مشخصات فایل
عنوان:مدیریت دانش؛ تعاریف و مفاهیم
قالب بندی:word
تعداد صفحات:6
تالیف: وحیده علی پور
محتویات
مقدمه
تعریف مدیریت دانش
دو تعریف جامع و کامل از مدیریت دانش
چرا دانش باید مدیریت شود ؟
مفهوم دانش
داده ها
اطلاعات
دانش
ماهیت دانش سازمانی
اقتصاد دانشی چیست ؟
اداره اقتصاد دانشی با مدیریت دانش
منابع
مدیریت دانش، رویکرد کلیدی در حل مشکلات تجاری نظیر رقابت پذیری، کاهش سهم بازار، پارادکس بهره وری، اطلاعات اضافی و نیاز برای خلاقیت در مواجهه با شرکت های متعدد است. منطق نیاز به مدیریت دانش، بر پایۀ تغییرات عمده در محیط تجاری است. بنابراین آشنایی با تعاریف و مفاهیم این اصطلاح امری ضروری است. در این مقاله ضمن تعریف عباراتی همچون داده ها، اطلاعات و دانش، تعاریف و مفاهیم پایهای مدیریت دانش مورد اشاره قرار می گیرد.
تالیف: وحیده علی پور
مقدمه :
ما نه تنها در هزارهی جدید، که در عصر جدید زندگی میکنیم. در این دوره، اصطلاحات گوناگونی مثل عصر فراصنعتی (هوبر، 1990) عصر اطلاعات (شاپیرو و واریان، 1999) موج سوم (هوپ و هوپ، 1997) یا جامعه دانشی (دراکر، 1993) برای توصیف وضعیت کنونی به کار می روند. صرف نظر از اصطلاحات مذکور، اغلب صاحبنظران معتقدند که یکی از موضوعات مهم مطرح شده دراین دوره، مفهوم مدیریت دانش است؛ مفهومی که هیجان ایجاد کرده و باعث بحث و مناظرهی فراوان شده است. مدیریت دانش رویکردی است که به سرعت در حال تکامل است و به چالش های اخیر برای افزایش کارایی و بهبود اثر بخشی فرایند های تجاری محور، همراه با نوآوری مستمر، توجه زیادی دارد. نیاز به مدیریت دانش براساس رشد ادراک جامعه تجاری، از این واقعیت سرچشمه میگیرد که دانش در عملکرد سازمانی و دسترسی به مزیت رقابتی پایدار، عنصری مهم تلقی می شود (Davenport & Grover, 2001).
چنین تغییر جهت اساسی و در سطح بالایی، پیامدهای مهمی در فرایند های سطوح میانی و پایانی در سازمان دارد. در حقیقت، جذب و بکارگیری مفاهیم، ابزارها، تکنیک ها و استراتژی های مدیریت دانش در تحولات آینده، به منظور استقرار شرکت های دانش محور، به سادگی امکان پذیرنیست؛ چرا که نیازمند انتخاب صحیح ابزارها و تکنیکهایی است که به شیوه ای هماهنگ به کار گرفته شوند. به منظور انتخاب صحیح نوع تکنولوژی یا تکنیکها، درک زیر ساخت های تکنولوژی موجود، ساختار سازمانی و زیر ساخت های تجاری و فرهنگی ضروری است. علاوهبراین، درک چگونگی ترکیب این اجزا برای دستیابی به کارایی و اثر بخشی سازمان، اهمیت زیادی دارد که این خود، منجر به کسب اهداف سازمانی می شود. به منظور تبدیل شرکت به مؤسسه ای دانش محور از طریق تکنولوژی ها و استراتژی های مدیریت دانش، ضروری است که درابتدا، پویایی های نهفته در اقتصاد دانشی، دانش و مدیریت دانش مطرح شود. در ادامه، انواع زیر ساخت های لازم برای استقرار مدیریت دانش مورد اشاره قرار می گیرد.
تعریف مدیریت دانش
اغلب کتاب های مربوط به حوزهی تکنولوژی با تعدادی تعریف شروع می شود، اما تعریف مدیریت دانش کار آسانی نیست. نویسندگان مختلف از دیدگاه های مختلف و با رویکرد های متفاوت و انگیزه های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداختهاند. اغلب، مدیریت دانش به طور کلی تعریف شده و آن را به عنوان هر آنچه که سازمان برای داشتن نحوهی انجام وظایف و فعالیت هایش نیاز دارد، تعریف کردهاند. این تعریف از مدیریت دانش، شامل دانش رسمی، قوانین برنامه ها و رویه ها و دانش فنی ناملموس، مهارت ها و تجارب افراد است. همچنین تعریف بالا از مدیریت دانش، شامل روش انجام کار توسط سازمان ها، ارتباط، تجزیه و تحلیل موقعیت، ارایهی راه حل های جدید برای مسائل و توسعهی روش های جدید انجام کسب و کار است. علاوه بر آن، تعریف بالا شامل مباحث فرهنگی، قومی و ارزش ها و روابط با تامین کنندگان و مشتریان نیز هست.
مدیریت دانش، شامل همهی روش هایی است که سازمان، دارایی های دانش خود را اداره می کند که شامل چگونگی جمع آوری، ذخیره سازی، انتقال، بکار گیری، به روز سازی و ایجاد دانش است (Wickramasinghe & Rubitz, 2007).
دانشگاه مدیریت دانش تگزاس، مدیریت دانش را اینگونه تعریف می کند: مدیریت دانش، فرایند سیستماتیک و نظام مند کشف، انتخاب، سازماندهی، تلخیص و ارائهی اطلاعات است؛ به گونه ای که شناخت افراد را در حوزهی مورد علاقه اش بهبود می بخشد. مدیریت دانش به سازمان کمک می کند تا از تجارب خود، شناخت و بینش بدست آورد و فعالیت خود را بر کسب ذخیره سازی و استفاده از دانش متمرکز کند تا بتواند در حل مشکلات، آموزش پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری، از این دانش بهره گیرد. مدیریت دانش نه تنها از زوال دارایی های فکری و مغزی جلوگیری می کند، بلکه به طور مداوم بر این ثروت می افزاید.
دو تعریف جامع و کامل از مدیریت دانش:
1- مدیریت دانش، رسیدن به اهداف سازمانی از طریق ایجاد انگیزه در کارگران دانش و ایجاد تسهیلات برای آنها با توجه به استراتژی شرکت است تا توانایی آنها برای تفسیر داده ها و اطلاعات (با استفاده از نتایج موجود اطلاعات، تجربه، مهارت ها، فرهنگ، شخصیت، خصوصیات فردی، احساسات و غیره) از طریق معنا بخشی به داده ها و اطلاعات افزوده شود.
2- مدیریت دانش، مدیریت صریح و سیستماتیک دانش حیاتی و فرایندهای مربوط به ایجاد، سازماندهی، انتشار و استفاده و اکتشاف دانش است (Madhavm & Grover, 1998).
چرا دانش باید مدیریت شود ؟
دانش همیشه برای افراد ارزشمند است. فرهنگهای قوی و متمدن، اغلب با کتابخانه های شان مشخص می شوند. کتابخانهی بزرگ موزهی الکساندریا، کتابخانهی بریتیش و غیره همه، محل تجمع دانش یک تمدن است. بنابراین، مدیریت دانش در پیرامون ماست که هنوز به طور وسیع مورد استفاده قرار نگرفته است. همهی ما به گونه ای، با عبارت هایی مثل اقتصاد دانشی و کارگران دانشی آشنا هستیم. در دوره های قبلی، کلید اصلی تولید ثروت، مالکیت و دسترسی به سرمایه و منابع طبیعی بود؛ در حالی که امروز، کلید اصلی ثروت، به میزان دسترسی به ایجاد دانش است. بنابراین، یک دانشکدهی کوچک با ارائهی ایده های جدید، میتواند میلیاردها دلار کسب کند. زمانی قطع درختان، معدن طلا، یا آهنگری موجب تولید ثروت می شد، حالا تمام بخش ها به خدمات همدیگر نیاز دارند تا بتوانند ایجاد ثروت کنند.
اغلب شرکت های بزرگ امروز دریافتهاند که به خاطر مهارت ها و تجارب نیروی کارشان موفق بوده اند، نه به خاطر دارایی های فیزیکی که در اختیار داشتند. مضافا اینکه دریافتهاند که حتی اگر برخی از محصولات آنها از بازار جهانی کنار گذاشته شود، گذشت زمان و تغییر افراد آن شرکت ضروری است (Wickramasinghe, 2005).
مفهوم دانش
قبل از توضیح مفهوم دانش، لازم است که بین «داده» و «اطلاعات» که کم و بیش القا کنندهی مفهوم دانش هستند، تفاوت قائل شویم.
داده ها: «دادهها» رشته واقعیت های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. از دیدگاه سازمانی، دادهها - به درستی یک سلسله معاملات ثبت شدهی منظم تلقی شدهاند. دادهها تنها بخشی از واقعیت ها را نشان می دهند و از هر نوع قضاوت، تفسیر ومبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب تهی هستند. دادهها را میتوان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیمگیری به شمار آورد، چراکه نمیتوانند عمل لازم را تجویز کنند. دادهها نشانگر ربط، بیربطی و اهمیت خود نیستند، امّا به هر حال برای سازمان های بزرگ اهمیت زیادی دارند، چراکه مواد اولیهی ضروری برای خلق دانش به شمار میروند.
مشخصات فایل
عنوان:شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر پیادهسازی مدیریت دانش با استفاده از تکنیک TOPSIS
قالب بندی:word
تعداد صفحات:13
محتویات
چکیده
مقدمه
روش بررسی
یافتهها
بحث
نتیجهگیری
منابع و ماخذ
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت دانش بهعنوان یکی از موضوعات جالب و چالش برانگیز علم مدیریت در هزاره جدید است. کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در محیط آموزشی و پژوهشی نظیر دانشگاهها از مستعدترین مکانها برای پیادهسازی برنامههای مدیریت دانش هستند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر پیادهسازی مدیریت دانش در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز با استفاده از تکنیک TOPSIS است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل کتابداران کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال تحصیلی 9013-1389 است (88 نفر)، که بهعلت محدودیت حجم جامعه نمونهگیری صورت نگرفته است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی محققساخته بر مبنای عوامل مدل Bukowitz و William است. روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید مجرب تایید و برای تعیین پایایی آن از فرمول Cronbach's alfa استفاده شد که مقدار آن 80/0 α = برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرمافزار آماریSPSS استفاده شده است.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تمام عوامل مدل Bukowitz و William (یافتن، بکارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، ایجاد/ نگهداری، و حذف دانش) بر پیادهسازی مدیریت دانش در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز موثر است. همچنین در رتبهبندی این عوامل با استفاده از تکنیک TOPSIS مشخص شد که عامل "تسهیم دانش" بیشترین و عامل "حذف دانش" کمترین تاثیر را در پیادهسازی مدیریت دانش در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه شیراز دارد.
بحث و نتیجهگیری: اجرای این برنامهها در محیطهای بهداشتی و درمانی که اشتراک دانش از اهمیت زیادی برخوردار است، موجبات خدمات رسانی بهتر و بالطبع آن تسهیل یادگیری، آموزش، و پژوهش خواهد شد، لذا شناخت عوامل موثر و رتبهبندی آنها بسیار حائز اهمیت است. با توجه به نتایج حاصله عوامل مدل Bukowitz و William به عنوان مدلی جامع در اجرای موفقیتآمیز مدیریت دانش موثر خواهد بود.
واژههای کلیدی: مدیریت دانش، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، کتابخانههای دانشگاهی، مدل Bukowitz و William ، تکنیک TOPSIS
مقدمه
مدیریت دانش بهعنوان یکی از موضوعات جالب و چالش برانگیز علم مدیریت در هزاره جدید است. دامنه، کاربرد، و استفاده از آن گسترده شده و به عنوان حوزهای میان رشتهای جای خود را در متون مدیریتی باز کرده است. مدیریت دانش مفهوم جدیدی نیست شاید بسیاری از ما دانش را مدیریت کرده بدون اینکه کوچکترین درکی نسبت به آن داشته باشیم. اما انتظامبخشی به این فعالیتها و داشتن طرح و برنامه برای اجرای آن موضوع جدیدی است که در اواخر قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت. مدیریت دانش بهعنوان رهیافتی جدید و با ارزش در کنار سایر راهبردهای تجاری و رقابتی است، بدین منظور سازمانها به فکر پیادهسازی برنامههای مدیریت دانش شدند تا از مزایای بالقوه آن بهرهجویی کنند.
سازمانها برای موفقیت و رقابت در محیط پر فراز و نشیب نیاز به استفاده از استراتژیهای قابل انطباق و هوشمندی را مشتمل بر رویهها و فرآیندهای مدیریت دانش دارند. لذا مدیریت دانش به عنوان یکی از راههای دستیابی به عملکرد مطلوب در سازمانها و بطور اخص درکتابخانهها برای موفقیت و رقابتی بودن در محیط امروزی الزامی است (1). Yang و Lynch بیان میدارد که بکارگیری بسیاری از روندهای جدید مدیریت کسب و کار، برای اولین بار در بخش انتقاعی و سپس در بخش غیر انتفاعی ظهور کرده است (2).
پیادهسازی مدیریت دانش نه تنها برای شرکتها و سازمانهای بزرگ و انتفاعی حائز اهمیت بوده، بلکه برای سازمانهای غیر انتفاعی همچون دانشگاهها و مراکز بهداشتی نیز مهم و ضروری است. بخش بهداشت و درمان بهعنوان سازمانی که نیازمند کارکنان ماهر و با دانش است، به علت ارتباط با سلامت جامعه، نیازمند استفاده از روشهایی کارا در ارائهی خدمات جهت بهبود کیفیت، هزینههای بهداشتی پایین و رفع به موقع نیازهای مراجعین است که تنها در سایه استفاده از روشهای نوین مدیریت اطلاعات و تخصیص زمان مناسب به امر مدیریت دانش امکانپذیر است (3).
سازمانهای بهداشتی و درمانی نیز کمابیش با مسائل مشابه سازمانهای دیگر مواجه هستند و دانش زیادی در ورای فرایندها تولید میشود. وجود سیلوهای دانشی و حفاظت از داراییهای فکری از طرف افراد و گروهها در این سازمان به وفور به چشم میخورد بیآنکه بتواند بهصورت کاملا مطلوب برای یادگیری و تصمیمهای سازمانی مورد استفاده قرار گیرد. جابجایی منابع انسانی و خروج آنها از سیستم به نحو متختلف به خروج سرمایههای فکری میانجامد و این بدان معنی است که باید منابع محدود سازمانی را به کار گرفت و هر روز از نو تجربه کرد. تفاوتهایی نیز بین سازمانهای بهداشتی و درمانی وسایر سازمانها وجود دارد. یکی از این وجوه اختلاف، داشتن اهدافی علاوه بر سازمانهای دیگر یعنی ارتقای محافظت از بیمار و کاهش خطاهای پزشکی است و تفاوت دیگر استفاده فزاینده از فناوریهای پیشرفته در خدمات بهداشتی است که بکارگیری کارکنان آموزش دیده و متخصص را ضروری میسازد. از طرف دیگر لزوم انجام کارها بهصورت گروهی و حول محور بیمار، به اشتراک هر چه بیشتر دانش و سازماندهی و مدیریت آن در این سازمانها اهمیت بهسزایی میبخشد (4). یکی دیگر از کاربردهای مهم مدیریت دانش در سازمانهای بهداشتی، کدگذاری بالینی است (5). موارد بیان شده به همراه آموزشی بودن این مراکز تاکیدی بر اهمیت و ضرورت توجه به مدیریت دانش و عوامل موثر بر آن جهت اجرا در سازمانهای بهداشتی و درمانی نظیر دانشگاههای علوم پزشکی است. نتایج حاصل از اجرای فرایندهای مدیریت دانش موجب بهبود محیط آموزشی و نحوه یادگیری، سبک تدریس، افزایش ارتباط بین اعضای هیات علمی، دانشجویان و کارمندان، و در نهایت افزایش خدمترسانی بهتر خواهد شد.
قبل از پیادهسازی مدیریت دانش باید نسبت به عوامل موثر بر آن آگاهی کافی داشت. انسان، فرایند، فناوری و فرهنگ از جمله عواملی هستند که بر برنامههای مدیریت دانش تاثیرگذار میباشند، لذا شناخت و درک روشنی از این عوامل و میزان تاثیر آنها، مدیران دانش را در اجرای هر چه بهتر برنامههای مدیریت دانش یاری میکند. پس از بررسیها و تعیین عوامل موثر بر برنامههای مدیریت دانش، عوامل مدل Bukowitz و William به عنوان مدلی که تمام عوامل فوق را در پیادهسازی موثر برنامههای مدیریت دانش در نظر گرفته است، برگزیده شد. این مدل مراحل پیادهسازی مدیریت دانش را بهتر گسترش داده و برای محیطهای غیرانتفاعی مناسب است. مدل Bukowitz و William شامل هفت عامل یافتن، بکارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، ایجاد/ نگهداری، و حذف دانش است (6).
با توجه به مطالب پیشگفته کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز بهمنظور ارائه خدمات بهتر و بهرهوری بیشتر از دانش سازمانی کتابداران خود نیاز بهشناسایی و رتبهبندی عومل موثر بر برنامههای مدیریت دانش برای پیادهسازی آن دارند. لذا تحقیق حاضر سعی در ارائه عوامل موثر بر برنامههای مدیریت دانش و سپس رتبهبندی آنها را با استفاده از تکنیک TOPSIS دارد.
مشخصات فایل
عنوان:بررسی انسان شناختی فرهنگ حاشیه نشینی و موقعیت تحصیلی دانش آموزان
قالب بندی:word
تعداد صفحات:29
مطالعه موردی: منطقه حصار خط چهار شهرستان کرج
محتویات
چکیده
مقدمه
چارچوب مفهومی و تعریف مفاهیم
حاشیه نشینی
افت تحصیلی
فقر اقتصادی
فقر فرهنگی
چارچوب نظری و مطالعات پیشین
پرسشهای تحقیق
روش شناسی و روش پژوهش
یافته های کمی تحقیق
جامعه مورد مطالعه
وضعیت خانه ها و فضای منطقه
یافته های کیفی پژوهش
عوامل محیطی موثر بر افت تحصیل
خانواده و تحصیل فرزندان
نابرابری امکانات
تحصیل دختران
آرزوها
نتیجه گیری و ارائه راه کار
فهرست منابع
چکیده
حاشیه نشینی یک پدیده شهری مربوط به دهه های اخیر است که به علت مسائل و مشکلاتی که برای ساکنین آن و شهروندان بوجود می آورد، مورد توجه محققان قرار گرفته است. مسئله ای که این تحقیق قصد بررسی آن را دارد، بررسی انسان شناختی این پدیده با استفاده از روش کیفی و رابطه آن با موقعیت تحصیلی دانش آموزانی است که در این مناطق زندگی می کنند. برای انجام این کار منطقه حاشیه ای "حصار خط چهار" مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این مطالعه در واقع شناخت ویژگیهای مختلف زندگی در این منطقه با استفاده از نگرش از "درون" و به طور عمیق بوده است.
نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان می دهد وضعیت خانواده و ثبات آن در میزان تحصیل فرزندان بسیار موثر است. ولی این ثبات در تعداد کمی از خانواده ها وجود دارد، خانواده هایی که ساکن قدیمی تر این منطقه هستند و توانسته اند ثبات درونی را حفظ کنند، انگیزه های برای تشویق فرزندان به ادامه تحصیل دارند ولی تعداد این نوع خانواده بسیار کم است. بیشتر خانواده ها تحت تاثیر شرایط محیطی و اجتماعی منطقه قرار داشته و به همین دلیل میزان افت تحصیلی در میان فرزندان رقم بالایی را به خود اختصاص داده است
کلید واژه ها: افت تحصیلی، حاشیه نشینی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی
مقدمه
لازمه یک نظام آموزشی مطلوب که تامین کننده آینده روشن برای جامعه باشد، برخورداری یکایک افراد آن جامعه از تعلیم و تربیت است به طوریکه تمامی استعدادهای بالقوه شکوفا شده و پرورش یابند (نفیسی، 1376: 15).عدم تکمیل تحصیلات در دوره های اولیه تحصیل ضایعات فردی و اجتماعی متعددی به دنبال دارد. نوجوانانی که در سنین پایین به ایفای نقش و رفتار بزرگسالان می پردازند در بزرگسالی متحمل خسارات فراوانی می شوند. هرچقدر نوجوانان تجارب آموزشی بیشتری در دوران نوجوانی کسب نمایند، بهتر می توانند آماده رویارویی با چالش های زندگی در دوره بزرگسالی باشند (پیرسون و نیوکامب[1]،2000: 567)
در این میان خانواده شرایطی را فراهم می آورد که می تواند در زندگی تحصیلی آتی کودک نقش اساسی داشته باشد. تجارب خانوادگی می تواند در عملکرد تحصیلی کودک مؤثر باشد و از این رو در زندگی بعدی کودک اثر بسزایی دارد(رامبرگر، 1995: 601).یکی از پژوهش ها نشان می دهد که ترک تحصیل کنندگان بیشتر از خانواده هایی هستند که دارای درآمد پایین هستند. نتایج این مطالعه حاکی از آنست که دانش آموزانی که از خانواده های کم درآمد جامعه هستند معمولا شانس ترک تحصیلشان دوبرابر خانواده هایی است که درآمدی بیش از 20 درصد پایین جامعه دارند (مک میلن[2] و همکاران،1997: 342). به عبارت دیگر وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده رابطه معکوس با افت تحصیلی دارد (آستین، اکلند، ولفورد،1964 و واگنر، شان 1967 به نقل از زارع شاه آبادی، 1381 :71).عواملی چون پایین بودن درآمد، مسکن نامناسب، عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده وکثرت فرزندان بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد. مشکلات والدین در راه کوشش و تلاشبرای معاش و گرفتاریهای بیشمار آنها در این رابطه معمولا والدین را از اوضاع واحوال فرزندان خود غافل مینماید و در حقیقت رابطه صحیحی را که لازمه یک زندگی سالماست مختل میسازد و اثرات این نوع زندگی در ظرف چند سال موجب تخریب نیروهای بالقوهآنان میگردد.
این مقاله به بررسی وضعیت تحصیلی دانش آموزان در یکی از مناطق حاشیه ای شهرستان کرج می پردازد. افت تحصیلی و ترک تحصیل در این منطقه در میان دانش آموزان دختر و پسر بالاست، ولی در همین محیط شاهد حضور دانش آموزان موفق، گرچه کم تعداد، هستیم. مسئله ای که جای تحقیق دارد این است که چه شرایطی باعث میشود حتی در همین محیط عده ای در تحصیل موفق باشند.
چارچوب مفهومی و تعریف مفاهیم
حاشیه نشینی
پژوهشگران و متخصصانتعاریف نظری عملیاتیبسیاری را برای حاشیهنشینی ذکر کردهاند و برای آنمعادلهای فارسی زاغهنشینی، کپرنشینی، اسکان غیررسمی- غیرقانونی،کانونهای زیستی خودانگیخته (حبیبی،1380 :37 به نقل از حاتمینژاد، 1382: 149)، آلونک نشینی، زورآباد، حلبیآباد، حصیرآباد برای واژههایتخصصی:Slum, shanti town, Illegal-squotter settlements, Bidonville, Marginal ,Ghettoذکر کردهاند. هر یک از مفاهیم فوق دارای بار معنایی ومفهومی خاصی مستتر در دیدگاهی دارد که آن واژه را به کار میبرد.
زاهد زاهدانی در کتاب خود تعریفی بر اساس حاشیه نشینان ایران ارائه میدهد: حاشیه نشینان بیشتر افراد مهاجر روستایی و عشایر و کمتر شهری هستند که اغلب فاقد مهارت لازم شهری و غیرماهرند. این افراد بیشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری زادگاه خود را ترک کرده و به شهرها روی می آورند. آنها به دلیل عدم تطبیق با محیط شهری از یکسو و بر اثر عوامل پس ران شهری و از سوی دیگر از محیط شهری پس زده میشوند و به تدریج در کانونهای به هم پیوسته و یا جدا از همدیگر در قسمتهایی از شهر سکنی میگزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آن غالبا غصبی است، همچنین حاشیه نشینان ازنظر وضعیت فرهنگی و اقتصادی با جمعیت شهری تمایز دارند( زاهد زاهدانی، 1369: 10).رابرت پارک، جامعه شناس مسائل شهری، حاشیه نشینی را عالمی برزخ گونه می داند که فرد را از نظر اجتماعی و فرهنگی به حالت تعلیق در می آورد. فرد خود را در شرایطی می یابد که روابط اجتماعی و ارزشهای فرهنگی و ملی تا حدودی دستخوش تزلزل شده و روابط و ارزشهای دیگری هنوز به طور کامل جایگزین آن نشده است (جمشیدیها، عنبری، 1383: 55) پتر مارکوز[3] (1989) نظریه چهار بخش بودن شهر را پیشنهاد میکند: 1- شهر تجملی. این بخش از شهر منطقه ثروتها، و محل زندگی نیروهای اقتصادی و سیاسی شهرهاست. ساکنان شهر تجملی فضای زندگی خویش را با وسایل گوناگون از جمله منطقه بندی از دیگر محله های شهری جدا کرده اند. 2- شهر اصالت پذیر. این منطقه از شهر بیشتر به متخصصان، استادان دانشگاهها ، کارمندان بلند پایه و نظایر اینها تعلق دارد. 3- شهر حومه ای. این بخش شهر خانواده های سنتی، خانواده های پر درآمد و محل زندگی یقه سفیدان و طبقه متوسط شهری است. 4- شهر آلونکها و اجاره نشینها. در این منطقه از شهر کارگران کم درآمد شاغلان در اقتصاد غیر رسمی و شغلهای روزمره، مهاجران روستایی، بیکاران شهری، آلونک نشینان و طردشدگان از جامعه شهری زندگی میکنند. مسئولان شهری اغلب این منطقه شهری را فراموش میکنند از این رو حداقل خدمات شهری به ساکنان آن عرضه میشود. ساکنان شهر آلونکها هنگام انتقال یا برخورد با ماموران بیش از دیگر مناطق شهری از خود مقاومت نشان میدهند. در منطقه آلونک نشین جرم و جنایت، دزدی، اعتیاد و خانواده های بی سرپرست بیش از دیگر مناطق شهری است. (شکوئی، 1383: 484)
افت تحصیلی[4]
در زبان فارسی، برای شکست تحصیلی بیشتر از کلمهء افت تحصیلی استفاده میشود. "کاربرد اصطلاح افت یا اتلاف، در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده است و آموزش و پرورش را به صنعتی تشبیه میکنند که بخشی از سرمایه و مواد اولیهای را که باید به محصول نهایی تبدیل میشد،تلف نموده و نتیجهء مطلوب و مورد انتظار را به بار نیاورده است. وی میافزایدشاید این تشبیه چندان خوشایند نباشد و اصطلاح قصور در تحصیل یا واماندگی از تحصیل مطلوبتر باشد" (امین فر، 1365 : 8).
ورود به مدرسه نقطه آغازی برای حرکت مداوم در مسیر آموزش است اما در بین راه عواملی موجب کند شدن حرکت دانش آموزان در مسیر تحصیل یا ترک تحصیل آنها می شود. این مسئله هر سال مقدار زیادی از منابع مالی انسانی را به هدر می دهد و آثار مخرب و جبران ناپذیر در حیات فردی و اجتماعی فرد بر جای می گذارد (سلسبیلی، قاسمی، 1384 :28). افت تحصیلی نوعا فردی را در بر می گیرد که مدرسه را ترک می کند و با کلاس خود فارغ التحصیل نمی شود: دوسک[5] می گوید که استفاده از این تعاریف برای سنجش شکست تحصیلی است و چیزی را اندازه گیری می کند که بر گروهی از دانش آموزان در یک دوره از زمان اتفاق می افتد و مشخص می کند که چه تعداد از کسانی که کلاس معینی را شروع کرده بودند دچار افت شده اند. این نرخ نشان دهنده نسبت دانش آموزانی است که مدرسه را قبل از اتمام سال تحصیلی و بدون تمام کردن برنامه دبیرستان ترک می کنند، اعم از اینکه سال بعد برگردند یا خیر. آژانس فرهنگی تگزاس[6] افت تحصیلی را این چنین تعریف می کند: فردی که بدون عذر موجه غایب است و تا آخر سال به مدرسه باز نمی گردد و یا کسی که سال تحصیلی را تمام می کند اما نمی تواند در سال تحصیلی آینده ثبت نام کند (سهرابی، جندقی، 1384 : 150). افت تحصیلی، کاهش عملکرد تحصیلی یا درسی دانش آموزان از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است (بیابانگرد،1375: 6).
سیر تحول تاریخی این پدیده نشان می دهد که توجه به شکست تحصیلی و دلایل ایجاد کننده آن، سه مرحله را پشت سر گذاشته است. در شروع قرن بیست، علل شکست تحصیلی را عمدتا ناشی از عوامل فردی چون خصوصیات شخصی، کمبود ذهنی، اختلالات روحی و روانی می دانستند. به مرور از میانه قرن بیستم، در کشورهای پیشرفته صنعتی، شکست تحصیلی پدیده ای اجتماعی به شمار آمد و کمبودهای اجتماعی- فرهنگی دلایل اصلی شکست تحصیلی شناخته شدند. در این دوران اعتقاد بر این بود که هدف مدرسه باید کاهش فاصله طبقات اجتماعی مختلف در میان دانش آموزان طبقات محرومی باشد که به علت شرایط خاص خانوادگی دچار کمبودهایی از نظر هوش اکتسابی و رشد کلامی و اجتماعی هستند. از اواخر سالهای 1960 و اوایل سالهای دهه 1970 علل شکست تحصیلی را بیشتر ناشی از عوامل مربوط به مدرسه می دانستند (بازرگان 1379: 236).
[1] Pearson& Newcomb
[2] McMillan
[3] Peter Marcuse
[4]School dropout
[5]Dusek
[6] The Texas Education Agency
مشخصات فایل
عنوان:توسعه سازمانهای آموزشی بر پایه مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش
قالب بندی:word
تعداد صفحات:10
محتویات
چکیده
مقدمه
تعریف دانش
مدیریت دانش
استراتژیهای مدیریت دانش
ساختار سازمانی برای مدیریت دانش
تاثیر مدیریت اطلاعات و دانش بر سازمانهای آموزشی
سیاستهای مورد نیاز در سازمانهای آموزشی
زدودن موانع ساختار مداری در سطح مختلف سازمانهای آموزش
ساختار مدیریتی
جلوگیری از مقاومت کارکنان در مقابل تغییر
ایجاد رابطه مناسب بین فعالیتهای دانشی و اطلاعاتی در سازمانهای آموزشی
جمع بندی
منابع
چکیده
دانش در سازمانهای امروزی به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت[1] سازمانها تلقی میگردد. به همین جهت مدیریت دانش در سازمانها از اهمیتی ویژه برخوردار گردیده است. در همین راستا مباحث مرتبط با مدیریت دانش و به کارگیری مناسب آن در سازمانها، سوالاتی متعدد در ذهن اندیشمندان این حوزه به وجود آورده است. از آنجا که یکی از مهمترین عوامل موفقیت مدیریت دانش، وجود ساختار سازمانی[2] مناسب، سازگار با مدیریت دانش میباشد، مبحث ساختار سازمانی سازگار با مدیریت دانش که بتواند استراتژیهای کسب و کار و مدیریت دانش را همزمان پوشش دهد از اهمیتی دو چندان برخوردار گردیده است.
استراتژیهای مدیریت دانش در سازمان با توجه به تمرکز آن بر نوآوری و کارآیی در سازمان، نیازمند به ساختارهای سازمانی متفاوت میباشد. به طور کلی دو نوع استراتژی برای مدیریت دانش در سازمانها مورد توجه میباشد که تحت عنوان استراژی صریح سازی[3] و استراتژی شخصی سازی[4] از آنها یاد میگردد. استراتژی صریح سازی با هدف افزایش کارآیی در سازمان و تمرکز بر فرآیندها و استراتژی شخصی سازی با هدف نوآوری و تمرکز بر افراد در سازمان، مستلزم ساختارهای سازمانی ویژه خود میباشند تا بتوانند از اثر بخشی لازم برخوردار گردند.
ساختارهای سازمانی مانند ساختار وظیفهای و انواع دیگر ساختارهای سازمانی مرتبط با افزایش نوآوری و کارایی در سازمان میتواند به عنوان حلقه اصلی در اثربخشی استراتژیهای مدیریت دانش تلقی گردد.
واژههای کلیدی: مدیریت دانش، ساختار سازمانی، استراتژیهای مدیریت دانش
مقدمه
اهمیت مقوله دانش در دهههای اخیر رشد روزافزونی داشته است که این امر ناشی از تمرکز بر دانش به عنوان یکی از منابع استراتژیک سازمان میباشد. امروزه سازمانها یکی از راههای تمایز خود از سازمانهای دیگر را در افزایش میزان دانش بنیانی سازمانی خود جستجو میکنند تا بتوانند از طریق آن به سطوح بالاتری از کارایی و نوآوری دست یابند. توانایی سازمانها در یکپارچه سازی و هماهنگ نمودن دانش به عنوان یکی از راههای دستیابی و حفظ مزیتهای رقابتی تلقی میگردد.
(Walters et al 2006) به جهت افزایش اهمیت دانش در سازمانها، مقوله مدیریت دانش به عنوان یک مبحث مهم وارد سازمانهای امروزی گردیده است. مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند (ابطحی و صلواتی 1385). اهمیت مدیریت در سازمانها لزوم به کارگیری استراتژیهایی را در این زمینه ضروری نموده است. مکاتب مختلفی از استراتژیهای مدیریت دانش در سازمانها وجود دارد که هر کدام از جنبههای مختلف به بیان استراتژیهای مدیریت دانش پرداختهاند. ساختار سازمانی در این بین به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت استراتژیهای مدیریت دانش قلمداد میگردد به همین جهت در این مقاله سعی گردیده است تا ضمن بیان ساختارهای سازمان های دانش محور به بیان دو ساختار جدید مرتبط با استراتژی صریح سازی و شخصی سازی در مدیریت دانش پرداخته شود.
در ابتدای مقاله به بیان ویژگیهای دانش، مدیریت دانش و بیان استراتژیهای مدیریت دانش پرداخت شده است. همچنین به بیان ساختارهای سازمان های دانش محور پرداخته شده و یکی از ساختارهای سازمانی بررسی شده به عنوان ساختار سازمانی پایه در مقاله مورد تاکید قرار داده شده است. در بخش بعدی مقاله به بیان متدولوژی تحقیق و تحلیلهای آماری پرداخته شده است.
در این مقاله سعی شده است با در نظر گرفتن ساختار منتخب، اصلاحات لازم در جهت همگونی هر چه بیشتر ساختار منتخب با استراتژیهای برگزیده صورت گیرد. هر کدام از استراتژیهای مدیریت دانش نیازمند ساختار سازمانی متناسب با خود میباشند.
تعریف دانش
ویژگیها و پیچیدگیهای نهفته در دانش موجب شده است تا نسبت به آن تعاریف مختلفی بیان گردد. یکی از عوامل پیچیدگی دانش ناشی از ماهیت مبهم و غیرملموس آن میباشد.
داونپورت و پروساک[5] از اندیشمندان مشهور حوزه دانش، دانش را ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزشها ، اطلاعات معنی دار و بینشهای متخصصان که چارچوبی را برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه میدهد، میداند . همچنین نوناکا و تاکوچی[6] ایجاد دانش را ناشی از ترکیب اطلاعات دریافتی و مفهوم سازی افراد میدانند . این استدلال نمایانگر آن است که دانش میتواند تنها در زمینه انسانی و عقاید و تجربیات آنها یافت شود.
در بین تعاریف گوناگونی که در زمینه مدیریت دانش بیان گشته است عامل انسانی به عنوان عاملی مشترک قابل مشاهده میباشد و این امر به وضوح بیانگر لزوم توجه و دقت هرچه بیشتر در بکارگیری دانش در سازمانها میباشد.
از رویکردهای دیگر میتوان به رویکرد کلارک و رولو[7] که دانش را با تقسیم به آشکار و نهفته در سطحی بالاتر از داده و اطلاعات و در سطح پایینتری از بینش و خرد قرار میدهند، اشاره نمود .
در مورد تقسیم بندی انواع دانش، نوناکا[8] دانش را به دو گروه دانش صریح و دانش ضمنی تقسیم نمود. دانش صریح را به عنوان دانشی که قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است بیان نمود و دانش ضمنی را انتزاعی دانسته و دستیابی به آن آسان نیست و دانش ضمنی آن چیزی که در ذهن افراد و تجریبات آنها است و به صورت صریح شده و مقاله و یا... قابل انتشار نیست .
مدیریت دانش
مدیریت دانش فرآیندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خود میپردازد (Takeuchi 1995).
همچنین در تعریف مدیریت دانش مالهوترا بیان میدارد که مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند (ابطحی و صلواتی 1385، 34).
همچنین بلانت معتقد است مدیریت دانش فرآیند است که سازمانها از آن طریق اطلاعات جمع آوری شده خود را به کار میگیرند (ابطحی و صلواتی 1385، 34).
رویکردها به مدیریت دانش وابسته به چشم انداز مدیریت میباشد. تفاوتها میتواند ناشی از چشم اندازهای اطلاعات بنیان، تکنولوژی بنیان و فرهنگ بنیان باشد (Gottschalk 2005).
چشم انداز اطلاعات بنیان به دسترسی اطلاعات توجه دارد. چشم انداز تکنولوژی محور توجه به ابزارهای فناوری اطلاعات دارد و چشمانداز فرهنگ بنیان به اشاعه دانش توجه بیشتری دارد. تمرکز اصلی در انتخاب این رویکردها وابسته به وضعیت شرکتها میباشد. اگر ایجاد مجدد اطلاعات نقش مهمی در سازمان دارد دیدگاه اطلاعات بنیان مهم است. اگر تکنولوژی در سازمان حتی توانایی خدمت دهی ابتدایی به کاربران دانش را ندارد، بر رویکرد تکنولوژی بنیان تمرکز میشود. اگر کارگران دانش در سازمان ایزوله و بیمیل هستند رویکرد فرهنگ بنیان مهم است (Gottschalk 2005).
استراتژیهای مدیریت دانش
ارل در سال 2001 مکاتب استراتژیک مدیریت دانش را به عنوان یکی از ابعاد استراتژی رقابتی میدانند (Gottschalk 2005). مکاتب استراتژی مدیریت دانش را به طور کلی میتوان براساس ویژگیهای آن در دو قالب کلی بررسی نمود اولین مکتب مربوط به تقسیم استراتژیهای مدیریت دانش به استراتژی شخصی سازی و صریح سازی میباشد.
یکی از استراتژیهای به کار رفته استراتژی صریح سازی میباشد که هدف جمع کردن دانش، ذخیره کرده آنها در بانک داده، و فراهم کردن دانش قابل دسترس در قالب صریح و تدوین شده را دارد و مناسب برای سازمانهایی است که میخواهند از دانش موجود استفاده نمایند (Malhotra 2004).
استراتژی دوم استراتژی شخصی سازی میباشد که تمرکز این استراتژی بر ذخیره دانش نیست اما تمرکز آن بر استفاده از فناوری اطلاعات برای کمک به افراد جهت برقراری ارتباط بین دانشهای افراد میباشد. هدف از این استراتژی انتقال، برقراری ارتباط و تبادل دانش میان شبکههای دانش همانند تالارهای مباحثه میباشد (Hansen et al 1999). در رویکرد دوم استراتژیهای مدیریت دانش را براساس دو بعد 1) تمرکز مدیریت دانش و 2) منابع مدیریت دانش گروه بندی مینماید.
در بعد تمرکز مدیریت دانش، استراتژی مدیریت دانش به دو بخش صریح گرا و ضمنی گرا تقسیم بندی میشود. استراتژی صریح گرا در تلاش است تا کارایی سازمان را با صریح سازی و استفاده مجدد از دانش از طریق فناوری اطلاعات افزایش دهد (Hansen et al 1999). از سوی دیگر استراتژی ضمنیگرا رویکرد شخصی سازی را در جاهایی که دانش ضمنی از طریق رابطه فرد به فرد و فرآیندهای اجتماعی سازی انتقال مییابد، به کار میبرد (Zack 1995).
هانسن در سال 1999 در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که سازمانهایی در پیاده سازی استراتژیهای مذکور موفقترند که یک استراتژی را به عنوان استراتژی اصلی پذیرفته و از استراتژی دیگر به عنوان پشتیبان استراتژی مذکور استفاده میکنند. او نام این اصل را اصل 80-20 نهاد یعنی سازمانها 80درصد از یک استراتژی و 20 درصد از استراتژی دیگر در سازمان استفاده کند (Gottschalk 2005).
بعد دوم در استراتژی مدیریت دانش منبع دانـش است که استراتژی مدیریت دانش در دو دسته استـراتژی درون گـرا و بـرون گرا تقسیم می شـوند (Zack 1999, Bierly 1996) . در استـراتژی برون گرا تلاش میکند تـا دانش را از منـابع خارجی از طریـق اکتسـاب یا تقـلید و سپـس انتـقال آن بـه سـازمان بـه دسـت آورد (Lee et al 1999). استراتژی درون گرا بر خلاف استراتژی برون گرا بر تولید و اشاعه دانش در محدوده سازمان تاکید دارد (Young 2003).
در این مقاله استراتژی صریح سازی و استراتژی شخصی سازی به عنوان استراتژیهای اصلی در مقاله مورد تاکید قرار گرفته است. در جدول شماره 1 به طور مختصر ویژگیهای این دو استراتژی بیان گردیده است.
[1] - Critical Success Factor
[2] - Organizational Structure
[3] - Codification Strategy
[4] - Personalization strategy
[5] - Davenport and Prusak 1998
[6] - Takeuchi 1995
[7] - Ckarj & Rollo
[8] - Nanaka 1994
مشخصات فایل
عنوان:روشهای حمل کالا در تجارت بین المللی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:18
محتویات
روشهای حمل کالا در تجارت بین المللی
اصطلاحات حمل و نقل بین المللی
تدوین وتحول
ماهیت حقوقی
منفت عملی
اصطلاحات قابل انطباق بر انواع حمل
موارد دفتراق
تحویل در مرز
وجوه اشتراک
موارد افتراق
بارگیری بر عرشه کشتی
وجوه مشترک
موارد افتراق
تحویل از کشتی pihs xE derevileC" SED
تحویل در اسکله QED "xE dereviliD"
روشهای حمل کالا در تجارت بین المللی
در تجارت بین الملی دادوستد کالا طبق عرف و عادلت انجام می پذیرد. عرف و عادت ملل مختلف متفاوت وموجب بروز مشکلات در معاملات بین المللی است. این مشکلات در جنبه های مختلف اجرای قرار داد می تواند ظاهر شود، طرفین قرارداد از عرف و عادت کشورهای یکدیگر اطلاعی ندارندو پس از انعقاد قرارداد، در اجرای آن مواجه با سئوالاتی هستندکه هر یک جواب متفاوتی برای آن دارند: چگونه کالا را باید تهیه کرد؟ تهیه پروانه ها، مجوزها وانجام تشریفات گمرکی که از ضروریات عبور کالا از مرز است ، به عهده کیست ؟خطراتی که در جریان حمل متوجه کالاست بر کدامیک از متعاملین تحمیل است ، هزینه ها به عهده کیست ؟ قرارداد حمل کالا وبیمه را بایع یامشتری و به هزینه کدامیک منعقد خواهد شد؟ محل دقیق تحویل کالاکجاست ؟ انتقال ضمان چگونه است ؟ بایع در چه شرایطی قیمت کالاهای فروخته شده را دریافت خواهد کرد؟ بسته بندی به چه صورت انجام خواهدشد و مخارج آن به عهده کیست ؟ بازرسی کالا و انطباق و عدم انطباق آن با کالاهای موعود به چه نحوی و به هزینه چه شخصی صورت می پذیرد؟ و چه عواقبی را بدنبال دارد؟
با گذشت زمان عرف و عادت کشورهای مختلف شکل انسجام یافته ای به خودمی گیرد بطوریکه در بعضی از کشورها برای تمام سئوالات مطرح شده جواب استانداردی قابل ارائه می شود. بعدها به صورت اصطلاحات خاص مورد استفاده قرار می گیرد. ولی این اصطلاحات در کشورهای ختلف پراکنده است و به علت عمین پراکندگی طرفین قرارداد نمی دانند و نمی توانند دقیقا" از حدود وظائف ومسئولیت های خود درمعاملات تجاری بین المللی آگاه شوند. در بعضی از موارداصطلاحات مشابه در دو کشورمحل اقامت متعاملین وجود ندارد و حتی در مواردیکه چنین اصطلاحاتی در دو کشور وجود دارد هر یک به گونه ای متفاوت با آن برخورد داشته است. بطوریکه حدود وظائف ومسئولیت های بایع ومشتری در یک روش حمل از کشوری به کشور دیگر متفاوت است : به عنوان مثال مدتهاعملکرد کشور آلمان در مورد روش حمل فوب (.B.O.F) محدودتر از سایر کشورهای غربی بود: در آلمان فقط هزینه حمل در روش بیع فوب بر عهده بایع بود و حال آنکه دردیگر کشورهای اروپائی تحمل خطرات نیز بر بایع تحمیل میشده است .
از اوائل قرن بیستم با افزایش سریع معاملات بین المللی ضرورت یافتن جواب های یکسان برای سئوالات مشابه و ایجاد وحدت رویه در حمل و نقل بین المللی که سرعت بیشتری از پیش را می طلبید، احساس میشد. به این منظور سازمانهای مختلفی در سطح جهان که موفقترین آنها اتفاق تجارت بین المللی بود، اقدام به تهیه مجموعه ای از مقررات بین المللی کردند تا رایج ترین اصطلاحات تجاری را درتجارت خارجی تفسیر کنند.
اتاق تجارت بین المللی ابتداء اقدام به جمع آوری در اصطلاحات موجود ومطالعه تطبیقی در عرف و عادت کشورهای مختلف کرد و با یافتن وجوه مشترک آنها را به یکدیگر نزدیک وسرانجام به صورت مجموعه مقرارت انسجام یافته ای حاکم بر حمل ونقل بین المللی به تجار عرضه کرد. این حقیقت غیر قابل انکار که تجارت بین المللی قرار نگرفته است و هرچند سال یک بار آن اتاق اقدام به تجدیدنظر در مجموعه مقررات عرضه شده می نماید. بطوریکه از سال 1936 که سال اولین انتشار مقررات بین المللی برای تفسیر اصطلاحات بازرگانی است تا کنون چندین مرتبه مورد تجدیدنظر قرار گرفته است که ا[رین مرتبه آن در سال 1990 بوده است .
مقررات بین المللی برای تفسیر اصطلاحات تجاری بین المللی موفقیت فوق العاده ای داشته است بطوریکه کمتر قراردادی درتجارت بین المللی منعقد می شود که در خصوص حمل ونقل از یکی از این اصطلاحات استفاده نکند، تا آنجا که تفسیر آن ما را بی نیاز از مطالعه بیشتر درموضوع مقاله می نماید.
مبحث اول - اصطلاحات حمل و نقل بین المللی
در مطالعه قراردادهای تجاری بین المللی به علائم اختصاری (تحویل روی عرشه ) (هزینه وکرایه حمل ) (هزینه وکرایه حمل و بیمه ) برخورد میکنیم 0 این علائم اختصاری که تعداد آنها در آخرین تجدیدنظر اتاق تجارت بین المللی به سیزده علامت می رسد (اصطلاحات تجاری ) ، نامیده میشود و قواعدی که برای تفسیر آن از طرف اتاق تجارت بین الملل عرضه شده است (اینکوترمز) نیز نام گرفته است .
ما نخست تدوین و تحول ، سپس ماهیت حقوقی و در وهله سوم منفعت علمی آن را مورد مطالعه قرار می دهیم .
الف - تدوین وتحول
کارهای مقدماتی تدوین اینکوترمز در سال 1920 در اولین کنگره اتاق تجارت بین المللی تهیه شد. در این کنگره کمیته ای تخصصی تشکیل شد که بزودی متخصصین کشورهای مختلف را گردهم آورد. تحت این شرایط کارهای بسیار ارزشمندی با استفاده از روش حقوق تطبیقی صورت پذیرفت. مع هذا اولین انتشار اصطلاحات تجاری تاسال 1929 به تعویق افتاد، این انتشار فقط حاوی شش اصطلاح همراه با تفسیر آن بود. کاری ناقص ولی آغازبسیار مفید و ارزشمندی بود.
بعدها با مطالعه بیشتر، در سال 1936 اولین انتشار رسمی اینکوترمز در(نه ) اصطلاح انجام شد. این اصطلاحات که معرف رایج ترین روشهای حمل کالا در زمان خود بود. عبارت بودنداز: egairrac ro thgierF،FIC،F dna C ،BOF،SAF،roF،wxE (krowxE) (3)yauQ xE pihs xE ،ot diaP اینکوترمز برای هریک از این اصطلاحات در دو قسمت متقابل تحت عنوان الف و ب تعهدات بایع وسپس تعهدات مشتری را جداگانه برشمرده است. بایع و مشتری با استفاده از آن حدود وظائف و مسئولیتهای خود رامشخص می کنند و با رجوع به آن از حدودوظائف و مسئولیتهای خود را مشخص می کنند و بارجوع به آن از حدود وظائف ومسئولیتهای خود آگاه می شوند. به این ترتیب ، به جای اینکه در قرارداد بیع وظائف و تعهدات متقابل طرفین در خصوص حمل کالا تشریح شود با استناد، به عنوان مثال ، به روش حمل RFG بایع می داند که وظیفه اوست ، که به هزینه خود، قرارداد حمل کالا به بندمقصد تعیین شده با شرایط متداول در سمر معمول و بانوعی کشتی دریائی که معمولا" برای حمل کالای موضوع قرارداد به کار می رود، منعقد نماید بنابراین دو خصیصه عمده برای اصطلاحات تجاری می شود بر شمرد.
1- در وهله اوی این روش شناخته شده و عمومی است و بااستناد به آن از چانه زدن طرفین قرارداد در آینده جلوگیری به عمل می آید و در تسریع مبادلات تجاری بین المللی که نیاز ضروری به آن است ، تاثیر فوق العاده ای دارد. انعقاد قرارداد با تلفن تلکس و فاکس یا هر نوع وسیله دیگر اگر قرار بر انشاء جزئیات تعهدات طرفین باشد، کاری بس مشکل و متضمن اتلاف وقت بسیار است .
2- نقش دومی که (اصطلاحات تجاری ) ایفاء می کند شناخت و هماهنگ کردن روشهای حمل بین الملی است که خود یکی از اهداف بالای دست اندرکاران حقوق تجارت بین المللی از آغاز قرن بیستم است. در مقدمه رسمی اینکوترمز سال 1953 این هدف به صراحت بیان شده است. به موجب این مقدمه هدف اینکوترمز تدوین مجموعه مقررات بین المللی برای تفسیر رایج ترین اصطلاحاتی که در تجارت خارجی بکار گرفته می شود است ، این قواعد برای دست اندرکاران تجاری تهیه شده است که مطمئن بودن قواعد بین المللی متحدالشکل را بر تردید ناشی از اختلافات تفاسیر اصطلاحات تجاری در کشورهای مختلف ترجیح می دهند) .
گفتیم که اولین انتشار رسمی اینکوترمز در سال 1936 بوده است ولی در سالهای 1967،1976،1980و1990 نیز اصلاحاتی در اینکوترمز به عمل آمده است که فقط مطالعه اینکوترمز سال 1990 را که اکنون قدرت اجرائی دارد مفید میدانیم .
ب - ماهیت حقوقی
اصولا" قواعدی که توسط نهادهای تجارتی بین المللی تنظیم می شود اختیاری است. اتاق تجارت بین المللی نیز که از کمیته های ملی کشورهای مختلف به وجود آمده است و طبق اساسنامه خود هیچ دولتی را به عنوان عضو نمی پذیرد، از این اصل استثناء نشده است. در اغلب مقرراتی که توسط اتاق تجارت بین المللی تنظیم شده است ، الزامی شدن آن به صورت شرط در مقدمه ذکر گردیده است .
خصیصه اختیاری بودن اینکوترمز سال 1953 در متن آن بشرح زیر آمده است. منظور را بصراحت در قرارداد خود شرط کنند- همین فرمول در اینکوترمز سال 1990 (شماره 22مقدمه ) تکرار شده است. بنابراین ارزش اینکوترمز به این لحاظ در حد توصیه اتاق تجارت بین المللی به تجار برای استفاده از آن تنزل پیدا می کند.
اختیاری بودن قواعد اینکوترمز مطابق با طبیعت آن است : اجرای اصطلاحات تجاری بین المللی لزوما" بای در مناطق مختلف ممکن باشد. این امکان وجود نخواهد داشت مگراینکه قواعد مذکور بتواند تا حدودی با عرف خاص محل تجارت هماهنگی و انطباق داشته باشد. اگر انتظار این قابلیت انطباق را از قواعدی داشته باشیم ، طبیعی است که این قواعد نمی تواند جنبه اجباری داشته باشد.بلکه متعاقدین باید حق تغییر بعضی از مواد آنرا داشته باشد. قواعد اینکوترمز به همین صورت تنظیم شده است و به طرفین اجازه داده شده است تا بعضی از شرایط آنرا براوضاع واحوال خاص معامله به طرفین اجازه داده شده است تا بضعی از شرایط آنرا بر اوضاع و احوال خاص معامله خود انطباق دهند. در این صورت آن ماده یا مواد از قراردادکه با قواعد اینکوترمز معارض باشد به مورداجراء گذاشته می شود و بر قواعد اینکوترمز در آن مورد حکومت دارد.
مشخصات فایل
قالب بندی:word
تعداد صفحات:6
عنوان مقاله: نقش فناوری اطلاعات در برنامه ریزی منابع سازمان
مولف/مترجم: دکتر محمد تقوی فرد ، محسن زاهدی ادیب ، مصطفی ترابی
موضوع: برنامه ریزی / فناوری اطلاعاتIT
سال انتشار(میلادی): 2007
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال هجدهم-شماره 186
محتویات
چکیده
مقدمه
تاریخچه برنامه ریزی منابع سازمان
کارکردهای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
روشهای اجرای پروژه برنامه ریزی منابع سازمان
روشهای اجرای پروژه برنامه ریزی منابع سازمان
سازگاری سیستم برنامه ریزی منابع سازمان با تجارت الکترونیک
جایگاه ERP در لایه های نرم افزاری و سیستم های اطلاعاتی
توسعه سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
نقش IT در شکست اغلب پروژه های برنامه ریزی منابع سازمان
نتیجه گیری
منابع
چکیده: یکی از آخرین فناوریهای اطلاعاتی در زمینه تحول سازمانها، سیستم برنامه ریزی منابع سازمان (ERP=ENTERPRISE RESOURCES PLANNING) است. هدف اصلی در این فناوری، نفوذ فناوری اطلاعات در تمامی مراحل فعالیتهای یک سازمان یا بنگاه اقتصادی است تا منابع مختلف بتوانند با یکدیگر و رعایت تبادلات منطقی بین هم، خروجی یکپارچه ای را ارائه کنند. در این مقاله به بررسی سیستم نقش فناوری اطلاعات در برنامه ریزی منابع سازمان می پردازیم. در مورد سیر تکاملی ERP توضیح مختصری می دهیم، در ادامه کارکردها و روشهای اجرا، مزایای پیاده سازی ، تعامل و سازگاری سیستم برنامه ریزی منابع سازمان با تجارت الکترونیک و جایگاه آن در لایه های نرم افزاری و سیستم های اطلاعاتی مطالبی ذکر میشود و سپس به بررسی توسعه برنامه ریزی منابع سازمان و نقش IT در توسعه ERP و شکل گیری ERP توسعه یافته (ERPII) می پردازیم. در خاتمه نیز به دلایل شکست پروژه های برنامه ریزی منابع سازمان و موانع اصلی موجود درپیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان اشاره می شود.
مقدمه
سیستم های اطلاعاتی کارا و یکپارچه که بتوانند همه فعالیتها و وظایف موجود در یک سازمان را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات لازم و ضروری را بموقع در اختیار استفاده کنندگان آن قرار دهند، از ابزار های مفیدی هستند که سازمانها برای افزایش قابلیتهای خود، بهبود عملکرد، تصمیم گیری بهتر و دستیابی به مزیت رقابتی از آن استفاده می کنند. در این میان سیستمهای ERP از آخرین ابزارهای مدیریتی است که قادر است اطلاعات موجود در سازمان را با استفاده از IT در تمام حوزه های فعالیت سازمان به طور یکپارچه و منسجم جمع آوری کند و این اطلاعات و نتایج حاصل از آن را در اختیار استفاده کنندگان آن در سطوح مختلف سازمان قرار دهد. این سیستم ها را میتوان جزء ثمره های جدید در زمینه IT در یک دهه گذشته دانست که با پیشرفت مداوم در این زمینه بسرعت در حال دگرگونی و تکامل است.
تعریف سیستم برنامهریزی منابع سازمان
برای ERP تعاریف متعددی ارائه شده است که تقریبا همه یک مفهوم را بیان میکنند. برای نمونه در ادامه به چند مورد اشاره می شود:
ERP یک راه حل سیستمی مبتنی بر فناوری اطلاعات است که منابع سازمان را توسط یک سیستم به هم پیوسته با سرعت، دقت و کیفیت بالا در کنترل مدیران سطوح مختلف سازمان قرار می دهد تا به طور مناسب فرایند برنامه ریزی و عملیات سازمان را مدیریت کنند.
ERP ترکیبی از انسان، فناوری و فرایند هاست. یک فرایند پیچیده است که در کشورهای در حال توسعه مانند چین که دارای سرمایه های فراوان و همچنین دارای باز مهندسی (مهندسی مجدد) فرایند کسب و کار زیادی است، توسعه پیدا کرده است .
سیستم های ERP در واقع نرمافزارهایی هستند که داده های موجود در سراسر یک سازمان را یکپارچه میسازند و در زمان مناسب در اختیار کاربرانی قرار می دهند که به آن نیاز دارند. چنین سیستمی به تمامی افراد یک مجموعه اجازه می دهد تا با هماهنگی با هم کار کنند، حتی اگر میان آنها مرز های جغرافیایی وجود داشته باشد. به این ترتیب، ERP محیطی برای بهبود عملکرد تجاری و کسب مزیت رقابتی فراهم می کند.
مشخصات فایل
عنوان مقاله: مدیریت دانش در سازمان
مولف/مترجم: مصطفی جعفری - سیدکیانوش کلانتر
موضوع: مدیریت دانش
سال انتشار(میلادی): 2004
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال چهاردهم-شماره142
تعداد صفحات:7
محتویات
چکیده
مقدمه
دانش، اطلاعات، داده
شکلهای صریح و ضمنی دانش
سلسله مراتب کارکردی دانش
تقسیم بندی معرفت شناختی دانش
دانش به عنوان توانایی اقدام
جریان دانش
مدیریت دانش
جمع بندی
منابع
چکیده: در برخورد با دانش در سازمانها با دو پارادایم متفاوت مواجه ایم: دیدگاه / اکولوژی دانش که تمایل به دخالت حداقلی در فرایندهای خلق و جریان دانش در سازمان دارد و بر حفظ شرایط طبیعی آن تاکید می ورزد. در مقابل این دیدگاه، رویکرد نیوتنی وجود دارد که سیاستها و رویه هایی رسمی و تبیین شده را برای مدیریت دانش در سازمان برقرار می سازد. مدیریت دانش در پارادایم دوم سیر می کند؛ جایی که افزایش بهره وری دانش، یکی از مهمترین وظایف مدیران تلقی می شود. مدیریت دانش در ســازمان، مسیر پرمخاطـره ای است که قضاوت درباره کارآمدی روشها و الگوهای آن مستلزم شناخت مفهوم دانش، کارکردها، دوره عمر و انواع آن است. این مقاله به دیدگاههـای مرتبط در ایـــن باره پرداخته است.
مقدمه
اگر هدف هر سازمانی را با دیدگاه نئوکلاسیک اقتصاد، حداکثرکردن (سود یا هر چیز دیگر) درنظر بگیریم، وظیفه مدیریت آن است که مقادیری از نهاده ها و ستاده ها را انتخاب کند که سود را بیشینه می سازند. مدیریت برای انجام این وظیفه باید به طراحی و کشف بازارها، ارزیابی کالاها و روشهای تولید و مدیریت فعالانه اعمال کارکنان بپردازد؛ همگی این وظایف نوعی عدم اطمینان را در بر دارند که غلبه بر آن، مستلزم سرمایه گذاری در کسب اطلاعات و دانش است (NORTH, 1991). در غالـب تئوری های مدیریت دانش، استفاده سازمان از دانش برای تطبیق مداوم خود با محیط خارجی (بازار، شرایط اجتماعی و سیاسی، ترجیحات مشتری) برشمرده شده (BORGHOFF AND PARESCHI, 1998) و در برخی دیگر از تئوری ها، دانش به عنوان محصول تولید - و نه منبع تولید - انگاشته شده است.(KODAMA, 1995)
در دسته بندی ای کــــــه از سوی صاحب نظران کسب و کار ارایه می شود، دهه 1980، دهه جنبش کیفیت (تاکید بر اینکه برای دستیابی به کیفیت بهتر، همه کارکنان باید از قدرت فکری خود بهتر استفاده کنند)؛ دهه 1990، دهه مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب و کار و کاهش هزینه ها)؛ و دهه 2000، دهه مدیریت دانش لقب گرفته است.
مقاله حاضر به بررسی پیرامون اصلی ترین موضوع مدیریت دانش، یعنی دانش خواهد پرداخت. موفقیت در این حوزه، بدون داشتن درکی درست و عمیق از دانش، طبیعت و خصوصیات آن غیرممکن است. پس از فراهــم آوری مقدمات لازم درباره دانش، سیستم مدیریت دانش و مولفه های آن را در انتهای مقاله بررسی خواهد شد.
دانش، اطلاعات، داده
تعداد اندکی از نویسندگان و فعالان مدیریت دانش، به ارایه تعاریف دقیق و متقاعدکننده از دانش پرداخته اند؛ (FIRESTONE 2000) مرور بر انواع تعاریف و تقسیم بندیهای ارایه شده از دانش، پیش نیازی برای مدیریت موفقیت آمیز آن است. می دانیم که از دانش تعاریف و دسته بندیهای مختلفی ارایه شده است، لذا در اینجا برخی از معروفترین آنها در ادبیات مدیریت دانش آورده می شود.
یکی از پیشرفتهای اصلی در مسیر تعریف دانش، شناخت تفاوت میان دانش، اطلاعات و داده ذکر شده است. (شکل 1)
داده، مجموعه ای از حقایق و امور مسلم درباره یک پدیده است. اطلاعات شامل سازماندهی، گروه بندی و مقوله بندی داده ها در الگوهایی معنادار است؛ و دانش، اطلاعاتی است که با تجربه، زمینه، تعبیر و تامل ترکیب شده و اقدام صحیح را ممکن می سازد (DAVEPORT AND PRUSAK, 1998). چک لند (CHECKLAND AND HOLWELL, 1998) تقسیم بندی دیگری را در چهار مرحله ارایه می دهد که در مرحله اول داده به معنای حقایقی است که در اطراف ما وجود دارد. این لغت از کلمه لاتین (DARE) استخراج شده که به معنای دادن است. از حجم زیاد داده هایی که به ما داده می شود، آن بخشی که مورد توجه ما قرار دارد، دریافته (CAPTA) نامیده می شود که از لغت لاتین (CAPERE) به معنای دریافتن برداشت شده است. دریافتـــــه های ما در صورتی که در زمینه ای قرار گیرند و به عنوان بخشی از کل فراگیرتری معتنابه شوند، اطلاعات نام دارند.
این فرایند می تواند ادامه یابد و به چارچوبهای گسترده تری از اطلاعات مختلف و مرتبط به هم منجر شود که در آن صورت باید از لغت دانش استفاده کرد.
البته این گونه دسته بندیها با انتقاداتی نیز مواجه شده است؛ برای مثال برخی می گویند که هر سه سطح هرم شکل (یک ) از جنس اطلاعات هستند و تفکیک آنها در این هرم درست نیست.(FIRESTONE, 2001)
مشخصات فایل
عنوان:گردشگری به عنوان یک سیستم
نمونه مشهد
تعداد صفحات:31
محتویات
چکیده
درآمد
روش تحقیق
مباحث نظری
دیدگاه سازمان جهانی گردشگری
دیدگاه لیپر
دیدگاه گاندیدگاه بریونز، تجیدا و مورالس
دیدگاه کاسپار
دیدگاه هولدن
سیستم گردشگری کلان شهر مشهد
باورهای مذهبی/ دینی
توانهای محیطی
محیط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی
جاذبه ها
عناصر سیستم گردشگری در بخش عرضه
زیرساختها و حمل و نقل
واحد های اقامتی/پذیرایی
دفاتر خدمات مسافرتی
سازمان ها و اتحادیه ها
سایر خدمات
روند سیستم گردشگری شهر مشهد در سده اخیر
نتیجه گیری
کتابنامه
چکیده
نگرش سیستمی، رویکرد نسبتاً جامعی برای درک، تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی و پویایی گردشگری است؛ در این رویکرد بخوبی می توان بخش ها و عوامل تاثیر گذار بر گردشگری را هم چون گردشگران، جامعه میزبان، سازمان ها و شرکت های ذی ربط، محیط و ... را به صورت به هم پیوسته مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد و آنها را سازماندهی کرد. به عبارتی دیگر، نگرش سیستمی واقعیت، بنیان و اساس گردشگری را در کلیتی منسجم به تصویر می کشد و پیوند بین اجزاء وعناصر بخش عرضه گردشگری، اعم از جاذبه ها، حمل ونقل، واحد های اقامتی، خدمات، سازمانها و ... با تقاضا ( گردشگران) در سطوح مختلف محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی نمایان می سازد تا برنامه ریزان برای پویایی آن در عرصه رقابت جهانی تلاش نمایند.
هدف اصلی این پژوهش، آن است تا دریچه ای نو، برای پژوهشگران و مدیران و دست اندرکاران گردشگری کشور ایجاد کند و ضمن پرهیز از بخشی نگری گردشگری ، بتواند با ایجاد مدیریت یکپارچه در راستا پویایی گردشگری شهر و منطقه، انطباقی بین عرضه و تقاضا ایجاد نماید. همچنین پژوهش حاضر از مبانی نطری بر پایه نظریه سیستمی است و روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی- تحلیلی از کل به جزء می باشد؛ بعلاوه روش جمع آوری اطلاعات برمبنای کتابخانه ای- اسنادی و نیز میدانی است.
در این مقاله ابتدا ضمن بیان مسأله و دیدگاههای ارائه شده توسط سازمان جهانی گردشگری و سایر نطریه پردازان مشهور جهان راجع به نظام گردشگری به بررسی و تحلیل گردشگری کلان شهر مشهد پرداخته شده و در نهایت راه حلی جهت پویایی آن ارائه شده است. نتایج مطالعات میدانی بدست آمده مبین این واقعیت است که ساختار و نظام مدیریت گردشگری مشهد در بخش عرضه با چندپارچگی و عدم ارتباط سازمند بین سازمان ها، اداره ها، شرکتها، اتحادیه ها و... مرتبط با گردشگری مواجه است؛ بطوریکه تعدد و چند پارچگی با حداقل تعامل در مدیریت جاذبه های گردشگری، واحدهای اقامتی، پذیرایی، دفاتر خدمات مسافرتی، حمل و نقل و... مشهود است. بنابراین شایسته است برای برقراری ارتباط سازمند بین اجزاء و عناصرنظام گردشگری شهر و منطقه، نهادی فرادست، متشکل از کنشگران فوق تشکیل تا برای برقراری نظامی یکپارچه جهت پویایی و توسعه آن تلاش و برنامه ریزی کنند.
کلیدواژهها: سیستم گردشگری، عناصر، کلیت، ارتباط متقابل، عرضه و تقاضا، مدیریت یکپارچه گردشگری، نهادی فرادست
1- درآمد
سیستم[1] را می توان مجموعه ای از اجزاء و عناصر که بر یکدیگر تأثیرات متقابل دارند وکلیت واحدی را به وجود آورده اند، محسوب کرد؛ این پدیده به صورت باز و یا بسته دارای ویژگی های همچون کلیت، جمع پذیری، مکانیزاسیون، تمرکز، سازمان سلسله مراتبی، شبکه، ساختار، کارکرد و... است(سادوسکی و دیگران، 1361: 56-45 ).
رویکرد سیستمی[2] یکی از نظریه ها علوم جدید است که از اوایل قرن بیستم برای گریختن از بحران در شناخت علمی پرورانده شده است؛ از اینرو، این نظریه به عنوان نگرشی اساساً میان رشته ای دارای روش شناسی، تدوین رویکرد و قابلیت انتقال قوانین و مفاهیم از یک قلمرو به قلمروی دیگری را دارد. در این روش از آغاز پژوهش می توان یک موضوع را از چندین طریق مختلف بررسی و عناصر تشکیل دهنده موضوع تحقیق را شناخت و برای پرهیز از تناقض های پژوهشگر، به طراحی مدلی از کل پژوهش اقدام نمود (سادوسکی،1361: 44- 38 ). در این رویکرد هر سیستم مرکب از اجزاء و عناصر است، که با نظم و ترتیب معین با یکدیگر ترکیب می یابند و ساخت سیستم را فراهم می سازند؛ هر چند هر گونه تغییر و دگرگونی در یک جزء عامل تأثیر گذار بر سایر اجزاء است؛ ولی این تغییرات در راستای انهدام سیستم نیست، بلکه این تغییرات در جهت حفظ و ثبات کلیت سیستم عمل می کند(فرشاد،1362: 26- 18).
بر این اساس سیستم گردشگری هر مکان کلیتی است، مشتمل بر بخشها، اجزاء و عناصر متعدد و پیچیده همانند جاذبه ها، مراکز اقامتی، حمل و نقل( هوایی، زمینی، دریایی و...)، تأسیسات زیر بنایی، خدمات، اطلاعات، تبلیغات، بازارهای داخلی و بین المللی و... می باشند که در ارتباط متقابل با همدیگر و برخورداری از شبکه، سلسله مراتب، ساختار، کارکرد و... جایگاه خود را در بازار رقابتی در سطوح مختلف محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی) بدست می آورد؛ به عبارتی دیگر گردشگری از جاذبه ها، هتل ها و خطوط هوایی و دیگر عناصر به صورت مجزا تشکیل نشده است که هر بخش بدون ارتباط و تعامل با سایر بخش های تشکیل دهنده سیستم گردشگری، بتواند به موفقیت دستیابی پیدا کند؛ بلکه کلیتی است(همانند یک سیستم) که پویایی آن( گردشگری) در سایه ارتباط متقابل و سازمند اجزای و عناصر تشکیل دهنده آن در بازار رقابتی بدست می آید. دو بخش اصلی سیستم گردشگری که چرخه، حرکت و پیشرفت گردشگری را در یک مکان شکل می دهد، عرضه و تقاضا[3] است؛ تقاضا شامل تمامی گردشگران متقاضی گردشگری از مبداء های مختلف ملی و بین المللی به مقصد مورد نظر می باشند که بازارهای هدف گردشگری آن مکانرا تشکیل می دهند(والا/ بیچریل، 1384: 62)؛ و عرضه مشتمل بر جاذبه ها، واحدهای اقامتی، حمل و نقل، خدمات، تسهیلات و تأسیسات گردشگری و... یک مکان/ منطقه و... می باشند که موجب جذب گردشگران از سطوح فوق الذکر می گردند. ارتباط سازمند این دو بخش اصلی گردشگری در سایه برنامه ریزی و سازماندهی ایجاد می گردد (سازمان جهانی جهانگردی،1379: 14-16 ). به عبارتی دیگر درون این شاخه ها و زیر سیستم کلی، جزئیات و عناصری است که برنامه ریزان و مدیران باید برای کسب موفقیت آن تلاش کنند و به گونه ای خدمات، تسهیلات و امکانات گردشگری را فراهم نمایند که گردشگران به راحتی بتوانند، نیاز و خواسته خود را برآورده سازند (داس ویل، 1379: 231- 267).
تایلر[4] نیز معتقد است، گردشگری را باید به صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظرگرفت؛ که با یکدیگر مرتبط اند. داخل این دو بخش سیستم کلی، عناصر و اجزایی قرار دارند که باید مدیران و برنامه ریزان برای کسب موفقیت آن تلاش کنند. برای تحصیل تقاضای گردشگری، یک ناحیه یا شهر و... باید قادر باشیم به گونه ای خدمات را فراهم کنیم که با نیاز و جواب های گردشگران مطابقت داشته باشد. وی این را به نام سیستم و دستگاه بازار[5] لقب داده است که با روش منطقی با عنصر تقاضای متغیر گردشگران، تناسب داشته باشد و بین تقاضا و عرضه مطابقت برقرار کند. به عبارتی دیگر تطبیق عرضه با تقاضا (تعیین تفاوت میان آنچه گردشگر جستجو می کند و آنچه در آن ناحیه وجود دارد)، کلید راه رسیدن به توسعه صحیح و نهایی گردشگری است (Taylor,1980 : 55-56).
به نظر بولون[6] (1985) سیستم های گردشگری از سه جهت مورد توجه است: الف) مدل تقاضا ب) رویکرد انسان شناسی اجتماعی است که در بر گیرنده اوقات فراغت ج) مدل گردشگری صنعتی که گرایش به تولید انبوه تجاری و سود دارد (Briones.J,Tejeida.P,Morales.M,2009:5)
مشخصات فایل
عنوان:پیامدهای اسراف گرایی و راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه اسلام
قالب بندی:word
تعداد صفحات:39
محتویات
فهرست مطالب
چکیده................................................................................................................1
مقدمه.................................................................................................................2
فصل اول:کلیات
بیان مسئله........................................................................................................... 4
اهمیت و ضرورت.....................................................................................................5
سؤالات اصلی و فرعی...............................................................................................6
پیشینه ................................................................................................................8
روش تحقیق..........................................................................................................8
فصل دوم:پیامد های دنیوی و اخروی اسراف گرایی
مفهوم شناسی........................................................................................................10
پیامدهای دنیوی:
زیان های فردی....................................................................................................12
زیان های اجتماعی ................................................................................................17
پیامدهای اخروی...................................................................................................20
فصل سوم:راهکارهای مقابله با اسراف گرایی
نقش دولت در پیشگیری از اسراف.................................................................................23
نقش آموزش و پرورش در جلوگیری از اسراف...................................................................27
نقش مدیریت زن در پیشگیری از اسراف..........................................................................29
راهکارهای آموزه های دینی برای پیشگیری از اسراف..........................................................30
نتیجه...............................................................................................................33
فهرست منابع.......................................................................................................34
چکیده
اسراف به معنای این است که انسان در رفتار و اعمال خود از حد تجاوز کند. در آموزه های زندگی ساز اسلام، اسراف به کلی ممنوع است. بی تردید ابتلا به اسراف یکی از مشکلات جامعه است به همین دلیل صرفه جویی و جلوگیری از اسراف یکی از راه حل های اساسی تنظیم اقتصاد جامعه مطرح شده است.این تحقیق شامل سه فصل می باشد فصل اول کلیات فصل دوّم :پیامدهای اسراف گرایی ،فصل سوّم را هکارهای مقابله می باشد از مجموع مباحث چنین استنباط شد که مصرف گرایی و و زیاده روی در مصرف مشکلات و پیامدهای دنیوی بسیاری از جمله: محرومیت از هدایت الهی، فقر ، ورشکستگی ، کاهش تولید، نابودی سرمایه هاو اختلاف طبقاتی، برای فرد و جامعه ایجاد کرده است. همچنین از پیامدهای اخروی آن می توان به خشم الهی، کیفر اخروی، خواری قیامت و هلاکت اشاره کرد. به خاطر همین تغیر زیرساخت های عرفی، اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از مهم ترین عوامل برای نابود کردن اسراف به شمار می آیدکه این تغییر توسط راهکارهایی که دولت، آموزش و پرورش، زن به عنوان یکی از دررکن اساسی خانواده و آموزه های دینی برای پیشگیری از اسراف داده اند، شکل می گیرد. باتوجه به این اصول و راهکارها، فرد و جامعه باید آنها را معیار قرار داده و الگوی مصرفی خود را با توجه به این معیارها بازشناسی و اصلاح کنند تا در جامعه نحوه مصرف صحیح و عدالت برقرار شود.
واژگان کلیدی: اسراف، اصلاح الگوی مصرف، فرد، جامعه، اعتدال، آموزه های دینی.
1
مقدمه
اسلام دینی است که برای همه زوایای بشر برنامه دارد و تعادل در همه امور را به پیروان خود توصیه می کند. از طرفی استفاده و بهره مشروع از نعمت های الهی و زیبایی های زندگی را جایز دانسته، و از سویی دیگر اسراف و زیاده روی و ضایع نمودن نعمت ها را حرام و ناروا می داند. این مسئله بدان دلبل است که هرمسلمانی به تناسب امکانات، توانایی و کارایی خود، در برابر جامعه مسئولیت دارد و این مسئولیت پذیری اورا دارای صفات نیک اخلاقی می گرداند. در غیر این صورت فرد اسراف کار خواهد بود و از اجرای مسئولیت و تعهدات اجتماعی خود باز می ماند و دچار عادت های سوء اخلاقی می شود که از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه می زند و پیامدهای ناگواری برای خود و جامعه به جا می گذارد. گرچه از نگاه دینی، زندگی حقیقی، در سرای آخرت تحقق می یابد و به گفته قرآن: زندگی دنیا، جز سرگرمی و بازیچه نیست و بی تردید زندگی حقیقی تنها در سرای آخرت است (عنکبوت (29) آیه 64) ولی باز از نگاه قرآنی، چگونگی گذران زندگی انسان از جمله نحوه دخل و خرج او، تأثیری گریزناپذیر و حتمی بر چگونگی حیات جاویدان او در سرای آخرت دارد: هرکس در این جهان کور باشد، در آخرت هم کور و گمراه تر خواهد بود (اسرا (7) آیه 72) بر همین اساس است که می توان چگونگی مصرف و هزینه کردن اموال را از مباحث مهم دینی نیز محسوب داشت و آن را از موضوعات صرفاٌ اقتصادی، فرهنگی و ... قلمداد نکرد. گرچه این موضوع، از ابعاد و زوایای گوناگون مانند: پیامدهای اسراف بر فردو جامعه نقش دولت، آموزش و پرورش، زن به عنوان یکی از دورکن اساسی خانواده و آموزه های دینی در پیشگیری از اسراف گرایی قابل طرح و بررسی است ولی با توجه به شکل پذیری فردی و اجتماعی مردم از دین و تأثیر انکارناپذیر آموزه های دینی بر کم و کیف مصرف، بررسی و کاویدن آن از این نگاه دارای اهمیت فراوان است. همچنین با ملاحظه کارکردها و اقدامات تربیتی دولت، آموزش و پرورش، مدیریت زن درر خانواده و آموزه های دینی در شکوفایی استعداد و رفتارهای بالقوه و توسعه یادگیری های عمیق و گسترده از طریق ایجاد شناخت، نگرش و شکل دهی رفتارهای مصرفی خاص به طور مستقیم و غیرمستقیم در فرد، خانواده و اجتماع، در این تحقیق به دنبال آن هستیم که این نهادها و آموزه ها در مدیریت اصلاح الگوی مصرف چه نقش بنیادی ایفا می کنند. پس با تعریف چند مفهوم به اصل موضوع می پردازیم.
صرف نظر از اهمیت خودداری ازاسراف در دین از نظر موقعیت خاص کشور اسلامی که در محاصره حکومت های سلطه گر قرار گرفته، اگر ما بتوانیم تجملات زندگی را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه روی را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده ایم و به پیروزی نهایی نزدیک تر شده ایم.
مشخصات فایل
عنوان:مدیریت دانش و فناوری اطلاعات در سازمان های اموزشی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:17
محتویات
چکیده
مقدمه
مدیریت دانش در آیینه فناوری
مراحل پیاده سازی مدیریت دانش
نقش تکنولوژی اطلاعات در مدیریت دانش
محاسن به کارگیری فناوری اطلاعات در آموزش
مدیریت دانش ( طرح های آینده)
نتیجه گیری
منابع
و. . .
چکیده
با گذر از انقلاب صنعتی و ورود به هزاره جدید، دیگر موتور محرک رشد سازمان ها، به سرمایه و نیروی انسانی محدود نمی شود. مهمترین متغیر رشد همه جانبه سازمان ها و بنگاه های اقتصادی در عصر حاضر، دانش است. دانش به معنای واقعی خود، مجموعه ای است از مهارتها و توانمندیهای انسانی، که با آگاهی و اطلاعات از روشهای تولید بهتر، همراه است. کاربرد چنین برداشتی از دانش در سازمان های کنونی و آینده بسیار فراگیر شده است. بدین صورت سازمان ها در پی بهره برداری صحیح و بموقع از منابع دانشی خود و محیط پیرامون می باشند. چنین رویکردی مفهوم جدیدی را تحت عنوان مدیریت دانش توسعه داده است. ابزاری که استفاده و پیاده سازی مدیریت دانش را در سازمانها بیشتر گسترش داده است، فناوری اطلاعات وارتباطات می باشد. به لطف
خدمات گسترده اینترنت و شبکه های رایانه ای بهره برداری از منافع مدیریت دانش در سازمان ها رونق زیادی پیدا کرده است. چنین سازمان هایی را به اصطلاح، سازمان های دانش محورنام گذاری کرده اند. مدیریت دانش، شامل، مراحل، تولید، کسب، ذخیره سازی، انتشار، و بالاخره به کارگیری، دانش، در راستای اهداف سازمان است. البته این تقسیم بندی به روشهای مختلفی در منابع علمی مطرح شده است. علاوه بر 5 فعالیت بالا، برخی از صاحبنظران، فراموشی فعال دانش قدیمی و غیر قابل استفاده را نیز جزو فرآیند مدیریت دانش قلمداد کرده اند .
کلید واژه ها: مدیریت دانش، فناوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، منابع انسانی.
مقدمه
مراکز آموزشی و دانشگاه ها از جمله نهادهای پویا و پیچیده می باشند که اگر هر رویکرد و مطالعه ای این نهادها را موضوع مورد مطالعه خود قرار دهد از پویایی و پیچیدگی بیشتر برخوردار است. علاوه بر اهمیت و پیچیده بودن نگاه به دانشگاه، نوع مدیریت و الگوهای برنامه ریزی برای دانشگاه، ارتقای دانش سازمانی و یادگیری نیز متفاوت خواهد بود. بی تردید با نگاهی عمیق و علمی به سازمان های جدید می توان گفت که آنان بر اساس دو مفهوم پیچیدگی و آشفتگی به شدت تغییر کرده و به دلیل شرایط زمانی که در آن واقع شده اند تفاوت های بسیاری با گذشته دارند، به گونه ای که ماهیت فعلی جهان بر اساس تغییرات گسسته و بنیانی است. این تغییرات چنان سریع و با رقابت بالا اتفاق افتاده است که سازمان های عظیم قرن بیستم تاب و تحمل دوام در برابر دنیای نوظهور قرن بیست و یکم را ندارند. بنابراین در این محیط های جدید سازمان ها برای بقا و موفقیت خود به سامانه های طبیعی و انعکاس های آن نیاز دارند تا بتوانند با تشخیص سریع تغییرات، خود را با آن انطباق دهند، این موضوع توجه سازمان ها را به سمت دانش معطوف کرد(مارکوارت، ترجمه زالی،1385). زیرا دانش با ویژگی های بدیع و پویای خود امکان پاسخگویی به ویژگی های محیط های جدید را فراهم می سازد، اهمیت دانش و کاربرد آن در حیطه های گوناگون درسازمان و مدیریت به عنوان رمزبقا و موفقیت و کسب مزیت رقابتی پایدار و در اقتصاد به عنوان دارایی راهبردی بحث شده است(عدلی، 1385).
از این دیدگاه استدلال می شود که دانش دارایی غیرمحسوس[1] است که در اقتصاد جدید از دارایی سنتی مهمتر است. دارایی غیر محسوس در سازمان ها شامل: اطلاعات، دانش، تجربه و مهارت های کارکنان آن سازمان است، که البته اندازه گیری آن کار آسانی نیست، زیرا فنون و معیار های ارزیابی ویژه ای در این زمینه وجود ندارد. دراکر[2]معتقد است که در اقتصاد دنیای امروزی، دانش به عنوان نتیجه فرایند یادگیری منبعی همانند و در عرض سایر منابع تولید، مثل کار، سرمایه و زمین نیست بلکه منبعی بسیار مهم تر برای عصر حاضر به شمار می رود (نیک بخت و همکاران، 1388). با توجه به توضیحات مختصر فوق در مورد دانش سازمانی حال به تعریف و بخشی از پیشینه مدیریت دانش می پردازیم.
مدیریت دانش به عنوان رویکردی جدید به واقع بر نیاز سازمان، که سازمان دهی سرمایه های فکری، انسانی و علمی است متمرکز می شود و به عنوان رویکردی نوین در تغییر و جا به جایی از مدیریت نیروی جسمانی به مدیریت مغزها تجلی یافته و رشد سریع دانش و فن آوری را سبب شده است (سالیز به نقل از نیک بخت و همکاران، 1388). هافمن و همکارانش[3] بر این باورند که مدیریت دانش، فرایند خلق و تسهیم دانش به گونه ای است که بتوان آن را به شیوه ای اثربخش در سازمان به کار برد(Hoffman et ,al,2005). از سوی دیگر گوپتا[4]و دیگران مدیریت دانش را به عنوان فرایندی که به سازمان در جهت یافتن، انتخاب، توزیع و انتقال اطلاعات و تخصص مورد نیاز برای فعالیت هایی از قبیل حل مساله، یادگیری پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری کمک می کند، تعریف می کنند ((Gupta, et,al,2000. بارون مدیریت دانش را یک رویکرد نظام یافته و یکپارچه برای شناخت، استفاده و سهیم شدن در تجربیات و تخصصهای موجود، مدون و نامدون در سازمان می داند (بارون،2000،ص10). از نظر سیمن مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرایندها، ابزارها، ساختار، و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری، انسانی و اجتماعی نمایان می شود.(Seemann, 1999) به زعم می یر مدیریت دانش، یک استراتژی به منظور خلق، دستیابی و پشتیبانی از منبع حیاتی دانش است (Meyer, 2007). مدیریت دانش، فرایند مدیریت سرمایه فکری سازمان می باشد (Siliv,Richard.2006). استمپز[5](1999) مدیریت دانش را فراهم آوری دانش مورد نیاز در زمان و مکان مورد نیاز و برای شخص نیازمند تعر