مشخصات فایل
عنوان: استادیوم معلق هانوور
قالب بندی: wordتعداد صفحات: 3
محتویات
قسمتی از متن
استادیوم معلق هانوور
استادیوم معلق هانوور، تلفیقی از معماری سنتی و مدرن
سقف ورزشگاه هانوور جدا از کل ورزشگاه بنا شده و فرمی معلق گونه به آن داده است.
شهر هانوور آلمان در یکی از قدیمیترین محلههای این کشور قرار دارد. قدمت این شهر به قرون وسطی بر میگردد. هانوور به معنای «ساحل بالا» است و به آن خاطر این اسم را به آن دادهاند که در آن زمان این شهر بزرگترین دهکدهای بود که در کنار رودخانه 271 کیلومتری «لاینه» واقع شده بود. امروزه با وسعت یافتن هانوور دیگر این شهر در کنار رود نیست بلکه رودخانه لاینه را در دل خود جای داده است.
رودخانه لاینه اگرچه نسبت به رودخانههای دیگر آلمان بسیار کوچک است اما تأثیرات مستقیمی بر نحوه زندگی ساکنان آن منطقه در طول تاریخ داشته است. از آن جمله میتوان به صنعت شیلات اشاره کرد که عمدهترین صنعت هانوور محسوب میشود.
هانوور که یکی از ده شهر بزرگ آلمان به شمار میرود از سال 1946 مرکز ساکسونی سفلی بوده است. ورزشگاه شهر هانوور یکی از خیرهکنندهترین قسمتهای آن شهر به شمار میرود. یکی از افتخارات این استادیوم آن است که منحصرأ برای فوتبال ساخته شده است. نیدرزاکسن اشتادیون چنان مشتاق فوتبال است که از سال 2004 خود را برای جام جهانی امسال آماده کرده بود.
سقف معلق این ورزشگاه 50 هزار نفری از مهمترین ویژگیهای آن به حساب میآید. سقف ورزشگاه هانوور به نحوی مستقل و جدا از کل ساختمان ورزشگاه بنا شده است.
معماران و طراحان این استادیوم جنس سقف ساختمان را از ورقی ساختهاند که نسبت به نور ماورا بنفش نفوذپذیر است و علت این کار تأمین نور محوطه به اندازه مطلوب بوده است.
عملیات ساخت این استادیوم در سال 2000 در شورای شهر به تصویب رسید. پروژه ساخت استادیوم هانوور در سال 2002 آغاز شد و تا سال 2005 بدون وقفه ادامه یافت.
معماران این استادیوم 80 هزار متر مکعبی تمام تلاش خود را کردهاند تا معماری سنتی این بنا را حفظ کنند و به این ترتیب سنت و مدرنیته به زیبایی در کنار هم قرار گرفتهاند. در این استادیوم تمام تلاش معماران آن بوده که با استفاده از بهترین امکانات به اهداف زیست محیطی خود نزدیکتر شوند. بدینترتیب مخازن وسیع آب باران در استادیوم طوری تعبیه شدهاند که قابلیت ذخیره کامل آب باران را دارا هستند و نیازهای آبی این ورزشگاه را تأًمین میکنند.
مشخصات فایل
عنوان: اصول و کاربرد انرژی خورشیدی
قالب بندی:word
تعداد صفحات: 15
محتویات
اصول و کاربرد انرژی خورشیدی
ضرورت صرفه جویی در مصرف نفت
انرژی خورشیدی در ایران
کمیت و کیفیت انرژی خورشیدی
فناروی استفاده از انرژی خورشیدی
سیستم های خورشیدی
سیستم های فتوبیولوژی
سیستم های شیمی خورشیدی
سیستم های فتوولتائیک
سیستم های حرارتی خورشیدی(روش گرما خورشیدی
تهیه آبگرم خورشیدی
سیستم های تولید قدرت و نیروگاه های خورشیدی
نیروگاه های خورشیدی و برج های نیرو
مزایای برج های نیرو و نیروگاه های خورشیدی
قسمتی از متن
اصول و کاربرد انرژی خورشیدی
خورشید عامل و منشأ انرژی های گوناگونی است که در طبیعت موجود است از جمله: سوخت های فسیلی که در اعماق زمین ذخیره شده اند، انرژی آبشارها و باد، رشد گیاهان که بیشتر حیوانات و انسان برای بقای خود از آنها استفاده می کنند، موادآلی که قابل تبدیل به انرژی حرارتی و مکانیکی هستند، امواج دریاها، قدرت جزر ومدکه براساس جاذبه و حرکت زمین به دور خورشید و ماه حاصل می شود، اینها همه نمادهایی از انرژی خورشید هستند.
وابستگی شدید جوامع صنعتی به منابع انرژی به خصوص سوخت های نفتی و بکارگیری و مصرف بی رویه آنها، منابع عظیمی را که در قرون متمادی درلایه های زیرین زمین تشکیل شده است تخلیه می کند. با توجه به این که منابع انرژی زیرزمینی با سرعت فوق العاده ای مصرف می شوند و درآینده ای نه چندان دور چیزی از آنها باقی نخواهد ماند، نسل فعلی وظیفه دارد به آن دسته از منابع انرژی که دارای عمر و توان زیادی هستند روی آورده و دانش خود را برای بهره برداری از آنها گسترش دهد.
خورشید یکی از دو منبع مهم انرژی است که باید به آن روی آورد زیرا به فناوری های پیشرفته و پرهزینه نیاز نداشته و می تواند به عنوان یک منبع مفید و تأمین کننده انرژی در اکثر نقاط جهان به کار گرفته شود. به علاوه استفاده از آن برخلاف انرژی هسته ای، خطر واثرات نامطلوبی ازخود باقی نمی گذارد و برای کشورهای که منابع انرژی زیر زمینی ندارند، مناسب ترین راه برای دستیابی به نیرو و رشد و توسعه اقتصاد می باشد.
ایران با وجود این که یکی از کشورهای نفت خیز جهان به شمار می رود و دارای منابع عظیم گاز طبیعی نیز است، خوشبختانه به علت شدت تابش خورشید در بیشتر مناطق کشور، اجرای طرح های خورشیدی الزامی و امکان استفاده از انرژی خورشید درشهرها و شصت هزار روستای پراکنده درسطح کشور، می تواند صرفه جویی مهمی درمصرف نفت وگاز را به همراه داشته باشد.
فناوری ساده، آلوده نشدن هوا و محیط زیست و از همه مهم تر ذخیره شدن سوخت های فسیلی برای آیندگان، یا تبدیل آنها به مواد و مصنوعات پرارزش با استفاده از تکنیک پتروشیمی از عمده دلایلی هستند که لزوم استفاده از انرژی خورشید را برای کشور آشکار می سازد.
درعصر حاضر، از انرژی خورشیدی توسط سیستم های مختلف و برای مقاصد متفاوت استفاده و بهره گیری می شود که اهم آنها عبارتند از:
1- سیستم های فتوبیولوژیک: تغییراتی که درحیات و زیست گیاهان وجانداران به وسیله نور خورشید و فتوسنتز ایجاد می شود، فرآیند تجزیه کود حیوانات و استفاده از گاز آن.
2- سیستم های فتوشیمیایی: تغییرات شیمیایی دراثر نورخورشید، الکترولیزهای نوری، سلول های فتوولتائیک الکتروشیمی، تأسیسات تهیه هیدروژن.
3- سیستم های فتولتائیک: تبدیل انرژی خورشید به انرژی الکتریکی، سلول های خورشیدی.
4- سیستم های حرارتی و برودتی: شامل سیستم های تهیه آبگرم، گرمایش و سرمایش ساخت ها، تهیه آب شیرین، سیستم های انتقال و پمپاژ، سیستم های تولید فضای سبز(گلخانه ها) و خشک کن ها و اجاق های خورشیدی، سیستم های سردسازی، برج های نیرو، خشک کن های خورشیدی، نیروگاه های خورشیدی.
ضرورت صرفه جویی در مصرف نفت
در زمانی که دنیای غرب با اعمال بهینه سازی مصرف انرژی، مصرف خود را پایین آورده است، ایران درکمتراز دو دهه مصرف فرآورده های نفتی خود را درست است سه برابر کرده است. درست است که مصرف انرژی سبب بالا رفتن رفاه و استاندارد زندگی می شود. اما باید دقت شود که آیا می توان همواره این رشد مصرف را حفظ کرد؟ با عنایت به رشد مصرف انرژی و دو برابر شدن آن. با توجه به افت فشار چاه های نفت و مشکلات حفاری و استخراج و سرمایه گذاری، آیا می توان امیدوار بودکه بعد ازدو دهه می توانیم نیازهای خود را مرتفع کنیم و آیا تولید ما پاسخ گوی نیازهایمان خواهد بود؟ واگر هم باشد مازادی برای صدور نفت و به دست آوردن ارز خواهیم داشت؟
با استفاده از سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی و بدون لطمه زدن به تولید و رفاه عمومی، حدود 20 درصد کاهش درمصرف به دست آید، منافع زیر عاید کشورمان خواهد شد:
1- درآمد ارزی ناشی از فروش نفت خام
2- کاهش آلودگی هوا که در شهرهای بزرگ مثل تهران به مرز خطرناکی رسیده است.
3- صرفه جویی در سرمایه گذاری درساخت نیروگاه ها، پالایشگاه ها و شبکه گازرسانی به میزان میلیارد ها دلار درسال.
4- طولانی شدن عمر ذخایر نفتی
5- ایجاد اشتغال در کشور.
انرژی خورشیدی در ایران
ایران در مجموع کشوری است بسیار آفتابی و از نظر مقدار و دریافت انرژی خورشیدی در شمار بهترین کشورها محسوب می شود و به صراحت می توان گفت که سطح کنونی علمی وصنعتی کشور برای ایجاد و گسترش تکنیک خورشیدی به حدکافی آمادگی دارد. بنابراین اگر طرح های خورشیدی معرفی شوند و علوم و فنون مربوط ترویج یابند، صنایع خورشیدی کشور، می تواند به عنوان یک صنعت خودکفا وارد عمل شود.
منابع عمده انرژی که درحال حاضر در ایران مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از: نفت خام، گازطبیعی، زغال سنگ، پتانسیل آبی و انرژی های غیرتجاری.
لازم است مصرف انرژی بخش های مختلف در شهرها و روستاهای کشور از قبیل مصارف خانگی، تجاری وصنعت حمل ونقل موردتجزیه وتحلیل قرارگیرد و آمارهای دقیقی براساس بافت اجتماعی واقتصادی وسیاسی و هدف های جامعه و توسعه آینده کشور تهیه شود. امید است در برنامه ریزی های آتی کشور برای تأمین انرژی های لازم، سهم انرژی خورشیدی نیز تعیین و براساس آن اعتبار لازم برای اجرای طرح های مفید خورشیدی تأمین شود.
کمیت و کیفیت انرژی خورشیدی
مهم ترین تغییرات درشدت تابش خورشید و دمای هوای محیط ناشی از حرکت طبیعی زمین به دور خورشید و مورب بودن محور چرخش کره زمین است که حول این محور دارای حرکت وضعی است. تغییرات فصول و همچنین تغییرات تابش خورشید برروی سطح زمین و تغییرات در ساعات روشنایی و تاریکی همه ناشی از تغییرات روزانه زاویه میل هستند.
انرژی خورشیدی در مسیر خود به زمین به علت جذب های متعدد کاهش می یابد و علل کاهش را می توان به شرح زیر بیان داشت: اولین مرحله کاهش در اثر وجود اوزن درخارج جو زمین است که سبب جذب امواج تشعشعی ماوراء بنفش تا طول موج mµ29/0 می باشد.
برای جذب امواج تشعشی با طول موج های بلندتر، مواد جاذب دیگری مانند بخارآب و دی اکسیدکربن وجود دارد. بالاخره مجموع امواج تشعشعی جذب شده در هر مکان را، می توان به وسیله ضخامت اتمسفر هوا درمسیر اشعه و نیز ترکیبات اتمسفر محاسبه کرد.
فناروی استفاده از انرژی خورشیدی
انرژی خورشیدی را می توان با استفاده از یکی از روش های زیرین به دست آورد:
1- شیمی خورشیدی
2- برق خورشیدی
3- گرما خورشیدی
1- شیمی خورشیدی(Helio Chemical): در این روش با تابش خورشید بر سطح زمین و ایجاد عمل فتوسنتز درگیاهان وتبدیل CO2 بهO2 و تولید مواد غذایی در زمین، عامل بقا زندگی برای انسان و سایر جانداران می شود.
2- برق خورشیدی(Helio Electrical): اگر با استفاده از مبدل هایی خورشید به الکتریسته تبدیل شود و قدرت مورنیاز سفینه های فضایی و قمرهای مخابراتی و سایر دستگاه های الکتریکی در زمین تأمین شود، این روش به مورد اجرا گذاشته می شود.
3-گرما خورشیدی(Helio- Thermal): روش گرما خورشیدی با استفاده از انواع کلتکتورها و تولید انرژی حرارتی، برای تأمین آب گرم مصرفی- حرارتی مرکزی وتهویه مطبوع ساختمان ها ونیز برای تولید بخار و راه اندازی دستگاه های تولید قدرت و دیگر عملیات حرارتی، مورد استفاده قرار می گیرد. این روش نسبت به دو روش قبلی کاربرد وسیعی دارد.
سیستم های خورشیدی
سیستم های خورشیدی، سیستم هایی هستند که با استفاده از آنها تمام و یا قسمتی از انرژی لازم برای تأمین احتیاجات جوامع بشری انرژی خورشید تأمین می شود و اهم آنها عبارتند از:
سیستم های فتوبیولوژی
سیستم های شیمیایی
سیستم های فتوولتائیک
سیستم های حرارتی و برودتی
سیستم های فتوبیولوژی
عملکرد فتوسنتز درگیاهان و قدیمی ترین وگسترده ترین روش استفاده از انرژی خورشید است، گیاهان تشعشع خورشید را جذب کرده و باکمک آن گاز کربنیک و آب را به موادقندی تبدیل می کنند ونیز اکسیژن را آزاد و نیتروژن و مواد فسفری را برای ادامه حیات و رشد خود لازم دارند، جذب می کنند. نتیجه این فرآیند، ذخیره سازی بیولوژیکی انرژی خورشید است. انرژی ذخیره شده درگیاهان و درختان که به علت بازدهی پایین آنها کمتر انجام می شود راندمان این فرآیند بین 25 درصد تا50 درصد است که نسبت به بازدهی اشکال دیگر استفاده از انرژی خورشید، به طور قابل توجهی کمتر است ولی با وجود این بازدهی بسیار کم، هزینه تولید انرژی از بعضی ازگیاهان با هزینه تولید سوخت های فسیلی قابل مقایسه است.
سیستم های شیمی خورشیدی
سیستم های شیمی خورشیدی به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
1- سیستم های فتوشیمیایی که درآنها از تشعشع خورشید درعملیات شیمیایی استفاده می شود.
2- سیستم های هلیوترمیک که درآنها از حرارت خورشید به عنوان یک منبع حرارتی بهره گیری شده و عملیات شیمیایی انجام می گیرد.
عملیات فتوسنتز درگیاهان و تشکیل سوخت های فسیلی در زیرزمین وذخیره سازی بیولوژیکی انرژی خورشیدی در مواد و بالاخره تهیه سوخت هایی از قبیل الکل و متان و هیدروژن، تابع یک سری فعل و انفعالات شیمیایی بوده و می توان آنها را بخشی از سیستم های شیمی خورشیدی به حساب آورد.
سیستم های فتوولتائیک
سیستمی را درآن انرژی خورشید بدون بهره گیری از مکانیزم های متحرک و شیمیایی، به انرژی الکتریکی تبدیل شود، اثر آن را فتوولتائیک می نامند، عاملی که دراین فرآیند به کار می رود سلول خورشیدی می نامند.
سلول های خورشیدی قادرند انرژی تشعشعی خورشیدی را بازدهی معادل 5 تا20 درصد مستقیماً به الکتریسته تبدیل کنند که این سیستم ها را برق خورشیدی می گویند. امروزه مؤثرترین و ارزانترین سلول های خورشیدی ماده ای به نام سیلیسیم است. ماسه یکی از منابع مهم سیلیسیم است و نوع دیگری از سلول های فتوولتائیک وجود دارد درآن به جای سیلیسیم از کادمیم استفاده می شود.
سیستم های حرارتی خورشیدی(روش گرما خورشیدی)
روش های گرما خورشیدی، با استفاده از انواع کلکتورهای و روش های غیرفعال، برای جذب و جمع آوری انرژی حرارتی خورشیدی، طراحی شده و برای منظورهایی از قبیل گرما کردن آب، هوا، تولید بخار و سردکردن و... به کاربرده می شده اند. سیستم های گرما خورشیدی را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:
1- سیستم های آبگرم خورشیدی
2- سیستم های گرمایش و سرمایش ساختمان
3- سیستم های تهیه آب شیرین و آب مقطرگیری
4- سیستم های انتقال و پمپاژ
5- سیستم های تولید فضای سبز(گلخانه ها).
6- سیستم های خشک کن و خوراک پز خورشیدی
7- سیستم های سردکننده خورشیدی
8- برج های نیرو و نیروگاه های خورشیدی
که وسیله جمع آوری حرارت خورشیدی، کلکتورها(گرم آورها) هستند.
سیستم های گرما خورشیدی THERMAL SOLARENROGY
تهیه آبگرم خورشیدی
تولید آبگرم مصرفی ساختمان ها، از اقتصادی ترین روش های استفاده از انرژی خورشیدی است. بدون شک گرم کننده های ترموسیفونی بیشترین استفاده را در تهیه و طرح آب گرم کن های خورشیدی عهده دار هستند. ساده ترین سیستم آبگرم کن خورشیدی از یک گردآور تخت و یک مخزن ذخیره تشکیل شده که آب یا سیال عامل، به سبب اختلاف درجه حرارت به طور طبیعی و با استفاده از عمل ترموسیفون در آن گردش می کند. شرایط لازم در نصب این آبگرم کن آن است که قسمت فوقانی گردآور پایین تر از قسمت تحتانی مخزن ذخیره قرار گیرد و حداقل درجه انحراف گردآورد نسبت به سطح افق تحقق جریان ترموسیفون، در حدو 20 درجه رو به جنوب ضروری است. به منظور جلوگیری از تلفات حرارتی گردآورد لوله های هادی کاملاً عایق بندی می شوند. یک لوله عایق شده قسمت پایین مخزن را به هدر پایین گردآور متصل کرده و لوله دیگر نیز هدر بالایی را به قسمت فوقانی مخزن وصل می کند. آب سرد تغذیه کننده از قسمت پایین به مخزن ذخیره هدایت شده و آب گرم مصرفی نیز از بالاترین نقطه مخزن به طرف شیرهای مصرف لوله کشی می شود. به علت بسته بودن سیستم و جلوگیری از خطر انبساط حرارتی سیال، وجود یک مخزن انبساط و یا لوله انبساطی که به یک شیر اطمینان مجهز باشد در سیستم های آبگرم کن خورشیدی ضروری است.
سیستم های تولید قدرت و نیروگاه های خورشیدی
دستگاه هایی که با استفاده از انرژی خورشیدی قادر به تولید انرژی مکانیکی باشند به نام موتور خورشیدی و یا پمپ خورشیدی نامیده می شوند. ساده ترین و مهم ترین عملکرد یک موتور حرارتی خورشیدی، پمپ کردن آب بدون استفاده از سایر منابع انرژی شناخته شده است. از موتورهای خورشیدی علاوه بر پمپاژ آب در روستاها، در رشته مخابرات، رادیو تلویزیون و جهت ایجاد نیروی الکتریکی نیز می توان استفاده کرد. در این موتورها، همانند سایر موتورهای حرارتی دیگر، سیال عامل در اثر جذب حرارت از خورشید منبسط و تبخیر شده و در اثر دفع حرارت منقبض و یا متراکم می شود. از انبساط سیال استفاده شده و یک توربین و یا پمپ پیستونی یا سانتریفوژی به حرکت در می آید.
در صورتی که از انرژی مکانیکی ایجاد شده به صورت مستقیم استفاده نشده معمولاً آن را با استفاده از یک دینام یا ژنراتور، به انرژی الکتریکی تبدیل می کند. واضح است در این حالت، برای ذخیره انرژی الکتریکی به باتری ذخیره نیز نیاز خواهد بود که هزینه آن را باید به هزینه سیستم تولید الکتریسیته که شامل یک سری گردآور متمرکز کننده و یک موتور خورشیدی می باشد، اضافه کنیم.
جهت تولید درجات حرارت خیلی بالا در موتورهای خورشیدی، احتیاج به سیستم متمرکز کننده و تعقیب کننده خورشیدی خواهیم داشت که بازدهی این سیستم ها خیلی بالاست ولی در مقابل، پیچیدگی مکانیزم سیستم و مشکل استفاده از آن با هزینه بالای آنها، از مشکلات این سیستم ها محسوب می شوند.
در مقایسه گردآورهای استوانه ای متمرکز کننده که نیروی لازم جهت راه اندازی موتورهای خورشیدی را دارا هستند، با بازدهی بسیار خوبی می توانند در موتورها و پمپ های خورشیدی، کاربرد مناسب داشته باشند.
موتورهای خورشیدی را به لحاظ سیال عامل، می توان به دو نوع: موتورهای خورشیدی و موتورهای هوای گرم تقسیم بندی کرد که هر یک دارای مزایا و معایبی هستند.
نیروگاه های خورشیدی و برج های نیرو
تأسیساتی که با استفاده از آن، انرژی حرارتی و تابش خورشیدی به الکتریسیته تبدیل شود نیروگاه خورشیدی نامیده می شود. معمولاً این سیستم ها از یک سری آیینه های قابل تنظیم (هلیواستات) و یا متمرکز کننده هایی با درجات حرارت بالا و یک دریافت کننده مرکزی، منابع ذخیره و مبدل های حرارتی و توربوژنراتور تشکیل شده اند.
مزایای برج های نیرو و نیروگاه های خورشیدی
1- تولید برق بدون مصرف سوخت
2- عدم احتیاج به آب زیاد
3-عدم آلودگی محیط زیست
4- نیرو رساندن با تولید نیرو به شبکه برق سراسری- امکان تأمین شبکه های کوچک و ناحیه ای- منتفی کردن تأسیس خطوط فشار قوی طولانی جهت انتقال برق
5- استهلاک کم و عمر زیاد
6- عدم احتیاج به متخصص
7- احتیاج کم به لوازم یدکی
8- هزینه تأمین نیروگاه های خورشیدی نسبت به نیروگاه های فسیلی و اتمی، در واحدهای بزرگ مثلا 1000 مگاوات تقریباً برابر بوده ولی در مورد برج های نیرو هزینه و زمان ساخت و بهره برداری در حدود برآورد شده است.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد بادگیرهای یزد
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
بادگیر
یکی از شاخص ترین نشانه هایی که منظر عمومی شهرهای استان یزد را،از دیگر شهرهای ایران متمایز می سازد، وجود بادگیرهای متنوع آن است. اهمیت آنها به قدری است که لازم است برای هرکدام شناسنامه ای فنی تهیه و طرح جامع مرمت و بازسازی و حفاظت ویژه تدارک دیده شود.
بیشتر بادگیرها ، به فضاهای مسکونی قدیمی تعلق دارند. از طرفی بر روی محراب برخی مساجد مانند مسجد جامع فیروزآباد نیز بادگیر به نحو زیبایی تعبیه شده است.
غالب آب انبارهای درون شهری دارای بادگیر هستند که تعداد آنها بین یک تا شش متغیر می باشدو به عنوان وسیله ای برای تهویه و تبرید آب از آنها استفاده می شده است .
بادگیرها سیستم تنفسی شهر محسوب می شوند. آنها برجهایی هستند که با توجه به نحوه ساختمان ویژه خود ، جریان طبیعی هوا را به داخل بناهای مختلف هدایت می کنندو از مصادیق بارز انرژی های پاک محسوب می شوند(Clean Energy). در خانه ها معمولا بادگیر در قسمت نسر و تابستان نشین خانه ساخته می شود
بادگیرها نوعا به تالار ، حوضخانه ، کلاه فرنگی و زیرزمین مربوط می شوند و شرایطی را پدید می آورند تاجریان هوا در داخل ساختمان برقرار شود و ضمن تماس با عناصر رطوبت زا ، مثل حوض ، باغچه ، درختان ، جداره زیر زمین جوب وپایاب ، کمبود رطوبت زمین را جبران و محیطی مطبوع برای زندگی در ایام گرم و طاقت فرسای تابستان برای ساکنان فراهم آورند. مصالح ساختمانی بادگیرها معمولا خشت خام ، آجر ، گل و چوب شورونه می باشد. چوب شورونه از انواع چوبهایی است که دارای استحکامی عالی است و در برابر حمله موریانه نیز مقاوم است
بادگیرها از چهار بخش عمده ساخته شده اند:
1-بدنه یا ساقه
2-قفسه
3-تیغه ها
4- سقف
بدنه بادگیرها معمولا به صورت مکعب مستطیل یا منشور ساخته می شود. قاعده آنها اغلب به شکل مربع ، مستطیل ، مسدس یا هشت وجهی می باشد. بخش اصلی ساختمان بادگیر به صورت ستونی مشبک و " چشمه چشمه" در فضای آزاد برفراز ساختمان اماکن واقع می گردد.
بادگیرها باوجود شباهت های عملکردی ، ساختهای متفاوتی دارند. تفاوت های ناحیه ای اقلیم گرم و خشک و پاره ای عوامل اقتصادی و اجتماعی و کارکردهای متفاوت بناها در این امر موثر بوده اند. در ناحیه اردکان و میبد به منظور بهره گیری بیشتر از وزش مطبوع نسیم شمال و پرهیز از بادهای غالبا نامطبوع جهت های دیگر، بادگیرها را عموما به صورت یکسو وروبه شمال ساخته اند ، به ویژه در میبد شیب مناسب زمین به سمت شمال ، موقعیت مساعدی برای وزش آزاد باد شمال به بادگیرها فراهم آورده است ، به گونه ایکه شکل گیری منظم و هماهنگ بادگیرها ، خود از مشخصات ناحیه ای معماری و شهر سازی سنتی است.
سمت گیری و شکل گیری بادگیرها "رو به شمال" سبب شده استکه شهرها و آبادیهای ناحیه در بخش های بافت سنتی به صورت شهرها و آبادیهای "چندسیما" پدیدار شوند ، بدین معنی که چشم انداز عمومی شهر از "دید شمالی" با چشم انداز شهر از "دید جنوبی" و جهات دیگر آشکارا متفاوت است.
ویژگی دیگر بادگیرها در این ناحیه آن است که نسبتا ساده و مردم وار ساخته شده است و در بافتهای سنتی ،گستردگی و عمومیت دارد و همین ویژگی نیز چهره شاخصی به بافت سنتی شهر داده است.
در شهر یزد ، بادگیرها عموما به صورت چهارسو یا چهار بعد و بلندتر ساخته می شوند و به علت هزینه زیاد عامه مردم توان ساخت آن را نداشته و لذا تا اندازه ای خصیصه طبقاتی یافته است
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد شهرستان بهشهر
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
اقلیم بهشهر
بارندگی و رطوبت شهرستان بهشهر
تبخیر
یخبندان
باد
خاک و انواع آن
فرسایش خاک در منطقه بهشهر
نقد پلان
طراحی ابعاد و اندازه های وسایل مدرسه
پله ها
رنگ
قسمتی از متن
اقلیم بهشهر
شهرستان بهشهر منطقه ای از مازندران است که در سمت شرق آن بین 36 درجه و 20 دقیقه و 54 ثانیه تا 36 درجه 53 دقیقه 10 ثانیه عرض شمالی (اختلاف جنوبی ترین تا شمالی ترین منطقه 32 دقیقه 16 ثانیه) 53 درجه و 14 دقیقه 24 ثانیه تا 54 درجه و 17 دقیقه و 48 ثاینه جغرافیایی می باشد.
مساحت بهشهر در حدود 2858 کیلومتر مربع که محدود است از شمال به دریای مازندران و از شرق به شهرستان گرگان و از جنوب به شهرستان دامغان و از مغرب به شهرستان ساری. طول شهرستان از مغرب به مشرق 50 کیلومتر و از مبدأ در غرب نکاء و در مشرق گلوگاه و از شمال به جنوب 80 کیلومتر و از مبدأ در شمال ساحل دریای مازندران در شبه جزیره میانکاله و در جنوب خط الرأس با داراب کوه، دهات سرخده و سیاپره می باشد.
بارندگی و رطوبت شهرستان بهشهر
به طور کلی میزان بارندگی سالیانه در جلگه میان 1600 الی 900 میلی متر است که در نواحی کوهستان تا 1200 میلی متر در سال افزایش می یابد. به طور کلی میزان بارندگی و رطوبت استان از غرب به شرق کاهش می یابد.
در سال 1366 متوسط رطوبت نسبی در شهرستان بهشهر 5/78% بوده است.
تبخیر:
در شهرستان بهشهر به علت شرایط اقلیمی خاص بی شک میزان تبخیر خیلی کمتر از میزان رطوبت حاصله می باشد. به طوری که میان ماه های سال با 42/6 میلی متر بیشترین و بهمن ماه با 5/0 میلی متر کمترین میزان را داشته است.
یخبندان:
مـتوسط روزهای یخـبندان بهـشهر حـدود 13 روز مـی باشد که عمدتاً در دی و بهمن ماه اتفاق می افتد.
باد:
از مهمترین عوامل مؤثر در وزش بادهای منطقه ای می توان به نفوذ توده های هوای گرم و سرد همچنین وجود دریا و خشکی در کنار یکدیگر اشاره کرد. با توجه به موقعیت جغرافیایی شهرستان بهشهر علت وزش بادهای عمده منطقه را می توان این گونه تقسیم بندی کرد:
وارش وا: بیشتر اوقات از غرب و بعضی اوقات از طرف شمال غربی شروع به وزیدن نموده و بلافاصله بارندگی آغاز می شود این باد اغلب اوقات وجود دارد.
د ماوندی وا: این باد از طرف جنوب غربی وزیده و بیشتر توأم با باران کوهستانی می باشد.
اوزروا: جهت وزش این باد از طرف جنوب شرقی بوده و بلافاصله ابرهای منطقه پراکنده شده و هوا صاف می شود.
کیل وا: این باد از طرف دریا وزیده و مانند اوزرا هوا را صاف می کند.
چرخی وا: این باد معمولاً گرم بوده و در شب از جنوب یا جنوب غربی و در روز از سمت شمال می وزد.
وزش باد خصوصاً در نوار ساحلی شهرستان بهشهر شدیدتر و اصولاً در ماه های تابستان و در جهت غرب- شرق می وزد اما بادهایی که از طرف شمال می وزد ملایم بوده و وزشهای بادهای غربی در سال نسبتاً ثابت است.
مشخصات فایل
عنوان:عکس های پارک های مختلف
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 6
محتویات
پارک نیاوران
پارک آفرینش
نمایی از پارک فاژان
پارک شهید انصاری
پارک مره خونی سردرود
عکس زیبایی از پارک ساحلی دز
مشخصات فایل
عنوان: پیدایش منظومه شمسی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 9
محتویات
پیدایش منظومه شمسی
نظریات تصادفی
نظریات چمبرلین و مولتن
نظریه جفریز- جنیز
نظریه راسل
نظریات تکاملی
نظریه کانت
نظریه لاپلاس
نظریه لیگونده (Ligonde )
نظریه کویپر
نظریه یوری
نظریه آلفون
نظریه هویل (Hoyle )
قسمتی از متن
پیدایش منظومه شمسی
مسئله پیدایش زمین اهمیت زیادی دارد. بدون داشتن تصور درستی درباره پیدایش زمین نمیتوان ساختمان درونی کنونی زمین و رویدادهایی را که در اعماق آن رخ میدهد، درک کرد. در اعصار باستان تصورات مربوطه به پیدایش زمین و سایر سیارات منظومه خورشیدی دارای جنبه مذهبی بود. از جمله در عصر یونان قدیم هومر (Homere) زمین را به صورت قرص فرض میکرد. که اطراف آن را دریایی بزرگ احاطه کرده است و یونان را مرکز آن میدانست و چنین بیان میداشت که این قرص روی ستونهای محکمی که بر دوش ربالنوع اطلس استوار است. شرقیها از جمله معتقدین دین برهما تصور میکردند که ستونهای مزبور بر روی چهار فیل عظیمالجثه قرار گرفته است.
دراینجا نظریات مختلف پیدایش زمین را به دو دسته کلی 1- نظریههای تصادفی یا دوتایی 2- نظریههای تکاملی یا انفرادی تقسیم میکنیم.
1- نظریات تصادفی :
در این دسته نظریات تصور میشود که زمین و سیارات در نتیجه تأثیر متقابل خورشید و یک جرم سماوی دیگر تشکیل شدهاند و بدین جهت آنها را نظریههای دوتایی نیز میخوانند. در اینجا فقط از نظر سابقه تاریخی و به اختصار به آنها اشاره میکنیم.
1-1 نظریه بوفون :
در سال 1745 بوفون فرانسوی نظر داد که تشکیل زمین و سیارات ممکن است نتیجه جدا شدن قطعاتی از خورشید در اثر برخورد با یک ستاره دنبالهدار باشد. با شناخت امروزی از ستارههای دنبالهدار این نظریه را مردود میدانند. ولی در آن زمان کلیسا بوفون را متهم به انکار اسطوره کتاب مقدس درباره آفرینش کرد. و او بناچار از نظریات خویش چشم پوشید.
این دو دانشمند آمریکایی در فاصله 1901 تا 1905 نظریهای را عرضه کردند که براساس این
2-1 : نظریات چمبرلین و مولتن
نظریه در اثر عبور ستارهای از نزدیک خورشید، در اثر نیروی جاذبه زایدهای از خورشید به سمت ستاره خارج شده و دمای زیاد گازهای تحت فشار آن سبب ایجاد انفجارات متعدد شده و قسمتهای سنگینتر این قطعات جدا شده هسته اولیه سیارات را تشکیل داده است.
3-1 : نظریه جفریز- جنیز:
این نظریه در سالهای 1918 و1919 عنوان شد. در این نظریه فرض میشود، که خورشید در زمان تشکیل سیارات حجم خیلی زیادتری داشته و عبور ستاره دیگری از نزدیک آن سبب شده است که توده باریک و درازی از خورشید جدا شود. این توده به علت ناپایداری به قطعاتی تقسیم شده است به هنگام نزدیک شدن این توده هابه خورشید در اثر نیروی جاذبه خورشید قسمتهایی از بعضی سیارات جدا شده و اقمار آنها را تشکیل داده است.
4-1 : نظریه راسل:
راسل منجم امریکایی در سال 1935 پیشنهاد کرد که ممکن است خورشید در بدو امر یک ستاره دوتایی و ستاره دومی به مراتب از خورشید کوچکتر بوده است و در اثر برخورد بین این ستاره کوچک و ستاره اصلی سیارات منظومه شمسی بوجود آمدهاند.
2- نظریات تکاملی:
s این نظریهها تشکیل سیارات را براساس تکامل تدریجی آنها بیان میکند که در زیر آنها را به ترتیب قدمت بررسی میکنیم.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد تاریخچه تاج محل
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 41
محتویات
قسمتی از متن
تاج محل؛ ایده ای از قدرت و زیبایی یا نمادی از بهشت
گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_همایش «باغ های ایران و هند» با حضور تعداد زیادی از اساتید، دانشجویان معماری و علاقمندان به تاریخ ،روز یکشنبه 19 مهرماه به همت دفتر پژوهشهای فرهنگی در سالن گفت و گو خانه هنرمندان گشایش یافت.
در این همایش دکتر ناصر تکمیل همایون ، استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی و مدیر گروه تاریخ دفتر پژوهش های فرهنگی درباره روابط تاریخی ایران و هند سخن گفت.سپس پروفسور «ابا کخ» از آْلمان درباره تاج محل سخنرانی کرد. با اینکه در ابتدا قرار بود دکتر حسین سلطان زاده رئیس دانشکده معماری قزوین و سردبیر فصلنامه فرهنگ و معماری در این نشست درباره «باغ مزار های ایران» سخنرانی کند اما عملا به دلیل طولانی شدن سخنرانی«ابا کخ» وی فقط کلیاتی از بحث خود را ارائه و شرح مفصل آن را به حلسه دیگری موکول کرد.
استقبال از این همایش آن قدر زیاد بود که تعداد زیادی از دانشجویان تا آخر همایش روی زمین نشسته بودند. دکتر تکمیل همایون در ابتدای سخن ، کشورهایی را که با ایران رابطه فرهنگی دارند به سه قسمت تقسیم کرد و درباره هر یک گفت:یک سری کشورهایی هستند که تاکنون با آنها هیچ رابطه فرهنگی نداشته ایم و تازه در آغاز راه هستیم مانند برزیل یا آرژانتین.دسته دوم کشورهایی هستند مثل تاجیکستان و افغانستان که ما با آنها اشتراکات فرهنگی زیادی داریم و گویی قرن ها با هم در یک فرهنگ زندگی کرده ایم. دسته سوم کشورهایی هستند که ما از گذشته با آنها داد و ستد فرهنگی داشته ایم ولی نه مثل تاجیکستان و افغانستان به ما نزدیکند نه مثل برزیل از ما دورند که این دسته شامل کشورهایی چون هند و چین می شود.
این استاد تاریخ درادامه برای تبیین بیشتر نوع رابطه ایران وهند به تاثیر گذاری فرهنگ و زبان
فارسی بر هندی ها اشاره کرد و گفت:شما به نام باغ های هندی نگاه کنید. جهان آرا، نورافروز، فرح بخش، آرامگاه همایون، باغ انگوری، انگوری باغ، چهلستون، هشت بهشت.......وقتی نام باغ های هند این اسامی باشد آن وقت ببینید از لحاظ معماری و باغ سازی چه تاثیراتی از ما گرفته اند. وی با اشاره به لشگرکشی های سلطان محمود غزنوی به هند، این نوع ایجاد رابطه را «تماس بدی» خواند و گفت هیچ کس از طریق جنگ نمی تواند چیزی را به ارمغان ببرد اما در کنار این برخورد هی نظامی و سیاسی، عرفان و تصوف ایران نیز به هند راه پیدا کرد و هند چون مثل ایران مایه عرفانی داشت توانست عرفان اسلامی را بپذیرد و از آن تاثیر بگیرد.
پروفسور« اباکخ»خانم دانشمند آلمانی که مدت بیست سال است درباره باغ های هند و مخصوصا تاج محل تحقیق می کند نفر بعدی بود که میکروفون را به دست گرفت. وی در آغاز شرح مفصلی درباره تاج محل داد و گفت: تاج محل یکی از باارزشترین و زیباترین ساختمان های مقبره گون است که امپراطور شاه جهان پنجمین پادشاه سلسله مغول(تیموریان) به عنوان آرامگاه برای همسرش ممتاز محل ساخته است.او که به زبان آلمانی سخن می گفت و سخنانش به فارسی ترجمه میشد در ادامه به این نکاه اشاره کرد که در عصر استعمار افراد زیادی از این محل دیدن کرده اند و مخصوصا در قرون 18 و 19 این بنا خیلی مورد توجه بوده است. بنا به نظر کخ ، تاج محل نه فقط یک مقبره که نماد و سمبلی از اهمیت و قدرت حکومت مغول بوده است.
بنای تاج محل از یک ساختمان سفید اصلی و دو ساختمان قرمز کوچک تر که در دو طرف بنای اصلی ساخته شده اند تشکیل شده است. کخ گفت که از حدود بیست سال پیش که مطالعه
تاج محل را آغاز کرده به این نتیجه رسیده که « برای درک بهتر معماری این بنا باید این ساختمان را در تمامیت خودش ببینم نه قطعه قطعه.» در حالی که همیشه تاکید محققان روی ساختمان اصلی که سفید رنگ است متمرکز می شده است.
قسمت های زیادی از تاج محل اکنون از بین رفته است. آن چه که امروز باقی مانده یک باغ اصلی است به نام چهار باغ و ساختمان سفید مقبره که انگار روی یک سکو قرار گرفته و به رودخانه جامو مشرف است.پروفسور آلمانی تاکید کرد که قرار گرفتن ابن بنا کنار رودخانه نکته بسیار مثبتی برای آن است چون هم منظره جالبی دارد و هم اینکه رودخانه به انسان آرامش می دهد.
بنا به نظر کخ چهار باغی را که اطراف تاج محل قرار گرفته، می توانیم به چهار سوق های بازار تشبیه کنیم که دو راسته از دو طرف پیش می آیند واین چهارسوق ها را قطع می کنند.وی گفت که ممکن است در گذشته در این منطقه کاروانسرا یا بازاری نیز موجود بوده اما هنوز قطعیت این مسئله برای او کاملا روشن نیست.
وی تاکید کرد که ابن بنا فقط یک مقبره نیست بلکه مجموعه ای است از بازار، کاروانسرا، باغ و مقبره که با وجود عملکردهای متفاوت و مختلف هر یک از این بناها، تمامی آنها خیلی خوب طراحی شده اند.
کخ که برای درک بهتر سخنرانی اش مجموعه متنوعی از تصاویر و نقشه های تاج محل و ساختمان های اطرافش را نشان می داد به بناهای دوطرف ساختمان اشاره کرد .
این بناها به نام قلعه سرخ شهرت دارند. وی ضمن نشان دادن تصاویری از جزئیات هر کدام
از بناها ، هارمونی، نظم، تناسب و قرینه سازی آنها را ستود. در این ساختمان ها سه نوع ستون به اسم ستون «سرو اندام»، ستون «هندسی» و ستون «طبیعی» به کاررفته است.
رنگ های به کار رفته در ساختمان اصلی سفید و رنگ ساختمان های طرفین قرمز است. کخ گفت که استفاده از دو رنگ یکی از خصوصیات معماری عصر مغول است که بهترین جلوه اش
در تاج محل بروز کرده است.
وی بانشان دادن کنده کاری ها، نقوش به کار رفته در« مقبره» ممتاز محل و آیات قرآنی که بر روی مقبره حک شده، این بنا را ساختمانی با تزئینات جالبی در خور یک مقبره و «خیلی احساس گرایانه» توصیف کرد و آن را ایده ای از قدرت و زیبایی و نمادی از بهشت خواند.
دکتر سلطان زاده، آخرین سخنران این همایش در سخنان کوتاه اما موجزی به پیشینه باغ مزار های ایرانی اشاره کرد و در ابتدا گفت: در آیین زرتشت، دفن اجساد مکروه بود و زرتشتیان مردگان خود را دفن نمی کردند. بنابراین زرتشتیان نه تنها مقبره ای برای خود نساختند بلکه پادشاهان ساسانی هر آنچه مقبره بود به غیر از آرامگاه کوروش را از بین بردند.آن هم به این دلیل که گمان می کردند مقبره مادر حضرت سلیمان است. با این حال چون در ایران اقوام مختلفی زندگی می کردند که اجساد خود را دفن می کردند آرامگاه هایی هم در یافته های باستانشناسی به چشم می خورد. فردوسی در بیتی به باغ مزار اشاره می کند و می گوید:
به باغ اندرون دخمه ای ساخته/ سرش را به آن اندر انداخته در سفرنامه های تاریخی هم اشاره شده که پیرامون آرامگاه کوروش ، حیاط محصوری وجود داشته.از سوی دیگر هرودوت نیز به باغ هایی اشاره می کند که به عنوان آرامگاه مورد استفاده قرار می گرفته است. با این تفاصیل این سوال پیش می آید که پیشینه تاریخی این باغ مزار ها در ایران به کجا می رسد؟
وی در پاسخ به این سوال گفت: هخامنشیان بخش عمده ای از فرهنگ و هنرشان را مدیون عیلامی ها بودند و در امور مختلف از آنها اقتباس می کردند. از آنجا که در عیلام مقبره و باغ مزار وجود داشته می توانیم سنت باغ مزار را به عیلامی ها منتسب کنیم. این استاد معماری سپس به دوران پس از اسلام اشاره کرد و گفت با وجود اینکه باغ مزار های هندی تحت تاثیر فرهنگ ایرانی ساخته شده اند اما این سوال به جاست که چرا چنین باغ مزارهایی در ایران وجود ندارد؟ برای اینکه تا سه قرن پس از اسلام ساختن بنایی بر روی مقبره مکروه شناخته می شد و از قرن سوم به بعد است که شاهد مزار های یادمانی مثل گنبد قاموس یا مقبره سلطان سنجر هستیم.
سلطان زاده تاکید کرد: دوره غزنوی دوره بروز ملی گرایی در ایران است و انعکاس این ملی
گرایی در معماری هم دیده می شود، مثل طرح چهار ایوانه که در مساجد و کاروانسراهای آن دوره به چشم می خورد. از دوره ایلخانی این مزارها اهمیت پیدا می کنند و از دوره صفویه شاهد ساخته شدن مجموعه مزار هایی هستیم که داخل یک گورستان هستند.
وی درباره تداوم نداشتن باغ مزارها در ایران به اعتقادات مذهبی اشاره کرد و گفت: در ایران؛ بزرگان، شاهان و خوانین همیشه تمایل داشته اند کنار مزارهای مقدس دفن شوند نه در یک باغ مزار بزرگ و شاید این مسئله یکی از علت های این انقطاع تاریخی باشد.
معرفی اجمالی ری و فهرست آثار تاریخی - فرهنگی آن مطالعه و جمع آوری اطلاعات باستانشناختی از آثار محدوده ری از گذشته مورد توجه بوده است که به دلایل مختلف ازجمله نبودن برنامه مدون و جامع برای این مهم به اجرا در نیامده است . از سال 1312-1315 ه.ش که اولین دوره حفاریهای علمی باستانشناختی توسط دکتر اریک اشمیت در چشمه علی ری انجام شد تا حدود سالهای 6-1375 ه.ش که چندین حفاری دگر توسط باستانشناسان ایرانی صورت گرفت هیچگاه انجم یک برنامه گسترده بررسی و شناسایی از دیدگاه باستانشناختی مورد نظر نبوده است شاید با توجه به کمبود امکانات مالی و نیروی انسانی کارآمد در ادامه حفاریهای باستانشناسی ، و نیز کمبود اطلاعات ارتباطی میان محوطه های باستانی یکی از عوامل باشند که موجب شده اند هیچگاه حفاریهای باستانشناسی به نتیجه نهایی نرسیده و این کار نه تنها در مطالعات باستانشناسی وقفه بوجود آورده بلکه امانتی را که هزاران سال در دال خاک از نیاکان ما به یادگار مانده است را پس از آزاد شدن از دل خاک بنابودی کشانده است ، و شاید این گفته اشتباه (باستانشناسی علم مخرب است) درست باشد بررسیهای باستانشناسی ادون لطمه زدن به مدارک بازمانده از گذشتگان می تواند اطلاعات ارتباطی میان محوطه های دور از هم را از نظر فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و نیز مسیر حرکت و مهاجرت اقوام را در یک نگرش در اختیار پژوهشگران قرار دهد ، اطلاعات بدست آمده در یک برنامه وسیع و شناسایی باستانشناسی می تواند کمک موثری باشد در انتخاب و برنامه ریزی صحیح یک حفاری نظام مند بر این اساس اداره کل میراث فرهنگی استان تهران در یک برنامه گسترده شهرستانهای استان تهران را زیر پوشش بررسی و شناسایی قرار داده است در این راستا بررسی و شناسایی شهرستان ری در یک زمانبندی فشرده انجام شد که با توجه به گسترش آثار فقط بخشها و روستاهای این شهرستان مورد بررسی قرار گرفتند و بررسی مرکز شهرستان ری می بایست در چاهر چوب یک برنامه گسترده مستقل گنجانیده شود .
در این برنامه 141 روستای دارای سکنه و 29 روستای خالی از سکنه مورد بررسی قرار گرفتند نکته قابل توجه اینکه در سالهای بعد از انقلاب روند مهاجرت از روستاهای قدیمی شدت یافته و تخلیه این روستاها که تعدادی از آنها دارای بافت بسیار قدیمی و از نظر معماری سنتی مناطق کویری ایران بسیار قابل توجه می باشند موجبات تخریب سریع و ویرانی این یادگارهای ارزشمند فرهنگی را فراهم آورده اند پاره ای از روستا قلعه ها بازمانده ای از دوره صفویه می باشند و تزئینات زیبایی از گذشته در آنها برجای مانده است ، روستا قلعه های برجای مانده از این دوران اهمیت دفاع و استحکام این دوره را بازگو می نمایند .
در منطقه ری صرفنظر از نقاط پیش از تاریخ که قبلا معرفی شده بودند چند نقطه در ارتباط با مهاجرت اقوام آریایی نیز مورد شناسایی قرار گرفتند نقاط مشخصه دوران تاریخی که به گونه ای در ارتباط با یکدیگر بوده اند به صورت قلعه ها و یا تپه هاییکه بعدها در دوران اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفتند در این منطقه بسیار وجود دارند که نشانگر تداوم استقرار از گذشته تا کنون در این منطقه می باشند .
مشخصات فایل
عنوان: تخت جمشید
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 25
محتویات
تخت جمشید
کاخ ها، تالارها و بخش های مهم تخت جمشید
انواع فضاها و عرصه ها
تالارها یا کاخ های حکومتی و تشریفاتی
کاخ های سکونتگاهی یا سکونتگاهی - تشریفاتی
عرصه زندگی خانوادگی: اندرونی یا حرمسرا
خزانه
فضاهای ورودی و دروازه ها
آرامگاه ها یا دخمه ها
عرصه ها و فضاهای خدماتی و نظامی
صفه تخت جمشید
کاخ آپادانا
ایوان و پلکان شرقی آپادانا
مادها
خوزی ها
هراتی ها
رخجی ها
پارتی ها
مصری ها
ارمنی ها
بابلی ها
آشوریان بین النهرین
سکاییان کلاه نوک تیز
گنداریان
و . . .
قسمتی از متن
تخت جمشید
تخت جمشید را می توان تقریباً همانند ارگ ها و یا دژهای حکومتی و سکونت گاهی ایران در دوران اسلامی دانست، زیرا پادشاهان یا حاکمان ایالت ها یا شهرهای بزرگ در ایران بر اساس شیوه ای کهن، فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی خود را غالباً درون محوطه ای محصور و دارای استحکامات دفاعی می ساختند که در برابر تهدیدها و مخاطرات خارجی و داخلی حتی الامکان در امان باشند. این گونه مجموعه ها که آن ها را دژ، کهندژ، قلعه یا ارگ می نامیده اند، افزون بر فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی، عرصه ها و فضاهای متنوعی برای برخی از انواع فعالیت های خدماتی و نظامی داشتند. چنین الگویی در طراحی شهری از دوران پیش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسیاری از نواحی و مناطق سرزمین گسترده ایران وجود داشته است و تخت جمشید را چنان که داریوش در کتیبه ای به آن به عنوان یک دژ اشاره کرده است، باید نمونه ای از این گونه ارگ های سکونت گاهی - حکومتی - تشریفاتی دانست.
به عبارت دیگر تخت جمشید یکی از پایتخت های هخامنشیان بود که در ایامی که هوای منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت می کردند و البته مرام و آیین های بسیار کهن و با اهمیت نوروز از سوی حکومت هخامنشی در این جایگاه برگزار می شد.
باید توجه داشت که تخت جمشید مانند سایر ارگ ها یا دژها در میان بیابان و دور از مرکز سکونت گاهی نبود، بلکه آن را در کنار شهری آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور کخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح های به دست آمده در تخت جمشید اظهار داشته که شهری بزرگ در دشت واقع در پایین صفه تخت جمشید به نام خوادایتشیه. وجود داشت که در منابع بابلی نیز به آن اشاره شده است. در لوح های دیوانی عیلامی به خوادایتشیه و پارسه تقریباً به یک نسبت توجه شده است. البته در ابتدای ساختن صفه و بناهای تخت جمشید در لوح ها بیشتر از شهر خوادایتشیه به عنوان مقصد سفر یا محل استقرار رئیس تشریفات نام برده شده، زیرا هنوز در روی صفه، ساختمان و تأسیسات کافی ساخته نشده بود، اما به تدریج که در کارهای ساختمانی صفه تخت جمشید پیشرفت حاصل می شد، از پارسه بیشتر نام برده می شد.
بنابراین، الگوی ساختن تخت جمشید در کنار یک شهر مانند برخی دیگر از شهرهای ایرانی پیش از اسلام و همچنین در دوران اسلامی بوده است و آنجا را می توان نوعی ارگ یا دژ حکومتی - سکونت گاهی دانست که بخشی از امور حکومتی، سیاسی، اداری و اقتصادی امپراتوری هخامنشی در آنجا انجام می شد.
درباره چگونگی ساختن بناهای روی صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعی به دست نیامده و انتشار نیافته است. البته کتیبه ای از داریوش درباره شیوه ساختن کاخی در شوش وجود دارد که گویای چگونگی انجام فعالیت های بزرگ ساختمانی در آن دوران است و می توان حدس زد که در ساختن تخت جمشید از همان شیوه استفاده شده است. متن آن کتیبه به نقل از کتاب معماری ایران، پیروزی شکل و رنگ چنین است:
این کاخ را من (داریوش) ساختم - زیور آن از راه دور آورده شد... زمین کنده شد تا به خاک سفت (کف سنگی) رسیدم وخندقی درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفی به بلندی 40 ارش و سوی دیگر تا حدود 20 ارش. روی آن شفته کاخ بنا گردید. کند و کوب و انباشتن و خشت هایی که در قالب زده شد کار مردم بابل بود. الوار کاج از کوهی آورده شد که آن را لبنان گویند. مردم آشور آن را به بابل و مردم کارکه و یونانیان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب یکا از گاندهارا و کرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اینجا روی آن کار شد. سنگ لاجورد گران قیمت و عقیق شنگرفی را از سغد آوردند و فیروزه را از خوارزم. سیم و آبنوس از مصر آمد. تزیینی که دیوارها با آن زیور یافته از یونان، عاج از اتیوپی و از هند و از رخج آورده شد ولی در اینجا روی آنها کار شد. سنگ هایی که در اینجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهری در الام به نام آبی رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان که آنها را ساختند از مردم سارد و یونان بودند. آنهایی که طلاها را به کار گرفتند مادی و مصری بودند. منبت کاران ساردی و مصری بودند. آنان که از عاج خاتم می ساختند بابلی و یونانی بودند. آن ها که به تزیین دیوار پرداختند مادی و مصری بودند. به یاری و لطف اهورامزدا کاخی باشکوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و کشورم را از هر آسیبی نگه دارد.
چنان که از متن این کتیبه آشکار است، در ساختن بناهای بزرگ و مهم از مصالح و مواد غیربومی نیز استفاده می شد و در برخی از بخش های ساختمان از بهترین انواع سنگ، چوب و سایر مواد و مصالح اصلی و نیز مواد تزیینی شناخته شده در سرزمین های تابع امپراتوری هخامنشی بهره می بردند. افزون بر این از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غیرایرانی نیز استفاده می شد و به این ترتیب از همه یا بخش مهمی از تجربیات معماری و هنری آن دوران - در ایران و سایر سرزمین های تابع ایران - به بهترین شکل بهره برداری می شد. البته با اطمینان می توان اظهار داشت که برنامه ریزی، طراحی و نظارت کارها در مقیاس کلان بر عهده معماران و هنرمندان ایرانی بوده است و چنان که در بخش بعدی اشاره خواهد شد، الگوهای اساسی طراحی معماری و شهری در این مجموعه کاملاً ایرانی است.
کاخ ها، تالارها و بخش های مهم تخت جمشید
انواع فضاها و عرصه ها
تخت جمشید را همان گونه که داریوش در کتیبه ای به آن اشاره کرده است، می توان نوعی دژ یا ارگ حکومتی دانست که جایگاهی برای اداره کشور و برگزاری مراسم رسمی و مذهبی و پذیرایی های مهم و باشکوه و تجمع های حکومتی و اقامتگاه پادشاه و نزدیکان او بود. چنین دژ یا فضایی مانند دژهای دوران اسلامی که از برخی از آنها اطلاعات بیشتری در دست است، عرصه های گوناگون، اما کمابیش معین و مشخصی داشت. در نزدیکی ارگ پارسه یا تخت جمشید، یک یا چند سکونتگاه بزرگ وجود داشت که محل زندگی گروه های متوسط مردم، کارکنان عادی کاخ ها، گروه هایی از کشاورزان و پیشه وران بود. در برخی لوحه های به دست آمده از تخت جمشید به سکونت گاه های واقع در نزدیکی تخت جمشید اشاره شده است، اما هنوز از آنها آثار قابل ملاحظه ای یافت نشده است، زیرا بناهای آنها با مصالح معمولی و کم دوام ساخته شده بود.
فضاها و عرصه های مهم تخت جمشید را به چند گروه به شرح زیر می توان طبقه بندی کرد:
تالارها یا کاخ های حکومتی و تشریفاتی
از تالارها یا کاخ های تشریفاتی برای برگزاری تجمع های بزرگ حکومتی، به حضور پذیرفتن سفرا و نمایندگان سایر کشورها، بار دادن و به حضور پذیرفتن فرماندهان و فرستادگان سرزمین ها یا اقوام زیر فرمان پادشاهی هخامنشی، و سایر تجمع های مهم اداری و حکومتی استفاده می شد. در تخت جمشید دو تالار یا کاخ بسیار باعظمت و باشکوه وجود داشت که چنین کارکردهایی داشتند، آنها عبارتند از:
- تالار یا کاخ آپادانا در جبهه شمال غربی صفه تخت جمشید و در نزدیکی پلکان اصلی و بزرگ ورودی.
- تالار یا کاخ صد ستون در جبهه شمال شرقی صفه.
کاخ های سکونتگاهی یا سکونتگاهی - تشریفاتی
کاخ های سکونتگاهی یا سکونتگاهی - تشریفاتی، تالارها و کاخ هایی را در بر می گیرد که بیشتر به برای سکونت و نیز برای پذیرایی ها، مراسم، جشن ها، و تجمع های کوچک رسمی یا نیمه رسمی، خانوادگی و مانند آن مورد استفاده قرار می گرفت.
اندازه ها، تناسبات و به ویژه موقعیت قرارگیری بسیاری از این کاخ ها و تالارها به خوبی گویای چنین کارکردهایی است. البته باید توجه داشت که هنوز اطلاعات موجود درباره بسیاری از عرصه ها و فضاهای تخت جمشید به اندازه ای نیست که بتوان همه خصوصیات کارکردی آنها را به درستی و به طور کامل مورد شناسایی قرار داد. برخی از این گونه کاخ ها عبارتند از:
- کاخ داریوش یا تالار آینه واقع در جبهه جنوبی آپادانا.
- کاخ هدیش واقع در جبهه شمال غربی مجموعه حرمسرا.
- کاخ اندرون (موزه فعلی تخت جمشید) واقع در جبهه شمال شرقی مجموعه حرمسرا.
- کاخ مرکزی واقع در منتهی الیه جنوبی فضای واقع بین آپادانا و کاخ صد ستون.
عرصه زندگی خانوادگی: اندرونی یا حرمسرا
بخش اندرونی یا حرمسرا در منتهی الیه جبهه جنوبی صفه تخت جمشید قرار دارد. این بخش از سمت جنوب به انتهای صفه و از جبهه شمال به چند کاخ سکونتگاهی - تشریفاتی محدود شده است و از تالارها و فضاهایی نسبتا" کوچک تشکیل شده که با زندگی خانوادگی پادشاه و اطرافیان نزدیک او متناسب است.
خزانه
خزانه محل نگهداری انواع اشیاء و لوازم مهم مانند بخشی از جواهرات و اشیاء گرانقیمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه های مربوط به فرمان ها و حسابرسی ها و سایر کالاها و لوازم باارزش بود. خزانه در جبهه جنوب شرقی صفه و به شکلی مجزا و مستقل از سایر بخش ها ساخته شده بود.
فضاهای ورودی و دروازه ها
صفه تخت جمشید چند ورودی اصلی و فرعی در جبهه های مختلف به ویژه در جبهه های غربی و شرقی داشت که مهمترین آنها به شرح زیر است:
- پلکان بزرگ ورودی و دروازه اصلی ورودی واقع در جبهه شمال غربی صفه.
- دروازه نیمه تمام واقع در شمال شرقی صفه و رو به روی کاخ صدستون.
براساس شواهد موجود چند دروازه و فضای ورودی در جبهه شرقی صفه وجود داشته که آثار اندکی از آنها بر جای مانده است.
آرامگاه ها یا دخمه ها
دو آرامگاه در دیواره کوه مشرف به صفه تخت جمشید وجود دارد که گفته اند به اردشیر سوم و اردشیر دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها یا دخمه های واقع در نقش رستم )شش کیلومتری تخت جمشید( بی ارتباط با موقعیت صفه تخت جمشید نبودند و می توان آن ها را نیز بخشی از عناصر جانبی این صفه به شمار آورد، زیرا محتمل است که در فاصله بین صفه تخت جمشید و نقش رستم، سکونتگاه ها و تأسیساتی وجودداشته که هنوز اثری از آن ها به دست نیامده است.
عرصه ها و فضاهای خدماتی و نظامی
عرصه ها و فضاهای خدماتی و نظامی متعددی در بخش ها و قسمت های گوناگون صفه تخت جمشید وجود دارد. از جمله فضاهایی در جبهه شرقی کاخ صدستون هست که گفته اند محل نگهداری ارابه ها و اسب های شاهی بوده است. همچنین آثاری از حصارها و برج های نگهبانی در جبهه های شرقی و نیز در امتداد محدوده و حصار شمالی صفه یافته اند که برای نگهبانی و محافظت از مجموعه تخت جمشید ساخته شده است. در گوشه جنوب شرقی صفه نیز آثاری یافته اند که آن را بقایای برج نگهبانی دانسته اند.
مشخصات فایل
عنوان: تربت جام
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
توجه: مقاله شامل زبان انگلیسی و فارسی میباشد
محتویات
تربت جام
مجموعه معماری مزار شیخ احمد جامی
گنبدخانه
مدرسه امیر جلال الدین فیروزشاه
آرامگاه شیخ ابوذر بوزجانی
موسیقی مقامی و رقص های آیینی تربت جام
رباط سمنگان
قسمتی از متن
تربت جام
شهرستان تربت جام با مساحت تقریبی 8166 کیلومتر مربع در شرق خراسان قرار دارد. این شهرستان از شمال به مشهد از مشرق به رودخانه هریرود و ادامه آن در جنوب مرز افغانستان و شهرستان تایباد و از مغرب به شهرستان تربت حیدریه و فریمان منتهی می شود. ارتفاع این ناحیه از سطح دریاهای آزاد 928 متر است. فاصله تربت جام تا مرز افغانستان 66 کیلومتر است. که در مسیر جاده آسفالته مشهد- فریمان- تایباد به فاصله 161 کیلومتر در جنوب شرقی شهر مشهد قرار گرفته است. مرکز این دهستان شهر تربت جام و بر اساس آخرین تقسیمات دارای سه بخش به نام های: مرکزی- صالح آباد- نصرآباد و 10 دهستان و 447 آبادی دارای سکنه می باشد. چهره اقلیمی شهرستان تربت جام در بخش شمالی، کوهستانی است و رشته کوههای معروف شاه نشین بر آن تکیه زده اند، در جنوب و مغرب نیز کوههای باخرز و بزد واقع است. کوههای شاه نشین با ارتفاع تقریبی 2080 متر و عرض 48 کیلومتر به صورت پدیده ای طبیعی در امتداد شمال غربی و جنوب شرقی بین تربت جام و بخش جنت آباد قرار گرفته اند. این رشته کوه دارای جنگل های طبیعی پسته بوده و پر آب ترین کوهستان منطقه تربت جام محسوب می شود.
SITUATION AND
GEOGRAPHICAL SPECIFiCATIONS
Torbat Jam is 81 84Sqm that locates on the east of Khorassan. This city is restricted with Mashad from the north, Harir Rood River from the east, Afghanistan and Taybad from the south and Torbat Heidarieh and Fariman from the west. The height of this area is 92 8km from the sea. The distance of Torbat Jam from Afghanistan border is 66km.The center of this city is Tothat Jam and on the basis of the last divisions of the country has 3 districts named cential, Salehabad, Nasrabad and 10 villages. Ecological condition of Torbat Jam is mountain named Shahneshin in the north. Shahneshin castle is about 2080m in high and 48km in width that locates between Torbat Jam and Janatabad. This mountain has a closed frost and the fullest river in this area.
مجموعه معماری مزار شیخ احمد جامی
این مجموعه از فضای معماری بر گرد یک صحن وسیع مرکزی شکل گرفته است. مهمترین و با شکوه ترین فضاهای معماری این مکان در مجاورت آرانگاه شیخ بنا شده که شامل گنبد خانه، ایوان، مسجد کرمانی، گنبد سبز و سفید، مسجد عتیق، آب انبار و ملحقاتش می باشد.
ARCHITECTURAL COMPLEX OF SHEIKH AHMAD JAM’S TOMB
This architectuml complex is around of a big yard. The most important of architectural space has been built near to Sheikh’s tomb that includes domed house, porch, Kermani mosque, green and white dome, Atigh mosque and water reservoir.
گنبدخانه
به استناد متون کهن تاریخی و بررسی های انجام شده گنبدخانه پیش از ابنیه دیگر توسط اعقاب سلطان سنجر سلجوقی به سال 633 ه.ق پایه ریزی شده و به همت غیاث الدین محمد بن ابوبکر کرت (متوفی 643 ه.ق) توسعه یافت. فضای داخلی گنبدخانه با نقاشی های رنگارنگ و زیبا روی گچ زینت یافته و تاریخ 763 و 771 ه.ق بر انتهای کتیبه ها حکایت از مرمت و بازسازی بنا دارد. ساختار معماری گنبدخانه یادآور طرح مقبره سلطان سنجر در مرو است. گنبد بنا نیز با تلفیقی موزون از سه کنج و چهار تاقنمای هشت ضلعی ایجاد شده که سطح زرین آن با تزئینات کاربندی پوشش یافته است.
GONBAD KHANEH
(DOMED HOUSE)
By virtue of historical texts, Gonbad Khaneh was founded by Sanjar Saijooghi King’s descendants in 623 Hejria. The inside of Gonbad Khaneh is decorated by beautiful drawing on the plaster and it has been repaired in 763,771 Hejria. This architecture is similar to design of Saiar Saijooghi King’s tomb. Its dome has been made by three corners and four octagon arches.
مدرسه امیر جلال الدین فیروزشاه
از ابنیه مشرف بر صحن مزار جام (گنبد فیروز شاهی یا گنبد سبز) است. این بنا در شمال غربی واقع شده و از سمت جنوب شرقی آن به مجموعه متصل است، بنا دارای چلپایی شکل (صلیبی) و چهار ایوانی است که بر فراز آن گنبدی شکل قرار گرفته است. همچنین گنبدخانه ای چهار تاقی شکل با چهار فضای شاه نشین و دو تاق نما در بخش های شرقی و غربی آن وجود داشته است.
این بنا دارای تزئینات زیبای کاشی کاری و مدرسه ای که توسط جلال الدین فیروزشاه در سال 844 ه.ق بنا شده می باشد. برخی گنبد فیروزشاهی یا گنبد سبز را بقعه ای می دانند که بر روی سردابه ای بر پا شده است. در حال حاضر در اطراف مزار شیخ محجری سفید به طول هشت متر و به ارتفاع 50 سانتی متر ایجاد شده که به فاصله هر یک متر آن ستونی سنگی به رنگ سیاه با کتیبه هایی به خط ثلث و نستعلیق تعبیه شده است. قبر شیخ احمد جام نیز با طول 20/5 و عرض 2 متر به صورت سکو مشخص شده است.
AMIR JALALLODDIN
FIROOZ SHAH SCHOOL
This building is near to Jam tomb. It locates on northwestern and link to it on southeastern side. It has four porches that there is a red dome top of it. Also, there are a domed house on four arches with dimension of 10.5 xl 0.5 with four royal seats and two arches and an altar on the east and west side of it. One of the important architectural elements is ceiling cover that used three corners and it is near to domed house with dimension of 7x3.5 and includes an octagon altat Some people believe that green dome is a tomb that has been found on the cellar .Sheikh Ahmad’s tomb is as a platform with 5.20 in length and 2m in width there.
مشخصات فایل
عنوان: تربت حیدریه
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 7
توجه: زبان: انگلیسی و فارسی
محتویات
تربت حیدریه
پیشینه تاریخی
مجموعه تاریخی مزار قطب الدین حیدر
مسجد جامع قدیم
بنای آرامگاه
آرامگاه شیخ ابوالقاسم گورگانی
مجموعه معماری کدن مسجد و مزار
مسجد کدکن
قسمتی از متن
تربت حیدریه
شهرستان تربت حیدریه با مساحت حدود 6319 کیلومتر مربع از شمال به مشهد، از شمال غرب به نیشابور، از مشرق به تایباد و رشتخوار، شمال شرق به فریمان و تربت جام، از جنوب شرق به خواف، از مغرب به کاشمر و از جنوب به مه ولات محدود می شود. ارتفاع این ناحیه از سطح دریاهای آزاد 1323 متر است. مرکز این شهرستان تربت حیدریه و بر اساس آخرین تقسیمات کشوری دارای 6 بخش و 11 دهستان و 225 آبادی دارای سکنه است. وجود کوههای متعدد که جلگه های پی در پی وسیعی را در برگرفته از عوامل تنوع آب و هوایی و در نتیجه گوناگونی محصولات کشاورزی در این ناحیه شده است. حوضه کالشور در این ناحیه در جنوب ناحیه تربت و جلگه زوزن در بخش شرقی کوه خیبر یا کبیر، از سوی دیگر دره بایگ که در سراسر بخش غربی شهرستان به طرف کوه سرخ ادامه یافته از آب و هوایی ییلاقی بهره مند است. از میان پوشش گیاهی این ناحیه میتوان به کنگر، گوینه، سوسن، بورزه، لاله و کما اشاره کرد.
SITUATION AND
GEOGRAPHICAL SPECIRCATIONS
Torbat Heidarieh, 1358 1.9Sqm is restricted to Mashhad from the north, Neyshaboor from the west, Taybad from the east, Gonabad from the south. The height of this area is 1233m from the sea. The center of this city is Torbat Heidarieh and on the basis of the last divisions of the country has 6 districts named central, Bayg, Kadkan, Rokh, Zaveh and Feizabad. There are many mountains that surrounded large plain that cause to various weather and various agricultural productions. Kalshoor in the south of Torbat and Zozan plain in the east of Khabir Mountain is hot but Bayk valley across the west has temporary weather. Vegetations include prickly artichoke, lily and tulip.
پیشینه تاریخی
از پیشینه تربت حیدریه در اعصار قبل از اسلام و دوره تاریخی آگاهی چندانی وجود ندارد، اما شواهد و آثار بر جای مانده موید این مسئله است که ولایت زاوه بخشی از خراسان میانی محسوب می شده و از جمله مناطق آباد و پرونق بوده، روزگاری نیز جزء ولایت اشکانیان به شماره می آمده است. مولف فتوح البلدان فتح زاوه را در حدود سال 28-29 هجری به دست عبدا... بن عامر در زمان خلافت عثمان ذکر کرده است. گویا زاوه در قرن 3 هجری و همچنین در اوایل سده هفتم هجری نیز از شهرهای تابع نیشابور به شمار می آمده که در برابر فتنه مغول مقاومت دلیرانه ای کردند. این ناحیه در عصر تیموری نیز از توابع هرات شمرده می شده و در اواخر همین دوران است که به جای زاوه نام تربت به سبب وجود آرامگاه عارف بزرگ سده هشتم هجری قطب الدین حیدر بر آن نهاده شد. تربت حیدریه در عصر صفوی به علت موقعیت استقرار در مسیر جاده هرات نقش حساس و مهمی را برای حکمرانان صفوی ایفا کرده است. و پس از این دوران در اندک مدتی قلعه ای محکم و استوار به دست خان قرایی از رجال عصر قاجار پیرامون شهر ایجاد شد.
TOR BAT HEIDAIUEH BACKGROUND
The evidences show that Zaveh is a district of Middle Khorassan. A commander of Islamic Army, Abdullah Ibn Amer, has conquered Zaveh in 28-29 Hejria. This area is a part of Harat in Teymoori period and at the end of this period, Zaveh changed to Torbat in historical texts because there was Ghotboddin Heydarieh’s tomb who was a learned person of sixth century.
مجموعه تاریخی مزار قطب الدین حیدر
مجموعه معماری این ابنیه شامل آرامگاه قطب الدین حیدر و ایوانی از یک مسجد بزرگ در مجاورت آن است.
OLD COMPREHENSIVE MOSQUE
This place locates on western side of Ghotboddin Heydar’s tomb of the poith of Old Compiehensive Mosque. The height of this porch is 11 .5m and a length of entrance is l0.5m. Internal space of this porch is 200m that includes chamber and an altar that decorated with paintings .The date of construction of this brick building has been engraved on the black stone that shows 1045 Hejria coincide to Saffi king period.
مسجد جامع قدیم
در ضلع غربی مقبره الدین حیدر ایوان مسجد جامع قدیم تربت حیدریه جلب نظر می کند. ارتفاع ایوان مذکور 5/11 و طول دهانه آن حدود 05/1 متر است. فضای داخلی ایوان مقصوره یا گنبدخانه مسجد با وسعت بیش از 200 متر شامل غرفه و محرابی مزین به مقرنس و نیز تزئیناتی به شیوه کاربندی در بخش زیرین گنبد است. بنای مسجد جامع آجری است و تاریخ بنای آن که نام بانی را نیز شامل می شود بر سنگ سیاه و لوح مانندی حکی شده است که نشان دهنده سال 1045 ه.ق زمان شاه صفی و به نام خواجه عبدا... فرزند دوریش علی تربتی است.
بنای آرامگاه
مقبره قطب الدین حیدر مشتمل بر ایوانی مرتفع، ورودی و محوطه زیر گنبد است که فضایی به صورت گنبد خانه با وسعت حدود 100 متر شکل گرفته که شکل نقشه آن در نمای خارجی به شکل چلیپایی است. مدفن شیخ در میان محوطه زیر گنبد قرار گرفته و ضریح چوبی آن دارای تاریخ 987 ه.ق است. در امتداد فضای ورودی نیز محرابی تعبیه شده است. بنای موجود در چندین دوره تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. به نحوی شالوده آرامگاه احتمالا در دوره تیموری با گنبد دو پوسته گسسته استوار بر تاقنماهای شانزده گانه ایجاد شده، در دوره صفویه در سال 1023 هجری به همت خواجه سلطان محمود تربتی نیز تغییراتی در معماری آن صورت گرفته است.
TOMB BUILDING
Ghotboddin Heydar’s tomb contains a high porch and entrance and a yard of under dome that has been formed a domed house with lOOm in length. Sheikh’s burial place has been located middle of the space under the dome. There is an altar along entrance space. The architecture of this building has been changed by Khajeh Soltan Mahmood Torbati in 1032 Hejria.
آرامگاه شیخ ابوالقاسم گورگانی
این بنا در سه کیلومتری جنوب شهرستان تربت حیدریه بر روستایی به نام شیخ ابوالقاسم گورگانی ساخته شده است. وی در سال 373 ه.ق بر مسند ارشاد نشست و به سال 450 ه.ق دارفانی را وداع گفت. آرامگاه شیخ به صورت تاقی است که گنبدی بر فراز آن قرار گرفته و در مجاورت بنای مرکزی ابنیه ای برای اقامت زائرین ایجاد شده است. بقعه امروزی که به همت شیوخ گناباد و متصوفه روی بنایی از دوره صفویه ساخته شده است.