مشخصات فایل
عنوان: جاذبه های کیش
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 6
محتویات
جاذبه های کیش
سفر به کیش برایم یه خاطره قشنگه، قشنگی که همیشه تو خاطرم میمونه. وقتی برای اولین بار به کیش سفر می کردم، تصویر روشنی از این جزیره مرجانی نداشتم. از دیگران راجع به بازارهای بزرگ و مراکز خرید آن چیزهایی شنیده بودم وای شنیدن هیچگاه جای دیدن را نخواهد گرفت.موجهای زیبای سواحل مرجانی و آرامش ساحل زیبای آن را باید لمس کرد.
جزیره کیش از نظر جغرافیایی در 18 کیلومتری کرانه جنوبی ایران واقع شده است و بیش از 17 هزار نفر جمعیت دارد. انتخاب کیش به عنوان منطقه آزاد و برخورداری سرمایه گذاران از معافیت گمرکی و دیگر قوانین حاکم بر مناطق آزاد این جزیره را به منطقه ای جذاب برای فعالیتهای اقتصادی تبدل کرده است.. جهانگردی و بازرگانی مهمترین فعالیت اقتصادی کیش را تشکیل می دهد. با وجود بازارهای کوچک و بزرگ، مراکز مناسب اقامتی و انواع امکانات تفریحی، باعث شده است که سالانه پذیرای حدود یک میلیون نفر مسافر باشد.
مساحت جزیره حدود 90 کیلومتر مربع و فاصله هوایی آن تا بندرعباس 240 کیلومتر، تا تهران 1050 و تا دبی 200 کیلومتر می باشد. از نظر آب و هوایی می توان آب و هوای آن را گرم و مرطوب به شمار آورد. بطور متوسط دمای سالانه آن 27 درجه سانتیگراد و متوسط میزان بارندگی در سال 190میلیمتر است که البته میزان بارندگی در آن مانند سایر نقاط خلیج فارس کم و متغیر می باشد.
جزیره کیش جاذبه های بسیاری در خود جای داده که اگرچه طبیعت آن جزو جاذبه های گردشگری آن به شمار می آید اما بافت شهری و نحوه طراحی بازارها و مراکز خرید نیز این زیبایی را دو چندان کرده است. وقتی در شب در ساحا نیلگون خلیج فارس قدم می زنی، درخشش چراغهای پاساژها و ستارگان درخشان با هم آسمان جزیره را نورباران کرده اند.
یکی از زیباترین مناطقی که در این جزیره نظر گردشگران را به خود جلب می کند سواحل مرجانی است که در نوار ساحل مشرف به بازار مرجان قرار دارد. در منطقه ای وسیع به دلیل نزدیک بودن به بستر کم عمق مرجانی دریا، سنگهای مرجانی سر از آب بیرون آورده اند و پناهگاهی برای ماهیان کوچک و چشم اندازی برای گردشگران درست کرده اند.
مسافران به ساحل مرجانی می آیند و در آلاچیق های زیبایی که در ساحل طراحی شده است به استراحت می پردازند و به صدای موجهای خروشان که به شدت به سنگهای مرجانی برخورد می کنند و در ساحل آرام می گیرند گوش فرا می دهند.
صدایی که از این برخورد ایجاد می شود واقعاً ارامش بخش است. چشمهایتان را ببندید و نسیم خنکی که به صورتتان برخورد می کند را احساس کنید.
در سواحل غربی جزیره جسمی ساخته دست انسان و طبیعت را می بینیم. کوهی از آهن و چوب، آنچنان در بستر ساحل جای گرفته که گویی جزئی از جوهر وجودی آن شده است، انگار که از ابتدا در آنجا حضور داشته است. کشتی یونانی که به نام کولااف معروف است در یکی از روزهای سال 1345 در این ساحل به گل نشسته و سالهاست که جزایری تزئین و تماشای گردشگران کاری از آن برنمی آید و در هنگام غروب منظره زیبایی از خود می سازد.
از دیگر مناطق گردشگری که می توان به ان اشاره کرد، موزه شگفتی های جهان آفرینش است که یکی از بزرگترین آکواریومهای خاورمیانه است که با ظرفیت 50 هزار لیتری مخصوص کوسه ها و ماهیان بزرک خلیج فارس و آکواریوم 20 هزار لیتری مخصوص آبهای شیرین یک مجموعه منحصر بفرد از آفریده های خداوند را در خود جای داده است. انواع و اقسام ماهیان تزئینی و رنگارنگ و همچنین پرندگان و مارهای مختلف از سراسر دنیا جمع شده اند و در اینجا قرار گرفته اند تا محلی باشند برای تماشای گردشگران. یکی از مکانهای جزیره که خیلی مورد توجه کودکان قرار دارد پارک دلفین است که اگر چه پارکهای بسیار زیادی در این جزیره وجود دارد اما این پارک به دلیل حضور دلفین های بازیگوش منحصر بفرد شده است. دلفین های زیبا با پوست براق خود از میان حلقه های فلزی عبور می نمایند و توپهای پلاستیکی را با دهان خود به این طرف و ان طرف پرتاب می کنند و لحظات مفرهی را برای کودمان قراهم می کنند. تا کنون هزاران نخل در این پارک کاشته شده و پروژه های مختلفی از قبیل مزه پروانه، پرنده های نادر و دیدنی، دنیای ارکیده، کاکتوس، باغ ابریشم، آکواریوم زیردریایی، جنگل بارانهای مصنوعی و کوه آتشفشان دردست ساخت و طرحی است و بزودی به مرحله بهره برداری خواهد رسید.
وقتی در کیش قدم می زنیم بدلیل وجود ساختمانهای مدرن و نوساز و وجود هتلها و پارکهایی که همه در دو دهه اخیر ساخته شده اند حس می کنیم که این شهر شهری است مدرن و بدون پیشینه تاریخی. عموماً وقتی بناهای تاریخی که در این شهر وجود دارد را می بینیم پی به گذشته طولانی که این جزیره در خود دارد ، می بریم.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: جایگاه و حساسیت انرژى خاورمیانه در امنیت ملى دنیا و آمریکا
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
جایگاه و حساسیت انرژى خاورمیانه در امنیت ملى دنیا و آمریکا
در ۲۹نوامبر ،۲۰۰۵ «ادوارد مورس»، «دیوید گولدوین»، «سیمون هندرسون» و «پل سیمونس» در گردهمایى ویژه سیاسى انستیتو واشنگتن سخنرانى کردند. این گردهمایى تحت عنوان «سرانجام بهاى نفت در سال۲۰۰۶» نقطه نظر سیاسى انستیتو در کتاب «کاهش مخاطره پذیرى به شوک انرژى خاورمیانه»: عنصرى اصلى در تقویت امنیت انرژى در ایالات متحده تألیف «سیمون هندرسون» و «پاتریک کلاوسون» را اعلام کرد. ادوارد مورس مشاور اجرایى شرکت تجارى «هس انرژى» و مؤلف پیشین هفته نامه «اطلاعات نفتى» است. دیوید گودرن رئیس استراتژیک هاى بین المللى گولدوین و دستیار سابق وزیر انرژى در امور بین الملل و قائم مقام «بیل ریچارد سون» سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد است. سیمون هندرسون عضو ارشد انستیتو واشنگتن ساکن در لندن و مؤلف کتاب «New Pillar» کشورهاى محافظه کار عرب خلیج فارس و استراتژى آمریکاست. پل سیمونس قائم مقام و دستیار وزیر کشور در انرژى، تحریم ها و کالاها و کاردار پیشین ایالات متحده در تل آویو است. آنچه در زیر مى آید، گزارشى از نقطه نظرهاى آنها درتابستان۲۰۰۵ است.
ادوارد مورس
در دهه هاى ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم، تولید جهانى نفت همه ساله با شتاب رشد یافت و دستگاه سرمایه گذارى عظیمى براى پاسخگویى به نیاز روزافزون برقرار شد. صنعت وارد دوره اى از محدودیت تأمین نفت شد که با بحران نفت در دهه۷۰ آشکار شد. در دهه،۸۰ تصویر تقاضا تغییرى اساسى یافت؛ تقاضاى نفت در سال۲۰۰۰ تفاوت چندانى با نیاز به آن در سال۱۹۸۰ نداشت. این امر منجر به توقف تولید بیش از اندازه اى شد که تا آن هنگام، اساس فعالیت دنیا را تشکیل مى داد. امروز، ظرفیت تولید اوپک از میزان آن در سال۱۹۸۰ کمتر است. صنعت جهانى نفت به کمک سرمایه گذاریهاى قبلى به حیات خود ادامه داده است.
مثال دیگرى براى متمایز ساختن چرخه هاى نفتى، محدودیت تولیدى است که از اواخر دهه۱۹۹۰ جهان با آن روبرو شده است. وضعیت اساسى در چند سال آینده همانند چندسال گذشته خواهد بود. نظام جهانى در محدودیت تولید به سر خواهد برد و نسبت به خطر افزایش قیمت ها آسیب پذیر خواهد ماند. قیمت نفت روندى صعودى داشته است، گرچه مراحل کوتاه مدتى از نوسان مانند کاهش اخیر قیمت ها را شاهد بوده است. رشد پایدار اقتصادى مایه تداوم تقاضاست، جنبه دیگر مسأله، نماى مبهم تأمین نیاز است. تولید کشورهاى غیراوپک به مراتب کندتر از میزان تقاضا رشد مى یابد و اکثر این تولید از نظر تصفیه ترش (یعنى حاوى سولفور زیاد) است. ظرفیت اضافى اوپک به کار گرفته شده و ظرفیت رشد آن اندک است. عوامل متعددى منجر به کاهش سرمایه گذارى در ظرفیت تولید جدید شده که از آن جمله، ارزیابى کمتر سطوح قیمتهاى بعدى بوده است. افزایش قیمت نفت باعث شده که مالکان منابع متقاضى دریافت بیشتر در مقابل حق اکتشاف مناطق بالقوه سودآور شوند که به نوبه خود باعث کاهش میزان سرمایه گذارى و کاهش تأمین مى شود. همین تصویر در مورد تصفیه مطرح مى شود، ظرفیت پالایشگاهى در دهه۸۰ به سرعت افزایش یافت که همگام با رشد تقاضایى بود که در دهه۶۰ و ۷۰ رخ داده بود و باعث ایجاد محیطى مطلوب و منظم شد. کاهش تقاضا در دهه۸۰ منجر به افزایش ظرفیت تصفیه شد؛ در ،۱۹۸۷ ظرفیت اضافى تصفیه در ایالات متحده به تنهایى ۹/۹ میلیون بشکه در روز بود، از آن پس به علت کاهش بازگشت سرمایه، سرمایه گذارى محدودى در ظرفیت سازى انجام شده و به جاى آن، سرمایه گذارى براساس شرایط محیطى صورت گرفته است. سرمایه گذارى در تولید و تصفیه فقط طى زمان به سرانجام مطلوب خواهد رسید. چندسال آینده، سالهایى از آسیب پذیرى قابل توجه نسبت به شوک هاى سیاسى خواهد بود.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد جمهوری کره
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 38
محتویات
وضعیت جغرافیائی و طبیعی
موقعیت و اهمیت استراتژیک
مساحت
شرایط طبیعی
ارتفاعات
حوادث طبیعی
موضوعات رایج محیطی
رودخانه ها
سواحل
بنادر و سدهای مهم
جزایر
آب و هوا
جمعیت
سوابق تاریخی ، اوضاع سیاسی و نظام حکومتی کره شمالی
تقسیمات کشوری
نگاه اجمالی به کره ی شمالی
تاریخی
وضعیت اجتماعی و خانوادگی کره شمالی
و . . .
قسمتی از متن
« فصل اول »
الف – وضعیت جغرافیائی و طبیعی
(1) موقعیت و اهمیت استراتژیک :
جمهوری دمکراتیک خلق کره در نیمکره شمالی ، نیمکره شرقی در شرق آسیا و در کناره غربی دریای ژاپن و شرق خلیج کره واقع شده است . این کشور در موقعیت 37/41 درجه تا 43 درجه عرض شمالی و 18/124 درجه تا 41/130 درجه طول شرقی قرار دارد . کره شمالی از شمال به روسیه دارای 5/16 کیلومتر ، از شمال و شمال غربی با چین دارای 1360 کیلومتر و در جنوب با کره جنوبی دارای 248 کیلومتر مرز مشترک می باشد .
شبه جزیره کره از نظر ژئواستراتژیکی موقعیت ویژه ای را در شرق آسیا دارا بوده و به عبارتی دروازه شرقی آسیا برای غرب محسوب می شود . این ویژگی موجب شده است تا این منطقه طی قرن های گذشته همواره مورد توجه و طمع قدرتهای بزرگ قرار داشته و محور رقابت قدرتهای بزرگ بوده باشد زیرا در یک سوی این شبه جزیره ژاپن ، اقیانوس آرام و آمریکا و در سوی دیگر روسیه و چین قرار گرفته است . به عبارتی شبه جزیره کره فصل مشترک منافع قدرت های بزرگ است که در نهایت با تشکیل دو اردگاه شرق و غرب شبه جزیره کره نیز به دو بخش شمالی و جنوبی پس از جنگ جهانی دوم تقسیم گردید که بخش شمالی آن حوزه نفوذ بلوک کمونیسم و بخش جنوبی حوزه نفوذ نظام کپیتالیسم قرار گرفت .
موقعیت کلیدی این منطقه به نحوی بوده است که حتی فروپاشی شوروی به عنوان بزرگترین حامی کره شمالی و پایان دوران جنگ سرد نیز نتوانست به رقابت قدرتهای بزرگ در این منطقه خاتمه دهد . تداوم حضور یک صد هزار نظامی آمریکا در این منطقه که بخش عمده آن در خاک ژاپن و کره جنوبی مستقر گردیده است خود بزرگترین دلیل برای اهمیت این منطقه راهبردی است . بر این اساس در حال حاضر نه تنها مقامات دو کره در تحولات و جهت گیری های شبه جزیره کره نقش آفرینی می نمایند بلکه آمریکا ، روسیه ، چین و ژاپن مستمراً و مستقیماً تحولات این منطقه را دنبال نموده و تلاش پیگیری را برای تأثیر گذاری بر تحولات آن دنبال می نمایند .
(2) مساحت :
شبه جزیره کره کلاً 222418 کیلومتر مربع مساحت دارد که کره شمالی با وسعت 122762 کیلومتر مربع ( در حدود 150 کیلومتر مربع آن قلمرو آبی ) ، 55٪ از کل مساحت شبه جزیره کره را تشکیل می دهد .
(3) شرایط طبیعی :
این کشور ، کشوری کوهستانی بوده که اکثر مناطق آن پوشیده از جنگل است ، حدود 78٪ اراضی این کشور را کوهها و جنگلها پوشانده ، 3٪ آن باتلاقی و جلگه ای و 19٪ آن اراضی قابل کشت می باشد .
(الف) ارتفاعات :
بلندترین نقطه این کشور کوه پک توسان به طول 2750 متر و پست ترین نقطه این کشور در سواحل شرقی این کشور و در کنار دریای ژاپن هم سطح آب های آزاد است .(صفر) شبه جزیره کره دارای بیش از 50 کوه با ارتفاع بیش از 2000 متر می باشد که عموماً در بخش شمالی قرار گرفته است.
- حوادث طبیعی :
خشکسالی بهاری و به دنبال آن چندین سیل متوالی - طوفان های گاه و بیگاه دریای چین در اوایل پاییز .
- موضوعات رایج محیطی :
آلودگی آب ، حمایت های ناکافی برای آب آشامیدنی ، مرض های ناشی از مصرف آب سیلاب – قطع درختان جنگلی – فرسایش خاک – عقب ماندگی .
(ب) رودخانه ها :
بلندترین رودخانه این کشور آمنوک ( یالو ) به طول 806 کیلومتر بوده ( در نواحی مرزی میان کره شمالی و چین ) و دومین رود بلند این کشور رود تومن به طول 521 کیلومتر است ( در نواحی مرزی این کشور با چین و روسیه ) و سومین رود بزرگ این کشور رود ته دونگ گانگ می باشد که سرچمشه آن از مرکز این کشور و از ارتفاع رانگ ریم به سوی پایتخت آغاز و پس از عبور از مرکز شهر پیونگ یانگ در بندر نامپو وارد دریای زرد در غرب این کشور می شود . طول این رود در حدود 450 کیلومتر بوده و علاوه بر تأمین آب آشامیدنی پایتخت و شهرهای اطراف ، ده ها هزار هکتار از اراضی کشاورزی منطقه ای را نیز آب یاری می کند .
(پ) سواحل :
شبه جزیره کره دارای 8593 کیلومتر نوار ساحلی می باشد که کره شمالی 2498 کیلومتر
از این نوار ساحلی را تشکیل داده است که 1598 کیلومتر آن در سواحل شرقی و 900 کیلومتر
از آن در سواحل غربی واقع می باشد .
(ت) بنادر و سدهای مهم :
بنادر نامپو ( در 50 کیلومتریجنوب غربی شهر پیونگ یانگ ) ، ون سان ( در 200 کیلومتری شرق پایتخت ) ، ناجین و هونگ نام ( در شرق ) و آن جو و اینچون ( در غرب ) مهمترین بنادر کره شمالی است . این کشور دارای 12 سد بزرگ و 186 سد کوچک و حدود 1700 دریاچه مصنوعی بوده و مهمترین سد این کشور با هدف دفاعی برای جلوگیری از نفوذ نیروهای دریایی دشمن از مسیر رودخانه و همچنین تداخل آب شیرین رودخانه با آب دریا به طول 8 کیلومتر در منطقه بندر نامپو در مدخل ورودی رودخانه ته دونگ گانگ به دریای زرد احداث شده است .
(ث) جزایر :
این کشور دارای 190 جزیره کوچک و بزرگ می باشد که در حدود 128 جزیره در سواحل شرقی و 62 جزیره در سواحل غربی واقع شده است . اکثر جزایر این کشور در حدود 8 تا 12 کیلومتر از سواحل فاصله دارند .
(ج) آب و هوا :
آب و هوای کره شمالی در زمستان بسیار سرد و همراه با سوز مناطق منچوری و سیبری و در تابستان گرم ، مرطوب ( شرجی ) و بارانی است . متوسط دما در تابستان 17+ درجه و در زمستان 20- درجه می باشد . ( در مناطق کوهستانی مانند کوهستان پکتوسان در شمال این کشور برودت هوا تا 40- الی 50- درجه می رسد ) میزان بارندگی در این کشور حدود 1350 میلیمتر در سال می باشد .
ت – جمعیت :
در حال حاظر جمعیت کره شمالی در حدود 22224000 نفر می باشد که 8/58٪ آن در شهرها و 2/41٪ در روستا ها زندگی می کنند . رشد جمعیت 9٪ - زاد و ولد 09/16 در هزار – مرگ و میر 05/7 در هزار – مرگ ومیر کودکان 40/24 در هزار تولد – امید زندگی 37/71 سال – نرخ باروری 5/2 بچه .
در این کشور هیچ دینی رسمیت نداشته و انجام فعالیت مذهبی ممنوع است و لذا اکثریت مردم این کشور بی دین ( ملحد ) می باشند .
«فصل دوم »
سوابق تاریخی ، اوضاع سیاسی و نظام حکومتی کره شمالی :
تشکیل اولین حکومت با نام حکومت کوریا در شبه جزیره کره در قرن دهم میلادی شکل گرفت لیکن مقاومت این کشور سابقه تاریخی خود را مربوط به سال 2333 قبل از میلاد مسیح دانسته که توسط شخصی به نام شاه تان گان بنا گردید . این افسانه موجب تقویت همبستگی ملی به خصوص از زمان حضور بیگانگان گردید ، چینی ها بیش از 400 سال به کره حکومت کردند ، ژاپن نیز به مدت 35 سال یعنی تا پایان جنگ جهانی دوم کره را ضمیمه خاک خود نمود . بعد از جنگ جهانی دوم شمال مدار 38 درجه به تصرف شوروی و بخش جنوبی آن به تصرف آمریکا درآمد ، کونیست ها ( شوروی و چین ) کیم ایل سونگ را تحت الحمایه خود قرار داده و زمینه انتخاب وی را به عنوان دبیر کل حزب کمونیست این کشور فراهم و در نهایت با اعلام استقلال کرده شمالی در سال 1327، این کشور خود را از بخش جنوبی جدا و عملاً شبه جزیره کره به دو بخش تقسیم گردید .
در 25 ژوئن 1950 نیروهای کره شمالی در یک هجوم سریع وارد سئول شدند اما شورای امنیت بلافاصله تشکیل جلسه داده و با صدور قطع نامه های توقف جنگ و عقب نشینی سریع نیروهای کره شمالی را خواستار گردید لیکن بی توجهی این کشور به مصوبه شورای امنیت منجر به صدور مجوز توسل به نیروی نظامی گردید ، آمریکا به همراه 15 کشور به عنوان نیروهای سازمان ملل به شبه جزیره کره گسیل شد اما در مقابل چین و شوروی نیز به نفع کره شمالی وارد جنگ شدند . سرانجام پس از سه سال جنگ در 27 ژوئن 1953 پیمان ترک مخاصمه بین دو طرف امضاء شد این پیمان کماکان باقی مانده و دو کره همچنان بدون امضای پیمان صلح به صورت جدا از یکدیگر باقی مانده اند .
نوع حکومت این کشور نظام کمونیستی بوده که بر اساس اراده یک فرد به عنوان رهبر مادام العمر اداره می شود . اصلی ترین مرکز تصمیم گیری در کره شمالی ، کمیته مرکزی حزب کارگران می باشد که برهمه ارکان حکومتی کشور حاکمیت دارد . لیکن در ظاهر این کشور دارای مجمع عالی خلق با 675 نماینده می باشد . دوره نمایندگی 5 سال است ، دبیر کل حزب ، رئیس کمیسیون عالی دفاع ، فرماندهی کل نیروهای مسلح و شورای پرزیدیوم و رئیس آن به وسیلة مجلس انتخاب می شوند. درکره همه چیز و همه سازمان ها در انحصار دولت است و از طرف حزب و کمیته های حزبی کنترل می شود . ایدئولوژی حاکم بر کره شمالی ایدئولوژی جوچه می باشد که ترکیبی از سوسیالیسم ، ناسیونالیسم و امونیسم است .
کره شمالی دارای 9 استان و 4 شهر ویژه بوده که در تابعیت هیچ استانی قرار نداشته و مدیریت مستقل دارند که عبارتند از شهرهای پیونگ یانگ ، نامپو ، کسونگ و ناجین یون بونگ ، پایتخت این کشور شهر پیونگ یانگ می باشد .
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد جنگل
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 17
محتویات
قسمتی از متن
به نام خدا
امروزه بحث منآبع طبیعی و محیط زیست از جمله مسائلی است که در بسیاری از محافل علمی جهان و حتی مجلات و روزنامه ها به وفور دیده و شنیده می شود و در اکثر موارد هشدارها جدی و در مورد تخریب منآبع طبیعی و محیط زیست و به خطر افتادن قآبلیت سکونت کره زمین است . پژوهشهایی که در چند ساله اخیر صورت گرفته و تغییرات عظیمی که در شرایط طبیعی کره زمین به وقوع پیوسته بیانگر آن است که کره زمین در حال گرم شدن و جنگل های آن در حال نآبودی است. لایة ازن که کره زمین را از گزند اثرات زیانبار اشعه ماورآئ بنفش خورشید محفوظ می دارد روز بروز نازکتر می شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزایش می دهد. قدرت تولید مواد غذایی در سطح جهان به علت فرسایش خاک و بهره برداری بی روبه از زمین و آب در حال کاهش است. بسیاری از شهرهای بزرگ جهان از جمله تهران هوایی فوق العاده آلوده دارند، هوایی پر از اکسید کربن و ترکیبات سرب و گوگرد که همگی برای سلامتی انسان مضرند. فراوانی و تشدید سیلابها بویژه در سالهای اخیر حکایت از بروز اوضاع نابسامانی دارد که بر سر منابع طبیعی تجدید شونده آمده است. این در حالی است که هر سال تقریباً 17 میلیون هکتار از جنگل های جهان یعنی منطقه ای برآبر مساحت اطریش از بین می روند. در حالیکه این جنگل ها سهم قآبل توجهی در تولید اکسیژن، پالایش هوا، جلوگیری از فرسایش خاک و بروز سیلاب دارند.در این تحقیق به نقش و اهمیت جنگلهای جهان پرداخته شده است:
1- جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست:
امروز با داشتن جمعیتی بالغ بر 65 میلیون نفر نظاره گر نابودی نه تنها باغها و کشتزارها بلکه شاهد از بین رفتن خانه و کاشانه و احشام و حتی جان مردم بوسیلة سیلابهای مهیبی هستیم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهی به گذشتة نه چندان دور در می یابیم بسیاری از مناطقی که زمانی بوسیلة درخت و درختچه و بوته و گیاهان علوفه ای پوشیده شده بود، امروز بر اثر قطع بی رویة درختان، درختچه ها و بوته کنی و چرای مفرط و آتش سوزی حتی آثاری از درختان و درختچه های بومی در بعضی از استانها به چشم نمی خورد ، حال چه انتظاری غیر از این وقایع تلخ و ناگوار می توان داشت، که گفته اند هر کسی آن درود، عاقبت کار، که کشت.
با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل های جهان و جنگل های حفاظتی و حمایتی سایر نقاط جهان وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم، اکنون نظاره گر بروز سیلابهای خطرسازی شده ایم که دست کم تا کنون درکشورهای سرسبز جهان مشاهده نشده است. این حوادث ناگوار در مناطق سرسبز جهان که روزگار درازی به برکت وجود پوشش جنگلی انبوه، بارشهای منظم و کافی، خاکهای عمیق و حاصلخیز و تعادل پایدار اکوسیستم، بعنوان جزیرههای امن و مصون از آفات و بلایای طبیعی همچون سیل محسوب میشد بصورت وحشتناکی عیان شده است. می توان گفت هر چند سیلابها ناشی از بارندگی هستند ولی آنچه بیشتر موجب بروز سیلابها شدهاند، عمل متقابل و قانونمند طبیعت در برابر بهرهبرداریهای بیرویه انسان، کاربریهای نادرست اراضی و استفادههای نابخردانه انسان از منابع بیکران آن است. طبیعت بویژه مناطق کوهستانی بنا به ماهیت خود شکنندهاند و فشارهای جمعیت رو به رشد انسان و استفادههای نامعقول آنها را بر نمیتابند به همین دلیل با آهنگی سریع رو به تخریب گذاشتهاند و برای انسان پیامدهای ویرانگری نظیر سیل به بار میآورند.
2- نقش اقتصادی جنگل:
به طور کلی درآمد جنگل را به صورت ملموس و غیر ملموس بررسی می نمایند، درآمد غیر ملموس آن در ارتباط با نقش و ویژگیهای جنگل است که قبلاً بر شمرده شده است و غیر از تولید مستقیم آن است. جنگل به عنوان یک واحد تولیدی پایا با درآمد مستمر می تواند نقش اقتصادی ارزنده ای در دراز مدت داشته باشد. گذشته از این فرآورده های جنگلی اعم از چوب و یا سایر محصولات فرعی دیگر چرخ هزاران هزار واحد تولیدی اعم از کوچک و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در می آورند، زیرا جنگل تامین کننده مواد اولیه بسیاری از صنایع بوده که آن صنایع با یکدیگر روابط متقابل بنیادی دارند. بطور مثال کارخانجات صنایع چوب و صنایع کاغذ با صنایع دیگر بیش از 100 نوع تبادل کالا دارند که این موضوع نقش قابل توجهی در تحرک اقتصاد کشور دارد. علاوه بر این درختان منبع تامین مواد اولیه برای صنعت داروسازی مدرن نیز می باشند بطوری که بیش از 25 درصد مواد مورد نیاز صنعت داروسازی مستقیماً از درختان بدست می آید. فواید دیگر جنگلها و مراتع را می توان در حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، تامین غذا و مامنی برای وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوریسم دانست.
3- نقش جنگلها و مراتع در جلوگیری از رانش زمین:
رشد درختان در دامنهها سبب افزایش پایداری خاک میگردد.ریشه درختان با فرو رفتن درخاکهای حساس به لغزش مانند ستونهایی عمل کرده و با ایجاد شبکه متراکم ریشهای از بهمپاشیدن قطعات یا بلوکهای لغزشی جلوگیری میکنند.مطالعات انجام شده در منطقه جنوب شرقی آلاسکا نشان داد که پس از قطع درختان، افزایش قآبل ملاحظهای در تعداد لغزشهاصورت گرفت آنها نتیجه گرفتند که نابودی و فساد تدریجی سیستمهای تداخلی ریشه درختان(پس از قطع آنها) عامل وقوع لغزشها بودند. هر چند عدهای اعتقاد دارند که در بعضی موارد درختان به دلیل نیروی وزن خود و یا بر اثر نیرویی که توسط باد در بعضی از مناطق به درختانوارد میشود ممکن است باعث لغزش شوند ولی به دلایل زیر نقش پوشش گیاهی در جلوگیریاز حرکت زمین کاملاً آشکار است.
یکی از عوامل مهم و مؤثر در حرکتهای تودهای یا رانش زمین وجود رطوبت در خاکاست در ایران نیز اکثر لغزشها معمولاً در دامنههای رو به شمال (سایهگیر)که رطوبت بیشترینسبت به دامنه جنوبی دارند اتفاِق میافتد.بنآبراین درختان با انجام عمل تبخیر و تعرِق و درنتیجه کم کردن ظرفیت نگهداری آب خاک، نقشی ا ساسی در این مورد ایفا میکنند درختان بامصرف بالای آب و تعرِق زیاد در حقیقت عمل زهکشی خاک را انجام میدهند و در نتیجه آن راسبک نگه میدارند. مطالعات انجام شده در امریکا (ایالت اوهایو)نشان میدهد که ضریب اطمیناندر برآبر لغزش، در دامنههای جنگلی پوشیده از درخت 9 برابر بیشتر از دامنههای بدون درختاست.
- نقش دیگر درختان در حفظ خاک از خطر لغزش، وجود فرایندی بنام برگآب(Interception) است. یعنی در طی هر بارندگی مقداری از بارش توسط تاج درختان گرفته شده و قبل از رسیدن به خاک تبخیر میگردد. این مقدار بارندگی از این جهت که در خاک نفوذ نمیکند در خشکی خاک و جلوگیری از حرکت زمین مؤثر میباشد. میزان برگاب بستگی به شکل برگها وتاج درختان دارد و میزان آن بسته به اینکه درخت در چند ماه از سال برگ داشته باشد تغییرمیکند. بنآبراین در درختکاریها استفاده از نهال درختانی که در زمستان برگ دارند برای اینگونهمحلها مناسب تر است.
همانگونه که قبلاً گفته شد ریشه درختان از طریق جذب بخشی از آب زیرزمینی و خشککردن خاک نقش عمدهای در پایداری دامنهها دارند.از این لحاظ گیاهان دارای ریشههای عمیقتر و با انشعابات بیشتر نقش بهتری در حفظ خاک خواهند داشت. متأسفانه انسان بر اثر تخریبپوشش گیاهی از قبیل تبدیل جنگل به زمین زراعتی، شهرسازی و همچنین جادهسازی غیراصولی و ایجاد تأسیسات ارتباطی نقش مهمی در ایجاد لغزش دارد. نتایج حاصل از یکتحقیق در یک منطقه جنگلی نشان داده استبیشترین لغزشها در دامنههایی اتفاِق افتاده است که قطع یکسره جنگل وجود داشته است. اینقطع جنگل به منظور عبور دکل های برِق فشار قوی و احداث جاده صورت گرفته است..
در این زمینه تحقیق دیگری در غرب کشور (چهار محال بختیاریمنطقه اردل) صورت گرفته است. به استناد این تحقیق منطقهای که در آن لغزش حادث شده در 40 سال گذشته (با استنادبه عکسهای هوایی سال 1335) دارای جنگل بلوط با تاج پوششیحدود 40 درصد بوده که بر اثر قطع بیرویه و تبدیل اراضی جنگلی به زراعت دیم، هماکنوندرصد تاج پوشش آن به حدود 2 درصد رسیده است. بنابراین تخریب و قطع پوشش گیاهیباعث تغییر چرخه آب بصورت کاهش تبخیر و تعرقِ در منطقه و افزایش آب زیرزمینی در دامنهلغزش یافته شده است. به این ترتیب نقش ارزنده جنگلها با استناد به تحقیقات مستدل در مورداین بلیه نیز کاملاً آشکار است.
4- نقش جنگلها و مراتع در جلوگیری از وقوع بهمن:
پوشش گیاهی از نوع بوتهای یا بالشتکی سطوح ناهمواری ایجاد کرده وخطر سقوط بهمن را کاهش میدهد.لذا در نقاطی که حتی برای ورزش اسکی استفاده می شود، بهتر است هم محل اسکی و هم ارتفاعات مشرف به آن را با گونههای مرتعی نوع بوتهای و بالشتکی تقویت کرد. برای جلوگیری از وقوع بهمن علاوه بر اقدامات مکانیکی (مانند پایههایچوبی، نردههای فلزی و دیوارههای سنگی)، عملیات بیولوژیکی از قبیل جنگلکاری در صدر برنامههای مبارزه با اینگونه خطرات است.در مناطق بهمن خیز برای جلوگیری از خطرات نا شیاز آن در محلهای آغاز حرکت تودههای برفی اقدام به جنگلکاری میشود. معمولاً جنگلکاری در روی خطوط تراز و با ایجاد بانکت صورت میگیرد (البته به روشهای دیگر هم اقدام بهجنگلکاری میشود).
انتخاب نوع گونه برای اینکار حائز اهمیت است و کاشت ردیفی گونههای جنگلی سوزنیبرگ و پهنبرگان مقاوم میتوانند مانع اینگونه خسارتها شوندبرای اینکار درختان بصورت شبکهای طراحی شده و مورد استفاده قرار می گیرند.در بسیاری از مناطق که بوسیله عملیات مکانیکی با حرکت بهمن مبارزه میشود بازهم نقش جنگلکاری از نظر دور نمیماند زیرا پس از احداث بهمنشکنها در پناه و یا بین آنها یک شبکه چند ردیفی جنگلکاریمیشود چرا که عمر موانع مکانیکی کوتاه است و پس از مدتی مستهلک میشود در حالیکهگونههای جنگلی در این مدت رشد نموده و با از بین رفتن موانع، بصورت یک دیوارهبیولوژیکی (زنده) عمل میکنند. به این ترتیب در مورد جلوگیری و یا کاهش اثرات این بلیه طبیعینیز استقرار گونههای جنگلی بهترین روش مبارزه است همچنانکه در هر محلی که گونههایجنگلی وجود دارند بهمن اتفاقِ نمیافتد زیرا قبل از اینکه برفی رویهم انباشته شود مقدار زیادیاز آن بوسیله تاج پوشش درختان گرفته میشود و به زمین نمیرسد.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد جغرافیای طبیعی استان چهارمحال و بختیاری
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 8
محتویات
جغرافیای طبیعی استان
جریانهای جوی مؤثر بر هوای منطقه
تقسیم بندی کوپن
تعیین اقلیم به روش پیشنهادی جهت مناطق مرکزی ایران (دکتر کریمی)
قسمتی از متن
جغرافیای طبیعی استان
استان چهارمحال و بختیاری با مساحت ۱۶۵۳۲ کیلومتر مربع بین ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۴۸ دقیقه عرض شمالی و نیز ۴۹ درجه و ۲۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی قرار دارد. این استان دربخش مرکزی کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخل و استان اصفهان واقع شده است. از شمال و شرق به استان اصفهان، ازغرب به استان خوزستان، از جنوب به کهکیلویه و بویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور، استان چهار محال وبختیاری دارای ۶ شهرستان ۲۴ شهر و ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان میباشد.
این منطقه دارای یک درصد از کل وسعت ایران میباشد که در بستر سلسله جبال زاگرس واقع شده است. که با وجود مساحت کم ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستمهای مدیترانهای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانهها میگردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب می باشد. غالبا در مناطق مرتفع نوع بارش به صورت برف میباشد و وجود ارتفاعات پوشیده از برف یکی از ویژگیهای اقلیمی این استان است. به علت جوان بودن دوره کوه زایی، دراین منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل و زلزله، رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده میشود. همچنین سرمازدگی، خشکسالی و رعد و برق از دیگر بلایای طبیعی آن میباشد.
ریزشهای جوی و برف و باران منشاء سرشاخههای رودخانه کارون و زاینده رود هستند وآبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می شود. ارتفاعات زاگرس حوضه آبخیز رودخانههای زاینده رود، کارون و کرخه و دز را تشکیل میدهد و با توجه به حجم نزولات جوی و پایین بودن سطح تبخیر و موقعیت نسبتاً مناسب تشکیلات زمین شناختی قسمت اعظم آبهای سطح الارضی و تحت الارضی کشور به میزان ۴۵ تا ۵۰ در صد را تامین می کند. منطقه چهار محال و بختیاری با در اختیار داشتن طبیعت زیبا و بکر خود در فصول بهار و زمستان و تابستان پذیرای مسافران و توریستهای داخلی و خارجی است و اکوتوریسم این استان ازجاذبههای بارز آن محسوب میشود.
استان چهارمحال و بختیاری بدلیل دارا بودن ویژگیهای خاص جغرافیایی و توپوگرافی از لحاظ آب و هوایی متنوع بوده و اقلیمهای متفاوتی در آن وجود دارد. بارشهای منطقه غالباً تحت تأثیر جریانهای جوی مدیترانه و عمدتاً کم فشار سودان قرار دارد
که از غرب و جنوب غرب وارد منطقه شده و به مدت ۸ ماه (مهر تا اردیبهشت) منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد. وجود رشته کوه زاگرس که عمود بر مسیر حرکت این جریانها است، باعث تشدید خاصیت سیکلونی آنها شده و بارانهای شدید و سنگین را در منطقه باعث میشود. ریزشهای جوی در استان از مهر ماه آغاز و در دیماه به بیشترین مقدار و سپس تا اردیبهشت کم میشود. در دی ماه بطور متوسط ۱۹ درصد بارش انجام میشود. درصد بارش ماهانه در فاصله آبان تا فروردین بیشتر از ۹۰ درصد بارش سالانه در فاصله خرداد تا مهر کمتر از ۱۰ درصد بارش سالانه را تشکیل میدهد.
پربارش ترین بخش استان ارتفاعات غرب با متوسط بارش سالانه ۱۶۰۰ میلیمتر میباشد. سایر مناطق پربارش استان ارتفاعات سبزکوه با متوسط ۱۴۰۰ میلیمتر و ارتفاعات جنوب غرب استان با بارش ۹۰۰ میلیمتر می باشد. کم بارش ترین ناحیه استان نواحی شرقی وشمال شرقی با متوسط بارش سالانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیمتر است. متوسط بارش سالانه استان درحدود ۵۶۰ میلیمتر میباشد. بدلیل کوهستانی بودن استان و با توجه به اینکه دمای هوا ناشی از ارتفاع هر منطقه است اقلیمهای حرارتی مختلفی در استان حکمفرماست.
حداکثرمطلق دمای ۵/۴۷ درجه سانتیگراد در لردگان و حداقل مطلق دمایی برابر ۵/۳۴ درجه سانتیگراد زیر صفر در ایستگاه دزک ثبت گردیده است. بیشترین تعداد روزهای یخبندان در سال با ۱۷۱ روز در چلگرد (کوهرنگ) در سال ۱۹۶۲ و کمترین تعداد روزهای یخبندان مطلق ٥٨ روز (۱۹۹۸) در لردگان رخ داده است.
جریانهای جوی مؤثر بر هوای منطقه
الف) جریانات زمستانی
در فصل زمستان کشور، متأثر از جریانهای پرفشار سیبری و پرفشار آز ورز است. پرفشار سیبری گستردگی زیادی دارد و تقریباً تمامی منطقه آسیا را پوشش میدهد و جریان ناشی از پرفشار سیبری هوای سرد و بری (Polar Continental) را از قسمت شمال غربی به غرب کشور انتقال می دهد. وجود حداقل مطلق ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر در شهرکرد و ۳۴ درجه سانتیگراد زیر صفر در کوهرنگ، ۱۲۰ روز یخبندان در شهرکرد و بیشتر از ۱۲۵ روز در شمال غربی استان شواهد نفوذ این توده هوا بر منطقه میباشد. عامل مهم دیگر در جریانهای زمستانه جریان پرفشار آز ورز واقع در اطلس شمالی است. این پرفشار به دو طریق بر جریانهای منطقه تأثیر میگذارد:
۱- جریانی که از سمت غرب، هوای مرطوب دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس را که ماهیتاً بحری حارهای (Tropical Maritime) است به سمت کشور میراند. این جریان در زمستان ها عموماً با کم فشار باران زا مدیترانه ای همراه است که منشاء بیش از ۶۰ درصد از بارندگی فلات ایران است. جریانات غربی ـ شرقی تا اواسط بهار بطور مرتب وجود دارند اما در تابستان متوقف میشوند این جریانهای مرطوب در اثر برخورد با جریانهای سرد آسیای مرکزی و سیبری موجب ریزش برف و باران زیادی در شمال غربی ایران میگردد. وجود رشته کوههای زاگرس نیز ازعوامل دیگری است که باعث سرد شدن و در نتیجه تراکم (Condensation) بخارآب تودههای باران زای مدیترانهای می شود. در حقیقت رشته کوههای زاگرس برخاصیت سیکلونی جبهههای مدیترانهای افزوده و باعث تشدید ریزش برف و باران خصوصاً نواحی شمال غربی استان میگردد.
۲- جریانهای اقیانوس اطلس شمالی که بخشی از آن شاخهای از جریان پرفشار آز ورز است. این جریان ابتدا به سمت اروپای شمالی و اسکاندیناوی رانده می شود و بعد ازعبورازاروپا از طریق دریای سیاه یا قفقاز از سمت شمال غرب وارد ایران میشود. ماهیت این توده هوا در اصل بحری قطبی یا (Polar Maritime) است. ولی درجه پایداری آن در طی این مسیر طولانی دستخوش تغییر میشود.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد چوب
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 80
محتویات
فصل اول
اطلاعات کلی
مقدمه
شناخت نقشه کار
نماهای یک نقشه
شناخت ساختمان چوب
چوب های نرم
چوب های سخت
قسمت های یک درخت
کاهش حجم چوب
اره کردن، عمل آوردن و درجه بندی تخته
عمل درآوردن تخته
چوب های سخت
نواقص چوب
و . . .
قسمتی از متن
فصل اول
اطلاعات کلی
1-1 مقدمه
چوب از جمله موادی است که همیشه با ارزش تلقی شده و از آن در طول قرون برای مصارف و مقاصد گوناگون استفاده شده است. انسان اولیه طرز شکل دادن به چوب را برای تهیه وسایل مفید و به کمک ابزارهای سنگی فراگرفت و بعدها توانست از ابزارهای فلزی بهره گرفته و به کمک آنها محصولات چوبی بهتری را تولید نماید.
امروزه برای تولید مصنوعات چوبی در حجم زیاد، از ماشین های مختلفی استفاده می شود و برای کار با این ماشین ها، همانند هر ماشین دیگری به صنعت گران ماهر نیاز است. در دهه های اخیر بعضی از کاربردهای سنتی چوب منسوخ شده و از مواد و مصالح جدیدی به جای آن استفاده شده است. هم زمان با این تحول در نتیجه تحقیقات دانشمندان، محصولات و مشتقات جدیدی از چوب و صنایع جنگلی در صحنه تجارتی ظاهر گردیده اند.
از آن جا که کار با چوب به کمک ابزارهای دستی و ماشینی آسان بوده و درگونه های متنوعی یافت می شود، این ماده یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصالح ساختمانی نیز محسوب می گردد. تنوع زیاد گونه های چوب موجب شده است که این ماده در رنگ ها، بافت ها، وزن ها و مقاومت های گوناگون یافت شده و در هر ردیف قیمتی نیز به بازار عرضه شود. چوب را می توان با خم کردن، پیچاندن و یا ورقه ورقه کردن آن به اشکال مختلفی درآورد و قطعات ساخته شده از آن را به روش های مختلفی به هم مرتبط ساخت.
جنگل یکی از ذخایر طبیعی است که قادر به تجدید حیات خود می باشد و به همین دلیل چوب یکی از محصولات با ارزش، قابل اطمینان و حیاتی محسوب شده و از منابع درآمد مهم هر کشور به شمار می آید. باعث خوشبختی است که در کشور ما چوب های صنعتی متنوعی چه از نوع نرم و چه از نوع سخت آن وجود دارند و همه ما این فرصت را داریم که با این حرفه که شاید تجربی ترین نوع حرفه شناخته شده به وسیله بشر باشد، آشنا شویم.
فراگیری تعداد زیادی از مهارت ها و آموزش های مربوط به ایمنی کار، شناخت و انتخاب صحیح مواد و نیز طرح و ساخت وسایل، علاقه هر کسی که به این موضوع خلاقه توجهی داشته باشد، بر می انگیزد.
2-1 شناخت نقشه کار
قبل از آن که یک درودگر بتواند نقشه ای را بر اساس طرح داده شده پیاده کند، بایستی قادر به خواندن آن نقشه باشد. یک چنین نقشه هایی، ابعاد، نوع موادف ساختمان و طرز سوار کردن قطعات را به سازنده نشان می دهند.
خواننده این پروژه برای آن که بتواند نقشه های درودگری را بخواند باید با قراردادهای ذیل که برای نمایش خطوط می باشند آشنا شود:
خطوط مرزی- این خطوط کلفت ترین خطوط نقشه می باشند و از آنها فقط برای مشخص کردن محدوده نقشه استفاده می شود.
خطوط شیئی- این خطوط پر نسبتاً کلفت بوده و از آنها برای نمایش قسمت های مرئی جسم استفاده می شود.
خطوط مخفی- این خطوط بصورت خط چین با فواصل مساوی بوده و از آنها برای نمایش جزئیات مهمی از جسم استفاده می شود که مستقیماً در معرض دید ترسیمی قرار ندارند.
خطوط محوری- این خطوط به شکل خط و نقطه نازک بوده و محور هندسی اجسام را نشان می دهند.
خطوط امتداد- این خطوط، خط چین های نازک و طویلی هستند که محدودة ابعاد یک جسم را مشخص می کنند. این خطوط به لبه تصویر جسم تماس ندارند.
خطوط ابعاد- این خطوط دارای یک فاصله خالی در طول خود برای داخل نمودن اندازه عددی یک بعد می باشند و دو سر آنها دارای فلش است.
نماهای یک نقشه
نقشه کار عموماً دارای سه نما است که عبارتند از: نمای بالا، نمای روبرو و نمای جانبی است. اما در نقشه بعضی از اجسام ساده ممکن است یک یا دو نما کافی باشند و برعکس در مورد اجسام پیچیده به بیش از سه نما به منظور نمایش کلیه تصاویر آن نیاز است. نماها بایستی شامل همه ابعاد و جزئیات ساختمانی باشند. در بعضی از موارد ممکن است به یک برش جسم برای نمایش قسمت هایی از آن نیاز باشد که در نماهای عادی به خوبی مشهود نیستند. نقشه 2-1 از نوع نقشه اورتوگرافیک است. نقشه های عکسبرداری شده که بر روی آن ابعاد نیز قید شده است، معمولاً در مواردی مفیدند که جسم ساده بوده و جزئیات زیادی نداشته باشد.
ترسیم نقشه در مقیاس متفاوت: غالباً رسم نقشه با مقیاس یک به یک غیر عملی است. اگر کار خیلی بزرگ باشد، آن را بایستی در مقیاسی که بتوان روی کاغذ در اندازه مطلوب کشید، ترسیم کرد. برعکس اگر اندازه ها خیلی کوچک باشند ممکن است لازم شود که برای سهولت، در مقیاس بزرگ تر ترسیم شوند. گاهی اوقات برای نقشه تفصیلی یک قسمت از کار، از مقیاس دیگری نسبت به مقیاس به کار رفته در نماهای اصلی، استفاده می شود.
3-1 شناخت ساختمان چوب
چوب یک ماده الیافی، آلی و نباتی است. دو ماده اصلی تشکیل دهنده آن عبارتند از: سلولز و لیگنین. طرز قرار گرفتن الیاف چوب به نوع درخت بستگی دارد. هر چوبی را نمی توان به صورت تخته درآورد و معمولاً تخته را از درخت های تولید کننده الوار می سازند. محصولات بسیار زیاد دیگری را نیز می توان از چوب ساخت. این محوصلات عبارتند از: خمیر سولز، کاغذ، الیاف زیان، پلاستیک، لاستیک، شکر، آهار و الکل.
تخته چوبی است که به اندازه های استاندارد و با ضخامتها، عرض ها و طول های متغیر بریده می شود. تخته را می توان به صورت صفحاتی با ضخامت 2 تا 5 سانتی متر، عرض 5 تا 50 سانتی متر و طول 5/1 تا 7 متر خریداری کرد. تخته بزرگ را نمی توان از هر درختی به دست آورد.
الوار یک قطعه سنگین و حجیم از چوب است که از آن برای نگهداشتن بارهای سنگین استفاده می شود، چوب به انواع متنوع وجود دارد: بعضی از آن ها نرم، بعضی سخت، برخی با رگه های باز و برخی با رگه های متراکم اند.
چوب های نرم:
درختان کاج، کاج تک سوزنی، کاج کریسمس، سرو و سرو قطبی، عناصر مهم تولید کننده چوب های نرم صنعتی و تجاری هستند. اغلب درختانی که در اینگونه گیاهی واقعند میوه های مخروطی شکل (کاج مانند) دارند که به همین علت به نام کانیفر که از کلمه cone یا مخروط مشتق شده است خوانده می شوند.
کانیفرها همگی دارای برگ های باریک و سورنی شکل هستند که این برگ ها چندین سال بر روی درخت باقی می مانند. به همین علت کانیفرها را همیشه سبزها نیز می گویند. از چوب نرم بیشتر برای مصارف ساختمانی استفاده می شود.
چوب های سخت:
چوب های سخت برگ های پهن را داشته و به نام درخت های برگ ریز موسومند زیرا برگ این درختان همه ساله در پائیز خشک شده و میریزند. درختان افرا، صنوبر، گیلاس، زبان گنجشک، بلوط، گردو، ساج و ماها گونی (ماهون آمریکایی) در مناطق معتدل و گرم رشد کرده و چوب سختی داشته و از آن ها برای محصولات بهتری مثل کابینت و مبل سازی و نظایر آن ها استفاده می شود. بعضی از این چوب ها مثل چوب بلوط، چوب زبان گنجشک و گردوی آمریکایی، رگه های باز دارند. چوب های سخت، زیبائی، استقامت، دوام و سختی زیادی دارند. البته کار کردن با این چوب ها مشکل تر است ولی در عوض سطح آن ها را می توان به
صورت های گوناگونی پرداخت و جلا نمود و به سهولت خراش بردار نبوده و به سادگی جلوه خود را از دست نمی دهد.
قسمت های یک درخت
با مشاهدة یک درخت، ملاحظه می شود که از سه قسمت اصلی درست شده است. هر یک از این قسمت ها وظیفه مشخصی را به عهده دارند.
تاج درخت- شامل کلیه شاخه ها و برگ ها بوده و مرکز تولید غذای درخت است. برگ ها برای تولید غذا به نور و حرارت نیازمندند که آن را از هوا و خاک به دست می آورند.
تنه درخت- با رگه های درونی خود عامل انتقال شیره و غذا است. چوب ناقل شیره، شیره را از ریشه به برگ ها می برد. پوسته داخلی، غذائی را که در برگها ساخته شده است به شاخه ها، تنه و ریشه ها می رساند و تنه است که تخته را از آن می سازند.
ریشه درخت- موجب تثبیت و استقرار درخت به زمین شده و آب و مواد معدنی محلول در آن را که بعداً به غذا تبدیل می شوند، بخود جذب می کند. برش تنه درخت نشان می دهد که تنه از قسمت های زیر تشکیل شده است:
پوسته بافتی: است که درخت را در مقابل میکروب ها، حشرات و غیره محافظت می کند. این قسمت را می توان با پوست حیوانات مشابه دانست. پوسته داخلی غذا را از برگ ها به سایر قسمت های درخت منتقل می نماید.
لایه کامبیوم- بافت رشد کننده درخت است که در زیر پوست داخلی قرار دارد.
چوب ناقل شیره- یک قسمت نرم و متخلخل است که در آن مقدار زیادی شیره جریان دارد. وقتی مبادرت به خشک کردن چوب کنیم تبخیر این شیره موجب کاهش حجم تخته می شود.
چوب مرکزی: این قسمت طی سالیان متمادی به هم فشرده شده و صمغ در آن کاملاً نفوذ کرده و موجب سختی آن شده است. این قسمت از چوب به خاطر رنگ بهتر، زیبائی بیشتر و مقاومت آن در برابر پوسیدگی، بسیار باارزش است.
مغز درخت: این قسمت نرم، مرکز تنه درخت را تشکیل می دهد و پیرترین قسمت درخت است.
رگه های شعاعی- این قسمت، از سلول های بلندی درست شده است که در امتداد شعات مقطع درخت رشد پیدا می کنند و حلقه های سالیانه تشکیل دهنده تنه را به هم مربوط می سازند.
حلقه های سالانه- این حلقه ها به صورت متحدالمرکز می باشند و از تشکیل چوب به علت رشد بهاره و تابستانی به وجود می آیند. عمر هر درخت را می توان با شمارش این حلقه ها اندازه گرفت.
کاهش حجم چوب:
هر تخته بسته به آن که از چه قسمتی از تنه درخت بریده شده باشد و نیز لبه به نوع برش و طرز خشک کردن آن مقداری تاب برمی دارد. چون تخته دارای شیره بیشتری در منطقه چوب ناقل شیره خود است می توان انتظار داشت که مقدار بیشتری از رطوبت خود را از دست داده و در نتیجه کاهش حجم بیشتری را در این منطقه که در طرف پوسته درخت نیز هست، داشته باشد. دانستن این موضوع در هنگام چسباندن تخته ها به یکدیگر، به منظور تهیه یک سطح بزرگ، حائز اهمیت است. به علت وضع قرار گرفتن سلول های یک درخت میزان کاهش حجم تخته در امتداد عرض آن، نسبت به کاهش طولی آن بیشتر می باشد.
1-4 اره کردن، عمل آوردن و درجه بندی تخته
تخته را می توان از تنه درخت به دو روش برید. اکثر چوب های نرم را با برش ساده و چوب های سخت را با برش یک چهارم شعاعی از تنه درخت به دست می آورند. تخته هایی که برش ساده دارند دارای رگه های گل مانند بوده و تغییرات رنگ زیادی در سطح آن ها مشاهده می شود. احتمال تاب برداشتن در تخته های حاصل از برش ساده، زیاد است. از این تخته ها برای مقاصد ساختمانی استفاده می شود. برش یک چهارم شعاعی به کار بیشتری در هنگام تهیه نیاز دارد ولی، تخته های باریک و با رگه های مستقیمی از آن حاصل می شود که تغییر رنگ در سطح آن ها کمتر بوده و احتمال تاب برداشتن آن ها نیز کمتر است. این کیفیت ها موجب
می شود که تختة حاصل از برش یک چهارم موجب می شود که تختة حاصل از برش یک چهارم برای ساخت مبلمان، چوب های زینتی و پارکت کف اطاق مناسب تر باشند.
عمل درآوردن تخته: تخته مرطوب که از تنه درخت بریده می شود دارای مقدار زیادی آب است و به همین علت می توان آن را به سرعت برای مقاصد تجارتی مورد استفاده قرار داد. خارج نمودن رطوبت از چوب را عمل آوردن یا حالت دادن چوب می نامند. عمل آوردن چوب، برای جلوگیری از کاهش حجم آن پس از ساخت یک قطعه، برای پائین آوردن وزن حمل و نقل و بالاخره برای رنده کردن و رنگ نمودن بهتر آن ضروری است.
وقتی چوب عمل نیامده در تحت شرایط خاصی در گرما و رطوبت نسبی برای مدتی واقع شود، رطوبتی را در خود کسب خواهد کرد که با آن شرایط مطابقت دارد. دوروش متداول عمل آوردن چوب عبارتند از خشک کردن در هوا و خشک کردن در فرهائی که برای این منظور ساخته اند. خشک کردن با هوا بسته به شرایط جوی و ضخامت تخته و نیز نوع گذاشتن تخته ها بر روی هم به شش ماه تا دو سال وقت نیاز دارد. خشک کردن با فر که در حرارت ها و رطوبت های کنترل شده انجام می گیرد به تقریباً یک ماه زمان احتیاج دارد.
رطوبت تخته را می توان با فر به صورت دقیق تری کنترل نمود . رطوبت تخته مبلمان باید در حدود 6 تا 12 درصد باشد. محتوای رطوبتی تخته معمولاً بر اساس درصد وزن خشک شده چوب در فر بیان می شود. به طور کلی تخته با محتوای رطوبتی کمتر از 20 درصد در برابر لکه و فساد از خود مقاومت نشان می دهد.
تخته ای که با هوا خشک شده است بیشتر در کارهای عمومی ساختمانی به کار میرود در حالی که تخته خشک شده در فر را برای ساختن مبلمان، چوب های زینتی و پارکت مورد استفاده قرار می دهند.
درجه بندی چوب: تخته مانند هر محصول دیگری بر پایة تعداد و وسعت نواقص موجود بر روی آن درجه بندی می شود. درجه بندی ذیل را می توان به عنوان یک راهنمای کلی در خرید تخته به کار برد.
چوب های سخت:
درجه اول- تا 91 درصد پاک (عاری از نواقص) هستند.
درجه دوم- تا 3/83 درصد پاک هستند.
ممتاز- این تخته ها را می توان به طول هایی تا 60 سانتی متر برید و تا 91 درصد پاک می باشند.
نمره 1- این تخته ها را می توان به طول هایی که تا 6/66 درصد پاک هستند برید.
نمره2- این تخته ها را می توان تا طول هایی که 51 درصد پاک هستند برید.
چوب های نرم: چوب های ممتاز D, C, B, A- چوب درجه A بالاترین کیفیت را دارد چوب های واقع در این درجه بندی ها برای کابینت سازی و منبت کاری و هر جائی که احتیاج به ظاهر خوبی داشته باشد مناسب هستند.
چوب های نمره 1 و 2 معمولی:
این چوب ها، گره دار بوده و دارای شکاف نیز هستند ولی با این وجود برای مقاصد کلی ساختمانی مناسب می باشند.
چوب نمره 3:
این چوب ممکن است تعداد زیادی گره متوسط و سوراخ کرم داشته باشد و مقداری تاب برداشته و پوسیدگی های سفت و چوب مغزی که نرم ترین قسمت است را نیز داشته باشد.
چوب های نمره 4 و 5
کیفیت پائین را داشته، دارای گره های بزرگ، سوراخ کرم های متعدد، پوسیدگی، ترکیدگی و لکه های زیاد باشند. از این چوب ها در کارهای ارزان قیمت که به استقامت کمی نیاز دارند، استفاده می شود.
نواقص چوب: این ن
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: حیات وحش ایران
قالب بندی: word
تعداد صفحات:18
محتویات
قسمتی از متن
حیات وحش ایران
سرزمین عزیز ما ایران از معدود کشورهایی است که به لحاظ موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای زیستگاههای متنوع و به واسته آن گونه های مختلف گیاهی و جانوری می باشد. وجود رشته کوههای سر به فلک کشیده البرز و زاگرس جنگلهای سرسبز و پر طراوت شمال ، اکوسیستم پر رمز و راز فلات مرکزی ایران ، جنگلهای شگفت آور حرا ، تالاب های متعدد و همه و همه باعث گردیده است که این مرز و بوم به عنوان یکی از منحصر به فردترین کشورهای دنیا لقب گیرد.
همچنین رویش پیش از 8000 گونه گیاهی ، متجاوز از 500 گونه پرنده ، افزون بر 160 گونه پستاندار (شامل بزرگترین و کوچکترین پستاندار دنیا) ، حدود 220 گونه خزنده و دوزیست و ... بر جذابیت طبیعت ایران می افزاید. آشنایی با این مواهب الهی و استفاده از جلوه های پرشکوه وحیرت انگیز آن میسر نمی گردد مگر با دیدن وعلاقه مند شدن به آن.
ما شما را به تماشای این زیبائیها دعوت می کنیم:
ویژه نامه ای برای حیات وحش ایران (مواظب حیات وحش ایران این سرمایه بزرگ باشیم )
نظر کارشناسان در مورد حیات وحش ایران
بدرود، مرغزارهای ایران ویج
تصویر دشنه و تشنه در جنگل گلستان !
دکترناصر کرمی
هنگامی که جانداری را می کشید، در دل با او بگویید: همان نیرویی که تو را می کشد، مرا هم خواهد کشت و من هم خورده خواهم شد، زیرا همان قانونی که تو را به دست من گرفتار کرد، مرا هم به دست تواناتری گرفتار می کند. خون تو و خون من نیستند مگر شیره ای که در رگ های درخت آسمان جاری است. *
جانداران ایران، اما عمدتا از این روی به دیاری دیگر رخت برنبستند که کسی می خواست به قصد خوردن بکشدشان. روزگار دیگر شده بود و جای امنی نمانده بود، برای هیچ جانداری. جاده ها، دیرک های برق، اتاقک های سیمانی، ماشین های حفاری و ... حتی راه یافتند تا ستیغ های برفگیر که نیم فرسخ ارتفاع شان بود. کسب لقمه نانی برای اینهمه دهان باز منتهای آرزوی همه شد و فراموش کردند که این دهان های باز همیشه نمی تواند از گوشت و پوست خویش تغذیه کند. کوبیدند و کندند و پیش رفتند، بی بیم آنکه بی برگ و باری ابدی سرزمینی بزرگ بهای گزافی است برای چند صباحی دیگر سیر شدن چند نفری دیگر.
این تفنگ ها نبودند که در کمتر از 3 دهه بیش از 90 درصد آهوان ایران را از پای درافکندند، آنها را گریز اجتناب ناپذیر به صخره سارهای دوردست از پای درآورد. صخره هایی که امن تر بود از آن جهت که دیرتر پای انسان به آن می رسید، اما در آنها گرسنگی و تشنگی هر جنبنده ای را از پای درمی آورد. جاده ها را کشیدند و هرگز نگفتند که ساکنان بی زبان این زیستبوم به کجا خواهند رفت. شهرک ها را گستراندند تا هرجا که کف دستی زمین بود و هرگز نیندیشیدند که ساکنان قبلی چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد، ساکنان جدید چه طرفی خواهند برد از زیستن در سرزمین بی زاد و زیست؟
* * *
بر اساس آمار سرشماری حیات وحش که پیش از این در مجلات حیات وحش و سفر منتشر شده است، درفاصله دو سرشماری سالهای 1356 و 1380 حدود 90 درصد از شمار حیات وحش در ایران کاسته شده است. این آمار تکان دهنده حکایت از آن دارد که روند شتابناک قهقرای طبیعت در ایران که از ابتدای قرن حاضر آغاز شده است، طی 3 دهه گذشته نه تنها کاهش نیافته، بلکه ابعاد گسترده تری نیز پیدا کرده است. این روند تا کجا تداوم خواهد یافت؟ سرنوشت طبیعت ایران و زیستمندان بی پناه آن چه خواهد شد؟
برای یکی از گونه های حیات وحش ایران، یوزپلنگ آسیایی، با بودجه برنامه محیط زیست سازمان ملل، دفتر و دستک گسترده ای راه افتاده است تا از انقراض قریب الوقوع آن جلوگیری کنند. چند وقت پیش کارشناسی به نام جورج.بی.شالر از طرف سازمان ملل به ایران آمد تا از وضعیت پروژه حفاظت از یوز ایرانی گزارشی تهیه کند. دو فراز قابل توجه گزارش او، یکی این است که در ایران اساسا کارشناسی که بتواند رد یوز را شناسایی کرده و به تعقیب او بپردازد، وجود ندارد و دیگر اینکه ... اساسا در ایران اراده جدی برای حفظ یوز دیده نمی شود. وقتی که این اراده حتی برای حیوانی که پروژه بسیار متمول! و حامی بسیار قدرتمندی همچون سازمان ملل را در کنار خود دارد، به چشم نمی خورد، چه انتظاری داریم برای حفاظت از گونه های دیگری که جز خدای خود پناهی ندارند؟ چرا باید وضعیت حفاظت از زیستگاه های طبیعی در ایران حتی از بسیاری کشورهای آفریقایی و آسیایی بدتر باشد؟
* * *
همه صفحات ایرانشهر امروز اختصاص دارد به بررسی وضعیت حیات وحش در ایران. همکاران ما در این باره با گروهی از کارشناسان صاحبنام به گفت وگو نشسته و گزارش هایی نیز از آخرین وضعیت شماری از گونه های خاص جانوری تهیه کرده اند. اینهمه، فقط برای اینکه یادآور شویم هرکدام چقدر سهم داریم در رنگ باختگی روزافزون برگ و بار این سرزمین.
*جبران خلیل جبران
کتاب پیامبر و دیوانه
ترجمه: نجف دریابندری
آمارها هشدار می دهند
وضعیت وخیم است
به طور کلی نتایج حاصله از این آمارگیری بسیار تاسف بار و هشداردهنده بود: در تمامی زیستگاه های مهم مناطق آزاد کشور جمعیت گونه هایی از قبیل کل و بز، قوچ و میش، آهو، جبیر و گونه های مختلف گوشتخواران یا به کلی نابود شده بود یا تعداد بسیار اندکی که کمتر از 10 درصد جمعیت قبلی بود، مشاهده شد
دشت بافق حتی تا 10 سال پیش یکی از زیستگاه های اصلی آهو در ایران بود ، اما بعید است که اکنون آهویی در این دشت باقی مانده باشد.
مهندس هوشنگ ضیایی
اوضاع حیات وحش کشورمان بسیار وخیم است. من به عنوان یک کارشناس حیات وحش در این مورد هشدار می دهم، باور کنید اگر بیشتر از این دست روی دست بگذاریم و چاره ای نیندیشیم، در آینده ای نزدیک باید در انتظار فاجعه انقراض نسل تعداد زیادی از گونه های حیات وحش کشورمان باشیم. شاید اگر من اطلاع چندانی از وضعیت گذشته و فعلی حیات وحش کشور نداشتم و شاید اگر مدت 35 سال در اقصی نقاط کشور در زمینه حیات وحش تحقیق و تفحص نمی کردم و بالاخره اگر در سال 76مسوولیت اولین آمارگیری ازحیات وحش کشور را برعهده نداشتم، هرگز به خود اجازه چنین اظهارنظری را نمی دادم.
تا قبل از آمارگیری سال 1376 که هنوز اطلاعات کافی از وضعیت حیات وحش کشورمان در دست نبود، چنین تصور می شد که کاهش جمعیت حیوانات وحشی در زیستگاه های آنها به دلیل فشار شکارچیان یا دامداران و در نتیجه مهاجرت آنها به مناطق دیگر است، ولی زمانی که برای اولین بار پس از گذشت حدود 20 سال، آماری سراسری از جمعیت موجود گونه های بارز حیات وحش تهیه کردیم، آن وقت بود که پی به عمق فاجعه بردیم. در آن سال من مسوولیت برنامه ریزی و نظارت بر این برنامه را برعهده داشتم. کار بسیار مشکل و دقیقی بود، اما کارکنان ادارات محیط زیست استان ها واقعا همکاری کردند. برخی از استان ها علاوه بر امکاناتی که داشتند از اساتید، دانشجویان، دوستداران طبیعت و حتی شکارچیان کمک گرفتند. استانداری و سایر ادارات نیز با در اختیار قرار دادن وسیله نقلیه با برخی از ادارات همراهی کردند. در استان هایی که امکانات کمتری وجود داشت، افراد مجربی از تهران یا استان های همجوار به آنجا اعزام شدند و بالاخره پس از حدود 2 ماه تلاش بی وقفه آمارگیری قابل قبولی از جمعیت گونه های شاخص حیات وحش موجود کشور اعم از مناطق آزاد و مناطق تحت حفاظت سازمان از قبیل پارک های ملی و پناهگاه های حیات وحش تهیه شد.
به طور کلی نتایج حاصله از این آمارگیری بسیار تاسف بار و هشداردهنده بود: در تمامی زیستگاه های مهم مناطق آزاد کشور جمعیت گونه هایی از قبیل کل و بز، قوچ و میش، آهو، جبیر و گونه های مختلف گوشتخواران یا به کلی نابود شده بود یا تعداد بسیار اندکی که کمتر از 10 درصد جمعیت قبلی بود، مشاهده شد. برای مثال در مناطق جنوبی استان فارس که بر اساس آمارگیری سال 1356 بین 15 تا 20 هزار راس قوچ و میش، کل و بز و آهو وجود داشت، فقط یکصد راس از این حیوانات مشاهده شد. در مناطق شمالی استان آذربایجان غربی که زیستگاه هزاران راس قوچ و میش ارمنی و کل و بز بود، نظیر ماکو که حیوانات به راحتی از داخل شهر نیز مشاهده می شدند، حتی یک راس بز هم دیده نشد.
در مناطق جنوبی استان فارس که بر اساس آمارگیری سال 1356 بین 15 تا 20 هزار راس قوچ و میش، کل و بز و آهو وجود داشت، فقط یکصد راس از این حیوانات مشاهده شد
درمناطق تحت پوشش مستقیم سازمان حفاظت محیط زیست که گارد سازمان حفاظت محیط زیست در آن حضور دایم دارند نیز وضعیت اسفبار بود. در پارک ملی بختگان که آمارگیری آن تحت نظارت آقای مهندس دره شوری انجام گرفت، از تعداد 16 هزار و 500 راس کل و بز پارک و قوچ و میش موجود در سال 1359، تنها 54 راس در سال 76 باقی مانده بود.
در پارک ملی گلستان که چشم و چراغ سازمان محسوب می شود و بیشترین امکانات و پرسنل در آن متمرکز است، از 15 هزار راس قوچ و میش و کل و بز در سال 56 در سرشماری آقای دکتر کیابی در سال 76 فقط یکهزار و 500 راس گزارش شد.
در منطقه حفاظت شده بیستون که زیستگاه کل های رکورد جهان به شمار می رود و حدود 10 هزار راس از این حیوان در آن زندگی می کرد، محیط بانان منطقه به کارشناسان اعزامی از مرکز چنین گفتند: یک بز هم در تمام منطقه مشاهده کنید، ما به شما جایزه می دهیم که واقعیت هم چنین بود. در اینجا دیگر ضرورتی نسبت به ذکر آمارهای دیگر از قبیل انقراض نسل گورخر ایرانی در پارک ملی کویر و تمامی مناطق آزاد، انقراض نسل یوز آسیایی در مناطق حفاظت شده خوش ییلاق، موته، پارک ملی خبر و تمامی مناطق آزاد، عدم مشاهده برخی از گربه سانان کوچک نظیر گربه شنی، گربه پالاس و کاراکال در سراسر کشور، نمی بینیم.
و اما در پاسخ به سوال های شما:
درباره انقراض 90 درصد حیات وحش در 30سال اخیر به طور قطع نمی توان اظهارنظر کرد. به خصوص اینکه اساسا تعریف حیات وحش تغییر کرده. در گذشته حیوانات قابل شکار را حیات وحش می گفتند، ولی حالا حتی گیاهان هم در مجموعه حیات وحش جای می گیرند. اگر حیات وحش به معنای جدید مدنظر باشد این حرف درست نیست. حتی درباره حیات وحش به معنای حیوانات بزرگ قابل شکار هم نمی شود نظر قطعی داد، چرا که هیچگونه آمار دقیق چه گذشته و چه حال موجود نیست. از طرف دیگر در برخی مناطق آزاد می شود گفت که این آمار حتی به صد درصد هم رسیده، ولی در برخی مناطق تحت حفاظت نه. مثلا جمعیت گراز افزایش هم داشته یا گوزن زرد در جزیره اشک از جمعیت بسیار خوبی برخوردار است، ولی حیوان ها یی که پروانه شکار برایشان صادر می شوند، این آمار درباره شان به طور کلی با تکیه بر مشاهدات صدق می کند.
مهمترین عوامل کاهش جمعیت حیات وحش شکار بی رویه و تخریب زیستگاه است. تفنگ در دست مردم خیلی زیاد شده و کنترلش از دست متولیان امر خارج شده، اینطور که می گویند یک میلیون تفنگ در حال حاضر در دست مردم است. از طرف دیگر قدرت اجرایی سازمان حفاظت محیط زیست هم کم شده و کنترلی بر شکارچیان ندارد. در ضمن شکارچی ها هم فرهنگ شکار ندارند و اکثرا شکارچی متخلف هستند. آنها به هر جنبده ای شلیک می کنند. اکثر شکارچی های متخلف را هم محلی ها تشکیل می دهند.
بیشتر زیستگاه های حیات وحش هم تخریب شده، مثلا چشمه ها، به خصوص در مناطق کویری به تصرف دامدارها درآمده است. رقابت غذایی و شیوع بیماری و لگدکوب شدن و در نتیجه از بین رفتن کامل زیستگاه هم که خودش جای بحث دارد. تمام مناطق شده جولانگاه دام ها و شکارچی ها، چون جاده کشی بدون برنامه، دسترسی به دور افتاده ترین مناطق را هم ساده کرده است. حتی دامدارها دام هایشان را با نیسان به این مناطق می برند یا شکارچی ها خیلی راحت با موتور بالا سر شکار می روند.
اشغال زمین و تصرف اراضی به بهانه های مختلف هم که فراوان است. هرکس برای گسترش زمین هایش با یک تراکتور به جان طبیعت اطراف می افتد و با شخم زدن زمین صاحب آن شده و حیات وحش هر روز مهجورتر می شود.
اما اینکه مسایل اقتصادی و اجتماعی تا چه حد در این زمینه دخیل است؛ به عقیده من مسایل اقتصادی ربطی به این موضوع ندارد. 40 سال پیش شاید مردم سالی یک بار هم گوشت نمی خوردند، ولی وضع به این صورت نبود. مساله اساسی در اینجا ناکارآمدی مدیران به دلیل عدم علاقه و عشق است. با ادامه این روند بسیاری از گونه ها از جمله یوز، گورخر حتی قوچ و میش و کل و بز از بین خواهند رفت. گربه سانان هم که همگی به جز گربه وحشی رو به انقراض هستند، مگر اینکه تحولی در امر حفاظت از حیات وحش به وجود بیاید.
مشخصات فایل
عنوان: حیات وحش ایران
قالب بندی: word
تعداد صفخات: 11
محتویات
قسمتی از متن
حیات وحش ایران
سرزمین عزیز ما ایران از معدود کشورهایی است که به لحاظ موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای زیستگاههای متنوع و به واسته آن گونه های مختلف گیاهی و جانوری می باشد. وجود رشته کوههای سر به فلک کشیده البرز و زاگرس جنگلهای سرسبز و پر طراوت شمال ، اکوسیستم پر رمز و راز فلات مرکزی ایران ، جنگلهای شگفت آور حرا ، تالاب های متعدد و همه و همه باعث گردیده است که این مرز و بوم به عنوان یکی از منحصر به فردترین کشورهای دنیا لقب گیرد.
همچنین رویش پیش از 8000 گونه گیاهی ، متجاوز از 500 گونه پرنده ، افزون بر 160 گونه پستاندار (شامل بزرگترین و کوچکترین پستاندار دنیا) ، حدود 220 گونه خزنده و دوزیست و ... بر جذابیت طبیعت ایران می افزاید. آشنایی با این مواهب الهی و استفاده از جلوه های پرشکوه وحیرت انگیز آن میسر نمی گردد مگر با دیدن وعلاقه مند شدن به آن.
ما شما را به تماشای این زیبائیها دعوت می کنیم:
استان اصفهان
جغرافیا و تاریخ
استان اصفهان با مساحت 105,937کیلومتر مربع در قسمت مرکزی ایران واقع شده است.استان اصفهان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری دارای 17 شهرستان میباشد که عبارتنداز:اصفهان,اردستان,برخوارومیمه, خمینیشهر,خوانسار,سمیرم,شهرضا(قمشه), فریدن,فریدون شهر,فلاورجان,کاشان,گلپایگان ,لنجان ,مبارکه,نائین,نجفآبادونطنز. اصفهان ازآنجاکه مرکزاستان میباشد پرجمعیتترین شهراین استان است. در سال 1375جمعیت این استان 3,223,255 نفر بوده است که ازاین تعداد74/3 درصد شهرنشینو 25/7 درصد ساکن مناطق روستایی بودهاند. استان اصفهان با قرار گرفتن در مرکز فلات ایران وبه علت گستردگی زیاد شامل مناطق متعددکوهستانی وجلگهای میباشد.این مناطق عبارتند از:
ناحیه کوهستانی اردستان
ناحیه کوهستانی شمال شرقیوشرق که شهرستان نطنز در (دامنه بلندترین) قله آنقراردارد.
ناحیه کوهستانی غرب
که شهرستانهای فریدن وفریدون شهر رادر برمیگیرد.
ناحیه جلگهای
که از آبرفت زاینده رود به وجودآمدهاست وجنوب شرقی اصفهان رادربرمیگیرد.
با توجه به موقعیت های جغرافیایی وطبیعی آب وهوای این استان نیز متغیرمیباشد.هرچند که این استان به طور کلی دارای آب وهوای معتدل خشک است امابا توجه به فاصله نسبت به ناحیه کوهستانی غرب ودشت بیابانی (کویر) در شرق وجنوب شرقی میتوان آن را به 3 منطقه آب وهوایی تقسیم نمود.این مناطق آب وهوای عبارتند از:
آب وهوای بیابانی
که نائین,بیابانک وانارک تا شمال اردستان رادر برمیگیرد.
آب وهوای نیمه بیابانی
که شهرستان اصفهان رادر برمی گیرد.
آب وهوای نیمه مرطوب سرد
که در برگیرنده غرب و جنوب غربی استان است.
بر اساس گزارشهای سازمان سینوپتیک حداکثر درجه حرارت اصفهان 40/6 درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت آن 10/6 درجه سانتیگراد ومتوسط درجه حرارت سالانه 16/7 درجه سانتیگراد میباشد.تعدادروزهای یخبندان این استان 76 روز ومتوسط میزان بارندگی 116/9 میلیمتر است .
جذبه های جهانگردی استان اصفهان به علت شرایط جغرافیایی آنجا کمتر از استانهای دیگرهمچون گیلان ومازندران وآذربایجان میباشد .اما برخی از مناطق خاص اصفهان دارای جاذبه های توریستی هم از دیدگاه ملی وهم از دیدگاه محلی میباشد.اصفهان با داشتن بیش از 12 پارک جنگلی ومناطق حفاظت شده چندین چشمه آبشار وباغهای میوه پربار وتازه وتفریگاههای تابستانی جذاب شرایط مناسبی رابرای اوقات فراغت بومیان وهمچنین جهانگردان فراهم میآورد .بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران, زایندهرود , از این استان عبور میکندوبسیار چشم اندازهای جالبی راایجاد میکند. امکانات تفریحی هم بر روی زاینده رود جایی که در اصفهان جریان دارد وهم نزدیک سدبزرگی که 117 کیلومتر ودر جنوب شهر میباشد وجود دارد.
مشخصات فایل
عنوان : خراسان شناسی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 29
محتویات
خراسان شناسی
خراسان را چقدر می شناسید؟
پیشینه تاریخی خراسان
جغرافیای طبیعی خراسان
موقعیت
پستی وبلندیها
تنوع آب و هوایی استان عبارت است از
تقسیمات کشوری
جمعیت استان
رشد جمعیت
نسبت جنسی
ترکیب سنی جمعیت
تراکم جمعیت
جمعیت شهرستانها
شهرستان سبزوار
صنایع دستی
و . . .
قسمتی از متن
خراسان شناسی
خراسان را چقدر می شناسید؟
خراسان به سرزمین وسیعی در مشرق ایران اطلاق می گردد که در گذشته شامل ماورالنهر و افغانستان و قسمتی از سیستان می شده است واژه خراسان از دو کلمه خور آسان ترکیب شده است که خور به معنی خورشید و آسان به معنی جایگاه می باشد بنابراین خراسان یعنی محل برآمدن خورشید و مطلع الشمس و کلا مشرق آنچانکه فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین می گوید:
زبان پهلوی هر کو شناسد خراسان آن بود کز وی خور آسد
خورآسد پهلوی باشد خور آید عراق و پارس را خور زو بر آید
خراسان را بود معنی خور آیان کجا از وی خور آید سوی ایران
پیشینه تاریخی خراسان
استان پهناور خراسان با ساختار گونه گون و کهن زمین شناسی ، اقلیم متنوع و جاذب ، موقعیت ویژه جغرافیایی ، بی گمان از قدیمی ترین دوران حیات بشری ، بستر فعالیتهای بشری ، بستر فعالیتهای معیشتی ، بازرگانی و نظامی عمده بوده است ، به دلیل همین موقعیت خاص ، کهن ترین ، معروفترین و طو لانی ترین راه ارتباطی بین شرق و غرب یعنی (( جاده تاریخی ابریشم )) از طریق خراسان شرق را به غرب مرتبط می سازد .
تنوع جغرافیایی سرزمین خراسان با وجود آب و هوای کویری و گرم در بخش جنوبی و معتدل کوهستانی در شمال استان و به طور پراکنده در مرکز ، با ارتفاعات قابل توجهی نظیر بینالود ، هزار مسجد ، کپه داغ ، قهستان و… زمینه ای مناسب برای استقرار بشر از قدیمی ترین ایام و جذب اقوام وطوایف متعدد در دورانهای مختلف بوده است .، سرزمینی که نواحی مختلف آن عرصه رویش انواع نباتات مناطق سردسیری و گرمسیری از قبیل گندم ، برنج، بادام ، سیب ، انگور ، پسته ، خرما ،و… است .
مناطقی از آن استعداد پرورش انواع مختلف حیوانات اهلی و وحشی نظیر پلنگ ، گرگ ، شتر . اسب ، آهو ، گوسفند . بز و … داراست
قدیمی ترین آثار حیات انسانی در ایران ، شامل تعدادی ادوات و دست افزارهای سنگی . با قدمت تخمینی 800 هزار سال قبل ، متعلق به دوران پارینه سنگی قدیم ، از بستر رودخانه کشف رود مشهد بدست آمده است . در حالی که قدیمی ترین مکانهای استقرار انسان ، حداکثر با قدمت 100 هزار سال در نواحی دیگر ایران نظیر آذربایجان ، لرستان و … شناسایی شده اند
دومین مکان از نظر قدمت ، پناهگاه سنگی (غار) ((خونیک)) در نزدیکی بیرجند است که متعلق به دوره پارینه سنگی میانه با قدمتی بین 50تا60 هزار سال می باشد . از آن پس آثار و شواهد زندگی بیشماری از دوران نوسنگی تا آغاز دوران تاریخی در جلگه مشهد ، دره اترک علیا (قوچان) ، جلگه درگز ، بجنورد ، تربت حیدریه ، بیرجند و… شناسایی شده اند این شواهد و آثار به اقوام و ساکنان اولیه و بومیئ خراسان مربوط می شود که بنا به عقیده برخی محققان به عنوان اقوام (( آسیایی ))شهرت یافته اند و سراسر آسیای غربی از مدیترانه تا ترکستان و دره سند را فرامی گیرد
ولی در حقیقت مهمترین مقطع تاریخ خراسان در سرآغاز دوران تاریخی ایران با ورود اقوام ((آریایی)) به فلات ایران پیوند می خورد . در این واقعه که در اغاز هزاره اول ق.م اتفاق افتاد ، آریایی ها تازه وارداز طریق خراسان به سمت نجد ایران پیش رفتند و بخش اعظم آنها آنچنان که از توصیفات (( اوستا )) برمی آید ، در خراسان و سیستان مستقر شدند و شاید به همین دلیل است که عمده حوادث آغاز تاریخ ایرانیان که در دو منبع (( اوستا)) و (( شاهنامه فردوسی )) ذکر شده است در مشرق ایران و در واقع در خراسان بزرگ رخ می دهد .
بسیاری از محققان ، زادگاه ((زردشت)) را مشرق ایران و بوژه حدود خراسان می دانند . برخی از داستانها و افسانه های محلی و از جمله داستان کاشتن سرو کاشمر در خراسان به یاد بود پذیرش آیین نو زردشت توسط ((ویشتاسپ)) نیز مؤید این نظر است . دیاکونوف نیز محل پیدایش زبان اوستایی را در آسیای میانه ، مشرق ایران ، افغانستان و خراسان کنونی می داند.
جغرافیای طبیعی خراسان
موقعیت
استان وسیع خراسان در شمال شرقی کشور بین 55 درجه و 17 دقیقه تا 61 درجه و 15 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 24 دقیقه تا 38 درجه و 17 دقیقه عرض جغرافیایی نیمکره شمالی قرار گرفته و از شمال و شمال شرق به جمهوری ترکمنستان با مرز مشترک حدود 751 کیلومتر ، از شرق به جمهوری اسلامی افغانستان با مرز مشترک حدود 619 کیلومتر ، از غرب به استانهای گلستان ، سمنان و اصفهان و از جنوب به استانهای سیستنان و بلوچستان ، کرمان و یزد محدود است . طول استان به خط مستقیم 750 کیلومتر و عرض متوسط آن حدود 420 کیلومتر است . خراسان بیش از 19% از خاک کشور رادر بر گرفته و مساحتی معادل 303513 کیلومتر مربع دارد
پستی وبلندیها
استان پهناور خراسان به سبب وسعت زیاد ، از نظر شرایط طبیعی بسیار متنوع و هر یک از نواحی مختلف آن دارای ویژگیهای خاصی است
بلندترین نقطه آن قله بینالود ، 3211متر و کم ارتفاع ترین نقطه آن در شمال سرخس ، 300 متر از سطح دریا ارتفاع دارد
کوههای خراسان دنباله ارتفاعات البرز به سمت مشرق است که به صورت قوسهای موازی از شاه کوه آغاز شده و در جهت شمال غربی به سوی جنوب شرقی تا ارتفاعات هندوکش افغانستان امتداد می یابد
در میان این رشته کوههای موازی ، دره ها و دشتهای وسیعی وجود دارد که گاه پهنای آن به حدود 200 کیلومتر می رسد . امتداد این رشته کوهها در برخی نواحی با برخورد به دره یا جلگه گسسته می شود . آنچه در این منطقه حائز اهمیت است ، وجود دشتهای حاصلخیز و آبادی چون : بجنورد ، شیروان ، قوچان ، چناران و مشهد است که در پهنه دشت سر سبزی بین دو رشته ارتفاعات موازی کپه داغ و هزار مسجد در شمال و آلاداغ و بینالود در جنوب به وجود آمده اند
آب و هوا
گستردگی استان و عواملی مانند وجود رشته کوههای مرتفع و مناطق کویری ، دور از دریا و وزش بادهای مختلف موجب گوناگونی آب و هوا در مناطق آن گردیده است .
در بیشتر بررسیهای انجام گرفته از جمله مطالعات آمایش خراسان ، این سرزمین به سه منطقه آب و هوایی شمال ، مرکز و جنوب تقسیم می شود
شمال خراسان بطور کلی دارای شرایط آب و هوایی معتدل و سرد کوهستانی است .این منطقه حاصلخیز ترین و متراکمترین بخش استان از نظر جمعیت ، فعالیتهای اقتصادی وامکانات زیر بنایی است . که شامل شهرستانهای بجنورد ، قوچان ، شیروان ، مشهد، درگز ، چناران و سرخس می شود
مساحت این منطقه حدود پنجاه و هشت هزار کیلومتر مربع است که5/18% وسعت کل استان را تشکیل می دهد . بیشتر جمعیت و امکانات اقتصادی و زیر بنایی این منطقه در اطراف مشهد و در محور مشهد –قوچان قرار دارد.
منطقه مرکزی استان شامل شهرستانها ی سبزوار ، اسفراین ، نیشابور ، تربت حیدریه ، کاشمر، تربت جام ،تایباد و خواف است . و مساحتی در حدود 85هزار کیلومتر مربع دارد که 2/27 %استان را در بر می گیرد
این منطقه دارای آب و هوای نیمه صحرایی ملایم بوده و فعالیت اصلی اقتصادی آن کشاورزی است که در دشتهای وسیع دامنه های جنوبی بینالود تا کویر نمک و مناطق کویری مرز افغانستان انجام می شود .این دشتها از نظر آب وهوایی جزو مناطق خشک ونیمه خشک محسوب می شوند و میزان بارندگی در آنها بین 200 تا250 میلیمتر در سال است
جنوب خراسان دارای آب و هوای خشک و نیمه صحرایی است .وسعت این منطقه از شش شهرستان بیرجند ، طبس ، فردوس، گناباد، قائنات، و نهبندان تشکیل شده حدود170هزار کیلومتر مربع است که حدود نیمی از مساحت کل استان را در بر می گیرد بررسی وضعیت بارندگی استان نشانگر این است که در بیش از 90% استان توزیع مکانی و زمانی بارشها و پراکندگی آنها یکنواخت و مشابه نیست ، میزان ریزشهای جوی به صورت باران و برف در 15%مساحت استان (نواحی شمال و شمال غربی )آن نسبتا زیاد است به طوری که در برخی مناطق مجاور استان گلستان ، میزان بارندگی گاه به بیش از 700 میلیمتردر سال می رسد . میانگین بارندگی سالانه این این ناحیه یبن 300 تا400 میلیمتر تغییر می کند ولی در مناطق جنوبی ، شرقی و مرکزی که بیش از 85% مساحت خراسان را شامل می شود میزان بارندگی در این مناطق تقریبا معادل 150 میلیمتر است .
تنوع آب و هوایی استان عبارت است از:
-آب و هوای سرد کوهستانی و نیمه صحرایی سرد در شمال و شمال غرب
-آب و هوای معتدل کوهستانی در مناطقی از شمال و شمال غرب و مرکز
-آب و هوای نیمه صحرایی ملایم در شمال شرق ، مرکز و مناطقی از غرب و نیز مناطق کوهستانی جنوب
-آب و هوای گرم صحرایی فراگیر مناطق مرکزی به طرف جنوب وجنوب غرب
تقسیمات کشوری
سابقه تقسیمات کشور ی در خراسان
در سال 800ه.ق نام خراسان بر تمام ایالات اسلامی در شرق کویر لوت تا هندوکوش به استثنای سیستان و بلوچستان و قهستان در جنوب اطلاق می گردیده است
پس از جنگ هرات در سال 1249 ه.ش خراسان به دو قسمت تجزیه شد و قسمتی که در غرب رود خانه هریرود واقع بود جزو ایران و شرق آن ضمیمه افغانستان گردید . در سال 1324ه.ق (1285ه.ش)ایران به چهار ایالت بزرگ تقسیم شد که عبارت بودند از آذربایجان ،کرمان و بلوچستان ، فارس و بنادر و خراسان و سیستان
ار آن زمان تا سال 1316 ه.ش که اولین قانون تقسیمات کشوری در مجلس شورای ملی تصویب گردیده بود که بر هر ایالت یک والی و در هر ولایت یک حاکم حکومت می کرده است
در سال 1316 بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب مجلس شورای ملی ، کشور به 10 استان و 49شهرستان تقسیم گردیدکه هر شهرستان شامل چند بخش و هر بخش شامل چند دهستان می گردید .خراسان نیز به 7شهرستان بجنورد ، بیرجند، سبزوار، قوچان، گناباد ، مشهد و تربت حیدریه تقسیم شد
در سال 1329شهرستانهای درگز . نیشابور ، فردوس و کاشمر نیز تشکیل شد .و شهرستانهای استان به 11 شهرستان ارتقاء یافت
درسال 1335 شهرستان درگز ضمیمه قوچان گردید و دو شهرستان تربت جام و طبس به وجود آمدند . در سال 1339 مجددا درگز به شهرستان تبدیل شد . و شهرستانهای شیروان و اسفراین نیز ایجاد شدند . در سال 1354 بخش باخرز تربت جام به مرکزیت شهر تایباد از بخش به شهرستان تبدیل شد . در سال 1359 نام آن به تایباد تغییر یافت .
همچنین در سال 1359 بخش قائنات شهرستان بیرجند به شهرستان قائنات تبدیل شد و تا سال 1362 خراسان شامل 17 شهرستان و 53 بخش و 211دهستان بوده است
پس از تصویب قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در مجلس به تاریخ 15/4/1362 و آیین نامه اجرایی آن در تاریخ 22/7/1363 مراحل اجرایی آن شروع و ابتداتامرحله اول آن یعنی کارشناسی و بررسی و پیشنهاد دهستانها آغاز گردید و در آبان ماه 1364 با حضور کلیه کارشناسان تقسیمات کشوری مراکز استانهای کشور در مشهد مقدس ، عملیات دهگردشی ، معاینه محلی ، کارشناسی و جمع بندی و پیشنهاد دهستانهای شهرستان مشهد به عنوان نمونه در کل کشور انجام پذیرفت و دهستانهای دیگر شهرستانها نیز پس ازآن مورد بررسی و کارشناسی و پیشنهاد قرار گرفت و به تدریج مورد تصویب هیات محترم دولت واقع شد به طور که تا پایان سال 1365خراسان دارای 213 دهستان گردید
با پایان یافتن مرحله اجرا ی مرحله اول این قانون ، تشکیل شهرستانهای نهبندان ، سرخس و خواف در تاریخ 14/5/1368 و چناران در 14/1/69 همزمان با بخشهای شوسف ، مرز داران ، سنگان ، و گلبهار به تصویب رسید . ایجاد بخشهای ابخرز در شهرستان تایباد ، سربیشه در بیرجند ، سرحد در شیروان ، جوین ورودآب و خوشاب دزر سبزوار ، میان جلگه در نیشابور ، زیر کوه در قائنات ، فاروج در قوچان و جلگه زاوه در تربت حیدریه نیز به تدریج به تصویب رسید و در پی آن تابعیت دهستانهای استان در شهرستانهای استان به 21و تعدادبخشها به 67رسید
ایجاد شهرستان فریمان نیز در سال 1372 همراه با بخش قلندر آباد مورد تصویب واقع شد و بخشهای زوزن همراه دهستان کیبرو بستان در شهرستان خواف و نیم بلوک در قائنات ، بخش نصر آباد همراهدهستان کاریزان در تربت جام ، بخش گرمخان بادهستان گرمخان در شهرستان بجنورد ، بخش رخ با دهستان رقیچه در تربت حیدریه ، کاخک در گناباد و بخش رضئیه و دهستان کنه بیست در شهرستان مشهد ، بتدریج تصویب و ابلاغ شد
در تاریخ 21/3/1374 ایجاد شهرستان بردسکن همراه با بخش انابد و دهستان درونه آن مورد تصویب قرار گرفت . ایجاد شهرستان جاجرم نیز در تاریخ 4/2/76 به تصویب رسید
در حال حاضر استان خراسان شامل 24 شهرستان ، 60 شهر ، 77بخش ، 225دهستان ، 4555روستا (آبادیهای دارای بیش از 20 خانوار جمعیت ) 21113مزرعه و 4200مکان است .
مشخصات فایل
عنوان: جغرافیای تاریخی خلیج فارس
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 24
محتویات
قسمتی از متن
نیم نگاهی به جغرافیای تاریخی خلیج فارس"
از نخستین روز آفرینش دنیا، تا تکوین و پیدایش خشکیها و دریاها، تا اینک انسان، بر خلیج فارس عمر جهان وزیده است، از بدو تردد فنیقیها تا تحرک هخامنشیان و تحریک یونانیان و حرکت اسکندر و ماموریت نثار خوس - نثار کوس - و از اولین جرقههای فتوحات مسلمانان در شهرهای ساحلی و جزایر خلیج فارس، تا حضور نحس پرتغالیها و هلندیها، و به دنبال آنها کمپانی هند شرقی و انگلیسیها، آنهم با ادعای فریبنده صدور تمدن، و استقرار نظم و لغو بردهداری اما به طمع ادویه و ابریشم و مروارید و غارت گنجینههای شگفتناک سرزمین افسانهای هندوستان، ….. و در این صد سال اخیر هم کشف مصیبت بزرگی به نام نفت و امتیاز استخراج و ... در کنار حذف تدریجی انگلیسیها از صحنه رقابتهای تراز اول سیاست و اقتصاد جهانی، و ماجرای جنگ جهانی و تولد غول بیشاخ و دمی به نام آمریکا و رشد سرطان صهیونیزم و تلاش مستمر و هدفمند به منظور مهار خطر مسلمانان و سلطه بر منابع انرژی جهان - که بیگفتگو نیمی از آن در همین دور و بر خلیجفارس خوابیده است، و لشگرکشی حیرتانگیز و بیسابقه تفنگداران دریایی آمریکا به بهانه و دلیل برای توجیه شورای امنیت سازمان ملل و تداوم حضور سلطهجویانه ناوهای غولپیکر و مانورهای پی در پی و چنگ و دندان نشان دادن به مردم سلحشور ایران، و بالاخره تحمیق عراقیها و به راه انداختن آتش بازی جنگ نفت و اشغال کویت و...، و این همه رفت و آمد، و گفت و شنود در شهرکهای شیخ نشین و به ظاهر مستقل حوزه خلیج فارس و گاهگداری هم علم کردن پیراهن دریدهای به نام "خلیج عربی !!" و "شطالعرب" و ادعای کذایی حاکمیت بر بعضی جزایر ایرانی خلیجفارس و... و دهها و صدها مقوله دیگر همه و همه بیانگر حساسیت و اهمیت کمنظیر خلیج فارس به عنوان گلوگاه آبی شرق و غرب، است و بیتردید بودن یا نبودن نفت و گاز - اگر چه ممکن است در بخشی از کنشهای سیاسی و اقتصادی مختصر نوسانی ایجاد کند؛ اما در هر صورت اهمیت سوقالجیشی - و ژئوپلتیک - خلیج فارس کماکان با همان حدت و قوت باقی و محفوظ است. و چه دلیلی بهتر از اینکه پیش از پیدایش نفت هم جهانخواران چهار چنگولی به گردن خلیج فارس چسبیده بودند.
خلیج فارس - به عنوان شعبهای بزرگ از اقیانوس هند - که بر سر راه کلیه خطوط دریایی در مشرق عدن واقع شده است و در مقام محل و معبر مبادله کالا و تجارت میان شرق و غرب، نه تنها از زمانهای دور صحنه رقابت و کشمکشهای ملل ذینفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است، بلکه همیشه و بیش از هر دریای دیگری مورد توجه علمای معرفهالارض و باستانشناسان و مورخان و جغرافیانویسان - و مشترکا سیاستمداران و سلحشوران - قرار داشته است. شاید این جستار باز نمود کیفیت پیدایش خلیج فارس را برنتابد، اما همینقدر توان گفت که در روزگاران بسیار دوری که «تمام سرزمین مقدس ایران و عراق و عربستان را اقیانوس گستردهای فراگرفته بود، یک فشار تحتالارضی در عصر هیوسن طبقات زمین را بالا آورده و فلات را فرو برده و خلیج فارس را ایجاد نموده است.»1
علیرغم اینکه نخستین جغرافینویسان مسلمان - سده سوم تا ششم هجری قمری - بالطبع در افق علمی بسیار محدودی حرکت میکردند و از یافتههای آزمایشگاهی و فسیلشناسی در تبیین نظریههای زمینشناسی خود بیبهره بودند، اما با این همه نظریهی دانشمند بزرگ ابوریحان بیرونی دربارهی «چگونگی پیدایش خشکیها و دریاها، و به عبارتی بیرون آمدن خشکیها از دریاها و یافتههای فسیلشناسی» به اصول دانش پیشرفته زمینشناسی و مبانی علمی جغرافیا بسیار نزدیک است. بیرونی گوید: «با گذشت زمان دریا به خشکی و خشکی به دریا تبدیل میشود و اگر این کار پیش از بودن مردمان در جهان بوده باشد دانسته نیست و اگر پس از آن بوده باشد گزارشی از آن بر جای نمانده است... این بیابان عربستان که میبینیم نخست دریا بوده و سپس پر شده است و نشانههای آن هنگام کندن چاهها و حوضها آشکار میشود، چه در آن چینههایی از خاک و ریگ و قلوهسنگ دیده میشود و نیز پارههای سفال وشیشه و استخوان به دست میآید که ممکن نیست کسی آنرا به عمد در زیر خاک پنهان کرده باشد.
همچنین سنگهایی بیرون میآید که چون آنها را بشکند، صدفها و حلزونها و چیزهایی که گوش ماهی نامیده میشود به نظر میرسد... و اینگونه چیزها در بابالابواب بر کناره دریای خزر نیز هست. و البته برای تبدیل دریا به خشکی وقت معین و تاریخی به یاد کسی نیست.»2
اوضاع و احوال خلیج فارس در ادوار پیش از میلاد به درستی دانسته نیست و مدرک مدون و قاطعی که منشاء قضاوتی دقیق قرار گیرد به دست نیست. اینکه آیا در آن دوران فنیقیها در مناطق مسکونی خلیج فارس مستقر بودهاند یا نه؛ پاسخ محکمهپسندی ندارد. ولی قدر مسلم اینکه از چهار هزار سال ق.م تجارت دریایی میان اقوام ساکن این منطقه جریان داشته است. بابلیها که به اعتبار گفته تورات (- کتاب یوشع از اسفار توراه ـ) نیروی دریایی عظیمی داشتهاند، همیشه به خلیج فارس توجهی خاص نشان میدادند. اکثر مورخان یونانی - از جمله هرودوت - معتقدند که بابلیها وسایل مورد نیاز خود را که از عربستان و هندوستان تهیه میکردند، از طریق خلیجفارس حمل مینمودند. به لحاظ موقعیت سوقالجیشی نیز بابل در حوالی خلیج فارس در کنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه دریای فارس و هند و اسود را به هم مرتبط میساخت. با وجود اینها پیش از همه احتمالا پای فینقیان به خلیج فارس باز شده است که در مرکز عالم متمدن عهود باستان میزیستند و در کشتیهای خود از بیبلوس3 و صور و صیدا رموز دریانوردی و همچنین آداب خط و کتابت را به نقاطی از عالم بردند که یکی دو هزار سال بعد قلمرو گسترده مسیحیتت و اسلام گشت. حتی بنابر آنچه هرودوت مینویسد:
«فارسیان دانشمند مدعی هستند که وقتی فنیقیها از دریای اریتره (سرخ) به سواحل مدیترانه شرقی مهاجرت کردند و در سرزمینی که امروز در آن میزیند ساکن شدند بیدرنگ به بحر پیماییهای طویل دست زدند.»4 میتوان احتمال داد که فنیقیها شرقیتر از آن بودهاند که تا کنون پنداشتهایم. «بسیاری از مؤلفان پنداشتهاند که بحرین وطن اصلی فنیقیهای دریانورد بازرگان مدیترانهای بوده است که به مثابه ارابه تمدنهای باستانی بودند. این پندار مبتنی است بر شباهت عجیب گورهای بیشماری که در بزرگترین جزیره بحرین دیده میشود با مقابر فنیقیان. باستانشناسان متعدد سالهاست که در این باره مشغول مطالعهاند؛ ولی هنوز تعبیر واحد و قاطعی از آنها دیده نشده است. اما به هر جهت آنچه مسلم مینماید، این است که فنیقیان پیش از استقرار در سواحل مدیترانه در خلیجفارس مستعمراتی داشتهاند5.
چنین قومی دست کم ضمن راههای تجارتی خود آشناییهایی با خلیجفارس داشته است. بهخصوص اگر در نظر داشته باشیم که بزرگترین لشگرکشیهای سرداران بزرگ تاریخ در آن زمان به استعانت دریانوردان فنیقی امکان میپذیرفته است، لشگرکشی اسکندر به این سوی جهان فصل تازهای است. اسکندر در بازگشت از فتح هند به یک دسته از سربازان خود به سرکردگی نثارخوس ماموریت داد که در مصب رود سند به کشتی بنشینند و به کمک دریانوردان قبرسی و فنیقی و مصری همراه خویش در ساحل عمان و خلیج (- فارس -) تا آنجا که میتواند پیش براند.»6
نثارخوس که دوست زمان کودکی اسکندر بود در حدود سالهای 325 ق.م سفر اکتشافی خود را آغاز کرد و طول خلیج فارس از سند تا فرات را پیمود. این دریانوردی اکتشافی بسیار مهم، 146 روز ادامه داشته و نثارخوس در 24 فوریه 325 ق.م در حاشیه رودخانه اهواز (کارون؟) لنگر انداخته و به سپاه اسکندر پیوسته است. به عقیدهی استرابون - که به تفصیل از حرکت نثارخوس صحبت کرده - مهمترین دستاورد این سفر نظامی - اکتشافی؛ اتصال اروپا به مناطق دور دست شرق و بویژه هندوستان و چین بوده است.7
در اینکه میان هندوستان و نواحی مسکونی خلیج فارس - جزایر و شهرهای ساحلی - و حوزهی ارند رود، از روزگاران دور ارتباط برقرار بوده است، شکی نیست. در سال 3-1922 م، مسترماکی MR . E . MACKY در جریان حفاریهای جزیرهی کیش، مهر منقوشی یافت که از هر حیث، با مهرهایی که توسط سرجان مارشال sir . Marshal در شمال هندوستان کشف شده، مشابه است. از این مانستگی قابل تامل دانسته میآید که نه فقط رابطه منظمی بین دو مکان مزبور وجود داشته، بلکه تمدن مشترکی نیز در این دو جا جاری و حاکم بوده است، که چندین هزار سال، بر ادراری که ما از آن مطلعیم، اقدام است... به نظر دکتر تئودوریئت ، Dr T Bent ملاحان و بحر پیمایان جسوری که در آن روزگاران در توسعه تجارت میکوشیدهاند از نژاد فنیقی بودهاند. اما برای اثبات این ادعا دلیل مستندی به دست نیست. هرودوت گوید: «فنیقیها مدعیاند که از نواحی خلیجفارس آمدهاند ولی مدرکی برای اثبات مدعای فوق موجود نیست... با این همه هم هرودوت و هم استرابون تاکید میکنند که در این نواحی مراکز مهم تجارتی وجود داشته است و فنیقیها در سواحل خلیجفارس آمد و شد داشتهاند.8
"فتوحات اسلامی در جزایر خلیج فارس"
با وجود جایگاه مهم جغرافیایی و جزایر آن، نزدیکی به شبه جزیره عربستان (پایگاه و خاستگاه اولیه اسلام)، و سرعت گسترش اسلام و دامنه وسیع فتوحات، چنین به نظر میرسد که مسلمانان، نیرو و برنامهریزی خیلی جدی و دقیقی به منظور فتح شهرهای ساحلی و جزایر خلیج فارس خرج نکردهاند و فیالواقع هدف اصلی و نوک تیز پیکان یورش مسلمانان متوجه مناطق مرکزی، غربی و به ویژه صفحات شمالی ایران - علیالخصوص شمال قزوین - بوده است. آنجا که جنگاوران کوهستانهای دیلم در برابر تهاجم مسلمانان بشدت مقاومت میکردند….. اما اینطور هم نیست که سپاه فاتحان از کنار کرانهها و کنارهها جزایر خلیج فارس بسادگی گذشته باشند. بلاذری در بخش [فتح] « حوزههای فارس و کرمان» از تسخیر جزیره ابر کاروان (قشم) و توج - در زمان خلیفه دوم - سخن گفته است:
«گویند زمانی که علاءخضرمی از جانب عمربنخطاب ولایت بحرین را داشت، هرثمه بن عرقچه باروقی از قوم ارد را بفرستاد و او جزیرهای را در فروسوی فارس فتح کرد سپس عمر به علاء نامه نوشت و فرمان داد که هرثمه را به یاری عتبه بن فرقد سلمی فرستند و علاء چنان کرد که وی فرموده بود، پس از آن عمر، عثمان بن ابی العاص ثقفی را ولایت بحرین و عمان داد. عثمان در آن دیار به هر سوی بتاخت و اهل آنجای را به اطاعت خویش در آورد. سپس برادر خود حکم بن ابی العاص را با سپاهی عظیم از قومهای عبدالقیس و ازد و تمیم و بنوناجیه و دیگر قبایل از راه دریا به سوی فارس فرستاد. حکم جزیره ابرکاوان را فتح کرد، بعد به سوی توج تاخت.»9
این فتوحات در سال 19 هـ به وقوع پیوسته است.
"جزیره ابرکاوان کجاست؟"
ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادی، سیاح و جغرافیدان عرب، که به سال 367 هجری قمری کتاب ارزشمند صورهالارض را نوشته است در توضیح موقعیت خلیج فارس ( - که متعاقبا از آن یاد خواهیم نمود - ) از سه جزیره خارک؛ لافت و اورال نام برده و در هر مورد شرحی و وصفی ارایه داده است. ابن حوقل جزایر فوق را مسکونی و دارای آب شیرین و حیوانات شیرده دانسته است. این جزیره ابرکاران که بلاذری از فتح آن به دست
و . . .