مشخصات فایل
عنوان: اختلالات روانی
قالب بندی:word
تعداد صفحات: 102
محتویات
مقدمه
بیان مسأله
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
اختلال روانی
مسائل روانی
افسردگی
روان پریشی
اضطراب
وسواس
فوبی
پارانویا
پیشینه تحقیق
تعریف اختلال روانی
دیدگاه مرضی
دیدگاه آماری
دیدگاه فرهنگی
دیدگاه آرمانی نگر
افسردگی
افسردگی حاد
افسردگی بهت زده
افسردگی پیری
عوامل ایجاد کننده افسردگی
علل غددی
نظریه زیست شناختی
نظریه روان پویای
نظریه یادگیری
نظریه شناختی
درمان براساس نظریه زیست شناختی
اضطراب
و . . . . .
قسمتی از متن
فصل اول
مقدمه
مشکلات روانی در جوامع همانند کوه یخی می ماندکه تنها ده درصد آن قابل رویت بوده ونود درصد پنهان است. امروزه این مشکلات خسارتهای جبران ناپذیری بر پیکریه جامعه به طور عام و موقعیت شغلی افراد به طور خاصی وارد کرده است. برخوردهای پرخاشگرانه در خانواده وجامعه، احساس نگرانی، افسردگی و اضطراب، مصرف زیاد و فراگیر داروهای اعصاب و روان همگی حکایت از مواجهه جامعه انسانی بامشکلات روحی و روانی دارد. به گونه ای که بنا بر اعلام سازمان بهداشت جهانی حدود پانصد میلیون نفر از جمعیت جهان در حال حاضر از بیماریهای روانی رنج می برند.(خراسان 1380).
در بررسی بیماریها لازم است که کنشی متقابل پیچیده بینی نیروهای موجود در درون یک فرد و محیط او در نظر گرفته شود. طبیعت و تظاهر علائم و نشانه های روانپزشکی عمیقاً تحت تأثیر استحکام روانی بیمار، ظرفیتهای تطابقی او ودفاعهای روانی روانشناختیش قرار می گیرد. و تصویر بالینی حاصله نهایتاً بیانگر موازنه بین آسیب شناسی روانی بیمار است ارتباط پیچیده بین شکل گیری علائم روانی ووقوع وقایع مختلف درزندگی، به ویژه وقایع منحنی تهدید کننده، غیر قابل پیش بینی و مهار نشدی وجود دارد. عموماً چنین وقایع ناخواسته ای موجب درهم « گسستگی عصبی » فرد شده و او را مستعد شکل گیری علائم روانی می کند. وقایع فجیع مثل تجربایت جنگی موجب آشفتگی روانی در تعداد زیادی از نجات یافتگان می شوند. پاسخ های فردی خیلی باهم فرق دارند. وقایع منفی زندگی و حمایت های ضعیف اجتماعی در آسیب زایی آشفتگی های روانی اهمیت دارند. البته ممکن است مدتی طول بکشد تا عواقب مواجهه با ضربه روانی خود را نشان دهد. به همین دلیل ممکن است یک دوره بحرانی وجود داشته باشد که تا وقتی علائم بیماری خیلی شدید نشده بتوانیم از بدتر شدن آن جلوگیری کنیم. ازمیان عوامل
استرس زا شاید هیچ کدام به اندازه جنگ شدید و همه گیر نباشد به خصوص جنگهای نوین تقریباً کمابیش گریبان تمام اماد جامعه را می گیرند و نتیجه طبیعی آنها ویرانیها و تلفات سنگین است و معمولاً به داغ ها و اثرات پایدار بر جسم و روان افراد منجر
می شوند.
کاپلان و سادوک اعتقاد دارندکه بعضی از افرادی که در موقعیتهای خاصی مانند
صحنه های جنگ قرار می گیرند ممکن است علائم اختلالات رواین را به منشأ عضوی و یا به صورت اختلالات عاطفی عمده از خود بروز دهند.
بیان مسأله
پژوهشی حاضر به دنبال پاسخ این سئوال است که کدامیک از اختلالهای روانی ( اضطراب، افسردگی خود بیمارانگاری و ... ) در جمیعت مورد مطالعه ( جانبازان ) بیشتر است؟
جنگ پدیده ای شوم و ناخواسته ای برای هر کشوری است که با هر علتی که تحمیل شود می تواند اثرات کوتاه یا بلند مدت داشته باشد، در قرن اخیر پیشرفت سریع تکنولوژی منجر به تولید انواع مختلف سلاح های کشتار جمعی از جمله سلاح های شیمیایی شد اگر چه حملات شیمیایی منجر به اثرات جسمی زیادی برای فرد می شود اما اثرات روانی بسیاری نیز ایجاد می کند که در مقایسه با مجروحیت فزیکی جدی تر است. چرا که مجروحیت شیمیایی علاوه برمسائل جسمی ترسی از عوارض بلند مدت و بعضاً ناشناخته را به دنبال دارد.
گزارشی تحقیقات بسیاری نشان می دهد که استرس های غیر قابل پیش بینی محیطی در بسیاری از مردم می توانند تنش های بلند مدت ایجاد نمایند. لذا پس از جنگ افراد با عوامل استرس ناشی از آن مواجه می شوند که معمولاً بر اساس شدت استرس وارد شده به استکان مختلفی تظاهر می کنند.
دریک مطالعه همه گیر شناسی که به وسیله انجمن تحقیقات پزشکی هند در سال 1973 در یک منطقه نیمه شهری ویلورد در ایالت تامیل نادو بر روی 2904 نفر انجام گرفت میزان شیوع اختلالات روانی 5/66 در هزار بود.
شیوع اختلالات روانی در تحقیقات مؤسسه ملی بهداشت روانی ایالات متحده آمریکا ( 1978 ) به می خوارگی و اعتیاد و اختلال شخصیت 4/15 درصد گزارش گردیده است.
وقتی انسان مورد تهاجم قرار می گیرد یا تحت تأثیر فشارهای روانی واقع شود ناچار از خود واکنشی نشان می دهد. به طور کلی هر فردی در زمان و شرایط خاصی دارای آستانه تحمل معینی در مقابل استرس می باشد. وقتی فشار روانی از حد بگذرد ناچار اختلالهای رفتاری و هیجانی نشان خواهد داد.
اهمیت و ضرورت تحقیق
عوامل روانی یکی از ابزارهای مهم پیروزی و شکست در قبل و حتی بعد از جنگ نام برده شده، رجزخوانی مقدماتی جنگ تن به تن استفاده از تدابیر سیاهی لشکر، بخشی شایعات مخرب روحیه نبرد، بزرگ جلوه دادن پیروزیها، بی اهمیت شمردن ناکامیهای عمده از این قبیل عوامل روانی مؤثر در جنگ محسوب می شوند که در این مقوله بحث آنان نمی گنجد. از زمانهای بسیار دور تاریخ در مورد اثرات و عوارضی روانی ناشی از جنگ نیز بحث و جدل وجود دارد. در جنگ جهانی دوم به علت گستردگی منطقه جنگی و عکس العملهای گوناگون افراد تفاوت در صحنه های متنوع برای بیان
واکنش های روانی ناشی از جنگ از اصطلاحاتی چون واکنش شدید فشار روانی، نوروز ضربه ای جنگ، اختلال موقعیتی زودگذر و واکنشی تطبیقی یا سازگاری استفاده شده است. اکنون قریب به شانزده سال از جنگ تحمیلی ایران و عراق سپری گردیده است، این دفاع مقدس اگر چه با ره آوردهای مثبت خود موجبات تسریع روند رشد و تعالی جامعه و بالاخص جنبه های معنوی آن را فراهم آورده، اما در کنار آن خسارت جانی و مالی جبرانی ناپذیری را نیز به دنبال داشت . ( نور بالا، 72 ).
با گذشت شانزده سال از جنگ ، تاکنون بدین مهم توجه چندانی نشده حال آنکه در جامعه جانبازان دچار مشکلات جدی در زمینه روانی و رفتاری هستند، لذا باید جهت پیشگیری از افزایش اختلالهای روانی چاره اندیشی کرد و با یک نگرش پژوهشمندانه به این قضیه وضعیت جانبازان را به دقت بررسی نموده تا برخوردی منطقی با مشکلات موجود داشته باشیم.
اهداف تحقیق
اهداف کلی
بررسی شیوع اختلالهای روانی جانبازانی که در بنیاد جانبازان تشکیل پرونده داده اند.
اهداف جزئی
سئوالات تحقیق
تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم و متغیرهای تحقیق
جانباز
واژه جانباز دارای بار ارزشی است که به فرد معلول جنگ اطلاق می شود.
در لغت جانباز به معنی جان بازنده و به کسی که با جان خود بازی می کند وآن را به خطر می اندازد به کار می رود. جانبازان بر اساس میزان صدمه ناشی از جنگ به صورت درصد طبقه بندی می شوند. اصولاً جانباز فردی است که مطابق رأی کمیسیون پزشکی بنیاد جانبازان و مستضعفان انقلاب اسلامی با توجه به میزان صدمات وارده بر جسم و روان دریکی از سه گروه زیر جای میگیرد:
اختلال روانی
اختلال روانی نوعی بیماری که با تظاهرات روان شناختی و با آشفتگی هایی در کارکرد ناشی از یک اختلال بیولوژیک اجتماعی ، روان شناختی ژنتیک، فیزیکی یا شیمیایی همراه است.
منظور از اختلالهای روانی در این تحقیق یعنی ( افسردگی، اضطراب، خصومت، وسواسی، فوبیا، خودبیمارانگاری، حساسیت بین فردی، روان پریشی و پارانوما ) نمره ای است که آزمودنی در آزمون SCL-90-R کسب می کند.
مسائل روانی
افسردگی
به حالت ناخوشایندی گفته می شود که نبود تجربه های شادی آور،کمی اعتماد به نفس ناتوانی در تمرکز حواس ، تغییر در عملکردهای زیستی و دردهای جسمی از جمله علائم این بیماری است. اما تعریف ما از افسردگی نمره ای است که آزمودنی در آزمون SCL-90-R کسب می کند.
خودبیمار انگاری
در DSM-IV خود بیمار انگاری چنین تعریف شده است:
اشتغال ذهنی با ترس از بیمار شدن یا اعتقاد مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی. اما تعریف ما ازخود بیمار انگاری نمره ای است که آزمودنی در آزمون مورد نظر کسب
می کند( رفیعی، رضائی، 1378).
روان پریشی
یکی از اختلالات حاد روانی استکه افراد مبتلا به آن تماس با واقعیت را از دست داده اند سازمان شخصیت در این افراد شکل خود را از دست داده، مبتلا به موهوم و تخیلات فرنسی، دارای رفتارهای عجیب و غریب و بالاخره دچار اختلالات ذهنی و فکری شدید می باشند. ولی تعریف ما از روان پریشی نمره ای است که آزمودنی در آزمون مورد نظر کسب می کند (قلی زاده کلان، 76 ).
-Glabal serarity Index ( GSI )1
[2] . Positive symptom Disterss Index (PSDI )
[3] . Positive symptom Total ( PST
مشخصات فایل
عنوان: آدلر و نظریه های روانشناسی فردی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 13
محتویات
زندگی آدلر
روانشناسی فردی
احساسهای کهتری ( حقارت )
انفعالات انفصالی
انفعالات عاطفی
سبک زندگی
قدرت خلاق خود
اظهار نظر
منابع
قسمتی از متن
آلفرد آدلر ( 1937 ـ 1870)
آدلر معمولا به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی تلقی می شود، زیرا در 1911 از فروید جدا شد. او نظریه ای را تدوین کرد که " علایق اجتماعی " در آن نقش عمده ای را ایفا می کنند ، و او تنها روانشناسی است که یک گروه چهارنفری تشکیل داد که به نام او نامیده می شود.
زندگی آدلر
آدلر در یک خانواده ثروتمند که در حومه وین ، اتریش ، زندگی می کردند به دنیا آمد. کودکی او با بیماری ، حسادت برادر بزرگتر ، و طرد شدن از سوی مادر مشخص شده بود. او خود را شخصی زشت و کوچک اندام تلقی می کرد. آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی می کرد، و شاید مانند یونگ ، بعدها به این دلیل با مفهوم عقده ادیپ مخالفت کردکه در تجارب دوره کودکی اش انعکاس نداشت. آدلر در کودکی با جدیت تمام کار می کرد تا نزد همسالانش محبوبیت به د ست آورد، و به تدریج که بزرگتر شد، به احساس عزت نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یافت که در میان افراد خانواده اش سراغ نداشت.
آدلر در ابتدا دانش آموز ضعیفی بود، به اندازه ای ضعیف که معلمی به پدرش گفت که این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست. اما آدلر با پشتکار و فداکاری خود را از پایین ترین سطح کلاس بالا کشید. هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی سخت تلاش کرد تا بر عقب ماندگیها و حقارتهایش غلبه کند، و بدین ترتیب برای نظریه آینده اش دایر بر اینکه شخص باید نقاط ضعفش را جبران کند نمونه ای شد.
توصیف احساسهای حقارت ، که بعدها بخش اصلی نظام او را تشکیل داد، بازتاب مستقیم تجارب اولیه خود اوست، دینی که آدلر آزادانه به آن اعتراف کرد.
آدلر در چهار سالگی ، هنگامی که از دست و پنجه نرم کردن با ذات الریه ای که او را تا دم مرگ برده بود بهبودی حاصل کرد، تصمیم گرفت پزشک شود. درجه دکتری پزشکی خود را در 1895 از دانشگاه وین دریافت کرد.
پس از گرفتن تخصص چشم پزشکی و سپس اشتغال در طب عمومی ، به روانپزشکی روی آورد. در 1902 شرکت در جلسات بحث گروهی هفتگی فروید را به عنوان یکی از چهار عضو مجاز آغاز کرد. گرچه از نزدیک با فروید کار می کرد، رابطه شخصی با یکدیگر نداشتند.
یکبار فروید گفته بود که آدلر حوصله اش را سر می برد.
آدلر در چند سال بعد نظریه ای درباره شخصیت تدوین کرد که از بسیاری جهات با نظریه فروید تفاوت داشت و تاکید فروید بر عوامل جنسی را آشکارا مورد انتقاد قرار داد. در 1910 فروید ریاست انجمن روانکاوی وین را به نام او کرده بود تا اختلافات فزاینده بین آندو از میان برداشته شود، اما در 1911 ، انشعاب اجتناب ناپذیر کامل شد. این انشعاب تلخ بود. بعدها آدلر فروید را کلاهبردار توصیف کرد و روانکاوی او را " کثیف " خواند (روزن [1] ، 1975 ، ص ، 210) فروید از آدلر به عنوان " نابهنجار" و " دیوانه شهرت " یاد می کرد ( گی ، 1988 ، ص . 223).
آدلر در جنگ جهانی اول به عنوان پزشک در ارتش اتریش خدمت کرد و پس از آن کلینیکهای راهنمایی کودکان را در مدارس وین سازماندهی کرد. در سالهای دهه 1920 نظام روانشناسی اجتماعی وی که خود آن را روانشناسی فردی می نامید پیروان زیادی پیدا کرد.
در 1926 آدلر نخستین بازدید از چندین بازدید خود از آمریکا را انجام داد و هشت سال بعد به استادی روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی لانگ آیلند ( نیویورک ) منصوب شد. وی در حالی که برای
ایراد سخنرانی پرحرارت در سفر بود، در آبردین[2]، اسکاتلند در گذشت.
فروید در پاسخ به نامه دوستی که مرگ آدلر به شدت متاثرش کرده بود نوشت ، " من معنای دلسوزی شما برای آدلر را نمی فهمم. برای یک پسر یهودی که از حومه وین خارج می شود مرگ در آبردین به خود ی خود یک موقعیت بی سابقه و دلیلی است بر اینکه تا چه اندازه پیش رفته است . دنیا در برابر مخالفتش با روانکاوی پاداش خوبی به او داد " (اسکارف[3] ، 1971 ، ص. 47).
روانشناسی فردی
آدلر عقیده داشت که رفتار آدمی نه به وسیله نیروهای زیست شناختی بلکه به وسیله نیروهای اجتماعی تعیین می شود . به نظر وی علاقه اجتماعی ، که می توان آن را به عنوان استعداد ذاتی برای همکاری با دیگران جهت رسیدن به هدفهای شخصی و اجتماعی تعریف کرد، از طریق تجارب یادگیری در دوره کودکی رشد می کند.
آدلر بر خلاف فروید، نقش امیال جنسی را در شکل گیری شخصیت به حداقل کاهش داد و در این مورد، به جای ناهشیاری ، نقش هشیاری را به عنوان تعیین کننده رفتار مورد تاکید قرار داد. در حالی که فروید بر این امر تاکید می کرد که رفتار انسان به وسیله تجارب گذشته شکل می گیرد، آدلر معتقد بود که اندیشیدن درباره آینده تاثیر قوی تری بر ما دارد.
تلاش برای هدفهای آینده یا پیش بینی رویدادهای آینده می تواند رفتار زمان حال ما را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال ، کسی که با ترس از نفرین جاودانه پس از مرگ زندگی می کند، رفتارش با کسی که چنین انتظاری ندارد متفاوت خواهد بود.
فروید شخصیت را به سه بخش جداگانه ( نهاد ، من ، و من برتر) تقسیم کرد، اما آدلر اثبات و یگانگی شخصیت را مورد تاکید قرار می داد. او به یک نیروی پویای کشاننده معتقد بود که منابع مختلف شخصیت را در جهت یک هدف مهم هدایت می کند.
این هدف نهایی که همه ما برای رسیدن به آن تلاش می کنیم ، برتری یا کمال است که شامل رشد کاملتر پیشرفت ، به واقعیت رسانیدن و تحقق خود است. آدلر عقیده داشت که این تلاش برای برتری ، برای پیشرفت خود ، مادرزادی است و در همه جنبه های شخصیت آشکارا به چشم می خورد .
روانشناسی فردی و شیوه های آزمون
آدلر نسبت به آزمون های متداول در روانشناسی که تشخیص درباره شخصیت هسته اصلی آن ها را می سازد، مردد بود و غالبا اخطار می داد.
او به شاگردانش توصیه می کرد که از این روش کوتاه و مختصر " احتراز کنند و در عوض به تقویت و توسعه قدرت درک مستقیم [4] خویش بکوشند. و بهترین راه برای ممارست در این توانایی همانا گفتگوی رواند زمانی است که بدون هیچ شرط و قیدی انجام می پذیرد : وضعیت های ساختگی که در یک آزمون برپاست فقط منتج به نتائجی می شود که می توانند تعبیرات بسیار داشته باشند. علاوه بر آن ارزشیابی این آزمون ها بدون کمک دقیق محاسبات ریاضی انجام پذیر نیست و این همان موردی است که متخصصان فن به آن مباهات می ورزند: نتایجی که از این طریق سنجش روانی [5] حاصل می شود. فقط دارای ارزش بسیار کمی از لحاظ روانشناسی عمقی است.
آزمون یعنی به امتحان در آوردن یک گروه گواه [6]. این آزمون قبلا در گروه گواه کوچکی صورت می پذیرفت ، برای آنکه آمادگی های خاص و مهارت های شخصی را اندازه گیری کند. مراکز و تاسیسات اقتصادی و صنعتی از ده ها سال پیش ، از اینگونه روش های آزمون استفاده می نمودند تا اینکه حتی کار به آنجا کشید که آنها با تایلور آمریکائی در ایجاد هم آهنگی نسبی برای حرفه های مختلف و رشته های تخصصی برنامه ریز نموده و به وسیله آزمون به انتخاب افرادی پرداختند که از لحاظ فعالیتهای فنی مستعد تر بوده و باصطلاح " بهترین فرد باشند برای بکار گماردن در بهترین محل کار." از آنجا که در اقتصاد آن زمان انسان به عنوان یک کلیت تنها ، کمتر مورد نظر قرار می گرفت ـ و امروز هم متاسفانه وضع بهمان منوال است ـ فرد کارگر بیشتر به عنوان ابزار کار دیده می شد و گناهی به نظر نمی آمد که روی این ابزار کار روش های آزمون به آزمایش در آید.
بکار پرندگان روش های به اصطلاح روان فنی [7]در صدد بر آمدند که از امکان هر موقعیتی برای توسعه کار خود استفاده نمایند و روش های آزمون را به کار گیرند: چنین گمان میرفت که این گونه ارزشیابی های آمار و شکل پردازی های روش آزمون ، ضمانتی بر یک داوری " عینی" درباره ارزش و توانائی انسانها باشد.
روان پزشکی نیز مانند روانشناسی اقتصادی [8]بسیار زود دست به کار توسعه روش های آزمون زد با این هدف که بتواند نیروهای روانی و معنوی انسانهای بهنجار و نابهنجار را از یکدیگر تمیز بخشد.
روان پزشکی تا حدی همان نظریه اتمیسم [9] را که زندگی اقتصادی در جهت منافع خود اختیار کرده بود، مد نظر داشت . روان پزشکان نیز با آزمون های خود همان زیر بنای فکری را داشتند که در آن انسان به صورت محموله ای متشکل از کنش های متعدد مثل هوش ، حافظه ، احساس ، عاطفه و مانند اینها نگریسته شده که باید به وسیله یک روش مطمئن و قابل اندازه گیری ، شمارش و توزین شود.
این امر تنها محدود به فعالیت روانشناسی فردی نیست که شیوه های آزمون روان پزشکی را بطور جامع رد کند . باید در نظر داشت که بعضی از شیوه های آزمون که حافظه و هوش را مورد آزمایش قرار می دهد، البته بدون ثمر نیست : استفاده از آزمون های معتبر و با قاعده به راحتی راه را در جهت یک مقایسه علمی می گشاید تا بتوان موضوع را با دقت هرچه بیشتر تفسیر کرده و از شخص مورد آزمایش ـ تخمیناً ـ گمانی به دست آورد.
اشکالی که در این نوع موارد برای آزمون گرا ـ مخصوصا آنها که تجربه کمتر دارندـ حین آزمون پیش می آید ، آنست که آنها مجبورند یک کنش را از مجموع کنش های روانی بیرون بکشند : در صورتیکه قدرت هوش از نظر زندگی روانی موردی نیست که بتواند براحتی و ظرافت از دیگر فعالیتهای ذهنی جدا شود.
حتی یکفرد بی تجربه در این امور هم مطلع است که هوش ، همراه با احساس و نیروی عاطفه وابسته به تاثیر متقابل در یکدیگر می باشند. انتقادی که روانشناسی فردی تقربیا از تمام آزمون می کند ، بر اساس این حقیقت قرار دارد که آزمون ها ـ تقریبا همگی ـ قادر به ارائه یافته های پویا[10] نیستند : آنها بهیچوجه نمی توانند توضیح بدهند که در نتیجه کدام یک از تلاش های درونی یا مهارها ، ماهیت بعضی از واکنش ها به صورتی است که می بینیم و طور دیگری نیست .
آیا تغییر پذیر یا تغییر ناپذیری مسئله اصلی است ؟ و در عین حال چه اقدامی می شود برای توسعه یا بهبود آن نمود. اما نکته اینجاست که در عمل غالبا وضع بدین نتیجه می رسد که نتایج بدست آمده در آزمون همچون " برچسبی " به موضوع زده می شود مثال کودکانی که در مدرسه فاقد پیشرفت در امور درسی هستند و به احتمال قوی علت اصلی آن کاستی در امر تربیت یا وضع خانوادگی است از این نوع است.
حال با انجام چند آزمون روی این کودک ، آنها را به عنوان " بی هوش " یا " بی استعداد " معرفی می کنند که طبعا در سرگذشت بعدی آنان نیز متضمن عواقب بد خواهد گشت .
از سوئی دیگر ، مورد آزمون قراردادن یکی از فعالیتهای روانی جدا از دیگر فعالیتها خود مسئولیتهای خطیر در بر دارد. مسئله این مسئولیت هنوز وقتی سنگین تر می شود اگر بخواهند به کمک روش های آزمون کل یک شخصیت ـ سالم یا بیمار ، نوع ناهنجارها و میزان و غیره ـ آن را بسنجش در آورند.
در رابطه با این مسئله نیز " آزمون هائی " در سالهای اخیر متداول شده که روانشناسی فردی نسبت به آنها تردید از خود نشان می دهد.
در روش آزمون " رور شاخ " که در تجربه زیاد مورد استفاده قرار می گیرد ، یک سلسله لکه های رنگی که بر حسب تصادف به شکلی در آمده اند ، و تفسیر آنها به وسیله شخص مورد آزمون موضوع اصلی است . بدین ترتیب که گفته های در مانجو درباره شکل لکه و آنچه از آن به نظرش می رسد دقیقا یادداشت شده و بعد جزء جزء آن به تفصیل مورد ارزشیابی قرار می گیرد .
توضیح درباره نظر این آزمون بدین شرح است که پیدائی علائم بیماری همچنین خصوصیات معین شخصیت موضوع در یافته های کاملا خاص این آزمون ، آشکار می گردد و معمولا آزمون رور شاخ را برای سنجش هوش ، ساختمان عاطفی ،محفوظات درون و ترکیبات شخصیت به کار می برند.
فرض بر اینست که سلامت و بیماری انسان بر حالات رفتارش موثر واقع شده و خصوصیت نوع [11] او می تواند خود را در هر عملی که از موضوع سر میزند، آشکار سازد ـ چرا که در یک یافته آزمون این حالت اتفاق نیفتد ؟
اما در اینمورد نیز اعمال دقت فراوان لازم است . روش فنی آزمون و نیز ارزشیابی و نتیجه آن که اساسی اسطوره وار دارد.غالبا بر خصوصیت یکباره و غیر قابل تکرار شخصیت موضوع ، دقت لازم مبذول نمی دارد.
طبیعی است که این نوع روش های آزمون بدین خاطر مورد قبول واقع شده و طرفدار زیاد دارد که آدم خوش خیالی که نامش " متخصص فن " است ، دل به این خوش دارد که همیشه نوار اندازه گیری خود را همراه داشته و می تواند همه انسان ها را " دقیقا" بسنجد . اما شیوه های آزمون همواره این خطر را با خود می آورند که از یک رویاروئی انسان میان آزمونگر و مورد آزمون جلوگیری شود : مورد آزمون در آن اصلا نیازی به رویاروئی با انسان ندارد. چون او مورد اندازه گیری و شمارش قرار گرفته و قواعد آزمون به راحتی جریان پذیرفته است و وسیله یا عامل گرایشهایی در سنجش که نامش " درک " و " احساس " است به زوال کشیده شده جای خود را به دستگاه [12]داده است.
روانشناسی فردی نسبت بتمام شیوه های آزمون با نظر انتقاد آمیز می نگرد. مطابق توصیه و شیوه آدلر در تشخیص مسائل روانشناسی ، روانشناسی فردی از حرکات ظاهر بیمار یا درمانجو ـ مثل حالات چهره، رفتار ، صحبت ، نحوه راه رفتن ، صدا ، نگاه ـ استفاده می جوید، ولی هیچگاه یک وضعیت آزمایشی تصنع آمیز به وجود نمی آورد که مجبور به نتیجه گیری ساختگی از آن بشود.
تشخیص نهائی این نوع آزمون ، بطور قطع همیشه از داستان زندگی موضوع بیرون کشیده می شود که این قصه برای یک محقق اهل فن ، آشکار کننده شیوه زندگی و نوع اقدام ( قدم برداشتن ) [13]فرد است :
در ادامه این مطلب باید گفته شود که خود رفتار بیمار در امر رواندرمانی وسیله کمکی بسیار با ارزش برای تشخیص است که به یک مشاهده کننده خوب و ارزشیاب نکات با ارزشی از زندگی و افکار بیمار گزارش می دهد.
در عصری که شیوه های آزمون تقریبا در همه جا متداول است ، روانشناسی فردی همه دقت خود را بر یادگیری ساده ترین وسیله برای شناخت روان آدمی متمرکز می کند و توصیه می نماید که روش های مصنوعی باید به نفع ایجاد یک رابطه مستقیم و گفتگوی دو نفره ( مصاحبه ) انسانی توام با درک و احساس کمک ، کنار گذاشته شود.
احساسهای کهتری ( حقارت )
آدلر در این مورد که تمایلات جنسی پایه اصلی انگیزش است ، با فروید موافق نبود. او در مقابل عقیده داشت که یک احساس کلی حقارت [14]نیروی تعیین کننده رفتار است ، چنانکه در زندگی خودش صادق بود.
آدلر در ابتدا این احساس حقارت را به قسمتهای معیوب بدن ربط می داد. کودکی که دارای یک نقص عضوی ارثی است ، با تاکید بیش از اندازه بر کارکرد ناقص آن ، سعی می کند نقص را جبران نماید. کودکی که دچار لکنت زبان است ، ممکن است از طریق گفتار درمانی سخنور بزرگی شود، همچنین کودکی که بدن ضعیف دارد ممکن است با تمرین زیاد به صورت ورزشکار یا رقصنده ای در آید.
آدلر بعدها این مفهوم را گسترش داد و آن را به هر نوع نقص بدنی ، ذهنی ، یا اجتماعی حقیقی یا خیالی تعمیم داد. او همچنین عقیده داشت درماندگی و کوچکی اندام و وابستگی کودک به محیط یک احساس کلی حقارت را در او به وجود می آورد که همه افراد آن را تجربه می کنند.
[1] Roazen
[2] Anerdeen
[3] Scarf
[4] Intuition
[5] Seelenmessung
[6] Stichprobe
[7] Psychotechnik
[8] Wirtschaftspsychologie
[9] Atomism
[10] Dynamichen Befunde
[11] Wesensart
[12] Apparat
[13] Gangart
[14] inferiority
مشخصات فایل
عنوان: اداره کردن افراد
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
شناسایی علل رضایت در افراد
ایجاد اعتماد به نفس
قسمتی از متن
درک نیازهای افراد
نیازهای افرادبسیار فراتر از نیازهای اولیه مانند شرایط مطلوب کار و حقوق مناسب هستند، اما در عین حال ارضای نیازهای سطوح بالاتر از قبیل افتخار بکار و مشارکت در جهت تحقق اهداف جمعی، بدون برآورده کردن نیازهای اولیه امکان پذیر نیست.
تأمین نیازها
افراد نیازهای مختلفی دارند. نیازهای سطح پایین شامل نیاز به حقوق، شغل، امنیت شغلی و شرایط کاری مناسب هستند. شما باید این قبیل نیازها را برآورده کنید، اما اینکار به تنهایی نمیتواند رضایت افراد را بدنبال داشته باشد. کوتاهی در برآورده کردن نیازهای اولیه در اغلب موارد موجب نارضایتی کارکنان می شود. از سوی دیگر، احساس رضایت زمانی درافراد ایجاد می شود که نیازهای سطوح بالاتر آنها، مانند احساس مسئولیت، پیشرفت و رشد فردی نیز برآورده شوند.
افتخار به کار خود
افراد باید احساس کنند که کمک های آنها با ارزش و منحصر به فرد است. این احساس گاه به شکل فردی و گاه به شکل گروهی است. بعنوان مثال فردی که در یک خط تولید کار میکند ممکن است از عملکرد فردی خود، مثلاً بخاطر نصب در اتومبیل، احساس رضایت کند و در عین حال نسبت به اتومبیلی که در تولید آن نقش داشته است نیز احساس افتخار کند. بعنوان یک مدیر، سعی کنید از این احساس غرور و افتخار افراد بهره برداری کنید و بخاطر توانایی خود در هدایت کارکنان و کسب نتایج ارزنده از فعالیت های آنان به خود ببالید. هم مدیریت و هم کارکنان باید از این که به یک سازمان موفق و شناخته شده تعلق دارند احساس سربلندی کنند.
شناسایی علل رضایت در افراد
- نیازهای سطح پایین
شرایط:
ساعات کاری معقول،محیط کاری خوشایند، و تجهیزات کافی: «شرایط فیزیکی محیط کار مورد تأیید من است.»
نظارت:
تفویص اختیار و تشویق و تقویت از سوی مدیران مستقیم: «از نحوه برخورد افرادی که برکارم نظارت دارند راضی هستم».
ایمنی:
اعتماد به آینده سازمان و داشتن احساس تعلق:«احساس خوبی در مورد آینده سازمان دارم».
مدیریت:
درک روش های مدیریتی :«به نظر من سازمان در حال ایجاد تغییرات لازم برای حفظ قدرت رقابتی خود هست».
ارتباط :
آگاهی کامل از برنامه سازمان و مشارکت در برنامه ریزی: «من با استراژی های سازمان آشنا هستم و نسبت به آنها احساس وابستگی میکنم».
- نیازهای سطح بالا
علاقه مندی به شغل :
احساس رضایت ناشی از محتوای شغل و انجام آن«نوع کاری که انجام می دهم را دوست دارم».
موفقیت:
انگیزه دست یابی به اهداف کوتاه مدت و انجام وظایف با اثربخشی بالا: «بخاطر کار خود، احساس موفقیت می کنم».
تعهد:
لذت ناشی از احساس تعلق و وابستگی به سازمان :«از این که بگویم با این سازمان کار می کنم احساس غرور میکنم».
مسئولیت:
الزامات شغلی که ممکن است به فرد فشار بیاورند اما عادلانه و ارضا کننده هستند: «مقدار کاری که قرار است انجام دهم را با کمال میل انجام خواهم داد.»
هویت پذیری:
شناسایی جایگاه واقعی فرد در برنامه کلی سازمان: «میدانم که ارتباط کار من با استراتژی های سازمان چیست».
ایجاد اعتماد به نفس
گاهی اوقات افراد بر اثر عوامل مختلفی از قبیل تشویش و نگرانی دچار نوعی عدم اعتماد به نفس می شوند. قدردانی، ارجاع وظایف مهم، و دادن اطلاعات کامل به افراد، اعتماد به نفس از دست رفته را به آنان باز میگرداند.
کاهش عدم اعتماد به نفس در کارکنان
بعضی افراد بهتر از دیگران می توانند کمبود اعتماد به نفس خود را پنهان کنند، اما شما گول نخورید. همه دوست دارند عملکرد خوبشان مورد تأیید و تشویق قرار بگیرد وکسی به آنها بگوید که هم بخاطر خودشان و هم بخاطر کارهایی که انجام داده اند و می دهند مورد تأیید و احترام هستند. تعریف و تمجید از افراد شیوه ای مؤثر (و البته اقتصادی) برای افزایش میزان اعتماد به نفس آنها است. اگر مطمئن شدید که فردی لیاقت تعریف و تمجید را دارد، با توجه به شرایط موجود از شیوه های مناسب برای اینکار استفاده کنید.
تقویت اعتماد به نفس
در طول جلسات گروهی اجازه بدهید همه به نوبت صحبت کنند. اینکار اعتماد به نفس افراد(بویژه افراد کم حرف) را بالا می برد.
به افراد اعتماد به نفس کاذب ندهید. اگر اطلاعات خوبی ندارند، صراحتاً به آنها بگویید. اگر احساس کردید کاری خارج از توان کارکنان شما است، بلافاصله به کمک آنها بشتابید.
مشخصات فایل
عنوان : ارتباط جنسی پیش از ازدواج
قالب بندی: word
تعداد صفحات:10
محتویات
قسمتی از متن
ارتباط جنسی پیش از ازدواج ( درگوشی های مشاور با دختران و پسران)
در این مقاله به بررسی روابط جنسی پیش از ازدواج می پردازم. اینکه نگرش گروه های مختلف به این عمل چیست و اینکه داشتن این رابطه چه نتایج مثبت و منفی می تواند در زندگی آینده فرد داشته باشد؟ لازم به ذکر است ما برای تمامی ادیان و مذاهب احترام قائل هستم اما معتقدیم صحبت نکردن ما در مورد یک مطلب شایع نه تنها باعث حذف آن نمی شود بلکه می تواند باعث گمراهی بدلیل ندانستن جنبه علمی مسئله و آسیب جبران ناپذیر به فرد شود ما (همکاران شما در سایت پزشکان بدون مرز ) از معتقدترین پزشکان به دین ، فرهنگ و سنت می باشیم و در برنامه درگوشی بیشتر تلاش می کنیم تا جدیدترین یافته های علمی را در پاسخ به سئوالات دریافت شده در اختیار افراد قرار بدهیم و در نهایت این مسئولیت و تصمیم خود فرد است که چه کاری برایش بهتر است و چه خط فکری را می خواهد دنبال کند.
رابطه جنسی پیش از ازدواج در اکثر جوامع از نظر اخلاقی عملی غیرقابل قبول شمرده می شود. در چند دهه اخیر، در برخی جوامع غربی از شدت این مسئله تا حدی کاسته شده اما هنوز هم در خانواده های سنتی، مذهبی و یا اشخاصی که از طبقات بالای اجتماع هستند تجربه جنسی افراد به خصوص خانم ها را صرفا در قالب ازدواج، مشروع و موجه می دانند.
منع افراد از داشتن روابط جنسی پیش از ازدواج تنها مختص اسلام نیست، بلکه دردستورات ادیان دیگر مثل دین یهود و اکثر فرقه های مسیحیت هم افراد از داشتن روابط جنسی پیش از ازدواج به شدت منع شده اند.
در برخی ادیان هم مثل بودیسم اگر دو نفر انسان بالغ با میل شخصی شان و بر اساس علاقه ای به هم دارند با هم وارد رابطه جنسی بشوند حتی اگر ازدواج نکرده باشند، ایرادی ندارد، به شرطی که هیچ نوع آسیبی به طرفین نرسد.
اما مذهب تنها یکی از تعیین کننده های خط فکری افراد است. تعیین کننده قوی دیگر فرهنگ هر قوم و یا جامعه است. مثال ساده اش این است که در کشورهای مسلمان که از یک دین پیروی می کنند، نگرشهای مختلفی نسبت به روابط جنسی وجود دارد.
تعیین کننده بعدی هم که قانون است. معمولا قانون قدرت فرهنگ و مذهب را ندارد اما در نهایت فاکتور تعیین کننده ای در نحوه عملکرد افراد می تواند داشته باشد.
موارد ذکر شده در واقع بستر این مقاله را فراهم می کند. با توجه به اینکه مخاطبین این سایت اکثرا از کشورهای فارسی زبان هستند، از نظر فرهنگی با هم اشتراکاتی دارند. حتی اگر در کشورهای غربی زندگی می کنند تا حدی از فرهنگ خانوادگی و اجتماعی که در آن بوده اند تاثیر گرفته اند .
در مجموع، در فرهنگ ما جدای از دستورات مذهبی، فرهنگ جامعه و خانواده پذیرش روابط پیش از ازدواج را ندارد. اما افراد مختلف حتی درون یک جامعه هم با توجه به شرایط خانوادگی و ترجیحات شخصی که دارند در این مورد نظرات متفاوتی دارند واین عدم پذیرش بدان معنا نیست که همه افراد رابطه جنسی را تنها پس از ازدواج تجربه می کنند. برخی افراد رابطه جنسی کامل را پیش از ازدواج تجربه می کنند و بعضی دیگر هم راه های جایگزین را انتخاب می کنند.
راه های جایگزین عبارتند از: خویشتن داری، خود ارضایی، رابطه جنسی از راه دهانی و رابطه جنسی از راه مقعد.
خویشتن داری: در جوامع مذهبی ارزش والایی برای انسان قائل هستند (بطور مثال در اسلام از انسان به عنوان اشرف مخلوقات یاد شده). بنابراین برای افرادی که انسان را دارای روح والا و قدرت معنوی می دانند قبول کردن اینکه او نتوانسته به شهوت خود فائق شده و رابطه جنسی اش را تنها در قالبی پذیرفته انجام دهد کار راحتی نیست.(ما و جامعه و فرهنگ فارسی ، برای این افراد ارزش والایی قائل هستیم و از نکات جالب آن است که افرادی که راه های دیگر را برای خود انتخاب کرده اند در طی مصاحبه با همکاران ما به تعریف و تمجید این گروه پرداخته اند )
خویشتن داری می تواند در سرکوب امیال جنسی در افراد مجرد موثر باشد. اما در بعضی موارد اگر بین احساسات جنسی فرد و تجربه جنسی فاصله ای چندین ساله باشد و فرد مدام این حس را سرکوب کند، ممکن است در دراز مدت یکی از حالت های زیر شود:
1- اختلال جنسی . یعنی فرد حتی پس ازهم ازدواج هم نمی تواند احساس برانگیخته شدن کند. و یا در برقراری ارتباط جنسی با همسرش دچار مشکل شود.
2 - برای آقایان ممکن است در هنگام تحریک جنسی دچار درد بیضه، زیر دل، کمر، ناحیه مقعد و یا ناحیه بین مقعد و آلت تناسلی شوند. بدلیل اینکه تحریک جنسی صورت گرفته (بوسیله خیالبافی جنسی، تماشای فیلم و یا معاشرت با فردی که برایشان محرک است وغیره) و نحوه عملکرد بدن به این صورت است که غده پروستات مایع منی را تولید می کند که می خواهد از بدن خارجش کند. اما وقتی جلوی این فرایند گرفته می شود انقباض عضلات ناحیه تناسلی و جمع شدن مایع منی در پروستات، درد در یکی از این مناطق و یا چندتا از آنها را همزمان ممکن است ایجاد کند.
3 - برای خانم ها یی که برای مدت ها به جنبه فرایند جنسی بدنشان بی توجه بوده اند ممکن است پس از ازدواج مشکل درد در هنگام دخول، تحریک نشدن و یا ارضا نشدن پیش بیاید.
4 - برای آقایان حالت انزال در خواب پیش می آید که کاملا طبیعی است و هیچ خطری ندارد و نشانه سلامتی شما است. از لحاظ بهداشتی قضیه بهتر است بلافاصله پس از اینکه این حالت رخ داد یا صبح که بیدار شدید ادرار کرده و آلت تناسلیتان را با آب ولرم شستشو دهید (در اسلام غسل جنابت توصیه شده).
مشخصات فایل
عنوان : استرس
قالب بندی: word
تعداد صفحات :9
محتویات
مقدمه
استرس چیست؟
عوامل
چه چیزهایی باعث بروز استرس می شود؟
غلبه بر استرس
علائم
مراحل سه گانة استرس شدید
واکنش های معمول استرس کدام هستند؟
استرس گروهی چیست؟
نحوة آسیب رسانی استرس به بدن
انسان چگونه به استرس پاسخ می دهد؟
چکیده
رابطه اضطراب در کودکی و افسردگی در بزرگسالی
کراوات پزشکان معدن میکروب ها است
منایع
قسمتی از متن
مقدمه
استرس چیست؟
در اصطلاح عام به تنش، فشار یا افسردگی، استرس گفته می شود. در اصطلاح پزشکی هم استرس به افزایش فشار و تنش در سیستم و ساختار بدن دلالت می کند؛ همان آمادگی جسمی و ذهنی بالایی که لازمة برخورد با شرایط و موقعیت های حاد و بحرانی است.
در فیزیولوژی، استرس به صورت واکنش های داخلی بدن در برابر آثار فیزیکی نامطلوب – مانند گرما و سرمای شدید، تنگنا و مضیقه، فقر، ضایعه، درد، عفونت و مسمومیت شدید و ... تعریف شده است. بدن برای غلبه بر این شرایط فیزیکی غیر طبیعی و کسب تعادل حیاتی، تغییرات داخلی شیمیایی و هورمونی متعددی از خود نشان می دهد. به این تغییرات «سندرم سازش کلی»[1] گفته می شود. هنگامی که این انطباق بحرانی درست نمی کند در اصطلاح می گویند که بدن «اُفت» کرده است. (ارجاع) (گریجو کاهانه، ص 12)
اضطراب احساس درونی است از ترس و تنش که به عنوان پاسخی طبیعی به شرایط تهدید آمیز زندگی بروز می کند. این حالت به خودی خود پاسخ روان فیزیولوژی به شرایط خطرناک می باشد و همة اجزاء واکنش های «جنگ یا گریز» که در فصل اول ذکر شد با آن همراه است با وجود این در بسیاری از افراد اضطراب بدون ارتباط آشکار با رویدادهای تهدید آمیز به شخص دست می دهد که در این حالت آن را «روان رنجوری اضطراب» یا «واکنش اضطراب» می نامند. این حالت در گذشته «نوراستنی» خوانده می شد.
روان رنجوری اضطراب بخصوص در بالغین جوان مخصوصا در دخترها بیماری بسیار شایعی است و به دو صورت حاد و مزمن رخ می دهد. (دکتر م . ح . اردوبادی ص 33 و 32)
کودکان اغلب در برابر استرس به وسیله بازگشت به رفتارهای مراحل قبلی رشد از خود واکنش می دهند. اما وقتی چنین رفتاری در طول زمان استمرار می یابد یا کودکتان به طوری واضح سازگاری مطلور ب را به دست نمی آورد، لازم است درصدد یافتن کمک برآیید.
عوامل
عوامل آزار دهندة فیزیکی، احساسی، فکری و عاطفی مرتبا روی سیستم بدن انسان بر جا می گذارد، میزان معینی از استرس در درون وجود شخص ساخته می شود. چنانچه بخواهیم امروزی و پیشرفته باشیم و از قافلة دنیا عقب نمانیم، نمی توانیم از تیررس عوامل استرس زا دور بمانیم و از برابر آن ها فرار کنیم. عادت به استرس، تا حدی که انسان ها را به روبات های بی احساس تبدیل نکند، مفید است.
چنانچه انسان ها بی تفاوتی و بی اعتنایی مطلق را در وجود خود پرورش دهند و نسبت به رویدادهای پیرامون خود خنثی باشند و هیچگونه واکنشی از خود نشان ندهند، برخی از بهترین ویژگی های انسانی را از دست خواهند داد.
چه چیزهایی باعث بروز استرس می شود؟
هر آنچه که ما را به هیجان می آورد، عصبانی می کند، سرخورده و مایوس می سازد و یا ناخشنود می سازد، می تواند منجر به استرس شود.
غلبه بر استرس
غلبه بر استرس: یعنی توفیق یافتن بر مشکلات و معضلات زندگی بیشترین مفهومی که از این عبارت بر می آید، غلبه یا پیروزی زورمندانه نیست بلکه نوعی پیروز شدن است که انسان بتواند مشکل خود را با بینش صحیح تحت تسلط خود در آورد. بد نیست غلبه را از بعد عدم توجه به حالت تهاجمی و زور ورزی در نظر بگیریم. اینک به تفصیل در مورد غلبه بر استرس مطالبی عنوان می شود:
غلبه بر استرس از طرق مختلف صورت می گیرد که خود انسان این روش ها را شخصا پیدا می کند و به کار می گیرد. این خودیاری است، البته بقیه افراد نیز می توانند در این مهم به ما کمک کنند ولی کسی نمی تواند مانع ما بشود که چگونه روش رفع هیجان از خود را یاد بگیریم و چگونه طرز تلقی های فکری – روانی خود را تغییر دهیم. توضیحات زیر را در مورد غلبه بر استرس لازم می دانم:
غلبه بر استرس به این معنی نیست که مام دیگر هیچ گونه استرس و فشاری را نخواهیم داشت. اینکه ما تا چه میزان و درچه حد می توانیم استرس را در زندگی تحمل کنیم به شخصیت و خصوصیات ژنتیکی و ارثی ما بستگی دارد. همین طور به خصوصیات و اخلاقیات والدین ما بستگی دارد؛ به همسری که داریم و به محیطی که در آن زندگی می کنیم؛ به نوع کارمان و ... بستگی دارد. هدف از این غلبه بر استرس آن است که تحت شرایط موجود بتوانیم حتی الامکان سنگینی کمتری از استرس داشته باشیم و به زودی آن را از خود دور نماییم، مهم تر از میزان سنگینی استرس و یا شدت آن، شیوه ای است که ما در غلبه بر آن به کار می بریم و این روش در سلامتی روحی و تا حدی سلامتی جسمانی ما خیلی تاثیر دارد.
طرق غلبه بر استرس هیچ مشخة شخصیتی ندارند بلکه بر مبنای قالب های رفتاری، فکری، احساسی و عکس العملی هستند. همه آن ها قابل یادگیری می باشند. نمی توان پیش بینی کرد که یکی می تواند شخصیت خود را تغییر دهد یا خیر ولی می توان گفت انسان می تواند از طریق یادگیری، رفتار خود را تغییر دهد و طبیعی است پس از این توفیق قادر است رویة زندگی خود را و نیز ابعادی از شخصیت خود را تغییر دهد.
این طرق غلبه بر استرس که بر مبنای رفتار، تفکر و احساس صورت می گیرند و در ضمن قابل یادگیری هستند، کمک می کنند که ما می بتوانیم:
الف) از میزان استرس خود بکاهیم.
ب) پس از تحمل یک استرس شدید تجدید قوا نماییم.
ج) از بروز یک استرس جدید پیشگیری کنیم.
د) قدرت مقاومت خود را در برابر فشارهای جسمی و روحی افزایش دهیم.
هـ) میزان توان و استعداد کاری خود را افزایش دهیم.
گفتیم که در سه بخش رفتار، تفکر و بدن می توان بر استرس غلبه نمود. مثال های زیر کمی موضوع را روشن تر می سازد:
الف- در بخش تفکرات و ارزش ها = موقعیت استرس که داریم افکار منفی و نوع ارزشیابی که در مورد خود و اطرافمان داریم. افکاری ملال آور هستند.
در این حالت چه نوع روش غلبه بر استرس لازم است؟ تغییر در روش ارزشیابی – تغییر در قضاوت و تعقل – ایجاد روش جدید ارزشیابی – افزایش بصیرت و آگاهی – دوری از افکار منفی – توجه کردن به هدف های مثبت.
ب- در بخش بدن = موقعیت استرسی که داریم: هشدارها در سیستم عصبی سمپاتیک – هیجانات بدنی – تغییرات هورمونی. (گرگ ویلکیلسون ص 10 و 9)
علائم
علائم هشدار دهنده ای وجود دارند که نشان می دهند کودک دچار سردرد شده است: اضطراب، غمگینی و افسردگی، اختلالات خوردن یا خوابیدن، مشکلات مربوط به مدرسه، رفتار پرخاشگرانة بیش از حد، سوء مصرف الکل یا مواد، رفتار پرخاشگرانة بیش از حد، سوء مصرف الکل به مدرسه، کناره گیری از خانواده و دوستان و سایر مشکلات غیر عادی و مداوم. اگر متوجه شدید که مشکل، در طول زمان استمرار دارد یا بدتر می شود، بهتر است در جستجوی کمک برآئید. برخی والدین وقتی متوجه می شوند که بچه هایشان خود را دست می زنند یا می مالند به سوء رفتار جنسی مشکوک می شوند. برای کودکان طبیعی است که با مالش نواحی جنسی خود، در مورد بدنشان کنجکاوی نمایند یا به خود آرامش بخشند. البته می توان انتظار داشت که هنگام استرس، این رفتارهای طبیعی افزایش یابد. ولی اگر این رفتارها تداوم یافت یا در مورد شدت آن نگران بودید، بهتر است این مساله را با پزشک خانواگی یا مشاور خود در میان بگذارید.
1- General Adaption Syndrome
مشخصات فایل
عنوان: آسیب شناسی هویت دانشجویی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 12
محتویات
آسیب شناسی هویت دانشجویی
یک هویت دانشجویی
بحران هویت یا ناکامی اجتماعی
خلأ فرهنگی، مهمترین آسیب
دین و هویت جوانان
قسمتی از متن
آسیب شناسی هویت دانشجویی
یک هویت دانشجویی
هویت عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که تعلق فرد را به یک مکان محکم می کند و نظام ارزشهای او را مشروعیت می بخشد، زیرا سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامونش و تفسیری متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست و هنگامی که در این فرایند خللی پدیدار شود، پیامدهای ویرانگری را می آفریند که می توان آن را "بحران هویت" نامید.
هنگامی که یک جوان دچار بحران هویت می شود، احساس پوچی، از خود بیگانگی، تنهایی و غربت می کند و حتی گاهی به دنبال هویت منفی می گردد؛ هویتی درست برخلاف آنچه والدین و جامعه برای او در نظر گرفته اند. اما این مقوله در بین قشر جوان دانشجو چه نمودی دارد؟
دکتر سید حسین سید موسوی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به اینکه هویت جوانان دانشجو، یک هویت دانشجویی است؛ یعنی ممکن است با آنچه عامه مردم می پسندند متفاوت باشد، می گوید: می توان گفت که دانشجو یک هویت جدید دارد، ولی ما پس از مقایسه هویت او با عامه مردم تصور می کنیم که وی دچار بی هویتی شده است، در حالی که من شخصاً معتقدم، هیچ دانشجویی بدون هویت نیست. البته، ممکن است با ورود به فضای جدید دانشگاه بسیاری از معیارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی او تغییر کرده و اطلاعات جدیدی درباره نظراتی مخالف با آنچه تاکنون به آنها اعتقاد داشته کسب کند و حتی ممکن است گاهی این عوامل او را در ارزشهایش متزلزل کند. وی می افزاید: بعضی از دانشجویان برای اینکه در جامعه به عنوان یک دانشجو هویتی مستقل کسب کنند، در ظاهر و رفتار خود تغییراتی ایجاد می کنند.
به عنوان مثال، به زعم خود کارهایی روشنفکر مآبانه انجام می دهند.
وی اضافه می کند: این اعمال که بخشی از آنها نیز ممکن است صحیح باشد، شاید از زاویه دید افراد جامعه نشانه بی هویتی باشد، اما بیشتر این مسایل موقتی است و نمی توان آنها را نشانه بی هویتی این قبیل از دانشجویان دانست.
مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این سؤال که دلیل ناامیدی و کم شدن انگیزه که در بسیاری از دانشجویان وجود دارد، چیست؟ اظهار می دارد: من این مسأله را انکار نمی کنم، ولی این ناامیدی به محیط دانشگاه ارتباطی ندارد بلکه به فرهنگ غلطی بر می گردد که متأسفانه در جامعه ما جا افتاده است. منظورم توقع بی جای افراد از دانشگاه است که این محل را با مرکز کارآفرینی اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجو بلافاصله پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه صاحب شغل شود، در حالی که دانشگاه فقط نیروهای متخصص را تربیت می کند و کارآفرینی به خود فرد و جامعه بستگی دارد.
وی می افزاید: از آنجا که بسیاری از جوانان نمی توانند پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه شغل مناسبی بیابند، نسبت به تحصیل بی انگیزه می شوند.
دکتر سید موسوی با بیان اینکه نمی توان جوانان را مجبور به انجام کاری کرد، می گوید: ما تصمیم گرفته ایم به زودی در محیط دانشگاه طرحی را پیاده کنیم به این نحو که رابطه صمیمانه ای بین استادان و دانشجویان ایجاد نماییم و امیدواریم که ببیشتر مشکلات فرهنگی دانشجویان با راهنمایی های دلسوزانه استادان مجرب دانشگاه برطرف شود.
دکتر سید مهدی قمصری، معاون فرهنگی دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه دانشگاه محل تربیت بخش مهمی از نیروی انسانی متخصص جامعه است و از این رو توجه به وضعیت فرهنگی دانشگاه اهمیت بالایی دارد، اظهار می دارد: من با این نظر که دانشجویان ما دچار بحران هویت شده اند موافق نیستم، زیرا اکثر دانشجویان دانشگاههای ما به اعتقادات و ارزشهای ملی و مذهبی خود پایبندند و این مسأله را در عرصه های مختلف ثابت کرده اند. البته نباید انکار کرد که تعداد اندکی از دانشجویان ما در اجزای هویتی خود دچار گسست و شکاف شده اند که این مسأله نیز به مسایل تربیتی و پایه اعتقادی آنها در مراحل قبلی تکامل اجتماعی (یعنی خانواده و مدرسه) بر می گردد. وی اضافه می کند: اگر دانشجویان در محیطی که غنای فرهنگی کافی نداشته، رشد کرده باشند؛ بویژه افرادی که برای ادامه تحصیل از شهرهای کوچک به دانشگاههایی در شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند، ممکن است با قرار گرفتن در محیط باز دانشگاه، در سلایق خود بویژه از نظر ظاهری تغییراتی ایجاد کنند که این مسأله به پیشینه اعتقادی آنها بر می گردد. دکتر قمصری ادامه می دهد: اگر می خواهیم دانشجویان ما دچار بحران هویت نشوند، باید از خانواده و مدرسه شروع کنیم. البته سالم سازی محیط دانشگاه نیز تا حد زیادی می تواند به کاهش آسیبهای فرهنگی کمک کند. وی ایجاد همسویی و همگرایی بین نهادهای فرهنگی دانشگاه را در این امر مهم مؤثر دانسته و می افزاید: خوشبختانه ما نشستهایی را در سطح مدیریت دانشگاه تهران در این زمینه آغاز کرده ایم و تصمیم داریم با برنامه ریزیهای اصولی و به روز، آسیبهای فرهنگی دانشجویان را به حداقل برسانیم.
بحران هویت یا ناکامی اجتماعی؟
از دیدگاه جامعه شناسی، بحران هویت در برگیرنده متغیرها و عوامل خاصی است.
دکتر امیلیا نرسیسیان، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در این زمینه می گوید: از نظر جامعه شناسی هویت یک فرد ترکیبی از هویتهای مختلف است. مثلاً هویت یک فرد به عنوان فردی ایرانی ممکن است تحت تأثیر هویتهای بومی، قومی و فرهنگی قرار بگیرد. بنابراین، اعتقاد به اینکه هویت پدیده منسجمی است که همه باید مطابق آن رفتار کنند، اشتباه است. وی اضافه می کند: هویت دانشجویی هم همین طور است. به عنوان مثال، با توجه به اینکه یک دانشجو متعلق به کدام شهر یا روستا باشد و یا از چه دین و مذهبی پیروی کند و در چه خانواده و محیطی تربیت شده باشد، نوع رفتار و گرایشهایش تغییر می کند. بنابراین، هر کس برای خودش هویتی دارد و هیچ فردی بدون هویت نیست.
این استاد دانشگاه می افزاید: به اعتقاد من، برخی از آسیبهای اجتماعی که ما از آنها به بی هویتی تعبیر می کنیم، نمی تواند ریشه در هویت افراد داشته باشد؛ بلکه ممکن است ریشه در ناکامی های اجتماعی داشته باشد. وی در توضیح این مطلب می افزاید: مشکلی که دانشجویان ما با آن دست به گریبانند، به هویت ربطی ندارد؛ بلکه بیشتر به بحران الگوها و نبود بسترهای مناسب فرهنگی بر می گردد. به عبارت دیگر، مهمترین دلیل بحران موجود در قشر دانشجو، عدم زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی برای آینده جوانان و معرفی نکردن الگوهای مناسب رفتاری به آنان است.
به اعتقاد دکتر نرسیسیان، نسل جوان دانشجو باید جدی تر گرفته شوند زیرا اگر در این زمینه برنامه ریزی منسجم و اصولی صورت نگیرد، نسل دانشجوی ما نخواهد توانست به فعالیتهای مفید فرهنگی و اجتماعی بپردازد و از این جهت در آینده با مشکل مواجه خواهیم شد.
دکتر اسلامی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، نیز با بحث بی هویتی جوانان دانشجو مخالف است.
وی با بیان اینکه دانشگاه از اجتماع جدا نیست، می گوید: به نظر من مسایلی را که ما از آنها تعبیر به بی هویتی می کنیم، نمی توان بی هویتی محسوب نمود بلکه باید آن را نوعی خرده فرهنگ دانست. وی می افزاید: البته بی توجهی به ارزشها را می توان نوعی آسیب تلقی کرد، بدین معنا که گروهی از دانشجویان نتوانسته اند در زمینه ارزشها به عناصر هویتی خود انسجام داده و آن را به عنوان معیاری برای احراز هویت در لایه های درونی شخصیت خود جا بیندازند.
مشخصات فایل
عنوان:آشنایی با روش دلفی و کاربرد آن در تصمیم گیری
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 12
محتویات
آشنایی با روش دلفی و کاربرد آن در تصمیم گیری
مقدمه
پیشینه
تعاریف و برداشت ها
اهداف و کاربردها
اجرای روش
امتیازها
کاستی ها
نتیجه
قسمتی از متن
آشنایی با روش دلفی و کاربرد آن در تصمیم گیری
آینده نگری و پیش بینی تحولات از نیازهای اساسی برنامه ریزان و مدیران است. روش دلفی که یکی از دستاوردهای جنگ سرد است در ابتدا برای برآورده ساختن این نیاز پدید آمد. اما رفته رفته با توجه به سازوکار انجام این روش که مبتنی بر انجام نظرسنجی از متخصصان است، برای حل مسائل پیچیده و تصمیم گیری در امور بغرنج به کار آمد. در برداشت های جدید این روش را فرآیندی ارتباطی دانسته اند که اجازه می دهد گروه برای حل یک مساله پیچیده، بدون کنش متقابل رودررو با مواجهه تک تک اعضای گروه، به توافق برسد. هم اکنون روش دلفی ابعاد کاربردی بسیاری یافته و در رشته های متعددی مانند بازرگانی، صنایع، سیاست، و همچنین برنامه ریزی شهری و منطقه ای مورد استفاده است. این روش در ایران چندان شناخته شده نیست. حال آنکه با توجه به پیچیده شدن امور طی سالهای اخیر تمامی افرادی که کارشان تصمیم گیری و برنامه ریزی است از روش دلفی بی نیاز نیستند. افرادی مانند مدیران سازمان های ملی، منطقه ای و محلی، شهرداران و اعضا شوراهای اسلامی شهر.
این مقاله قصد دارد تا به شکلی مقدماتی، مفاهیم و مبانی اساسی این روش را به خواننده معرفی کند.
مقدمه
زمان نگارش این نوشتار آغازین روزهای سده بیست و یکم و همچنین هزاره سوم میلادی است. همانند سپیده دم آغاز تمدن و تفکر، انسان های بسیاری در عرصه هایی مانند سیاست، برنامه ریزی، مدیریت و آموزش مشتاقند بدانند چه تحولات مهمی در سده و حتی هزاره جدید اتفاق خواهد افتاد. این اشتیاق آدمی را در معنای عام Futurism و در معنای علمی آینده نگری Prospective می نامند. در دایره المعارف علوم اجتماعی در توضیح این مفهوم آمده است: «از مفهوم Prospicere به معنای مقابل خود را نگریستن اخذ شده است و به معنای نگاه به آینده ای نزدیک به منظور پیش بینی حوادث آن است. آینده نگری نه تنها در قلمرو دانش بلکه در حیطه هنر نیز مطرح می شود. به زغم پی یر ماسه آینده نگری به معنای جستجوی طریقه ای نو در دانش است که در آن آینده را به عنوان نتیجه ای از اعمال کم و بیش آزاد و واکنش های کم و بیش قابل پیش بینی در نظر می گیرند» (ساروخانی. 1370. 581)
پیش بینی آینده و آینده نگری همواره دغدغه بشر و منشاء بیم و امید برای او بوده است. در گذشته وظیفه خبرآوری از آینده بر عهده جادوگران، پیشگویان، ستاره شناسان و فیلسوفان بود. بخش عمده ای از تعالیم پیامبران را نیز، تبشیر و تنذیر نسبت به آینده تشکیل می داد. با گسترش تدریجی سپهر دانش، آینده نگری هم بخشی از دل مشغولی های اندیشمندان گردید و روش هایی برای آن ساخته و پرداخته شد. این روش ها را می توان به ترتیب زیر برشمرد:
1- روش تخیلی- فلسفی
2- روش تاریخی- فلسفی
3- روش فرافکنی روند Extrapolation
4- روش شبیه سازی Simulation
5- روش بازنگری Monitoring
6- روش صحنه سازی Scenario Cerativity
7- روش واکنش شناسی Cross Impact Analysis
8- روش سروش یا دلفی Delphi
9- روش هنجاری Normative یا آینده نگری
در میان این روش ها، با توجه با اهمیت کاربردی، روش دلفی جایگاه خاص خود را دارد. این روش در عرصه هایی مانند سیاستگذاری و برنامه ریزی کلان و همچنین دستیابی به اجماع برای شناخت و حل مسائل پیچیده ابزار دست سیاستگذاران و مدیران در کشورهای توسعه یافته است. در این مقاله تلاش می شود تا این روش معرفی گردد.
پیشینه
قدیمی ترین ریشه های روش دلفی به معبد آیولون در شهر دلفی در یونان باز می گردد. شهر دلفی در دامنه جنوبی کوه بارناسوس و بر فراز یکی از دهانه های بزرگ خلیج کورنت قرار دارد. از نظر منظر جغرافیایی، سیمای شهر دلفی و پیرامون آن به گونه ای بود که یونانیان قدیم را به این اعتقاد واداشت که در آن جا خدایان زندگی می کنند. ویل دورانت (1372، 124) در کتاب تاریخ تمدن مجلد مربوط به یونان باستان می نویسد: «بالاتر از این صخره ها، قله های دوگانه کوه بارناسوس قرار دارد. یونانیان برای رسیدن به این قله ها صدها کیلومتر از روی صخره های دشوار بالا می رفتند. مه انبوه و دریایی که اشعه خورشید بر آن می تابد. به آن نقطه منظره ای زیبا و خوف انگیز می داد. از این رو یونانیان باور داشتند که آنجا خدایی وحشتناک سکونت می کند. اینان زلزله های متعددی را که در آن نقطه رخ داده و باعث ترس مهاجمانی چون ایرانیان و مردمان فوکیس و گل شده بود، دفاع خدایان از مقر خویش تلقی می کردند.
مومنانی از دیرباز به آنجا می رفتند تا از بادهایی که میان دره ها می وزد، یا گازهایی که از نهاد زمین برمی خیزد، آواز و اراده خدایان را بشنوند. سنگ بزرگی که کنار مخرج گازهای زمین قرار داشت به نظر یونانیان مرکز یونان و ناف عالم بود. نزدیک این سنگ بود که یونانیان در آغاز برای گالایا، الاهه زمین، و بعدها برای آپولون معابدی ساختند».
حوادث جهانی که یونانیان در آن زندگی می کردند به اراده شیاطین، ارواح و خدایان بستگی داشت. پس لازم بود تا برای آگاهی از اراده خدایان، شیاطین و ارواح به سراغ غیبگویان، ستاره شماران، خوابگزاران، وخش ها و غیره رفت و درباره زندگی با آنان مشورت کرد. اهمیت ستاره شماران و غیبگویان تا اندازه ای بود که گاهی به خدمت خاندان ها، ارتش ها و دولت ها در می آمدند. در بسیاری از معابد یونان، وخشهای بسیار وجود داشتند. معززترین و مشهورترین آنها در روزگار قدیم وخش معبد زئوس در دودونا، و در دوره بعد، وخش معبد آپولون در دلفی بود... یونانیان زنان را برای پذیرش وحی و الهام آماده تر می دانستند. از این رو، در معبد آپولونه سه پیرزن خدمت می کردند. در این معبد از شکافی که در کف معبد قرار داشت گازی مرموز بیرون می آمد. مردم می گفتند که این گاز از لاشه اژدهایی به نام پوتون، که به دست آپولون کشته شده است برمی خیزد. زن غیبگو که برای پذیرفتن وحی آمادگی داشت پشت میز بلند سه پایی می نشست و گاز مقدس را که بسیار بدبو بود استنشاق می کرد و برگهای تخدیرآوری می جوید و به حال بیخودی می افتاد. سپس بریده بریده سخنانی به زبان می آورد که به وسیله کاهنان برای حاضران ترجمه می شود (همان، 218). در تاریخ یونان آمده که اشخاص مشهوری مانند هراکلس و آریستودموس شاه مسینا با وخش معبد دلفی به مشورت پرداخته اند.
اما پیشینه روش دلفی به عنوان ابزاری علمی برای پیش بینی آینده به دهه 1950 میلادی برمی گردد و یکی از دستاوردهای جنگ سرد (Cold War) است. آغاز کاربرد این روش به پژوهشی درباره مسائل پیچیده دفاعی برمی گردد که نورمن دالکی و اولاف هلمر (Norman Dalkey & Olat Helmer) در شرکت رند (RAND) که به عنوان خزانه فکر (Think tank) عمل می کرد، انجام دادند. روش دلفی از نیمه دهه 1960 به عنوان یک روش علمی مهم در جوامع علمی شناخته شده است.
تعاریف و برداشت ها
در منابع مختلف تعاریف و برداشت های متعددی از روش دلفی شده است. برخی از این تعاریف عبارتند از:
1- «روشی برای توسعه و بهبود اجماع گروهی است».
(Anderson and others, 1975, 121)
2- «در این روش ما به دنبال توافق گروهی هستیم. زیرا این اعتقاد وجود دارد که چند کارشناس می توانند از یک نفر در امر پیش بینی صاحب نظرتر باشند» (سید جوادین، 1375، 103).
3- فرآیندی ارتباطی است که اجازه می دهد تا گروه برای حل مسأله ای پیچیده بدون کنش متقابل رودررو با مراجعه تک تک اعضای گروه، به توافق برسد». (Ghourchian, 1994, 95)
4- «روش دلفی برای حل مسائل و تصمیم گیری به کار می رود» (Sahkian, 1997)
5- «روش پیش بینی رویدادهای آتی است بر پایه نظر سنجی داوری های افراد متخصص درباره هر موضوع». (Javy and Julial, 1991)
عناصر مشترک این تعاریف گرد این موضوع است که دلفی:
1- روش (Method) یا فنی (Technique) علمی است.
2- برای پیش بینی آینده
3- بر پایه اجماع نظرات متخصصانی که با یکدیگر تماس رودررو نداشته اند.
از این رو مشخص می گردد که در روش دلفی، همه افراد این شانس را ندارند تا در جریان تحقیق به عنوان پاسخگو وارد شوند و نیازی به نمونه گیری نیست. این موضوع از وجوه تمایز این روش یا روش های مرسوم مانند پیمایش (Survey) است. در این روش بر حسب موضوع که می تواند سیاست، آموزش یا محیط زیست باشد. باید به سراغ متخصصان رفت. افرادی که دانش و آگاهی کافی درباره موضوع دارند و نظرات آنان به عنوان صاحب نظر و متخصص مورد پذیرش دیگران است.
اهداف و کاربردها
هدف اصلی روش دلفی را می توان پیش بینی آینده دانست که بر پایه همگرایی اندیشه های متخصصان حاصل شده است. در این روش حدسیات فردی در مورد تکامل آینده باید تصحیح شود. پیدایش هنجار گروهی تخصصی نتیجه مورد نظر است. اهداف مهم دیگر این روش عبارتند از حل مسائل پیچیده و کمک به تصمیم گیری در مورد مسائل بغرنج. این روش با این هدف طراحی شده که برای حل مسائل پیچیده و مهمی به کار رود که پرداختن به آن از توانایی های یک نفر فراتر می رود. این روش در امور برنامه ریزی، مدیریت و مسائل اجرایی کاربرد دارد و رشته های متعدد دانش مانند بازرگانی، سیاست، صنایع، پزشکی، برنامه ریزی آموزشی، برنامه ریزی شهری و ناحیه ای می توانند از آن استفاده نمایند.
«اگرچه فن دلفی در کاربردهای آغازین خود عمدتاً ابزار پیش بینی بود. در حال حاضر بیشتر به عنوان فرایندی (Process) برای بهبود ارتباطات و ایجاد توافق در حل هر مسأله پیچیده به کار می رود» 1994. (Ghourchian, 97) روش دلفی، روشی کاربردی است و بسیار مورد استفاده رشته هایی مانند بازرگانی و آموزش است. نگاهی به عناوین کتابهای مربوط به روش دلفی مانند:
Gazing into Oracle: The Delphi Method and its Application to Social Policy and Health (1995).
حکایت از اهمیت کاربردی این روش می کند.
مشخصات فایل
عنوان : اعتیاد
قالب بندی: word
تعداد صفحات:25
محتویات
اعتیاد
طبقه بندی مواداعتیاد آور
انواع مواداعتیاد آور
سوء مصرف مواد (substance abuse)
علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد
عوامل مخاطره آمیز
درمان اعتیاد
اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان
اعتیاد در ایران
ایـدز
هپـاتـیت
زنـدان
اقدامات صحیح
استراتژیهای کاهش آسیب
افزایش درصد اعتیاد در سنین پایین کشور
نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد
و .. . . .
قسمتی از متن
اعتیاد
تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد یا مبتنی بر کمیت، فراوانی و یا شدت رفتارهای مواد جویانه از طرف بیمار میباشد و یا اینکه اصطلاح ”مصرف غیر قانونی مواد“ مبنای تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد قرار میگیرد.
امروزه در محافل دانشگاهی به جای اعتیاد از وابستگی به مواد (substance dependence) نام برده میشود، هر چند که در میان مردم این بیماری ”اعتیاد“ و خود بیمار به عنوان معتاد شناخته شده است.
بیمار وابسته به مواد علیرغم تجربه مشکلات متعدد ناشی از مصرف مواد قادر بر قطع مصرف آن نیست. مصرف مواد یک الگوی رفتاری ناسازگارانه و بیمار گونه است که بروز علائم رفتاری، روانی، شناختی و جسمی به اختلالهای بالینی در فرد مصرف کننده منجر میشود. این اختلالها عبارتند از:
1- ایجاد تحمل: بیمار در دفعات بعدی مصرف مواد برای رسیدن به سطح قبلی روانی و جسمانی ناشی از اثر مواد باید مقادیر بیشتری از آن را مصرف کند.
2- بروز علائم ترک: عدم مصرف مواد علائم جسمانی و روانی ترک مانند بیقراری، اضطراب، بیخوابی، درد عضلات، اسهال و استفراغ ظاهر میشود.
3- تمایل بعدی: هوس، در بیشتر بیماران پس از قطع مصرف مواد وجود دارد ولی بیمار قادر به کنترل هوس و ترک مصرف این کار نمیباشد.
4- بیمار برای تهیه مواد، هزینه، وقت و سرمایههای دیگران و خانواده را مصرف میکند.
5- درپی استمرار مصرف مواد با تغییرات روانی و رفتاری در بیمار، مشارکت وی در فعالیتهای خانوادگی، اجتماعی، تفریحی و شغلی کاسته میشود.
6- علیرغم آگاهی بیمار از عوارض جسمانی و روانی مصرف مواد، بیمار قادر به عدم استفاده از آن نمیباشد. در تعریف علمی برای اینکه فردی را بیمار وابسته به مواد بدانیم لازم است حداقل 12 ماه الگوی مستمر مصرف مواد را داشته باشد.
موضوعات مطرحشده در بالا نکات آموزشی برای بیماران، خانواده آنان و همه افراد جامعه بهویژه جوانان است. همه باید این نکات را بدانند، و بدانند که حتی یکبار مصرف هم ممکن است فرد را بهسوی این همه مشکل بکشاند.
طبقه بندی مواداعتیاد آور
مواد مخدر را به اعتبارات متعددی می توان طبقه بندی کرد. مثلا اگر آنها را به طبیعی، نیمه مصنوعی و مصنوعی گروه بندی کنیم، یا از نظر تاریخ کشت یا آشنایی بشر با آنها، کشف و ساخت دسته بندی کنیم، یا در دو گروه، یعنی گروه مواد مخدری که مصرف پزشکی دارد. یا گروه مواد مخدری که مصرف پزشکی ندارد، دسته بندی شوند، همه درست بوده، ولی در عین حال هیچیک طبقه بندی یا تعریفی جامع و مانع نمی باشند. اگر چه متخصصیــن، طبقه بندی هایی از جنبه های علمی و تجربی ارائه داده اند ولی بهترین نوع گروه بندی از طرف سازمان بهداشت جهانی به عمل آمده که طبقه بندی مواد از جهت تاثیر آنها بر انسان است . این طبقه بندی به صورت زیر می باشد:
□ کانابیس یا شیره گیاه شاهدانه (CANNABIS)
□ سستی زاها (مسکنها – خواب آورها)
□ چسب و مواد فرار (مواد استنشاقی)
□ محرک ها
□ الکل ، توتون و قهوه = (Neglected Invisible Drugs)
انواع مواداعتیاد آور
□ حشیش
□ توتون و دخانیات (نیکوتین Nicotine)
□ 4- برومو 5,2 دی متوکسی فنتیلامین
سوء مصرف مواد (substance abuse)
در مقابل بیماران ”وابسته“ کسانی هستند که اقدام به مصرف میکنند ولی با مشخصاتی که در بالا برای بیماران وابسته به مواد ذکر شد مطابقت ندارند. در این گروه شدت مصرف به حدی نمیباشد که وابسته تلقی شوند. این گروه از بیماران بارها و به طور متناوب مواد مصرف میکنند. الگوی مصرف این دسته بر خلاف گروه بالا مقاومت ناپذیر نبوده و جنبه اجباری ندارد. اما بهرحال نتایج مصرف و مخرب مواد را در پی دارد. از این موارد میتوان غیبت از مدرسه، محل کار، درگیری با همکاران و دوستان، عدم انجام تعهدات اجتماعی و خانوادگی، بی توجهی به فرزندان و خانواده و... را نام برد. الگوی مصرف به هر گونهای که باشد میتواند با مخاطرات فیزیکی مانند مصرف مواد هنگام رانندگی و خطرهای فراوان به دنبال آن همراه گردد. بهخاطر داشته باشیم یکبار مصرف ممکن است موجب سوءمصرف یا مصرف تفریحی شود و مصرف تفریحی موجب مصرف دائم و اعتیاد شده و خطر بعدی اعتیاد مصرف تزریقی و ایدز است.
علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد
اعتیاد یک بیماری زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی است. عوامل متعددی در سبب شناسی سوء مصرف و اعتیاد مؤثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد میشوند. عوامل مؤثر بر فرد، محیط فرد و عوامل اجتماعی، عوامل در هم بافتهای هستند که بر یکدیگر تأثیر میگذارند. آشنایی با عوامل زمینه ساز مستعد کننده بروز اعتیاد و نیز عوامل محافظت کننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:
1- شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدامهای پیشگیرانه لازم برای آنان؛
2- انتخاب نوع درمان و اقدامهای خدماتی، حمایتی و مشاورهای لازم برای معتادان.
عوامل مخاطره آمیز
عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.
1- از عوامل مخاطره آمیز فردی میتوان به دوره نوجوانی، استعداد ارثی، صفات شخصیتی، اختلالات روانی، نگرش مثبت به مواد و موقعیتهای پر خطر اشاره نمود.
2- از بین عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی نیز میتوان عوامل مربوط به خانواده، دوستان، مدرسه و محل سکونت را نام برد.
3- از میان عوامل مخاطره آمیز اجتماعی نیز به عواملی چون فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر، بازار مواد، مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی، کمبود فعالیتهای جایگزین، کمبود امکانات حمایتی، مشاورهای و درمانی، توسعه صنعتی، محرومیت اجتماعی ـ اقتصادی اشاره نمود.
درمان اعتیاد
1- مرحله سم زدایی (detoxification)
نخستین گام برای بیمارانی است که وارد برنامههای درمان و توانبخشی ترک مواد مخدر میشوند. سادهترین راه برای سم زدایی درمان علامتی بیماران به صورت سرپایی با داروهای مسکن، آرام بخش و خواب آور میباشد.
2- مداخلههای غیر دارویی
با توجه به اینکه اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری مزمن و عود کننده است و عوامل و شرایط زیستی و روانی ـ اجتماعی منجر به گرایش مجدد به مصرف مواد مخدر پس از تکمیل دوره درمانی میشود ضروری است که مراکز درمان اعتیادپس از تکمیل دوره سم زدایی برای مدتی که احتمال عود اعتیاد زیاد است ارتباط مراجعان با مراکز درمانی را حفظ نمایند. مطالعات مختلف نشان داده است که میزان عود در معتادان به الکل و مواد مخدر بسیار بالا است و سه چهارم افرادی که دوره درمان را کامل نمودهاند در فاصله یکسال پس از تکمیل درمان عود مجدد داشتهاند. درمانهای غیر دارویی با هدف مداخلههایی مانند تغییر نگرشهای نادرست فرد معتاد، آموزش مهارتهای لازم برای مقابله با عوارض جسمی و روانی ترک و تحمل بهتر آنها و مداخله در محیط بیمار با درگیر نمودن خانواده در راستای درمان بیمار و ایجاد یک شبکه اجتماعی حمایت از وی و در نهایت کمک در جهت یادگیری مهارتهای شناختی و حرفهای لازم در پیدا کردن شغل مناسب و قابل قبول وی و یا انجام بهتر وظایف شغلی خود میباشد. سرانجام بازگشت به جامعه به عنوان یک فرد عادی و بهرهگیری از یک زندگی معمول با لذات واقعی آن است. بیمار و خانواده بهخاطر داشته باشند که قادر نیستند به تنهایی اینهمه کار انجام دهند. روانپزشک، پزشکان عمومی آموزشدیده، روانشناسان بالینی، مشاوران، مددکاران و پرستاران متخصص در این رشته لازم است حتماً در کار درمان همراه نظارت داشته باشند.
اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان
اعتیاد ، سالها تنها به عنوان یک « جرم » شناخته می شد و فرد معتاد را صرفاً یک « مجرم » می شناختند . تحقیقات جامعی که به ویژه در دانشگاه « یل » انجام گرفت بروز تغییرات شیمیایی و حتی ، فیزیکی در بافت مغز افراد معتاد را به اثبات رساند و کارشناسان ، امروزه اعتیاد را یک بیماری مزمن و عود کننده می شناسند که به صورت حمله های متناوب « احساس نیاز » و « مصرف » ماده مخدر تظاهر می یابد . متأسفانه به نظر می رسد که در برخورد با معضلات و مشکلاتی که اهمیتی به مراتب کمتر از اعتیاد دارند منطقی تر برخورد می شود . عذر یک فرد سیگاری که با قیافه حق به جانب ادعا می کند که « مجبور است » سیگار بکشد ؛ به راحتی پذیرفته می شود و خیلی مؤدبانه از او می خواهند که در محل مجزایی به استعمال دخانیات مشغول شود .
این در حالی است که نگاه صرفاً مجرمانه به شخص معتاد ، از او تنها و تنها انتظار « ترک » و آن هم « خیلی فوری » دارد . دکتر آلن لشنر «Alan Leshner » دبیر انستیتو ملی مبارزه با مواد مخدر معتقد است که هیچ نیازی در انسان ، قوی تر و شدیدتر از احساس نیاز یک معتاد به مصرف مواد مخدر نیست .
اعتیاد در ایران
کشور اسلامی ایران به علت قرار داشتن در شاهراه ترانزیت مواد مخدر و نیز جایگاه نسبتاً موجه مصرف تریاک در فرهنگ ایرانی ، همواره با خطر و عوارض اجتماعی اعتیاد روبرو بوده است .
تخمین زده می شود که حدود 2 میلیون نفر معادل 3 درصد از کل جمعیت ایران به نوعی از مواد مخدر استفاده می کنند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در یک دهه اخیر اقدامات بسیار جدی و مؤثری در مقابله با گروههای قاچاق و توزیع مواد مخدر صورت گرفته است . با این حال ، افزایش شیوع اعتیاد در جمعیت زنان همه و همه حقایقی هستند که لزوم برخورد ریشه ای تر و منطقی تر با این معضل ملی را طلب می کنند .
مشخصات فایل
عنوان: آسیب شناسی اجتماعی ( اعتیاد)
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 25
محتویات
فهرست مطالب
اثرات کلی حاصله از مصرف مواد مخدر 1
اختلال شخصیت و رفتارهای ضد اجتماعی.. 4
دلیل بروز شخصیت ضد اجتماعی.. 6
ایجاد آمادگی و زمینههای لازم درمعتاد برای ترک اعتیاد. 11
نقش رسانهها در ایجاد آمادگی.. 14
قسمتی از متن
اصطلاحا مواد مخدر به کلیه مواد طبیعی و شیمیایی گفته میشود که اعتیاد آور باشد. بعضی از این مواد تخدی کننده نبوده، بلکه ممکن است ایجاد تحرک و توهم نمایند. بطور کلی مواد مخدر به موادی اطلاق میگردد که مصرف آنها در انسان حالاتی غیر عادی ایجاد نماید. این حالات که عموما لذت بخش هستند، به صورت موقت و کاذب ایجاد میگردد. بروز همین حالات و کیف و لذت پس از اولین مصرف- که در بعضی موارد فقط به علت کنجکاوی مبادرت به آن میگردد. باعث تداوم مصرف واعتیاد میشود. این مواد در فرهنگ پلیس به مواد افیونی یا مکیفها معروف بودند ولی امروزه در زندانها لفظ (مکیفها) فقط برای قرصهای آرام بخش و روانگردان استفاده میشود.
اثرات کلی حاصله از مصرف مواد مخدر
مصرف انواع مواد مخدر موجب تغییر حالت در مصرف کننده و ایجاد نوعی لذت کاذب و زودگذر میگردد. خوشی کاذبی که از مصرف انواع مواد حاصل میشود به تدریج زایل و در مراحل پیشرفته اصولا لذتی به مصرف کننده دست نمی دهد، بلکه صرفا بخاطر کاهش آلام و رنجهای ناشی از خماری، استعمال میگردد.
خوش بینی مفرط اولین حالتی است که در کلیه مصرف کنندگان مواد مخدر ایجاد میشود، این حالت در لحظات اولیه زائل شدن آثار مصرف، تبدیل به بدبینی شدید میگردد. این امر با پیشرفت اعتیاد گسترش مییابد بحدی که بدبینی، به دوری و نفرت از اطرافیان منجر میشود.
معتاد خود را فهیم تر از دیگران میداند و این حالت در زمان خماری هم ادامه مییابد، بخصوص اینکه درحالت خماری خود را محق میداند و از همه متوقع و طلبکار است. با پیشرفت مصرف، تغییرات زیادی در جسم، رفتار و شخصیت فرد پیش میآید.
پرگوئی خصیصه دیگرمعتادین است. تقریبا کلیه معتادین مدام حرف میزنند و لاف وگزافگویی و احیانا دروغگوئی در گفتههای آنها به آسانی قابل تشخیص است. تنها در زمانی که از خماری رنج میبرند ساکت و مظلوم در ناتوانی چرت آلودی گرفتار میشوند.
معتادان به انواع مواد مخدر، به یبوست مزمن دچار میشوند. از غذاهای ترش بشدت بیزارند و بشدت به شیرینی علاقه مندند.
بی اشتهائی و بی میلی به مواد خوراکی در معتادین به تریاک و هروئین دیده میشود.
بشدت به چای علاقه دارند. از سرما فوق العاده بیزارند و گرما را دوست دارد. مصرف کنندگان حشیش معتقدند حشیش اعتیادآور نیست ولی حالت خاصی که ایجاد میکند بیش از هروئین و تریاک کشش و جاذبه دارد. به همین جهت معتادین دیگر مواد هم گاهی حشیش میشکند.
اکثر معتادین موهای پرپشت دارند. قطر موهای آنها نسبت به زمان قبل از اعتیاد ضخیم تر به نظر میرسد و دیرتر میریزد و دیرتر هم سفید میشود.
معتادین افرادی هستند لاابالی و نظافت را درهیچ موردی حتی غذا خوردن رعایت نمی کنند.
صبحا بسختی از خواب بر میخیزند. همیشه خواب آلود هستند.
در خماری ظاهری، آبریزش بینی، خمیازههای بلند و پی در پی و ناتمام، دان دان شدن پوست صورت و بدن – مانند پوست تخم مرغ پر کنده- بزرگ شدن مردمک چشم، عرق کردن زیاد، خارش بدن، لرزش بدن بخصوص دستها، ناتوانی در ایستادن و سر پا بودن و در خماری درونی، احساس فشار و گرما، خارش گلو، چسبندگی بزاق دهان، حالت تهوع و سرگیج، دل درد، دردهای عضلانی و استخوان درد، درد شدید در مفاصل، حالاتی شبیه سرماخوردگی و گاهی توام با اسهال، وجود دارد.
در لحظات خماری، فرد معتاد وحشتزده و هراسان است. فوق العاده عصبی و بی حوصله میشود و قیافه ای غیر عادی مییابد.
اعتیاد و زیانهای بدنی
هنگامی که انسان معتاد شد کوشش عضوها و دستگاهها وحفظ تعادل طبیعی مشکل میگردد و این امر در دستگاه اعصاب مرکزی ومحیطی او اثر تخدیری شدید میگذارد و به اندازه ای که قطع دارو به عدم تعادل طبیعی دستگاه عصبی واختلال حاد آن منجر میگردد. در این باره پزشکان میگویند: هنگامی که انسان معتاد میشود، نیکوتین، منوکسید کربن و ... جذب ششها و دهان معتاد میگردد. دستگاه اعصاب او برانگیخته میگردد. فشار خون بالا میرود نبض و ضربان او بیشتر میشود به اندازه ای که میتوان لرزش دست و پای او را احساس کرد. دمای دستها و پاها پایین میآید.
اعتیاد و سرطان
پژوهشهایی که روی 370 نفر کارگر پنبه انجام گرفته است نشان میدهد که هیچ یک از افراد غیر معتاد دچار سرطان ریه نشدهاند و کاملا تندرست مانده اند، در صورتی که این بیماری کشنده در میان معتادین در اثر آمادگی و مساعد بودن زمینه پیش از حد انتظار شیوع داشته است و معتادین را گرفتار سرطان ریه و سایر بیماریهای ششی ساخته است.
اعتیاد و خودکشی
در الکلیها خودکشی وفور زیادی داشته و همچنین نسبت درصد الکلیها در بین افرادی که خودکشی میکنند یااراده به خودکشی دارند زیاد است.
برخی از دانشمندان معتقدند که وابستگی شدید مواد مخدر و ... ممکن است جانشین خودکشی باشد و در دوره رفع مسمومیت خطر خودکشی زیاد بوده و بسیاری از اشخاص را که قادر به ترک الکل و ... نیستند میتوان جز افسردهها دانست. به طور کلی به نظر میرسد که علتهای اجتماعی و روانی و زیست شناسی در برخی افراد منجر به خودکشی شده در برخی ایجاد بیماری روانی میکند و در برخی دیگر هر دو عارضه را به وجود میآورد.
خودکشی و اعتیاد هر دو، دو رفتار به ظاهر گوناگون ولی اساسا مترادف و ناشی از عوامل و پویاییهای تقریبا یکسان در محیط اجتماعی و روانی معتادین و افرادی است که خودکشی میکنند.
اختلال شخصیت و رفتارهای ضد اجتماعی
بخش بزرگی از پژوهشگران معتقدند که قست اعظم تهیه کنندگان و مبتلایان به مواد مخدر و الکل را افرادی باشخصیتهای ضد اجتماعی و رفتارهای ضد اجتماعی تشکیل میدهند، که به اصطلاح پسیکوپات خوانده میشوند. اینان افرادی هستند که اصولا به تکالیف اجتماعی بی توجهند. رفتارهای مورد قبول اجتماع را نمی پذیرند و بین رفتارهای آنان و رفتار شایع در اجتماع تفاوتهای شدید وجود دارد و به اینجهت به کرات دچار تضاد با جامعه میشوند. اینان خودخواه، بیرحم وبی مسئولیت هستند. ناگهان تصمیم میگیرند، و به شدت متجاوزند. دروغگو و غیر صمیمی هستند به دیگران محبت ندارند. از ایجاد روابط عاطفی معمولی با دیگران عاجزند. در مقابل محرومیتها مقاومت کمی دارند. اغلب از دیگران شاکی هستند و دلایل به ظاهر منطقی برای رفتار خود ارائه مینمایند. در مقابل نتایج ناخوشایند اعمال خود احساس پشیمانی نداند. قدرت قضاوت آنان ضعیف است و از تجربیات خود و دیگران بویژه در رابطه با قانون، پند نمی گیرند. ممکن است ظاهر ایشان جذاب و باهوش باشد و در ابتدا افراد ناآشنا را تحت تاثیر قرار دهند وامکان دارد که واقعا نیز، ویژگیهای عالی داشته باشند. ولی در عمل، غالبا شکست میخورندو درروابط با دوستان، دچار اشکار میگردند.
در سابقه این افراد تا قبل از سن 15 سالگی حداقل سه مورد از رفتارهای زیر دیده میشود:
در زندگی اجتماعی و خانوادگی این افراد پس از 15 سالگی نیز حداقل دو مورد از موارد زیر وجود دارد:
افراد با شخصیت ضد اجتماعی بحض عمده ای از مجرمین و زندانیان را تشکیل میدهند. بررسیهای آماری حتی تا 75% زندانیان را در شمار مبتلایان به اختلال شخصیت ضد اجتاعی نشان داده است. تهیه کنندگان مواد مخدر و مشروبات الکلی، قاچاقچیها و واسطههای پخش این مواد و شاید بخض عمده ای از فروشندگان جز و معتادان را این عده تشکیل میدهند.
دلیل بروز شخصیت ضد اجتماعی
مطالعه در باب دو قلوهای یک تخمکی و دوتخمکی نشان میدهد که شخصیت ضد اجتماعی و رفتارهای بزهکارانه تاحد قابل توجهی به عوامل ارثی وابسته است. اما محیط میتواند به مقدار زیاد، تظاهرات این استعداد شخصیتی را کنترل کند. حالات نوروتیک و پسیکوپاتیک تحت اثر عوامل چندگانه و گوناگون شکل میگیرد. مطالعه درباره ارتباط بین بزهکاری و مشکلات اجتماعی نشان میدهد که مسئله ای اختصاصی و مهم در بین مشکلات اجتماعی بزهکاران، زمانی که در سنین چهارم و پنجم عمر خود بودهاند وجود داشته است. روانشناسان معتقدند که نبودن پدر در این سنین، موجب میشود که طفل از وجود یک الگو برای برقراری وجدانیات و سوپراگو محروم بماند. ممکن است پدر وجود داشته باشد ولی خود او به علت اشکالات شخصیتی نتواند مدل مناسبی برای کودک قرار گیرد.
ویژگیهای سرشتی که در افراد پسیکوپات یافت میشود نیز با نفع عوامل ژنتیک است. این ویژگیها شامل ساخت جسمی- عضلانی (مزومورفیک) و وجود اختلالاتی در امواج مغزی است که در الکتروانسفالوگرافی ثبت میشود و همگام با رفتارهای پرخاشگرانه است.
جوان و اعتیاد
جوانان اصلی ترین قربانیان مواد مخدر هستند. جوانان به خاطر خصوصیات جوانی آسیب پذیری زیادی دارند، چون پویا و جستجوگرند، بهر جا سر میکشند، کنجکاو و به دنبال همه چیز هستند، در مسیرشان هر راهی که گشوده شود، وارد میشوند. چنانچه در راهی لذت و بی خبری – که خواست آنان است – وجود داشته باشد، بسرعت آنان را جذب میکند. جوانان آمادگی انجام هر کاری دارند. حتی آنان که صالحاند و با تعقل و اندیشه بهر کاری دست میزنند نیز ممکن است از روی کنجکاوی به چنین راهها، سری بزنند. در چنین اوضاع و احوال است که زمینهها، شرایط انحراف و فساد برای جوانان فراهم میشود و آنان را در لبه پرتگاه و آغاز سقوط قرار میدهد.
سنینی که جوانان آمادگی بیشتری برای انحراف دارند به سنین بحرانی موسوم است بررسی این مرحله از زندگی، از مباحث ویژه در روانشناسی است. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان میدهد، امروزه آغاز اعتیاد در سنین 25-17 سالگی است. 66درصد افراد مورد بررسی، اولین مصرف مواد مخدر را در این سنین انجام داده اند، 5/7 درصد قبل از 17 سالگی و بقیه در سنین بالای 25.
در کنار شور جوانی و علی رغم بی خبری، نوعی اضطراب و دلواپسی نسبت به آینده هم در اغلب آنان وجود دارد. و در این سنین، احساس نیاز به آزادی و رهائی نسبی از خانواده نیز وجود دارد. مجموع اینگونه حالات، ایجاب مینماید تا جوانان به دنبال مسائل ناشناخته و جدید باشند. جوانان در کنار دوستان و در جمع، آمادگی جسارت بیشتری برای دست زدن به اعمال غیر عادی و احتمالا انحرافی دارند. این حالت همان بحرانی است که فوق العاده برای جوانان – بخصوص از نظر اعتیاد – خطرناک است.
اوقات فراغت جوانان در این برهه، مسئله ای بسیار مهم و حساس است. مسیر خانه و مدرسه و کوچه نیز برای دانش آموزان نوجوانی میتواند خطر ناک و خطر ساز باشد.
اولین مصرف سیگار بوسیله جوانان در مسیر کوچه انجام شده نوجوانان جرات، جسارت و بزرگ شدن را در مسیر مذکور آزمایش میکنند. گاهی طنز و شوخی را هم با اعمال خود میآمیزند.
خطرناکترین انحرافات که واقعا جوانان و آینده آنان را تهدید میکند، وجود مواد مخدر و اعتیاد است. طبیعی است که مواد مخدر به صورت اعم در بیرون از منزل و در کوچه و خیابان مورد شناسائی و احیانا استفاده قرار میگیرد. تقریبا در کلیه معتادین – که در سنین جوانی مبتلا شدهاند – از نظر مکان، مسیر مدرسه، کوچه و تشویق دوستان نقشی اساسی داشته است.
گسترش اعتیاد در بین جوانان، واقعا زنگ خطری است برای تمام جوامع این چیزی است که همه از آن متضرر میشوند. بنابر این خطر باید به عنوان بزرگترین و بالاترین معضل مورد توجه قرار گیرد و در مقابله و مبارزه با آن از هیچ کوشش و اقدامی فروگذاری نشود.
عوامل اعتیاد به مواد مخدر
1- عوامل اجتماعی: الف: عوامل تربیتی و آموزشی: خانواده، مدرسه، گروه همسالان، رسانههای گروهی، اوقات فراغت، فساد اجتماعی
ب) عوامل اقتصادی: فقر، مهاجرت، بیکاری، سودجوئی.
ج) عوامل سیاسی: جنگ، سیاست
د) عوامل فرهنگی: بیسوادی، عدم آگاهی، فقدان احساس مسئولیت
2- عوامل روانی : الف) عوامل روان پزشکی: انواع افسردگیها بخصوص مانیاکها، انحرافات جنسی
ب) عوامل روانشناسی: ناپایداری عاطفی و احساسی، اضطراب و بیقراری، عدم اعتماد به محیط و آینده، احساس عدم تونایی، عقده حقارت، عدم رشد شخصیت
3- عوامل طبیعی: الف) عوامل فیزیکی: بیماری و درمان سرخود، نقص جسمی
ترک اعتیاد
آیا همانطور که معتاد فکر میکند و بیشتر مردم تصور میکنند، همه چیز در مورد معتاد پایان پذیرفته است. آیا امکان بازگشت وجود ندارد و آیا این تصورات واقعیت دارد.
خیر هنوز امید هست، ممکن است معتاد و زندگی او در حال پایان باشد ولی هنوز پایان نیافته. امید پایان نیافتن هم وجود دارد. به شرط خواستن و به شرط فراهم کردن شرائط خواستن و مساعدت به آنها در جهت انجام خواستن ... و زمینه بازگشت را برای آنها فراهم کردن.
مبارزه با اعتیاد، مکمل مبارزه با مواد مخدر است. اعتیاد وگسترش آن موجب افزایش تقاضا و در نتیجه ایجاد انگیزه برای قاچقچیان و بازار برای عرضه مواد مخدر میگردد. چگونه مبارزه با اعتیاد از نظر کلی بمراتب مشکلتر از مبارزه با قاچاق مواد مخدر است.
در برخورد با مواد مخدر، مقابله بیشتر به صورت شکلی مطرح است، حال آنکه در مقابل با اعتیاد مسائل ماهیتی پیچیده، گسترده و بغرنج مطرح است. مقابله اساسی با آن، در وهله اول برخورد با علل و عوامل موجه میباشد و برخورد با شخص معتاد در وهله دوم قرار دارد.
بررسی و دقت در علل وعوامل عمومی و اختصاصی و چگونگی گرایش به اعتیاد حاکی از آن است که تقریبا کلیه امور جامع در دسته بندیهای بعمل آمده قرار میگیرد به عبارت دیگر نارسائی و غفلت در هر یک از امور جامعه موجبات ضایعه و لطمه برای تعدادی از افراد آن جامعه خواهد بود. علت اینکه ذکر شد تعدادی از افراد جامعه منظور آن دسته افرادی است که زمینههای لازم به علت تاثیر عوامل و علل دیگر، در آنها فراهم شده است.
مشخصات فایل
عنوان: اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
محتویات
اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان
اعتیاد در ایران
هپـاتـیت
زنـدان
اقدامات صحیح
خلاصه
قسمتی از متن
اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان
با استفاده از مقاله محمد فلاح ( دبیر کل سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری ایران )
اعتیاد ، سالها تنها به عنوان یک « جرم » شناخته می شد و فرد معتاد را صرفاً یک « مجرم » می شناختند . تحقیقات جامعی که به ویژه در دانشگاه « یل » انجام گرفت بروز تغییرات شیمیایی و حتی ، فیزیکی در بافت مغز افراد معتاد را به اثبات رساند و کارشناسان ، امروزه اعتیاد را یک بیماری مزمن و عود کننده می شناسند که به صورت حمله های متناوب « احساس نیاز » و « مصرف » ماده مخدر تظاهر می یابد . متأسفانه به نظر می رسد که در برخورد با معضلات و مشکلاتی که اهمیتی به مراتب کمتر از اعتیاد دارند منطقی تر برخورد می شود . عذر یک فرد سیگاری که با قیافه حق به جانب ادعا می کند که « مجبور است » سیگار بکشد ؛ به راحتی پذیرفته می شود و خیلی مؤدبانه از او می خواهند که در محل مجزایی به استعمال دخانیات مشغول شود .
این در حالی است که نگاه صرفاً مجرمانه به شخص معتاد ، از او تنها و تنها انتظار « ترک » و آن هم « خیلی فوری » دارد . دکتر آلن لشنر «Alan Leshner » دبیر انستیتو ملی مبارزه با مواد مخدر معتقد است که هیچ نیازی در انسان ، قوی تر و شدیدتر از احساس نیاز یک معتاد به مصرف مواد مخدر نیست .
اعتیاد در ایران
کشور اسلامی ایران به علت قرار داشتن در شاهراه ترانزیت مواد مخدر و نیز جایگاه نسبتاً موجه مصرف تریاک در فرهنگ ایرانی ، همواره با خطر و عوارض اجتماعی اعتیاد روبرو بوده است .
تخمین زده می شود که حدود 2 میلیون نفر معادل 3 درصد از کل جمعیت ایران به نوعی از مواد مخدر استفاده می کنند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در یک دهه اخیر اقدامات بسیار جدی و مؤثری در مقابله با گروههای قاچاق و توزیع مواد مخدر صورت گرفته است . با این حال ، افزایش شیوع اعتیاد در جمعیت زنان همه و همه حقایقی هستند که لزوم برخورد ریشه ای تر و منطقی تر با این معضل ملی را طلب می کنند .
نکته مهمی که در این مجال قصد پرداختن به آن را داریم ؛ پرداختن به مشکلات بهداشتی و بیماریهای عفونی خطرناک است که یک فرد معتاد را در جامعه و محیط زندان تهدید می کنند و با توجه به ارتباط این افراد با کل جامعه ، آنها را به منابع خطرناکی برای انتشار بیماریهای عفونی خطرناکی چون ایدز و هپاتیت تبدیل می سازند .
ایـدز
از زمانی که نخستین مورد بیماری ایدز در سال 1981 در کشور آمریکا گزارش شد تا کنون بالغ بر 3 میلیون مورد ثابت شده بیماری ایدز از 208 کشور جهانی به سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) گزارش شده است و به گزارش همین سازمان ، امروزه حدود 1/36 میلیون نفر انسان زنده آلوده به ویروس ایدز در جهان زندگی
می کنند.
آمار رسمی منشر شده در انتهای سال 1380، تعداد مبتلایان به عفونت ویروس ایدز در ایران را 3109 نفر عنوان می کند . در حالیکه کارشناسان و متخصصین امر، این رقم را به حدود 25 هزار نفر تخمین می زنند
بر اساس آمارهای جهانی ، حدود 80 درصد از عفوتنهای ویروس ایدز از راه تماس و رابطه جنسی ، 12 درصد از طریق اعتیاد تزریقی و استفاده از سرنگهای آلوده و مشترک و 4 درصد از طریق انتقال فرآورده های خونی آلوده منتقل می شوند . این در حالی است که متخصصین و کارشناسان معتقدند که الگوی انتقال ویروس ایدز در کشور ما متفاوت است و برآورد می شود که 31 درصد از موارد ابتلا در ایران از طریق اعتیاد تزریقی ، 25 درصد از راه انتقال خون و فرآورده های خونی آلوده و 11 درصد متفرقه انتقال می یباند .
به این ترتیب در می یابیم که افراد معتاد و به ویژه ، معتادان تزریقی به طرز فاحشی بیشتر از افراد عادی جامعه در معرض خطر آلودگی با ویروس ایدز ( HIV ) قرار دارند .
هپـاتـیت
هپاتیت به معنی التهاب کبد است و 5 نوع ویروس هپاتیت D ، C ،B ،A و E شایع ترین و مهمترین علت این بیماری به شمار می روند .
هپاتیتهای ویروسی شایع ترین علت بیماریهای مزمن کبدی و سرطان کبد شناخته شده اند و سازمان بهداشت جهانی سرطان و سیروز کبدی ناشی از هپاتیت B را نهمین علت مرگ و میر در تمامی دنیا معرفی کرده است .
ویروسهای هپاتیت نوع B وC مهمترین و خطرناکترین نوع هپاتیتهای ویروسی را ایجاد می کنند ودرست مانند ویروس ایدز ، اعتیاد تزریقی و انتقال فرآورده های خونی آلوده ، مهمترین راه انتقال آنها به شمار می روند و معتادان تزریقی ، باز هم به عنوان گروه پر خطری شناخته می شوند که بیش از افراد عادی جامعه در معرض آلودگی با این نوع ویروسها قرار دارند .
در خصوص بیماری هپاتیت نوع B که 2 میلیون نفر را در ایران مبتلا نموده است ، 3 درصد جمعیت کشور را پوشش می دهد .
زنـدان
جرمهایی که افراد زندانی به علت انجام آنها در زندان به سر می برند اغلب همان رفتارهای پر خطری هستند که فرد را در معرض ابتلاء به بیماریهای عفونی خطرناکی چون ایدز و هپاتیت قرار می دهند . ( اعتیاد تزریقی ، بی بند و باری جنسی ، خشونت و ... ) از سوی دیگر ، محیط زندان برای بسیاری از افراد ، نخستین فرصت زندگی برای آشنایی با اعمال خلافی چون اعتیاد و بی بند و باری جنسی محسوب می شود .
با وجود تمام ممنوعیتها و مراقبتها دیده می شود که رفتارهای پر خطری چون اعتیاد تزریقی ، اشتراک سرنگ ، خالکوبی ، رابطه جنسی و ... در بین زندانیان از شیوع بالایی برخوردار است .
زندانیهای معتاد در اثر پیامدهای روانی ماده مخدر و یا در ازای دریافت پول یا دارو گاهی تن به روابط جنسی نامشروع می دهند . از سوی دیگر، ممنوع بودن استفاده از مواد مخدر و در دسترس نبودن وسیله مناسب تزریق گاهی افراد معتاد را مجبور می سازد که از هر راه و به هر شیوه ای متوسل شود تا ماده مخدر را به بدن خود برساند . دیده شده است که در برخی موارد 15 تا 20 نفر از یک سرنگ آلوده مشترک استفاده می کنند و استفاده از وسایل معمولی مانند مغز خودکار به یک جهت تزریق مواد مخدر چندان ناشایع نیست .
بر اساس اطلاعات موثق و تأیید شده ای که از زندانها و مراکز بازپروری کشور به دست آمده است ، عده بسیاری از ساکنان این مراکز بخصوص در استانهای کرمانشاه و کرمان از نظر عفونت با ویروس ایدز ، ویروس هپاتیت ، مثبت هستند .