مشخصات فایل
عنوان: دریاچه تخت سلیمان
قالب بندی: word
تعدادصفحات: 7
محتویات
قسمتی از متن
دریاچه
از: لوتار، آرنو، ویلکه
ازدریاچه تخت سلیمان در قرن چهارم میلادی نامبرده شده است. در صومعه« واتوپدی » در« آتوس » دستنویسی حفظ می شودکه در آن از یک افسانه ریشه گرفته از ارمنستان گزارش شده است.«ابودلف» نیز در قرن دهم از این افسانه یاد میکند. بر اساس این افسانه هرمز پادشاه ایران فرستاده ای با روغن مقدس و کندر به بیت اللحم می فرستد. چون پیشگویان و ستاره شناسان با تعبیر وتفسیرستارگان به او خبر تولد بچه ای را می دهند که معجزه می کند و برای تغییر و تحول جهان تصمیماتی اتخاذ مینماید. فرستاده سفرش را با ستارگان تطبیق می دهد و این سفر هفت ماه طول می کشد او بچه ای را در غاری پیدا می کند و آنچه را که پادشاهش هدیه کرده است برای بچه می برد. مریم مادر بچه به منظور تشکرکیسه ای از خاک مقدس پر می کند وبه او می دهد تا آن را با خود به ایران ببرد. هنگامی که فرستاده به نزدیک محل تولد میرسد ضعف بر او غلبه می کند و به ناچار خود را با آخرین نیرو به در یاچه معجزه دهنده می رساند. در آنجا کیسهای را دفن کرده و در می گذرد. درباره دریاچه گفته میشودکه هر هزار سال یک بارباید باکره ای در آن استحمام کند وبا قدرت زرتشت پسری به دنیا آورد که موبد موبدان شود. هرمز سه سال در انتظار فرستادن مفقودش می ماند، سپس کسانی را برای گرفتن خبراعزام می کند یکی از آنان کنار دریاچه مقدس میرسد و کیسه کوچکی را می بیند که به شکلی مرموزاز زیر زمین می درخشد. روز بعد بقایای جسد فرستاده را می یابد وتمام موضوع را به پادشاهش گزارش می نماید. شاه پس از اطلاع از این واقعه، دراین محل آتشکده بزرگی بنا می کند.
در قرن دهم میلادی دریاچه مرکز یک شهر می شود. در این گزارش همچنین ذکر شده است که در یاچه عمقی غیر قابل اندازه گیری دارد و هرگز خشک نمی شود.
البته روشن به نظر نمی رسد که در یاچه روی تخت سلیمان همان در یاچه ای باشد که در گزارش های ارمنی « هفت آسیاب » را به کار می انداخته است. این گزارش ها مربوط به قرن هشتم میلادی هستند و محل دریاچه را دقیقا توصیف نمی کنند.
حمداله مستوفی در قرن چهاردهم میلادی می نویسد که دریاچه روی تپه به اندازه ارتفاع تپه عمق دارد. آبش هرگز سر ریز نمی کند و با وجود اینکه هفت آسیاب رابه کار میاندازد هرگز کم نمی شود.
در قرن نوزدهم میلادی « سر روبرت کرپورتر » ، «اچ . سی . راولینسون » و « هتوم شیندلر » توصیفاتی در مورد این دریاچه عرضه داشتند. « کارل ریتر » نیز در سال 1840 آن را برکه کوچک بیضی شکلی توصیف می کند که به گفته اهالی محلی عمقش نا معلوم است.
رنگ آب دریاچه را مانند قرن دهم میلادی، سبز زبرجد و بسیار زلال توصیف می کنند. « ریتر » از یک کانال کوچک به عرض و عمق پا در سمت شرق صحبت می کند که مثل آبشار از روی دیواره تپه مرتفع به کف دره فرو می ریزد. « کلنل مونتیت » عمق دریاچه را با شاغول تا حد 400 پا اندازه گیری کرد و به کف دریاچه دست نیافت. اهالی محلی در قرن نوزدهم اطمینان دارند که لبه دریاچه سال به سال بلندتر می شود. از یک منبع گاز که آب این دریاچه را بالا می فرستد ، صحبت می کند.
طبق اندازه گیری یکی از خوانین افشار در قرن نوزدهم ،عمق دریاچه باید 40 زراع باشد. در اینجا نیز صحبت از دو جوی آب است و موضوع دیگر اینکه آب دریاچه حتی با باز کردن جویهای متعدد باز هم کاهش نمی یابد.
هیأت آمریکایی در سال 1937 از دو جوی آب و نا معلوم بودن عمق دریاچه گزارش می کند.
مشخصات فایل
عنوان: رود زامبزی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
محتویات
قسمتی از متن
رود زامبزی
مردم زامبیا عقیده دارند که رود زامبری روحی است به نام نیامی نیامی . این رود آب لازم رابرای رشد محصولات کشاورزی وپرورش ماهیها برای خوردن را فراهم می کند .بنابراین مردم این رود را رود زندگی می نامند زامبری از شمال غربی زامبیا سرچشمه می گیرد (رود سیای سابق ) در سراسر آنگولا ،باستوا نا و زیمباوه جاری است و سرانجام به موزامبیک می رسد در اینجا به اقیانوس هند می ریزد 1600 مایل دورتر از سرچشمه آب و هوای اطراف رود گرمسیری است وفصل بارش از اکتبر تا آوریل ادامه دارد .ود در نقاط مختلف در طول مسیرش با تغییراتی مواجه می شود به آرامی روان می شود در جلگه های شنی و جلگه های پر آب سالانه به رودی با آبشار و تند آب تبدیل می شود .
شاید تماشایی ترین نقطه در طول مسیر رود در زمباوه باشد ، آبشار ویکتوریا این آبشار دو برابر بزرگتر از آبشار نیاگاراست . 355 پا ارتفاع و5500پاقلیم عرض !
رود زامبری بطور گسترده توسط حیات وحش و انسان به یک اندازه به یک اندازه مورد استفاده قرار می گیرد . اسبهای آبی ،کروکدیلها ، میمونها ، فیلها ، کفتارها و شیرها مثالیهایی از حیات وحش هستند که شما می توانید در طول مسیر زامبری با آن برخورد کنید . انسانها از رود به منظور حمل و نقل ،آبیاری و صنعت توریسم استفاده می کنند مردمی که در اطراف رود زندگی می کنند از کشوری به کشور دیگر تغییر می کنند زبان رسمی مردم آن مناطق انگلیسی است گرچه مردم قبایل مختلف سواحل زامبری به بیش از هفتاد زبان دیگر صحبت می کنند اخیراً کشورهایی که در مسیر این رود قرار دارند بر سر اداره رود با هم اختلاف دارند در آینده این کشورها باید برای اداره رود زندگی توافق کنند بطوریکه مردم بتوانند به زندگی ادامه دهند و روح ان بتواند پیشرفت کند .
کاربیاتا چیراندا تقریباً سفر از کاریبا تا چیراندا و تا سواحل ریمباوه سه روزه ادامه دارد . این سفر در دره کاریبا وسعت کمی دارد . حیات وحش در این ناحیه گسترده نیست و بجز اسبهای آبی وکروکدیلها ، شانس دیدن فیل گاومیش ،گربه و... اندک است . برای این بخش یک وجه تاریخی خیلی جالب وجوددارد کشف محل باستان شناسی ///// در سال 1960 دراین ناحیه تمدن کلی است اما برای تحقیق ارزشمند است .
زیستگاه پرندگان در این ناحیه خوب است ،عقاب سیاه در دره تنگ آشیان گرفته است. گزارشات ناقصی از شاهین تاتیا داشتیم که نزدیک نیاماساودیده شده اند . اولین روز در کرجی در گردنه سپری شد و بجز شنیدن صدای پرندگان و صداهای کمی از ماهیها درراه ، این یک تجربه و هم آور بود. درروز دوم و سوم پرتگاههای مصنوعی زیمباوه و زامبیا دیده می شوند که در دو طرف رود زامبزی قرار داشتند و از وقوع سیل جلوگیری می کزدند .
اسبهای آبی معمولا کمی بعد از عبور از گردند پدیدار می شوند . اسبهای آبی و به گستره ای که در پشت چیراندا وجود دارند در این ناحیه یافت نمی شوند . اگر شما درزمان کم هوس کرجی رانی دارید رود زامبزی یک انتخاب عالی است . شب هنگام محلهایی دروسط رودخانه برای استراحت وجود دارد . اما عزیمت به گردند با راهنماهای قابل اعتماد متاسفانه محدود است .زامبری اخیراً آهسته حرکت می کند ، نشانه ای که همه راجع به آن صحبت می کنند ، این مسئله هنگامی که شما زمانی را با ÷ارو زدن در رودخانه و استراحت در منطقه بگذرانید ، آشکار خواهد شد .همه آن شور وحرارتی که درباره این رود وجود دارد _ زامبری هرگز از اثر نمی افتد .
حجم زیاد و آبگیرهای طبیعی این رود خودشان را بخوبی در یک سفر امن نشان می دهند ، سفری بدون استرس . زامبری باید سر گل بین المللی مقصد ÷اروزنی شود با آب و هوای خوب و قابل پیش بینی ، آب گرم و یک دسته . کلاه حصیری تابستانی که به آسانی در دسترس است و باربری که وظیفه حمل بار را بر عهده دارد . سطح آب دائماً در حال تغییر است . همیشه با خطوط ، گودالها، امواج و هوای خنکی که شکل خاصی را ایفا می کند شما را شگفت زده می کند . با فرهنگ ، تاریخ و زیبایی طبیعی منطقه، رود زامبری واقعاً فوق العاده است .
مناسب و معتدل ، با پارو زدنهای ماهر در انواع مختلف کرجی، زامبری با آن تند آبهای بزرگ ، چاله های عمیق ، سلسله امواج بزرگ ، نقاط موج با سطوح صاف ، خطوط گرد بادی قوی و مطمئناً امواج سریع ، فراموش نشدنی است اساسی ترین کرجیها را بیاورید و نه تنها نظاره گر باشید بلکه خود به بعضی حرکات غیر قابل باور برسید .
بعضیها بر این باورند که چاله های بزرگ رود زامبری خارج از کنترل است این گفته تا حدی صحیح است اما در واقع زامبری نقش موثری را برای لذت بردن ازآب و غرق شدن در نور خورشید ایفا می کند.
اواخر آگوست ، در ÷ایان زمستان برای دیدن رود زامبری مقتدر راهی زینباوه شدم ، بین مرز زیمباوه و زامبیا .
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد رودخانه های ایران
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 53
محتویات
مقدمه
مهندسی رودخانه ها
مرفولوژی رودخانه
تثبیت بستر رودخانه ها
تثبیت دیواره رودخانه ها
علل فرسایش دیواره ها
راه حل های جلوگیری از فرسایش دیواره ها
کانالیزه کردن رودخانه
کنترل سیلاب
رودخانه های ایران
رودخانه های مرزی ایران
وضعیت مهمترین رودخانه های ورودی به کشور
رودخانه هریرود
رودخانه های ساری سو و قره سو
رودخانه ارس
و . . . .
قسمتی از متن
رودخانه ها
مقدمه
نیاز انسان به آب باعث شده تا اکثر تمدن های بشری در کنار رودخانه ها شکل بگیرند. انسان های اولیه با زندگی در کنار رودخانه ها بطور فطری و تجربی آموخته بودند که جهت استفاده بهینه از این منابع خدادادی، می باید رودخانه ها را دوست داشت و حتی در بعضی از فرهنگ های کهن آب و رودخانه بعنوان موجودی مقدس و حیات بخش مورد ستایش و احترام بود. با توسعه شهرنشینی و اجرای طرح های عمرانی و دور شدن انسانها از رودخانه این دوستی گسسته شد و انسان با برداشت بی رویه شن و ماسه از بستر رودخانه، خانه و شهرک سازی در حریم و بستر رودخانه، احداث سازه های تقاطعی و غیره اقدام به تعرض به رودخانه و بر هم زدن رژیم متعادل و پایدار آن نمود. رودخانه ها به مثابه موجودات زنده ای هستند که در مقابل این تعارض اقدام متقابل نموده و لذا رژیم هیدرولیکی آن در یک روند برای رسیدن به تعادل مجدد قرار می گیرد. مهندسی رودخانه علمی است که این اعمال اندر کنشی را بطور سیستماتیک هماهنگ و هدایت خواهد نمود و به عبارتی دیگر مهندسی رودخانه شامل تمام مراحل برنامه ریزی، طراحی، اجرا و بهره برداری از عملیات مختلفی است که به منظور بهبود وضعیت رودخانه در جهت استفاده بهتر از آن اعمال می گردد.
رودخانه ها شریان های اصلی حیات کلیه سازه های آبی محسوب می شوند و حفاظت و بهره برداری بهینه از آنها و همچنین حراست از بستر و حریم آنها از مهم ترین مسئولیت های وزارت نیرو می باشد.
استفاده بهینه از رودخانه ها به لحاظ اهمیتی که این منابع طبیعی در برآورد نیازهای بشری، از دیرباز تاکنون داشته اند از انگیزه های مهم به وجود آمدن شاخه دیگری از مهندسی آب به نام مهندسی رودخانه بوده است. به علت نزدیکی سازه های تغذیه کننده از آب رودخانه و زمین های کشاورزی اطراف رودخانه نیاز به یک برنامه ریزی علمی جهت حفظ و حراست از این سازه ها اجتناب ناپذیر می باشد. علمی که در مورد کلیه مراحل مطالعه و برنامه ریزی، طراحی، اجرا و بهره برداری جهت بهبود و یا تغییر وضعیت موجود یک رودخانه به منظور برآورد نیازهای عمرانی بحث می کند مهندسی رودخانه نامیده می شود.
علمی که در مورد کلیه مراحل مطالعه و برنامه ریزی، طراحی، اجرا و بهره برداری جهت بهبود و یا تغییر وضعیت موجود یک رودخانه به منظور برآورد نیازهای عمرانی بحث می کند مهندسی رودخانه نامیده میشود
رودخانه ها به مثابه موجودات زنده ای هستند که در مقابل تعارض بشر اقدام متقابل نموده و لذا رژیم هیدرولیکی آن در یک روند برای رسیدن به تعادل مجدد قرار می گیرد
کلیه رودخانه ها در معرض تغییر و تحول قرار دارند و کارهای مهندسی رودخانه برای تغییر بده، مطالعه بده رسوبی، مسیر رودخانه، عمق آبراهه، پهنه سیل گیر و کیفیت آب مورد نیاز می باشد. روش های معمول در راه رسیدن به این اهداف استفاده از سازه های مختلف به تنهایی یا ترکیبی از آنها مثل سد، سیل بند خاکی یا بتنی، پوشش بدنه، آبشکن یا به کار گرفتن راه حل های قدیمی مثل لایروبی می باشد. از جمله مباحث مهم در مهندسی رودخانه شناخت شکل رودخانه (مرفولوژی )، تثبیت، سواحل و بستر رودخانه، کانالیزه کردن و کنترل سیلاب می باشد.
کلیه رودخانه ها در معرض تغییر و تحول قرار دارند
به کمک مرفولوژی رودخانه می توان اطلاعاتی از شکل هندسی آبراهه، شکل بستر و پروفیل طولی رودخانه به دست آورد
مهندسی رودخانه ها
مرفولوژی رودخانه :
شناختن شکل و ساختمان رودخانه مرفولوژی رودخانه نامیده می شود به عبارتی به کمک مرفولوژی رودخانه می توان اطلاعاتی از شکل هندسی آبراهه، شکل بستر و پروفیل طولی رودخانه به دست آورد. مرفولوژی یک رودخانه تحت تاثیر عوامل متفاوتی مثل سرعت جریان فرسایش و نحوه رسوب گذاری قرار دارد از نظر مرفولوژی رودخانه ها به دو طریق زمین شناسی و نوع مسیر تقسیم می شوند:
از نظر زمین شناسی: در این تقسیم بندی با رودخانه های جوان، کامل، مسن مواجه هستیم.
رودخانه های جوان : رودخانه هایی هستند که در شیبهای تند جریان دارند. دره این رودخانه ها به شکل و فرسایش در این رودخانه ها تا هنگامی که بستر به حالت تعادل نسبی برسد ادامه دارد.رودخانه های کامل : این نوع رودخانه ها در دره های پهن تری جریان داشته و از شیب نسبتاً ملایمی برخوردارند. فرسایش دیواره ها در این نوع رودخانه ها جایگزین فرسایش بستر گردیده است، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
رودخانه های مسن : این رودخانه ها در دره های بسیار پهن جریان داشته، بسترشان دارای شیب ملایمی است و در مسیر آنها آبشاری وجود ندارد. مسیرهای نعل اسبی در حاشیه رودخانه حاکی از تغییر مسیر پیچ های رودخانه در طول زمان می باشد. رودخانه کارون در ایران مثال خوبی از این نوع رودخانه هاست.
در رودخانه های کامل فرسایش دیواره ها جایگزین فرسایش بستر میگردد، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
از لحاظ نوع مسیر: رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم : بیشتر دربازه های کوتاه، رودخانه ها این شکل را پیدا می کنند که خود یک حالت ناپایدار و انتقالی است و پس از برخورد با مانع در مسیر رودخانه این حالت از بین می رود.
رودخانه ها با مسیر پیچان : نمای بالای این رودخانه ها شامل یک رشته پیچ های پی در پی
می باشد که با مسیرهای مستقیم به یکدیگر وصل شده اند. رودخانه های پیچان دارای شیب ملایم می باشند و غالباً ناپایداری در مسیر آنها دیده می شود. در ساحل بیرونی پیچ، سرعت جریان زیاد شده که همین امر باعث ایجاد فرسایش در این سمت و در نتیجه رسوبگذاری در ساحل مقابل می گردد. این فعل و انفعالات به مرور زمان باعث پیش روی پیچ به سمت ساحل بیرونی و هم زمان با آن به طرف پایین دست رودخانه می گردد.
رودخانه ها با مسیر شریانی : این رودخانه ها شامل یک تعداد آبراهه می باشند که در طول مسیر از هم جدا شده و دو مرتبه به یکدیگر می پیوندند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند
تثبیت بستر رودخانه ها:
این نوع فرسایش بیشتر در رودخانه های جوان که بستر آنها به حالت تعادل نرسیده دیده می شود و بستر رودخانه به علت شیب تند و سرعت زیاد جریان فرسایش یافته و مواد شسته شده به پایین رودخانه منتقل می گردد.
راه حل معمولی برای تثبیت بستر رودخانه احداث شیب شکن در طول بازه مورد نظر می باشد. این شیب شکن ها می توانند از جنس بتنی یا گابیونی ساخته شوند. ارتفاع متوسط شیب شکن ها و فاصله آنها از یکدیگر پس از انجام مطالعات هیدرولیکی دقیق با توجه به شرایط و جنس خاک قابل طراحی می باشد.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد روستاشناسی در ایران
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 28
محتویات
مقدمه
تحولات تاریخی جمعیت روستایی ایران
جدول 1ـ جمعیت کشور به تفکیک شهری و روستایی در سالهای مختلف (میلیون نفر)
جدول شماره 2ـ رشد جمعیت روستایی و شهری ایران در چهار دوره سرشماری (به درصد)
جدول شماره 3ـ جمعیت مناطق شهری و روستایی طی دروه های سرشماری
نمودار 1ـ سهم جمعیت شهری و روستایی از کل جمعیت کشور (1375ـ 1345)
نمودار 2ـ توزیع جمعیت کشور به تفکیک مناطق شهری و روستایی در 40 سال اخیر
جدول شماره 4ـ تحول تعداد جمعیت مراکز روستایی کشور برحسب طبقات جمعیتی در مقاطع سرشماری (ارقام جمعیتی به هزار)
جدول شماره 5 ـ تعداد آبادیها و متوسط جمعیت و خانوار آن به تفکیک استان در سال 1375
جدول شماره 6 ـ تعداد نقاط روستایی (دارای سکنه و خالی از سکنه) و متوسط جمعیت آن به تفکیک استان در سال 1375
نمودار (4) درصد جمعیت طبقه بندی جمعیتی آبادیهای دارای سکنه کشور در سالهای مختلف
جدول شماره 9 ـ تعداد آبادییهای مسکونی کشور برحسب استان به تفکیک جمعیت در استان 1365
و . . . .
قسمتی از متن
مقدمه
واقعیت این است که بدون هیچ شک و تردیدی، در جهان امروز راه توسعه از تنگ راه جمعیت می گذرد و گذر از این تنگ راه به سلامت ممکن نیست مگر اینکه زوایای این تنگ راه به دقت بررسی و شناخته شود. طرح و اجرای هیچ برنامه ای یا پروژه ای در یک روستای کوچک یا یک شهر کلان ممکن نیست که ریشه در زمین و جمعیت و مسایل آن نداشته باشد. گفته ها و شینده های مکرر کنفرانس های ملی و بین المللی و نتایج تحقیقات در سرتاسر جهان در باب جمعیت و توسعه و شاخه های مربوط به آن، جملگی وام دار این پیام بسیار مهم برای بقای جهان است.
تحولات تاریخی جمعیت روستایی ایران
قبل از ورود آریاییها به ایران، دامنه های جنوب غربی زاگرس و خوزستان شمالی که قلمرو عیلامی ها به شمار می رفت، دارای تمدنی درخشان بوده است. در این زمان اکثر مردم در زیستگاهها و به تعبیر امروزی روستاهای کم جمعیت و پراکنده نواحی مستعد ساکن بوده اند. البته وجود معدودی شهر را در میان آنها نمـــی توان انکار نمود. استیلای آریاییهای متمدن بر نواحی مختلف موجب شروع توسعه شهرها و روستاهای ایران شد. در دوره های مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، شهرها و مراکز جمعیتی بزرگی بوجود آمد که بعدها صحنه وقوع رویدادهای مهم تاریخی گردیده است. دوره ساسانی پررونق ترین زمان تمدن ایرانی بود. شاید به جرأت بتوان گفت که در طول تاریخ ایران تا قبل از قرن حاضر تنها در این زمان بود که جمعیت شهری در ایران فزونی شدیدی گرفت و توانست جمعیت روستایی را تحت تأثیر خود قرار دهد. در حقیقت این دوره اوج شهرنشینی در ایران بوده که از مهمترین شهرهای آن مدائن (شامل 7 شهر) بوده است.[1]
طبق یک سرشماری، در زمان اردشیر بابکان، تعداد شهرها به 554 و روستاها به شش هزار بالغ گردید.
البته در این دوره زندگی روستایی نیز از توسعه زیادی برخوردار بود، هرچند که مناسبات بزرگ مالکی، مشقات فراوانی برای روستاییان و زارعان بوجود آورده بود.
در قرون دهم تا دوازدهم بر اثر تحولات سیاسی در کشور، شهرنشینی شدت گرفت و شهرهایی مانند ری و نیشابور بوجود آمد. در این عهد تحول چشمگیری در جمعیت روستایی رخ نداد و استیلای مالکان بر روستاییان شکل دیگری پیدا نمود.[2]
حمله مغولان و ترکان به ایران در قرن سیزدهم تا پانزدهم میلادی، اسفبارترین ضایعه ملی به شمار می رود، ولی در توسعه روستاهای کشور نقش عمده ای داشته است. مغولان که اصولاً مخالف شهرنشینی بودند، صدها شهر پرجمعیت را به آتش کشیده، ویران کردند و میلیونها نفر را از دم تیغ گذراندند. از این رو گروههای زیادی از مردم به روستاهای امن و مناطق کوهستانی کشور پناه بردند و دسته ای از آنها مجبور به کوچ نشینی و تغییر مکان زندگی خود شدند تا از تعرضات به دور مانند. بنابراین در این دوره به تدریج شهرهای بزرگی چون ری، سبزوار و نیشابور رو به زوال نهادند و در عوض پراکندگی جمعیت فزونی یافت و این شکل جدید توزیع جمعیت تا حدود زیادی در توسعه روستاها نیز از فزونی جمعیت برخوردار شدند و به جز مناطق مرزی، سایر نقاط براثــــر ایجاد امنیت داخلی، توسعه بسیار یافت، اما این ثبات دیری نپایید و حمله افغانها و به دنبال آن ترکتازی نادر و تزلزل زندیه باعث فروپاشی دوباره نظام اجتماعی و نیز وقوع کشتارهای فراوان شد.
با روی کار آمدن قاجار و کم شدن قلمرو ایران و بروز جنگهای خونین، جمعیت ایران به شدت کاهش یافت و توسعه نظام خانخانی در روستاها و اعمال فشار بر رعایا موجب فزونی فاصله بین دولت و روستاییان شد. انقلاب مشروطیت باعث قیام ملی گردید، پس از مشروطیت مجدداً قدرت خانها توسعه یافت و هر واحد روستایی بصورت یک سرزمین مجزا اداره شد. با اینکه بزرگ مالکی پیوسته برای زارعان مشکل آفرین بود، نباید این نکته را نادیده گرفت که اوج رشد کشاورزی و شکوفایی روستاها در این زمان بوده است.[3]
جدول 1ـ جمعیت کشور به تفکیک شهری و روستایی در سالهای مختلف (میلیون نفر)
عنوان
1335
1345
1355
1365
1370
1375
کل جمعیت
60
شهری
روستایی
رشد جمعیت در دوره (%)
-
جمعیت غیرساکن در مناطق روستایی در نظر گرفته شده است.
جدول شماره 2ـ رشد جمعیت روستایی و شهری ایران در چهار دوره سرشماری (به درصد)
شرح
1345-1335
1355-1345
1365-1355
1375-1365
مناطق شهری
5
5
مناطق روستایی و عشایری
کل کشور
2
مأخذ: مرکز آمار ایران، نتایج تفضیلی کل کشور
جدول شماره 3ـ جمعیت مناطق شهری و روستایی طی دروه های سرشماری
سال سرشماری
مناطق
1335
درصد
1345
درصد
1355
درصد
1365
درصد
1375
درصد
کل کشور
100
100
100
100
100
مناطق شهری
38
47
مناطق روستایی
62
53
مأخذ: مرکز آمار ایران، نتایج تفضیلی کل کشور
نمودار 1ـ سهم جمعیت شهری و روستایی از کل جمعیت کشور (1375ـ 1345)
نمودار 2ـ توزیع جمعیت کشور به تفکیک مناطق شهری و روستایی در 40 سال اخیر
مشخصات فایل
عنوان: روندهای جمعیتی و چالشهای آن در خاورمیانه وآفریقای شمالی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 14
محتویات
چکیده
مقدمه
نمودار (1)
نسبت حجم جمعیت در سال 2000 به حجم جمعیت در سال 1950
بر حسب مناطق عمدة جهان
تغییرات جمعیت
شکلگیری یک توافق بینالمللی در مورد جمعیت
پی نوشتها
و . ..
قسمتی از متن
روندهای جمعیتی و چالشهای آن در خاورمیانه
و آفریقای شمالی
چکیده
منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی یکی از خاستگاههای تمدن و فرهنگ شهری ست. ویژگی عمده کشورهای این منطقه این است که هرچند انتقال جمعیتی یعنی انتقال از مرگومیر و باروری بالا به مرگومیر و باروری پائین صورت گرفته است ولی هر کشوری در مراحل متفاوتی از آن قرار دارد. پیشبینی شده است که شمار جمعیت در این منطقه طی چندین دهه همچنان افزایش یابد و این بدان خاطر است که گشتاور رشد جمعیت در این منطقه مثبت است.
امروزه رشد سریع جمعیت چالشهائی را که این منطقه در آغاز هزاره سوم میلادی با آن روبروست، تشدید میکند. یکی از چالشها، فراهم نمودن خدمات بهداشت باروری برای زنان 15 تا 49 سالهای است که طی 30 سال آینده دستکم دو برابر خواهد شد. سالخوردگی جمعیت و تامین نیازهای بهداشتی آنها یکی دیگر از چالشهای این منطقه است. علیرغم تلاش دولتهای منطقه در حوزه آموزش، شمار افراد بزرگسال بیسواد در بعضی کشورها افزایش خواهد یافت. بیکاری بویژه در میان جوانان و زنان یکی دیگر از ویژگیهای جمعیتشناختی منطقه است. علاوه بر اینها، رشد جمعیت در زمینههای دیگری چون مسکن و منابع آب، منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی را با چالشهای اساسی مواجه خواهد ساخت.
این وضعیت کشورهای منطقه را ناگزیر از پذیرش این واقعیت کرده است که برای تعدیل نرخ رشد جمعیت و پیشگیری از تشدید مشکلات، به اجرای برنامههای تنظیم خانواده و کنترل موالید بپردازند. در این راستا، کشورهای مصر، ایران و ترکیه از اولین کشورهائی بودند که بطور رسمی از برنامههای تنظیم خانواده حمایت کردند. هماکنون در منطقه دولتی وجود ندارد که دسترسی زوجین به اطلاعات و خدمات تنظیم خانواده را محدود کند.
صاحبنظران بر این باوراند که در سایه اقداماتی چون التزام به ثبات سیاسی، سرمایهگذاری در بهداشت و منابع انسانی و سیاستهای اقتصادی سالم و بیعیب و نقص میتوان چالشهای جمعیتی را در این منطقه به پاداش جمعیتی تبدیل نمود.
واژگان کلیدی: چالشهای جمعیتی ـ افریقای شمالیـ گشتاور رشدـ خاورمیانه ـ پاداش جمعیتی
مقدمه
مردم خاورمیانه و آفریقای شمالی[1] نقشی طولانی، هرچند در مواردی متغیر و ناپایدار، در تاریخ تمدن بشری داشتهاند. این منطقه یکی از خاستگاههای تمدن و فرهنگ شهری ست. سه دین عمده دنیا یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ریشه در این منطقه دارد. دانشگاههای موجود در خاورمیانه و آفریقای شمالی از قدمت بیشتری در مقایسه با دانشگاههای اروپا برخوردارند. در دوران معاصر، سیاست، مذهب و اقتصاد خاورمیانه و آفریقای شمالی بشدت با روشهائی که دنیا را تحت تاثیر قرار داده، گره خورده است. عرضه نفت در سطح وسیع و کلان[2] یکی از دلائل عمده علاقهمندی جهانی ست ولی تاثیر خاورمیانه و آفریقای شمالی فراتر از حوزههای نفتی گرانقیمت آن میباشد. این منطقه از موقعیت جغرافیائی و استراتژیک مهمی بین آسیا، آفریقا و اروپا برخوردار است و همیشه درگیر کشمکشهای زمین و نفوذ بیگانگان بوده است.
امروزه، رشد سریع جمعیت چالشهائی را که این منطقه در آغاز هزاره سوم با آن روبروست، تشدید میکند. جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی که در طول صدها سال در حدود 30 میلیون نفر نوسان داشته است، در اوائل قرن بیستم به حدود 60 میلیون نفر رسید. در نیمه دوم قرن بیستم رشد جمعیت در این منطقه به شدت افزایش یافت. کل جمعیت طی یک دوره 50 ساله با 280 میلیون نفر افزایش از حدود 100 میلیون نفر در سال 1950 به حدود 380 میلیون نفر در سال 2000 رسید. در طول این دوره، جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی، 7/3 برابر یعنی بیش از هر منطقه عمدة دیگری در جهان افزایش یافت ( نمودار 1).
نمودار (1)
نسبت حجم جمعیت در سال 2000 به حجم جمعیت در سال 1950
بر حسب مناطق عمدة جهان
Source : United Nations, World Population Prospects: The 2000 Revision (New York: United Nations, 2001)
تغییرات جمعیت
در طول سده گذشته خاورمیانه و آفریقای شمالی میزان بالاتری از رشد جمعیت را نسبت به هر منطقه دیگری در جهان تجربه کرد. نرخ رشد سالیانة جمعیت منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی به بالاترین حد خود یعنی 3 درصد در حدود سال 1980 رسید و این در حالی ست که میزان رشد جمعیت در کل جهان حداکثر به 2 درصد در سال در بیش از یک دهه قبل[3] رسید. بهبود در بازماندگی و وضعیت زندهماندنی انسان[4] بویژه در طول نیمه دوم قرن بیستم موجب رشد سریع جمعیت در خاورمیانه و آفریقای شمالی و دیگر مناطق کمتر توسعهیافته شد. عرضه خدمات جدید پزشکی و اقداماتی در زمینه بهداشت عمومی همچون آنتیبیوتیکها و ایمنسازی، موجب کاهش سریع میزانهای مرگومیر در جهان درحال توسعه پس از سال 1950 شد در حالی که کاهش در میزانهای موالید با تاخیر صورت گرفت که همین خود میزانهای بالائی از افزایش طبیعی را (مازاد موالید بیشتر از تلفات) موجب شد.
در پنجاه سال گذشته، کاهش مرگومیر در جوامع درحال توسعه، عمدتاً در زمینه مرگومیر کودکان و اطفال بوده است. در این منطقه مرگومیر اطفال (یعنی بچههائی که قبل از نخستین سالگرد تولدشان میمیرند) از حدود 200 در هزار تولد زنده در اوائل دهه 1950 به کمی بیش از 50 در هزار تولد زنده در آغاز قرن بیستویک تقلیل یافت. علیرغم این کاهش سریع و این واقعیت که میزانهای مرگومیر اطفال در بعضی از کشورهای ثروتمند و نفتخیز حوزه خلیج فارس کاملاً پائین است (مرگومیر اطفال در کویت پائینتر از متوسط مرگومیر اطفال در اروپا میباشد)، میزان منطقهای مرگومیر اطفال در خاورمیانه و آفریقای شمالی بالاتر از میزان متناظر آن در آمریکای لاتین وآسیای شرقی است
در حالی که انتقال جمعیتی یعنی انتقال از مرگومیر و باروری بالا به مرگومیر و باروری پائین، ویژگی مسلط در تمام منطقه است. ولی، هر کشوری در مراحل متفاوتی از آن قرار دارد(نمودار 3 ). در خاورمیانه و آفریقای شمالی باروری به طور متوسط از 7 بچه برای هر زن در حدود سال 1960، به 6/3 بچه در سال 2001 تقلیل یافت. میزان باروری کل (متوسط شمار موالید برای هر زن) در کشورهای بحرین، ایران، لبنان، تونس و ترکیه کمتر از 3 بچه و در کشورهای عراق، عمان، منطقه فلسطین، عربستان صعودی و یمن بیشتر از 5 بچه است .
هرچند انتظار میرود که در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی کاهش باروری همچنان ادامه داشته باشد، ولی شمار جمعیت طی چندین دهه بسرعت افزایش خواهد یافت. در شماری از کشورها، شمار افراد جوانی که به سالهای بچهزائی میرسند، از شمار بیشتری در مقایسه با نسل قبلی برخوردارند. از اینرو، در مجموع موالید زیادی را هم خواهند داشت. این پدیده همان چیزی است کـه گشتاور جمعیت[5] یا نیروی فزاینده و محرک جمعیت نام دارد. جمعیت این منطقه هر سال 2 درصـد افـزایش مییـابد*. سـالانـه تقریبـاً 7 میلیـون نفـر بر شمـار جمعیت افـزوده مـیشود و انتظار مـیرود که در پنجاه سال آینده جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی تقریباً دو برابر شود
بدون توجه به سطح توسعه اقتصادی یا درآمد ملی، کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی به طور فزایندهای در زمینه فراهم آوردن نیازهای اساسی برای شماری از شهروندان رو به رشد، در زمینههائی چون مسکن مناسب، بهداشت، مراقبت بهداشتی، آموزش و اشتغال و مبارزه با فقر، محدود نمودن شکاف بین اغنیا و فقرا و به طور کلی بهبود استاندارد زندگی با چالش مواجه هستند. علاوه بر این، کمبود منابع آب منطقه، تقاضای در حال رشد برای منابع آب را افزایش میدهد.
جمعیت جوان این منطقه، نیروی محرک بیسابقهای برای افزایش جمعیت منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی ست. یک سوم جمعیت این منطقه کمتر از 15 سال سن دارند. در طول پانزده سال آینده این کودکان و نوجوانان به سنین بچهزائی میرسند و وارد بازار کار خواهند شد. در خاورمیانه و آفریقای شمالی طی 30 سال آینده، شمار زنان واقع در سنین بچهزائی دستکم دو برابر خواهد شد. فراهم نمودن خدمات بهداشت باروری برای شماری از زنان در حال رشد یکی از چالشها و کلید حل رشد جمعیت است.
در خاورمیانه و آفریقای شمالی به موازات افزایش شمار کل جمعیت، جمعیت سالخورده نیز افزایش یافته و تامین نیازهای بهداشتی آنها یکی از دلائل افزایش هزینههای بهداشتی و شکلگیری نظامهای بهداشتی است. برای مثال، انتظار میرود جمعیت سالخورده یعنی افراد 60 ساله و بالاتر کشور مصر از 3/4 میلیون نفر در سال 2000 به 7/23 میلیون نفر در سال 2050 افزایش یابد. همچنین انتظار میرود که جمعیت سالخورده عربستان صعودی از 1 میلیون نفر در سال 2000 به 7/7 میلیون نفر در سال 2050 افزایش یابد.
مشخصات فایل
عنوان : سبزوار
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
توجه : زبان مقاله انگلیسی و فارسی میباشد
محتویات
سبزوار
پیشنه ی تاریخی
مسجد جامع سبزوار
بنای مصلی سبزوار
آرامگاه حاج ملاهادی سبزواری (اسرار)
بعقعه امام زاده یحیی
مسجد پامنار
مسجد خسرو شیر
قسمتی از متن
سبزوار
شهرستان سبزوار واقع در غرب استان خراسان رضوی با 17718 کیلومتر مربع مساحت از شمال با شهرستانهایث جاجرم و اسفراین در خراسان شمالی، از شرق با نیشابور، از جنوب با شهرستان کاشمر، خلیل آباد و بردسکن و از مغرب به استان سمنان محدود می گردد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری این شهرستان دارای هفت بخش بنامهای مرکزی، جغتای، جوین، روداب، خوشاب، داورزن و ششتمد، هفت شهر و 27 دهستان است. کوههایق جغتای عامل جدائی دشت جوین از جلگه اصلی سبزوار بوده و در جنوب آن نیز کوه میش قرار دارد. به تغبیر دیگر سبزوار محصور در میان ارتفاعات شمالی و جنوبی است. چهره منطقه شرقی و شمالی این شهرستان کوهستانی و دارای اقلیمی معتدل و در قسمتهای جلگه ای با هوای گرم همراه است. تنها دو رشته رودخانه در فصلی به نام (کال شور) در این ناحیه وجود دارد که سیلابهای دشت جوین و دشت سبزوار را به نمکزارهای کویر هدایت می کند.
SITUATION AND GEOGRAPHICAL SPECIRCATIONS
Sabzevar has been located on the west of Khorassan and restricted to Jajarm and Isfarayen in northern Khorassan and to Neyshaboor in east and Kashmar and Bardaskan in south and Semnan Province in west. Based upon the last divisions of the country, this city has seven districts named Markazi,Joghtay, Jovein,Roodab, Khooshab,Davarzan and Sheshomtad, 7 towns and 27 villages. Joghtay Mountains is a separation factor between Jovein plain and Sabzevar plain and Mish Mountain is also placed on the south. In other words, Seabzevar is surrounded by northern and southern mountains. The east and north areas of this city is mountain and it climate is temperate. There are two seasonal rivers named Kal Shoor that conducts flood water of Jovein plain and to salt desert.
پیشنه ی تاریخی
به استناد قرائن باستان شناسی، محوطه های کهن این ناحیه به صورت زیستگاه های وسیع حداقل در هزاره سوم پیش از میلاد را در بر می گیرد و از طرفی نشانگر ارتباط فرهنگی ساکنان آن با اقوام متمدن در ایران مرکزی، سیستان و آسیای میانه است. در دوره تاریخی جوین و سبزوار جزء قلمرو پارتیان بوده و وجود آتشکده آذربرزین مهر اهمیت تاریخی و مذهبی این منطقه را در دوره ساسانی نشان می دهد. سبزوار که در گذشته بیهق نامیده می شود در دوران اسلامی شاهد حوادث و تهاجمات بی شماری بوده است. ابتدا خسروگرد مرکز ولایت بیهق بود و از سدهای میانی این دوره جای خود را به قصبه سبزوار داد. مهمترین رویداد این ولایت حمله غزها در دوره غزنوی و سلجوقی و پس از آن به سال 617 ه.ق یورش سپاهیان مغول به این ناحیه بود تا اینکه بیداد ایلخانان و دست نشاندگان آنها در اواخر سال 736 ه.ق موجب قیام گروهی به نام (سربداران) گردید.
SITUATION AND GEOGRAPHICAL SPECIRCATIONS
By virtue of archeology evidences, the old yard of this area as a living place are referred to third thousand BC. Moreover, it indicates the cultural relation between its residents and polite nations in center of Iran, Sistan and middle Asia In historic period, Jovein and Sabzevar is a part of Partian domain. Theie is a historical fire altar named Azathar Zin mehr that belongs to Sasani period .Sabzevar that called Beyhagh before has had many attacks and events in Islamic period. At first Khosro gerd is the center of Beyhagh. One of the most important events is Ghaz attacks in Saljooghi and Ghaznavi periods in 617 Hria and Moghol attacks to this area. Ilhkanan revolution cause to people’s insurrection named Sarbedaran.
مسجد جامع سبزوار
مسجد جامع سبزوار با مساحتی حدود چهار هزار متر مربع مشتمل بر ایوانهای قبله و شمالی، صحن، شبستان و رواق در حاشیه جنوبی خیابان بیهق این شهر واقع است. بنا برا شواهد معماری بخشهایی از این بنا در طول زمان بازسازی و مرمت شده است. در ضلع جنوبی ایوان قبله محراب قرار دارد بر بالای آن کتیبه ای به تاریخ 1292 ه.ق و بر راس این ایوان دو مناره آجری دیده می شود. در طرفین این قسمت شبستانهای با طاق ضربی بلند با بنای ایوان جنوبی ایجاد شده است. در دالان سمت شرقی ایوان شمالی مسجد گکتیبه هایی بصورت سنگ نوشته از دوران صفویه با تاریخهای 979 و 1136 ه.ق درباره مراعات سکنه سبزوار و دستوری از شاه طهماسب صفوی ثبت می باشد. از عمده تزئینات مسجد جامع سبزوار کاشی هفت سنگ و کاشیکاری خشتی است. این بنا بر ویژگیهای معماری سده هشتم هجری را نشان می دهد.
SABZEVAB COMPREHENSIVE MOSQUE
Sabzevar Comprehensive Mosque, 4000Sqm, contains northern porches, yards, dormitory that located on southern side of Beyhagh Street. Based upon architectural evidences, some sections of this building have been repaired during time. There is an altar on the south side of the kiblah porch and friezes on the top of it dated 1292 Hejira and there are two brick minarets on its summit and dormitories with high arch have been made in two sides simultaneously. There are friezes in petroglyph in east corridor of northern porch. One of the most important decomtions of Sabzevar Comprehensive Mosque is till works. This building shows the architectural specifications of eighth century.
بنای مصلی سبزوار
این بنای آجری در حاشیه شرقی شهر سبزوار مصلی شهر در قرن گذشته بوده است که جهت برگزاری نمازهای جمعه و اعیاد مورد استفاده قرار می گرفته و مشتمل بر چهار طاقی اصلی (فضای مرکزی)، با گنبدی بر فراز آن و ایوانی بزرگ است. عناصر معماری طرفین ایوان بصورت برجهای نیم استوانه نقش پشتیبان پایه های طرفین ایوان و جلوگیری از رانش دیوارهای این قسمت را داشته اند. فضای معماری چهارتاقی انتهای ایوان دارای گنبدی بلند است که به وسیله آجرهای خفته- راسته پوشش یافته است اگر برخی از صاحب نظران بنای مصلی را به دوره سربدرایه نسبت می دهند اما شیوه ساختمانی آن قابل مقایسه با معماری دوران صفویه است.
SABZE VAR MOSALL BUILDING
A brick building where has been located on eastern side of Sabzevar is Mosila (a placed for public prayer outside the town) in the last century. This building contains 4 main areas and a dome top of it and a big porch. The architectural components of two sides are as half cylindrical towers and play supporter role in two sides. Although many coimoisseuis believe that this building is belonged to Sarbedaran period but its constructional style is compared to architecture of Safavid period.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد ستارگان
قالب بندی: word
تعداد صفحات:20
محتویات
ستارگان
سحابی های نشری
سال نوری
آسمان
و . . .
قسمتی از متن
ستارگان
آیا تاکنون به زندگی ستارگان این چشمک زنهای درخشان کوچک آسمان اندیشیده اید و در این نعمت بی کران آسمان کنجکاو شده اید. با کمی دقت و اندکی نظر درمی یابیم که این پارچه ی سیاه علاوه بر نقطه های ریز نقره ای رنگ عجایب بسیار شگفت دیگری در آن نیز وجود دارد که هنوز چشم بشر به نیمی از آن نیز باز نشده است.
اکنون در ادبیات آسمانی نگاهی بر پهنه ی این عرش باعظمت می کنیم:
آسمانی بود بی ستاره و خامـوش که صـدها سال از غـروب پرنورترین سـتارگانـش می گذشت. گهگاه گذر تک شهابی تیرگی بی رحمانه ی آن را می زدود اما درخش کوتاهش عطش تشنگان نور را برطرف نمی کرد تا اینکه در مرتعی بی زمان و زمانی بی عدد و عددی در مکان نامعلوم نقطه ای از نور را در اوج بزرگی آفرید قرنها بود که اجرام سرگردان آسمان خورشیدی را نمی یافتند تا گرداگردش حلقه زنند و منظومه ای را پدید آورند که سرچشمه های حیات در گوشه ای از آن پدیدار گردد سرانجام انتظارها به پایان رسید و در وقت و زمانی نامعلوم خورشیدی طلوع کرد بس درخشان گویی قصد داشت با پرتوافشانی خود حتی تاریکی های گذشته ی این گوشه از آسمان را برطرف سازد. سیارات حیران عضو گم گشته و از هم گسیخته خود را یافته بودند.
منظومه ای نورانی شکل گرفت جاذبه ی خورشید چنان بود که سیارات بسیار دوردست را نیز به سوی خود فرامی خواند و این بود که ناحیه ای وصف نشدنی در گوشه ای از آسمان پهناور پدید آمد. هیچ بشری تاکنون نتوانسته است راز آفرینش آسمان به این بزرگی را کشف کند اجرام بسیار زیاد در آسمان تاکنون برای کسـی قابل شمارش نبوده است اما عده ای از اندیشمندان با تفکر و مطالعه توانسته اند اندوخته های اندکی را در این باره کشف کنند چگونگی پیدایش جهان به وسیله ی انفجار بزرگ، تا کنون در این باره شاید مطالبی را شنیده باشیم اما هنوز یک نظریه ی قوی و پای بند و قانونی در این باره نداریم. در آسمان بیلیونها ستاره وجود دارد که خورشـید حتی جزء کوچکترین ستارگان هم محسوب نمی شدند ستارگانی در آسمان به نام غول های سرخ وجود دارند که شاید میلیون ها خورشید را در دل خود جای دهند.
کهکشان ستارگانی که خورشید ما بدان تعلق دارد فقط یکی از کهکشانهایی است که در آسمان وجود دارد تعداد ستارگان قسمتی از آسمان در ناحیه ی شمالی آن از تعداد دانه های شن بر روی تمام کره ی زمین بیشتر است با این تصور شاید فرض تمام ستارگان آسمان با دوره زندگی های متفاوت برای ما سخت باشد.
خداوند در قرآن کریم در سـوره ی جانـیته می فرمایند: بدون شک در آسمان ها نشانه های عجیب و فراوانی است برای آنان که اهل یقین و ایمانند.
در نگاهی گذرا به دوره ی زندگی یک ستاره شاهد شباهت هایی از آن به دوره ی زندگی یک انسان هستیم با این تفاوت که دوره ی زندگی یک انسان در حدود چندین سال است اما دوره ی زندگی ستاره در حدود چند میلیـارد سـال است و در بعضی موارد حتی بیشتر اما یک ستاره هم مانند یک انسان متولد می شود دوره ی زندگی نوباوگی را پشت سر می گذارد بعد دچار بحرانی در خود می شود که بلوغ نام دارد بعد به سنین بالا می رود و بعد از آن به سال های آخر زندگی که شاید در این مرحله میلیاردها سال از زمان گذشته باشد می رسد.
یک ستاره برای به وجود آمدن و متولد شدن با حرکت هایی جزئی در یک سحابی به وجود می آید (سحابی ابر عظیمی از گاز و غبار است که بسیار رقیق است و دمای آن کم است) حرکت هایی جزئی در سحابی موجب تراکم های موضعی ماده می شود. نیروهای گرانشی بسیار زیاد کمک به تجمع ماده در نواحی متراکم سحابی می شوند که این در واقع پیش زمینه ای برای تولد یک ستاره است که جرم این مواد هنوز در ابتدا در حدود (یک بیلیون بیلیون بیلیون است) بدین ترتیب بعد از مدتی شاید در حدود 10 بیلیون سال طول بکشد که ستاره ای زاده شود. بعد از آن ستاره در مرحله ی نوباوگی تحت تأثیر نیروی گرانشی منقبض می شود و انرژی پتانسیل مکانیکی موجود در خود را به گرمای بسیار زیاد تبدیل می کند در این حالت جرم ستاره و بزرگی آن که در حدود تریلیونها کیلومتر بود به چند صد کیلومتر کاهش می یابد و می توان گفت فشار در مرکز آن از صفر به چندین هزار میلیون افزایش می یابد بعد از این مراحل ستاره تقریباً به دوران بلوغ خود نزدیک می شود که ستاره در این دوران از نظر علمی بر روی رشته ی اصلی جدول هرتسپرونگ رسیده است در این مرحله ستاره از نظر ساختاری تغییراتی را در خود انجام می دهد ولی در کل در این مرحله وضعیت زندگی ستاره خوب است بعد از بیـلیونها سال سـتاره وارد دوره ی دیگـری می شود که به آن غول های سرخ می گویند هنگامی که ستاره به این مرحله می رسد وارد سنین بالا شده است در این مرحله دما در بیرون قسمت مرکزی به اندازه ای می شود که تبدیل هیدروژن به هلیوم امکان پذیر می شود و هم چنین لایـه های خارجی ستاره منبـسط می شوند و ستاره تبدیل به یک غول می شود و همچنین دمای سطحی کاهش می یابد و ستاره بسته به جرمش به غول و یا ابر غول سرخ تبدیل می شود برای ستاره ای مانند ستاره ی ما یعنی خورشید بیلیونها سال این وضعیت پیش بینی شده است بعد از این مرحله ستاره سنش زیادتر هم می شود در این مرحله هسته ی هلیومی ستاره هم زمان با انبساط قسمت های خارجی منقبض می شود و دمایش افزایش می یابد و در دمای 100 میلیون درجه واکنش جدیدی آغاز می شود و مسیر زندگی تغییر می کند در این مرحله که مرحله ی آخر یک زندگی برای ستاره است اگر یک ستاره جرمش کمتر از 2/1 برابر جرم خورشید باشد ستاره به کوتوله ی سفید تبدیل می شود که هنگـامی که یک سـتاره به کـوتوله ی سفـید تبـدیل می شود می گویند عاقبت خوبی داشته و و وضعیت خوبی به دست آورده است اما اگر جرم ستاره بیش از 2/1 برابر خورشید باشد ستاره بخش بزرگی از جرم خود را به فـضا پـرتاب می کند و به این ترتیب موجب به وجود آمدن سحابی ابر نواختری می شود و بعد تبدیل به یک ستاره ی نوترنی یا سیاه چاله می شود که این عاقبت و پایان خوشی برای زندگی چند میلیارد میلیارد ساله ی یک ستاره نیست برای ستاره ی نورانی منظومه ی ما عاقبت خوش و تبدیل شدن آن به کوتوله ی سفید پیش بینی شده است.
همان طور که دیدید پس یک ستـاره هم مانند انسـان تحـت شـرایطی خاص متولد می شود مانند یک کودک به دوران نوباوگی و یا خردسـالی در سـن چند صد میلـیون سال می رسد و بعد هم مانند یک انسان که به دوران تحول و بلوغ می رسد، بلوغ می شود و تغییر و تحولاتی در آن رخ می دهد تا اینکه به مانند بشر وارد دوره ی بزرگسالی می شود اگر در این دوره بتواند نیروی گرانشی خود را بیشتر کند در دروان پیری عاقبتی خوش در انتظارش است و در غیر این صورت به عاقبتی بد دچار می شود درست همانند یک انسان که با انجام اعمال خوب و نیک به عاقبتی خوش در دنیا و آخرت دچار می شود و با انجام اعمال بد و زشت سرانجام خوشی در انتظار او نیست.
پس در می یابیم خداوند این جهان را با عظمت و شکوهی آفریده و با نیرویی خاص همه چیز را با نظم خاص در اراده ی خود قرار داده است و آن را اداره می کند و همچنین به رابطه ی بین موجودات زنده و آفریده های این جهان بزرگ پی می بریم.
حال اگر بخواهیم از سحابیها که ستارگان در آن متولد می شوند بگوییم همان طور که گفتیم ابرهای عظیمی از گاز و گرد و غبار میان ستاره ای را سحابی گویند گاهی ابعاد سحابی ها چند میلیون برابر خورشید است.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد سی و سه پل
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
محتویات
قسمتی از متن
سی و سه پل
این پل که در نوع خود شاهکارى بىنظیر از آثار دوره سلطنت شاه عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله وردىخان بنا شده. این پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طویل ترین پل زاینده رود است که در سال 1005 هجرى ساخته شده است. در دوره صفویه،مراسم جشن آبریزان یا آبپاشان ارامنه در کنار این پل صورت میگرفت. ارامنه جلفا، مراسم «خاج شویان» را نیزدر محدوده همین پل برگزار میکردهاند. پل مزبور یکی از شاهکارهای معماری و پل سازی ایران و جهان محسوب میشود.
به روایتی دیگر:
این پل در سال (1011 ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى که در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده که از هر چشمه آب خارج مىگردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهک ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن 350 قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:
1- راه وسط که مخصوص عبور سواره و گردونهها بوده است. 2 و 3 دو طرف پل که از میان گالالریها ى زیبا مىگذشت و به پیادهرو تخصیص داشت. 4 و 5 پشت بامهاى گالارى از دو طر ف که دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشکوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پلههاى ظریف بزیر پل متصل مىشد و از زیر پل هم موقع کم آبى عبور مىکردند. 6 از زیر پل بود.
مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین کردهاند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اکنون 33 دهانه دارد و از این رو به پل 33 چشمه شهرت دارد.
این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى - پل اللهوردیخان - پل جلفا - پل چهل چشمه - پل سى و سه چشمه خواندهاند و وجه تسمیه هر یک چنین است: 1- پل شاه عباسى از آن جهت گویند که شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینکه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفتهاند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینک سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.
این پل براى اتصال خیابان چهار باغ کهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.
شرحى را که سرپرسى سایکس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینکه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مىنماید عیناً در اینجا نقل مىگردد:
خیابان با شکوه چهارباغ از یک طرف به پل اللهوردیخان کشیده مىشود، که با این که حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مىآید، اینجا از یک شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مىشوند شکل فوق العاده و شگفت آور این پل که 388 یارد طول آنست مقابل یک جاده سنگ فرش شدهاى به عرض 30 پا بدین قرار ایت که در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده که یکى از آنها راه معمولى روى پل است که در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساختهاند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مىباشند، در بالا و پائین این طاقنماها که با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر کدام یک پیاده روهائى است که با پله کانها باین راه اصلى وصل مىشود و در کنار سطح رودخانه معبر دیگرى است که به طول رودخانه امتداد مىیابد. تنها انتقاد مخالفى که براى ساختمان این پل مىشود کرد و آن از تصویر هم نمایان است آنکه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریک زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.
در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:
در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است که به نام بانى و سازنده آن خوانده مىشود و در همان موقعى که شاه عباس دستور کاشتن درختان چهارباغ را مىداده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج مىداد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نکرده است. ایوانچهها و غرفههاى زیبا و متناسب طرفین پل که جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل 295 متر و عرضش 13/75 متر مىباشد. نوشتهاند که در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف کرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى که چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممکن بود بکلى متروک شود وى در سال 1330 که آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمهها را باز کرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده که نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى که اول پل احداث شده بود جمع شوند و مالالتجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور کرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه کبیر بر روى ستونى بارتفاع 5 متر دیده مىشود که اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان 24 اسفند و با میدان مجسمه نامیده مىشود.
در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى که به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است که بیاد مقبره کمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مىشود که به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.
به طورى که ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح کرده و اقتضاء داشت که براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.
تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود که نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه کرده چنین نوشته است:
پلى که در وسط خیابان تقاطع مىکند موسوم به پل اللهوردیخان که بانى آن بوده است مىباشند و آن را پل جلفا هم مىگویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیک میزان است. دو طرف آن از وسطش پستتر نیست، 350 قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده که خلى پست و کم ارتفاع است، در دو کناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل که چندین طاق با پایههاى مرتفع به ارتفاع 25 یا 30 پا سقف آن را نگاهداشتهاند دیده مىشود، اشخاصى که مىخواهند هوا خورى کنند وقتى که خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مىنمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است که به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد که هواى لطیف و خنک از آنه داخل راهرو مىشود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مىروند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً 35 پا عرض دارد. یک معبر دیگر هم دارد که در تابستان و وقع کمى آب به واسطه خنکى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى که تخته سنگها نزدیک هرم اتفاق افتاده مىتوان از روى آنها رد شد بدون اینکه پاتر بشود. از تمام دهنههاى زیر پل به واسطه درهائى که به هر چشمه گذرادهاند مىتوان عبور نمود از پلکانى که در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمهها و طاقها پائین مىروند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد که به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مىنمایند و عرض راه پلهها بیش از 2 تواز (4 ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى کشیدهاند که از پرت شده جلوگیرى مىنمایند.
بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یکى در وسط و چهار تا در دو طرف که عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلکان تنگى که به زیر پل مىرود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مىتوان گفت قشنگترین صنعت و شاهکار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینکه به استحکام پل نف پاریس ساخته شده باشد.
سرپرسى سایکس انگلیسى در شرحى که راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود که این پل با اینکه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده که در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در کلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و دیگر آثار ایران را کوچک و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده کرده که در تجلیل اصفهان غلو کردهاند.
اینکه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امکان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینکه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اکنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مىرود زیر شماره 110، به ثبت تاریخى رسیده است.
شاه عباس اول به طورى که مورخان و سیاحان خارجى نوشتهاند در هر حال در جشن آبریزان شرکت مىکرد و اگر در اصفهان بود در کنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در کنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مىکرد.
در کتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز که شاه در سال 1018 هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار کرده چنین نوشته است.
جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مىیافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مىبستند و چراغان مىکردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مىگرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مىشد. از آن جمله در سال 1018 با آنکه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان کردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار کرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد شمال شرق کشور
قالب بندی: word
تعداد صفحات : 8
محتویات
مقدمه
فصـل اول: زمینشناسی کپهداغ و البرز شرقی
فصـل دوم: زمینشناسی حوزه تیرگان- باجگیران
قسمتی از متن
مقدمه:
محدوده مورد مطالعه در بخش شمالشرقی کشور و در شمالغرب استان خراسان رضوی ، بین طولهای تا شرقی و عرضهای تا شمالی واقع شده و زیر حوضه آبریز رودخانههای درونگر، سنگرسو، سرسو و پیرگن سو را تشکیل میدهد که همگی آنها به کویر قرهقوم میریزند. منطقه مذکور از شمال به دشت قرهقوم در ترکمنستان، از جنوب و غرب به حوضه آبریز رودخانه اترک و از شرق به ارتفاعات کاج خور محدود میشود. وسعت محدوده مطالعاتی بالغ بر 4800 کیلومترمربع میباشد تنها شهر مهم واقع در محدوده مطالعاتی شهر درگز میباشد که در قسمت شمالی آن قرار گرفته است. محدوده مورد مطالعه یک منطقه کاملا کوهستانی است و بلندترین نقطه ارتفاعی آن قله کوه کیسمار با ارتفاع 2850 متر میباشد که در قسمت غربی آن قرار گرفته است. متوسط ارتفاع منطقه معادل 2260 متر از سطح دریای آزاد میباشد.
مهمترین پهنه آبرفتی در این محدوده را دشتهای داغدار و درگز تشکیل میدهند که در مسیر جاده قوچان به درگز قرار گرفتهاند. ازنظر چینهشناسی قدیمیترین سنگهای دارای رخنمون در ناحیه مطالعاتی متعلق به ژوراسیک بوده و جوانترین آنها را آبرفتهای منفصل واقع در پهنه دشتها و رسوبات واقع در بستر رودخانهها و آبراهه تشکیل میدهند. پوشش زمینشناسی غالب در منطقه مربوط به سازندهای سخت از نوع کربناته با وسعت 7/1844 کیلومترمربع میباشد.
منطقه مورد مطالعه به علت موقعیت محلی آن یعنی قرار گرفتن بین ارتفاعات هزار مسجد- کپهداغ در جنوب و کویر قرهقوم در شمال دارای آب و هوایی متغیر و متنوع است. زیرا از طرف شمال و شمالشرق تحت تأثیر آب و هوای گرم و خشک کویر قرهقوم و از سمت جنوب و غرب تحت نفوذ آب و هوای ملایم مرطوب مدیترانه قرار میگیرد.
نقشه شماره 1 موقعیت جغرافیایی محدوده مورد مطالعه را نسبت به استان خراسان بزرگ و کل کشور نشان میدهد.
نقشه شماره 1- موقعیت محدوده مطالعاتی نسبت به کل کشور
فصـل اول: زمینشناسی کپهداغ و البرز شرقی
1- کپهداغ و البرز شرقی
1-1- کپهداغ
این زون به صورت باریکه طویلی در شمال خراسان و دامنه بخش شمالی آن در ترکمنستان قرار دارد. بنابراین منطقه مرزی شمالشرقی ایران با ترکمنستان به شمار میآید. حد جنوبی کپهداغ به بینالود محدود میشود. حد شمالی آن با فلات توران گسلی است. این زون پس از کوهزایی سیمیرین پیشین، یعنی هنگامی که ظاهرا تصادم و برخورد بین ایران و توران خاتمه یافت به صورت حوضه رسوبی درمیآید و در آن از ژوراسیک تا میوسن، رسوبات ضخیمی در حدود 8000 متر بدون نبود چینهشناسی مهم ولی با رخسارههای متنوع روی هم انباشته شده است. این رسوبات اساسا شامل شیل، آهک، مارن، ماسهسنگ و گاهی کنگلومرا و سنگهای تبخیری است که در انتها به وسیله لایههای قرمزرنگ، خشکی مشابه تشکیلات قرمز بالایی به سن بعد از اولیگوسن زیرین یا احتمالا میوسن پوشیده میشود. مجموع سریهای مذکور به طور دگرشیب در زیر کنگلومرای پلیوسن قرار دارد.
افشار حرب (1969-1979) در پی سنگ این منطقه چهار گسل اصلی تشخیص داده است که حداقل پیش از ژوراسیک فعال بودهاند. این گسلها بعدها و طی حرکات کمپرسیونی بعدی از حالت عادی به گسل معکوس تغییر وضع دادهاند. گسلهای کپهداغ با حاشیه قدیمی قاره پلاتفرم توران جنوبی در پالئوزوئیک و بخشی از تریاس تطبیق میکند.
در ضمن ضخامت رسوبات ژوراسیک و کرتاسه کپهداغ به 6000 متر میرسد که از رسوبات زاگرس همین زمان زیادتر است.
از ویژگیهای اصلی این زون، نبود فعالیتهای ماگمایی در طول پیدایش و دوام این حوضه رسوبی است. با وجود این در مرز جنوبی کپهداغ فوران بازالتی کواترنر نیز گزارش شده است که آن را به چینخوردگی اواخر پلیوسن مربوط میدانند و چینهای ملایمی به رسوبات کپهداغ نیز داده است.
1-2- بینالود
رشتهکوههای بینالود با روند تقریبی شمالغرب- جنوبشرق، بین پلیت مستحکم توران و خرده قاره ایران مرکزی محاط شده است. مرز جنوبی آن گسل میامی یا گسل شاهرود و حد شمالغربی آن را گسل سمنان میدانند. گسترش واقعی این زون بین نواحی شمال سبزوار و نیشابور تا مشهد است ولی با توجه به این که در زون مورد بحث زمینهای دگرگون شده و آذرینی وجود دارد که در آن سوی مرز (افغانستان) نیز قابل تعقیب است. بنابراین حد شرقی این زون را به ادامه هندوکش غربی در افغانستان محدود میکنیم.
این زون بخشی از البرز را شامل است که از نظر زمینشناسی اختصاصات ویژهای دارد. واحد زمینشناسی بینالود را زون تدریجی بین ایران مرکزی و البرز در نظر میگیرد زیرا رسوبات و رخسارههای پالئوزوئیک این زون شبیه البرز است.
2- پهنهبندی ساختاری
در این جا با توجه به ویژگیها و روندهای ساختاری که در بخشهای گوناگون کپهداغ دیده شده است گستره ایالت زمینساختی کپهداغ به سه زیرپهنه شرقی، مرکزی و غربی تقسیم میگردد:
زیرپهنه شرقی
این پهنه گسترهای از مشرق در مرز ایران و افغانستان تا غرب پارک ملی تندوره (بلندیهای تیوان) در شمال قوچان را دربرمیگیرد. راستای چینها شمالغرب- جنوبشرق و بیشتر با محورهای همپوشان است که به ویژه در گستره سرخس تا کلات نادری دیده میشود.
زیرپهنه مرکزی
این پهنه گسترهای از غرب پارک ملی تندوره تا شمال بجنورد (منطقه باش تپه) را دربرمیگیرد. سامانه گسلش راستالغز راستبر اصلی با راستای شمالغرب در سوی شرق این پهنه تمرکز دارد و گسلهای چپبر فرعی با راستای شمالشرق بیشتر در سوی غرب دیده میشوند. راستای چینها کم و بیش شرقی- غربی میباشد و به وسیله گسلهای بالا بریده میشود. گسلهای راندگی چندی با شیب به سوی شمال در سوی غرب این پهنه ظاهر میشوند. سوی رانش زمینساختی به سوی جنوب است و تاقدیس آسیازو تنها تاقدیس متقارن است که در شمال و نزدیک مرز ترکمنستان قرار دارد.
زیرپهنه غربی
این پهنه گسترهای از منطقه باشتپه را به سوی غرب تا سواحل شرقی دریای خزر را دربرمیگیرد. گسلش راستالغز چپبر کمی در سوی شرق این پهنه وجود دارد. چهره شاخص ساختاری در این پهنه تاقدیسهای باز و نامتقارن به همراه گسلهای راندگی است که دارای راستای شرق تا شمالشرق- غرب، جنوبغرب میباشند. راندگی با شیب به سوی شمال در پهلوی جنوبی و پرشیب تاقدیسها قرار دارند و سوی رانش ساختاری را به سوی جنوب تا جنوبشرق نشان میدهند.
3- چینهشناسی کپهداغ
3-1- ژوراسیک در کپهداغ
کاملترین سازندهای ژوراسیک ایران در رشتهکوههای کپهداغ دیده میشود که ضخامت کلی آن در حدود 3000 متر است. این حوضه در تریاس میانی و احتمالا بر اثر کوهزایی سیمرین پیشین ظاهر شد و استقلال آن به صورت یک زون ساختمانی- رسوبی در ژوراسیک تحقق یافت. رسوبات ژوراسیک در این ناحیه شامل سازندهای زیر است که خود بر اساس شواهد رسوبشناسی و دیرینهشناسی و لیتولوژی مشخص شدهاند. سازند های موجود در این دوره عبارتند از: سازند کشفرود، سازند چمنبید، سازند مزدوران و سازند شوریچه.
3-2- کرتاسه در کپهداغ
مطالعه زمینشناسی نشان داده است که اولا رسوبگذاری در حد بین ژوراسیک و کرتاسه حالت پیوسته داشته و ثانیا کاملترین رسوبات کرتاسه ایران در این ناحیه به ویژه در مشرق کپهداغ وجود دارد. یعنی حرکات کوهزایی کرتاسه اثر چندانی بر این حوضه رسوبی نداشته است. رسوبات کرتاسه در کپهداغ تنوع زیادی داشته و به همین دلیل واحدهای لیتواستراتیگرافی زیر به عنوان واحدهای چینهشناسی در آن برقرار شده است.
سازند تیرگان، سازند سرچشمه، سازند سنگانه، سازند آتامیر، سازند آب دراز، سازند آب تلخ، سازند نیزار، سازند کلات و سازند نفته که در فصل بعد به آنها پرداخته می شود.
فصـل دوم: زمینشناسی حوزه تیرگان- باجگیران
1- جایگاه محدوده مطالعاتی در تقسیمات زمینشناسی ایران
بر اساس مطالعات و تقسیمات زمینشناسی ایران، 6 زون اصلی و بزرگ زاگرس، سنندج- سیرجان، ایران مرکزی، شرق- جنوبشرقی ایران، البرز و کپهداغ مشخص و منفک شده است. حوضه آبریز درگز در بخش شمالی زون کپهداغ با روند جنوبشرقی- شمالغربی قرار دارد و توسط رودخانه درونگر و سرشاخههای آن به سمت کویر قرهقوم زهکشی میگردد.
مشخصات فایل
عنوان:مقاله درمورد شناخت و ارزیابی وضع موجود شهرستان نیشابور
قالب بندی :word
تعداد صفحات : 13
محتویات
فصل اول
شناخت و ارزیابی وضع موجود
معرفی اجمالی شهرستان
موقعیت جغرافیایی
ویژگی های طبیعی شهرستان نیشابور
توپوگرافی
منابع آبها
منابع آب های سطحی
ویژگی های اقتصادی
صنایع و معادن
خدمات
وضعیت راه های ارتباطی
و.....
قسمتی از متن
فصل اول
شناخت و ارزیابی وضع موجود
معرفی اجمالی شهرستان
موقعیت جغرافیایی
شهرستان نیشابور یکی از شهرستان های بخش مرکزی استان خراسان است . این شهرستان بین 58 درجه و 19 دقیق تا 59 درجه و 30 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 40 دقیقه تا 36 درجه و 39 دقیقه عرض جغرافیایی در حاشیه شرقی کویر مرکزی ایران واقع شده است .
از شمال ( به وسیله ارتفاعات بینالود ) به شهرستان چناران و قوچان ، از شرق به شهرستان مشهد و از جنوب به شهرستان تربت حیدریه و کاشمر و از غرب به شهرستان سبزوار و اسفراین محدود می شود . مساحت آن 8543 کیلومتر مربع می باشد که حدود 3 درصد مساحت استان را در بر گرفته است . این شهرستان دارای 15 دهستان و 609 آبادی دارای سکنه می باشد .
جدول شماره 1 ـ نام بخش ها ، مراکز بخش ها ، دهستان های تابعه و شهرهای شهرستان نیشابور
بخش
مرکز بخش
دهستان های تابعه
شهر
تحت جلگه
بزغان
تحت جلگه ، طاغکوه ، فیروزه
بزغان
زبرخان
قدمگاه
اردوغش ، اسحاق آباد ، زبرخان
درود ، قدمگاه
سرولایت
چکنه
بینالود ، سرولایت
خرو
مرکزی
نیشابور
درمقاضی ، ریوند ، فضل ، مازون
نیشابور
میان جلگه
عشق آباد
غزالی ، عشق آباد ، بلهرات
ـــ
مأخذ : استانداری
جدول شماره 2 نام مراکز دهستان و تعداد آبادی ها و وسعت دهستان های شهرستان نیشابور را نشان می دهد .
جدول شماره 2 ـ نام مرکز دهستان و تعداد آبادی ها و وسعت دهستان های شهرستان نیشابور
دهستان
مرکز دهستان
تعداد آبادی
وسعت به کیلومتر مربع
اردوغش
ساحل برج
22
239
اسحاق آباد
اسحاق آباد
44
346
بلهرات
لگیوی سفلا
23
895
بینالود
کلاته محمد جان
41
824
تحت جلگه
بزغان
34
313
دربقاضی
قوچان
65
277
ریوند
شادمهرک
55
224
زبرخان
قدمگاه
38
434
سرولایت
عبداللّه گیو
36
777
طاغنکوه
همت آباد
41
1014
عشق آباد
عشق آباد
49
920
غزالی
فدیشه
22
761
فضل
ابوسعدی
46
315
فیروزه
قالیباف
27
557
مازول
قطن آباد
58
647
جمع
ــ
601
8543
2 ) ویژگی های طبیعی شهرستان نیشابور
2 ـ1 ) توپوگرافی
منطقه مورد مطالعه بخشی از سلسله جبال بینالود را در بر می گیرد که در واقع امتداد شرقی ارتفاعات البرز است جهت کشیدگی ارتفاعات بینالود از شمال غرب به سمت جنوب شرق است . بلندترین نقطه این محدوده قله بینالود با ارتفاع 3216 متر است که در شمال غرب شهر نیشابور واقع شده است . دشت نیشابور در جنوب این ارتفاعات قرار گرفته که این واحد را از مجموعه های افیولیتی تربت حیدریه و سبزوار و زون تکنار جدا می سازد . به علت وجود ارتفاعات صعب العبور بیشتر راهها فقط تا دامنه ارتفاعات ادامه دارد . مرز بینالود با دشت های اطراف به وسیله خط توپوگرافی 2150 متر مشخص می شود ، دامنه های شمالی دارای شیب کمتر به طرف شمال شرق و دره هایی نسبتاً وسیع است ، در حالیکه دامنه های جنوبی شیب بیشتر و دره های باریک و عمیق تری دارند . بیشتر رودخانه ها در این محدوده دائمی هستند . که هنگام رسیدن به دشت با تشکیل پاد گانه های آبرفتی به چند شاخه بادبزنی شکل تقسیم می شوند . از رودخانه های دائمی می توان رودخانه بوژان ، باغرود ، میر آباد ، باغشن گچ ، درخت جوز و بار را نام برد .
2 ـ 2 ) زمین شناسی
منطقه مورد مطالعه در بر گیرنده واحدهای سنگی بالئوزوئیک ، مزوزوئیک و سئوزوئیک است . تغییرات شدید ساختاری ، سبب گردیده تا بررسی ارتباط میان واحدهای سنگی و تغییرات رخساره ای با دشواری صورت پذیرد .
پالئوزوئیک :
1 ـ سازندلالون : قسمت عمده این سازند از سنگ قرمز تیره با لایه بندی نامشخص نسبتاً ضخیم با ترکیب ساب آرکوز تشکیل شده که در بعضی نقاط رنگ روشن تری دارند . در مناطق محدودی همراه آنها کوارتزیتی سفید رنگ با لایه بندی متوسط نیز دیده می شود . رنگ تیره این واحد به علت وجود مقادیر زیادی اکسید آهن به صورت سیمان در سنگ است . سنگ ماسه های این مجموعه واجد ذرات کوارتز فراوان و مقادیر کمی فلدسپات در یک زمینه رسی می باشند . در بین دانه ها مقادیر کمی از زیر کن و مسکویت همچنین نوارهای سیاهرنگی از اکسیدهای آهن دیده می شود . این سازند ، در نقاط مختلف ، توسط مجموعه ای از دایک ها که احتمالاً همزمان با فعالیت های آتشفشانی اردوویسین ـ سیلورین شکل گرفته اند . نامگذاری این مجموعه تحت عنوان سازند مالالون ، بر پایه تشابه سنگ شناسی آن با سازند مزبور می باشد .
سازندمیلا :
به طور کلی این واحد را می توان به دو قسمت فوقانی و تحتانی تقسیم کرد . قسمت تحتانی با ترکیب آهکی و تناوبی از لایه های نازک شیلی در آن مشخص می گردد . آهک ها به رنگ روشن و لایه های نازک بین آن تیره رنگ هستند . قسمت فوقانی سازند، که در مقایسه با قسمت تحتانی ضخامت بیشتری دارد از سنگ آهک دولومیتی خاکستری با لایه بندی متوسط تا نازک تشکیل شده است .
این واحد در بعضی نقاط به صورت تناوبی از لایه های سنگ آهک خاکستری و زرد رنگ دیده می شود . سطح تماس فوقانی و زیرین این واحد گسلی است و خود تشکیل یک ورقه رورانده را می دهد .
ـ مجموعه آتشفشانی سیلورین ـ اردوویسین
این مجموعه دارای ترکیبی تقریباً بازالتی است که به صورت گدازه ، آلگومرا و توف رخنمون دارد . در زه های ستونی به خوبی در گدازه ها دیده می شوند که نشانگر سرد شدن آن در محیط خشکی است . علاوه بر آن در این مجموعه چند لایه کنگومرا و سنگ ماسه با طبقه بندی تدریجی و نیز لایه های نازک حاوی فسیل براکیوپود دیده می شوند . به طور کلی می توان چنین نتیجه گرفت که محیط تشکیل این مجموعه احتمالاً محیطی ساحلی بوده که گاهی خشکی بر منطقه حاکم می شده و گاهی آب روی منطقه را می گرفته ولی در شرق این محدوده ، واحد فوق با یک ناپیوستگی هم شیب بر روی سازندمیلا قرار می گیرد . سطح فوقانی آن در دره باغرود با یک واسطه کوارتزیتی به سازندنیور تبدیل شده و در دره بوژان به وسیله سازند پاده ها پوشانده می شود . با توجه به موقعیت چینه شناسی و فسیل های موجود سن این مجموعه را می توان اردوویسین فوقانی و سیلورین در نظر گرفت .
و......