات با سختی ودشواری روبروگشته وازانجام کارها سرپیچی نموده ومرتب شکایت می کنند. به نظر می رسد علت این کارها فقدان تشویق وآزادی عمل برای کوشش های اولیه دوران نوجوانی باشند. اختلافات والدین دردشواری های امور جنسی، عدم همکاری ودرک یکدیگر اختلاف سنی، اختلاف عقیده، وهمچنین اختلاف دوستان وفامیل وبطور کلی، فقدان روابط محبت آمیز بین والدین، درایجاد ارتباط بی دغدغه وسالم ویا دشواری های عاطفی وناسازگاری فردی ومشکلات یادگیری دانش آموز تأثیربسزایی دارد.
- همانند سازی یا الگوگیری: همانند سازی جریانی است ناخودآگاه که با احساس لذت وآرامش کودک تداعی می شودو روابط تنگاتنگ یا منبع پاداش دهنده وتشویق کننده دارد، بطوریکه کودکانی که همانند سازی شدید با والدین ومربیان خود دارند که آنان را گرمتر وپرمحبت تر وپاداش دهنده تر احساس کنند واین نکته گواه براین است که اساس وپایه همانند سازی، عشق ومحبت واحترام به والدین ومربی نسبت به شخصیت کودک نهفته است ووالدین هرقدر بتوانند با کودکان ارتباط نزدیک حاصل کنند، درایجاد این جریان موفقتر خواهند بود. والدین پرخاشگر، فرزندان پرخاشگری را پرورش می دهند وهمچنین پدر ومادر مؤدب وبا مهر ومحبت ، کودکان باادب وپراحساس وبا محبتی را تربیت می کنند. تحقیقات نشان داده است که به بغرنج ترین مسائل روانی درجوانان بعلت نقص وضعف تربیتی دردوران اولیه زندگی آنان ایجاد گردیده است.
- به تجربه ثابت شده که والدین بی توجه، وآنان که وقتی را صرف تربیت فرزندانشان نمی کنند ازسوی نونهالان خود جدی گرفته نمی شوند . دخالت درکارهای کودکان باید بطور راهنمایی وارشاد باشد. نه بصورت امر ونهی- تا روح لطیف کودک درسازگاری با عمل، توافق بیشتری ازخود نشان دهد. برخورد با موقعیت های تازه بخصوص درروابط اجتماعی درصورت جذاب بودن به تجدید سازمان شخصیت کودک می پردازد.
- مربیان ووالدین باید واکنش ها ورفتارهای نوجوانان را ، که موجب ناسازگاری وناکامی می شود وآنها را تحت فشار قرار می دهد احساس کرده وفوراًبه گونه ای عاقلانه وی را از چنان موقعیتی خارج نمایند وهمواره باعث وگفتگوی دوستانه اورا راهنمایی وارشاد نمایند. تنبیه وبرخوردهای خشن دراین موقعیت سبب پرخاشگری بیشتر شده، ایجاد بیماری ها و ناسازگاری های روانی دیگر خواهد شد.
- تقویت اعتماد به نفس درکودکان محرکی است که می تواند آنان را درانجام بهترین کارها یاری دهد اگر اعتماد به نفس ازکودک سلب شودکودک درخود احساس ناامنی کرده وشوق واشتیاق انجام هیچ نوع کاری را نخواهد داشت واگر این احساس ادامه یابد کودک به فردی ناتوان وبی مصرف تبدیل خواهد شد. از راه تشویق وبشارت دادن درباره کارهای خوب ونکات مثبت اخلاقی وعدم سختگیری درکودک ونوجوانان می توان وی را به سعی وتلاش واستقلال شخصیتی اش رشد خواهد نمود. ایجاد ارتباط با نوجوانان مستلزم صرف وقت است که دراین رابطه والدین ومربیان بایستی از اوقات مفید خود سرمایه گذاری کنند وحتی المقدور اوقات ویژه ای را برای این مهم درنظر بگیرند . والدین باید برای قدرت تشخیص نوجوانانه احترام قائل شوند بطوری که آنان باورکنند که وجود دارند ومی توانند فکر کنند، استقلال نمایند ونظریات خود را برای دیگران تشریح نمایند.
نقش خانواه
- وقتی که به کمک نیازدارید، نزدیکان وبستگان مجرب خود را فراموش نکنید. اعتماد آنها خیلی بیش ازآنچه شما می پندارید، می تواند یاری دهنده باشد. معمولاً دختران جوان مسائلشان را کمتر باخانواده خود مطرح می کنند واین شاید بدان جهت باشد که اغلب خودپدرومادرها یک بخش ازمشکلات جوانان هستند وچه بسا اصلاً خود مسبب وایجاد کننده مشکل باشند. حقیقت این است که رشد روانی اکثریت غریب به اتفاق کودکان، دورازچشم پدر ومادر پیش می رود آنها از روحیات فرزندان خود بی خبر می مانند واین باعث بسیاری ازسوءتفاهم ها می شود. مواردی هست که جوانان نمی توانند راحت با والدین خود صحبت کنند وموضوعاتی هست که درحضور آنان نمی توانند برزبان آورند، چراکه فکر می کنند پدر ومادر نمی توانند خود را به جای آنها بگذارند ومسائل ومشکلاتشان را درک کنند . ازطرف دیگر ، احتمالاً وقتی والدین مقاومت جوانان را درمقابل عقایدشان می بینند وآشفته می شوند واز کمک بازمی مانند اگر این موانع برطرف شوند، همکاری والدین می تواند بسیار مفید واقع شود ووالدین صمیمانه دلشان می خواهد که فرزندانشان مشکلات خود را با آنان مطرح کنند بنابراین اگر یک جوان فکرمی کند که آنان نخواهند توانست مشکلاتشان را درک کنند ، بازهمه بهتر است موضوع را امتحان کنند. شایدتصور او اشتباه باشد به هرحال تحسین کسانی که می توانند ازآنها انتظار کمک داشت پدر ومادریا جانشینان آنهاهستند .
مشخصات فایل
عنوان: بررسی الگوی سنی ازدواج در ایران
قالب بندی: word
تعداد صفخات:31
محتویات
بیان مسئله
نمودار شماره 1: نمایش میانگین سن ازدواج در زن و مرد بر اساس فرمول فوق
عوامل موثر بر الگوی سنی ازدواج
روش تحقیق
تحلیل داده ها
هرم سنی به تفکیک روستا و شهر در کل کشور
جدول شماره 1: جمعیت های برآورد شده در گروههای سنی به تفکیک جنس و تاهل در کل کشور در سال 1382
جدول شماره 2: جمعیت های برآورد شده در گروههای سنی به تفکیک جنس و تاهل در روستا در سال 1382
جدول شماره 3: جمعیت های برآورد شده در گروههای سنی به تفکیک جنس و تاهل در شهر در سال 1382
نمودار شماره 2: هرم سنی روستایی به تفکیک تاهل وتجرد در سال 79
نمودار شماره 3: هرم سنی شهری به تفکیک تاهل وتجرد در سال 79
نمودار شماره 4: هرم سنی به تفکیک تاهل و تجرد در کل کشور در سال 79
گروه های سنی
نمودار شماره 5: تغییرات میانگین سن ازدواج در زن و مرد در طی سالهای مورد مطالعه
در کل کشور
و . . .. .
قسمتی از متن
به نام خدا
بررسی الگوی سنی ازدواج در ایران
بیان مسئله:
کنترل میزان رشد جمعیت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه بحساب می آید. جمعیت دنیا در سال 1950 دو و نیم میلیارد نفر بوده و اکنون از مرز 6 ملیارد نفر گذشته است و پیش بینی می شود در سال 2025 میلادی به 5/8 میلیارد نفر برسد طی همین سالها در ایران روند رشد جمعیت از متوسط دنیا بالاتر بود و جمعیت 10 میلیونی 100 سال قبل اکنون به نزدیک به 7 برابر رسیده است[i].
کشور جمهوری اسلامی ایران که در دوران سالهای اولیه انقلاب دارای رشد جمعیت بالا و در حدود7/2 (که تا 4/3 نیز ذکر شده است)[ii] و در سالهای اخیر این میزان رشد تا حدود 7/1 (و مواردی تا 2/1 نیز ذکر شده) کاهش یافت این کاهش رشد جمعیت ناشی از اجرای طرحها و برنامه های کنترل جمعیت در سالهای اخیر بوده است.
هرم سنی جمعیت ایران در سالهای اول بعد از انقلاب شکلی مخروطی با قاعده پهن به خود گرفت که این شکل نشانگر رشد جمعیت بالا است و در سالهای بعد این رشد بسرعت کنترل و باعث تغییر در شکل نمودار فوق گردید بطوری که اکنون یک ناحیه فرو رفته در قاعده مخروط را می توان بوضوح مشاهده کرد مشابه این تغییر را می توان در نمودار رشد جمعیت کشور های اروپایی و بخصوص در کشور آلمان پس از جنگ جهانی اول مشاهده نمود که البته این تغییر شکل نمودار در اروپا در بین گروه جوانان و افراد میانسال (بویژه مردان ) و بدلیل کشته شدن سربازان در جنگ بوده است در حالی که تغییر شکل مزبور در کشور ما ناشی از کنترل رشد جمعیت و تنظیم خانواده می باشد.
کشور ایران دارای جمعیت جوانی می باشد و برابر آمار (در زمان مطالعه) حدود 35% جمعیت کشور را افراد زیر 18 سال تشکیل می دهند این آمار اهمیت تحقیق در مسائل جوانان و از جمله مسئله ازدواج را روشن تر می نماید[iii].
براساس مطالعات انجام شده در سال 1365 از سوی سازمان ثبت احوال نشان می دهد که 99 در صد از زنان کشور ما موفق به ازدواج می شوند و تنها یک درصد آنان تا پایان عمر خود موفق به ازدواج نمی شوند[iv].
شاخص دیگر میانگین طول مدت ازدواج است که این رقم در جامعه ما بسیار بالا است.
الگوی ازدواج در ایران بر اساس باور مردم به این گونه است که شوهر باید از زن بزرگتر باشد و میزان تفاوت سن حداقل 5 سال را لازم و این اختلاف سن را ضامن بقای خانواده ها می دانند.
همچنین طبق تحقیق انجام شده از سوی سازمان ثبت احوال میزان تفاوت سنی زن و مرد در کشور طی سالهای دهه 60 بین 8/4 تا 1/5 بوده است[v] اخیرا مجلس شورای اسلامی نیز در یک طرح پیشنهادی سن قانونی ازدواج برای مردان 18 و برای زنان را 15 سال اعلام نمود.
آمار های موجود اختلاف سن زن و مرد را در جوامع مختلف و از جمله در جوامع غربی نیز در همین حدود نشان می دهد تا به آنجا که فرمول زیر را که از دوران ارسطو باقی مانده است برای تعیین سن مناسب ازدواج زن و مرد صادق دانسته اند.
7+ (2/ سن مرد) = سن زن
نمودار شماره 1: نمایش میانگین سن ازدواج در زن و مرد بر اساس فرمول فوق
بر اساس این طرز تفکر و طبق فرمول فوق مشخص است که با افزایش سن ازدواج میزان اختلاف سن زن و مرد نیز افزایش می یابد به گونه ای که سن مناسب زن برای مرد 14 ساله معادل 14 سال و برای مرد 20 ساله معادل 17 سال و برای مرد 40 ساله معادل 27 سال و برای مرد 60 ساله معادل 37 سال خواهد بود.
نتیجه چنین تفکری در صورتی که میزان رشد جمعیت همواره مثبت باشد آن است که همیشه تعداد زنان در معرض ازدواج به مردان در معرض ازدواج بیشتر بوده است این موضوع تا کنون مشکل حادی را برای ازدواج زنان بوجود نیاورده لیکن این مشکل همیشه بطور مزمن خود را بروز داده است اگر چه تعدد زوجات باعث شده است تا ازدواج تعداد کمی از این بانوان نیز ممکن گردد.
بر اساس آمار منتشره از سوی سازمان ثبت احوال 82/2 درصد مردان کشور ما در سال 1370 دارای 2 همسر بوده اند که تعداد بیش از 345 هزار نفر از زنان را شامل می شود[vi] اگر فرض کنیم که فرهنگ چند همسری در جامعه همچنان حاکم باشد باز هم نمی توان انتظار داشت که کلیه دختران فرصت ازدواج را پیدا نماید ضمن آنکه عوارض چند همسری را نیز باید پذیرا باشند.
به ازای هر مرد در سن ازدواج حداقل یک زن در سن ازدواج و با اختلاف سنی ذکر شده وجود دارد لیکن با توجه به الگوی سنی ازدواج و فرهنگ اختلاف سن زن و مرد حاکم بر کشور ما انتظار می رود با توجه به تغییراتی که در میزان رشد جمعیت در کشور ما اتفاق افتاده است و منحنی هرم سنی در بخش قاعده آن دچار فرورفتگی شده است در سالهای آینده تعداد پسر های آماده ازدواج از تعداد دختر ها بیشتر شده و چه بسا تعداد قابل توجهی از آنان تا پایان عمر مجرد باقی بمانند اگر چه ممکن است تعدادی از مردان به فکر خروج ازکشور برای ازدواج افتند البته امکان واردات دختر از کشور های دیگر را نیز می توان در نظر گرفت! در هر حال این مشکل را با قانون چند همسری هم نمی توان رفع نمود!!
لازم به ذکر است در صورتی که بخشی از افراد جامعه بدلیل عدم تعادل تعداد پسر و دختر آماده ازدواج مجرد باقی بمانند علاوه بر ایجاد زمینه های فساد برای آنان بخش وسیعی ازافراد متاهل جامعه را نیز به فساد سوق می دهند حال این سوال پیش می آید که آیا افزایش تعداد افراد مجرد در جامعه را باید یک معضل بشمار آورد و یا اینکه مانند غربیها آن را به عنوان عامل کنترل جمعیت بحساب آورده و از آن استقبال نمود به هر حال پیش بینی میزان تجرد در بین زنان و مردان در سالهای بعد می تواند امکان تصمیم گیری های حساب شده و بموقع برای سیاستگزاران بهداشتی و بلکه فرهنگی و اقتصادی را فراهم سازد.
در یک بررسی وسیع که بوسیله دفتر سلامت خانواده و جمعیت در وزارت بهداشت و درمان و با نظارت مرکز آمار و همکاری کارشناسان و سازمانهای بین المللی در مهر ماه سال 1379 انجام شد آمار و اطلاعات بسیاری در زمینه جمعیت و شاخصهای توسعه جمع آوری گردید در این تحقیق علاوه بر سن تولد کلیه افراد خانواده سن ازدواج در زوجین مورد سوال قرار گرفت که زمینه بسیار مناسبی را برای انجام تحقیق در این زمینه فراهم ساخته است[vii].
لازم به ذکر اکنون نتایج این مطالعه تحت عنوان سیمای جمعیت و سلامت در جمهوری اسلامی ایران (مهر ماه 1379) منتشر شده است
عوامل موثر بر الگوی سنی ازدواج:
الگوی سنی ازدواج در هر جامعه ای تابع شرایط عرضه وتقاضای حاکم بر آن جامعه می باشد و عوامل موثر برآن عبارتند از:
الف - عوامل موثر بر سن ازدواج در زن و مرد 1- وضعیت تحصیلی و فرهنگی افراد جامعه 2- وضعیت اقتصادی جامعه 3- امنیت و آرامش حاکم بر جامعه 4- طبقه اجتماعی خانوار (شهری و روستایی – کارگری و کشاورزی) 5- قوانین و مقررات حاکم بر جامعه ب - عوامل موثر بر اختلاف سن زن ومرد در هنگام ازدواج 1- سنتها و فرهنگ اختلاف سنی زن و مرد در هنگام ازدواج حاکم بر هر جامعه 2- وضعیت تحصیلی و فرهنگی افراد جامعه 3- قوانین و مقررات حاکم بر جامعه 4- میانگین سن ازدواج در جامعه
ج – عوامل موثر بر افزایش و کاهش میزان ازدواج
1- وضعیت اقتصادی جامعه 2- پایین بودن سن ازدواج 3- پذیرش فرهنگ تجرد در جامعه
د – عوامل موثر بر ازدواج مجدد در زن ومرد
1- پذیرش فرهنگ چند همسری از سوی جامعه 2- میزان طلاق در جامعه 3- میزان از دست دادن همسر بدلیل فوت در بین زنان و مردان
ه- عوامل موثر بر نسبت جنسی در جامعه
1- تعداد پسر و دختر مجرد هر گروه سنی 2- تغییرات در الگوی باروری و افزایش و یا کاهش شدید رشد جمعیت 3- مرگ و میر و یا تلفات ناشی از جنگ در بین جنس مذکر 4- مهاجرت ها ی بی رویه جوانان به خارج از کشور 5- مهاجرت های بی رویه اتباع خارجی بی همسر به داخل کشور 6- مهاجرت های شغلی در بین جنس مذکر
اهداف: هدف کلی: بررسی الگوی سنی ازدواج در ایران و برآورد وضعیت آن در سالهای آینده اهداف اختصاصی:
اهداف کاربردی:
سئوال ها:
فرضیات:
روش تحقیق:
بمنظور بررسی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی در جمهوری اسلامی ایران دفتر سلامت خانواده و جمعیت با همکاری مرکز آمار ایران و با مشارکت کارشناسان و سازمانهای ملی و بین المللی طرح تحقیقاتی وسیعی را در مهرماه 1379 در سراسر کشور به اجرا در آورده است.
در این طرح ملی که زیر نظر کارشناسان ستادی وزارت بهداشت و مرکز آمار انجام شد پرسشنامه ای 22 صفحه ای مشتمل بر کلیه اطلاعات جمعیتی و بهداشتی کشور تهیه گردید.
در این بررسی که توسط تیم های با تجربه از سراسر کشور و با نظارت کارشناسان ستاد مرکزی وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران انجام شد اطلاعات فراوانی در زمینه های اطلاعات عمومی خانوار - اعضای خانواده ها - وضعیت کار افراد 5 تا 14 سال - حادثه و معلولیت در خانوار - تسهیلات و امکانات رفاهی خانوار - اطلاعات عمومی و باروری و شیردهی زنان 10 تا 49 ساله – تنظیم خانواده – وضعیت کودکان زیر 5 سال در مورد بیماریهای اسهالی و عفونتهای حاد تنفسی – آموزش پیش دبستانی و شیر مادر جمع آوری گردید.
برای بررسی الگوی سنی ازدواج در ایران نیاز به داده هایی در زمینه سن ازدواج زن سن ازدواج مرد و سال ازدواج آنها می باشد در طرح بررسی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی در ایران داده های جمع آوری شده که قابل بکارگیری در این بررسی می باشند عبارتند از:
در این بررسی برای هریک از افراد زن 10 – 49 ساله خانوار که حداقل یک بار ازدواج کرده فرم مخصوص تکمیل شده است بگونه ای که کلیه زنان همسردار یا بی همسر (بعلت طلاق یا فوت همسر) مورد پرسشگری قرار گرفته و به سوالات فوق پاسخ داده اند.
لازم به ذکر است که با داده های موجود می توان میزان ازدواج و الگوی ازدواج را به تفکیک هر سال مورد بررسی قرار داد برای این منظور کافی است برای بدست آوردن سال ازدواج از فرمول زیر استفاده کنیم.
سن زن در اولین ازدواج + سن زن – 1379 = سال ازدواج
بدین تربیب می توان فهمید که هر گروه سنی از زنان با کدام گروه سنی از مردان ازدواج کرده اند و در طی سالهای مختلف این الگوی سنی چه تغییری کرده است. با فرض ثابت ماندن الگوی بدست آمده در دهه آینده و درصورت اعمال این الگو میتوان روند توزیع سنی زنان و مردان در معرض ازدواج در سالهای آینده را پیش گویی و مورد مطالعه قرار داد.
نمونه گیری:
با توجه به اینکه در بررسی انجام شده حجم نمونه زیادی جمع آوری شده است و نمونه شباهت به سرشماری خواهد داشت و تعیین حجم نمونه نیاز نخواهد بود.
در این بررسی از هر استان دوهزار خانوار روستایی و دوهزار خانوار شهری مورد بررسی قرار گرفتند و حدود 114 هزار خانوار ایرانی (مشتمل بر 536 هزار نفر) مورد پرسشگری قرار گرفته که برای هر خانوار پرسشنامه هایی مشتمل بر 22 صفحه توسط نیروهای کارآزموده تکمیل گردید.
ملاحظات اخلاقی:
در این مطالعه نکات اخلاقی لازم رعایت شده است و در صورت مشاهده امکان وقوع فرضیات فوق با ارائه راه حل مناسب به مسئولان و سیاست گذاران کشور نسبت به پیشگیری از مشکل فوق اقدام خواهد شد .
پیش آزمایی:
از آنجا که این بررسی بر اساس اطلاعات بدست آمده از طرح بررسی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی در جمهوری اسلامی ایران می باشد نیازی به پیش آزمایی وجود ندارد.
نتیجه بررسی:
بررسی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی در تاریخ مهر ماه 1379 با انجام پرسشگری از حدود 114 هزار خانوار در سراسر کشور انجام شد در این بررسی که توسط تیم های با تجربه از سراسر کشور و با نظارت کارشناسان ستاد مرکزی وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران انجام شد اطلاعات فراوانی در زمینه های مختلف جمعیتی بدست آمد.
برای ورود داده ها به رایانه نرم افزار ویژه ای بوسیله EpiInfo طراحی گردید که در آن کنترل های ویژه ای نیز در نظر گرفته شد که این امکان را فراهم نمود تا داده ها با دقت بیشتری ثبت شوند.
طی دوره بررسی فعالیت های کنترل و نظارت و ارزشیابی بصورت مستمر و دقیق توسط مجریان اعمال گردید.
پس از تکمیل و انتشار نتایج بررسی فوق داده های طرح در آذرماه 1382 بطور کامل جهت انجام بررسی بروی الگوی سنی ازدواج در اختیار قرار گرفت.
تحلیل داده ها: بررسی وضع موجود :
پس از دریافت داده ها نسبت به حذف مواردی که دارای داده های ناقص و یا متناقض برای این بررسی بودند از قبیل نداشتن سن هنگام ازدواج و یا سن همسر در هنگام ازدواج و یا عدم تناسب سن فرد با اطلاعات مربوط به تاهل اقدام گردید. لازم به ذکر است موارد حذف شده حدود 0017/0 از اطلاعات جمعیتی و کمتر از 06/0 از اطلاعات مربوط به سن تاهل بوده است که در نتایج بدست آمده بی تاثیر می باشند.
پس از اینکه داده ها پالایش شدند و امکان کار با داده ها فراهم شد نتایج حاصل به تفکیک جمعیت های هر استان – شهر و روستا- زن ومرد- تاهل و تجرد (افراد هرگز ازدواج نکرده و حداقل یکبار ازدواج کرده) و گروه های سنی 5 ساله در جداول ویژه ثبت شد به گونه ای که امکان مقایسه نتایج به تفکیک هر یک از گروه های فوق امکان پذیر باشد از طرفی داده های وضعیت تاهل زنان نیز به تفکیک هر استان – شهر و روستا و گروه های سنی در جداول مربوطه ثبت گردید در ادامه به کمک نرم افزار Excel نمودار هرم سنی در جمعیت های مختلف و به تفکیک هر استان، شهر و روستا و وضعیت تاهل ترسیم شد.
در بررسی اولیه مشاهده می شود که اختلاف چشمگیری در نتایج حاصله از استانهای مختلف و شهر و روستا غیر از موارد خاص مشاهده نمی شود به گونه ای که می توان نتایج هر یک از جمعیت ها را به کل کشور تعمیم داد.
هرم سنی به تفکیک استانها: به منظور بررسی وضعیت الگوی سنی ازدواج در جامعه به تفکیک هر یک از استانها و جمعیت های شهری و روستایی اختلاف سنی زن و مرد بر اساس سالهای ازدواج آنها محاسبه و نمودار مربوطه ترسیم شد نمودار های هرم سنی استانهای مختلف نشان می دهند که کلیه استان های مورد مطالعه از وضعیت تقریبا مشابهی برخوردار هستند اگر چه تفاوتهای اندکی را می توان در نمودار ها مشاهده نمود علیرغم برابر بودن تعداد خوشه ها در هر استان جمعیت های بدست آمده با اندکی تفاوت همراه می باشند.
هرم سنی به تفکیک روستا و شهر: در نگاه اولیه به هرم سنی جمعیت های شهری و روستایی می توان بوضوح به شباهت های بین آنها و هرم سنی هر یک از استان ها و هرم سنی کل کشور پی برد اما در مقایسه بین هرمهای سنی شهر و روستا با کمی دقت می توان اختلاف جزئی موجود بین آنها را ملاحظه نمود و آن اینکه نسبت جمعیت مرد به زن در هر گروه سنی در روستا کمتر از مقدار آن در شهر است این موضوع نشان دهنده مهاجرت شغلی جمعیت های مرد روستایی به سوی شهرها می باشد.
هرم سنی به تفکیک روستا و شهر در کل کشور: برای محاسبه و ترسیم دقیق هرم سنی اطلاعات بدست آمده را پس از وزن دهی با یکدیگر جمع نموده و هرم سنی برای کل کشور به تفکیک شهر و روستا ترسیم گردید.
با توجه به اینکه اطلاعات بدست آمده مربوط به سال 1379 می باشد برای برآورد وضع موجود محاسبه و اصلاح مقادیر بدست آمده ضروری بنظر می رسید. بدین منظور با فرض اینکه الگوی سنی ازدواج در طی سالهای 79 تا 82 تغییر زیادی نداشته است ابتدا الگوی سنی ازدواج را به تفکیک سن برای زن و مرد در سه سال منتهی به 79 محاسبه نموده و مقادیر بدست آمده از تعداد افراد مجرد کاسته شد تا تصویری از وضعیت فعلی در سال 82 بدست آید.
لازم به ذکر است منظور از افراد مجرد افراد هرگز ازدواج نکرده می باشد و افراد متاهل شامل افراد حداقل یکبار ازدواج کرده می باشد.
[i] - علی اکبر رحمانی – رشد جمعیت و اهمیت آمار های حیاتی - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- پاییز و زمستان 1372
[ii] - دکتر محمد میرزایی - ملاحظات جمعیتی مرتبط با توسعه در ایران - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- شماره 10 – زمستان 1373
[iii] - سالنامه مرکز آمار ایران 1379
[iv] - یدالله فرهادی و ارژنگ امیرخسروی – عدم تعادل در عرضه و تقاضای ا زدواج - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- پاییز و زمستان 1372
[v] - یدالله فرهادی و ارژنگ امیرخسروی – عدم تعادل در عرضه و تقاضای ا زدواج - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- پاییز و زمستان 1372
[vi]- دکتر حبیب الله زنجانی - گامی نو در پژوهشهای جمعیتی - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- شماره2 – پاییز 1372
[vii] - معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی - سیمای جمعیت وسلامت در جمهوری اسلامی ایران (مهر ماه 1379)
مشخصات فایل
عنوان: برسی سوء اعتیاد برای جامعه
قالب بندی:word
تعداد صفحات: 41
محتویات
مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت تحقیق
فرضیات تحقیق
متغیر وابسته
متغیر مستقل
هدف کلی
اهداف جزئی
سن
جنسیت
اعتیاد به مواد مخدر چیست
سیگار
چطور شما می توانید متوجه شوید دوستتان سیگار می کشد
و . . . . .
قسمتی از متن
برسی سوء اعتیاد برای جامعه
مقدمه
از جمله شاخص های پیشرفت و معیارهایی که برای ترقی و تعالی هر جامعه منظور
می شود میزان توجه و عنایت به امر « تحقیق و پژوهش» است ، در همین راستا ارزش و اهمیتی که دنیای امروز برای مسئله اخیر قائل شده ، تنها از بعد صوری و ظاهری نیست ، بلکه به دلیل تاثیری است که در تمامی شئون یک جامعه خواهد داشت . به عبارت دیگر از آن جا که مسائل یک اجتماع چون دانه های زنجیر با یکدیگر بستگی و ارتباط دارند ، لذا تحقیق در اصل زمینه رفع معضلات کلی جامعه را فراهم ساخته و موجبی برای دگرگونی های اساسی در ابعاد دیگر نیز خواهد بود . تحقیق در خصوص یک مسئله اجتماعی ، اگر چه محدود به شناخت ویژگی های مد نظر است . اما نتایج حاصل از آن می تواند در
برنامه ریزی های اقتصادی ، سیاسی ، تولیدی و غیره موثر واقع شود از طرفی در دنیای امروز که قضاوت در خصوص ساده ترین مسائل ، و اظهار نظر در مورد ابتدائی ترین امور می بایست بر روش های علمی و معیارهای منطقی استوار باشد قضاوت در خصوص امور اجتماعی ، نمی تواند مستند به بینش شخصی ، یا ارزیابی براساس مشابهت ، و نیز تجربیات فردی صورت گیرد .
بعنوان مثال وقتی سخن از علل گسترش اعتیاد در یک جامعه مطرح می شود بیان فقدان امکانات تفریحی ، محدودیت اشتغال ، کمبود ایمان وتعهد و .... بسیار ساده و از عهده هر کس که الفباء مسائل اجتماعی را بداند ، ساخته و ممکن است ، اما این که سهم هر یک از مشکلات ، در ایجاد پدیده اعتیاد و گسترش اجتماعی آن تا چه اندازه است ، برای مبارزه با آن از کجا و چگونه باید آغاز کرد ، این که تناسب اخلاقیات و معیارهای اجتماعی این جامعه ، با جوامعی که با بهره گیری از شیوه های خاص در زدودن آثار اعتیاد توفیق داشته اند ، چه میزان است و آیا این شیوه ها می تواند جوابگو باشد و . . . ده ها سوال دیگر ، مسائلی است که می بایست در رهگذر تحقیق مشخص نشود .
بیان مسئله:
برای شناسایی مساله سود مصرف مواد مخدر در جامعه علاوه بر شناسایی سایر ابعاد مساله به 2 واقعیت بنیادین زیر باید توجه شود :
1) ساختار ، عملکرد و کارکرد عناصر ، ارکان و مولفه های بنیادین جامعه
2) ساختار ، عملکرد و کارکرد مدیریت جامعه
در توضیح دو واقعیت در هم تافته و بافته فوق الذکر ، بیان این نطقه نظر ضروری است که برای شناسایی مسئله و ارائه راهکارها برای حل مسئله ، محققان جامعه نگر علوم اجتماعی به دو بعد ساختاری جامعه باید توجه جدی نماید یکی از این دو بعد ، وضعیت ساختاری جامعه است که بستر و بنیان حرکت های جامعه را تشکیل می دهد . منظور از وضعیت ساختاری جامعه عبارت است از وضعیت تاریخی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، جمعیتی و شرایط اقلیمی ـ جغرافیایی و منطقه ای است و بعد دوم وضعیت ساختاری روابط و مناسبات اجتماعی ، نظام مدیریتی و نحوه اداره جامعه از خانواده گرفته تا مدیریت سیاسی است . مصرف مواد مخدر و دیگر مواد رونگردان در قرن حاضر از مهم ترین و دردناک ترین معضلات جامعه بشری محسوب می شود به طوریکه امروزه و در آغاز هزاره سوم در کنار بحران های چون تخریب محیط زیست ، رشد بی رویه جمعیت ، فروش انسان و مشروبات الکلی ، چهارمین بحران مواد مخدر و H.I.V ایدز است مواد مخدر به آن دسته از موادی گفته می شود که از طریق کشیدن و بلعیدن ، تنفس ، تزریق ، بالا کشیدن از راه بینی و جذب کردن وارد بدن می گردد ، با سرعت های گوناگون وارد گردش خون شده و در نهایت با ورود به مغز فرد در نحوه احساس ، تفکر ، دریافت و رفتار او تحت تاثیر قار می دهد . براساس آمار منتشر شده 185 میلیون نفر در جهان مصرف کننده مواد مخدر و در کنار آن 10 میلیون قاچاقچی مواد مخدر به کالا تولید ، توزیع و تبدیل آن مشغولند . این فرآیند موجب چرخش اقتصادی بیش از 1500 میلیارد دلار در سال شده است از سوی دیگر عوامل این پدیده شوم سیستمی و گسترده عمل می کند یعنی هم تولید کننده و هم توزیع کننده و تبدیل کننده این مواد است و به خاطر تداوم سیستم اصلی ترین مخاطبان مواد مخدر جوانان است وابستگی به مواد یک اختلال مزمن و عود کننده است و سپس از مدتی تبدیل به یک نیاز جسمی و روانی می شود که رفتارهای اجتماعی و آسیب رسان ( خودتخریبی) به خود و جامعه تحمیل می کند ارتکاب به جرایمی چون دزدی ، فحشاء ، فروش مواد مخدر ، ابتلا به امراض ویروسی و ایدز از عواقب هشدار دهنده سوء مصرف مواد مخدر است . « نجات یک فرد معتاد نه تنها نجات زندگی بلکه نجات جامعه است».
اهمیت و ضرورت تحقیق
تاریخ نشان داده است که برخی از دوره ها مانند وقوع مصائب طبیعی ( زلزله ، سیل و . . .) یا هنگام بروز بحرانهای سیاسی و اقتصادی از قبیل جنگ ها ، انقلاب ها و . . . تعدادی افرادی که هنجارهای اجتماعی را می شکند و زیر پا می گذارند افزایش می یابد ، ممکن است در جامعه ای یا بخشی از آن جامعه بر دلائل نامشخص بیش از حد قابل قبول به نادیده انگاشتن قوانین و نظامات اجتماعی بپردازند دچار انحراف و کجروی شوند بهرکدام از دلائل ذکر شده که باشد ، در نتیجه افزایش کجروی ها و انحرافات ، جامعه تعادل خویش را از دست می دهد ، نظم اجتماعی دستخوش آشوب و اختلال می گردد ، و در اثر فشار حاصل از این عدم تعادل زندگی اجتماعی برای اعضاء آن جامعه دشوار و غیرقابل تحمل می گردد ، باید خاطر نشان ساخت که « خداوند انسان ها را جانی و منحرف بالفطره نیافریده است » بنابراین در بسیاری از موارد علت یا علل بروز جرائم در بطن جامعه نهفته است و نه در مجرمین اگر اصول و مبانی تعلیم و تربیت از دیدگاه های مختلف را بپذیریم یعنی با در نظر گرفتن فرآیند اجتماعی شدن افراد باید گفت که معمولاً « جوامع با عملکرد ضعیف خویش در ایجاد امکانات مختلف مادی و معنوی به منظور ارتقاء رشد فکری ، فرهنگی ، اخلاقی افراد توانایی ها و تمایلات بالقوه آنان را در مسیر فعالیت های بزهکارانه به حرکت وامیدارد . البته با تکیه بر دلائل فوق نمی توان و نباید منحرفین اجتماعی را به بهانه به اصطلاح بیگناهی به حال خویش رها کرد و از آنان سلب مسئولیت کرد ، زیرا مجرم به هر دلیل و به هر شکل که به انحراف کشیده شده باشد تهدیدی جدی برای موجودیت خویش و جامعه ای که در آن زندگی می کند ، محسوب می گردد . حل این مشکل به دو طریق میسر است ، اول جدا کردن مجرمین از جامعه که البته بهترین راه حل نیست ، این عمل همانند درمان است در پزشکی همه می دانند که به دلائل متعدد پیشگیری از درمان بهتر است . اما طبیعی است که بیماران موجود را که حاصل عدم پیشگیری های قبلی است باید درمان کرد ، در غیر این صورت هم خود آن ها و مهم تر از آن دیگران در معرض خطر خواهند بود با این حساب راه حل دوم ، دریافت علل و یافتن ریشه ها و جستجوی مسائل و مشکلاتی است که افراد را بزهکار و منحرف باز می آورد . بعد از یافتن علل کجروی و بزهکاری قدم دیگر اهتمام در رفع و برطرف کردن تمامی عناصری است که بیمارهای اجتماعی را سب می شود . " تحقیق حاضر صرفاً به همین منظور انجام گرفته است . ناگفته پیداست راه حل دوم گرچه مشکل تر است و به دقت ، انرژی ، منابع مادی و نیروی انسانی متخصص نیازمند است ، اما راه حلی است اساسی که اگر بمرحله عمل درآید یعنی با انجام پژوهش ها و تحقیقات می تواند بسیاری از عوامل فردی و اجتماعی جرائم و بزهکاریها را شناسایی کرده و در نتیجه این شناخت و علل پدید آورنده آن به طریق اصولی مبارزه شود لازم به ذکر است که هیچگونه تغییری در جامعه نمی تواند قرین به موفقیت باشد مگر با داشتن آگاهی از چگونگی وضعیت جامعه استوار شده باشد ، لذا مسائل تحقیق بعنوان یک مشکل اجتماعی در حوزه مورد مطالعه از چنان اهمیتی برخوردار است که جهت شناخت علل و عوامل آن ، انرژی ، هزینه ، وقت و نیروی انسانی صرف شده را تحت الشعاع قرار می دهد .
مشخصات فایل
عنوان : بررسی علل خانوادگی اعتیاد جوانان منطقه مراوه تپه
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 10
محتویات
مقدمه
موضوع تحقیق
مسئله تحقیق
مفاهیم تعریف شده در مسئله و موضوع تحقیق
تعریف اعتیاد
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
فرضیات تحقیق
متغییرهای تحقیق
جامعه آماری در تحقیق
روش یا روشهای نمونه گیری
روش و تکنیک غالب در پژوهش
نتایج حاصل از بخش توصیفی داده ها
نتایج حاصل از آزمون فرضیات
نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد
قسمتی از متن
مقدمه
امروزه کسی نیست که در خصوص مضرات و اثرات سوء سیاسی،اجتماعی و فرهنگی معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر شکّی داشته باشد.کارشناسان و صاحب نظران معتقدند که در حال حاضر بحران مواد مخدر در کنار 3 بحران یعنی((بحران نابودی محیط زیست،بحران تهدید اتمی و بحران فقر))به عنوان مسئله روز در آمده است.طبیعی است که حل این بحران و معضل و بلای خانمانسوز از عهده یک سازمان و یا چند مرجع،آن هم صرفاً با یک بر خورد قهری نه تنها خارج بوده بلکه نگرش یک بُعدی به مسئله است و وضعیت فعلی را بدتر خواهد نمود.به گونه ای که عمیقاً احساس می شودتنها راه حل موضوع،خارج شدن از ((برنامه روزی))و گام برداشتن در مسیر ((برنامه ریزی))و ایجاد عزم ملی و بسیج همگانی در این راستا است.
اعتیاد یا به تعبیر آن وابستگی به مواد مخدر و سوء مصرف آن در قرن حاضر از مهمترین و دردناکترین معضلات بشری است.سیل خروشان اعتیاد بی رحمانه در مسیر حرکت خود،کودکان،نوجوانان و جوانان و حتی سالخوردگان را طعمه قرار داده و علاوه بر متلاشی کردن کانون گرم و پاک خانوادگی سبب ناکامی در زندگی و تمایل بخودکشی و مرگ در آنها نیز می گردد.
تحقیقی که اینجانب جهت گذراندن 3 واحد درسی دانشگاه انجام داده ام،با توجه به ضرورت آن در این منطقه که این بلای خانمانسوز، بی رحمانه گریبانگیر بیشتر جوانان شده است انجام گرفته است.امید است که گامی در جهت آگاهی نسل جوان و دانش آموزان باشد.
موضوع تحقیق:
((برسی علل خانوادگی اعتیاد جوانان منطقه مراوه تپه))
مسئله تحقیق:
1- بررسی علل خانوادگی اعتیاد جوانان منطقه مراوه تپه کدامند؟
2- کدام عامل بیشترین تأثیر را در گرایش جوانان منطقه به اعتیاد داشته است؟
مفاهیم تعریف شده در مسئله و موضوع تحقیق:
الف:جوانان ب: خانواده ج:اعتیاد د:معتاد
تعریف اعتیاد: اعتیاد یعنی عادت کردن،خو گرفتن،حالتی که سبب مداومت در استعمال بعضی از داروها از قبیل تریاک،مرفین،هروئین،حشیش و الکل در انسان می شود.(فرهنگ فارسی عمید)
یا به عبارتی دیگر حالتی ناشی از استعمال منظم و پیگیر بعضی از مواد که شخص در صورت محرومیت از آنان دچار اختلالات عصبی و مزاجی می شود.
اهمیت و ضرورت تحقیق: همانطوریکه می دانیم بر اساس هرمهای سنی کشورما با جمعیتی جوان روبرو است و درصد بیشتری از جامعه ما را جوانان تشکیل می دهند.جوانی جمعیت بر تمامی مسایل در همه جنبه ها تأثیر می گذارد.از طرفی اثرات تخریبی فردی و اجتماعی اعتیاد باعث شده است که اعتیاد از یک سو،بزهکاری از سوی دیگر به عنوان بیماری (فردی و اجتماعی) بررسی شده است.
در جریان آموزش و پرورش عوارض نامطلوبی می گذارد ازقبیل:
الف:مانع ادامه تحصیل جوان می شود.ب: بر روند آموزشی تأثیر منفی می گذارد.ج: تأثیر مواد مخدر منحصر به فرد نمی شود،بلکه کل جامعه را در بر می گیرد.
از طرف دیگر چون تحقیق در زمینه اعتیاد هم بنیادی و هم کاربردی است.لذا با توجه به مسایل فوق از آنجایی که جامعه انتخاب شده ((شهر مراوه تپه)) که این بلای خانمان سوز گریبانگیر جوانان منطقه شده است.بدین جهت هر گونه بررسی و مطالعه در جهت روشن ترشدن ابعاد مختلف این پدیده اجتماعی،هر چند اندک باشد.امری ضروری و اساسی به شمار می رود.
اهداف تحقیق:
الف:هدف کلی
1- بررسی و آشنایی با علل خانوادگی اعتیاد در جامعه
2- آشنایی با نیازها و تمایلات و خواسته های جوانان در جامعه
ب: اهداف جزئی:
1- شناسایی مهمترین عوامل خانوادگی مؤثر در اعتیاد جوانان منطقه مراوه تپه
2- تعیین میزان و تنوع و پراکندگی مواد مواد مخدر در بین جوانان
3- بررسی و شناخت رابطه عناصری چون وضعیت اقتصادی،سطح سواد،نوع رابطه والدین و ? با اعتیاد
4- کمک به خانواده ها در جهت پیشگیری و جلو گیری از این معضل بزرگ منطقه
فرضیات تحقیق:
فرضیات انتخاب شده جهت بررسی در این پژوهش عبارتند از:
الف:احتمالاً میان اعتیاد یکی از اعضای خانواده(الگوی معتاد) و اعتیاد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد !
ب: به نظر می رسد میان انسجام در بین اعضای خانواده و اعتیاد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد !
ج:احتمالاً بین کم توجهی والدین به نیازهای جوانان در زندگی و اعتیاد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد !
ح:احتمالاً میان میزان در آمد و وضعیت اقتصادی خانواده و اعتیاد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد !
هـ :به نظر می رسد میان سطح سواد و آگاهی والدین و اعتیاد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد !
متغییرهای تحقیق:
متغییر وابسته: اعتیاد جوانان در منطقه مراوه تپه
متغییر مستقل: که اثر آنها را بررسی متغییر وابسته مورد آزمون قرار گرفته شده است.عبارتند از:
1)وجود الگوی معتاد در خانواده 2)انسجام خانواده
3) کم توجهی به نیازهای جوانان 4)پایین بودن وضعیت اقتصادی در خانواده
5) میزان سواد و آگاهی والدین
مشخصات فایل
عنوان: بررسی نحوه گذراندن اوقات فراغت
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 23
محتویات
مقدمه
هدف تحقیق
بیان مسئله
روش تحقیق
جامعه آماری
حجم نمونه
تعیین پایانی پرسشنامه
روشهای آماری
مکان تحقیق و نحوه تکمیل پرسشنامه
سوالات تحقیق
و . . .
قسمتی از مقاله
مقدمه :
فراغت پدیده ای است اجتماعی و فرهنگی و می توان گفت از آن هنگام که جامعه و فرهنگی به وجود آمده این پدیده نیز در زندگی مردمان به صورتی مورد یافته ، مطرح گردیده است . در گذشته این اوقات به صورت کار وبازی تواما انجام می پذیرفته که بیشتر به خاطر مذهب و اعمال آن این زمان را می گذرانیدند ولی در طول تاریخ و تحولات جوامع ، به تدریج کار و بازی از همدیگر جدا شدند و اهمیتی که بشر برای اوقات فراغت خود قائل شد انواع هنرها و بازیها و . . . بسط و توسعه باور نکردنی پیدا کردند .
در کتاب مقدمه ای بر جامعه شناسی ایران ، شاپور راسخ خطاب به اوقات فراغت آن را چنین تعریف می کند :
(( فراغت به اوقاتی اطلاق می شود که در ان آدمی نه تنها از تعهدات شغلی و اقتصادی بلکه از تکالیف شخصی و خانوادگی و اجتماعی آسوده باشد و آن را به طیب خاطر به امور صرف کند ، چون تفریح ، بازی ، ورزش و کارهای ذوقی و تفننی فرهنگی ، مصرف دارد . ))
دانش آموزان مقطع اول در دبیرستان عطارکه در حال حاضر مشغول به تحصیل می باشند .
هدف تحقیق :
از آنجا که همواره به این مسئله که (( تشخیص ، نیمی از شناخت موضوع است )) معتقد بوده ام و اصولاً هر تحقیقی با هدف خاصی آغاز می گردد و تحقیق بدون هدف نتیجه ای بار نمی آورد در این تحقیق هدف بدست آوردن آن سری از علاقه و خواسته های این دانش آموزان در چگونگی گذراندن اوقات فراغت خود می باشد .
بیان مسئله :
ما با تمدنی رو به رو هستیم که در آن فراغت نقش مهمی دارد زیرا از یک طرف تکنولوژی به تدریج کار توان فرسا را از دوش افراد بر می دارد مثل (( رایانه )) و از طرف دیگر زمان کار به علت افزایش حجم تولید ، کاهش می یابد در نتیجه در آینده ای نه چندان دور افراد با ساعات فراغت زیادی روبرو خواهند بود .
براستی برای پرکردن ساعات طولانی فراغت چه باید کرد ؟ ساعات فراغت به چه نحو گذرانده شود که در پرورش استعداد افراد موثر واقع گردد و از هدر رفتن وقت جلوگیری گردد ؟
روش تحقیق :
از آنجا که تحقیق درباه ی چگونگی گذراندن اوقات فراغت دانش آموزان می باشد مطلوب ترین روش جهت انجام چنین تحقیق استفاده از روش ارائه پرسشنامه است .
جامعه آماری :
جامعه آماری این تحقیق شامل دانش آموزان مقطع اول دبیرستان در مدرسه عطار شهرستان نیشابور در سال 83 – 82 می باشد که جمعاً تعدادشان 254 نفر است .
حجم نمونه :
به دلیل تعداد دانش آموزان که در 8 کلاس و با میانگین 32 نفر و مجموع دانش آموزان 254 نفر تمام افراد را در یک برگ به ترتیب شماره نوشته و افرادی که شماره راست آنها به صفر و پنج ختم شده به عنوان نمونه انتخاب کردم مثلاً : شماره های 5 ، 10 ، 15 ، 20 ، 25 ، . . . ، 250 در نتیجه تعداد افراد جامعه برابر 50 نفر بوده که مورد بررسی قرار می گیرد .
تعیین پایانی پرسشنامه :
جهت تعیین پایانی پرسش نامه از حجم نمونه کل 10 نفر را انتخاب کرده و پرسش نامه ها را به آنها داده و بعد از چند هفته باری دیگر همان سوالات را به همان افراد ارائه دادم . سپس جوابها را بررسی و با یکدیگر تطبیق نمودم لذا سوالاتی که متناسب نبوده است از جدول سوالات حذف کرده ام .
روشهای آماری :
پس از استخراج پرسشنامه برای تجزیه و تحلیل از فراوانی مطلق و بشی استفاده می شود و همچنین از میانگین جهت تعیین متوسط زمان مصرف شده فعالیتها استفاده شده است .
مکان تحقیق و نحوه تکمیل پرسشنامه :
مکانی که تحقیق در آن انجام گرفه در دبیرستان عطار در شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 83 – 82 می باشد .
پرسشنامه به افراد انتخاب شده داده شده و خودشان به صورت آزادانه جواب داده اند و هیچ گونه محدودیتی نبود .
سوالات تحقیق :
سوال 1 )چه مدت را برای مطالعه بعد از مدرسه در اوقات فراغت قرار می دهید ؟ ( در هفته )
بیشترین مدتی را که برای مطالعه بعد از مدرسه قرار می دهند 20 ساعت در هفته است که 18 نفر انجام می دهند و میانگین مدت مطالعه در طول هفته 16 است .
مشخصات فایل
عنوان: برونگرایی ودرون گرایی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 7
محتویات
قسمتی از مقاله
برونگرایی ودرون گرایی
مقدمه
از دیدگاه یونگ (1913) پدیدههای برونگرایی (Extraversion) و درونگرایی (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل میدهند.
برونگرایی:هنگامی که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده میشود. (سیاسی، علیاکبر، 1371، ص 82).
افراد درون گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب میشود که افراد درونگرا به قوای محرکه (Stimulation) کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درونگرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خود داری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان میدهند.
این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند. (بنزیگو، 1999).
از سوی دیگر افراد برونگرا دارای سرعت فعالیت مغزی پایینتر از حد طبیعی هستند و از این رو این افراد برای اداره امور زندگی خویش به قوای محرکه بالاتر از حد طبیعی نیاز دارند.
افراد برونگرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالیتری هستند (سیاسی ـ علیاکبرـ همان منبع). ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط افراد خود تأثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی بیشتر ظاهر میشوند. (بنزیگر ـ 1999).
بنابراین اگر درونگرایی و برونگرایی در حد کمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصیت نابهنجار قرار میدهند که اولی به صورت اختلال اسکیزفرنی و دومی به صورت اختلال هیستری تظاهر خواهد نمود. تعداداین افراد البته بسیار کم است و اکثریت مردم میان این دو قطب نهایی جای دارند. عدهای نزدیکتر به قطب نهایی درونگرایی و گروهی نزدیکتر به قطب نهایی برونگرایی هستند. و عده کثیری هم هر دو جنبه برونگرایی و درونگرایی را به صورت متعادل دارا میباشند که اصطلاح آمبیوِرت (ambivert) به آنها اطلاق میشود. (سیاسی علیاکبر به نقل از یونگ (1913)).
از سوی دیگر اضطراب یک ترس درونی شده است از اینکه مبادا تجارب دردآور تکرار شوند. از دیدگاه فروید، اضطراب هسته مرکزی روان نژندی است و علامت اخطاری است به «خود».
اهمیت پژوهش
زمانی که افراد به مدت نسبتاً طولانی در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار میگیرند، سیستمهای عصبی رتیکلوآندوتلیال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونهای خود را تنظیم مینمایند که فرد به طور طبیعی در حالت بیداری، هوشیاری بیشتری را نسبت به وقایع اطراف خویش نشان میدهد. این امر طبیعتاً سبب میشود که نیاز به محرک خارجی در آنها کمتر شده و تا زمانی که منبع اضطراب کشف و رفع نگردد به سوی درونگرایی متمایل میشوند. (بنزیگرـ 1999).
با توجه به موارد فوق مشاهده میشود که وجود اضطراب در افراد جامعه تأثیر بسزایی در میزان درونگرایی و برونگرایی آنها دارد. به گونهای که ممکن است یک فرد برونگرا در اثر شدت فشارهای وارده ناشی از اضطراب به تدریج به فردی درونگرا تبدیل شود و در صورتیکه این فشار همچنان ادامه داشته باشد ممکن است در افرادی که با مشاغل اجتماعی سر و کار دارند و باید در تعامل دایم با جامعه باشند سبب کاهش شدید کارآیی آنها بشود. این موضوع در جامعه معلمان بسیار حائز اهمیت است.
براساس دیدگاه آیزنگ نظریه یونگ مبنی بر اینکه «درونگرایی به عنوان یک حالت روانشناختی طبیعی در شرایط خاص محیطی است» کاملاً صحیح میباشد و این امر مبتنی بر خواص فیزیولوژیکی بدن است و به عنوان یک واکنش طبیعی در برابر اضطراب تلقی میشود.
از سوی دیگر افراد درونگرا در مواردی که جامعهشان افراد برونگرا مورد تقدیر و ستایش قرار میگیرند، دچار خجالت زدگی شده و احساس کم ارزشی میکنند (آرون ـ 1996).
همچنین بسیاری از افرادی که در معرض اضطرابهای مداوم قرار میگیرند ممکن است نسبت به زندگی دارای دیدگاه منفی شوند. ولی باید اعلام نمود که اضطراب در زندگی افراد به علت انتخابی است که آنها برای ادامه زندگی خویش انجام دادهاند و این انتخاب بنا به هر دلیلی ممکن است آنها را با مشکلات مواجه کرده باشد. اما نکته مهم این است که تمایل افراد به درونگرایی در زمان رویارویی با اضطرابهای ممتد این توانایی را به آنها میدهد که با تمرکز بیشتری به مشکل خود توجه نموده و نهایتاً درحل آن مشکل کوشش نموده و موفق شوند.
مشخصات فایل
عنوان: بهداشت روانی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 14
محتویات
چگونه میتوانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
قسمتی از مقاله
بهداشت روانی (Mental Health)
نگاه کلی
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند(
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیبهای روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" میشود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداشف و فعالیتهای بهداشت روانی است.
تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی" تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."
عوامل موثر بربهداشت روانی
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.
ابعاد بهداشت روانی
پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست میآید." برنامههای آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونههای پیشگیری نوع اول میباشد.
پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد.
پیشگیری نوع سوم
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونهای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامههای این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند.
چشم انداز بحث
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفتهای "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف میکنند و در کنار آن با تدوین برنامههای جامع از "سازمانها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده میکنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.
بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتداییترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار "مشکلات روحی – روانی" افراد "فراموش شده" در ایران هستند. !
تعارض و بهداشت روانی
مقدمه
بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که میتواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف میکند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرسزا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض میگردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت میتوانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد.
انواع تعارض و تاثیرات آن بر بهداشت روانی
تعارضات در انسان انواع مختلفی دارد. با اینکه خصوصیات مشترک تمامی آنها قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد ناچار است از بین دو یا چند راه یکی رابرگزیند اما از لحاظ جاذبه یا دافعه بین تعارضات مقاومت از بین حالاتی که فرد میتواند انتخاب کند برخی حالات جاذب دارند یعنی فرد تمایل دارد آن حالات را برگزیند و در حالت دافع فرد تمایل دارد از انتخاب آن راه سرباز زند.
تعارض جاذب - جاذب و بهداشت روانی
در حالت تعارض جاذب - جاذب فرد در وضعیتی قرار میگیرد که ناچار است از میان دو راه که هر دو برای وی جذاب و مطلوب هستند یکی را انتخاب کند. و در واقع انتخاب یکی از این راهها مستلزم چشمپوشی از راه دیگر است. به عنوان مثال سادهای تصور کنید فردی را که علاقه به دو سریال متفاوتی دارد که هر دو در یک ساعت واحد از دو شبکه تلویزیونی پخش میشوند فرد در حالت انتخاب یکی از این فیلمها برای تماشا کردن در حالت تعارض قرار دارد و به هر حال باید تصمیمگیری کند و یکی را برای تماشا کردن انتخاب کند و یا هیچیک را حالت سومی وجود ندارد چون فرد نمیتواند هر دو را در یک لحظه واحد تماشا کند.
در چنین موردی میزان استرسزایی این موقعیت پایین است و فرد احساس ناراحتی چندانی نمیکند و بهداشت روانی او چندان به مخاطره نمیافتد. اما مواردی از زندگی وجود دارد که انتخاب فرد اهمیت حیاتی دارد و فرد باید تصمیمی بگیرد که برای زندگی و یا بخشهای مهمی از زندگی او اهمیت قابل توجه دارد. به عنوان مثال فردی که در رشته مورد علاقه خود در شهر دیگری پذیرفته شده است و در همان زمان شغل مورد علاقه او در شهر خودش به او پیشنهاد شده است. قرار گرفتن در چنین وضعیتی برای فرد آزار دهنده است تا زمانی که انتخاب درستی کرده و خود را از وضعیت خارج کند.
تعارض دافع- دافع و بهداشت روانی
در حالتی تعارض دافع- دافع بوجود میآید که فرد ناچار است از بین دو یا چند وضعیتی یکی را انتخاب کند در حالی که به هیچ یک تمایل ندارد. مثل کسی که درد شدید بدنی دارد و از زدن آمپول هم ترس شدید دارد. ولی ناچار است یکی از ایندو را که هر دو برایش ناگوار هستند یکی را انتخاب کند. در زندگی روزمره موارد زیادی از این حالت تعارض اتفاق میافتد که برخی از آنها مسائلی پیش افتادهتر بود. و درجه آزاردهندگی و استرسزایی آنها برای فرد پایین است اما مواردی نیز وجود دارند که فرد را در وضعیت بسیار ناگواری قرار میدهند و استرس زیادی را بر او تحمیل میکنند. تحمل چنین وضعیتی در دفعات مکرر یا مدت طولانی مدت اثرات مخرب بر بهداشت روانی فرد دارد.
تعارض جاذب- دافع و بهداشت روانی
این قبیل تعارضات که فرد با یک راه یا موقعیتی روبروست که هم برای فرد جذاب و هم دافع است. انسانها در حالاتی که میخواهند راهی انتخاب کنند که میدانند از برخی جهات آنها مفید و از برخی جهات برایشان نامناسب است دچار چنین حالاتی میشوند. مثل فردی که تمایل به ازدواج دارد ولی از سوی دیگر مشکلات بعد از آن مثل قبول مسئولیت و مشکلات مالی حاصل از زندگی مشترک و ... او را از این کار باز میدارد. این نوع تعارض معمولا بیشترین میزان استرس را بر فرد وارد میسازد و بهداشت روانی او را به مخاطره میاندازد.
تاثیر بهداشت روانی برحل تعارضات
تمامی انسانها خواه و ناخواه در وضعیتهایی قرار میگیرند که حاکی از وجود تعارض در یکی از انواع آن است. اما شیوه حل این تعرضات به عواملی بستگی دارد که یکی از این عوامل بهداشت روانی فرد است. افرادی که موفق به حفظ بهداشت روانی خود شدهاند در چنین شرایطی با شیوههای مناسبی به حل تعارضات آن میپردازند و از میزان استرسزایی چنین موقعیتهایی میکاهند. آنها از شیوههایی چون مهارتهای تصمیم
نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده:
خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانوادههای ناسالم برخاستهاند. از اینرو در تامین بهداشت روانی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده شناسایی و به مرحله اجرا گذارده شود. در این راستا ضروریست عواملی که مخل بهداشت روانی خانوادهها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تامین بهداشت روانی خانواده ، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.
عوامل خانوادگی موثر در بهداشت روانی :
شیوههای ارتباطی موجود در خانواده
شبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تامین بهداشت روانی فرد هستند. از اینرو شیوههای ارتباطی نامناسب تاثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانوادههای سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز ، خانوادههای دارای روابط خصومت آمیز ، شیوههای ارتباطی شدیدا وابسته معمولا ناسالم گزارش شدهاند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان بهداشت روانی خانواده است.
مهارتهای زندگی اعضای خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده
لازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تامین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم میکنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد میکنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.
از اینرو لازم است خانوادهها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینه شیوههای صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی ، مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات ، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جراتمندی به تامین بهداشت روانی افراد خانواده مبادرت ورزند.
اقتصاد خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده
وضعیت اقتصادی خانواده با تاثیری که در فضای کلی زندگی میگذارد نقش خود را بر بهداشت روانی خانواده اعمال میکند. مشکلات اقتصادی اغلب موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری برای خانواده میشوند و خانواده ناچارا با معنویات و محرومیتهای در سبکهای زندگی و تصمیمگیری مواجه میشود که مجبور است با آنها دست و پنجه نرم کنند. تحقیقات نشان میدهد که اغلب شرایط نامناسب در فضای خانواده اعم از منازعه و سایر مسائل در شرایط رکود اقتصادی خانواده که خانواده با نوعی بحران اقتصادی مواجه است افزایش مییابد.
طبقه متوسط اقتصادی از بهداشت روانی مناسبی بهره میبرند. در واقع مسائل اقتصادی زمینه ساز بروز مشکلات مختلف ارتباطی و روانی افراد خانواده میشوند و با کاهش توانمندیهای روانی افراد مقابله با این مشکلات را برای خانواده با مانع مواجه میسازند. درگیری فکری واقعی برای حل مشکلات مالی خانواده ، مشغله ذهنی با پیدا کردن راههای افزایش درآمد خانواده اغلب به کاهش ظرفیت تحمل افراد منجر میشوند. در این حالت فرد با کوچکترین ناملایمتی واکنشهای شدیدی ممکن است از خود نشان دهد. همچنین تلاش و تقلا برای بالا بردن در آمد خانواده و حفظ آن با تحت تاثیر قرار دادن گرمی و صمیمیت روابط خانواده کاهش مدت زمان با هم بودن اعضا نقش منفی خود را اعمال میکند.
ازدواجهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده
در تشکیل یک خانواده سالم که بتواند از بهداشت روانی خوبی بهرهمند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق مرحله اولیه است. لازم است در ازدواج که اولین مرحله تشکیل خانواده به شمار میرود و پایههای اساسی تامین بهداشت روانی خانواده ریخته شود. در این راستا توافق شخصیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و فکری حائز اهمیت است که توصیه میشود با یاری از مشاوران و متخصصات امر صورت بگیرد. ازدواجهای نامناسب که در آن همسران از عدم همخوانی شخصیتهایشان رنج میبرند و یا مشکلات دیگری دارند در طول زندگی مخل بهداشت روانی آنها و فرزندان خواهد بود.
و . . . . .