مشخصات فایل
عنوان:عاشورا پژوهی در غرب
قالب بندی:word
تعداد صفحات:41
محتویات
مقدمه
مطالعات اسلامی، ریشه مطالعات شیعی در غرب
مطالعات شیعی در غرب
مراحل شیعه پژوهی غربیان
عاشورا پژوهی در غرب
مرحله دوم: عاشورا پژوهی علمیو تحلیلی
شرقشناسان عاشوراپژوه
عاشورا پژوهان مسلمان در غرب
محمود مصطفیایوب (استاد مطالعات اسلامی و ادیان تطبیقی
پایان نامه ها با موضوعات مرتبط با عاشورا در غرب
عاشورا و کنفرانسهای مطالعات اسلامی
تحقیقات موردی
پینوشتها
فهرست منابع
عاشورا پژوهی در غرب
مقاله حاضر با هدف معرفی و شناخت تحقیقات صورت گرفته در موضوع عاشورا و عاشورا پژوهان در یکصد سال اخیر در غرب نگارش یافته است.
در نوشتار حاضر ابتدا به سیر مطالعات اسلامی و مطالعات شیعی اشاره شده است. سپس چندتن از عاشوراپژوهان برجسته غربی و تحقیقات صورت گرفته در این موضوع معرفی گردیده است. در ادامه پایاننامهها و کنفرانسهایی که در غرب به موضوع عاشورا توجه داشته اند مورد تحقیق قرار گرفته است. شناخت ویژگی های عاشورا پژوهی غربیان و تفاوت عاشورا پژوهی علمی با عاشورا شناسی رسانهای در غرب از دیگر مباحث مقاله محسوب میشود.
واژههای کلیدی: خاورشناسی، مطالعات شیعی، عاشورا پژوهی در غرب، عاشورا شناسی علمی، عاشورا شناسی رسانهای.
مقدمه
این مقاله به موضوع عاشورا پژوهی در غرب با تمرکز بر مطالعات صورت گرفته به زبان انگلیسی در یکصد سال اخیر میپردازد؛ از اینرو درصدد پاسخگویی به این پرسش است که گستره و وضعیت عاشورا پژوهی در غرب چگونه است.
در آغاز، ذکر این نکته لازم است که به رغم اهمیت فراوان شیعه پژوهی برای شیعیان و بسیاری از غیر شیعیان، تا کنون شیعه پژوهی غربیان و موضوعات وابسته به آن نظیر عاشوراپژوهی به طور بایسته معرفی و بررسی جدی نشده است و شمار آثار جدی در این زمینه به خصوص به زبان فارسی ـ به عنوان زبان رسمی تنها کشوری که مذهب تشیع در آن رسمیت دارد – بسیار اندک است، تا آنجا که در زمینه معرفی عاشوراپژوهی در غرب فقط یک مقاله شش صفحه ای با مشخصات ذیل انجام یافته است:
عبدالحسین حاجی ابوالحسنی و محمد نوری، «نگاهی به عاشورا پژوهی در غرب»، مجله کتاب ماه (کلیات)، ش 63 و64.
در آن مقاله فقط به معرفی بسیار کوتاه از چند مستشرق و معرفی اجمالی از چند اثر بسنده شده و بدون هیچ نتیجه گیری یا مقدمه یا مؤخرهای پایان یافته است.
نوشتار پیش رو با توجه به کاستیهای نوشته پیشین ابتدا با مقدمهای مناسب به سیر مطالعات اسلامی و سپس مطالعات شیعی در غرب اشاره دارد. در ادامه علاوه بر معرفی عاشورا پژوهان غربی، به معرفی دو عاشورا پژوه مسلمان برجسته در غرب پرداخته است. توجه به پایان نامه های عاشورایی در غرب و کنفرانسهایی که به موضوعات مرتبط با عاشورا پرداختهاند از دیگر نکات قابل توجه نوشتار حاضر است. در پایان با یک جمع بندی به ویژگیهای عاشوراپژوهی غربیان و همچنین مبحث مهم تفاوت عاشوراشناسی رسانهای در غرب با عاشوراپژوهی علمی پرداختهشده است.
از دشواریهای نگارش مقاله حاضر، کمبود منابع به زبان فارسی و نیز دیگر زبانهاست و این پژوهش جزو نخستین پژوهشها در ایران و دیگر کشورها محسوب میشود.
مطالعات اسلامی، ریشه مطالعات شیعی در غرب
واقعه عاشورا در تاریخ اسلام از موضوعات مورد توجه محققان و تاریخ نگاران است. این واقعه تاریخی از چنان اهمیتی برخوردار است که به نظر برخی از شیعه پژوهان آن را باید نقطه بروز و ظهور تشیع محسوب کرد.[i] این حادثه در پی توسعه مطالعات شیعی[ii] در غرب، از ابعاد قابل توجه تشیع برای محققان غربی بوده است. پیش از ورود به بحث، مناسب است به سیر «مطالعات اسلامی» به عنوان پیشزمینه «مطالعات شیعی» اشاره کنیم.
برای تعریف مطالعات اسلامی باید «شرق شناسی» یا اصطلاح امروزی آن «مطالعات شرقی» را تعریف کنیم؛ تعریفی مناسب از مطالعات شرقی جز با شناخت مفهوم شرق در نزد غربیان حاصل نخواهد شد.
متداول ترین مفهومی که از «شرق» در روزگار کنونی برداشت میشود، مفهوم فرهنگی آن است که عبارت است از روح حاکم و مشترک مجموعههای مختلف بشری در مشرق زمین[iii] که این نوع خاص از مفهوم شرق را خود شرقی ها نیز پذیرفتهاند.[iv]
غربیها از دیر باز تلاشهایی برای شناخت شرق انجام دادهاند. برخی آثار ادبی و تاریخی پدید آمده در یونان و روم را میتوان نمونههایی از مطالعات شرقی نخستین شمرد؛ با این همه ظهور اسلام فصلی نو در روابط شرق و غرب گشود. با وجود به رسمیت شناخته شدن دین مسیحیت از سوی قرآن و برخوردهای مسالمت آمیز پیامبر(ص) با مسیحیان و دولتهای مسیحی، آنان موضعی خصمانه در برابر اسلام و مسلمانان اتخاذ کردند و تحت تأثیراین موضع، آثاری - هرچند اندک - درباره پیامبر، قرآن و مسلمانان پدید آوردند.[v]
این رویه خصمانه پس از جنگهای صلیبی شدت بیشتری پیدا کرد؛ از اینرو میتوان گفت «مطالعات اسلامی در غرب» تکویناً ضد اسلامی بوده و خاستگاهی اسلام ستیزانه داشته است.[vi]
مطالعات اسلامی در غرب عمدتاً از سه جریان و پدیده متأثر بوده است:
1- تحولات فرهنگی و سیاسی در غرب؛
2- تحولات سیاسی و فرهنگی در شرق؛
3- روابط شرق و غرب.
با توجه به این نکته و نظر به اهمیت دادن محققان حوزه شرق شناسی به هر یک از این سه جریان، دیدگاههای مختلفی در باب مراحل مطالعات اسلامی در غرب ارائه شده که از میان آن دیدگاهها، آرای مناسبتر در پنج مرحله زیر قابل تقسیمبندی است:
1- مرحله دفاع (از ظهور اسلام تا قرن 14م)؛
2- مرحله تبشیر (قرن 15 ـ 16)؛
3- مرحله استعمار(قرن17 ـ 18)؛
4- مرحله تحقیق علمی (قرن19 ـ 20)؛
5- مرحله فرا استعمار (بعد از واقعه یازدهم سپتامبر)؛
بررسی مفصل این مراحل از حوصله این مقاله خارج است؛[vii] اما به طور خلاصه میتوان اشاره کرد که در مرحله اول، مسیحیان در واکنش به دین نو ظهور که دارای قدرت نظامی قابل توجهی هم بود، به دفاع از مبانی و اصول مسیحیت برخاستند و دراین راستا برای شناخت جبهه مقابل به ترجمه متون اسلامی اقدام کردند. آن مجموعه ترجمهها که به تشویق و نفقه پیتر مقدس[viii] در فاصله سالهای 1100 تا 1500 به انجام رسید بعدها به نام «مجموعه کلونیایی»[ix] شهرت پیدا کرد.
در مرحله تبشیر، هدف شناساندن و تبلیغ مسیحیت در جوامع شرقی بود. نقطه مشترک هر دو مرحله، ضدیت تمام عیار با اسلام و طرح اتهامات و افتراهایی بر ضد اسلام و پیامبر بود.
در مرحله استعمار با پدید آمدن ابعاد تازهای در روابط غرب و شرق به خصوص مسائل اقتصادی، نگاهی جدید با رویکرد اقتصادی به اسلام و شرق به وجود آمد. با افزایش ارتباطات در قرون اخیر، آغاز دین پژوهی علمی و افزایش مطالعات در مورد اسلام،«مرحله تحقیق علمی» پدیدار شد. دراین مرحله در کنار رشد فزاینده مراکز مطالعات اسلامی و شرقشناسی، شاهد ورود غیراروپاییها نیز بهاین عرصه هستیم.[x]
پس از واقعه یازده سپتامبر، بسیاری از معادلههای سیاسی و فرهنگی جهان تغییر کرد. در پی این تغییر، مطالعات اسلامی ویژگیهای جدیدی یافته است که میتوان آن را در بحثی جداگانه مورد بررسی قرار داد. در واقع غرب به رهبری امریکا با استفاده از قدرت رسانهای و با مقاصد سلطه جویانه خویش، ادبیات تازهای را در حیطه مطالعات اسلامی وارد کرده است (با تأکید بر بزرگ نمایی ابعاد ستیزه جویانه اسلام و با استفاده از واژههایی چون تروریسم و بنیادگرایی)؛ بنابراین در سالهای اخیر آنچه میتوان از اسلام شناسی در غرب برداشت شود میتوان نوعی بازگشت به مرحله استعمار تلقی کرد و شاید آن را بتوان مرحله ششم سیر مطالعات اسلامی در غرب برشمرد.
[i] - برای مثال رک: المصطفی، شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع (بیروت، دارالاندلس، 1982م)، ج1، ص23 و احمد، وائلی، هویة التشیع (بیروت، دارالصفوه، 1994م)، ص25 و 26 و احمد محمود صبحی، نظریة الامامة لدی الشیعة الاثنی عشریة (بیروت: دارالنهضة العربیة، 1411 ق). ص47 -49. در این اثر از اشترومان، ویل دورانت به عنوان صاحبان چنین دیدگاهی یاد شده است.
[ii]- Shi'ite Studies.
[iii] - محسن الویری، مطالعات اسلامی در غرب (تهران، انتشارات سمت، 1381)، ص 22؛ و نیز رک: عباس احمدوند، گزارشی کوتاه از چاپ و نشر قرآن کریم در غرب، آینه پژوهش، مرداد و شهریور 1380، ش 69، مقدمه.
[iv] - مرتضی اسعدی، مطالعات اسلامی در غرب انگلیسی زبان (تهران، انتشارات سمت، 1381)، ص 25؛ الویری، همان، ص 23.
[v] - همان، ص38؛ عباس احمدوند، همان، مقدمه.
[vi] - اسعدی، پیشین، ص1.
[vii] - برای آشنایی بیشتر با این مبحث رک: غلام احیاء حسینی، شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان (قم، انتشارات موسسه شیعه شناسی، 1387).
[viii]- peter the venerable.
[ix]- cluniac corpus.
[x] - رک: ریچارد سی مارتین، «پیشینه مطالعات اسلامی در غرب»، ترجمه سید حسن اسلامی، آینه پژوهش، ش 54، بهمن 1377، ص25.
عنومشخصات فایل
عنوان:نجات بشریت رمز جاودانگی حماسه عاشورا
قالب بندی:word
تعداد صفحات:9
محتویات
مقدمه
رمز جاودانگی
نقش ائمه معصومین در جاودانه ماندن حماسة عاشورا
گریه و بکاء
تبیین اهداف نهضت عاشورا
نقش حضرت زینب در جاودانه ماندن حماسة عاشورا
نتیجـه
منابع
مقدمه
تحقیق، بررسی و تحلیل رمز جاودانگی حماسة عاشورا و اینکه چه سرّی در خلق و ایجاد این حماسة جاوید نهفته است که تا امروز، به عنوان حماسهای ماندگار در تاریخ بشر، مطرح گردیده و وجدانهای بیدار و آگاه ، پس از گذشت هزار و چند صد سال، همچنان آفرینندگان این حماسة عظیم راستایش میکنند و در نهضتها وحرکتهای اصلاحی خود ، از این حماسه ، الهام میگیرند ، نیازمند بررسی همه جانبة این حماسة عظیم است.
در اینجا ما نیز در حد بضاعت اندک خود و به جهت ادای تکلیف نسبت به خون پاک حماسه سازان عاشورا به ویژه سیّد و سرور شهیدان ، حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) ،کوشیدهایم رمز جاودانگی این حماسه را از ابعاد مختلف، مورد بررسی و مداقّه قراردهیم.
بی شک ، راز و رمز جاودانگی حماسة عظیمی مانند حماسة عاشورا را نمیتوان فقط مدیون یک عامل دانست بلکه در جاودانه ماندن این حماسة پرشور، عوامل متعددی دخیل بودهاند و لذا در این مقاله سعی کردهایم به برخی از این عوامل اشاره کنیم و به شرح و بسط آنها بپردازیم.
از جمله عوامل مؤثری که در جاودانگی حماسة عاشورا ، مورد بررسی و تحلیل قرارگرفتهاند ، عوامل ذیل است:
الف ـ وعدة الهی برای حیات ابدی شهیدان و نقش آن در جاودانگی حماسة عاشورا.
ب ـ انگیزة الهی در خلق حماسة عاشورا که به جاودانگی آن انجامید.
ج ـ نقش رهبری در جاودانگی حماسة عاشورا.
د ـ نقش ائمة معصومین: در جاودانه ماندن حماسة عاشورا.
ه ـ نقش حضرت زینب سلام الله علیها در جاودانه ماندن حماسة عاشورا.
سرانجام، نتیجة بررسی و تحلیل صورت گرفته نیز دلالت براین امر دارد که مجموعة عوامل مذکور، سبب گردیدند تا حماسة عاشورا هم چنان در عرصة گیتی و برای تمام نسلها و وجدانهای آگاه و بیدار، جاودانه بماند.
البته ما در این مقال داعیه آن را نداریم که توانستهایم جاودانگی حماسة عاشورا را رمز گشایی نماییم، بلکه در حد بضاعت طبع، کوشش نمودهایم به برخی از رموز جاودانه ماندن این حماسة عظیم ، اشارهای داشته باشیم ، باشد که مورد عنایت ارباب علم و فضل قرار گیرد.
رمز جاودانگی
بی تردید، یکی از وقایع مهم تاریخ اسلام، واقعة عاشوراست؛ که پس از گذشت هزار و چهار صد سال ، هنوز به عنوان حماسهای جاوید، مطرح میباشد و در صفحات حجیم تاریخ بشر ، به بوتة فراموشی سپرده نشده و نوشتن ، سخن گفتن و هر حرکتی در مورد این حماسه عظیم همچنان برای نویسندگان، سخنرانان و رهبران نهضتهای اسلامی، در این جملة پرمعنا تجلّی یافته است که: «کلّ یومٍ عاشورا وکُلّ ارضٍ کربلا».
آری، برای هرانسان آزادهای ، هر روز ، عاشورا و هر سرزمینی ، کربلاست. اینکه چرا هر روزی، عاشورا و هر سرزمینی، کربلا به شمار میرود؟ و چرا حماسة عظیم کربلا تا اینحد جاودانه مانده است که همة عاشقان بیدار دل با اندکی تامل در مورد این رویداد عظیم و در راس آن، حماسه آفرین بزرگ عاشورا ؛ یعنی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، اشک از دیدگانشان جاری گردیده و به یاد رشادت های حضرتش و72 یار باوفایش؛ به سوگمینشینند وحماسة عاشورا را به عنوان الگویی جاودانه برای طی طریق و سلوک الی الله ورهایی از قید و بند ظلم و اسبتداد، برای خود بر میگزینند؟ سؤالهایی است که در زمینةرمز جاودانگی حماسة عاشورا مطرح است و ما نیز در این مقال برآنیم که در حد بضاعت طبع، رمز جاودانگی حماسة عظیم عاشورا را مورد تحلیل و بررسی قراردهیم.
جهت تحلیل و بررسی رمز جاودانگی این حماسة عظیم در چارچوب ذیل، اینموضوع را مورد مداقه قرار خواهیم داد:
الف ـ وعده الهی برای حیات ابدی شهیدان.
ب ـ انگیزة الهی در خلق حماسة عاشورا که به جاودانگی آن انجامید.
ج ـ نقش رهبری در جاودانگی حماسة عاشورا.
د ـ نقش ائمة معصومین: در جاودانه ماندن حماسه عاشورا.
ه ـ نقش حضرت زینب در جاودانه ماندن حماسه عاشورا.
وعدة الهی برای حیات ابدی شهیدان
(وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ).
«کسانیکه در راه خدا کشته شدهاند را مرده مپندار، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشانروزی داده میشوند.»
این آیه، نص صریح قرآن کریم است مبنی بر اینکه کسانیکه در راه خدا کشته میشوند، زندگان جاویدند و آنها را مرده مپندارید.
آری، کسانی هم که در آفریدن حماسة عاشورا دخیل بودند و با نثار گوهر گرانبهایوجودشان، درس آزادگی، عزّت، شرف، دینداری، شهامت، شجاعت، صبر، گذشت و... به بشریت دادند به این عمل خود ایمان داشتند که بر طبق وعدة الهی کسانی که در راه خدا کشته شوند، مرده نخواهند بود، بلکه زندگانی جاوید خواهند داشت.
حماسه عاشورا نیز در بطن خود، بر چنین بنیانهای مستحکمی استوار بود کههمچنان جاودانه مانده است و کسانی هم که در طول این هزار وچهار صد سالی که از حماسة عاشورا میگذرد، خواستهاند خون حسین بن علی(ع) و یارانش را شست و شو بدهند و بگویند که اصلاً اتفاقی حادث نشده و یا یک اتفاق عادی بوده است مانند سایر اتفاقاتی که میافتد؛ هرگز به مقاصد خود، دست نیافتند؛ چراکه این حماسه یک اتفاقساده و از نوع معمولی نبودهاست.
مشخصات فایل
عنوان:آموزه های قیام امام حسین علیه السلام
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:9
محتویات
آموزه های قیام امام حسین علیه السلام
مهمترین درس امام حسین علیه السلام در عاشورا:
دیدگاه بنی امیه هم همین اصالت منافع و دنیا گرایی بود
هذان خصمان اختصموا فی ربهم ... سوره حج آیه 19
امام صادق (ع): این دو گروه متخاصم ماییم و بنی امیه
مشخصات فایل
عنوان:آسیب شناسی عزاداری
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:30
محتویات
هدفهای آموزشی
مقدمه
ضرورت طرح مسئله
نقش عزاداری در جاودانگی عاشورا
سابقه و سنت عزاداری امام حسین (ع)
علل رشد عزاداری های مذهبی در ایران
آثار و نتایج سودمند عزاداری
اهداف و آثار و نتایج سودمند عزاداری
تاریخچه تحریف در روند عزاداریها و مجالس قیام عاشورا
آسیب شناسی عزاداریها
آسیب های محتوایی
آسیب های شکلی
انگیزه ها و عوامل تحریف در عزاداری ها و مجالس حسینی
آثار و نتایج تحریف در عزاداری ها و آسیب های عزاداری
پیشنهادهای عملی برای سازماندهی
نکاتی که لازم است در عزاداریها رعایت شود
وظایف پلیس یاران محرم در هیئتهای مذهبی
وظایف پلیس یاران محرم در توسعه انضباط اجتماعی
مشخصات فایل
عنوان:پاورپوینت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معاونت اسناد ملی
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:16
محتویات
ماه محرمفهرست اسناد
صورت جلسه وزارت کشور راجع به چگونگی انجام مجالس روضهخوانی در ماه محرم.
شماره سند: 4160- 103003 تاریخ سند : 1321ش.
دستور وزارت کشور در مورد منع راه انداختن دسته و دکتل و زنجیر زدن.
شماره سند: 291000343 تاریخ سند : 1322ش.
مقررات انتظامات شهر تهران در ماههای محرم و صفر.
شماره سند: 752-106002 تاریخ سند : 1323ش.
صورتمجلس کمیسیون شورای امنیت فرمانداری بابل در مورد برگزاری عزاداری ایام محرم به صورت ساده.
شماره سند: 290002883 تاریخ سند: 1330ش.
کنترل و نظارت ساواک بر مراسم سوگواری و سخنرانی روحانیون در ایام محرم و صفر.
شماره سند : 291003689 تاریخ سند : 1343ش.
صورتجلسه کمیسیون امنیت ملی منطقه بختیاری و چهار محال در مورد حفظ نظم و امنیت در ایام سوگواری محرم.
شماره سند: 3- 291003688 تاریخ سند : 1343ش.
درخواست شهربانی اصفهان درخصوص اعزام نیروی کمکی برای حفظ انتظامات ایالتی تاسوعا و عاشورا.
شماره سند: 1- 291003689 تاریخ سند: 1344ش.
دستورالعمل کمیته اطلاعات چهار محال و بختیاری درباره مقررات اجرای مراسم سوگواری ایام محرم و صفر.
شماره سند:1- 291003688 تاریخ سند: 1345ش.
شماره سند
ماه محرم
محرم یا محرم الحرام ماه اول سال در تقویم هجری قمری است که روز اول آن آغاز این سال محسوب می شود.
شروع سال قمری و ماه محرم برای شیعیان یادآور قیام امام حسین (ع ) است. این حادثه خونین و جان گداز در سال 61 ه.ق موجب گردید که از آن به بعد همواره نام و یاد ماه محرم مترادف با حادثه جان گداز شهادت امام حسین (ع) و یارانش باشد.
بیگمان نخستین کسانی که در شهادت امام حسین (ع) و یارانش به عزاداری پرداختند اهل بیت آن حضرت و بنیهاشم بودند، شروع عزاداری نیز بلافاصله پس از شهادت امام حسین (ع) در سرزمین کربلا بود.
در میان صحابه نیز جابر عبدالله انصاری چند روز بعد از واقعه به سرزمین کربلا آمد و عزاداری کرد. ام سلمه از زنان پیامبر (ص) نیز با اطلاع از واقعه کربلا در مدینه به عزاداری پرداخت.
در اواخر حکومت اموی و اوایل حکومت عباسیان، با کاهش فشارها و محدودیتها بر شیعیان عزاداری امام حسین (ع) توسط امام باقر و امام صادق (ع ) به عنوان یک مراسم دینی سالیانه رواج یافت، و مجالس عزا به صورت دسته جمعی در حضور امامان و در بیوت ایشان برگزار میشد و شاعران و مداحان اشعاری را در مرثیه امام حسین (ع) و یارانش میخواندند. با قدرتمند شدن عباسیان و مخالفت شدید آنان با شیعیان، این مراسم
از گسترش بازماند. حتی متوکل عباسی قبر امام حسین (ع ) را خراب و زیارت ایشان را ممنوع کرد. در زمان امام رضا (ع) باز فضای مناسبی برای احیای این مراسم ایجاد شد اما مقطعی و زودگذر بود و بعد از ایشان ائمه اطهار در تقیه به سر میبردند و امکان بر پا کردن مجالس عزاداری برای آنان مهیا نبود.
در عصر اموی– کمیت بن زید اسدی – کثیره عزه– فرزدق و سید حمیری، و در عصر عباسیان محمد بن صالح علوی حمانی و محمد بن علی از جمله شعرایی بودند که درباره واقعه کربلا مرثیه و شعر گفتند.
در قرن چهارم با گسترش تشیع و تشکیل حکومتهای شیعی مذهب آل بویه، فاطمیان مصر و حمدانیان مراسم عزاداری امام حسین (ع) و یارانش در سراسر جهان اسلام گسترش یافت. بعد از سلسله آل بویه، حنابله بغداد و سلجوقیان به مخالفت با عزاداری شیعیان پرداختند. اما با گذشت زمان و همزیستی مسالمتآمیز شیعیان با اهل سنت، این مراسم دوباره برقرار شد و در میان اهل سنت نیز راه یافت.
از قرن پنجم به بعد کسانی پیدا شدند که در کوچه و بازار و مسجد و مدرسه، فضائل و مناقب خاندان پیامبر را میخواندند و مظلومیت آنان به ویژه امام حسین (ع) را ذکر میکردند که به آنان مناقبخوان و بعدها مداح گفتند.
- 291003688
مشخصات فایل
عنوان:قیام و نهضت عاشورای حسینی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:18
محتویات
قیام و نهضت عاشورای حسینی
درس های عاشورا
جلوه هایی از مشخصات فرهنگ عاشورایی چنین است
چگونگی حرکت
پیک های امام و سرانجام آنها
شروع واقعه عاشورا
سرزمین کربلا
منابع و مآخذ
قیام و نهضت عاشورای حسینی
سبط اکبر حضرت مجتبی (ع) در سال 50 هجری ( به تحریک معاویه ) توسط همسرش جعده دختر اشعث بن قیس مسموم شد و به شهادت رسید و رهبری مسلمانان طبق سفارش پیامبر (ص) و وصیت امام حسن به ابا عبدالله (ع) رسید .
آن حضرت با توجه به شرایط ویژه ی اجتماعی آن روز و نیز قراردادی که از سوی برادر بزرگوارش حسن بی علی (ع) با معاویه بسته شده بود و خود آن حضرت نیز خون جگر خورد و تحمل نمود ، بنا به مصلحت اسلام ده سال باقی مانده ار حکومت معاویه را به حالت آتش بس پشت سر نهاد .
گر چه در این دوران نیز ساکت نشست و طی مذاکرات حضوری و ارسال نامه با معاویه بحثها و برخورد های تند و کوبنده ای داشت و کار های او را توطئه می کرد ، اما دست به اقدام حادی نزد ، زیرا شرایط هنوز مساعد نبود و شهادت هم با چهره ی فریبکارانه ای که فرزند ابی سفیان و هند جگر خوار از خود ساخته بود – اثر مثبتی نداشت . از این رو در این ده سال دندان بر جگر نهاد تا دوران وی سپری گشت و طبق بیعتی که او از مردم گرفته بود حکومت به فرزندش یزید رسید .
از آن به بعد شرایط اجتماعی و سیاسی امت اسلامی تفاوت یافت ، زیرا شخصیت و روش یزید با معاویه فرق بسیار داشت .
درس های عاشورا
درس های عاشورا همواره بحثی زنده ، حیات بخش و حرکت آفرین است . هر چند این رویداد در مکان و زمان محدودی به وقوع پیوست ، اما درس های آن ویژه زمان و مکان مشخصی نیست . اگر تا دیروز عده ای می پنداشتند که عاشورا حادثه ای مقطعی است ، امروز با توجه به تعالیم عاشورایی امام خمینی و در نتیجه استقرار حکومت اسلامی ، باید به عنوان رویدادی تلقی شود که در طول تاریخ می تواند درس آموز بوده و پایه های ستم و استبداد را از بیخ و بن بر اندازد :
« واقعه عظیم عاشورا از سال 61 هجری تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداه ، در هر مقطعی انقلاب ساز است . »
پس از سال 61 هجری ، این رویداد در عرصه ی رفتار سیاسی الگوی بسیاری از حرکت ها شده است : حرکت توابین ، مردم مدینه ، قیام مختار ، نهضت زید بن علی ، قیام محمد نفس زکیه و ابراهیم فرزندان عبدالله .... تا قیام و نهضت مقدس ملت ایران به رهبری امام خمینی همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهی شده اند . اقبال لاهوری ، استقلال و نجات پاکستان را مرهون قیام عاشورا دانسته است . گاندی ، نیز نهضت عاشورا را الهام بخش خود در رهایی هندوستان می داند . ما در این جا در صدد تجزیه و تحلیل قیام و انقلاب هایی که در پی رویداد عاشورا صورت گرفته اند نیستیم و همچنین در پی صداقت و یا درستی و نادرستی این نهضت ها نیز نیستیم . ما بر آنیم که اشاره کنیم که رویداد عاشورا در گذشته و در عرصه ی رفتار سیاسی منشأ حرکت هایی علیه حاکمان ستم در دوره های گوناگون بوده و هست . و در یک کلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه ی حرکت های حق طلبانه و عدالت خواهانه بنامیم و بدانیم سخنی به گزاف نگفته ایم . مصعب ابن زبیر با این که خود را رقیب امام حسین (ع) برای حکومت می دانست می گوید : « و ان الاولی با لطف من آل هاشم تا سوا فسنو ا الکرام التاسیا »
مردان بزرگواری از آل هاشم در برابر ستم مقاومت نشان دادند گه برای بزرگان تاریخ نمونه و الگو است »
بسیاری از نویسندگان ، شاعران و تاریخ نگاران مسلمان و غیر مسلمان از درس آموزی این رویداد برای همه ی جهانیان سخن گفته اند . از باب نمونه یکی از نویسندگان مصری به نام عباس محمود عقاد ، با قلم توانایش در کتاب : « ابوالشهدا ء حسین بن علی ( ع) » چنین می نویسد :
« نه تنها مسلمانان بلکه غیر مسلمانان از این حادثه درس جوانمردی ، ایثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند . ا سفیر مسیحی که در همن مجلس یزید به او اعتراض کرد بگوییم تا برسیم به قرون میانه ، تا روزگار خودمان . »
آری عاشورا از چنان عمق و غنایی برخوردار است که تا پایان تاریخ ، پیام آور ارزش های والای اسانی و الهام بخش انسان های آزاده و خداجو خواهد بود . عاشورا دانشگاهی است که همه طبقات از زن و مرد ، کوچک و بزرگ ، با سواد و بی سواد ، سیاه و سفید ، مسلمان و غیر مسلمان از آن درس می آموزند و در این دانشگاه همواره استادان بنامی چون : حسین بن علی (ع) ، قمر بنی هاشم ، زینب کبری و دیگر عاشوراییان تدریس می کنند . ولی متأسفانه ما تاکنون نتوانسته ایم ارزش های عاشورا را آن چنان که شاید و باید به جوامع جهانی بشناسانیم .
در یکی از فیلم هایی که بر ضد اسلام به وسیله B.B.C با نام شمشیر اسلام ، تهیه شده ، بخش مهمی از آن را عزاداری و سوگواری های دوستداران امام حسین (ع) تشکیل می دهد ، مفسر این فیلم می گوید :
« باید مراقب بود که اگر این عزاداری ها و این همه عشق هدف دار شود و به سوی قلب غرب نشانه رود،دیگر هیچ سلاحی نمی تواند در برابر آن مقابله کند .»
با توجه به سخنان فوق ، مهم جهت دار شدن مراسم عاشورا و شناخت درس های آن در ابعاد گوناگون است .
فداکاری و ایثار ، صبر و استقامت ، شهادت و شجاعت ، تعهد و مسئولیت ، صداقت و وفاداری ، قاطعیت در راه هدف ، دفاع از امامت و ولایت ، دفاع و پاسداریاز دین و ارزش ها ، تولی و تبری ، ستیز با ستم و ستمگران ، با فساد و مفسدان ، دستور به نیکیها ، پرهیز از بدیها و زشتیها ، انس با قرآن ، ترویج فرهنگ نماز ، نهراسیدن از نیروی دشمن ، پرهیز از سستی و تنبلی در برابر تجاوز به ارزش ها ، افشای چهره دشمنان اسلام ، توجه به معنویات حتی در جبهه جنگ ، نفی نژاد پرستی ، توبه ، دعا ، استغفار ، تسلیم در برابر خدا ، قیام برای خدا ، و ... بخشی از درس های عاشورا است . البته همین درس ها کافی است که یک ملت را از ذلت به عزت برساند و همین درسه می تواند جبهه کفر و استکبار را شکست بدهد . همانگونه ملت ایران با الهام از همین درس ها ی عزت بخش استبداد و استعمار را به زانو در آورد و باز همین درس ها بود که نقشخود را در جنگ تحمیلی به نمایش گذاشت .
جلوه هایی از مشخصات فرهنگ عاشورایی چنین است :
1 – ایثار و تملک نفس : ایثار و برتری دادن دیگران و منافع جامعه ، به مصالح و منافع شخصی خود و همچنین تملک نفس و خودداری از برآوردن خواسته های نفسانی ، از درس ها و آموزه های عملی عاشورا است که مصداق آن عباس بن علی(ع) علمدار کربلاست . باید وی را الگوی عملی قرار داد که چگونه هنگام ورود به آب فرات در نهایت تشنگی آب نمی خورد و امام حسین را برای سیراب شدن به خویشتن ترجیح می دهد و بر خود گوارا نمی بیند . آبی را که مولا و مقتدایش از آن ممنوع است ؛ و در همین صحنه و گیر و دار سخت ، بر نفس خویش ظفر می یابد و خواسته ها و خواهش هایش را برآورده نمی کند و با بی اعتنایی به تمنای دل ، سرانجام لب تشنه شهید می شود .
2 – پیمان و وفاداری : عاشورایی مشربان و حسین مسلکان باید در وفا به پیمان خود ، مثل عاشوراییان و حسینیان همل کنند و در هیچ شرایطی عهد و پیمان خود را نشکنند و به یاران وفادار حسین و به ویژه به عباس بن علی (ع) بنگرند که چگونه تا پای جان به پای پیمان خود نشست و حتی امان نامه ای را که از سوی دشمن برای او آمد نپذیرفت و همچنان به عهدی که با برادرش حسین بن علی (ع) بسته بود وفادار ماند .
3 – مبارزه با منکرات : آیین جهانی اسلام ، برای تضمین و تداوم سلامت و سعادت جامعه ، اصل مهمی را بنیان نهاده و آن ، نظارت عمومی و مراقبت همگانی یعنی امر به معروف و نهی از منکر است و امام حسین (ع) ماهیت نهضت خود را با این اصل معرفی می کند که :
« ... اُریدُ أن آمُرَ بالمعروف وَ اَنهی عَنِ المنکر وَ اَسیرَ بِسیرَهِ جَدّی محمّدٍ وسیره ابی علیِّ بن ابی طالبٍ »
... من [ با این قیام ] می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم ( و شما را ه نیک اندیشی و نیک کرداری سفارش کنم و از زشتی ها باز بدارم ) و به سیره و روش جدم مصطفی (ص) و پدرم علی ابن طالب (ع) رفتار کنم . حسین بن علی (ع) در این باره تنها به سخنرانی ها و تذکرات عمومی ، بسنده نمی کرد ، بلکه با برخی از گمراهان و منحرفان دیدار می کرد و به صورت خصوصی آنها را از کشتار و خونریزی باز می داشت و به چشمه سار نجات رهنمون می شد . حت در شب هشتم به همراه برادرش عباس ابن علی (ع) و فرزندش علی اکبر (ع) در خیمه ی مخصوص با عمر بن سعد دیدار کرد به امید آنکه او را از این مهلکه ی حتمی نجات دهد . به او فرمود :
مشخصات فایل
عنوان:مبانی مدیریت منابع انسانی
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:231
سر فصل مطالب
مدیریت منابع انسانی :امروز
دامنه فعالیت مدیریت منابع انسانی مدیزیت منابع انسانی چیست؟
چرا برای همه مدیران ، مدیریت منابع انسانی از اهمیت ویژهای برخوردار است؟
صف و ستاد در مدیریت منابع انسانی
اختیارات صف وستاد
مشخصات فایل
عنوان:درس مبانی کامپیوتر و برنامه نویسی
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید:26
محتویات
تعریف کامپیوتر
ویژگیهای کامپیوتر در مقایسه با انسان
ویژگیهای انسان در مقایسه با کامپیوتر
انواع کامپیوتر
ابر کامپیوترها (Super Computers)
کامپیوترهای بزرگ (Main Frames)
کامپیوترهای کوچک (Mini Computers)
کامپیوترهای شخصی (Micro Computers )
کامپیوتر های قدیمی
COMPUTER SYSTEM
Structure of computer
Components of computer
Computer Science
The most important part of the computer
Modern processors
Technology CPU
Structure of computer
Structure of computer
memory
Main memory
MEMORY
دستگاههای جانبی
software
System software
منابع
تعریف کامپیوتر
مشخصات فایل
عنوان:محرم
قالب بندی:word
تعداد صفحات:15
محتویات
محرم
عاشورا
تاسوعای حسینی
روز تاسوعا
ورود شمر به کربلا
امان نامه براى ابوالفضل العباس علیه السلام
فرمان حمله عمومى
ورود امام حسین به کربلا
جامعه آن دوران و چگونگی شکل گیری شخصیت یزید
یزید بن معاویه
امام حسین (ع) و یاران او
اربعین حسینی
اربعین در فرهنگ عاشورا
نخستین اربعین
اربعین و عرفان
پیامبر حکیم (ص) فرمود
سید الشهدا
تاریخچه
سوگواری
نگرش شیعه
نگرش اهل سنت
رسوم مردمی
سوگواری در میان غیر مسلمانان
محرم (ماه)
ماههای هجری قمری
ماه مُحَرّم یا محرمالحرام نخستین ماه تقویم اسلامی(قمری) و از ماههای حرام است؛ که در دوران جاهلیت در جنگ و خونریزی در آن ممنوع شده بود و اسلام نیز آن را تأیید کرد.حسین بن علی،سومین امام شیعیان در این ماه وارد سرزمین کربلا شد و دهمین این ماه معروف به عاشورا کشته شد. علی بن حسین معروف به زینالعابدین نیز در روز بیست و پنجم همین ماه کشته شد. اهل سنت معتقدند که عمر در نخستین روز همین ماه کشته شده است.اهل سنت روزه گرفتن در تاسوعا و عاشورا را مستحب میدانند در حالی که شیعیان آن را مکروه دانستهاند. در بعضی کشورهای اسلامی،آغاز این ماه که آغاز سال قمری نیز هست جشن گرفته میشود؛ در حالی که در بعضی کشورهای دیگر مانند عربستان سعودی با این جشن مخالفت شده و بدعت دانسته میشود.
عاشورا
روزها رازهایی در سینه دارند که تقدیم روشن بینان می شود. آنهایی که چشم های خود را به روشنایی می بندند توانایی نگریستن به خورشید بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت می آموزند و بر واقعه ها با دیده تعبیر می نگرند، آیات نیک را شاکرند و بر نشانه های هیبت و عسرت صابر. زیرا شکر به فراخی و صبر به تنگی نشان خردمندی است. عاشورا، دهم ماه محرم، روز پیروزی خون بر شمشیر است. غلبه فریاد مظلوم بر عربده کشی ظالم تا بن دندان مسلح پیروزی و نصرتی که هلهله کنان کوفی و شامی آن را با چشمان بسته به آفتاب خود ندیدند و از بالای نیزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، در حالی که نمی دانستند با خود رایت پیروزی حسین شهید (ع) را به دوش می کشند و با هلهله خویش کوس رسوایی خود را بر کوی و برزن می زنند. امروز، تاریخ پیروزی حسین بن علی (ع) را به گواهی نشسته است، پیروزیی که از بستر جهاد و متن خون شکوفا شد و آرمانهای والای او را با جریان تاریخ نسل به نسل بشری واگویه کرد.
حماسهی عاشورا سرفصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهی و نشان آفرینش عزت و اقتدار و آرمان گرایی بزرگ زنانی است که حیات اسلام ناب محمدی (ص) و آزادگی و آزادی را امداد جاودانه پایمردی و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسینی و انقلاب فیاض و جوشان عاشورا یک بعثت بدون وحی و شکفتن گلبانگ توحید در چکاچک شمشیر بر بلندای سر نیزه هاست، کربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از یک سو و تبلور قساوت و حد اعلای فاجعه از طرف دیگر است و نینوا سرزمینی بی مانند برای نمایش تمامی عشق بر پرده هستی است، واضح است که دایره آفرینش را بی کربلا وجودی نیست منظومه معارف عارفان و سیر سالکان الی الله و جهاد مجاهدین فی الله و مجاهده عالمان فی سبیل الله را بی حسین (ع) و زینب در باغ خاطر نمی توان گذراند. به راستی اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرینش، گوهری چون حسین (ع) و مرواریدی چون زینب (س) نداشت، کار کدامین نبی به کمال می رسید و راه کدامین رسول به نهایت پیوند می خورد؟ حسین و عاشورا و زینب ناموس دهر و باعث بقای هستی و تداوم راه پاکان و صالحان برای همیشه تاریخ بشر هستند، از پیامبران اولوالعزم تا مردمان عادی همه در جستجو و رهپوی مردان و زنان روزگار و سرزمینی هستند که پرچم هدایتشان در دستهای استوار زینب (س) و نهال آرزویشان در چشمه سار همیشه جوشان حسین (ع) استقرار یافته و نور خود را در چهرهی گلگون عاشورا به نظاره می نشینند.
تاسوعای حسینی
سخن از قیام پیامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاریخ بسیار است که در این میان حسین(ع) جایگاه ویژه ای دارد. او شاهد و وارث تاریخی است که در آن جنایت و بیداد و نیرنگ و فریب به نهایت رسیده است. او می بیند که اگر ساکت بماند همه چیز پایمال می شود. این است که مراسم حج را نیمه کاره می گذارد و به سوی شهادت می رود.
«تا به بشریت و به تاریخ بفهماند که در حاکمیت جور، حج مفهومی ندارد. تا شعار عدالت اجتماعی و قیام مردم به قسط به اجرا در نیاید، تا استعدادهای خدایی انسان مجالی برای شکوفایی پیدا نکنند»، اسلام که خود برای نجات انسان از اسارت و بردگی است وسیله ای می شود برای توجیه استبداد و استثمار و می بینیم که در عاشورای سال ۶۱ هجری جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش های بی ارزش خویش که به نام دفاع از اسلام، با همه نیرو و توان خود در مقابل حسین(ع) صف آرایی کرد. و یک بار دیگر سایه های شوم ابلیس، زر و زور و تزویر آشکارا با هم، هم پیمان شدند و فرزند پاک محمد(ص) ،علی(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان کسی که از دین خارج شده است محکوم و قتل او را توجیه شرعی می کنند. حسین(ع) در صحرای نینوا مردانه می ایستد و با خون خویش نهال آزادی و رهایی انسان و اسلام را آبیاری می کند و سپاه کفر به شکرانه این پیروزی جشن می گیرد، خیمه های حسین(ع) را به آتش می کشد و زنان و فرزندانش را به اسارت می برد.
برای بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ می نشینند.
روز تاسوعا
روز نهم ماه محرم که معروف به تاسوعا است، آخرین روزى بود که امام حسین علیه السلام و یارانش شبانگاه آن را درک کرده بودند و این روز به شب عاشورا پیوند خورد. بدین جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بیت علیهم السلام از اهمیت بالایى برخوردار است . مسلمانان تاریخ ساز ایران اسلامى همچون بسیاری از مسلمانان سراسر گیتی، این روز را منتسب به غیرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) میدانند، بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.
تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار و ادب و دلاوری و وفا و حقگزاری عباس بن علی(ع) است و با گذشت بیش از هزار و سیصد سال ، هنوز تاریخ، روشن از کرامتهای اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است.
آن سردار فداکار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردی و وفایش نگذاشت که او آب بنوشد و امام و اهل بیت و کودکان تشنه کام باشند. لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند.
خود از آب ننوشید و فرات را تشنه لبهای خویش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عباس نرسید. این ایثار را کجا میتوان یافت و این همه فداکاری مگر در واژه میگنجد و با کلام قابل بیان است؟
دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و این دستها برای آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بی بدیل فتوّت و مردانگی در تاریخ شد. و چه به حق او را غیرت ا... العظمیم نامیده اند.
در این روز مهم ، چند رویداد سرنوشت ساز در سرزمین کربلا واقع گردید که به آن ها اشاره مى کنیم:
1- ورود شمر به کربلا
شمر بن ذى الجوشن که در دشمنى به اهل بیت علیهم السلام پیش قدم تر از دیگران بود و با حرارت ویژه اى در واقعه کربلا حضور بهم رسانید، نامه شدید اللحن عبیدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانید و او را از منظور عبیدالله باخبر گردانید.
پسر سعد که نسبت به صلح با امام حسین علیه السلام خوشبین بود و در این راه تلاش زیادى به عمل آورده بود، یک باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزى براى خود نیافت. او على رغم میلش یا با امام حسین علیه السلام مى بایست نبرد مى کرد و یا فرماندهى را از دست مى داد و براى همیشه از دست یابى به حکومت رى محروم مى شد.
پذیرفتن هر یک از این دو راه براى او دشوار بود، ولى حب ریاست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه یافته بود که بدون در نظر گرفتن قیامت و موقعیت دینى و اجتماعى امام حسین علیه السلام و قرابت وى با پیامبر صلى الله علیه و آله ، راه نخست را انتخاب کرد و با این نیت که مى توان امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانید ولى پس از آن ، توبه کرد و در پیش گاه جدش محمد مصطفى صلى الله علیه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حکومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسید، تصمیم گرفت که فرمان عبیدالله را اجرا کند و با امام حسین علیه السلام به نبرد بپردازد. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله نمود.
2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس علیه السلام
شمر، که فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر کلیدى و پلید واقعه کربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین علیهاالسلام یعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین علیه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقیقت طلب امام حسین علیه السلام جدا سازد.
ام البنین ، همسر حضرت على علیه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداکار بود که همگى در رکاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا حاضر بودند.
حضرت عباس علیه السلام که بزرگترین آنان است ، از شهرت به سزایى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زیبا، قامت موزون ، دلاورى ، غیرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.
ام البنین از قبیله بنى کلاب بود که شمر بن ذى الجوشن نیز به همین تبار انتساب پیدا مى کرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیکى خیمه گاه امام حسین علیه السلام آمد و با صداى بلند فریاد زد: خواهرزادگانم کجایند؟
امام حسین علیه السلام که منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیکن با شما قرابت و خویشى دارد.
حضرت عباس علیه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسیدند: حاجت تو چیست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منید. بدانید تا ساعتى دیگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از یاران حسین بن على علیه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این که دست از یارى برادرتان حسین علیه السلام بردارید و سپاهیانش را ترک کنید.
حضرت عباس علیه السلام که کانون وفادارى و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى که از یاران برادر و مولایمان حسین علیه السلام دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاک آنان درآوریم . آیا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله امانى نیست؟
شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین ، خشمناک شد و به خیمه گاه خویش برگشت . هم چنین روایت شده است : در میان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) که برادرزاده ام البنین علیهاالسلام بود. وى هنگامى که با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در میان سپاهیان امام حسین علیه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((کزمان )) براى آنان ارسال کرد. او ، فرزندان ام البنین علیهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دایى شان باخبر گردانید. حضرت عباس علیه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دایى ما سلام برسان و بگو که ما نیازى به امان نامه شما نیست . امان خدا، بهتر است از امان شما.
3- فرمان حمله عمومى
عمر بن سعد، پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، احساس کرد، اگر در مبارزه با امام حسین علیه السلام تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام را صادر کرد.
وى با گفتن (( یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى )) تلاش نمود تا کردار خویش را بایسته جلوه دهد و روحیات متزلزل سپاهیان خویش را تقویت کند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله علیه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراکندگى گردند. سپاه کفر پیشه عمر بن سعد، یک پارچه به حرکت درآمده و به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام هجوم آوردند.
امام حسین علیه السلام در این هنگام خیل عظیم سپاهیان دشمن را در روبروى خیمه هاى خود مشاهده نمود.
آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ین على علیه السلام را طلبید و وى را به همراه بیست تن از یاران فداکارش چون زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات کرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جویا گردند. حضرت عباس علیه السلام به همراه یاران امام حسین علیه السلام به سپاهیان دشمن نزدیک شد و از سرکردگان آنان پرسید:
منظور شما از این حرکت بى جا و غوغاها چیست؟ آنان پاسخ دادند: از امیر عبیدالله بن زیاد فرمان آمده است که باید بر شما عرضه کنیم و آن این است که یا در طاعت او درآیید و با وى بیعت کنید و یا آماده نبرد سرنوشت ساز باشید!
حضرت عباس علیه السلام فرمود: پس قدرى تامل کنید تا من این گزارش را به سرورم حسین علیه السلام برسانم .
حضرت عباس علیه السلام ، پیام دشمن را به امام علیه السلام رسانید. امام حسین علیه السلام به وى فرمود: به سوى ایشان برو و از آنان مهلت بخواه که امشب را صبر کنند و کار نبرد را به فردا واگذار کنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بیشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند که من به راز و نیاز با وى و نیایش در درگاهش چه قدر علاقمندم .
حضرت عباس علیه السلام مجددا پیام امام حسین علیه السلام را به دشمن رسانید. عمر بن سعد که مظنون به مسامحه کارى شده بود و شمر را رقیب خود مى دید، از درخواست امام حسین علیه السلام سرباز زد و گفت: براى حسین ، دیگر مهلتى نیست !
مشخصات فایل
عنوان:مقاله جامع با محوریت عاشوراوعلل جاودانگی وارتباط آن با عدالت
قالب بندی:word
تعداد صفحات:42
محتویات
انواع منظر نسبت به ماجرای امام حسین (ع)
منظر اقوم و احسن کدام است؟
عاشورا و کربلا مربوط به تمام زمانها و تمام و مکانها است
نگاهی جامعه شناختی به قیام عاشورا
رجعت امام حسین (ع) و اصحابش هنگام ظهور امام زمان (عج)
آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف و نهی از منکر
تفسیر و احیاى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنکر
بنابراین، نهضت و شهادت سیدالشهداء (ع) دو معنى داشت
آثار سیاسی عاشورا – بیدارى خفتگان و رهایى از ضلال
بیدارى خفتگان
رهایى از جهالت و ضلالت
آثار عاشورا ، نترسیدن از مرگ
همچون ذلیلان دست بیعت با شما نخواهم داد.
صبح عاشورا در طلیعة نبرد، ضمن سخنانی فرمود
عاشورا پایان یک ماجرا نیست ، آغاز یک مسیر است
حادثه کربلا در آخرالزمان مجدداً واقع می شود
ظهور مهدی (عج) سیراب از چشمه همیشه جوشان کربلای حسین (ع)
سرآغاز
فصل اول: عاشورا و جهان اسلام
1- حرکت انقلابى عاشورا
2- عاشورا، مشعل جاوید
- اجراى عدالت
1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود.
2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود.
فصل دوم: عاشورا و انسان نو
1- عاشورا و بقاى اسلام
و عاشورا یک "ایست بزرگ" است،
درآمدى بر طرح موضوع
معیار جاودانگىها
اصالت و دوام حق
استاد شهید مطهرى مىنویسد
استاد مطهرى(ره) در ادامه مطلب فوق که حق دوام دارد مىافزاید
الف. عوامل اعتقادى
1. توحید در عقیده و عمل
استاد مطهرى در اثبات این مدعا، با عنوان: «دین حق در نهایت امر پیروز است» مىگوید
ب. عوامل اخلاقى
ج. عوامل عرفانى
1. یاد خدا
فصل سوم: عاشورا و عدالت
1- طرح موضوع عدالت در خطبه عاشورا
و اکنون ما مسلمانیم و دو تجدید نظر ضرورى، یعنى دو تکلیف بزرگ، در برابر عاشورا
بسم ا... الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و توکلت علی الله
سلام بر حسین، سلام بر کاروانیان حسین و سلام بر عاشورای حسین. سلامی که در آن وداع نیست . سلامی به پهنای آسمانها و زمین و به وسعت تمام زمانها و مکانها . سلامی از ازل ، از حنجره پاک طینتان دهر تا انتهای ابدی تاریخ. سیاهی عزا و مصیبت، سرخی حماسه و شهادت ، سبزی مسیر و نهایت و آبی آب فرات در ماجرای عظیم و عجیب کربلا هر یک تاثیرات مثبت خود را بر وجود شیعیان و محبان امام حسین (ع) و تمام انسانهای تشنه حقیقت می گذارد.
انواع منظر نسبت به ماجرای امام حسین (ع)
انتفاع و بهره هر شخص بستگی به نوع منظر و ایمانیات او نسبت به ماجرای امام حسین صلوات الله علیه دارد. یکی امام حسین (ع) را شخصی عدالتخواه ، شجاع و ظلم ستیز می بیند که برای بر انداختن بنای ظلم یزید و یزیدیان قیام می کند. دیگری امام حسین (ع) را مطیع و مامور خدا می داند که به ناچار باید راه شهادت را پیموده و به خاطر مقتضیات زمان و مکان به دلخراشترین وضعیت خود و یاورانش به شهادت رسیده و خاندانش را به اسارت برند. آن یکی به نوعی تفکر مسیحیان نسبت به حضرت علی (ع) را عقیده خود کرده که عیسی (ع) به صلیب کشیده شد به خاطر گناه امتش . حرفشان این است که ما عزاداران و محبان سید الشهداء (ع) غرق گناهیم، سراپا تقصیر و معصیت هستیم ولی امام حسین (ع) با کوچکترین بهانه، به قطره اشکی که در ماتم او ریخته شود، گناهان ما را پاک می کنند. شفیع روز حشرمان خواهند بود و... می گویند ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش از بس که کرم دارد و آقاست حسین. می گویند: غرق گناهیم و یک حسین داریم! دیگری اخلاق و احساسات عاشوراییان برایش جلب توجه می کند و دیگری صفات و روحیات. آن یکی از دریچه ای به عاشورا نگاه می کند که کربلا را سراسر درد و مصیبت ، ماتم و عزا برداشت می کند. حسین (ع) را در اوج پاکی و مظلومیت و دشمنانش را سراسر عداوت و کینه و رذالت می بیند. زینب (س) این تعلیم و تربیت شده مکتب حسینی (ع) که با گناهی متفاوت به عاشورا نگاه می کند، رشد و رفعت، ولایت و نعمات کاروان حسینی (ص) را می بیند . لذا در جواب سوال آن ملعون که کربلا را چگونه دیدی؟ می فرمایند: ما رأیت الّا جمیلاً و دیگری ...
منظر اقوم و احسن کدام است؟
آیا دریچه ای باز می شود که نگاه از آن دریچه ما را مشمول بشارت خداوند مان کند، آن دسته که فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه نگاه و برداشت احسن از عاشورا کدام است؟ احسن احساسات و احسن روحیات چیست؟ کدام عبرت و سرانجام، کدام رفتار در قبال عاشورا بهترین است؟ آری! عاشورا سراسر حسن است و جمیل که ما رایت الا جمیلا ولی از میان این همه مقولات و موضوعات حسنه، احسن کدام است؟ آیا حماسه ، رشادت ها ، شهامت ها و شهادت ها؟ آیا اخلاقیات و صفات و فطریات و یا تعالیم ، تربیت ها، مسیرها و هدف ها؟ کدام حسنه است و کدام احسن؟ جوان شیعه ای که می خواهد از مولایش حسین (ع) تبعیت کند و رضایت او را کسب نماید به کدام موضوعات بپردازد و از هر موضوعی به چه میزان؟ که در نهایت تصویری که از عاشورا و درس ها و عبرت های آن در وجودش نقش می بندد تصویری منطقی و در کمال حسن باشد و نه تصویری ناهماهنگ و غیر منطقی؟
عاشورا و کربلا مربوط به تمام زمانها و تمام و مکانها است
وقتی می گوئیم عاشورا، وقتی می شنویم کربلا مطمئناً منظورمان یک فضا و یا یک واقعه ای نبوده است مربوط به زمان صدر اسلام ، محدود نبوده است به یک زمان و مکان خاص . ما می خواهیم به عاشورا به صورتی نگاه کنیم که همه زمانی باشد به صورتی به کربلا نگاه کنیم که همه مکانی باشد . انبیاء و رسل (ع) قبل از وقوع حادثه کربلا و سالهای بسیار قبل از عاشورا به آن توجه داشته اند، با پسر پیغمبر آخرالزمان و یارانش احساس نزدیکی کرده اند، اخت شده و بهره ها برده اند. اگر عاشورا مربوط به یک زمان خاص باشد دیگر برای گذشتگان و آیندگان نخواهد بود. دیگر کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا معنی و مفهوم خود را از دست خواهد داد لذا بیاییم عاشورا را به گونه ای معنی کنیم که در همه زمانها و مکانها به خصوص زمان و مکانی که ما در آن واقع شده ایم بسیار کاربردی باشد نگاهی که در آن هم روشها مطرح باشد و هم هدفها . از بعدی راهها و روشها از آن بجوشد و از بعد دیگر هدفمند باشد و مقوله و عنوانی جامع و کاربردی را بتوان از آن نتیجه گرفت. برای رسیدن به این منظر بیاییم پای صحبت مولایمان امام حسین (ع) در بین کاروانیان خود در مسیر مکه تا کربلا بنشینیم، گوش جان سپرده و در این صحنه با مولایمان هم تببین شویم. این روایت را امام باقر (ع) ذیل آیه 96 سوره اعراف فرموده اند.
نگاهی جامعه شناختی به قیام عاشورا
شاید یکی از نکات اصلی برای بحث و بررسی پیرامون قیام کربلا، چرایی و چگونگی بروز آن باشد. بی گمان هر واقعه دلایل تاریخی و جامعه شناسی دارد و برای پی بردن به علت اصلی بروز آن می بایست یک حادثه را در جغرافیای خاص زمانی و مکانی آن بررسی کرد. نگارنده در این نوشتار به بیان شرایط اجتماعی سرزمین خلافت اسلامی پرداخته است.
واقعه عاشورا صرف نظر از نگاه حسی و عاطفی شیعیان، از مقاطع حساس تاریخ اسلام به شمار می آید. این پدیده در طول سالیان سال، همواره مورد توجه بسیاری از نهضت ها، جریان ها، قیامها و جنبشهایی بوده است که عدالت خواهی و عدالت جویی را شعار اصلی خود قرار داده اند. بنابراین بجاست که از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد. نگارنده بر آن است که داستان عاشورا، حکایت پر رمز و رازی است که تا به امروز، تنها برخی از جنبه های آن برای ما آشکار شده است. شاید یکی از نکات اصلی برای بحث و بررسی پیرامون قیام کربلا، چرایی و چگونگی بروز آن باشد. بی گمان هر واقعه دلایل تاریخی و جامعه شناسی دارد و برای پی بردن به علت اصلی بروز آن می بایست یک حادثه را در جغرافیای خاص زمانی و مکانی آن بررسی کرد. نگارنده در این نوشتار قصد دارد، در حد بضاعت اندک خود و با تکیه بر متون و منابع تاریخی، شرایط اجتماعی سرزمین های خلافت اسلامی را توصیف کند. می دانیم که اوضاع و احوال سیاسی جامعه مسلمین، بعد از رحلت پیامبر (ص) دگرگون شد. گردش برخی از گروه های قبیله ای که صرفا مبتنی بر جنبه های احساسی و عاطفی نسبت به شعارهای اخلاقی اسلام بود و از تعمق و آگاهی مکتبی بهره کمتری داشت، در زمان جانشینان پیامبر دستخوش تزلزل شد. به همین خاطر با عنایت به اینکه ویژگی های دوره جاهلی و عصبیت های مناسبت های اجتماعی آن هنوز هم برای قبایل عرب جذابیت داشت طبیعی بود که در مواجهه با مسایل روزمره که به حد امکان، منافع مادی و اقتصادی آنان را تامین یا تضعیف می کرد، برخورد متفاوت داشته باشند نوع تعامل قبایل عرب با بسیاری از حاکمیتها در دوره مورد نظر، بیانگر همین نگاه متفاوت است؛ به خصوص حوادث دوران امامت و خلافت امام علی(ع)، صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) از همین منظر قابل بررسی است برخی با توجه به گسترش امکانات اقتصادی جامعه اسلامی، نگاهی عافیت طلبانه به زندگی دارند و در مقابل اتفاقاتی که از نگاه آنان بر هم زدن آرامش جامعه اسلامی تلقی می شود، شدیدا واکنش نشان می دهند. گروهی دیگر تزاحم و تداخل منافع گروه های سیاسی را مضر و مخل حیات اجتماعی جامعه اسلامی تشخیص داده و به جای اینکه از حق پیروی کنند و متجاوز به حقوق را بر سر جای خود بنشانند، گوشه عزلتی اختیار کرده و بر حال و روز مسلمین تاسف می خورند. گروه دیگر که جزو عمال هستند، بقا و دوام خود را در حمایت از حاکمیت سلطه می دانند و برای استمرار وضعیت خود، هر ناله حق طلبانه ای را در گلو خفه می کنند. در این میان، راست قامتانی نیز هستند که به هیچ وجه ظلم و ستم را بر نمی تابند و پرشور و مقاوم در مقابل بی عدالتی مردانه می ایستند؛ گر چه از عده و وعده لازم برخوردار نیستند. این مرزبندی های اجتماعی تا زمان صلح امام حسن(ع) بر جامعه اسلامی حاکم بود بعد از انعقاد قرار داد متارکه جنگ، معاویه اقدامات موثری را برای استقرار تثبیت حاکمیت خاندان اموی در سراسر جامعه اسلامی انجام داد. وی بلافاصله بعد از انعقاد صلح در اولین سخنرانی خود در نخلیه اعلام کرد که قصد و غرض اصلی او در جنگ این نبوده که مردم روزه بگیرند و نماز بر پای دارند و زکات بدهند؛ بلکه هدف وی از نبرد، به دست گرفتن پادشاهی و حاکمیت بوده است. (کشف الغمه، علی بن عیسی الاربلی، ترجمه علی بن حسین زواری،ج2،ص115) در این دوران وضعیت خاصی بر جامعه اسلامی حکفرما بود. به خصوص مناطقی که تحت سیطره معاویه بودند، در زمان مورد نظر بسیاری از صحابه پیامبر(ص) که مرجع دینداران و مسلمین بودند، در سنین بالای عمر روزگار می گذراندند. بسیاری از این افراد بنا به مقتضیات جسمی خود سعی می کردند در برخورد با قضایا و مسایل سیاسی سکوت اختیار کنند؛ اما نسل بعدی که طبقه میانسال یا جوان جامعه اسلامی را تشکیل می داد، تا حدود زیادی از جو سیاسی دوران پیامبر و خلفای راشدین به دور بود. این افراد منفک از عصر رسالت در شرایطی زندگی می کردند که خلیفه ای چون معاویه سکان اداره جامعه اسلامی را به دست گرفته بود و دست اندرکاران اجرایی او، اشخاصی نظیر مغیره بن شعبه، زیاد بن ابیه و مروان بن حکم بودند.
نامبردگان به لحاظ اجتماعی به طبقه اشراف جامعه قریش تعلق داشتند و آن چه که بیش از هر چیز برای آنان اهمیت داشت، تامین منافع دستگاه خلافت به هر طریق ممکن بود.
استراتژی اصلی این جناح، طرفداری از نظریه برتری عرب بر عجم بود که تنها به این تز محدود نمی شد. بلکه میان مسلمان و غیر مسلمان و اشراف قبیله قریش با سایر طوایف و قبایل عرب نیز فرق قائل می شدند و هر سخن مخالف را به شیوه های گوناگون و با بهره گیری از زر و زور و تزویر از ریشه می خشکاندند. طبیعی بود که نسل فعال و جوان جامعه اسلامی در جو پر اختناق موجود برای جلوگیری از هر گونه خطرات احتمالی ترجیح دهد که زندگی به روال عادی و معمولی را طی کند. برخی دیگر از مسلمین که در زمان عمر و ابوبکر به واسطه فتوحات خارجی اعراب به مال و منالی دست یازیده و در سایه بهره گیری از مقرری ها و عطایا به ثروت و مکنتی رسیدند، ترجیح می دادند وضعیت موجود حفظ شود. خلافت اموی نیز تا زمانی که مخالفت جدی از سوی طیف یاد شده صورت نمی گرفت، با آنان کاری نداشت. بنابراین اشراف و ثروتمندان عافیت طلبی را اختیار کردند و برای اینکه مسلمانان را به حفظ وضع موجود ترغیب و تشویق کنند، مستمسک شرعی برای خود دست و پا کردند و به معترضان می گفتند باید با جامعه اسلامی و هیات حاکمه یار و همراه بود و تا حد ممکن از اختلاف و تفرقه پرهیز کرد، تا دین و دنیای مسلمین حفظ شود.
هیات حاکمه نیز برای مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی خود، راهکارهای متعددی را تجربه کرد. نخست با استخدام برخی از روحانیونی که با حاکمیت همگرایی داشتند، به فرمانروایی خویش رنگ و بوی دینی و مذهبی بخشید. روحانیون مذکور، اهتمام ویژه به جعل و وضع روایات ساختگی داشتند. احادیث متعددی در این دوره بسط و نشر پیدا کرد که مبدعان آن روحانیونی نظیر ابوهریره و کعب الاحبار و عبدالله بن سلام و.. بودند و در بسیاری از این روایات به دروغ بر مشروعیت خاندان اموی برای حاکمیت صحه گذاشته شده بود. نکته مهم اینکه مقر زمامداری معاویه سرزمین شام بود. این منطقه با توجه به لشگرکشی های یزید بن ابوسفیان و برادرش معاویه به اسلام گردیده بود. طبعا این دو به مثابه نمونه و الگوی جامعه اسلامی در بین شامیان به شمار می رفتند و از این رو برای پیشبرد سیاست های دستگاه خلافت از هیچ کوششی فروگذار نبود. عامل مؤثر دیگر در بیعت پذیری اهالی شام از خاندان اموی،همجواری آنان با متصرّفات امپراطوری روم شرقی بود. سرزمینی که از تمدن و فرهنگ یونانی و هلنیسم بهره گرفت. داشتن مرزهای مشترک به تبادل و تعادل های فرهنگی می انجامید و دو فرهنگ اسلامی و یونانی بر یکدیگر تأثیر و تآثر داشتند و این مسأله باعث رواج بحث ها و گفت و گوهایی پیرامون مباحث مباحث اعتقادی و فلسفی شد. شکل گیری مکاتب مستقل فکری به خصوص در منطقه شام با آن وضعیت فکری رواج بیشتری پیدا کرد. یکی از این فرقه های سیاسی و فکری «مرجئه» بود. پیشگامان این نحله، عده ای از صحابه بودند که بعد از دوره عثمان به واسطه بروز اختلاف در بین مسلمین و شعله ور شدن آتش جنگ های داخلی، درگیری گروه های متخاصم را نبرد دو گروه مسلمان فرض کرده و حضور خود را در جبهه هر یک از طرفین دعوا باعث تشدید جنگ می دانستند. اینان کاری به جبهه حق و باطل نداشتند بلکه صرف نظر از هرگونه پیش داوری، دو گروه را به صلح و آرامش دعوت می کردند. این عده، قائلین به ارجاء بودند. ماحصل چنین تفکری رضایت از وضع موجود بود. با گسترش این بینش، نظام سیاسی بنی امیه درصدد بهره برداری از آن برآمد. از این رو برخی از نخبگان منتسب به دستگاه خلافت، مروج این عقیده شدند که رضایت مسلمین از شرایط حاکم بر جامعه اسلامی، راضی بودن به مشیت الهی است. این مسأله بهانه خوبی برای مشروع جلوه دادن اعمال، رفتار و کردار حاکمان اموی بود. جالب اینکه برخی خلفای اموی نیز مؤید چنین بینشی بودند. از جمله معاویه که از جبر سخن می گفت و عنوان می کرد که هر پیشامدی از جانب خداست و به این آیه استناد می کرد که «یؤتی الملک لمن یشاء» (تاریخ تمدن اسلامی، جرجی زیدان، ص 695) با این وصف، میزان بیعت پذیری از امویان، در شهرهای دیگر، شدت و ضعف داشت. این مسأله به خصوص در زمان اعلام ولیعهدی یزید، نمود بیشتری داشت؛ چون اساسا به رغم آشکار بودن نیت معاویه از حکمروایی بر مردم، وی به لحاظ شخصیتی با پسرش یزید تفاوت اساسی داشت. او به هر صورت، ظاهر آداب و رسوم مذهبی را در منظر و مرآی مسلمین رعایت می کرد؛ اما به تصریح تمامی منابع انسانی، لاابالی و بی قید بود و طبعا پذیرش ولیعهدی او از سوی جامعه اسلامی نیاز به تمهیداتی داشت. نخستین اقدام معاویه، عملی کردن این طرح در مرکز خلافت یعنی شام بود. مردم این سرزمین از دوستداران معاویه به شمار می رفتند؛ اما در مورد یزید و اعتبارش، در بین مردم شام، نظرات ضد و نقیضی وجود داشت (مروج الذهب، سعودی، ج2، ص 69 تا 71)
در همان ایام خاندان خالدبن ولید نیز در بین اهالی این سرزمین دارای احترام و اعتبار بودند. این امر ناشی از نقش آفرینی خالد بن ولید سردار سپاه اسلام در عرصه فتوحات قسمت های غربی سرزمین های اسلامی بود. فرزند وی خالد بن ولید در زمره افراد معتبر و موجه شام محسوب می شد که یقینا مردم او را بر یزید ترجیح می دادند، اما بعد از مدتی شخص مذکور با ترفند معاویه مسموم شد و از دنیا رفت. از سویی دیگر با توجه به حضور قبایل مختلف عرب در شام که بیشتر یمانی بودند، معاویه با تکیه بر مسایل قومی از بین قبیله کلب، برای یزید، دختری را به زنی گرفت. این مسأله باعث ترغیب یمانی شد. دیگر اینکه از مدت ها پیش بین عراق و شام، رقابت دیرینه ای بر سر کسب اقتدار و زعامت سیاسی وجود داشت. در بین حجازیان و اعراب مقیم عراق، مدعیانی برای به دست گرفتن قدرت وجود داشت و توجه نشان دادن مردم شام، به عناصر حجازی و عراقی می توانست به تنزل جایگاه شام بینجامد؛ بنابراین حفظ اعتبار سیاسی این سرزمین در گرو حمایت از امویان بود (تاریخ تحول دولت و خلافت، رسول جعفریان، ص 203) سرزمین حجاز با محوریت دو شهر کلیدی مکه و مدینه در شمار قلمرو معتبر مذهبی جهان اسلام تلقی می شد. بی تردید اظهارنظر معاریف این دو شهر که مقر و مأوای اکثر صحابه پیامبر بود، مورد توجه مسلمین قرار می گرفت اما شرایطی پیش آمد که باعث شد مکه و مدینه چند دهه در یک سکوت سیاسی فرو رود و این وضعیت از زمانی شروع شد که مقر سیاسی حاکمیت به عراق و بعد به شام تغییر پیدا کرد. اهالی مکه به جهت روابط خویشاوندی با معاویه و امویان، روابط بهتری را با آنان برقرار کردند. چون معاویه نیز همانند مکیان، عضدی شمرده می شد و جزو طوایف شمالی بود. اما وضعیت مدینه فرق داشت. این شهر، مرکز صحابی و انصار پیامبر بود و به لحاظ قومی جزو طوایف جنوبی محسوب می شد و به امویان به چشم رقیب می نگریستند. اما در دوره مورد نظر از اعتبار سیاسی مدینه به جهت انتقال مرکزیت خلافت به شهرهای دیگر، کاسته شد؛ گرچه هنوز هم مستعد شورش و قیام بود و معاویه می دانست که در برخورد با اهالی شام می بایست حزم و احتیاط بیشتری به خرج دهد. بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، بسیاری از بنی هاشم و اهل بیت پیامبر(ص) و در رأس آنان امام حسین(ع) از کوفه خارج شده و رحل اقامت در مدینه افکندند. از سویی دیگر افراد شاخصی نظیر عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر نیز در این زمان در مدینه می زیستند. می دانیم که اینان یا خلیفه زاده و یا فرزندان اعضای انتصابی شورای تعیین خلیفه بعد از عمر بودند و طبعا با توجه به موقعیت پدرانشان، مردم با دیده احترام به آنان می نگریستند. لذا این شهر می توانست خود به خود کانون التهابات سیاسی باشد. معاویه مجبور بود همیشه برای اتخاذ تصمیمات مناسب، حکام این شهر را عوض کند وی از آنجایی که از تعویض مکرر فرمانداران مدینه برای به دست گرفتن نبض سیاسی این شهر نتیجه نگرفت، به قوه قهریه متوسل شد و در سفری که به مدینه داشت، با هیأتی کاملا نظامی در حالی که هزار نفر از نیروی ارتش، او را همراهی می کردند، وارد مدینه شد و به محض برخورد با هر یک از مدعیان خلافت، به آنان بی اعتنایی کرد و رفتاری خشن داشت. ظاهر او نشان می داد که معاویه، نظر سویی نسبت به این افراد دارد و بیم آن می رود که در یک اقدام ناگهانی، دستور قتل آنان صادر شود. این مسأله موجب شد که افراد مذکور برای حفظ جان خود، مدینه را ترک و روانه مکه شوند.