مشخصات فایل
موضوع تحقیق:دلایل و عوامل افت تحصیلی و راههای جلوگیری از آن
قالب بندی:word
تعداد صفحات:26
محتویات
فهرست مطالب:
منظور از افت تحصیلی چیست؟3
عوامل موثر بر افت تحصیلی:3
عوامل مربوط به خانواده4
عوامل مربوط به مدرسه 5
عوامل مربوط به اجتماع7
سطح علمى معلم9
مهارت های صحیح مطالعه12
مشکلات خانوادگی14
اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان15
دوستان ناباب16
غذا و بیماری17
کشش به سوی غیر همجنس17
تکلیف خانه18
محتوای کتب درسی18
خلاصه ی عوامل موثر بر افت تحصیلی در جدول 19
منابع و مآخذ 25
منظور از افت تحصیلی چیست؟
افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.
عوامل موثر بر افت تحصیلی:
۱. عوامل مربوط به خود دانش آموز
شاید به جرئت بتوان گفت مهمترین عاملی که می تواند در نظام آموزشی ما اختلال ایجاد کند این است که دانش آموزان نمی دانند چرا و باچه هدفی باید مدرسه بروند که این موضوع به عدم اطمینان دانش آموزان نسبت به آینده شغلی آنها مربوط می شود. ترس از قبول نشدن در امتحانات، عدم استفاده از برنامه غذایی مناسب در روستاها و حاشیه شهرها به علت فقر مالی در خانواده و فقدان برادر و خواهر تحصیل کرده، ارتباط دانش آموزان با افراد شکست خورده تحصیلی خارج از مدرسه که به نوعی او را ترغیب به ترک تحصیل می کنند.
عدم ارتباط عاطفی دانش آموز با دبیر خود که گاهی مجبور است در برابر روش غلط تدریس دبیرش سکوت کند، عدم تشویق دانش آموز از سوی مدرسه حتی به صورت جزئی که این امر درمورد دانش آموزانی که از اعتماد به نفس، تشویق درونی نیز بی بهره اند، آثار زیان باری بیشتری دارد.
۲. عوامل مربوط به خانواده
تلقین کلماتی از سوی اولیاء دانش آموز مثل این جملات که در آینده کاره ای نمی شوی که این امر در سرخوردگی دانش آموز تأثیر زیادی می گذارد.
تحمیل اجباری یک رشته خاص به دانش آموز از سوی خانواده های تحصیل کرده و وسواس و حساسیت به آن رشته که موردعلاقه یا استعداد دانش آموز نیست که باعث افت تحصیلی او در سال های بعدی دبیرستان یا هنرستان می شود. عدم داشتن اطلاعات روان شناسی اعضای خانواده درخصوص تربیت صحیح فرزندان، مسائل اعتیاد، طلاق و در آخر این که تعداد زیاد فرزند، فقر مالی یا ثروت زیاد در خانواده، عدم حضور چندماهه یا چندساله پدر به علت اشتغال در خارج از کشور و گاهی اشتغال همزمان مادر به همراه پدر در خانواده های کارمندی باعث عدم توجه کافی به وضع درسی دانش آموز می شود.
۳ . عوامل مربوط به مدرسه
4 . عوامل مربوط به نظام آموزشی آموزش و پرورش
تغییرات متوالی کتاب های درسی که یک نوع آشفتگی روحی در دانش آموز ایجاد می کند و در کنار آن وجود مطالب خشک و بی روح بعضی از کتاب ها که گاهی هضم آن را توسط دانش آموز بسیار سخت می کند.
تأکید زیاد نظام آموزشی بر حفظیات و بی توجهی به خلاقیت در کتاب های درسی، عدم آشنایی بعضی از دبیران با اصول روانشناسی کودک و نوجوان که گاهی باعث برخورد نامناسب و سرخوردگی دانش آموز می شود.
بی توجهی بعضی از دبیران ۲ یا ۳شغله به تدریس مناسب در کلاس، عدم وجود تعداد زیاد دبیران باتجربه و با تحصیلات عالی در مناطق محروم شهرها و روستاهای کشور که این موضوع در تشدید افت تحصیلی تأثیر زیاد می گذارد.
در کنار آن اشتغال دبیران مجرب در مناطق مرفه شهرها یک نوع تشدید طبقاتی در زمینه تحصیلی ایجاد می کند.
وجود شیوه معلم محوری (سخنرانی) به عنوان روش مرسوم و قدیمی در مقام آموزشی، عدم شکوفایی استعدادها را به دنبال دارد و در کنار آن نبود امکانات سمعی و بصری در مدارس این مشکل را حادتر می کند.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان:بنیانگذاران نگرش سیستمی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:4
قسمتی از متن
ریشه های اندیشه سیستمی در بلندی تاریخ بشری جای دارد. ارسطو، افلاطون، ابن خلدون، مولانا، هگل، ازجمله دانشمندانی هستند که به مفهوم سیستم توجه داشته اند.
در اواخر قرن نوزدهم درپی تحولاتی که در علوم فیزیک، شیمی، زیست شناسی به وجود آمد بشر توانست به کمک این دانشها به قلمرو ناشناخته ای از اسرار جهان پای گذارد که کلیت، نظام و پویایی در جهان مادی و پدیدههای آن از دستاوردهای این اکتشافات بود. در این زمان به جای تشریح یک کل براساس اجزای تشکیل دهنده آن، نحوه قرارگرفتن اجزا در کل مطالعه می شد. بدین ترتیب زمینه ای برای کل نگری فراهم شد. ولی اندکی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، علوم، حرکت موضوعی خود را به سوی کلیتی جدید در بستر جنبش ظهور علوم میان رشته ای پیش گرفتند.
در قرن 19 و اوایل قرن 20 نیاز بسیاری به امتزاج دو یا چند شاخه از علوم بشری، برای بررسی و حل مسائل پیچیده پدید آمد که منجر به پیدایش علوم بین رشته ای شد و از علوم مختلف در قالبهای به اصطلاح سیستماتیک برای حل مسائل پیچیده بهره گرفته شد. نگرش سیستمی به مسائل و پدیدهها و همین طور نظریه عمومی سیستمها را می توان به این تحولات و گرایشهای نسبت داد.
تفکر سیستمی، برخلاف برخی از جنبشهای فکری که دریک رشته علمی و در محدوده معینی نشو و نما کرده اند، در خارج از محدوده یک علم معین متولد شد و در محیطی میان رشته ای رشد کرد. از آنجا که این شیوه تفکر، به طورکلی با مجموعههایی متشکل از اجزا سروکار دارد، نه با خود اجزا، ضرورتا از مرزهای سنتی علوم خاص فراتر رفته و عمومیت یافته است. البته تفکر سیستمی در تضاد با تفکر تحلیلی تجزیه مدار نیست. درواقع این دو روش مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم. از این رهگذر گروهی از صاحبنظران عنوان می کنند که پیدایش نظریه عمومی سیستم ها محصول عمر انسان متمدن است که مراحل تکامل خود را از دورانهای قبل از میلاد شروع کرده است. ما در اینجا گریزی می زنیم به این مراحل و تکامل آنها:
الف – دوران منطق ارسطویی: منطق ارسطویی درواقع ترکیب کاملی از منطق سقراط و افلاطون است که کتاب جمهوری افلاطون و همینطور استدلال قیاسی ارسطو، نمونه خوبی برای تفکر سیستم ارائه می کنند.
مشخصات فایل
عنوان: فناوری اطلاعات
قالب بندی:word
تعداد صفحات:12
محتویات
فناوری اطلاعات
جدیدترین اخبار دنیای فناوری اطلاعات
اپراتور وریزون ارائهکننده بالاترین سرعت دانلود در آمریکاست
آماده شدن طرح جامع فناوری اطلاعات هر استان
درآمد چند صد میلیارد دلاری
اپل اول در آمریکا
فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات Information Technology یا IT همچنانکه بهوسیله انجمن فناوری اطلاعات آمریکا (ITAA) تعریف شدهاست، «به مطالعه، طراحی، توسعه، پیادهسازی، پشتیبانی یا مدیریت سیستمهای اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، خصوصا برنامههای نرمافزاری و سختافزار رایانه میپردازد». به طور کوتاه، فناوری اطلاعات با مسائلی مانند استفاده از رایانههای الکترونیکی و نرمافزار سروکار دارد تا تبدیل، ذخیره، حفاظت، پردازش، انتقال و بازیابی اطلاعات به شکلی مطمئن و امن انجام پذیرد.
اخیرا تغییر اندکی در این عبارت داده میشود تا این اصطلاح به طور روشن دایره ارتباطات مخابراتی را نیز شامل گردد. بنابراین عدهای بیشتر مایلند تا عبارت «فناوری اطلاعات و ارتباطات» (Information and Communications Technology) یا به اختصار ICT را به کار برند.
تعریف
فناوری اطلاعات بسیار از علم رایانه وسیعتر (و مبهم تر) است. این اصطلاح در دهه ۱۹۹۰ جایگزین اصطلاحات پردازش دادهها و سیستمهای اطلاعات مدیریت شد که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۶۰ بسیار رایج بودند. فناوری اطلاعات معمولاً به کلیه فناوریهائی اشاره دارد که در پنج حوزه جمع آوری، ذخیره سازی، پردازش، انتقال و نمایش اطلاعات کاربرد دارند.دانش فناوری اطلاعات و رایانه با هم فرق میکنند، البته در موارد زیادی با هم اشتراک دارند. اگر علم رایانه را مشابه مهندسی مکانیک بگیریم، فناوری اطلاعات مشابه صنعت حمل و نقل است. در صنعت حمل و نقل، خودرو و راهآهن و هواپیما و کشتی داریم. همه اینها را مهندسان مکانیک طرح میکنند. در عین حال در صنعت حمل و نقل مسائل مربوط به مدیریت ناوگان و مدیریت ترافیک و تعیین استراتژی حمل و نقل در سطح شرکت و شهر و کشور مطرح است که ربط مستقیمی به مهندسی مکانیک ندارد اما فناوری اطلاعات و ارتباطات (آیسیتی) مهمترین مقوله در این زمینهاست. سید حامد خسروانی شریعتی، تعریفی دیگر از فناوری اطلاعات بیان می دارد که بیان از فرابخشی بودن این رشته دارد، به گفته ایشان : مهندسی فناوری اطلاعات دانشی ترکیبی از مهندسی نرم افزار، مهندسی صنایع و مارکتینگ می باشد که رویکردی تحلیلی، تجاری و باریک بینانه به تکنولوژی های نوین اطلاعاتی دارد .ایشان با ایجاد این رویکرد شکاف میان طراحان نرم افزار و تحلیل کنندگان سیستم و بازار هدف را حل کرده اند.
عناصر اصلی
فناوری اطلاعات متشکل از چهار عنصر اساسی (انسان، ساز و کار، ابزار، ساختار) است، به طوری که در این فناوری، اطلاعات از طریق زنجیره ارزشی که از بهم پیوستن این عناصر ایجاد میشود جریان یافته و پیوسته تعالی و تکامل سازمان را فراراه خود قرار میدهد:
بسیاری مفهوم فناوری اطلاعات را با کامپیوتر و انفورماتیک ادغام می کنند، این درحالیست که این ها ابزار های فناوری اطلاعات می باشند نه تمامی آنچه که فناوری اطلاعات عرضه می کند . سید حامد خسروانی شریعتی در مقاله ای در همین زمینه آورده است که :" با فرض اینکه فناوری اطلاعات یک سیب باشد، کامپیوتر، شبکه، نرم افزار و دیگر ابزارهای مرتبط با این حوزه همانند دم سیب است که میوه توسط آن تغزیه می گردد، حال این خود سیب است که محصول اصلی است و هدف و نتیجه در آن خلاصه می گردد.
زمینههای فناوری اطلاعات
امروزه معنای اصطلاح «فناوری اطلاعات» بسیار وسیع شدهاست و بسیاری از جنبههای محاسباتی و فناوری را دربر میگیرد و نسبت به قبل شناخت این اصطلاح آسانتر شدهاست. چتر فناوری اطلاعات تقریباً بزرگ است و بسیاری از زمینهها را پوشش میدهد. متخصصین فناوری اطلاعات وظایف متنوعی دارد، از نصب برنامههای کاربردی تا طراحی شبکههای پیچیده رایانهای و پایگاه دادههای اطلاعاتی. چندی از زمینههای فعالیت متخصصین فناوری اطلاعات میتواند موارد زیر باشند: فناوری اطلاعات و علوم کتابداری و اطلاع رسانی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
در ایران متولی اصلی فناوری اطلاعات و ارتباطات را وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات میدانند .
متولی فناوری اطلاعات در ایران
در ایران همیشه بحث بر سر متولی اصلی فناوری اطلاعات وجود داشت تا با تغییر نام وزارت پست و تلگراف و تلفن در سال 1382 به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مهمتر از آن ایجاد معاونت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات، خود را متولی اصلی فناوری اطلاعات در کشور مطرح ساخت. از این سال به بعد توسعه همه جانبهای در این وزارتخانه صورت گرفت تا شرکتها و مراکز متعددی زیر مجموعه آن تشکل یافتند و هر یک از آنها با توانمندیها و فعالیتهای بسیار، تحولات فراوانی را شکل داده و باعث گسترش وضع ارتباطی کشور در بخشهای پست و مخابرات شدند.معاونت فناوری اطلاعات به منظور تدوین راهبردها، سیاستها، برنامههای بلند مدت و اهداف کیفی و کمی بخش توسعه فناوری اطلاعات و ارائه آن به شورای عالی فناوری اطلاعات معاونتی تحت عنوان معاونت فناوری اطلاعات در ساختار سازمانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در نظر گرفته شد. و کم کم سازمانهایی مثل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات زیرساخت نیز در این رابطه شکل گرفتند.
جدیدترین اخبار دنیای فناوری اطلاعات
به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران :
سرهنگ ایرج محمدخانی رئیس پلیس فتای فرماندهی انتظامی استان گیلان، آسیبها و تهدیدهای برخی از بازیهای رایانهای را برای کودکان تشریح کرد و گفت: با توجه به گرایش و علاقه کودکان و نوجوانان به بازیهای رایانهای و همچنین فرا رسیدن فصل تابستان و افزایش اوقات فراغت دانشآموزان، خانوادهها باید برای مصون ماندن فرزندانشان از آسیبهای رایانهای دقت لازم را به خرج دهند.
محمدخانی افزود: خانوادهها باید توجه، دقت، نظارت و کنترل بیشتری برروی فرزندانشان کرده و آنان را به مراکزی که معتبر، مجاز و دارای پروانه کسب و بهرهبرداری لازم از مبادی ذیربط باشد، هدایت کنند. وی از خانوادهها خواست، بازیهایی برای فرزندانشان انتخاب کنند که با شرایط سنی آنان مطابقت داشته و از جنبه علمی، فکری و تفریحی برخوردار باشد. محمدخانی در پایان با اعلام اینکه متاسفانه دشمنان با هجمه فرهنگی و ارائه بازیهای غیرمجاز، مخرب و ضد اخلاقی با ترویج فرهنگ ابتذال، بدپوششی، پرخاشگری، تبلیغ فرقههای ضاله در بین کودکان در صدد گرفتن هویت اسلامی و انسانی کودکان و نوجوانان است، گفت: میتوان با بازیهای مفید موجب تقویت حافظه و شکوفایی استعدادهای ذهنی و فکری کودکان و نوجوانان شد.
مشحصات فایل
عنوان:مدیریت ریسک و فناوری اطلاعات
قالب بندی:word
تعداد صفحات:15
محتویات
چکیده
مقدمه
مروری بر مفاهیم
ریسک و انواع آن
مدیریت ریسک
اهداف مدیریت ریسک و اهمیت آن
فواید و اهمیت مدیریت ریسک
ابزارهای مدیریت ریسک
حیطه مدیریت ریسک
مدیریت ریسک درفناوری اطلاعات
چرخه عمر ایجاد و توسعه سیستم(SDLC)
مراحل مدیریت ریسک
مدیریت ریسک و چرخه ایجاد سیستم
نقشهای کلیدی و عوامل موفقیت در فرایند مدیریت ریسک
عوامل موفقیت مدیریت ریسک
نتیجه گیری
چکیده
عصر نوین فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی ، محیط اطرافمان را تبدیل به محیطی پر از چالش نموده است . در این حیطه، هر روزه شاهد ورود فناوریهای جدید هستیم ولذا با قابلیت ها و هم چالشهای جدیدی دست و پنجه نرم می کنیم.
فناوری اطلاعات وسیستم های اطلاعاتی در تمام بخشهای زندگی بشر ریشه دوانیده اند و اگرچه به تسهیل زندگی وارتباطات بشر کمک می کنند ،اما مانند هر تکنولوژی نوظهور دیگر با خود ، خطراتی را نیز به همراه می آورند. به عنوان مثال ، سازمانی که برای افزایش اثربخشی و کارایی خود در ارتباطات ، از شبکه های مخابراتی و اینترنت کمک می گیرد ، بایستی ریسک ناشی از دسترسی افراد غیر مجاز یا رقبا به اطلاعات سازمان را پذیرفته و یا آنرا مدیریت کند.
با توجه به نکات ذکر شده ، در تصمیم گیری برای پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی و بهره گیری از مزایای فناوری اطلاعات ، مانند هر نوع تصمیم گیری دیگر در زندگی ، باید به بررسی خطرات احتمالی آن پرداخته و با مدیریت ریسکهای موجود ، اثربخشی سیستم را ارتقاء بخشید.
در این مقاله ، پس از معرفی مدیریت ریسک ، ابزارهای آن ، انواع ریسکها و روشهای ارتقاء و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی ، به معرفی نحوه به کارگیری فرایند مدیریت ریسک در فناوری اطلاعات و هر یک از مراحل پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی به روش SDLC ،که یکی از جامع ترین و کاملترین روشهای ایجاد سیستم است ، پرداخته می شود. درنهایت هم ،اقدام به معرفی نقشهای کلیدی و برخی از عوامل موفقیت در فرایند مدیریت ریسک ، شده است.
واژگان کلیدی:مدیریت ریسک- فناوری اطلاعات- سیستم های اطلاعاتی- چرخه عمر ایجاد و توسعه سیستم
مقدمه
امروزه سازمانها و سیستم های آنها در محیطی پر از چالش و تحول قرار گرفته اند لذا لازمه بقاء و ادامه زیست سازمان در چنین محیطی ، همگامی با تحولات محیط و پاسخ درست و به موقع به آنهاست.
پاسخگویی درست مستلزم تصمیم گیری درست است ، که همت همه جانبه مدیران و دست اندکاران هر برنامه و تصمیم را می طلبد. واضح است که در تمام شرایط تصمیم گیری ، کلیه جوانب کار و تصمیم، مشخص نیست و بنابراین، از جمله مواردی که در حین تصمیم گیری الزاما باید مورد توجه قرار گیرد؛ خطرات احتمالی و یا قطعی موجود است که می تواند بر نتایج تصمیم اخذ شده ، تاثیر گذارد و این همان حوزه مورد بحث در مدیریت ریسک است.
در دنیای دیجیتالی امروز و عصر ارتباطات، به کارگیری فناوریهای نوین مانند IT و سیستم های اطلاعاتی ، لازمه پاسخگویی مناسب به تحولات کنونی محیط است. چرا که فناوری اطلاعات ، به نحو فزاینده ای بر چگونگی عملکرد و نحوه کارایی سازمانها، اعم از خصوصی و دولتی ، تاثیر گذاشته است.
تصمیم گیری در حوزه پروژه ها و سیستم های مبتنی بر فناوری اطلاعات نیز عاری از احتمال و ریسک نیست و لذا بایستی قوانین و رویه های مدیریت ریسک در این حوزه نیز در نظر گرفته شود و تصمیمات مربوطه را پشتیبانی کند. در هر سازمانی که برای تحقق بخشیدن به ماموریت و رسالت خویش از سیستم های خودکار فن اوری اطلاعات استفاده می کند، مدیریت ریسک در حمایت از منابع اطلاعاتی سازمان نقشی حیاتی بازی می کند. در واقع فرایند مدیریت ریسک باید به عنوان جزئی از یک برنامه قوی امنیت اطلاعاتی سازمان در نظر گرفته شود چرا که برای پشتیبانی از سازمان و ماموریت آن در محیط پویای امروزی ، اعمال مدیریت ریسک ، امری بسیار ضروری است.
1-مروری بر مفاهیم
از جمله مفاهیمی که در این مقاله به آنها پرداخته خواهد شد ، می توان به ریسک ، مدیریت ریسک و چرخه ایجاد سیستم اشاره نمود که در زیربه بررسی مفاهیم و تعاریف ارائه شده در کتب و منابع مختلف پرداخته می شود.
1-1 ریسک و انواع آن
1-1-1تعریف ریسک
برای واژه ریسک در منابع مختلف ، تعاریفی گوناگون ارائه شده است، که البته همگی در بر گیرنده مفهومی واحد هستند. در زیر به برخی از این تعاریف اشاره می شود:
" ریسک عبارت است از انحراف در پیشامدهایی که می توانند در طول یک دوره مشخص ،در یک موقعیت معین اتفاق بیافتند". [1]
این تعریف به این معناست که ؛ چنانچه تنها یک پیشامد ممکن باشد ، انحراف و ریسک صفر است و به عبارت دیگر در این صورت احتمالی وجود ندارد و آینده کاملا قابل پیش بینی است.
در جایی دیگر ریسک به صورت زیر تعریف شده است:
ریسک عبارت است از هر چیزی که مانع از رسیدن سازمان به اهدافش باشد و یا توان سازمان را در این راه بکاهد که ممکن است به یکی از صور زیر باشد:
تعریف دیگری از ریسک به صورت زیر بیان شده است:
ریسک در معنای عام عبارت است از تاثیر منفی ناشی از یک آسیب پذیری با در نظر گرفتن ”احتمال“ وقوع و ”اثر“ آن در فرایندهای یک سیستم.
برای محاسبه" احتمال" یک رویداد ،(مثلا در یک سیستم فناوری اطلاعات) ، آسیب پذیری های موجود و بالقوه سیستم و کنترلهای اعمال شده در سیستم مورد تحلیل و ارزیابی قرار می گیرند. همچنین "اثر" ، اشاره به میزان بزرگی خسارت و ضرروارده دارد که بسته به حساسیت ، دقت و اهمیت اجزاء سیستم و داده ها می باشد.[2]
و در نهایت تعبیری کلی از ریسک اینگونه عنوان شده است:
"امکان وقوع یک خسارت و زیان اعم از مالی و غیر مالی در نتیجه انجام یک کار. "
2-1-1انواع ریسک
سه نوع کلی از ریسک موجود در ایجاد و مدیریت یک سیستم عبارتند از:
ریسک ذاتی ، ریسک باقیمانده و ریسک قابل قبول.[4]
ریسک ذاتی: سطحی از ریسک است که در پیاده سازی سیستم مورد نظر به صورت بالقوه وجود دارد و باید برای کاهش آن چاره ای اندیشید.
ریسک باقیمانده: سطحی از ریسک است که علی رغم ایجاد عوامل کنترلی و سعی در کاهش ریسک هنوز وجود دارد .
ریسک قابل قبول: سطحی از ریسک باقیمانده است که اگر چه وجود دارد، اما مانعی جدی بر سر راه رسیدن به اهداف و یا ماموریت های سازمان ایجاد نمی کند .
در طبقه بندی دیگری ریسک به سه سطح پائین، متوسط و بالا تقسیم شده است .
و در کتاب"مدیریت ریسک"، ریسک در دو نوع اصلی ارائه شده است :
در دسته بندی دیگر ریسک به سه نوع تقسیم می شود :
مشخصات فایل
عنوان:تاریخچه مدیریت دانش
قالب بندی:word
تعداد صفحات:23
محتویات
تاریخچه مدیریت دانش
اهمیت دانش
مفهوم دانش
داده ها
اطلاعات
فراداده (علم )
دانش
فهم (ادراک )
انواع دانش
دانش آشکار (صریح)
دانش ضمنی
تعاریف مختلفی مدیریت دانش
مزایای مدیریت دانش
اهداف مدیریت دانش
فنون فراهم آوردن دانش
مخازن دانش
مدل عمومی دانش در سازمان
نقشه های دانش
کاربری نقشه های دانش
انواع نقشه های دانش
برنامه ریزی راهبردی
دانشی هر حوزه
کارکنان دانش محور
مدیریت روابط کارکنان دانش مدار
آموزش کارکنان دانش مدار
ابز ارهای لازم برای مدیریت دانش
گروه افزار
سیستم های خبره
سیستم های هوشمند
پایگاه داده حرفه ای
شبیه سازی
ابزارهای تجسم / مجسم سازی
معیارهای آمادگی مدیریت دانش
روش شناساسی های مدیریت دانش
تاریخچه مدیریت دانش:
تعداد زیادی از تئوریسین های مدیریت دانش تکامل بحث مدیریت را به عهده داشتند و توزیع نمود ه اند که در میان آنان برجستگانی همچون پیتر درلکه، پاول استرلوس و پیتر سنگه از آمریکا را می توان نام برد. درلکه و استر لوس من بیشتر در زمینه اهمیت ارتقا اطلاعات و دانش ساده به عنوان منابع سازمانی ، و آقای سنگه با تمرکز بر روی سازمان های یاد گیرنده ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را بوجود آورده اند.
آقای اورت راجرز در دانشگاه استانفورد با نفوذ دربحث نوآوری و نیز آقای توماس آلن در دانشگاه MIT در خصوص انتقال اطلاعات و فناوری، 1970 به انجام رسانید که , تحقیقات زیادی را طی سال های 1971 کمک بزرگی را در جهت درک و فهم اینکه مدیریت دانش چیست؟ دانش چگونه تولید می شود؟ چگونه استفاده می شود؟ و به چه طریقی در سازمان ها نفوذ می کند؟ و... را ارائه می دهد.(اورت راجرز)
در اواسط سال 1980 اهمیت دانش به عنوان دارایی رقابت در بین سازمانها مشهور گردید . در سال 1980 توسعه سیستم های مدیریت دانش بوجود آمدند که با استفاده کارهای انجام شده در زمینه هوش مصنوعی و سیستم های هوشمند باعث شدند تا مفاهیم تازه ای به عنوان دانش اکتسابی مهندسی دانش، سیستم های برپایه دانش و هستی شناسی بر پایه کامپیوتر به جهان عرضه شود.
اخیرا واژه مدیریت دانش در فرهنگ لغات جای گرفته است. در سال 1989 برای آماده سازی مدیریت دانش بر پایه فناوری کنسرسیومی از سازمانها در آمریکا کار خود را آغاز نمود تا پیشگامی خود را برای منظور نمودن مدیریت دانش به عنوان سرمایه در سازمان ها اعلان نماید. در سال 1991 و برای اولین بار مطالبی درباره مدیریت دانش در مراکز انتشاراتی مشهور به چاپ رسید . شاید بتوان گفت که وسیع ترین کار تحقیقاتی در زمینه مدیریت دانش تا امروز در سال 1995 توسط آقایان کوجیه و نافوکا ، هیروتاکاتاکی شی در سازمان خلق دانش بنام چگونه شرکت های ژاپنی نوآوری و پویایی را به وجود می آورند ؟ صورت پذیرفته است.
اهمیت دانش:
عصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است. هر پنج سال و نیم حجم دانش دو برابر میشود، در حالی که عمر متوسط آن کمتر از چهار سال است. در چنین شرایطی دانش به عنوان یک دارایی و منبع ارزشمند استراتژیک مطرح میشود که نیازمند مدیریت است. با توجه به شرایط فوق اگر رقابت شدید موجود در بازارهای جهان را نیز اضافه نماییم، اهمیت دانشهای سازمان به عنوان یک مزیت رقابتی در اقتصاد دانش محور کنونی دو چندان میشود. . هرچه حجم و پیچیدگی عملیات سازمانی وسیعتر گردد، اهمیت دانش بیشتر و نیاز به اداره شدن در سطح وسیعتری را پیدا میکند.
امروزه سازمانها سخت تلاش میکنند تا بهعنوان پیشگامان مهارتهای مدیریت دانش شناخته شوند و از این طریق مزد تلاش و کوشش خود را بگیرند. این مهم از طریق کاربرد دانش برای مقاصد نوآوری امکانپذیر است. امروزه در سازمانهای پیشرو دانش به عنوان یک عنصر توانمندساز شناخته میشود که میتواند سازمان را آن چنان متحول کند که قادر باشد قابلیتهای شگرفی را از دیدگاه بهرهوری و کارایی ارائه دهد.
مفهوم دانش :
قبل از توضیح دانش لازم است که بین “داده ” و اطلاعات که القا کننده مفهوم دانش هستند تفاوت قائل شویم :
1- داده ها :
داده ها جنبه هایی از واقعیت های عینی و مجرد درباره پدیده ها هستند. داده ها تصاویر کمی و کیفی از جنبه های پدیده ها است و آنها را نمی توان به تنهایی مربوط به حوزه خاص تصمیم سازی هدف دار دانست زیرا آنها را باید با واحدهای مختلف سازمانی به سامانه فناوری ذخیره (پایگاه داده ها ) تزریق کرد. داده ها فاقد معنی قابل استفاده بوده و تنها بخشی از واقعیت را نشان می دهند داده ها فاقد طبقه بندی ،هدف و پیام ویژه ای هستند.
2- اطلاعات :
اطلاعات در واقع همان داده های پردازش شده اند که هدفدار و مربوط شده اند و حاوی نوعی معنا و پیام می باشند ماهیت اطلاعات قابل انتقال در شبکه ارسال و مبادله، بیش از آنکه به فرستنده مربوط باشد، با گیرنده و دریافت کننده آن تعیین می شود و اگر معنی اطلاعات را دقیقتر و سختگیرانه تر روشن کنیم باید بگوییم «تنها گیرنده می تواند مشخص کند که دریافتی های او واقعاً اطلاعات بوده و او را تحت تأثیر قرار داده است
معیارهای سنجش کمی مدیریت اطلاعات به تعداد مبادلات، معاملات و ارتباطات آن بستگی دارد در حالیکه معیارهای سنجش کیفیت آن به میزان اطلاع رسانی، میزان قابل استفاده بودن اطلاعات و به هنگام بودن آن وابسته است.
3- فراداده (علم ) :داده هایی دربارة اطلاعات هستند. فراداده شامل خلاصه های توصیفی و طبقه بندی های پیشرفته ای از داده و اطلاعات می باشد. یعنی فراداده، شناخت حوزه یا زمینه ای است که اطلاعات در آن حوزه یا زمینه به کار گرفته می شود.
4- دانش :
دانش،اطلاعاتی سازمانی یافته، تلفیقی یا طبقه بندی شده محسوب می شود که جامعیت داشته و آگاهی یا فهم را افزایش می دهد .
دانش را می توان وسیعتر،عمیق تر و غنی تر از داده و اطلاعات دانست دانش از ذهن پویای انسان نشأت می گیرد که صاحب علم و تخصصی خاص هستند وقتی که اطلاعات تحلیل، پردازش و وارد متن می شود تبدیل به دانش می شود. دانش در برخورد با اطلاعات و موقعیت های جدید خود را پالایش و تصحیح می کند و در واقع دانش در تعامل با محیط رشد کرده و بهبود می یابد.
دانش در مرتبة بالاتری از علم قرار دارد و حاوی ان است.
مشخصات فایل
عنوان:آشنایی با سیستمهای مدیریت دانش
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:106
فهرست مطالب
مفهوم دانش
دانش : مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش ها، اطلاعات موجود و نگرشهای کارشناسی نظام یافته است که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست میدهد. دانش، در ذهن دانشور به وجود آمده و به کار میرود. دانش در سازمانها نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویههای کاری، فرآینــدهای سازمانی، اعمال و هنجارها مجسم میشود.
(داونپورت و پروساک)
مدیریت دانش
چند نکته در مدیریت دانش
مشخصات فایل
عنوان:مدیریت دانش
قالب بندی:word
تعداد صفحات:13
محتویات
تعریف مدیریت دانش
مقدمه
1.1. مدیریت دانش از دیدگاه صاحبنظران
دلایل پیدایش مدیریت دانش
مفهوم دانش
دانش سازمانی و انواع آن
ویژگی های دانش سازمانی
مدل های پیاده سازی مدیریت دانش
مقدمه
مدل هیسیگ
مدل مک الروی
مدل بک من
مدل 7C
مدل نوناکا و تاکوچی
استفاده از فناوری در چهارچوب مدل نوناکا و تاکوچی
مدل پایه های ساختمان دانش
1. تعریف مدیریت دانش
مقدمه:
یکی از موضوعات مهم مطرح شده در دوره اخیر، مدیریت دانش[1] است. مدیریت دانش رویکردی است که به سرعت در حال تکامل و پیشرفت است و بر افزایش کارایی و بهبود اثر بخشی فرآیندهای سازمانی، همراه با نوآوری مستمر، توجه زیادی دارد. نیاز به مدیریت دانش، از این واقعیت سرچشمه میگیرد که دانش در عملکرد سازمانی و دسترسی به مزیت رقابتی پایدار، عنصری مهم تلقی می شود.
1.1. مدیریت دانش از دیدگاه صاحبنظران
نویسندگان و صاحبنظران مدیریت دانش، از دیدگاه های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداختهاند،که در این جا برخی از تعاریف مطرح شده را می آوریم:
1.2. دلایل پیدایش مدیریت دانش
1.3. مفهوم دانش
قبل از توضیح مفهوم دانش، لازم است که بین «داده»، «اطلاعات» و «دانش» تفاوت قائل شویم.
داده ها به خودی خود عاری از مفهوم بوده و شامل مشاهدات، حقایق یا اعداد هستند. وقتی که داده ها به منظور خاصی سازماندهی شده و در یک متن قرار می گیرند، تبدیل به اطلاعات می شوند. هنگامی که اطلاعات برای آشکار ساختن الگوها و گرایشات نهان مورد تحلیل قرار می گیرد به دانش تبدیل می شود.
1.4. دانش سازمانی و انواع آن
هر سازمان دارای دانش است که به وسیله این دانش به ارائه خدمات و محصولات می پردازد. این دانش سازمانی است که سازمان را در بازار رقابتی نگه می دارد و بقای آن را تضمین می کند.
از آن جایی که هر سازمان متشکل از مجموعه افراد است، پس دانش سازمانی از دانش های شخصی شکل می گیرد. دانش می تواند متصل به افراد باشد که «دانش شخصی» نامیده می شود. همچنین دانش می تواند در فرآیندها، قوانین، سیستم های کاری و ... یافت شود که با نام «دانش گروهی» شناخته می شود.
دانش در هر سازمان می تواند به شکل های زیر موجود باشد:
از دیدگاه دیگر، در سازمان ها دو نوع دانش وجود دارد که به عنوان دانش صریح یا آشکار و ضمنی یا پنهان شناخته میشوند. تحقیقات بسیاری نشان میدهد که تنها ۲۰٪ دانش آشکار و صریح و ۸۰٪ مابقی پنهان و ضمنی است دانش آشکار، دانشی است که وضوح کافی برای درک آن وجود دارد. مصادیق این نوع از دانش، کتاب، مقاله، سخنرانی، روش های مدون سازمانی و سایر مستندات مشابه میباشد اما دانش ضمنی را می توان درون اذهان انسانها، رویههای سازمان و نیز در اندوختههای فرهنگی جوامع گوناگون مستتر یافت.
دانش ضمنی معمولاً در قلمرو دانش شخصی، شناختی و تجربی قرار میگیرد، در حالی که دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق میشود که جنبهی عینیتر و عقلانیتری دارد. دانش صریح به طور معمول هم به خوبی قابل ثبت است و هم قابل دسترسی است. پولانی[7] در تمایز میان دو دانش میگوید: «میتوانیم بیش از آن که به زبان میآوریم، بدانیم». او در اصل چنین میگوید که بیان کردن دانش ضمنی با واژهها دشوار است.
دانش آشکار به راحتی قابل پردازش کامپیوتری، انتقال الکترونیکی و ذخیره سازی در پایگاه های اطلاعاتی است؛ ولی ماهیت ذهنی و حسی دانش ضمنی، پردازش و انتقال دانش کسب شده را از طرق منطقی و ساختارمند بسیار مشکل می سازد. برای اینکه دانش ضمنی در سازمان انتقال و گسترش یابد، باید آن دانش به کلمات یا اعدادی تبدیل شوند که برای هر کس قابل درک و فهم است.
[1] Knowledge Management
[2] Rubritz
[3] Larry Prusak
[4] Tom Davenport
[5] hobert santiago
[6] Wikipedia
[7] Pulani
مشخصات فایل
عنوان:پاورپوینت مدیریت دانش
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:60
محتوا
مفاهیم
آغاز مدیریت دانش:
دانش چیست؟
تقسیم بندی دانش
می توان دانش را بر روی یک طیف ترسیم کرد
آشنایی کلی با مدیریت دانش
مدیریت دانش، مدیریت سرمایه های پنهان شما
چند نکته در مدیریت دانش
مدل Nonaka و Takeuchi
فرایندهای مدیریت دانش
نکات مهم:
تعریف مدیریت دانش
برخی از چالشهای مدیریت دانش
مراحل عملیاتی کردن مدیریت دانش
مراحل پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان
آموزش مفاهیم و جلب نظر مدیران
ارزیابی سطح دانشی سازمان
تشکیل تیم دانش
تدوین چشم انداز دانش
اجرای طرح پایلوت
ادامه مستقل مدیریت دانش
معرفی شرکت کالیبرو
پروژه سیستم مدیریت دانش کالیبرو
پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان
مدیریت دانش در سازمان
مدیریت دانش در سازمان
مدیریت دانش در آیینه فناوری
تجربه های پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت ها (فناوری)
مدیریت دانش درمنابع انسانی
تجربه های پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت ها (انسان)
ارائه مثال هایی ازاوضاع پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت های ایرانی
نرم افزار های مدیریت دانش
و . . .
مشخصات فایل
عنوان مقاله :جایگاه مدیریت دانش در فرآیند مدیریت بهره وری
قالب بندی:word
تعداد صفحات:15
محتویات
مقدمه
مدیریت دانش در شرکتهای دولتی
ضرورت یا انتخاب؟
چالشهای پیش رو
نیاز به چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی
مدیریت دانش در شرکت ملی پالایش و پخش: چرا و چگونه؟
اهمیت مدیریت دانش برای شرکت
آمار جذب و جدایی کارکنان
افزایش روز افزون مشتریان دانش مدار
دشواری اجرای طرحهای پایلوت در حوزه فعالیتهای پایین دستی نفت
ماهیت خاص دانش مورد نیاز در اجرای فرآیندهای عملیاتی
وجود بستر مناسب فناوری و سیستمهای نوین ارتباطی
چارچوب ساختاری طرح
نگاهی به جایگاه پیشنهادی مدیریت بهره وری در شرکت ملی پالایش و پخش
نمودار پیشنهادی مدیریت بهره وری در شرکت ملی پالایش و پخش
چارچوب نظری طرح
مراحل پیاده سازی طرح
فاز اول : هدف گذاری
فاز دوم : کشف دانش
فاز سوم : کسب دانش
فاز چهارم : توسعه دانش
فاز پنجم : تسیهم دانش
فاز ششم : استفاده از دانش
فاز هفتم : نگهداری دانش
فاز هشتم : ارزیابی دانش
نتیجه گیری
منابع
- مقدمه:
آنکس که بداند و بداند که بداند. اسب خرد از گنبد گردون بجهاند.
آنکس که نداند و بداند که نداند. لنگان خرک خویش به مقصد برساند.
آنکس که بداند و نداند که بداند. بیدار کنیدش که شبی خفته نماند.
آنکس که نداند و نداند که نداند. در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
شاید آن زمان که شاعر این ابیات مشغول سرودن اشعارش بود، هیچگاه تصور نمی کرد که این کلمات موزون و پر معنا، قرنها بعد نمود علمی نوظهور خواهند شد که یک حسابدار سوئدی افتخار پیدایش آنرا برای خود ثبت کرد.
بر اساس یک تقسیم بندی[1]،سیر تحولات جوامع بشری از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی تا انقلاب اطلاعاتی فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است. اما در یکی دو دهه اخیر، به اذعان دانشمندان، اساس رقابت در حال تغییر بوده و موفقیت سازمانها به نسبت میزان اهتمام آنها به دانش وابسته است. این مساله بسیاری از سازمانهای پیشرفته را برآن داشت تا دانش را در سازمان خود مدیریت کرده، آنرا به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار دهند. به همین دلیل منابع انسانی بعنوان تولیدکنندگان و حاملان اصلی دانش در سازمان، مورد توجه ویژه قرار گرفتند که این امر باعث ارتقاء بهره وری منابع انسانی در اینگونه سازمانها گردید. ازطرفی نتایج یک تحقیق[2] نشان داد که بین اثر مدیریت دانش و افزایش بهره وری رابطه مثبتی وجود دارد.
وجود این ارتباط قابل پیش بینی از یکسو و نیز لزوم شروع فرایند مدیریت دانش با یک طرح متمرکز[3] نویسنده را بر آن داشت تا فرآیند مدیریت بهره وری شرکت ملی پالایش و پخش را که طی یک نمودار سازمانی مبتنی بر مدیریت اقتضایی پیشنهاد گردیده بود[4]، بعنوان محور فعالیت انتخاب نموده و در ارتباط با نحوه مدیریت دانش در این مجموعه، تحقیقی صورت پذیرد. با این حال بجهت حساس نمودن موضوع و بیان اهمیت تحقیق، ابتدا فهرستی از ضرورتها و چالشهای استقرار مدیریت دانش در شرکت های دولتی مطرح گردیده و الزاماتی که مشخصا شرکت مورد مطالعه را بعنوان یک شرکت دولتی مادر تخصصی[5] بر توجه جدی به مقوله مدیریت دانش فرا می خواند، به تفصیل بیان شده است.
در ادامه کار با توجه به ماتریس بهره وری منابع انسانی در چارچوب مدیریت دانش، فرآیند مدیریت بهره وری در این قالب بررسی مورد کاوی شده و در هر مرحله ضمن ارائه راهکارهای اجرایی، شاخصهای ابتکاری بمنظور پایش فرایند مدیریت دانش ارائه گردیده است.
2- مدیریت دانش در شرکتهای دولتی:
2-1 ضرورت یا انتخاب؟ :
اگر چه حرکت بسوی سازمان دانش محور برای ایجاد یک مزیت رقابتی بعنوان مهمترین انگیزه سازمانها جهت استقرار مدیریت دانش مطرح می شود، این موضوع در ارتباط با شرکتهای دولتی که عموما از یک بازار حمایتی برخوردارند، مصداق ندارد. هر چند اصلاحات ساختاری، ورود به WTO و اجرای سیاستهای اصل 44 می توانند در رقابتی کردن اینگونه شرکتها مؤثر باشند، حداقل تا رسیدن به یک شرایط برابر با بخش خصوصی، می توان ایجاد مزیت رقابتی را در ردیف چندم اهمیت استقرار مدیریت دانش بحساب آورد.
با این تفاسیر سؤال اساسی اینست که مدیریت دانش در شرکت های دولتی ( از جمله شرکت ملی پالایش وپخش) یک ضرورت است یا یک انتخاب؟
در پاسخ به این سؤال و با کنکاش در نوشتارهای مرتبط، دلایل زیر بر اهمیت موضوع تاکید داشتند:
و دلایل متعدد دیگر که همگی بر ضروری بودن توجه بیشتر به مدیریت دانش در جهت کاهش هزینه های آموزشی، افزایش کارایی منابع انسانی و نهایتا ارتقاء بهره وری اذعان دارند.
2-2 چالشهای پیش رو :
علیرغم وجود دلایل فوق الذکر که شرکتهای دولتی را به استقرار مدیریت دانش ملزم می نماید، این فرآیند با موانع و چالشهایی نیز روبرو می باشد. شناخت این موانع و یافتن عللی که باعث جلوگیری از استفاده از دانش فردی و جمعی در سازمان می شوند، در پیاده سازی و استقرار مدیریت دانش دارای اهمیت ویژه ای است. یکی از راه های مناسب برای دستیابی به این شناخت، استفاده از تجربیات دیگر سازمان ها و نتایج بدست آمده از تحقیقات میدانی انجام شده در این زمینه است. درادامه برای آشنایی با این موانع، نتایج چندکار میدانی که در این خصوص انجام شده است، مطرح می شود.[7]
الف – بازگویی چهار مشکل اصلی زیر، نتیجه تحقیقاتی است که پروفسور ((نورث)) در سال 1998 برای یافتن مشکلات انجام مدیریت دانش در سازمان، انجام داده است:
ب- موضوعاتی که به باور ((داون پورت)) (1999) از ارائه دانش در سازمان جلوگیری می کند، عبارتند از:
پ-نتایج تحقیقاتی که در 431 مؤسسه آمریکایی و اروپایی انجام شده است، اهم مشکلات پیش روی انجام مدیریت دانش در سازمان ها را به شرح جدول زیر فهرست بندی کرده است:[10]
جدول شماره 1: مشکلات مدیریت دانش در سازمان
مشکل
درصد
تغییر رفتار کارکنان
56%
اندازه گیری ارزش قابلیت های دانش
43%
تعیین آنکه چه دانشی باید هدایت شود.
40%
تامین منابع برای مدیریت دانش
34%
مشخص نمودن دانش موجود در سازمان
28%
ایجاد محیط و شرایط لازم برای مدیریت دانش
24%
همچنین در این تحقیق، علل اصلی مقاومت در رابطه با ایجاد مدیریت دانش به شرح جدول شماره 2 معرفی شده است:[11]
جدول شماره 2: مشکلات مدیریت دانش در سازمان
عامل
درصد
فرهنگ
54%
مدیریت عالی قادر به روشن سازی موضوع نیست.
32%
نبود تصویری از استراتژی جمعی در سازمان
30%
ساختار سازمانی
28%
کمبود مسئولیت پاسخگویی برای مشکلات
5/27%
نبود فرآیندهای استاندارد شده
27%
محدودیت تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات
22%
نبود سیستم انگیزشی
19%
تغییر کارکنان
8%
شرایط محیط کاری
5%
بنابر این نتیجه مهمی که از آمارها و تحقیقات نامبرده می توان بدست آورد، آنست که این مشکلات عمدتا مربوط به فاکتورهای نرم (انسانی – اجتماعی) است و کمتر به مشکلات تکنولوژیکی مربوط می شوند. نحوه توزیع این موارد با توجه به مدیریت دانش در رابطه با انسان، ساختار و فناوری به ترتیب زیر است:
این اعداد تاکید دیگری بر نقش کلیدی منابع انسانی در مدیریت دانش دارند.از این رو، باید به مقوله انسان در اجرای موفق مدیریت دانش، توجه ویژه ای داشت.
2-3 نیاز به چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی:
بسیاری از محققان، مدل ها و چارچوبهای مختلفی برای درک مفهوم و همچنین پیاده سازی مدیریت دانش ارائه کرده اند. اگرچه چارچوبهای زیادی برای پیاده سازی مدیریت دانش در بخش خصوصی ارائه شده است؛ تعداد بسیار کمی که بصورت مجزا برای دولت طراحی شده باشند وجود دارد. بخش عمومی متفاوت بودن خود با بخش خصوصی را پذیرفته و از این جهت برخی مشخصه های ویژه نیز دارد.چارچوب مدیریت دانش برای بخش دولتی دو تفاوت عمده با چارچوبهای ارائه شده برای بخش خصوصی دارد. اولا بخش دولتی به ذینفعان[12]
تعلق دارد؛ در حالی که بخش خصوصی متعلق و وابسته به شرکاء و سهامداران[13] است. رویکرد ذینفعان در بخش دولتی مستلزم وجود بخش های گوناگون و متعدد در فرآیند است و از اینرو کار در مورد آنها با مشکلات بیشتری مواجه است.دربخش دولتی این ذینفعان می توانند شهروندان، حکومتهای محلی و ایالتی، شرکتهای خصوصی، کاربران و ... باشند و زمانی که دولت اقدام به سیاست گذاری و تصمیمی گیری و برنامه ریزی و ارائه خدمت می کند، مجبور به در نظر گرفتن منافع و نظرات و ملاحظات تمامی این ذینفعان است. در بخش خصوصی، شرکتها در برابر سهامداران خود پاسخگو هستند. اما تنها چیزی که در این بخش اهمیت دارد اینست که سرمایه گذاری انجام گرفته پربازده باشد.
دومین وجه تمایز چارچوبهای مدیریت دانش در بخشهای خصوصی و دولتی در رقابت پذیر آنهاست. بخش خصوصی بر پایه رقابت بنا شده و اصولا رقابت پذیر است. در حالی که بخش دولتی مبتنی بر فاکتورهایی مانند ارائه خدمات، تهیه اطلاعات، شناسایی دانش، تسهیم و استفاده از آن است.باتوجه به همین فاکتور حیاتی یعنی رقابت پذیری، اساس کار شرکتهای خصوصی بر هوشیاری جهت کسب مزیت رقابتی در محیط متغیر است و در این راه سعی می کنند تا همواره خود را با ابزارهای مدیریتی جدید و تکنیک ها و فلسفه های نوین منطبق سازند. اما در مقابل، چنین روندی در بخش دولتی وجود ندارد و انگیزه چندانی برای ایجاد تغییر در نحوه ارائه خدمات دیده نمی شود؛ هر چند انحصارات موجود در بخش دولتی تا حدی در مقابل جهانی شدن اطلاعات و افزایش تعداد کاربران و سرمایه با چالش مواجه شده است.
این دو دلیل عمده و سایر دلایل[14] به شدت بر روی استراتژی پیاده سازی مدیریت دانش تاثیر می گذارند. لذا بر این نکته تاکید می شود که نیاز به توسعه یک چارچوب عمومی برای بخش عمومی به کمک فهم و استفاده از تجارب مدیریت دانش احساس می شود.
[1] راکر و پروفسور کی -1999
[2] مقاله"رابطه بین مدیریت دانش و بهره وری در سازمان"- سولماز صادق نیا-بانک مقاله مدیریت دانش
[3] داونپورت/پورساک-1999
[4] محمد حیدری/افشین قهقایی/پونه دیبایی- مقاله (ضرورت و جایگاه بهره وری در شرکت ملی پالایش و پخش)- 1385
[5] Holding company
[6] کتاب مدیریت دانش – صفحه 18 – نویسنده :عباس افرازه – انتشارات امیر کبیر
Et al. (1999)[7] Mittelmann ,K .
[8] Job rotation
[9] مورد اخیر جزء نظریات نگارنده است که در این خصوص در ارتباط با شرکت پالایش و پخش، فرایند مدیریت بهره وری به عنوان بستر مدیریت دانش در نظر گرفته شده است
[10] Nohrt, varelse (2001)
[11] Rascher (2002)
[12] Stake holders
[13] Share holders
[14] در این ارتباط به بخش چالشهای بهره وری در شرکت های دولتی ازمقاله نگارنده و همکارانش با عنوان (ضرورت و جایگاه بهره وری در شرکت پالایش و پخش) مراجعه شود.
مشخصات فایل
عنوان:ارائه مدل پشتیبانی از تصمیم گیری های استراتژیک سازمانی با استفاده از مدل های مدیریت دانش
(مورد مطالعه در شرکت آب و فاضلاب استان مازندران)
قالب بندی:word
تعداد صفخات:21
محتویات
چکیده
مقدمه
مبانی نظری پژوهش
تصمیم گیری
تصمیم گیری استراتژیک
مدل فرایندی تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ
مدیریت دانش
مدل های مدیریت دانش
مدل هیکس
مدل مارک م. مکالروی
مدل هفت سی
مدل بک من
مدل بکوویتز و ویلیامز
مدل نوناکا و تاکوچی
مدل پایه های ساختمان دانش
مدل پیتر گوتشاک
مدل برگردون
مدل توربان
مدل عمومی مدیریت دانش نیومن
مدل مفهومی تحقیق
روش تحقیق
روش تجزیه و تحلیل داده ها
یافته های تحقیق
آزمون فرض رابطه متغیر ایجاد دانش بر مولفه های تصمیم گیری استراتژیک
آزمون فرض رابطه متغیر تبدیل و انتقال دانش بر مولفه های تصمیم گیری استراتژیک
آزمون فرض رابطه متغیر بکارگیری دانش بر مولفه های تصمیم گیری استراتژیک
تعیین ضریب روابط مدیریت دانش بر تصمیم گیری استراتژیک از طریق رگرسیون خطی
تحلیل مسیر مولفه های مدیریت دانش بر مولفه های تصمیم گیری استراتژیک
تحلیل مسیر متغیر ایجاد دانش بر متغیرهای وابسته
تحلیل مسیر متغیر حفظ و نگهداری دانش بر متغیرهای وابسته
تحلیل مسیر متغیر تبدیل و انتقال دانش بر متغیرهای وابسته
تحلیل مسیر متغیر به کار گیری دانش بر متغیرهای وابسته
نتایج تحقیق
پیشنهادها
فهرست منابع و ماخذ
چکیده:
امروزه شرایط و فضای رقابتی سازمان ها بیش از پیش پیچیده، متغیر و گسترده شده است و مدیران سازمان ها با انواع تصمیم گیری سرو کار دارند. روش های زیادی برای تصمیم گیری مدیریتی ارائه شده است که هدف همه آنها دستیابی به تصمیم بهینه است. اما آنچه که از روش ها و ابزار تصمیم گیری مهم تر است، تصمیم گیری استراتژیک است. این تحقیق با بررسی چهار مولفه ایجاد، حفظ و نگهداری، تبدیل و انتقال و بکارگیری مدیریت دانش بر مولفه های فرایند تصمیم گیری استراتژیک که شامل شناسایی فرصت ها و مسائل، توسعه راه حل ها و انتخاب راه حل نهایی است و مدلی را برای پشتیبانی از تصمیم گیری های استراتژیک سازمانی ارائه می نماید. با توجه به نتایج حاصل از بررسی داده های جمع آوری شده بین مولفه های مدیریت دانش و تصمیم گیری استراتژیک رابطه معنی داری وجود دارد و در فرایند تصمیم گیری استراتژیک تاثیرگذار می باشند.
روش تحقیق حاضر از جنبه هدف کاربردی و از جنبه ماهیت توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر 250 نفر درشرکت آب و فاضلاب استان مازندران می باشد و حجم نمونه آماری 152 نفر است.
یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین تاثیر متغیر ایجاد دانش بر متغیر شناسایی با 0.45 درصد بوده ، متغیر حفظ و نگهداری دانش بر متغیر شناسایی با 0.52 درصد، متغیر تبدیل و انتقال دانش بر متغیر توسعه با 0.72 درصد و متغیر بکارگیری دانش بر متغیر توسعه 0.36 درصد بوده است. بر این اساس با توجه به نتایج داده ها، رابطه مثبتی بین مدیریت دانش و تصمیم گیری استراتژیک است.
واژه های کلیدی: مدیریت دانش، تصمیم گیری استراتژیک، مدل های مدیریت دانش
مقدمه
هر سازمان موفقی دارای یک یا چند قابلیت کلیدی است. قابلیت کلیدی توانمندی هایی اند که در موفقیت کسب و کار نقش اساسی داشته و دستیابی به آن به آسانی امکان پذیر نباشد. هر شرکت موفقی قابلیت های کلیدی خاص خود را دارد و هر قابلیتی می تواند امتیاز رقابتی ویژه ای به حساب آید. هر سازمانی می تواند منابع مختلفی را در اختیار داشته باشد ولی منابع ارزشمند، کمیاب و غیر قابل تقلید توسط رقبا، اساس مزیت رقابتی پایدار می باشد. در واقع در فضای رقابتی امروز منابع فکری حاصل از دانش بشری به دلیل کمیاب بودن و ماهیت تقلید ناپذیری آن اساس توسعه تکنولوژی های جدید و مزیت رقابتی سازمان ها می باشد[6]. همه مدیران با فراگرد تصمیم گیری سروکار دارند، زیرا حرفه آنان اقتضا می کند با وجود این ، بیشتر آنان از تحلیل اینکه چگونه یک تصمیم را اتخاذ کنند، ناتوانند، در واقع تصمیم گیری و مدیریت را می توان مترادف دانست زیرا تصمیم گیری جز اصلی مدیریت است[3].
مدیریت دانش سازمانی، یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شرکت ها رقابتی و عصر اطلاعات است. اهمیت موضوع به حدی است که امروزه شماری از سازمان ها، دانش موجود خود را اندازه گیری می کنند و به منزله سرمایه فکری سازمان و نیز به عنوان شاخصی برای درجه بندی شرکت ها در گزارش ها خود منعکس می سازند[7]. ایجاد سیستم مدیریت دانش موثر یکی از عوامل کلیدی در بهبود فرایندهای کسب و کار می باشد [28]. در این تحقیق به بررسی رابطه بین مولفه های مدیریت دانش و تصمیم گیری استراتژیک می باشیم و هدف پژوهش حاضر بهبود در تصمیم گیری استراتژیک مدیران با استفاده از مدل مدیریت دانش است.
مبانی نظری پژوهش
تصمیم گیری
تصمیم گیری یکی از محوری ترین فرایندها در سازمان محسوب شده و به عنوان وظیفه اصلی مدیران تمامی سطوح مطرح می باشد[21]. به نحوی که برخی صاحبنظران معتقدند« تمام مدیریت تصمیم گیری است»[26].
اگر فعالیت های مدیریت را در نظر آورید، به وضوح مشاهده می شود که جوهر تمامی فعالیت های مدیریت تصمیم گیری است. تصمیم گیری از اجزای جدا ناپذیر مدیریت به شمار می آید و در هر وظیفه مدیریت به نحوی جلوه گر است. در تعیین خط مشی های سازمان، در تدوین هدف ها، طراحی سازمان، انتخاب، ارزیابی، و در تمامی افعال و اعمال مدیریت تصمیم گیری جز اصلی و رکن اساسی است[1]. مدیران همواره در انجام تمامی وظا یف خود با شرا یطی مواجه می شوند که لزوم اتخاذ تصمیم از جانب آنها را می طلبد . همین امر نفوذ و جایگاه بسیار مهم وظیفه تصمیم گیری را در تمامی وظایف مدیران و فرایتدهای سازمانی را نشان می دهد[25].
تصمیم گیری استراتژیک
تصمیم گیری استراتژیک فرایندی است که توسط مدیران ارشد که بیشتر آن تصمیم گیری اساسی است گرفته می شود. در تصمیم گیری استراتژیک مدت اجرا، منابع متعهد و مجموعه سوابق آن با اهمیت می باشد[22]. تصمیمات استراتژیک بر پایه برآوردها و پیش بینی های مدیران است نه بر اساس آنچه که می دانند. تأکید بر تدوین پیش بینی هایی است که به مؤسسه امکان می دهد، بهترین گزینه استراتژیک را انتخاب نماید. در محیط در حال تغییر و رقابتی بازار آزاد، مؤسسه موفق باید موضوعی آینده ساز و سبقت جویانه نسبت به تغییر اتخاذ نماید[5].
با توجه به ادبیات مطرح شده میتوان ویژگیهای زیرا برای تصمیمگیری استراتژیک استنباط کرد [20] [30].
1- غیر ساختیافته ؛
2- آیندهنگرانه و با افق نسبتاً بلندمدت؛
3- در فضای عدم اطمینان و ابهام، پیچیدگی و آشوبناک؛
4- مرتبط با محیط بیرونی؛
5- محصول فرآیندی سیاسی- ارزشی تحت تاثیر ذینفعان متعدد؛
6- موثر بر تمام یا بخش مهمی از سازمان؛
7- تحت محدودیت منابع و فشار رقابتی؛
8- خلاقانه و غیر تکرارشونده؛
9- مبتنی بر دادههای آمار و ارقام و داده های ایدهها، شهود و قضاوت مدیریتی؛
10- کلیدی و بحرانی برای موفقیت بلندمدت ؛
11- مبتنی بر تفکر ترکیبی (در برابر تفکر تحلیلی و جزء گرایانه)؛
12- مبتنی بر کلاننگری و مدل ذهنی کلان از کل کسب و کار.
مدل فرایندی تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ
هنری مینتبرگ نتیجه گرفت که فرایند تصمیم گیری استراتژیک دارای سه مرحله به شرح ذیل است. مینتزبرگ و همکاران مدل متوالی و گردش فراگرد تصمیم گیری سازمانی را طراحی کرده اند که متضمن تاکید قوی بر شناسایی[1]، توسعه[2] و انتخاب[3] است. بر طبق دیدگاه ارایه دهندگان این مدل، هرچند فرایند تصمیم گیری استراتژیک غیر ساخت یافته است اما می توان ساختاری را برای آن در نظر گرفت. شکل 1 مدل فرایندی تصمیم گیری استراتژیک را نشان می دهد.
مرحله اول شناسایی شامل دو فاز می باشد: تشخیص[4] و آسیب شناسی[5] / علت یابی.
تشخیص: اطلاعات مربوط به فرصت ها، مشکلات و بحران ها مورد شناسایی قرار گرفته و اقدام مربوط به تصمیم را موجب می شوند. مدیران باید درباره پدیده ای که درحال اتفاق است و یک مشکل یا فرصت را ایجاد خواهد کرد پیدا کنند. به این پدیده ، تشخیص تغییرات در محیط خارجی شرکت می گوییم. فرصت ها معمولا با یک ایده فراخوانده می شوند. مسائل تصمیم ها معمولا بوسیله محرک های چندگانه مانند تصمیم گیرانی که تمایل به خواندن محرک قبل از اقدام دارند را می باشد.
آسیب شنایی/ علت یابی: اطلاعات مربوط به فرصت ها، مشکلات و بحران ها جمع آوری و مشکلات با وضوح بیشتر تعیین می شوند. این فرایند اشاره دارد به اینکه مدیران باید دارای اطلاعات مطمئنی درباره موضوع تغییر باشند که جمع آوری آنها می تواند موجب فهم بهترتغییرات شود.
مرحله دوم توسعه شامل جستجو و غربال گزینه[6] و طراحی گزینه ها[7].
جستجو: تصمیم گیرندگان سازمانی از طریق انجام دادن فعالیت هایی در صدد ارائه راه حل های جانشین برای مشکلات بر می آیند. مدیران باید از ابعاد داخلی و بیرونی سازمان برای راه حلهای مختلف وقایعی که درحال اتفاق هستند، بررسی به عمل آورند.
طراحی: راه حل های آماده ای که شناسایی می شوند، برای متناسب شدن با مشکلی خاص تعدیل می شوند، یا راه حل های جدیدی طراحی می شوند. مدیران باید راه حلهای بالقوه ای را طراحی کنند و یا راه حلهای فعلی را به گونه ای اصلاح کنند که منطبق بر شرایط موجود گردد.
مرحله سوم انتخاب این مرحله جهت انتخاب تصمیم استراتژیک است . در مرحله انتخاب سه فرایند وجود دارد و شامل 1- قضاوت شهودی[8] 2- تحلیل[9] 3- مذاکره[10] 4- تصویب[11]
قضاوت: این مرتبه، زمانی که مرتبه جستجو، بدیل هایی بیش از آنچه بتوان دقیقاً ارزیابی کرد، تولید نماید، صورت می گیرد. راه حل های بدیل به سرعت غربال می شوند. مدیران راه حلهای مختلفی را بررسی می کنند که در مرحله شکل گیری تولید شده اند. این فرایند به این دلیل موردنیاز است که فقط تعداد کمی از گزینه ها با جزئیات آنها می توانند مورد اجرا قرار گیرند
تحلیل: مدیران فرایند ارزشیابی و انتخاب یک گزینه را انجام می دهند که در آن راه حلهای مختلف باقی مانده را مورد تجزیه و تحلیل و قضاوت قرار می دهند.
شکل 1. مدل فرایندی تصمیم گیری استراتژیک (Mintzberg,1976)
مذاکره: یک راه حل از طریق فراگرد تجزیه و تحلیل و داوری، یا از طریق فراگرد مذاکره میان تصمیم گیرندگان انتخاب می شود.
تصویب: تصمیم نهایی درباره استراتژی که باید دنبال شود اتخاذ می شود.
الگوی اصلی مینتزبرگ برای تصمیم گیری های راهبردی ، الگویی عقلایی بود. در این الگو فرض شده بود که مدیران در بهترین شرایط تصمیم گیری در شرکت کار می کنند و می توانند تمامی اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیری خود را جمع آوری کنند و تعداد زیادی از راه حلهای مختلف را مدنظر داشته باشند. پس از آن مدیران راه حلها را براساس مبنای عقلایی و منطقی بدون اینکه تحت تاثیر یک فرد یا واحد سازمانی نسبت به انتخاب یکی از راه حلها به جای سایر آنها قرار گرفته باشند، ارزشیابی می کنند[22].
مدیریت دانش
پس از گذشت چندین سال از شروع مباحث مدیریت دانش، افراد زیادی با توجه به زمینه کاری خود، تعاریف گوناگونی از آن ارایه داده اند اما هنوز تعریف واحدی از مدیریت دانش در مجامع علمی بیان نشده است. یکی از چالش های اساسی در مدیریت دانش، فهم دقیق مفهوم دانش می باشد، به طور کلی دانش، اطلاعاتی است که فرد در ذهن خود شکل داده است[9].
مدیریت دانش ، به گونهای اساسی، فعالیتی است که به اتخــاذ استراتژی و تدابیری بـرای مدیریت ســرمایههای فکری انسان محور معطوف است[8].
مدیریت دانش به مجموعه فرآیندهایی اطلاق می شود که در نتیجه آنها دانش کسب، نگهداری و استفاده می شود و هدف از آن بهره برداری از دارایی های فکری به منظور افزایش بهره وری، ایجاد ارزش های جدید و بالا بردن قابلیت رقابت پذیری است[19]. مدیریت دانش مفهومی است برای جمع آوری، اشتراک و تجزیه و تحلیل دانش افراد و گروه های سازمان؛ که اثرات مستقیمی بر عملکرد سازمان دارد. مدیریت دانش به افراد سازمان کمک می کند تا با هم مرتبط شده و اطلاعات را در اختیار هم قرار دهند. مدیریت دانش روی راه های توزیع و نگهداری دانش و راه های افزایش سرعت، کارایی و شایستگی افراد در یک سازمان برای سودآوری و منافع بیشتر متمرکز می شود[3]. در دنیای تجارت امروز سرعت تولید و سرویس گیری از مدیریت دانش برای هر سازمانی که قصد دارد در قله ترقی و رشد قرار گیرد، حیاتی و ضروری می باشد[16]. ما در دوره ای به سر می بریم که در اطلاعات و داده ها غرق هستیم اما نیاز شدید به دانش داریم. در واقع افراد و سازمان ها با انبوهی از اطلاعات و داده ها رو به رو هستند که ممکن است بسیار مهم و بحرانی باشند اما مدیریت به کارگیری درست و صحیح آن کار بسیار دشواری است[15].
مدیریت دانش جمع آوری، سازماندهی، طبقه بندی و توزیع اطلاعات درون یک سازمان نیز تعریف شده است[31]. مدیریت دانش، یک چارچوب انطباقی را برای استفاده دانش، درون اعضا سازمان برای ایجاد فعالیت موثر بین اعضای میان رشته ای و تیم های بین اداره ای به وجود می آورد. به عبارتی مدیریت دانش، شیوه های کاری که آسان، سیستماتیک، قابل اندازه گیری و نگهداری آن آسان باشد توسعه می دهد[28].
مدیریت دانش به الگوهای تعامل میان فن آوری ها و فنون و افراد شکل می بخشد. برای مثال تکنولوژی اطلاعات در خصوص گردآوری، ذخیره و اشاعه اطلاعات به خوبی عمل می کند ولی در تعبیر آن ناتوان است[14]. سازمانی که دانش را به درستی مدیریت می کند، تنها در صورتی دارای پتانسیل برای خلق ارزش می باشد که دانش با تمام استراتژی ها و تصمیمات استراتژیک آن پیوند بخورد [12].
[1].Identification
[2].Development
[3].Selection
[4].Recognition
[5].Diagnosis
[6]. Search & Screen
[7]. Design
[8]. Judgment/Evaluation/Choice
[9]. Analysis/ Evaluation
[10]. Bargaining/Evaluation/Choice
[11]. Authorise