عنوان:غدیر
قالب بندی:word
تعداد صفحات:22
محتویات
مقدمه
غدیر در قرآن
فصل اول: جایگاه عید غدیر در مکتب
1- عید خلافت و ولایت
2- برترین عید امت
3- عید بزرگ خدا
4- عید ولایت
5- روز تجدید بیعت
6- عید آسمانى
7- عید بىنظیر
8- عید پربرکت
9- عید فروزان
10- یکىاز چهار عید الهى
فصل دوم: شایستهها و بایستههاى غدیر
11- روز پیام و ولایت
12- روز اطعام
13- روز هدیه
14- روز کفالت
15- روز سپاس و شادى
16- روز نیکوکارى
17- روز سرور و شادى
18- روز تبریک و تهنیت
19- روز درود و برائت
20- عید اوصیاء
21- روز گشایش و درود
22- روز دیدار رهبرى
23- روز تکبیر
24- روز دیدار و نیکى
25- نماز در مسجد غدیر
26- نماز روز غدیر
27- روزه غدیر
28- روز تبریک و تبسم
فصل سوم: ولایت در غدیر
29- پیامبر و ولایت على(ع)
30- زندگى پیامبرگونه
31- پیامبر و امامت على(ع)
32- پایه هاى اسلام
33- ولایت جاودانه
34- ولایت و توحید
35- روز ناله نومیدى شیطان
36- ولایت علوى دژ توحید
37- جانشین پیامبر
38- اسلام در سایه ولایت
39- ده هزار شاهد
40- على(ع)، مفسر قرآن
منابع
1- قرآن کریم .
2- امالى شیخ صدوق، کتابخانه اسلامیه.
3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحمیرى، آل البیت.
4- مصباح المتهجد، شیخ طوسى، مؤسسة فقه الشیعه.
5- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملى، مکتبة الاسلامیة.
6- سفینة البحار، شیخ عباس قمى، اسوه.
7- جامع الاخبار، محمد سبزوارى، آل البیت.
8- بحار الانوار، علامه مجلسى، دار الکتب الاسلامیه.
9- حماسه غدیر، محمدرضاحکیمى، مؤلف.
10- اقبال الاعمال، سید بن طاووس مؤسسة الاعلمى.
11- اصول کافى، کلینى، دار الکتب الاسلامیه.
12- الغدیر، علامه امینى دار الکتب الاسلامیه.
قسمتی از متن
مقدمه:
سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع» نام گرفت، پیامبر اکرم(ص) عازم مدینه گردید.
فرمان حرکت صادر شد. هنگامى که کاروان به سرزمین «رابغ» در سه میلى جحفه که میقات حجاج است، رسید امین وحى در مکانى به نام «غدیرخم» فرود آمد. آیه:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس».نازل شد که اى پیامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنى، رسالتخود را تکمیل نکردهاى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آیه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ایستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پیامبر اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعتخواند سپس در حالى که مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود:
«مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید».
سپس مطالبى گرانبها بیان کرد و فرمود:
«من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم، یکى کتاب خدا و دیگرى عترت و اهل بیت من، این دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پیشى نگیرید و در عمل به آنها کوتاهى نورزید که هلاک مىشوید».
در این هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود:
«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگى گفتند: خدا و پیامبر او داناترند».
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
«خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم».
بعد فرمود:
« من کنت مولاه فهذا على مولاهاللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »
«اى مردم هرکس من مولاى اویم، على مولاى اوست، خداوندا کسانى را که على را دوست دارند، دوست بدار و کسانى که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»
سپس فرشته وحى نازل شد و آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاریخ اسلام جاودانه و حماسهساز شد.
آرى غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحتشناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزارى، روز پیام رسانى، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادى و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز یاس دشمن و امیدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى که پیروان واقعى مکتب حیاتبخش اسلام آن را گرامى مىدارند و به همدیگر تبریک مىگویند.
از احادیث بر مىآید که ائمه: آن روز را جشن مىگرفتند و در آن روز مراسم ویژهاى داشتند، شبیه مراسمى که ما ایرانیان امروز در عید نوروز داریم.
از فیاض بن محمد طوسى نقل شده: روز غدیر به حضور امام هشتم(ع) رسید. دید گروهى از افراد ویژه در خدمتحضرت هستند که امام آنان را براى افطار در خانهاش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و کفش و انگشتر و هدایاى دیگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافیان او کاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را براى آنان یادآورى مىکرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8. )
در حدیث دیگرى است: روزى از روزهاى خلافت على(ع) جمعه و عید غدیر به یک روز افتاد. امام(ع) خطبه مفصلى خواند و فرمود:
«این مجمع اکنون به پایان مىرسد و شما همگى به خانههایتان بر مىگردید، بروید - خداى بر شما رحمت فرستد - و بر خانواده خود فراخ گیرید و به برادران خود نیکى کنید.
خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است، سپاس گزارید. متحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویى کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند. از نعمتهاى خداداد، یکدیگر را هدیه فرستید.
خداوند در این روز چندین برابر دیگر عیدها پاداش دهد.
این گونه پاداش جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت. نیکویىکردن در این روز مال را بسیار کند و عمر را زیاد.
مهربانى کردن باعث رحمتخدا شود و مهربانى او. در این روز به برادران و خاندان از مال خدا داده ببخشید، هر اندازه که بتوانید. همواره چهره خندان دارید. چون به یکدیگر رسیدید، شادمانى کنید، و خدا را بر نعمتهایش سپاس گوئید. بروید و به آنان که امیدشان به شماست، نیکى بسیار کنید در خورد و خوراک، خود و زیردستانتان یکسان باشید. این یکسانى و مساوات را تا جایى که توانایى دارید عملى سازید، که پاداش یک درهم در این روز، صد هزار درهم است و برکت به دستخداست.
روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشى بس بزرگ نهاده. اگر کسى در این روز، نیاز برادران خود را برآورد - پیش از تمنا و درخواست - و با میل و غبتخوبى کند، پاداش او چنان باشد که این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده.
و هرکس در این روز به روزهدارى افطارى دهد، چنان است که گویى دسته دسته مردم را افطارى داده است...
همین که به یکدیگر رسیدید همراه سلام، مصافحه کنید و نعمتى را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید، برساند. باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان، پیامبر(ص) مرا به این چیزها امر کرده است».(ترجمه این روایت تا اینجا از استاد محمدرضا حکیمى است که از حماسه غدیر، ص 71 گرفته شده است.) بعد امام(ع) خطبه جمعه را خواند و نماز جمعه را نماز عیدش قرار داد، بعد با فرزند و شیعیانش به منزل امام حسین(ع) برگشت که غذا آماده کرده بودند و آن شیعیان نیازمند و بىنیاز با هدایاى او به طرف خانواده خود برگشتند. (بحار الانوار 97: 117.)
به امید روزى که همه مسلمانان بویژه مردم مسلمان ایران روز عید غدیر را بزرگترین عید خود قرار داده و این روزه آنطور که بایسته و شایسته آن است، گرامى بدارند.
غدیر در قرآن
الیوم اکملت لکم دینکمو اتممت علیکم نعمتىو رضیت لکم الاسلام دینا.
مائده: 3.
امروز (روز غدیر خم) دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین براى شما پسندیدم.
فصل اول: جایگاه عید غدیر در مکتب 1- عید خلافت و ولایت
روى زیاد بن محمد قال:
دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:
للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحى؟
قال: نعم، الیوم الذى نصب فیه رسولالله(ص) امیرالمؤمنین(ع). مصباح المتهجد: 736.
زیاد بن محمد گوید:
بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:
آرى، روزى که رسول خدا(ص) امیرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد.
2- برترین عید امت
قال رسول الله(ص):
یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى اکمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا. امالى صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا(ص) فرمود:
روز غدیر خم برترین عیدهاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایتشوند، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید.
3- عید بزرگ خدا
عن الصادق(ع) قال:
هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فى هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء یوم العهد المعهود و فى الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشیعه، 5: 224، ح 1.
امام صادق(ع) فرمود:
روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبرى مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانى است.
4- عید ولایت
قیل لابى عبد الله(ع):
للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم اقیم امیرالمؤمنین(ع) فعقد له رسول الله الولایة فىاعناق الرجال والنساء بغدیر خم.
وسائل الشیعه، 7: 325، ح 5.
به امام صادق(ع) گفته شد:
آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگرى دارند؟ فرمود:
آرى، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزى است که امیرالمؤمنین(ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.
5- روز تجدید بیعت
عن عمار بن حریز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فىیوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى:
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته على المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق.
مصباح المتهجد: 737.
عمار بن حریز گوید:
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق(ع) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلى را تجدید کرد.
عنوان:ابوریحان بیرونی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:19
قسمتی از متن
درمیان دانشمندان بزرگ ایرانی که اکثر آثار خود را به زبان عربی نوشتهاند، کمتر کسی را میشناسیم که دو یا سه زبان بداند و بتواند از آثار مکتوب آن زبانها استفاده برد. اما تا آنجا که میدانیم، ابوریحان پنج زبان ـ فارسی، سنسکریت، عربی، عبری و سریانی ـ را به خوبی میدانست؛ و نوشتهاند که بهاحتمال از زبان یونانی نیز بهره داشت. اما این بنده بر این عقیده است که ابوریحان به طور حتم از نوشتههای یونانی نیز میتوانسته است مستقیماً استفاده کند. دلیل این مطلب در ادامة همین مقاله ارائه خواهد شد. در اینجا فقط به این نکته اشاره میشود که تسلط حیرتانگیز او بر فلسفة یونان نمیتواند تنها از راه ترجمه کتابهای یونانی به سریانی یا عربی و غیره باشد. او بهطور قطع با دانش یونانی تماس مستقیم و بیواسطه هم داشته است. اصلاً ابوریحان بیشتر اطلاعات خود درباره اقوام و ملل و آداب و رسوم و اعتقادات و سنتها و فلسفههای ادیان مختلف را از منابع دست اول کسب میکرد و با دانشمندان مذاهب گوناگون، احتمالاً به زبان خود آنها، مباحثاتی داشت؛ و نمیتوان تردید کرد که بههنگام اقامت در هند و آشنایی عمیق با زبان سنسکریت، به همین زبان با دانشمندان هندی بحث و گفتوگو میکرده است تا آنجا که کتاب اقلیدس و مجسطی را به زبان سنسکریت به هندیان میآموخت و این را خود در کتاب ماللهند گفته است (کریمی، 1352: 141) و در این مباحثات، آنچه بهیقین درمییافته و مینوشته، جز حق نبوده و بههیچوجه در این گفتوگوها گرد تعصب نگشته، نه چیزی را بیمنطق پذیرفته و نه مطلبی را بدون دلیل و برهان منطقی باطل و نادرست اعلام کرده است. البته هر جا به اندیشهای نادرست برخورده، در رد قطعی آن هیچگونه مجامله و تعارفی روا نداشته و به صراحت تمام آن را مردود اعلام کرده است، چه یک اندیشة مذهبی نادرست بوده است و چه رأی دربارة تاریخ اشکانیان و مدت سلطنت آنان.
ابوریحان، چنانکه از نوشتة خود او در مقدمهای که در سن شصتوپنجسالگی ـ سال 427 هـ .ق.ـ بر فهرست آثار خود نوشته است، برمیآید، در سال 362 هـ . ق. بهدنیا آمده و جالب است که در همانجا که سن خود را اعلام میدارد، تصریح میکند که این عدد به سال قمری است و به سال شمسی میشود شصتوسه سال. به هر حال، مقصود از سن ابوریحان ذکر این نکته بود که این دانشمند بزرگ یکی از مهمترین آثار خودـ آثارالباقیه عنالقرونالخالیهـ را هنگامی نوشت که تنها بیستوهشت سال داشت و امروز، پس از گذشتن ده قرن، همین کتاب یکی از باارزشترین نوشتههای او بهحساب میآید و مأخذی بسیار معتبر و ارزشمند و مورد اطمینان برای تحقیق دربارة سالشماری اقوام مختلف است؛ چنانکه در آنچه دربارة گاهشماری یهودی در دایرۃالمعارف فرانسه آمده، تصریح شده که مأخوذ از بیرونی و از همین کتاب است (بیرونی، 1345: 6). درمورد گاه شماریهای ایرانی و نیز اعیاد روزهای متبرک ایرانی نیز اطلاعات مفیدی در این کتاب درج است که از روی نوشتة مانی در کتاب شاپورگانـ که برای شاپور اول نوشته شده استـ تاریخ دقیق بهتختنشستن اردشیر بابکان را محاسبه کرد و با تطبیق با تاریخ اسکندری توانست مدت سلطنت اشکانیان را ـ که تا آن زمان از روی نوشتههای طبری و دینوری و حمزه اصفهانی، 260 سال میدانستند ـ 537 سال تعیین و تثبیت کند (همان ص 7).
دانشمندان ایرانی قدیم، اکثراً جامعالاطراف بودهاند: در هر علمی تفحصی داشتهاند و بعضاً در علوم مختلف به جایی رسیدهاند که مجتهد آن علم محسوب میشوند. اما بهحقیقت میتوان گفت که ابوریحان از این نظر نیز درمیان تمامی دانشمندان قرون متمادی بیهمتا است. در همان یک کتاب تحدید نهایاتالاماکن آنقدر اظهار نظرهای مختلف علمی از او مییابیم که تعجبآور است. گاه، همچون یک عالم طبیعی، از پیدایش کوهها و دریاها و ایجاد دریاچهها و پیشرفت آب در خشکی و خشکی در آب و زندگی در مواضع مختلف کرة زمین و سرما و گرما و علل پیدایش آنها سخن میراند (بیرونی، بیتا: 16) و گاه همچون یک باستانشناس از زندگی مردم گذشته:
… در بیابانهای شام و بیابانهای دیگر بیآب و گیاه و جانور، آثار باستانی دیده میشود که ناگزیر باید گفت بیشتر در این جاها مردمانی میزیستهاند و چون زیستن مردمان بیآب ناشدنی است، زمانی آب داشته و سپس از آنها برافتاده است و همچنین در مردابهای بصره، نشانههای ساختمان دیده میشود. (همان، ص 24)
معلومات و اطلاعات تاریخی ابوریحان دربارة تاریخنویسان پیش و پس از او شگفتانگیز است. او نه تنها نخستین بلکه تنها نویسنده درمیان تاریخنویسان ایران پس از اسلامـ به فارسی یا عربیـ است که به کندن آبراههای مابین دریای سرخـ قلزمـ و دریای مدیترانهـ بحر محیطـ و به فرمان داریوش هخامنشی اشاره کرده است:
آنگاه که سرزمین مصر دریا بود، پادشاهان ایران هنگام چیرهشدن بر مصر، اندیشة آن کردند که از [دریای] قلزم به آن گذرگاهی بکنند و زبانة میان دو دریا را ازمیان بردارند تا چنان شود که کشتی بتواند از دریای محیط در باختر به آن بیاید و از آنجا به خاور رود… نخستین کسی که به این کار برخاست، «ساسطراطیس»- پادشاه ]مصر[- بود و سپس داریوش.(همان، ص 23)
جالبتر از آگاهی دربارة داریوش ـ که همچنانکه گفتیم، منحصر به ابوریحان است ـ آگاهی او درمورد فرعون مصر و وضع جغرافیای تاریخی آن سرزمین است. باید توضیح داده شود که هرودوت ـ مورخ یونانی ـ فرعونی را که قبل از داریوش به این کار اقدام کرده بود، «نخائو» میداند که از 609 تا 599 ق. م. فرمانروایی کرده است. اما امروز مسلم است که نخائو در این کار مبتکر اصلی نبوده است و این کار را پیش از او «ستی اول» و «رامسس دوم» ـ قرن چهاردهم قبل از میلاد ـ شروع کرده بودند. ولی فرعونی که ابوریحان نام میبرد، حتی شش قرن پیش از اینان میزیسته است. در دورة پادشاهی میانهـ سلسلة دوازدهم ـ سه فرعون با نام یونانی «سزوستریس»[1] حکومت میکردهاند که در آن میان سزوستریس دوم، بیش از آن دو در امر کانالکشی و آبیاری و سدسازی اهتمام داشته است تا حدی که خود بر ساختمان سدها نظارت میکرده است و بهاحتمال، مقصود ابوریحان همین فرعون باید باشد. اما جالبترین نکته، دریابودن سرزمین مصر است.
اکنون روشن شده است که در دورة پادشاهی میانة مصرـ یعنی دورهای که همین سزوستریس یا ساسطراطیس ابوریحان زندگی و حکومت میکرده است ـ آب دریاچههای بازمانده از دریاهای نخستین، هنوز در این سرزمین بسیار و وسیع بود و چنان میشد که بههنگام طغیان موسمی نیل، بخش اعظمی از مصر مخصوصاً مصر سفلی یا شمالی بهصورت دریایی درمیآمد و شهرها صورت جزایری در میان آن دریاها مییافتند (فرهوشی، 1360: 539).
باعث شگفتی این است که این مطالب در هیچیک از مآخذ ایرانی ـ فارسی یا عربی ـ مطلقاً نیامده است و دقیقاً معلوم نیست که منابع مورد استفادة ابوریحان که تا به این حد دقیق و مورد اطمینان مینمایند، چه کتابهایی بوده است.
درمورد فوق ـ مورد مربوط به داریوش ـ در میان نویسندگان و مورخان یونانی و رومی، هرودت، ارسطو، استرابون، دیودور سیسیلی و پلینیوس، سخن از این کانال گفتهاند که اطلاعات مطرحشدة ابوریحان، از آنچه آنها نوشتهاند، بیشتر است.
به هر حال، در این باره لازم است گفته شود که بهرغم آنچه بیرونی نوشته است که «بهسبب ترس از همسطحنبودن دریای سرخ و نیل و اینکه احتمال دارد مصر بهکلی در آب دریای سرخ غرق شود، از اتمام کار کانال منصرف شدند»، کتیبة فارسی باستان و نیز کتیبة مصری که در مسیر کانال یافته شده است، گواهی میدهد که کار پایان یافته است و کشتیها از نیل بهسوی «دریای پارس»ـ خلیج فارسـ روان شدهاند.
خبر درست دیگر ابوریحان نیز در این مورد این است که پس از داریوش، در زمان بطلمیوس سوم و توسط ارشمیدس، کانال که در آن موقع پر شده بود، بار دیگر پاک شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. (همان، ص 539)
آگاهیهای جغرافیایی ابوریحان بهحدی است که محققی همچون جورج سارتون چنین دربارة او اظهار نظر کرده است:
بدون شک بیرونی را باید یکی از بزرگترین دانشمندان جغرافیای سراسر زمانها بهشمار آورد.(بیرونی، بیتا: 14)
و آنگاه که این اطلاعات وسیع وقتی به خدمت علوم طبیعی درآید، دانشهایی به ما عرضه میشود که دانشمندان قرن نوزده اروپا بدان رسیدند.
ابوریحان، در همین کتاب تحدید نهایاتالاماکن، هنگامی که سخن از تعیین مسافتهای شهرها و طول و عرض جغرافیایی آنها و نیز نسبت آنها به یکدیگر است، لزوم این کار را با استدلالهایی بسیار عالمانه بهثبوت میرساند و سپس میگوید که چنین کاری، کار هر کس نیست (گاو نر میخواهد و مرد کهن) و به قول خودش: «هر کار، مردان ویژة خود را دارد» (همان، ص 14) و اضافه میکند که این کار برای اصحاب نجوم نیز دشوار است، چه برسد به آنان که از این علم هیچ اطلاعی ندارند؛ و تعجب میکند از کسانی که میپندارند نیمروز در سراسر آبادیهای زمین در یک زمان صورت میگیرد و خیال میکنند که خورشید درست از بالای مکه میگذرد و نتیجه میگیرند که اگر کسی در هنگام نیمروز رو به خورشید بایستد، درست رو به قبله خواهد بود.
در ضمن یادآور میشویم که ابوریحان قبلاً در این زمینه تتبعات وسیعی کرده بود که متأسفانه ازمیان رفته است. این مطلب را عیناً از نوشتة او میآوریم:
نخست به تصحیح مسافتها و نامهای جاها و شهرها پرداختم و این کار را با پرسیدن از کسانی که به آن جاها رفته بودند و محکزدن و درستکردن گفتههای آنان با یکدیگر بهانجام رساندم… نیمکرهای به قطر ده ذراع ساختم تا برروی آن طولها و عرضها را از روی محاسبه پیدا کنم؛ ولی آنچه به دست میآوردم، از ترس ازدسترفتن سلامتی و پیشامدهای ناگوار ثبت میکردم و به حافظه نمیسپردم و چون ناگهان بدبختی بر من فرو ریخت، بر آنچه گفتم، همان گذشت که بر دیگر کوششها و پژوهشهای من گذشت و چنان ازمیان رفت که…» (همان، ص 16)
سپس بحث نسبتاً مفصلی میآورد از اینکه عالم حادث است ولی نمیتوان آغاز آن را تعیین کرد. زمین نیز در یک زمانی که از دو سو محدود است ـ یعنی ابتدا و انتها دارد ـ بهوجود آمده و مرتباً درحال دگرگونی است. کوهها از پارهسنگهای صاف است که گل و ریگ سنگشده آنها را به یکدیگر پیوسته و این پارهسنگها و ریگها، همان کوهها است که با شکافتن و بههمبرخوردن شکسته شده و عوامل جوّی مانند آب و باد، آنها را خرد کرده و بهصورت ریگ و ماسه و خاک درآورده است و بر اثر این جابهجاییها است که سرزمینها بهتناوب آبادان شدهاند؛ و میافزاید:
هنگامی که پارهای از زمین از جایی به جای دیگر منتقل شود، سنگینی آن نیز جابهجا خواهد شد و میان سنگینی سوهای مختلف زمین تفاوت پدید میآید و چون زمین هنگامی استقرار پیدا میکند که مرکز ثقل آن مرکز عالم باشد، بر زمین لازم میشود که این اختلاف را ازمیان بردارد و درنتیجه مرکز ثقل آن بنا بر اختلاف نهاد پارههای جابهجاشدة آن مختلف خواهد بود؛ به همین جهت است که دوری سرزمینها از مرکز زمین با گذشت زمان بر یک اندازه نمیماند. (همان، ص 19)
سپس، استدلال میکند که در این تحولات زمینشناسی، که ممکن است باعث بیآبی اماکن یا ژرفشدن درهها یا گرمسیرشدن سردسیرها و سردسیرشدن گرمسیرها شود، مردم ناچار از کوچ خواهند شد و از ابوالعباس ایرانشهری(1) نقل میکند (بیرونی، 1362: 59) که در یک فرسنگی سیرجان، ریشههای نخل قدیمی دیده شده، درحالیکه در آن زمان تا بیست فرسنگی پیرامون آن محل هیچ خرمایی دیده نمیشده است و معلوم میدارد که قبلاً در آن مکان آبادانی و آب بوده، پس از تغییرات وضع زمین آب آنجا خشکیده و آبادی برافتاده است. دربارة عربستان نیز بهصراحت میگوید که نخست دریا بوده است (و کشف ذخایر عظیم نفت، هزار سال پس از ابوریحان، این گفتة او را بهاثبات رسانده است)؛ و دلیل میآورد که بههنگام کندن چاه، چینههایی از خاک و ریگ و قلوهسنگ در آنجا دیده شده است و حتی وجود فسیلها را نیز با این عبارت متذکر شده است:
همچنین، سنگهایی بیرون میآید که چون بشکند، صدفها و حلزونها و چیزهایی که گوشماهی نامیده میشود، بهنظر میرسد که یا بر حال خود باقی است یا آنکه پوسیده و ازمیان رفته و جای خالی آنها بهشکل اصلی دیده میشود. (بیرونی، بیتا: 20)
چنین سنگی را که درمیان آن گوشماهی است، در بیابان شنی میان جرجان و خوارزم نیز میبینیم. این بیابان در گذشته همچون دریاچهای بوده است. (همان، ص 21)
بدین طریق، ابوریحان بهعنوان یک عالم بزرگ علم طبیعیات در عرصة تاریخ دانش بشری عرض وجود میکند؛ و او نخستین کسی است که موفق شده بود چگونگی جستن آب را از چاههایی که امروز معروف به «آرتزین» هستند، به شیوة کاملاً علمی شرح و توضیح دهد و نیز چشمههایی را که بهطور متناوب از آنها آب بیرون میزند و آنها را چشمههای وقت و ساعتی هم میگویند (بیرونی، 1362: 24). مسئلة فرض علمی ابوریحان دربارة خشکیهایی که متقاطر با ربع مسکون شمالی کرة زمین یعنی قارة امریکا باید باشد، بر هیچکس پوشیده نیست(2)؛ اما نکتة جالب همان متقاطربودن آمریکا با ربع مسکون قدیمی است تا آنجا که به قول خود ابوریحان ـ که در صفحات قبل گذشت ـ تعادلی در وزن بخشهای مختلف کرة زمین ایجاد شود. راستی این سؤال پیش میآید که امروز که ثابت شده است خشکیهای زمین حرکت دارند و امریکا روزی از افریقا جدا شده است (شکل قسمت غربی افریقا و بخش شرقی امریکا هم کاملاً این نظر را تأیید میکند)، آیا این حرکات برای ایجاد استقرار کرة زمین نبود که به گفتة ابوریحان براثر زیادترشدن سنگینی یک سوـ به سبب ارتفاعات و کوههای بلند و سلسلهجبال ستبر- و سبکترشدن سوی دیگرـ به سبب ارتفاع کم، یا وجود درههای عمیق و گردابهای زیرزمینی ـ حرکتها و جابهجاییهای قارهها و آبهای اقیانوسها صورت گرفته و گردش زمین به دور خود و نیز به دور خورشید وضع مرتبی یافته و فصول نیز نظمی پذیرفتهاند و میتوان پذیرفت که تغییرات هوا در سطح زمین نیز به این عامل که نهایتاً در تثبیت محور زمین مؤثر واقع شده، مربوط بوده است(3).
عنوان:اخلاق حرفه ای
قالب بندی:word
تعداد صفحات:20
محتویات
تعریف اخلاق
تقسیم بندی اخلاق
رابطه اخلاق و دین
رابطه فقه و اخلاق
رابطه اخلاق و آزادی
نسبت اخلاق و قانون
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) الگوی اخلاق
مفهوم اخلاق از دیدگاه علمای قدیم و جدید
تحلیل و بررسی دیدگاههای فوق در مورد اخلاق
نظریه سقراط
نظریه اخلاقى ارسطو
دکارت در اخلاق مى گوید
نظریه فلسفى و اخلاقى نیچه
اخلاق از دیدگاه عترت
نظریه اخلاقى امام على علیه السلام
تفاوت عقاید با احکام و اخلاق را توضیح دهید؟
اخلاق حرفهای چیست؟
اخلاق حرفهای چه تفاوتی با اخلاق فردی دارد؟
اخلاق به عنوان مسئولیت یک گروه اجتماعی
رابطه مسئولیت پذیری و انگیزش
روش فرایند کاربردی نمودن اخلاق
مسائل اخلاقی سازمان
اخلاق در عمل
نکات مورد توجه درایجاد اصول اخلاقی
موانع رشد اخلاقی سازمانها
مسئولیتهای اخلاقی مدیران
آسیب های اخلاقی مدیران
اخلاقیاتی که یک مدیر باید رعایت کند
و . . .
قسمت هایی از متن
بسمه تعالی
تعریف اخلاق
کلمه «اخلاق» جمع «خُلق» است که به معناى شکل درونى انسان و سرشت و سجیّه آمده است. به غرایز و ملکات و صفات روحى و باطنى که در انسان وجود دارد، اخلاق گفته مى شود و به کردارها و رفتارهایى که از این خلقیات، ناشى مى شود نیز اخلاق یا رفتار اخلاقى مى گویند.
پس اخلاق به معناى ویژگى هاى روحى و نفسانى است؛ منتها این ویژگى ها باید در وجود فرد، «ملکه» شده باشد، یعنى چنان با شخص، در هم آمیخته باشد که گویى جزئى از سرشت اوست. به عبارت دیگر، صفتى در فرد، چنان ریشه بدواند که بى هیچ تکلّفى، خود را نشان بدهد؛ مثلاً اگر فردِ ترسویى، به خاطر شرط بندى، شبى را تا به صبح در گورستانى متروک بماند تا در شرط بندى برنده شود به او «نترس و شجاع» نمى گویند، چون کار او با تکلّفات بسیار بوده است. بلکه شجاع کسى است که دلاورى او، عادتش شده باشد و بدون تکلّف انجام دهد و همچنین از روى اراده باشد. منظور از «ارادى» این است که فردى از روى اختیار و اراده خود، کار نیکى انجام دهد؛ فى المثل اگر کسى را مجبور کنند که انفاق نماید، عمل او اخلاقى نیست چون از اراده او بیرون است. بنابراین، اخلاق، عبارت است از: ویژگى هاى پایدار نفسانى که با اراده و اختیار، صورت گیرد.
علم اخلاق چیست؟
بنابراین، موضوع علم اخلاق عبارت است از: صفات خوب و روش کسب آنها و صفات بد و راه زدودن آنها؛ این صفات خوب و بد از آن جهت که با افعال اختیاری انسان مرتبط هستند در علم اخلاق مورد نظر میباشند. غایت علم اخلاق رساندن انسان به کمال و سعادت جاودان و منزل مقصودی است که برای رسیدن به آن خلق شده است. چنان که بیان شد علم اخلاق یکی از شعبههای فلسفه به معنای عام آن بوده است.
تقسیم بندی اخلاق :
1)ملکاتى که سرچشمه پدیدآمدن کارهاى نیکو است و اخلاق خوب و ملکات فضیله نامیده مى شود.
2)ملکاتی که منشا اعمال بد است و به آن اخلاق بد و ملکات رذیله مى گویند.
فوائد اخلاق:
1)تعدیل غرائز وخواسته ها
2)منشاء محبت
3)انجام دادن آسان اعمال صالح
4)عامل مهم در ترازوی سنجش اعمال
5)محبوب شدن در نزد خدا
6)عامل جذب فیوضات الهی
7)کامل شدن ایمان
8)ورود به بهشت
9)زیاد شدن روزی
10)ضامن اجرای قوانین رابطه اخلاق و دین:
بازسازی و تعالی شخصیت معنوی آدمی، هدف اصلی همه رسولان الهی بوده است.. کمتر گزاره دینی را می توان یافت که ذاتاً صبغه اخلاقی نداشته باشد و در منشور تعالیم اسلامی هیچ رفتار و پنداری را نمی توان یافت که نتوان ماهیتی ملکوتی و الهی به آن بخشید.
رابطه دین و اخلاق و نیز مشترکات و تمایزات فقه و اخلاق از جمله مباحثی است که در اندیشه اسلامی سابقه دارد. در نسبت دین و اخلاق گفته شده است اخلاق تقدم بر دین دارد و از اینرو جامعه ای می تواند دینی باشد اما اخلاقی نباشد و یا به عکس، این سخن که دین می تواند اخلاقی نباشد با حقیقت دین ناسازگار است. همانگونه که گذشت هدف دین و ضرورت دین به کمال رساندن انسان است و از آنرو که اخلاق در این هدف تأثیر بسزایی دارد ضرورتاً دین باید مشتمل بر اخلاقیات باشد و جامعه دینی، قطعا جامعه ای اخلاقی خواهد بود.
رابطه فقه و اخلاق:
فقه که قسمتی از دین است و اخلاق در مقایسه جامعه فقهی با جامعه اخلاقی، نقش بسزایی دارد. در صورتی که فقه، مانعی برای اخلاق تصور شود بدون شک جامعه فقهی به معنای فاصله گرفتن از جامعه اخلاقی خواهد بود ولی اگر احکام فقهی زمینه ساز توصیه های اخلاقی باشد بلکه منزله و مرتبه ای از اخلاق به شمار رود، تشکیل جامعه فقهی و بسترسازی برای تحقق احکام فقهی حرکت به سمت جامعه اخلاقی خواهد بود. متأسفانه برخی با برداشت نادرست از فقه گمان می کنند احکام فقهی جزو ارزشهای زندگی انسان به شمار نمی رود و در سعادت و کمال انسان و جامعه انسانی تأثیری ندارد، در صورتی که وقتی هدف انبیاء انسان سازی باشد تعالیم آنها که احکام فقهی بخشی از آنست تعالیمی در جهت انسانیت است.
بنابراین میان اخلاق و فقه از جهت سازندگی انسان و جامعه پیوند وثیقی وجود دارد. از باب نمونه کلام فیض کاشانی در پاسخ به رویکرد منفی غزالی به فقه، روشنگر است. فیض می گوید: «فقه علمی شریف و الهی است که مستفاد از وحی و مقتبس از مشکات نبوت بوده، مایه ترقی و تقرب عابدان به مقامات رفیع معنوی است، چرا که نشاندن خوهای نیکو در مزرعه نفس به سرپنجه مبارک اعمال مشروع و نیکوی بدن میسر است و دست یافتن به علوم مکاشفه (معرفت حقیقی به توحید، نبوت، معاد و...) جز با تهذیب خلق و تصفیه باطن و تنویر دل به نور شرع و ضیای خرد صورت تحقق نمی پذیرد لذا اینها در گروی آن است که آدمی بداند کدام عمل طاعت است و قرب می آورد و کدام عمل معصیت است و دوری از خدا را می افزاید، فقه همان علم شریف و مطلوب است که کلید این تشخیص را در دست عابدان و عاملان می نهد و آنان را از مقربات و مبعدات آگاه می سازد.»
می توان ارتباط وثیق اخلاق با فقه را از منظری دیگر نیز مشاهده کرد و آن اینکه فقه نه تنها با گستردگی خود فضا را بر اخلاق تنگ نمی کند بلکه بستر مناسب کسب اخلاقیات را فراهم می سازد. علت این جهت آن است که، انسانی که در پی ارزش هاست با تمایلات و امیال مادی مواجه است و با وجود تمایلات نمی تواند حرکت خود به سوی کمال را دنبال کند.
دین برای تحقق اهداف اخلاقی و غلبه بر تمایلات مادی یا تحویل آنها، راه هایی را به عنوان مناسک پیشنهاد می کند که در لباس شریعت و احکام فقهی ظاهر می شوند. برای نمونه دراسلام روزه و نماز واجب شده است و روزه مایه تقویت خودمختاری انسان و کنترل غرایز است «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» ، چنانکه نماز زمینه ساز روگردانی از غیرخدا و توجه به معنویت و مقام الوهیت است و بدین ترتیب احکام فقهی زمینه ساز دستیابی به ارزشهای اخلاقی است و تفاوت اخلاق با فقه به جهت اختیار و عدم اختیار ناصواب است زیرا اختیار مبنای کل دین است و مردم با اختیار، دین را که بخشی از آن اخلاق و بخشی از آن احکام دینی است انتخاب می کنند. همانگونه که اکراه بر اخلاق ناصواب است، اکراه بر احکام دینی هم نادرست است زیرا بطور کلی اکراه بر دین صحیح نیست البته کسانی که در جامعه دینی زندگی می کنند باید رعایت قوانین را بنمایند و حقوق متدینان را رعایت کنند چنانکه در سایر جوامع هم چنین است.
اما پرسش مهم این است که آیا دین اسلام و احکام آن با بخش دیگری از فطرت سلیم انسانی یعنی احکام و گزارههای اخلاقی نیز همپوشانی دارد؟ یا این که گزارههای اخلاقی، جایگاهی در فتاوای فقهی و احکام فقیهان ندارد؟
به این معنا که اگر در مقام صدور حکم میان احکام فقهی از سویی و احکام اخلاقی از سوی دیگر، تضادی پیش آید و یا در مقام عمل، تزاحمی رخ نماید، آیا احکام اخلاقی اصولادیده نمیشود یا اینکه اگر دیده میشود به عنوان اصول حاکم ملاحظه نمیشود؟ آیا فقیهان با اصول اخلاقی همانند اصول عقلانی و مستقلات آن برخورد میکنند چنان که اصل عدالت به عنوان اصل حاکم بر همه احکام فقهی وارد میشود و اجازه نمیدهد تا اندیشه تضادی در مقام حکم یا تزاحمی درمقام عمل پیش آید؛ زیرا همواره میبایست احکام فقهی صادره از فقیهان، مبتنی بر مطابقت حکم عقل عملی یعنی عدالت محور باشد و این که درمقام تزاحم میبایست هر عمل ظالمانهای مجوز صدور نیابد؛ چرا که اسلام براساس آیه 25 سوره حدید، در مسیر تحقق عدالت در جهان است و ماموریت و فلسفه بعثت، قیام مردم به عدالت میباشد. پس دو فلسفه در ماموریت اسلام و پیامبر دیده شده است که مبتنی بر اصل حکم عقل عملی یعنی عدالت و اخلاق است. بایدها و نبایدهای اسلام میبایست همواره در چارچوب اصول عقلانی و عقلایی معتبر باشد.
داستان سمره بن جندب
شاید برای درک مساله و اهمیت باید و نبایدهای اخلاقی در حوزه دین اسلام لازم آید به داستان سمره بن جندب به عنوان یکی از مصادیق: من جز برای اتمام مکارم اخلاقی و محاسن آن برانگیخته نشدهام، توجه خاصی مبذول شود؛ زیرا این داستان به خوبی مینمایاند که اخلاق در احکام فقهی دین اسلام از چه جایگاه ارزشی برخورداراست.
داستان از این قرار بود که سمره بن جندب، مالک باغی بود که آن را به یکی از انصار فروخت و از آن، یک درخت نخل را که در میان باغ بود استثنا کرد و گفت: «این درخت برای من باقی بماند.» آن انصاری نیز موافقت کرد و بدون اینکه بداند بعدها چه اتفاقی خواهد افتاد، باغ را خرید.از آنجا که سمره دل بیماری داشت، برای تجسس در حریم خصوصی انصاری، بدون اجازه و به بهانه نخلش، وارد باغ آن انصاری میشد که خودش و همسر و خانوادهاش در آن زندگی میکردند.
مرد انصاری از او خواست که به هنگام وارد شدن به باغ اجازه بگیرد و مثلا یا الله بگوید یا در بزند و کاری از این قبیل بکند؛ اما سمره نپذیرفت و گفت: این نخل مال من است و راه هم راه من است و دلیل برای اجازه گرفتن وجود ندارد.
انصاری هر چه از او خواهش کرد، او زیر بار نرفت، تا این که مرد انصاری نزد پیامبر(ص) رفت و از دست سمره شکایت کرد و از ایشان برای این مشکل راه حلی خواست.
پیامبر(ص) سمره را طلبید و از او خواست که در هنگام ورود به باغ اجازه بگیرد؛ اما او این خواسته را رد کرد و گفت: نخل، مال من است و من اختیار آن را دارم، پس هر گونه که بخواهم وارد باغ میشوم.
پیامبر(ص) فرمودند: این درخت را در برابر درختی در بهشت به من بفروش.
او گفت: نمی فروشم.
پیامبر(ص) فرمود: در برابر ده درخت.
گفت: نه و همین طور پافشاری میکرد، به گونهای که نشان میداد غرضی از این کار دارد.
در اینجا معروف است که پیامبر(ص) به انصاری چنین گفت: «اذهب فاقلعها و ارم بها وجهه فانه لاضرر و لاضرار فی الاسلام ؛ برو و نخل را از ریشه بکن و به صورت سمره پرتاب کن، چرا که ضرر دیدن و زیان رساندن در اسلام راه ندارد.»
سپس به سمره گفت: «انک رجل مضار و لاضرر و لاضرار علی مومن، تو مرد مضری هستی که میخواهی به دیگران زیان برسانی، هدف خرما گرفتن از نخل نیست.
در این عبارت، به خوبی روشن میشود که اصول اخلاقی فراتر از حکم فقهی «الناس مسلطون علی اموالهم» میباشد.
میتوان در سیره و سنت پیامبر(ص) و آموزههای وحیانی قرآن نیز موارد دیگری را یافت که بیانگر نفوذ احکام اخلاقی و حاکمیت آن بر احکام فقهی و حقوقی است؛ چنان که احکام عقلانی به عنوان مستقلات عقل عملی، حاکم و نافذ میباشد.
رابطه اخلاق و آزادی:
چنانکه گذشت یکی از لوازم فعل اخلاقی، اختیار است. انسان در فعل اخلاقی بطور آگاهانه و آزادانه فضیلت اخلاقی را اختیار می کند. اما آیا می توان هر نوع اختیار و آزادی را آزادی مناسب یا فعل اخلاقی معرفی کرد و وجود آن را زمینه ساز فعل اخلاقی دانست بلکه فضیلتی اخلاقی برشمرد؟
بدون شک وجود آزادی تکوینی در انسان جزو لوازم فعل اخلاقی است و بدین لحاظ در حیات حیوانات نمی توان از اخلاق سخن گفت بلکه اخلاق در عرصه امکان انتخاب معنا می یابد اما این آزادی تکوینی یعنی توان اختیار نیک و بد که خدا وجود انسان را بر آن سرشته است در صورتی که بوسیله انسان به زنجیر کشیده شود و محدود گردد، انسان از فعل اخلاقی دور می ماند با توجه به آنکه اخلاق در راستای انسانیت معنا می یابد اگر آزادی تکوینی در جهت نفسانیت و مرتبه حیوانی آدمی بکار گرفته شود و انسان توان انتخاب فعل اخلاقی را از دست دهد نمی توان گفت انسان آزادی مناسب فعل اخلاقی را دارد. بطور کلی ویژگی انسان چنین است که آزادی نفسانیات و امیال حیوانی انسان و افراط در برآوری آنها مایه از دست رفتن آزادی اخلاقی و استعدادهای انسانی می شود. نتیجه آنکه دو نوع آزادی و انتخاب وجود دارد:
1- آزادی و انتخاب نفسانی و حیوانی 2- آزادی و انتخاب انسانی.
آزادی و انتخاب متناسب با فعل اخلاقی، آزادی و انتخاب انسانی است نه انتخاب و آزادی حیوانی زیرا بسترسازی رواج نفسانیات و انتخاب های نفسانی و آزادگذاری این امور را نمی توان فضیلتی برای جوامع برشمرد و بی تفاوتی حاکمان نسبت به فضیلت ها و عقاید و دین انسان ساز را نمی توان افتخاری برای این جوامع دانست بلکه خرد و دین به انسان توصیه می کند که نسبت به سرنوشت سایر انسان ها بی تفاوت نباشد و چنین دغدغه ای از نظر اسلام نه تنها یک فضیلت دینی است بلکه یک فریضه محسوب می شود: «اگر امر به معروف و نهی از منکر کنید بهترین امت خواهید بود.» (آل عمران/ 110)
امر به معروف و نهی از منکر برای تسهیل شدن اجرای قواعد اخلاقی و تذکر نسبت به انجام اخلاقیات و احترام با آن در جامعه است. امر به یک الگوی اخلاقی و نهی از عمل به غیر از این الگو. این الگو یک انسان کامل است که وجه ای الوهی دارد که گفتار و کردار او دور از خطا و انحراف است. اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مناسب ترین الگوی جهانی برای اعمال انسان ها می داند «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (ممتحنه/6)
نسبت اخلاق و قانون
قانون ناظر به حقوق قراردادی است اما اخلاق ناظر به حقوق طبیعی مانند حق داشتن امنیت، آزادی، آگاهی است، پس دایره اخلاق شمول بیشتری دارد. اخلاق، قانون غیرمدون است و قانون، اخلاق مدون. اخلاق از جائی شروع میشود که قانون پایان میپذیرد. نسبت قانون و اخلاق عموم و خصوص من وجه است یعنی ممکن است رفتاری قانونی باشد اما اخلاقی نباشد. رانندگی از سمت راست قانونی و الزامی و قراردادی است اما اخلاقی نیست. دروغ گفتن اما، غیراخلاقی است و معمولا منع قانونی ندارد. رفتار بد با ارباب رجوع غیراخلاقی است اما ظاهرا غیرقانونی نیست. بسیاری از رفتارهای غیراخلاقی به سادگی به تور قانون صید نمیشوند مانند تطمیع و رشوهخواری، گمراه کردن نگهبان انبارهای دولتی، بخش خصوصی و دولتی در خرید و فروش و ...
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) الگوی اخلاق
نگاه به زندگی پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام که پیشوایان دین در بعد از پیامبر بودند می تواند معیارهای فعل اخلاقی را در هر جامعه ای مشخص کند. یکی از دلایل پیشرفت اسلام و نفوذ حضرت محمد در قلوب مخالفان ، محبت و مهرورزی ایشان در اوج اقتدار بود. چنانچه می دانیم چهره بشاش و لهجه خوش پیامبر اعظم ، نشانه حسن خلق اوست که موجب تالیف قلوب و دوستی دیگران می شد. همیشه روی لبهایش نشانی از لبخند بود، گرچه اندوهی مستمر همچون هاله ماه به دور چهره همایونش می چرخید. خداوند به رسول خویش فرمود: فبما رحمه من الله لنت لهم و لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک: خود آن حضرت فرمود: جبرئیل از نزد رب العالمین به من نازل شد و گفت ای محمد ملازم حسن خلق باش زیرا بدخلقی خیر دنیا و آخرت را از بین می برد، سپس به اصحابش فرمود: الاوان اشبهکم بی احسنکم خلقا: بدانید که شبیه ترین شما به من خوش خلق ترین شماست.
در جایی دیگر می فرماید: «مامن شی ء اثقل فی المیزان من حسن خلق» چیزی سنگین تر از حسن خلق و میزان اعمال آدمی نیست. او حتی با اسرای جنگی نیز محترمانه رفتار می کرد، چنانچه نقل است پس از جنگ بدر برای نخستین بار بود که اسرای جنگی مورد ترحم قرار می گرفتند. در آیین نامه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حسن رفتار با اسیران جنگی چنان مورد تاکید قرار گرفته بود که حتی لباس و غذای خود را به آنان می دادند و جیره غذای خوی
کلمات کلیدی : تحقیق درباره اخلاق
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:
لینک دریافت فایل از سایت اصلی
ادامه مطلب ...
عنوان پاورپوینت :صدا واثرات آن بر بدن
قالب بندی:پاورپوینت
تعداد اسلاید : 52
محتویات
مقدمه
مقدمه ای بر آناتومی و فیزیولوژی گوش
گوش خارجی
لاله گوش
مجرای گوش خارجی
گوش میانی
پنجره بیضی
گوش داخلی
کیسه اوتریکول و ساکول
حلزون
صوت وصدا
فیزیک صوت
مشخصات صوت
ردیف شنوایی
اثرات صدا بر انسان
کاهش شنوایی
صدمات صوتی به دستگاه شنوایی
مراحل کری شغلی شامل
محدوده های افت شنوایی
افت شنوایی ناشی از سن (پیر گوشی)
عوامل مؤثر در افت شنوایی ناشی از صدا
کنترل صدا
استاندارد صدا
اندازه گیری صدا
شنوایی سنجی
سنجش شنوایی از راه هوا
صدای بلند شایعترین علت کاهش شنوایی است . کاهش شنوایی حسی عصبی در جوامع امروزی به همراه توسعه تکنولوژی وگسترش صنایع مختلف وافزایش آلاینده های زیست محیطی شیوع زیادی یافته است.
تاثیرات سوء صدای بلند در قالب تخریب سیستم شنوایی وکاهش شنوایی حسی و عصبی و تاثیر مستقیم بر برقراری ارتباط گفتاری در کنار تاثیرات سوء بر سایر اندامها از جمله سیستم اعصاب ، قلب و عروق ، غدد درون ریز و خون کاملا مشخص شده استبر اساس شاخصهای آمارواحد بهداشت حرفه ای کشور در مرکز سلامت ومحیط کاردر سال 85 بالغ بر 468840 نفر نیروی کار شاغل در کارگاههای تحت پوشش به صورت جدی در معرض صدای مخاطره آمیز بوده واز 583499 نفر معاینه شده 34714 نفر مبتلا به افت شنوایی ناشی از صدا بوده اند که این آمار در مقایسه با سایر بیماریهای شغلی بسیار بالا است.
ازآنجا که صدا رایجترین عامل زیان آور فیزیکی محیط کار است وحس شنوایی از مهمترین حواس انسان وبعنوان زیر بنای گفتار وزبان قلمداد می شود لذا افت شنوایی ناشی از صدا در صدر بیماریهای شغلی در جهان قرار دارد . این بیماری درمان طبی ندارد وهدف از برنامه حفاظت شنوایی پیشگیری از ایجاد افت شنوایی درافراد شاغل است و پنج فاز آن شامل: آموزش، بررسی مواجهه با صدا (پایش فردی ومحیطی)، کنترل های مهندسی و مدیریتی صدا، ادیومتری وارزیابی برنامه است که به شرح آن می پردازیم.
مقدمه ای بر آناتومی و فیزیولوژی گوش
گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. امواج صوتی مراحل مختلفی را درون گوش طی میکنند تا به اعصاب شنوایی تبدیل شوند. هر کدام از اجزای گوش روی این امواج تاثیر گذاشته (تقویت، جمع آوری ، تغییر فرکانس ، انتقال و...) و به اعصاب شنوایی میرسند. ساختمان گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است.
سیستم شنوایی شامل:
گوش خارجی
میانی
داخلی
اعصاب شنوایی و کورتکس
بخش های خارجی ومیانی گوش صرفا“ نقش انتقال صوت را دارند در حالی که گوش داخلی همزمان عمل دوگانه تعادل وشنوایی را انجام می دهد.
گوش خارجی :یک فضای مستطیل شکل است و شامل لاله گوش ومجرای شنوایی خارجی میباشد که جزء اندامهای حفاظتی و هدایتی گوش هستند.
لاله گوش
لاله گوش در غالب حیوانات متحرک است، و برای جمع کردن و هدایت امواج صوتی و تشخیص جهت صدا بکار میرود، ممکن است به طرف منبع صورت متوجه شود. در انسان لاله گوش بیحرکت است ولی تا اندازهای جهت صوت را میتواند تشخیص دهد.
و . . .
عنوان : اخلاق حرفه ای در مشاغل
قالب بندی : word
تعداد صفحات: 29
محتویات
اخلاق حرفهای
مفهوم اخلاق حرفهای
ویژگیهای اخلاق حرفهای
ویژگیهای افراد دارای اخلاق حرفهای
نظامهای اخلاقی عمده
مهمترین اصول راهبردی در کاربرد اخلاق حرفهای اسلامی
عوامل پایهای و اساسی در اخلاق حرفه ای(از نظر "زیونتس")
ضرورت ترویج اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات
آموزشهای لازم در خصوص ترویج اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات
وظایف مدیران در اخلاقی کردن سازمانها
عوامل روان شناختی مرتبط با اخلاق در کسب و کار
از خود بیگانگی بعنوان یکی از عوامل روانشناختی مرتبط با اخلاق در کسب و کار
ضمانت اجرای رعایت قواعد اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات تجاری
مهمترین ضرورت اجرای قوانین در خصوص رعایت قواعد اخلاقی
مشکلات و موانع اخلاق حرفهای
پیامدهای غفلت از عوامــل تأثیرگذار بر اخلاق حرفهای
سه جنبه عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفهایاز نظرپنیو
سایر عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفهای سازمانها
مفهوم تحویلینگری در اخلاق حرفهای
ابعاد زیانبار تحویلی نگری در اخلاق حرفهای
الف ـ تحویل اخلاق حرفهای به قانون، مقررات و آیین نامه ها
ب ـ تحویل مسئولیتهای اخلاقی در حرفه به مسئولیتهای حرفهای
ج ـ تحویل اخلاق حرفهای به هنجارهای رایج در مشاغل
د ـ تحویل اخلاق حرفهای به مسئولیتهای اخلاقی منابع انسانی
هـ ـ تحویل منشور اخلاقی سازمان به اصول اخلاقی
و ـ تحویل منشور اخلاقی سازمان به عهدنامه اخلاقی حرفهها
پیشگیری و درمان تحویلینگری
ضرورت رعایت اخلاق حرفهای در سازمانها و مؤسسات بعنوان تضمین رشد و بقاء سازمان
مسائل اخلاقی سازمان و محیطهای کسب و کار
ملاکها و معیارهای اخلاق
نسبت اخلاق و قانون
اخلاق در حوزه عمل
موانع رشد اخلاق حرفهای در سازمانها ، موسسات و محیطهای کسب وکار
1- فقدان نگرش راهبردی به اخلاق حرفهای
2- فرافکنی
3- مشتری مداری بصورت ابزارنگری و نه اصیل نگری
4- فقدان انگیزش
5- نارضایتی شغلی
6- فقدان مهارت تصمیمگیری
7- بلاتکلیفی یا تعارضات اخلاقی
8- فقدان نظامهای جامع و اخلاقی
9- موانع فیزیکی و روانی محیط کار
10- لقمه انگاری بجای امانت انگاری
قسمتی از متن
اخلاق حرفهای
اخلاق حرفهای یکی از مسائل اساسی همه جوامع بشری است هر جامعهای نیازمند آن است تا ویژگیهای اخلاق حرفهای مانند دلبستگی به کار ، روحیهمشارکت و اعتماد، ایجاد تعامل با یکدیگر و غیره تعریف و برای تحقق آن فرهنگسازی کنند.
امروزه بسیاری از کشورها به این بلوغ فکری رسیدهاند که بیاعتنایی به مسائل اخلاقی و فرار از مسئولیتها و تعهدات اجتماعی به از بین رفتن موسسه و سازمان میانجامد به همین دلیل بسیاری از موسسات و سازمانهای موفق، برای تدوین استراتژی اخلاقی احساس نیاز کرده و به این باور رسیدهاند که باید در سازمان یک فرهنگ مبتنی بر اخلاق رسوخ کند، از این رو کوشیدهاند به تحقیقات درباره اخلاق حرفهای جایگاه ویژهای بدهند. لذا یکی از عمدهترین دغدغههای مدیران کارآمد در سطوح مختلف چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی شاغل در تمامی حرفههاست تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسائل جامعه و حرفه خود بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند.
ویژگیهای اخلاق حرفهای در افراد مربوط به حوزه فردی بوده اما وقتی از حوزه فردی و شخصی به حوزه کسب و کار گام بر میداریم اخلاق کار و یا اخلاق شغلی به میان میآید مانند اخلاق پزشکی، اخلاق معلمی، اخلاق مهندسی و نظایر آن در اینجا برای نمونه چگونه ممکن است سیستم یک بیمارستان یا دانشگاه غیراخلاقی باشد اما از پرستاران بخواهیم اخلاقی باشند. امروزه اخلاق حرفهای نقش راهبردی در موسسات را داشته و متخصصان مدیریت استراتژیک، اصول اخلاقی شایسته در سازمان را از پیش شرطهای مدیریت استراتژیک کارآ دانستهاند. در اخلاق حرفهای مسئولیتهای اخلاقی سازمان در قبال محیط داخلی و خارجی است و این متمایز از حقوق کار است، در حالیکه حقوق کار نیز در آن وجود دارد. اصول اخلاق شایسته و کارآ از پیش شرطهای مدیریت استراتژیک کارآست و این اصول موجب بوجود آمدن یک موسسه یا سازمان کارآ میشود.
مفهوم اخلاق حرفهای
اخلاق حرفهای به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل است.
الف ـ اخلاق کار(work ethics): اخلاق کار متعهد شدن انرژی ذهنی، روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی است در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو.
ب ـ اخلاق حرفهای(professional ethics): یکی از شعبههای دانش اخلاقی است که میکوشد به مسائل و ارزشهای اخلاقی حرفههای گوناگون پاسخ داده و برای آن قواعد، ضوابط و اصول خاصی در محیط حرفهای متصور میگردد به عبارت دیگر وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفهای رعایت کنند بدون آنکه الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف به مجازاتهای قانون دچار شوند.
مقایسه اخلاق فردی و اخلاق شغلی:
اخلاق فردی مسئولیت پذیری فرد است در برابر رفتار فردی خود صرفاً به منزله یک فرد انسانی، ولی اخلاق شغلی مسئولیتپذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفهای و شغلی خود به مثابه صاحب یک حرفه ، شغل یا پست سازمانی.
ویژگیهای اخلاق حرفهای
در تعاریف اولیه از اخلاق حرفهای 2 ویژگی دیده میشود:
الف ـ وجود نگرش اصالت فرد و فردگرایی بـ محدود بودن مسئولیتها و الزامات اخلاقی فرد در شغل، که به نظر میرسد این نگاه به اخلاق حرفهای نوعی تحویلینگری و تقلیلگری به اخلاق حرفهای است. زیرا هویت جمعی و سازمانی در نهادهای مشاغل در کسب و کار بس فراتر از شغل فردی اشخاص است. اما در تعاریف امروزی از اخلاق حرفهای تلقی (شما حق دارید و من تکلیف) مبنای هرگونه اخلاق در کسب و کار است. این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار میگیرد و سازمان با دغدغه رعایت حقوق دیگران از تکالیف خود میپرسد. ویژگیهای اخلاق حرفهای در مفهوم امروزی آن عبارتند از:
ویژگیهای افراد دارای اخلاق حرفهای
1- مسئولیتپذیری: در این مورد فرد پاسخگو است و مسئولیت تصمیمها و پیامدهای آنرا میپذیرد، سرمشق دیگران است. حساس و اخلاقمند است، به درستکاری وخوشنامی در کارش اهمیت میدهد، برای اجرای تمام مسئولیتهای خویش کوشاست و مسئولیتی را که برعهده میگیرد با تمام توان و خلوص نیت انجام میدهد.
2- برتری جویی و رقابت طلبی: در تمام موارد سعی میکند ممتاز باشد، اعتماد به نفس دارد، به مهارت بالایی در حرفه خود دست پیدا میکند، جدی و پرکار است، به موقعیت فعلی خود راضی نیست و از طرق شایسته دنبال ارتقاء خود است ولی سعی نمیکند به هر طریقی و از هر راهی در رقابت برنده باشد.
3- صادق بودن: مخالف ریاکاری و دورویی است، به ندای وجدان خود گوش فرا میدهد ، در همه حال به شرافتمندی توجه میکند، شجاع و با شهامت است.
4- احترام به دیگران: به حقوق دیگران احترام میگذارد، برای نظراتشان ارزش قائل است، خوش قول و وقت شناس است، به دیگران حق تصمیمگیری میدهد، تنها منافع خود را ارجح نمیداند.
5- رعایت و احترام نسبت به ارزشها و هنجارهای اجتماعی: برای ارزشهای اجتماعی احترام قائل است، در فعالیتهای اجتماعی مشارکت میکند، به قوانین اجتماعی احترام میگذارد، در برخورد با فرهنگهای دیگر متعصبانه عمل نمیکند.
6- عدالت و انصاف: طرفدار حق است، در قضاوت تعصب ندارد، بین افراد از لحاظ فرهنگی، طبقه اجتماعی، اقتصادی، نژاد و قومیت تبعیض قائل نمیشود.
7- همدردی با دیگران: دلسوز و رحیم است، در مصائب دیگران شریک میشود و از آنان حمایت میکند، به احساسات دیگران توجه میکند، مشکلات دیگران را مشکل خود میداند.
8- وفاداری: به وظایف خود متعهد است، رازدار و معتمد دیگران است.
نظامهای اخلاقی عمده
اخلاق حرفهای در تفکر سنتی طی زمانهای مختلف تغییر یافته و بهطورکلی بیش از 5نظام عمده اخلاقی امروزه در بیان اخلاق حرفهای استفاده میشود.
ملاک مقبولیت این 5 نظام در میان دهها نظریه و نظام اخلاقی، توانایی آنها در بیان سیستماتیک فضائل و رذایل اخلاقی، ارائه نظام سازگار ، فراگیر و کارآست. این 5 نظام اخلاقی عمده عبارتند از:
1- نظام فایده گرا 2- نظام وظیفه گرا 3- نظام عدالت گرا 4- نظام آزادیگرا 5- نظام خیرگرا (زیباگرا، نظام دینی)
چهارنظریه نخست در واقع اصول راهبردی اخلاق را ملاک نهایی میانگارند، اما در نظریه آخر خداوند متعال برترین زیبایی و مشخص کننده ملاک نهایی اخلاق است.
1- نظام فایده گرا (سودانگاری):در این نظام بالاترین سود برای بیشترین افراد همراه با کمترین زیان مورد نظر است. مطلوبیت یعنی خوب و بد بودن براساس نتیجه و آثار (حسن فعلی) و نه نیت اشخاص (حسن فاعلی). این نظام از تئوریهای غایت گــــرایانه (نتیجه گرا) است که توسط "جان استوارت میل" ارائه شده است. در این مدل انسان و هر موجود زنده با محیط، بده بستان دارد. پس اشیاء و حوادث در غالب سرمایه دیده می شود این است که انسان، بی دغدغه هزینه فراوان انجام نمی دهد که سودی نداشته باشد. بر این اساس موسسه ای که اعتماد محیط را سرمایه بزرگ تلقی میکند، هرگز آنرا بهراحتی از دست نمیدهد. فایدهگرایی از نظر مفهومی به بهرهوری نزدیک است. بالاترین سود با کمترین هزینه برای بیشترین مردم. اما در هر حال این ملاک نمیتواند ملاکی فراگیر برای همه اقدامهای اخلاقی باشد زیرا ممکن است امکان استثمار را فراهم نماید.
2- نظام وظیفهگرا: نظام وظیفهگرا را "امانوئل کانت" مطرح ساخت. او منتقد جدیِ فایدهگرایی بود. کانت فلسفه اخلاق محض را کاملاً منزه از هر چیز تجربی میدانست و معتقد بود هنجارهای اخلاقی را نمیتوان بر تجربه بنیان نهاد. کانت بر این باور بود که نباید فقط به آثار افعال (نتیجه گرایی) نگاه کرد. او معتقد بود فعل اخلاقی مستلزم انتخاب وظیفه است که با مقاومت درونی ما در برابر خواستهها و تمایلات طبیعی و نفسانی همراه است. کانت وظیفه و تکلیف را ملاک اخلاقی بودن میدانست.
3- نظام عدالتگرا: نظریهپردازان عدالت فراگیر معتقدند کانت اخلاق را بصورت کاربردی بیروح از عقل درآورده است. اینان از ملاکهای فردگرایانه در اخلاق دوری جستهاند و بر نقش بنیادین و اساسی عدالت اجتماعی تأکید کردهاند. علامت فراگیر که بر بهرهمندی عادلانه تکیه میکند بیتردید از مهمترین اصول راهبردی اخلاق است ودر آموزههای دینی نیز آمده است، اما ملاک نهایی اخلاق نیست، زیرا همه احکام اخلاقی مثل ایثار، عشق و تفضل را پاسخ نمیدهد.
4- نظام آزادیگرا: طرفداران این نظریه نخستین نیاز آدمی را آزادی میدانند نه عدالت،پس ملاک نهایی ارزشها را آزادی میدانند. اما تعریف دقیق آزادی مشکل است. به تعبیر "اسپینوزا" آزادی در گرو انگیزههای فعال و درونی برخاسته از بصیرت آدمی نسبت به هستی است.
5- نظام خیرگرا (زیباگرا ـ نظام دینی): در نظام اخلاقی دینی ملاک نهایی اخلاق، خدا و تقرب به او و رضایت اوست. تمام ادیان آسمانی خداوند را ملاک نهایی اخلاق دانستهاند. خدا زیبای محض است و معنابخش زیبایی و خیر مطلق است و نیز آفریننده هر امر خیر.
با خدا میتوان تکالیف انسان را معنادار کرد، چون خدا مطلق و نامشروط است. لذا محتاج ملاک دیگری برای ارزش یافتن نیستیم. پس شاخص خوب، رفتار نزدیک کننده به خدا و شاخص بد، رفتار دور کننده از خداست.
در نظام اخلاقی دینی رضایت خدا همه ملاکهای عدالت و آزادی و رساندن بیشترین سود را در برمیگیرد. رضایت و عدم رضایت خدا هر دو بعد نیات و مقاصد (حسن فاعلی) و آثار و نتایج (حسن فعلی) را فرا میگیرد و علاوه بر تعریف بایدها، به آنها قداست هم میبخشد. قدسی بودن ارزشها ضامن اجرائی اخلاق است.
مهمترین اصول راهبردی در کاربرد اخلاق حرفهای اسلامی
در اخلاق حرفهای اسلامی، ملاک نهایی اخلاق همانا خواست خداوند یعنی خیر مطلق است. مهمترین اصول راهبردی که به منزله منشأ شکلگیری مولفههای کاربردی در اخلاق حرفهای اسلامی محسوب میگردند، عبارتند از: کرامت انسانی ، آزادی فردی ، عدالت اجتماعی که در مفهوم عام یعنی قراردادن هر امری در جایگاه شایسته آن و امانتورزی بصورت امانت داری و بینش امانتنگری که از میان اصول گفته شده آخرین و مهمترین اصل است.
مفهوم امانتداری در کسب و کار قابل تجزیه به 3 پرسش است: اولاً چه چیزی در کسب و کار، مورد امانت قرار میگیرد، ثانیاً منظور از امانتداری در قبال آن امور چیست؟ ثالثاً صاحبان امانت کیستند؟ البته امانتداری در حرفه نمیتواند به معنای عدم تصرف باشد، زیرا تصرف و بکارگیری آن مایه دوام و قوام کسب و کار است. ضمناً تصرف در حرفه و کسب و کار 2 گونه است: امانت دارانه و غیرامانت دارانه. در این زمینه تصرف امانت دارانه استفاده بهینه و شایسته است. ضامن امانتداری در نگرش اسلامی، این بینش است که عالم همه محضر خداست. با این نگاه فرد با بصیرت ایمانی به امانتنگری در جهان هستی میرسد و همه چیز، از جمله خود را امانت خداوند میداند. پس در مواجهه با همه چیز و در استفاده از همه امور، راه امانتداری را میپیماید و چنین دوراندیشی و احتیاطی تقواست.
اصول منشور اخلاقی در اسلام، در همه حرفهها مشترک است، ولی تفاوت حرفهها در فرعیات است. بدین ترتیب، اصولی را که از منابع اسلامی بدست میآید، میتوان در تمامی حرفهها جاری ساخت. پس باید به اصول اخلاق بصورت سازمانی و ساختار یافته توجه نمود
عنوان پاورپوینت :فیزیولوژی دستگاه گوارش
قالب بندی : پاورپوینت
تعداد اسلاید : 34
محتویات
فیزیولوژی دستگاه گوارش
هدف کلی
فهرست عناوین
گفتار 1 : دهان و عمل آن در گوارش
گفتار 2: معده و فعالیت آن
گفتار 3 : گوارش شیمیایی در روده
گفتار 4 : رودة بزرگ
پیشگفتار
قسمتهای مختلف دستگاه گوارش
گفتار 1
دهان و عمل آن در گوارش
فعالیت دهان
ترکیب بزاق و اعمال آن
اعمال بزاق عبارتاند از
بلع
ساختمان چهارلایة اصلی مجرای (لوله) گوارش
گفتار 2
معده و فعالیت آن
شیرة معدی
مراحل ترشح معدی
رودة کوچک
بررسی ویژگی ساختمان رودة کوچک
حرکات روده کوچک
گفتار 3
گوارش شیمیایی در روده
هدف
شیرة لوزالمعده
صفرا
شیرة روده
عمل جذبی روده کوچک
گفتار 4
رودة بزرگ
هدف
حرکات کولون
فعالیت رودة بزرگ
قسمتهایی از متن
پیشگفتار
غذایی که ما میخوریم پس از تغییرات در سطح سلولی به صورت واکنشهای شیمیایی در ساختن آنزیمها ، تقسیم سلولی، رشد، ترمیم و تولید حرارت به کار گرفته میشود. موادغذایی پس از تغییرات شیمیایی و مکانیکی از طریق دیوارة رودهها جذب خون میشوند. خون موادغذایی جذب شده را به سلولها انتقال میدهد.
روندهای تجزیة مکانیکی و شیمیایی مواد غذایی عبارتاند از: دریافت غذا، جویدن، بلع، حرکات دودی، جذب و دفع
دریافت غذا، یعنی وارد کردن غذا به دستگاه گوارش از طریق لبها و دهان (مکانیکی).
جویدن، یعنی حرکات جویدن برای خردکردن مواد غذایی بزرگ و مخلوط کردن آن با بزاق (جویدن عملی مکانیکی و فعالیت بزاق عملی شیمیایی است).
بلع، قورت دادن غذا (فروبردن غذا مکانیکی).
حرکات دودی، یعنی انقباضات موجی منظم که منجربه حرکات غذا در لولة گوارش میشود (مکانیکی).
جذب، یعنی عبور مولکولهای کوچک غذا از میان دیوارة رودة کوچک، ورود آنها به دستگاههای گردش خون و لنفاتیک و جذب آنها به سلولها (مکانیکی و شیمیایی).
دفع، یعنی دفع عناصر زاید مواد غذایی که مدفوع خوانده میشود (مکانیکی).
قسمتهای مختلف دستگاه گوارش
بخشهای مختلف دستگاه گوارش در شکل 6ـ1 دیده میشود. بهطور کلی، میتوان دستگاه گوارش را به دو قسمت مجاری لولة گوارشی و اندامهای ضمیمه تقسیم کرد. طول مجاری گوارشی در حدود 9 متر است که از دهان شروع میشود و تا مقعد ادامه مییابد.
بخشهای مختلف مجاری گوارشی عبارتاند از: حفرة دهان، حلق، مری، معده، رودة کوچک و رودة بزرگ. اندامهای ضمیمه متشکل از دندانها، زبان، غدد بزاقی، کبد، کیسة صفرا و لوزالمعدهاند.
وظایف دستگاه گوارش
بهطور کلی، کار دستگاه گوارش دریافت غذا، ایجاد تغییرات در آن و آماده کردن غذا برای جذب است و اندامهای ضمیمة این دستگاه عمل گوارشی را تسهیل میکنند.
گفتار 1
دهان و عمل آن در گوارش
هدف
انتظار میرود که پس از مطالعة این گفتار بتوانید:
دهان حفرة بیضی شکلی است که از یک طرف به لبها و از طرف دیگر به حلق ختم میشود. دهان از قسمت فوقانی به فک بالا، سقف دهان و در قسمت پایین به فک تحتانی و زبان محدود است. در حفرههای استخوانهای فکهای بالا و پایین دندانها قرار دارند. سقف دهان از دو قسمت سخت در جلو و نرم در عقب تشکیل شده است. قسمت نرم سقف دهان به طرف حلق مانند پردهای است که در وسط آن زایدهای مشخص به نام زبان کوچک آویزان است.
زبان در دهان در قسمت جلو آزاد و در قسمت عقب به استخوان لامی متصل است. حرکات آن به کمک این استخوان انجام میشود. غدد ضمیمة دهان عبارتاند از: سه جفت غدة بناگوشی، تحتفکی و زیرزبانی که ترشح آنها بزاق را تشکیل میدهد.
فعالیت دهان
حفرة دهان گیرندة غذا به شمار میآید که عمل هضم (گوارش) را از طریق جویدن با دندانها شروع میکند، در عمل بلعیدن دخالت دارد و در بیان انسان به کار میرود.
جویدن نخستین روند مکانیکی است که غذا هنگام ورود به دستگاه گوارش تحتتأثیر آن قرار میگیرد. دندانها برای مقاصد مخصوص طرح شده است. دندانهای قدامی برای پاره کردن و دندانهای خلفی برای آسیا کردن غذا طرح شدهاند.
نیروی عضلانی که برای این منظور به کار میرود بسیار زیاد است. مثلاً دندانهای پیش ممکن است نیرویی برابر با 34 کیلوگرم ایجاد کنند و دندانهای آسیا میتوانند یک نیروی خردکننده به میزان 42 تا 1هه کیلوگرم تولید کنند.
جویدن غذا دو نتیجه دارد. اول آنکه عمل بلع را با خرد کردن قطعات غذا به تکههای کوچکتر و در عین حال مرطوب کردن و لیز کردن غذا با بزاق تسهیل میکند و دوم آنکه عمل بلع به شروع سلسلهای از رفلکس (بازتاب) میانجامد که در مراحل بعدی گوارش اهمیت دارد.
غدد بزاقی
ترشح بزاق به عهده سه جفت غدة بزاقی است که مجرای ترشحکنندة آنها به داخل دهان باز میشود. موقعیت و ترشحات هر یک از این غدد در جدول 6ـ1 و شکل 6ـ2 تشریح و نشان داده شده است.
غده
موقعیت
مجرا
نوع ترشح
بناگوشی
جلو و پایین لاله گوش زیر پوست روی عضلات جونده
مجرای بناگوشی(استنسون)
مایع آبکی حاوی نمکها و آنزیم پتیالین (آمیلاز)
زیرفکی
در طرفین خط وسط در زیر استخوان فک پایین
مجری زیرفکی (وارتون)
مایع آبکی سروزی حاوی مقداری موکوس
زیر زبانی
جلوی فک پایینی، زیر زبان
چند مجرای کوچک (مجاری ریوینوس)
لعاب لزج و چسبناک حاوی نمکها و موسین
عنوان پاورپوینت: غدیر
قالب بندی : پاورپوینت
تعداد اسلاید:44
محتویات
آغاز سفر از مدینه تا غدیر
برنامه حج
لقب " امیرالمؤمنین "
اعلان عمومى براى حضور در غدیر
برنامههاى قبل از خطابه
کیفیت سخنرانى پیامبر صلىاللهعلیهوآله
حمدوثنای الهی
فرمان الهی برای مطلبی مهم
اعلان رسمی ولایت وامامت دوازده امام
معرفی و بلند کردن امیرالمؤمنین علیهالسلام به دست پیامبر صلىاللهعلیهوآله
تأکید بر توجه امت به مسئلئه امامت
اشاره به کارشکنی های منافقین
پیروان اهل بیت علیهم السلام ودشمنان ایشان
حضرت مهدی عجل الله فرجه
مطرح کردن بیعت
حلال وحرام،واجبات و محرمات
بیعت گرفتن رسمی
دو اقدام عملى بر فراز منبر
اول: بلند کردن و معرفى امیرالمؤمنین علیهالسلام
دوم: بیعت با قلبها و زبانها
بیعت مردان
بیعت زنان
عمامه سحاب
شعر غدیر
جبرئیل در غدیر
معجزه غدیر
پایان مراسم غدیر
اتمام حجت جهانى در غدیر
شیاطین در غدیر
منافقین در غدیر
صحیفه ملعونه اول
توطئه قتل پیامبر صلىاللهعلیهوآله
صحیفه ملعونه دوم
نگرشى به اهداف خطبه غدیر
محور سخن در خطابه غدیر
آمارى از مطالب خطبه غدیر
الف . موضوعاتى که در خطبه مد نظر است :
ب . اسماء مبارکى که در خطبه به آنها تصریح شده است
ج . آیات قرآنى که در خطبه آمده است :
د . نکات شاخص در خطبه غدیر :
قسمتهایی از متن
آغاز سفر از مدینه تا غدیر
عنوان : تحلیل صنعت گردشگری
قالب بندی : پاورپوینت
تعداد اسلاید : 30 اسلاید
محتویات
تحلیل صنعت گردشگری
خدمات عمده شرکتهای گردشگری
خصوصیات سفر
تحلیل محیط صنعت
دسته بندی محیط
لایه های محیط کسب و کار
ابعاد ماهیت محیطی(Environmental Dimensions)
پیچیدگی
عدم اطمینان
پویایی
ظرفیت محیط
محیط
خرد (داخلی)
تجزیه و ارزیابی محیط خرد
نقاط قوت و ضعف محیط اقتصادی ایران (دیدگاه پورتر)
محیط صنعت و رقابت
محیط صنعت و رقابت
محیط صنعت و رقابت
محیط صنعت و رقابت
محیط صنعت و رقابت
تعیین فرصتها و تهدیدهای راهبردی
محیط
کلان(خارجی)
محیط کلان
انواع مدلهای کلان تحلیل محیطی
محیط عام
محیط عام
محیط عام
محیط عام
تعیین فرصتها و تهدیدهای راهبردی
سپاسگزارم............
در پناه حق...........
قسمتی از متن
خدمات عمده شرکتهای گردشگری
تحلیل محیط صنعت
مجموعه عواملی که اثر تعیین کننده بر هدف سیستم دارد ولی سیستم بر آن کنترل چندانی ندارد را محیط گویند.
دسته بندی محیط
عوامل محیطی خود به دو نوع تقسیم می شوند:
براین اساس محیط را میتوان بر دو نوع تقسیم نمود:
عنوان پاورپوینت : صدای زیان آور
قالب بندی : پاورپوینت
تعداد اسلاید: 56
محتویات
اهمیت موضوع
اهمیت موضوع( ادامه)
(آمار های قبلی وزارت بهداشت)
اهمیت موضوع ( ادامه)
صدای زیان آور چیست
برنامه حفاظت از شنوایی
Hearing Conservation Program (HCP)
حفاظهای گوش پنج نوع میباشند:
حفاظ توام
استفاده نامناسب از حفاظ شنوایی
روشهای تست گوشی ها
مبحث دوم
بازرسی و ارزیابی صدا
مراحل ارزیابی صدای محیط کار
مراحل ارزیابی و کنترل صدا
اصول مهم در ارزیابی صدا
اهداف اندازه گیری
گردآوری اطلاعات
دستگاه مناسب
ساختمان و عمل تراز سنجها
مدارهای توزین فرکانس
کالیبراتور و کالیبراسیون
دزیمتر و دزیمتری
حدود مجاز مواجهه
مقادیر مجاز مواجهه
تراز معادل مواجهه SPL-TWA :
محاسبه ساعت مجاز مواجهه
محاسبه تراز مجاز با داشتن ساعت مواجهه اجباری
دز دریافتی صدا:
روشهای اندازهگیری و ارزیابی
صدا
در محیط کار
بررسی مقدماتی(غربالگری صدا(
روشهای اندازهگیری دستگاهی
روشهای اصلی اندازه گیری محیطی:
روش شبکه بندی
محدوده های صوتی
ناحیه بندی ساده
نقشه صوتی ( خطوط همترازNoise map)
حالات مواجهه افراد با صدا
الگوهای اصلی مواجهه کارگر با صدا
روشهای اندازه گیری موضعی بمنظور تعیین حدود مواجهه کارگر
ب- کارگر با منابع صوتی متعدد مواجهه دارد:
اندازهگیری مواجهه کارگر با صدای کوبه ای و ضربه ای
آنالیز فرکانس صدا
محدوده فرکانسها در باندهای یک اکتاو
ارزیابی نهایی صدا
قسمتهایی از متن
اهمیت موضوع
طبق آمار 1997، حدود 9 میلیون کارگر در امریکا در معرض صدای غیر مجاز (بالاتر از dBA90) قرار داشته اند. این تعداد حدود 14٪ از جمعیت کارگری امریکا است. طبق این آمار3-2٪ کارگران دچار افت شنوایی ناشی از صدای شغلی بوده اند.
در آمار سال 2009 موسسه ملی ایمنی و بهداشت حرفه ای امریکا (NIOSH) افراد در معرض مواجهه صدای بیشتر از حد مجاز شغلی (بالاتر از dBA85) در امریکا را 30 میلیون نفر اعلام کرده است و اعلام نموده که 14% از بیماریهای شغلی مربوط به افت شنوایی بوده است. این موسسه افت شنوایی را یکی از موضوعات مهم تحقیقاتی در قرن بیست و یکم و به عنوان یکی از 10 بیماری عمده مربوط به کار معرفی نموده اند
صدای زیان آور چیست
برنامه دارای 5 جزء اساسی است:
و .. .
عنوان پاورپوینت : صدا و کنترل و اندازه گیری آن در صنعت
قالب بندی :پاورپوینت
تعداد اسلاید : 31
محتویات
صدا و کنترل و اندازه گیری آن در صنعت
( عوامل فیزیکی زیان آور محیط شغلی )
by: RedNew York
OHSAS
مزایای استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی OHSAS 18001
سر و صدا
صدا را می توان از چند دیدگاه بررسی کرد
اثرات و بیماریهای ناشی از سر و صدا
اثرات صدا بر انسان از چند جنبه مورد توجه قرار می گیرد
ناشنوایی شغلی
افت شنوایی شامل دو نوع موقت (TTS ) و دایم ( PTS ) است
مراحل کری شغلی
استانداردهای صدا
روش اندازه گیری و ارزیابی صدا
محافظت در برابر صدا
روش های کاهش سر و صدا
دو روش کلی برای کنترل سر و صداهای مزاحم
قسمتی از متن
با آغاز انقلاب صنعتی و ایجاد سازمان های بزرگ ، موضوع حفاظت از سلامت نیروی کار نیز از حالت فردی خارج و حالت عمومی تری به خود گرفت . افزایش شرایط نامطلوب کاری و حوادث ناشی از کار که نهایتا موجب کهولت زود هنگام و نارضایتی کارکنان از محل کار خود می شود ، خسارت های مالی پنهانی را به سازمان تحمیل می کند که در برخی مواقع برابر با هزینه تولید و یا بیشتر از آن خواهد شد .
یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ، سازمان را در شناسایی ، حذف یا به حداقل رساندن ریسک های مرتبط با بهداشت و ایمنی کارکنان خود و سایر طرف های ذینفع که در معرض ریسکهای OH& S( ایمنی و بهداشت ) قرار دارند یاری می نماید .
OHSAS به معنای : سری ارزیابی ایمنی و بهداشت شغلی Occupational Health and Safety Assessment Series ) ) می باشد وOHSAS 18001:2000 استانداردی قابل ممیزی و صدور گواهینامه است که در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد که به وسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینه های بهداشتی و ایمنی ارزیابی نمایند ، تدوین شده است .
ساختار استاندارد OHSAS 18001 سازگار با استانداردهای ISO9001:2000 و ISO14001:2004 می باشد و خدمات ممیزی استاندارد OHSAS 18001 ، می تواند بصورت مستقل و یا در قالب سیستم مدیریت یکپارچه ( IMS) به همراه استانداردهای ISO 9001 و ISO 14001 انجام گردد .
علاوه بر الزامات بین المللی مرتبط با ایمنی و بهداشت کارکنان ، الزامات قانونی مصوب توسط "وزارت کار و امور اجتماعی "و همچنین "وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی " نیز در سطح داخل کشور وجود دارد که سازمان های تولیدی موظف به بر آورده ساختن این الزامات در زمینه ایمنی و بهداشت می باشند. از جمله آن می توان به مواد 85،91،92،93 قانون کار اشاره نمود که حاوی مسولیت های مرتبط با تامین حفاظت فنی محیط کار و جلوگیری از بیماری های شغلی و تامین بهداشت کار و کارگر میباشد .
مزایای استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی OHSAS 18001: