مشخصات فایل
عنوان: علم و دین در عصر ظهور
قالب بندی:word
تعداد صفحات:17
محتویات
چکیده
مقدمه
معانی لغوی و اصطلاحی مختلف علم
دین
تعارض
استقلال
وحدت
اثر نظریهها و پیشفرضهای متافیزیکی در تجارب حاصل از مشاهدات علمی
تأثیر نظریهها در مبادی و مسلمات علمی
نقش جهانبینی در جهتگیریها و کاربردهای علم
رابطه علم و دین در عصر ظهور
علم در عصر مهدوی4
تکنولوژی و صنعت در عصر حکومت مصلح4
علم و دین در عصر ظهور چکیده
در مباحث کلامی میان علم تجربی و دین روابط گوناگونی چون تعارض، استقلال، گفتوگو و وحدت، ترسیم و تصویر گردیده است.
در عصر ظهور نیز پیشرفت و تعالی علم، صنعت و تکنولوژی در زمان حضرت مهدی4 و اصلاح مبادی مؤثر در علم تجربی، حاکی از همان رابطه مذکور بین علم و دین است.
علم، دین، تعارض علم و دین، اندیشه مهدویت.
مقدمه
روابط علم و دین از مهمترین موضوعات مطرح کلامی است و به گفته وایتهد:[1]
اغراق نخواهد بود که بگوییم سیر آیندة تاریخ مربوط به تصمیم این نسل در مورد رابطة علم و دین است.[2]
چرا که بیشک سابقه علم از جهت دینی یا سکولاری بر اندیشه و صفت انسان فردا مسلط میگردد و به ناچار او را مقهور خود میگرداند. پس همانگونه که آشتی و تفاهم میان علم و دین و زندگی آدمی را پرفروغ و نورانی خواهد نمود، عناد و ناسازگاری آنها نیز او را در تاریکی علم زمینی و عقل جزئی رها و سردرگم خواهد گذاشت.
از این رو شایسته است که قبل از هر داوری دربارة ارتباط این دو، تلفیقهای گوناگون از تعاریف علم و دین تقریر گردد، سپس با عنایت به معانی مختار به بررسی گونههای مواجهه آنها پرداخت.
معانی لغوی و اصطلاحی مختلف علم[3]
مطلق انکشاف، مطلق ادراک و دانستن، صورت حاصل از شیء نزد عقل، تصدیق و حکم به نبوت شیای برای شیء دیگر، تصدیق جازمانه و یقینی، اعتقاد جازم مطابق با واقع، اعتقاد یقینی مطابق با واقعی که از طریق صحیح خود بهدست آمده باشد، مجموعه قضایای مرتبط به هم که مجموعه واحدی را تشکیل میدهد، باور صادق موجه و مجموعه قضایای کلی حقیقی که تجربهپذیر است (science) و... ؛ آنچه از میان این تبینها و اصطلاحات گوناگون در بحث علم و دین بدان توجه میشود، همان معنای اخیر یعنی معرفت تجربی است که با این ویژگیها قابل بازشناسی خواهد بود:[4]
دین
تعریف دین به دلایلی چون اختلاف در روششناسی تعریف دین، گوناگونی مصادیق آن، فقدان مصداق محبوس و مادی برای دین و... مشکل است، اما پارهای از تعاریف اصطلاحی دین عبارتند از:
ـ آیتالله جوادی آملی: مجموعة عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای ادارة امور جامعه انسانی و پرورش انسانها باشد.[5]
ـ آیتالله مصباح یزدی: اعتقاد به آفرینندهای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید.[6]
ـ علامه طباطبایی: دین عبارت از سنتی است که بتوانند در جامعه عملی شود.[7]
ـ عبدالکریم سروش: مجموعة ارکان، اصول و فروعی که بر نبی نازل گردیده است، به علاوة تاریخ زندگی، سیره و سنن اولیای دین.[8] دین، یعنی کلام باری و سیره و سنن پیشوایان دین.[9]
ـ سی پی تایل:[10] وضعیتی روحی یا حالتی ناب و حرمتآمیز که آن را «خشیت»[11] میخوانیم.[12]
ـ برادلی:[13] دین، بیش از هرچیز کوششی است برای آنکه حقیقت کامل خیر را در تمام وجوه هستیمان باز نماییم.[14]
ـ جیمز مارتینو:[15] دین، اعتقاد به خدایی سرمدی است، یعنی اعتقاد به اینکه حکمت و ارادهای الهی بر جهان حکم میراند.[16]
ـ شلایر ماخر:[17] دین عبارت از احساس اتکای مطلق است.[18]
ـ مارتین پوپر:[19] دین عبارت از تمسک به ذات باری است.[20]
منظور از دین در این مبحث، با هر یک از چهار تعریف اول درباره ادیان وحیانی که فراتر از جنبههای روانشناختی است و مجموعهای اعتقادی ـ علمی را در بر میگیرد سازگار است.
پس از آشنایی مختصر با تعاریف و تبیینهای گوناگون از علم و دین و اختیار معنای مورد نظر، شایسته است که در این مرحله، ارتباط بین علم و دین را که در غرب ارائه شده بررسی نماییم:
الف) تعارض[21]
بدون شک تعارض میان علم و دین وقتی ممکن است که به گونهای موضوعات، یا غایت یا روشهای آن دو دقیقاً یکسان تصور شوند. برای مثال؛ وقتی موضوعات خاص الهیات شامل همان پدیدههای فیزیکی و طبیعیای باشد که علم بررسی میکند، صحنه برای رقابت مهیاست. نمونهای از این تعارضات، مباحثه دربارة نظریه زیستی تکامل است که از اواسط قرن نوزدهم تاکنون ادامه دارد.[22]
در میان نحلههای مختلف فکری، دو مکتب افراطی یعنی مادهگرایی علمی (مادیون) و لفظمداریِ کتاب مقدس (نصگرایان) به تعارض میان علم و دین معتقدند. این دو، معرفت را با بنیانی یقینی جستوجو میکنند، اما یکی با منطق و دادههای حس و دیگری با کتاب مقدس که مصون از اشتباه تلقی میگردد. هر دو مدعیاند که علم و الهیات هریک گزارههای حقیقی رقیبی را دربارة حوزهای واحد، یعنی تاریخ طبیعت مطرح میسازند که باید از آن میان یکی را برگزید.[23]
در جهان اسلام نیز تعارض علم و دین به صورت مسئله دیگری، یعنی تعارض فلسفه و دین، از اوایل خلافت عباسی و تحت تأثیر ترجمه کتب فلسفی، طبیعی و ریاضی یونانیان، هندیان و ایرانیان مطرح گردیده و تا زمان ملاصدرا ادامه مییابد، تا اینکه وی توانست با پیریزی اصولی، فاصله آنها را بکاهد.[24]
ب) استقلال[25]
عدهای معتقدند که علم و دین، دو حوزه کاملاً مستقل و خودمختارند. موضوع، روش، هدف و به بیان برخی، زبان آنها با یکدیگر تفاوت دارد:
ـ موضوع دین، خدا یا اخلاقیات است، ولی موضوع علم، طبیعت؛
ـ خدا از طریق وحی شناخته میشود و طبیعت از طریق حواس و عقل؛
ـ هدف دین نزدیکی به خداست و هدف علم، فهمیدن طرح جهان آفرینش؛
ـ زبان علم، زبان پیشبینی و نظارت است و زبان دین، زبان نیایش و عبادت.
پس طبق این تفکر، حوزههای مذکور مستقل بوده و تعارضی با یکدیگر نخواهند داشت.[26] پس طرفداران چنین نظریهای برآنند که این دو مشغله، [27] باید کاملاً جدا و مستقل از یکدیگر باشند. از اینرو نهتنها موضوع و محتوای این دو هیچگونه وجه مشترکی ندارد، بلکه شیوههای کسب معرفتشان چندان ناهمانند است که هیچ قیاس و مقایسة مفیدی بین آنها نمیتوان برقرار ساخت. لذا هیچ تعارضی بین آنها متصور نیست و به همین جهت، هیچیک از این دو نمیتواند به آن دیگری مدد مؤثری برساند.[28]
اکثر متفکران و فیلسوفان در این گروه جای میگیرند که طرفداران نوارتدوکسی، اگزیستانسیالیستها از آن جملهاند. همچنین نظریاتی که به نحوی سعی در غیرشناختاری جلوهدادن زبان دین مینمایند، در نهایت موجب استقلال این دو از یکدیگر میگردند، مانند نظریة غیرشناختاری[29] بریث ویت[30] نظریه بازی زبانی[31] ویتگنشتاین[32] و فیلیپس[33] و تفسیر سانتایانا[34] از دین.[35]
بهعلاوه در نظریات کانت که حوزه و وظیفه علم و دین را جدا میکند،[36] ویلیام اکامی، لئوسثتوف (فیلسوف یهودی) و آلپورت[37] نیز میتوان نظریة استقلال را مشاهده نمود.
ج) گفتوگو (تلاقی)[38]
این رویکرد علم و دین را از لحاظ منطقی و زبانی متمایز میداند، اما آنها را در دنیای واقعی به آن سهولتی که رویکرد تمایز فرض میکند، از یکدیگر مجزاپذیر نمیداند. به همین دلیل، رویکرد تلاقی در پی بحث آزاد میان دانشمندان و متکلمان است. واژه «تلاقی» مستلزم آن است که علم و دین در کنار هم جمع شوند، بدون آنکه ضرورتاً ادغامی صورت پذیرد.[39]
ژان پل دوم میگوید:
علم میتواند دین را از خطا و انحراف پاکیزه کند و دین میتواند علم را از بتپرستی و مطلقانگاریهای باطل برحذر دارد. هریک از این دو میتوانند دیگری را به جهان وسیعتر بکشاند؛ جهانی که در آن هر دو بتوانند شکوفا شوند.[40]
برای مثال، جورج شلزینگر[41] مدافع این است که مدلولات مدعیات کلامی در خصوص جهان خارج را استخراج کنیم و سپس آنها را به کمک مشاهده (همان قراین و منطقی که معیار بررسی نظریههای علمیاند) ارزیابی نماییم. او کاملاً قبول دارد که موضوعات، روشها و غایتهای این دو رشته در نفسالامر کاملاً متفاوتند، اما در پی آن است که نتایج حاصل از بررسی مدعیات کلامی را مطابق روش علمی معین کند.[42] بهعلاوه سه نویسنده پیرو مکتب کاتولیک رومی به نامهای ارنان مک مولین، [43] کارل رنر[44] و دیوید تریسی[45] هر یک با تأکیدهای مختلف از مدل گفتوگو حمایت میکنند.[46]
[1]. Alfred North whitehead.
[2]. جان. اف. هات، علم و دین؛ از تعارض تا گفتوگو، ترجمه بتول نجفی، ص 21، انتشارات طه 1382 شمسی.
[3]. نک: غلامرضا فیاضی، فصلنامه تخصصی ذهن، ص 24ـ26، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شماره اول، بهار 79.
[4]. نک: عبدالکریم سروش، علم چیست، فلسفه چیست؟، ص 16ـ36، نشر صراط، چاپ سیزدهم: 1376 شمسی.
[5]. شریعت در آینه معرفت، ص111، نشر اسراء، قم 1377 شمسی.
[6]. آموزش عقاید، ص11، انتشارات دارالثقلین، قم 1378 شمسی.
[7]. المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 12، ص 526، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ نوزدهم: زمستان 1383 شمسی.
[8]. قبض و بسط تئوریک شریعت، ص439، چاپ ششم: نشر صراط 1377 شمسی.
[9]. همان، ص441.
[10]. c.p. tiele
[11]. Piety.
[12]. پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه نراقی و سلطانی، ص18، انتشارات طرح نو ، 1376 شمسی.
[13]. Bradly.
[14]. همان، ص18.
James Martineau..[15]
[16]. پیرآستون و دیگران، دین و چشماندازهای نو، ص 19، انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، 1372 شمسی.
[17].Friedrich schleiermacher.
[18]. میرچاالیاده، دین پژوهی، ترجمه خرمشاهی، ج 1، ص61، چاپ دوم: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی 1375 شمسی.
[19]. Martin Buber.
[20]. مارتین پوپر، کسوف خداوند، ترجمه عباس کاشف و ابوتراب سهراب، ص146، انتشارات فرزان، 1380 شمسی.
[22]. عقل و اعتقاد دینی، ص362، با تلخیص.
[23]. فصلنامه تخصصی ذهن، سال اول، شماره سوم، ص88، پاییز 79.
[24]. نک: جعفر سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ج1، ص201، چاپ دوم: انتشارات مؤسسه امام صادق7 قم 1382 شمسی.
[25]. Independence.
[26]. مهدی گلشنی، از علم سکولار تا علم دینی، ص50 و 51، با تلخیص، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پاییز 1377 شمسی؛ و نیز نک: رضا داوری اردکانی، فرهنگ، خرد و آزادی، ص 107 و 108، نشر ساقی، 1378 شمسی.
[27]. Enterprise.
[28]. نک: ایان باربور، علم و دین، ترجمه خرمشاهی، ص144، چاپ دوم: مرکز نشر دانشگاهی، 1374 شمسی.
[29]. نک: جان هیک، فلسفه دین، ترجمه بهرام راد، ص 189ـ196، انتشارات الهدی، 1372 شمسی.
[30]. R. B. Braithwaite.
[31]. نک: همان، ص196 ـ 200.
Ludwig Wittgenstein..[32]
[34]. Georye Santayana.
[35]. نک: جان هرمن رندل و جالتوس باکلر، درآمدی به فلسفه، ترجمه امیر جلالالدین اعلم، ص 260 و 261، چاپ دوم: 1375 شمسی.
[36]. نک: علم و دین، ص95.
[37]. نک: دین و چشماندازهای نو، ص90 و 91.
[38]. Contact, Diakoye.
[39]. علم و دین؛ از تعارض تا گفتگو، ص44 و 45.
[40]. از علم سکولار تا علم دین، ص51.
[41]. George Schlesinger
[42]. عقل و اعتقاد دینی، ص369.
[43]. Ernan Mc Mullin.
[44]. Karl Rahner.
[45]. David Tracy.
[46]. نک: فصلنامه ذهن، سال اول، شماره چهارم، ص62، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، زمستان 79.
مشخصات فایل
عنوان:سازه و دیوارهها و سقف چاه آسانسورها
قالب بندی:word
تعداد صفحات:26
محتوا
تأثیرات آسانسور بر سازه ساختمان
موتورخانه
تخلیه هوای چاه و موتورخانه
رواداریهای اجرای چاه
نیروهای طراحی
اثرات ضربهای بارها
ویژگیهای آسانسورهای هیدرولیک
آزمایش و تحویلگیری
حفاظت در مقابل آتش
برق اضطراری
و . . .
سازه و دیوارهها و سقف چاه آسانسورها
دیوارهها و تیغههای پوشاننده چاه آسانسور(ها) باید از مصالح مقاوم در برابر آتش (تحمل حداقل یک ساعت) ساخته شوند و در اثر حرارت، گاز و دود خطرناک از آنها متصاعد نشود. کل بارهای استاتیک و دینامیک قطعات ثابت و تجهیزات معلق آسانسور(ها) به علاوه ظرفیت آن بر سقف چاه آسانسور وارد میشود، لذا نیروهای وارده به این سقف، باید محاسبه شده و در طراحی سازه و سقف چاه ملحوظ گردد.
هنگام عملکرد اضطراری ترمز ایمنی، مجموع وزن کابین خالی به علاوه 25/1 برابر ظرفیت با سرعتی حداقل 15/1 برابر سرعت نامی و شتاب منفی متناسب با نوع ترمز ایمنی بر روی ریلهای راهنما متوقف میگردد. هر چند که عمده نیرو به ریلهای راهنما وارد میشود ولی به دلیل اتصال آنها به سازه و وجود نیروهای جانبی، سازه آسانسور نیز باید قدرت تحمل این نیروها را داشته باشد، لذا تاثیر این نیروها باید در محاسبات سازه منظور گردد.
در کابینهای دارای در، سطح داخلی دیوار(های) چاه آسانسور در سمت ورودی(های) کابین باید صاف و بدون برجستگی و یا فرورفتگی باشد، و در صورت وجود این برجستگی طبق شکل 10-1 باید با زاویه 60 درجه نسبت به سطح افق پوشانده شود. سطح داخلی دیواره چاه آسانسور در سمت ورودی طبقات کابینهای بدون درب باید کاملاً صاف و بدون برجستگی یا فرورفتگی باشد.
سطح داخلی دیوارههای چاه آسانسور باید با مصالح مناسب به گونهای پوشانده شوند که کمترین خلل و فرج را دارا باشد (سیمانکاری صاف یا سفیدکاری).
چاه باید منحصراً برای آسانسور باشد، نصب و عبور هر گونه لوله، کابل، سیم و تجهیزات دیگر در چاه آسانسور، بجز سیم کشی و لولههای برق مربوط به سیستم روشنایی چاه و کابلهای برق مخصوص آسانسور داخل چاه آسانسور، ممنوع است.
شکل 10-1 سطح داخلی دیواره چاه در سمت ورودی طبقات
روشنایی چاه: روشنایی چاه آسانسور باید به نحو مطلوب تامین گردد. دو عدد چراغ در فاصله 5/0 متر از بالاترین و پایینترین نقطه چاه و مابقی چراغها به فواصل حداکثر 7 متر با حفاظ و قابلیت روشن و خاموش شدن از موتورخانه و چاهک باید نصب شود.
مدار تغذیه سیستم روشنایی موتورخانه، روشنایی چاه و پریزهای برق باید طوری در نظر گرفته شود که در صورت قطع مدار تغذیه آسانسور به منظور تعمیرات احتمالی و موارد دیگر، مدار تغذیه آنها برقرار بماند.
وزنه تعادل و کابین باید در یک چاه باشند.
تأثیرات آسانسور بر سازه ساختمان
نیروهای استاتیکی و دینامیکی ناشی از وزن و حرکت آسانسور باید در محاسبه و طراحی سازه ساختمان مد نظر قرار گیرند.
تاثیرات دینامیکی ناشی از ارتعاش موتور آسانسور باید در محاسبه و طراحی سازه ساختمان و سازه نگهدارنده آسانسور در نظر گرفته شود.
تاثیرات ناشی از ضربات وارد از حرکت و ترمز آسانسور و نیز برخورد آن با کف چاهک باید در محاسبه و طراحی سازه ساختمان و سازه نگهدارنده آسانسور در نظر گرفته شود.
سازه نگهدارنده آسانسور باید برای مقاومت در برابر زلزلههای با ریسک بالاتر و یا حداقل معادل درجه خطر زلزله ساختمان اصلی محاسبه و طراحی شود.
رعایت ضوابط و مقررات مبحث ششم «بارهای وارده بر ساختمان» و سایر مباحث مقررات ملی ساختمان در ارتباط با محاسبه، طراحی و اجرای آسانسورها الزامی است.
موتورخانه
بهترین محل جانمایی موتورخانه در بالای چاه آسانسور است هر چند که ممکن است بدلیل پارهای محدودیتها، آسانسور در پایین یا کنار چاه آسانسور باشد، فضای موتورخانه باید به اندازهای باشد که امکان جای دادن تجهیزات، فضای مناسب جهت تردد ایمن افراد مجاز و تعمیرات احتمالی را دارا باشد. (شکل 11-1)
شکل 11-1 فضای موتورخانه و تجهیزات مربوطه
ابعاد موتورخانه باید طبق نقشهها و جداول پیوست 2 طراحی و اجرا گردد. در صورت عدم امکان لحاظ هر یک از این ابعاد در طراحی موتورخانه، موارد زیر باید رعایت شود:
الف ـ حداقل فضای باز در جلوی تابلوهای کنترل آسانسور700 میلی متر باشد.
ب ـ حداقل فضای باز در اطراف تجهیزات ثابت 500 میلی متر باشد.
ج ـ حداقل فضای باز در اطراف تجهیزات در حال چرخش 600 میلی متر باشد.
د ـ حداقل ارتفاع موتورخانه از محل استقرار ماشینآلات 1800 میلی متر باشد.
هـ ـ حداقل ارتفاع از روی قطعات در حال چرخش تا زیر سقف موتورخانه 300 میلی متر باشد.
وـ در صورتیکه اختلاف ارتفاع بین سطوح داخل موتورخانه بیش از 500 میلیمتر باشد سطح بالاتر باید با نرده محصور شود و برای دسترسی به آن نردبانی تعبیه شود.
در صورتیکه موتورخانه برای بیش از یک آسانسور استفاده شود حداقل ابعاد موتورخانه مشترک از جدول (د) محاسبه گردد.
جدول (د): حداقل ابعاد موتورخانه مشترک-آسانسورهای کششی، به استثناء آسانسورهای مسکونی کم تردد.
Ra: مساحت موتورخانه ـ پیوست 2
b4: عرض موتورخانه ـ پیوست 2
b3: عرض چاه ـ پیوست 2
d4: عمق موتورخانه ـ پیوست 2
d2: عمق چاه ـ پیوست 2
N: تعداد آسانسورها ـ در صورت فرد بودن به عدد زوج بعدی گرد شود.
بازشوی در موتورخانه باید حداقل 900 میلیمتر عرض و 1900 میلی متر ارتفاع باشد، بازشوی درب معمولاً به سمت بیرون و دارای قفل و کلید مطمئن در اختیار افراد صاحب صلاحیت باشد.
مشخصات فایل
عنوان:بررسی بهره وری شرکت های تعاونی روستائی در شهرستان بستان آباد
قالب بندی: پاورپوینت
تعداد اسلاید:27
فهرست مطالب
کلیات:
مقدمه، بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق
مقدمه
مشخصات فایل
عنوان:تربیت بدنی عمومی (1)
قالب بندی:word
تعداد صفحات:25
تألیف: حسن صادقی
محتویات
مقدمه
آمادگی جسمانی
اهمیت آمادگی جسمانی برای دانشجویان
مزایای فیزیولوژیک آمادگی جسمانی
عناصر قابل اندازه گیری آمادگی جسمانی
تعریف عناصر آمادگی مربوط به مهارت
آمادگی عضلانی – اسکلتی
قدرت عضلانی
استقامت عضلانی
مراحل تمرین جلسه ای
گرم کردن
فعالیت اصلی تمرین
برای مطالعه ی علاقه مندان
بیماری فقر حرکتی
کنترل وزن
کاهش وزن
نحوه ی محاسبه ی وزن طبیعی شخص
درد پهلو در شروع فعالیت ورزشی
مقدمه:
هدف از انجام فعالیت های ورزشی در سطح دانشگاه رشد و توسعه ی جنبه های جسمانی، اخلاقی و روانی دانشجویان به موازات تحصیلات علوم و فنون دیگر است. دانشجویان از طریق درس تربیت بدنی در جریان فعالیت های ورزشی و بهداشتی قرار می گیرند و انتظار می رود پس از فراغت از تحصیل نیز به سلامت جسمی و روانی خود توجه بیشتری داشته باشند و ورزش را بخشی از برنامه ی روزانه ی خود قرار دهند.
آمادگی جسمانی
آمادگی جسمانی یکی از نیازهای اساسی زندگی بشر است. منظور از آمادگی جسمانی توانایی انجام امور روزانه بدون احساس خستگی می باشد.
آمادگی، حالت مطلوبی است که به فرد اجازه می دهد فعالیتهای روزانه را به راحتی انجام داده، خطر بیماری ها ی جسمانی ناشی از کم تحرکی را کاهش داده و امکان شرکت در فعالیت های مختلف و تمرینات جسمانی را فراهم کند.
اهمیت آمادگی جسمانی برای دانشجویان:
سنین 18 تا 40 سالگی، دوران سازندگی و بنا نهادن آمادگی جسمانی است. در این زمان شخص به اوج بلوغ و عملکرد فیزیولوژیک خود می رسد. بنابراین سالهای دانشجویی زمان مهمی برای پایه گذاری آمادگی جسمانی در سراسر عمر است.
دانشجویان بیشتر وقت خود را در کلاس های درس، مطالعه، فعالیت های فوق برنامه، کار و دیگر مسئولیت ها که آنان را از نظر جسمی و ذهنی خسته می کند می گذرانند، در نتیجه اغلب نیاز به آمادگی جسمانی را فراموش می کنند. ناراحتی جسمانی، افسردگی روحی و نداشتن بنیه ی لازم، تلاش ذهنی را کم می کند و به مرور باعث کاهش عملکرد و افت تحصیلی در دانشگاه می شود.
بنابراین اگر شخصی در شرایط جسمانی خوبی باشد، برای رسیدن به اهداف تحصیلی، شانس بهتر خواهد داشت و زندگی او با خلاقیت، تندرستی، خوشی و لذت بیشتر همراه خواهد شد.
مزایای فیزیولوژیک آمادگی جسمانی:
مشخصات فایل
عنوان:فرهنگ سازمانی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:19
محتویات
مقدمـــــه
مفهــــوم فــــرهنگ
تعــــــــریف فــــــرهنگ
ویــــژگیهای فـــــــرهنگ
تعــــریف سازمان
مفهــــوم فــــرهنگ ســـازمـــان
تعــــریف فــــرهنگ سازمانــــــی
ویــــژگیهای فــــرهنگ سازمانـــی
عوامل و اجــــزاء فـــــرهنگ سازمان
چگونگــــی شکلگیری و تداوم فـــرهنگ سازمانی
نقش فرهنگ
قــــدرت فـــــرهنگ
فــــرهنگ مشتـــرک (غالب) و پارهفرهنگهــــا
فــــرهنگ سالم و فــــرهنگ بیمار
فضــــا ( جـــو ) سازمانــــی
عوامل مؤثر بر فــــرهنگ سازمان
انــــواع فــــــرهنگ سازمـــان
الگــــوی نوع شخصیت مدیــــریت
خلاصــــــــه
نتیجـــــــــهگیــــــــــری
منابــــــــــــــع
مقدمـــــه
فرهنگ سازمانی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. جمعیتشناسان، جامعهشناسان و اخیراً روانشناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریهها و تحقیقات زیادی را بهوجود آورده و در حل مسائل و مشکلات مدیریت به کار گرفتهاند. با بررسی که توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده فرهنگ سازمانی بهعنوان یکی از مؤثرترین عوامل پیشرفت و توسعه کشورها شناخته شده است. بهطوریکه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که موفقیت کشور ژاپن در صنعت و مدیریت یکی از علل مهم توجه آنها به فرهنگ سازمانی است.
فرهنگ سازمانی بهعنوان مجموعهای از باورها و ارزشهای مشترک بر رفتار و اندیشۀ اعضای سازمان اثر میگذارد و میتوان نقطه شروعی برای حرکت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسیترین زمینههای تغییر و تحول در سازمان است نظر به اینکه برنامههای جدید تحول بیشتر به تحول بنیادی سازمانی نگاه میکند از اینرو هدف این برنامهها تغییر و تحول فرهنگ سازمان بهعنوان زیربنا به بستر تحول است.
مفهــــوم فــــرهنگ
فرهنگ واژهای است که علمای علم اجتماع و پژوهشگران رشته مردمشناسی آن را به کار میبرند و این واژه از گسترش وسیعی برخوردار است و آنچنان مفید واقع شده که آن را در سایر علوم اجتماعی نیز به کار میبرند. فرهنگ در قالب بحث تخصصی خود در حدود اواسط قرن نوزدهم در نوشتههای علمای مردمشناسی پدیدار شد و کاربرد علمی کلمۀ فرهنگ در اواخر قرن مذکور توسط تایلر (1917ـ1832) مردمشناس انگلیسی صورت گرفت.
یکی از مبانی اساسی علوم رفتاری با رشتۀ انسانشناسی آغاز میشود و یکی از رشتههای فرعی انسانشناسی، انسانشناسی فرهنگی است که با مطالعه رفتار سازمانی ارتباط نزدیک دارد. انسانشناسی فرهنگی با رفتار مکتسبه انسانها که از فرهنگ آنها تأثیر میگیرد و نیز با فرهنگ متأثر از این رفتار سر و کار دارد. درواقع بدون فهم عمیق ارزشهای فرهنگی جامعه نمیتوان رفتار سازمانی را به درستی فهمید.
نقشی که فرهنگ در رفتار انسان ایفا میکند، یکی از مهمترین مفاهیمی است که در علوم رفتاری وجود دارد. هرچند تاکنون بهطور کامل مورد ارزیابی قرار نگرفته است. فرهنگ آنچه را که انسان یاد میگیرد و نیز نحوه رفتار او را تعیین میکند. در مورد اینکه فرهنگ چگونه به وجود میآید، باید گفت که فرهنگ پدیدهای است که با توجه به خواستههای طبیعی و نیروهای اجتماعی سرچشمه میگیرد. جغرافیای منطقه، تاریخ و رویدادهای قوم، زبان و ادبیات رایج در میان مردم، دین و مذهب، اقتصاد و شیوۀ معیشت مردم در پیدایش فرهنگ اثر گذاشته و در ترکیبی سازگار با یکدیگر، مجموعهای از ارزشها و باورهای چیره را پدید میآورند که بر رفتار انسانی تأثیر میگذارد و ارتباط میان مردم را آسان میسازد.
بهصورت خیلی کلی مفهوم فرهنگ عبارت است از، کیفیت زندگی گروهی از افراد بشر که از یک نسل به نسل دیگر انتقال پیدا میکند. به عقیدۀ ادگار شاین فرهنگ را میتوان بهعنوان یک پدیده که در تمام مدت اطراف ما را احاطه کرده است مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. به نظر وی هنگامی که فردی، فرهنگی را به سازمان یا به داخل گروهی از سازمان به ارمغان میآورد میتواند به وضوح چگونگی به وجود آمدن، جای گرفتن و توسعه آن را ببیند و سرانجام آن را زیر نفوذ خود درآورده، مدیریت نماید و سپس تغییر دهد.
پژوهشگران مسائل فرهنگی، کاربرد فرهنگ را در دو زمینه بیان میکنند:
1ـ فرهنگ در گستردهترین معنی میتواند به فرآوردههای تمدن پیچیده و پیشرفته اشاره داشته باشد که در چنین معنایی به چیزهایی مانند ادبیات، هنر، فلسفه، دانش و فنشناسی بازمیگردد.
2ـ در زمینه دیگر فرهنگ از سوی مردمشناسان و دیگر کسانی که انسان را بررسی میکنند به کار میرود در این معنی به آفریدههای اندیشه، عادات، اشیاء عادی اشاره دارد که در پی انباشت آنها سازگاری پیچیدهای بین انسان و محیط طبیعی وی پدید میآید.
تعــــــــریف فــــــرهنگ
فرهنگ در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که مهمترین آنها ادب، تربیت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، علوم، معارف و هنرهای یک جامعه است.
از دیدگاه علمی تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
در فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ عبارت است از دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.
فرهنگ لغات وبستر، فرهنگ را مجموعهای از رفتارهای پیچیده انسانی که شامل افکار، گفتار اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال به نسل دیگر تعریف میکند.
به عقیده هافستد فرهنگ عبارت است از: اندیشه مشترک اعضای یک گروه یا طبقه که آنها را از دیگر گروهها مجزا میکند و در جایی دیگر، فرهنگ بهصورت مجموعهای از الگوهای رفتار اجتماعی، هنرها، اعتقادات، رسوم و سایر محصولات انسان و ویژگیهای فکری یک جامعه یا ملت تعریف میشود.
ویــــژگیهای فـــــــرهنگ
با بررسیهای زیادی که از فرهنگهای مختلف به عمل آمده، چنین به نظر میآید که علیرغم تفاوتهای موجود، همۀ فرهنگها دارای ویژگیهایی هستند که تعدادی از آنها را میتوان به شرح زیر معرفی کرد:
1ـ فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ نظامی است که پس از زاده شدن انسان در سراسر زندگی آموخته میشود.
2ـ فرهنگ آموخته میشود. انسان میتواند عادتهای آموختهشده خود را به دیگران منتقل کند.
3ـ فرهنگ اجتماعی است عادتهای فرهنگی، ریشههای اجتماعی دارند و شماری از مردم که در گروهها و جامعهها زندگی میکنند در آن شریک اند.
4ـ فرهنگ پدیدهای ذهنی و تصوری است. عادتهای گروهی که فرهنگ از آنها پدید میآید بهصورت هنجارها یا الگوهای رفتاری، آرمانی ذهنی میشوند یا در کلام میآیند.
5ـ فرهنگ خشنودیبخش است. هر فرهنگی که نتواند از عهدۀ تعیین هدف اعلای زندگی برآید از برآوردن آرمانهای عالی حیات نیز ناتوان است. عناصر فرهنگی تا زمانی که بر افراد یک جامعه خشنودی نهایی میبخشد میتوانند پایدار بمانند.
6ـ فرهنگ سازگاری مییابد. فرهنگ دگرگون میشود و فراگرد دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است.
7ـ فرهنگ یگانهساز است. عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیکری یکپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند و این سازگاری به زمان نیاز دارد.
همچنین فردلو تانز نیز شش ویژگی با شرح زیر برای فرهنگ عنوان میکند:
با توجه به مفهوم فرهنگ و ویژگیهای آن میتوان نتیجه گرفت که رفتار انسان اصولاً بر باورهای فرهنگی متکی است. باورهایی را فرهنگی میگوییم که بهصورت نسبی در جامعه پذیرش زیادی دارند. منشأ این باورها متفاوت است. گاهی ریشه در شرایط تاریخی یا جغرافیایی یا مذهبی یا حوادث ویژه و یا در علم دارد. ولی آنچه که مسلم است این است که بخش اعظمی از باورهای فرهنگی در قالب اصول اعتقادی ظاهر میشوند و یا همچنین میتواند از تعاملات سازمانی ناشی شود.
تعــــریف سازمان
این موضوع که باید سازمان را بهعنوان نوعی فرهنگ به حساب آورد یعنی سیستمی که اعضای آن استنباط مشترکی از سازمان دارند یک پدیدۀ نسبتاً تازه است. در گذشته تصور بر این بود که سازمان یک وسیله یا ابزاری منطقی است که میتوان با استفاده از آن یک گروه از افراد را کنترل و کارهای آنها را هماهنگ کرد. این سازمان دارای سطوح عمودی، دوایر، سلسله مراتب اختیارات و از این قبیل ویژگیها بودند. ولی واقعیت این است که یک سازمان بیش از اینهاست و مانند یک فرد دارای شخصیت است.
هنگامیکه یک سازمان بهصورت یک نهاد درمیآید دارای نوعی حیات و زندگی میشود که با زندگی اعضای آن متفاوت است و به خودی خود دارای ارزش میشود. از اینرو هنگامیکه سازمان بهصورت یک نهاد درمیآید الگوی خاصی از رفتار مورد قبول همۀ اعضای سازمان قرار خواهد گرفت که در همه جای سازمان به چشم میخورد.
سازمان عبارت است از فرایندهای نظامیافته از روابط متقابل افراد برای دست یافتن به هدفهای معین. این تعریف از پنج عنصر تشکیل شده است:
1ـ سازمان همیشه از افراد تشکیل میشود.
2ـ این افراد به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند و بین آنها روابط متقابل برقرار است.
3ـ این روابط متقابل را میتوان نظام بخشید.
4ـ کلیۀ افراد در سازمان دارای هدفهای مشخصی هستند و بعضی از این هدفها در عملکرد آنها اثر میگذارند. هر فرد انتظار دارد که از طریق همکاری در سازمان به هدفهای شخصی خود نیز نایل شود.
5ـ این روابط متقابل همچنین نیل به هدفهای مشترک سازمان را میسر میکند و اعضای سازمانها برای دست یافتن به هدفهای فردی، حصول هدفهای مشترک سازمانی را دنبال میکنند. با توجه به تعریف فوق، سازمان چیزی جز روابط متقابل بین افراد نیست و ساختار سازمانی این روابط متقابل را که شامل تعیین نقشها، روابط بین افراد، فعالیتها، سلسله مراتب هدفها و سایر ویژگیهای سازمان است، منعکس مینماید. اگر به مفهوم سازمان توجه کنیم رابطهای خاص میان دو مفهوم فرهنگ و سازمان مییابیم.
مفهــــوم فــــرهنگ ســـازمـــان
فرهنگ سازمانی موضوعی است که بهتازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. فرهنگ از دیرباز برای شرح کیفیت زندگی جامعه انسانی به کار برده میشود. ولی دربارۀ فرهنگ سازمانی آنچه مربوط به کار و رفتار مردمان در سازمان است کمتر سخن گفته شده است.
از ترکیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشهای تازه پدید آمده است که هیچیک از آن دو واژه این اندیشه را در بر ندارد. سازمان یک استعاره برای نظم و تربیت است درحالیکه عناصر فرهنگ نه منظم هستند و نه با نظم. فرهنگ کمک میکند تا دربارۀ چیزی جدای از مسائل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث میشود نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین میتوان گفت فرهنگ در یک سازمان مانند شخصیت در یک انسان است.
فرهنگ سازمانی پدیدهای است که در سازمان است و همۀ اعضاء اتفاق نظر دارند که یک دست ناپیدا افراد را در جهت نوعی رفتار نامرئی هدایت میکند. شناخت و درک چیزی که فرهنگ سازمان را میسازد، شیوۀ ایجاد و دوام آن به ما کمک میکند تا بهتر بتوانیم رفتار افراد در سازمان را توجیه کنیم.
تعــــریف فــــرهنگ سازمانــــــی
مقصود از فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر میشود. کریس آرجریس، فرهنگ سازمانی را نظامی زنده میخواند و آن را در قالب رفتاری که مردم در عمل از خود آشکار میسازند، راهی که بر آن پایه بهطور واقعی میاندیشند و احساس میکنند و شیوهای که بهطور واقعی با هم رفتار میکنند تعریف میکند.
ادگار شاین نیز فرهنگ سازمانی را اینگونه تعریف میکند:
یک الگویی از مفروضات بنیادی است که اعضای گروه برای حل مسائل مربوط به تطابق با محیط خارجی و تکامل داخلی آن را یاد میگیرند و چنان خوب عمل میکند که معتبر شناخته شده، سپس بهصورت یک روش صحیح برای درک، اندیشه و احساس کردن در رابطه با حل مسائل سازمان به اعضای جدید آموخته میشود. جیمز پرسی معتقد است که افراد یک سازمان دارای ارزشهای مشترک، عقاید، معیارهای مناسب برای رفتار، زبان مخصوص، رمزها و سایر الگوی فکری و رفتاری هستند و بهطور خلاصه، فرهنگ سازمان را الگویی از مقاصد مشترک افراد سازمان تعریف میکند.
به عقیدۀ پژوهشگر دیگری، فرهنگ س
کلمات کلیدی : فرهنگ سازمانی,مفهــــوم فــــرهنگ,تعــــــــریف فــــــرهنگ,مفهــــوم فــــرهنگ ســـازمـــان,انــــواع فــــــرهنگ سازمـــان
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:
لینک دریافت فایل از سایت اصلی
ادامه مطلب ...
مشخصات فایل
موضوع:مدیریت پروژه
قالب بندی:word
تعداد صفحات:20
محتوا
مدیریت پروژه
تاریخچه مدیریت پروژه
تعاریف
تعریف کار
محدودیتهای سه گانه وسنتی
مثلث مدیریت پروژه
زمان
هزینه
کنترل متغیرهای پروژه
دیدگاهها
دیدگاه سنتی
سیستم مدیریت تغییر پروژه
مطالعات انجام شده قبلی
ساختار سیستم
ترویج یک فرهنگ متوازن تغییر
تشخیص تغییر
ارزیابی تغییر
اجزای تغییر
بهبود مستمر براساس تجارب کسب شده
نتیجه گیری
منابع
مدیریت پروژه:
مدیریت پروژه یک نظام سازمان یافته ومدیریت منابع (بطور مثال منابع انسانی) می باشد به نحوی که پروژه بایک چشم انداز مشخص،کیفیت مشخص،زمان مشخص وقیمت تمام شده مشخص به اتمام برسد. پروژه یک کار موقتی است که فقط یک بارو به منظور ایجادیک محصول مشخص ویا خدمات مشخص انجام می شود.یک پروژه باعث تغییرات مفید ویا ارزش افزوده می شود. خصوصیت موقتی ویک باره بودن پروژه آن را از فرآیندها ویا اعمالی که دائمی ویا نیمه دائمی هستند و ممکن است بارها وبارها محصول مشابه ویا خدمات مشابهی را تولید می کنند متمایز می سازد.مدیریت این دوسیستم کاملاً متفاوت است.وروشهای فنی متفاوتی نیاز دارد. وهمین موضوع باعث پیشرفت علم مدیریت پروژه گردیده است.
اولین موضوع در مدیریت پروژه این است که اطمینان حاصل کنیم که پروژه با محدودیتهای مشخص تعریف شده باشد.دومین موضوع که می تواند بحث جالبتری نیز باشد ، بهینه سازی اختصاص منابع و یکسان سازی داده های مورد نیاز به منظور دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده پروژه می باشد. یک پروژه یک سری فعالیتهای کاملاً مشخص است که از منابع (مالی،انسانی،مواد،انرژی،فرصت،تدارکات وارتباطات و...) به منظور رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده استفاده می نماید.
تاریخچه مدیریت پروژه:
مدیریت پروژه در زمینه های گوناگون کاربردی شامل ساختمان سازی،مهندسی ودفاعی گسترش یافته است. در ایالات متحده امریکا،پدر مدیریت پروژه، هنری گانت (Henry Gant)است که به عنوان پدر علم برنامه ریزی وروشهای کنترل نیز شناخته شده است. شهرت او به چند عامل بستگی داشته است: اول به خاطر استفاده از گانت چارت که یکی از ابزارهای کنترل پروژه محسوب می شود .دوم به خاطر همکاری با Fredrick Winslow Taylor در تئوری علمی مدیریت ودر نهایت شهرت او به علت مطالعاتش بر روی کار ومدیریت ساختمان کشتی نیروی دریائی بوده است.او در بسیاری از موارد از جمله استفاده از ساختار دسته بندی کسب وکار(WBS)وهمچنین تخصیص منابع پیشگام بوده است.
سالهای 1950به عنوان شروع مدیریت پروژه جدید شناخته شده است. در امریکا در اوایل سال 1950 پروژه ها غالبا به طور خاص براساس گانت چارت وبا روشها وابزارهای غیر رسمی مدیریت می شدند. درآن زمان دو مدل ریاضی برای جدول زمان بندی وجود داشت: 1-فن ارزیابی و بازنگری برنامه یا PERT (Program Evaluation and Review Technique ) که توسط Booz-Alen وHamilton ابداع شد.
2-روش مسیر بحرانی (CPM) Critical Path Method
این روش با مشارکت دو انجمن Du Pont وRemington Rand به منظور مدیریت پروژه های تعمیر ونگهداری طراحی شد.این روشهای ریاضی به سرعت در بسیاری از شرکتهای خصوصی گسترش یافت. در همان زمان روشهای برآورد قیمت تمام شده،مدیریت هزینه واقتصاد مهندسی توسط Hans Lang ودیگران در حال گسترش بود. درسال1965،انجمن مهندسین هزینه امریکا (که در حال حاضرانجمن بین المللی AACEمی باشد وهدفش پیشبرد علم مهندسی هزینه است)توسط اولین کاربران مدیریت پروژه وانجمن متخصصین برنامه ریزی وبرنامه زمان بندی،برآورد هزینه وکنترل زمان-هزینه تأسیس شد.AACE فعالیتهایش را ادامه داد ودرسال 2006اولین وکاملترین روش برایPORTFOLIO(اوراق بهادار)وبرنامه ریزی ومدیریت پروژه را منتشر کرد.(ساختار کامل مدیریت هزینه) در سال 1969،انستیتو مدیریت پروژهPMI)) به منظور سرویس دهی به صنعت مدیریت پروژه تشکیل گردید.فرضیه PMIاین است که علیرغم کاربردهای گسترده مدیریت پروژه در حوزه های مختلف از پروژه های صنعت نرم افزاری گرفته تا صنعت ساختمان سازی ابزار وروشهای آن مشترک هستند. در سال1981،PMI تصمیم گرفت که یک کتابچه راهنما برای شناخت مدیریت پروژه (راهنمای PMBOK)منتشر کند این کتابچه شامل استانداردها وراهنمائی های عملی است که در بحث های تخصصی کاربرد فراوانی دارد. در سال 1967،انجمن بین المللی مدیریت پروژه IPMA در اروپا تأسیس شد وآن هم به نوبه خود دستخوش تحولات وپیشرفت هائی گردید و انجمن ICB( Competence Baceline Institute)را تأسیس کرد.تاکید این انجمن بر روی تجارب قابل اعتماد،مهارت های شخصی و تشخیص صلاحیت می باشد.هر دوی این انجمن ها در حال حاضر در تهیه وتنظیم استاندارد ISO برای مدیریت پروژه می باشند.
مشخصات فایل
عنوان: انتخابات شورای مدرسه
قالب بندی:word
تعداد صفحات:2
محتویات
شورای مدرسه چیست و چه فعالیتی دارد؟
چه کسی در شورای مدرسه است؟
دلیل اهمیت عضویت اولیا چیست؟
چگونه میتوانید به این فعالیت مشغول شوید؟
آیا برای بودن در شورای مدرسه، فرد نیاز به تجربیات خاص دارد؟
برای نامزدی انتخابات، لازم است فرد چه کار کند؟
برای اطلاعات بیشتر، با مدیر مدرسه تماس بگیرید.
مشخصات فایل
موضوع مقاله :تربیت دینی در خانواده
قالب بندی:word
تعداد صفحات:18
محتویات
فهرست مطالب
مقدمه
1
دین
2
تعلیم و تربیت
4
تربیت دینی
5
رابطه تربیت دینی و اخلاقی
6
مراحل تربیت از نظر علم روان شناسی :
6
روش های تربیتی:
7
تربیت دینی خانواده
8
شیوههای آموزش اخلاقی و دینی
9
مراقبتهای لازم در تربیت دینی فرزندان:
10
راهکارهای اعتلای نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان :
12
نتیجه گیر
13
منابع
14
چکیده
هدف ازتدوین این مقاله،بررسی نقش تربیت دینی خانواده در رشد فضایل اخلاقی کودکان و نوجوانان است .
موضوع تعلیم و تربیت و روشهای مطلوب آن و همچنین نقش خانواده در این زمینه از زمانهای بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است ..«امر تربیتی، عملی است که روی یک فرد یا گروهی از افراد اعمال میشود یا عملی است که فرد یا گروهی از افراد آن را میپذیرند و حتی در جستجوی آن هستند تا به تغییری آنچنان عمیق منتهی شود که نیروهای زنده جدیدی در افراد پدید آید و این افراد خود به صورت عناصر فعال این عملی که روی آنان اعمال میشود، در آیند.
به نظر می رسد نقش خانواده در تربیت دینی بسیار حیاتی و مهّم است .یافته های تحقیق حاکی ازاین امر است:بی توجّهی یاناآگاهی خانواده ها،اجتماع به مسأله تربیت دینی است که درعمق روح وجان انسان نفوذ کامل نداشته است وهمین امرباعث شده که آسیب های روانی،اجتماعی ودینی به سختی پیشگیری گردد. براین اساس راهکارهایی به این شرح بیان شده است:-انتخاب همسرمناسب ومعتقد به اسلام ناب محمدی(ص)-تغذیه ورشد فرزند ازشیر واغذیه ی حلال -اعتدال درآموزش وتشویق به نماز ودیگر عبادات-آموزش آداب دینی متناسب باسنّ نوجوان و همراهی با او در ادای تکالیف دینی .
درمقاله ی حاضرعوامل مؤثّردر تربیت دینی فرزندان و روش های تربیت دینی از قبیل – روش محبّت – الگویی – معرفتی – شرطی - ایجاد رغبت و جاذبه های غیر مستقیم – تلقین و .. بیان شده است
مقدمه
انسان برای کامل شدن و به تمامیّت رسیدن همانند غنچه ای است که باید زمینه و شرایط مساعد برای او فراهم باشد تا شکوفا شود . انسان ابعاد و لایه هایی دارد که فرایند تعلیم و تربیت شکوفا می شود . درجاتی از استعدادها و توانایی ها در وجودش هست که از طریق پالایش استخراج می شود . شناخت معبود و آفریدگار ، محبّت را در دل او ایجاد می کند و این محبّت، انسان را به پرستش،عبادت و اظهار کوچکی وتواضع در برابر حقیقت وا می دارد، عبادت رمز کمال آدمی و تربیت یافته ی دین کامل است وخالق شایسته عبادت، ره یافتگان به سوی خالق جز او به ساییدن پیشانی بر خاک آستان معبود به تعالی نرسیدند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهشها موید این مطلب است که مذهب میتواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده میتواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.
دین
منظور از دین در اینجا دین اسلام است، نه مطلق دین و هرگونه معرفتی که منشأ الهی و شهودی دارد. دین اسلام عبارت است از آنچه که از جانب خداوند به وسیله حضرت محمد(ص) برای هدایت بشر فرستاده شده است و مجموعهی قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام که به حکم حدیث ثقلین بخشی از دین به شمار میآیند.
تعلیم و تربیت
وقتی سخن از تربیت است، سه واژه تربیت، تعلیم و اخلاق، ارتباطی نزدیک و گاهی هممعنا پیدا میکنند؛ لذا به بررسی نقاط اشتراک و افتراق این سه واژه میپردازیم. تعلیم، مصدر باب تفعیل است که از ماده (ع ـ ل ـ م) مشتق شده است و در لغت به معنای آموختن میباشد. راغب اصفهانی میگوید:
تعلیم به اموری اختصاص دارد که با تکرار و فراوانی همراه باشد، به گونهای که از آن، اثری در ذهن متعلم به وجود آید. برخی در بیان آن گفته اند: تعلیم آگاه کردن نفس برای تصور معانی است و تعلم آگاه شدن نفس بر آن است. (راغب اصفهانی، 1332، ماده علم؛ زبیدی، 1414ق، ماده علم)
از تربیت نیز تعاریف متعددی ارائه شده که این تفاوتها ناشی از اختلاف در مورد ریشه این کلمه است. برخی آن را مشتق از «رب» میدانند و تربیت را مناسب با آن تعریف میکنند. فیومی در المصباح المنیر خاطر نشان کرده که اگر کلمه «رب» به غیر عاقل مضاف شود، به مفهوم مالک است؛ ولی اگر به عاقل مضاف شود، به معنای سید است.
ابن فارس در مقاییس اللغه معنای آن را راجع به سه مفهوم میداند:
در صحاح، معانی مالک، اصلاح کننده و تمام کننده برای این کلمه ذکر شده است. (جوهری، 1407: ماده ربب)
تعریف راغب در مفردات، تقریباً تمام مضامین مذکور را در جملهای کوتاه خلاصه کرده است:
الرب فی الأصل التربیه وهو إنشاء الشیء حالاً فحالاً إلی حدِّ التمام (راغب اصفهانی، 1332 ش: ماده ربب).
استاد شهید مرتضی مطهری، تربیت را این گونه تعریف میکند:
تربیت، عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونیای را که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت درآوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها، یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است… از همین جا معلوم میشود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد. (مطهری، 1373: ص56و57)
با مقایسه آنچه در مجموع درباره معنای ریشهای لغات تعلیم و تربیت گفته شد، روشن میشود که نه تنها تعلیم، وسیلهای برای تربیت به شمار میرود، بلکه خود از مصادیق تربیت است. البته بین تریبت در مقام عمل، و دانش تربیت، فرق است. تربیت در مقام عمل، امرى است که بر فرد یا گروهى از افراد اعمال مىشود یا فرد یا گروهى از افراد، آن را مىپذیرند؛ اما دانش تعلیم و تربیت یک رشته علمى است که واقعیتها و موقعیت هاى تربیتى را تحقیق و بررسى مىکند و امروزه مشروعیت خود را در عرصه علوم به اثبات رسانده است. وجود علایق خاص، ترتیب سؤالها و شیوة پاسخ دهى به پرسشها، چارچوب مفهومى خاصى را فراهم مىکند که آن را از دیگر علوم متمایز مینماید.
همچنین در هم تنیدگی فرایند تربیت و اخلاق، در گذشته موجب شده است مرز مشخصی میان این دو تصویر نشود و فرایند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابه تربیتیافتگی انگاشته شود؛ چنان که غزالی چنین نگاشت:
معنی تربیت این است که مربی، اخلاق بد را از آدمی باز ستاند و به دور اندازد و اخلاق نیکو جای آن بنهد. (غزالی، 1372: ج 3، ص 52 ـ 53)
یا گفته شده: تربیت صناعتی است که از طریق آن، مدارج عالیه انسانی فراهم میآید و پستترین مراتب انسانی به کاملترین رتبه خود میرسند. (خواجه طوسی، بی تا: ص 107)
این دو تعریف از تربیت، بیانگر آن است که در گذشته در کلام برخی اندیشوران، تربیت به معنای اخلاق بوده است.
در تفاوت تربیت و اخلاق شهید مطهری معتقد است:
تربیت، مفهوم پرورش و ساختن را میرساند و فاقد قداست است؛ اما در مفهوم اخلاق، قداست نهاده شده است؛ لذا برخلاف تربیت که برای حیوانات هم استعمال میشود، واژه اخلاق را در بارة حیوان به کار نمی برند. فن تربیت، وقتی گفته میشود که منظور، مطلق پرورش باشد به هر شکل، این دیگر تابع غرض ماست که طرف را چگونه و برای چه هدفی پرورش دهیم؛ اما درباره اخلاق هر کاری که انسان، آن را به حکم ساختمان طبیعی اش انجام دهد، فعل طبیعی است، و فعل اخلاقی، فعل غیر طبیعی است. (مطهری، 1373: ص96-۹۵(
مشخصات فایل
عنوان مقاله:خانواده و نقش آن در تربیت دینی و فضایل اخلاقی
قالب بندی:word
تعداد صفحات:16
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1- مقدمه .............................................................................................................................................. 1
2- بن بست مکاتب مادی و توجه جهانی به کارآمدی دین ..................................................................... 1
3- ارکان سعادت بشر ............................................................................................................................ 2
4- رابطه دین و دیگر ارکان اساسی ........................................................................................................ 3
5- ضرورت توجه به سازندگی اخلاقی .................................................................................................. 3
6- پرورش و تریت دینی ....................................................................................................................... 4
7- بعد شناختی ..................................................................................................................................... 4
8- دعوت براساس محبت ..................................................................................................................... 5
9- تهذیب عملی ................................................................................................................................... 5
10- بعد رفتاری .................................................................................................................................... 6
11- مهم ترین روش های تربیتی ........................................................................................................... 8
12- نتیجه گیری ................................................................................................................................... 10
13- منابع .............................................................................................................................................. 12
خانواده و نقش آن در تربیت دینی و فضایل اخلاقی
چکیده نویسندگان : توران حنیفه لو ، علی مقدم
دین، زندگی را معنی دار می کند و باعث تحقق عدالت اجتماعی می شود و عمیق ترین احساسات را در وجدان انسان برمی انگیزد. دین نیاز فطری است. فقدان کامل ایمان در حکم سقوط انسان است. زیرا داشتن ایمان احساس هویت فردی و اجتمای را فراهم می کند و به انسان آرامش و امنیت می بخشد. تربیت دینی کودکان، امری ضروری ولازم است و این ضرورت حداقل از دو دید فردی و اجتماعی قابل رسیدگی است. از لحاظ فردی مذهب پایه و مایه همه جوانب و ابهاد فرد و سبب بسیاری از رشدها و ایستایی هاست. چه بسیارند امانت ها الهی که در سایه بی توجهی اولیای کودک به جنبه های عقیدتی و مذهبی او دچار تزلزل می شوند. کودک براساس آن چه که دیده و شنیده، چه درست و چه غلط می آموزد و عمل می کند و از این دیدگاه نقش خانواده در کودک فوق العاده است.
هدف از این مقاله علمی: بیان نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان می باشد و از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
کلید واژه ها
1- خانواده 2- تربیت دینی 3- فضایل اخلاقی
مقدمه:
«ای رسول خدا، آیا ندیدی که خداوند چگونه کلمه ی پاکیزه ی (روح پاک) را به درخت پاکیزه مثل زده که اصل آن برقرار و شاخه ی آن در آسمان است به آن درخت پاکیزه میوه اش را در همه اوقات به اذن خدا می دهد و خدا این گونه مثل های واضح را برای تذکر مردم می زند. شاید پند گیرند، و مثل کلمه ی ناپاک (روح پلید) مانند درخت پلیدی است که ریشه اش از روی زمین کنده شده و هیچ ثباتی ندارد.» (سوره ابراهیم / 24 و 25 و 26).
هدف نهایی و برتر تعلیم و تربیت از نظر اسلام، وصول به مقام قرب الهی و رضوان خداست. بنابراین مبدأ خلقت و هستی انسان خداست و باز گشت انسان نیز به سوی او خواهد بود. برنامه های تربیتی و تعلیمی اسلام به گونه ای است که اگر به آن عمل شود مسلما ن با جانی پاک و وارسته از پلیدی، خدا و حساب رسی و جزا، او را ملاقات خواهد کرد و به خشنودی و رضوان خدا و مقام الهی نایل خواهد آمد. (صادقی 1389 ص 30)
آن چه مسلم است جامعه اسلامی و غیر اسلامی بر این باورند که خانواده مهم ترین پیکره تشکیل دهنده جامعه انسانی می باشد اگر بر این پیکره ی عظیم انسانی که مظهر عشق و عاطفه و انسانیت و اخلاق است، خللی وارد شود به ناچار برسلامت جامعه و باورهای اعتقادی آنان ضربات جبران ناپذیری وارد خواهد شد. دین مبین اسلام نیز مهم ترین ارکان تأثیرگذار بر انسان را خانواده می داند و در بسیاری از آیات الهی تأکید می کند که حرکت و جایگاه خانواده ها باید حفظ شود و والدین مهم ترین نقش را در تربیت دینی فرزندان ایفا می کنند. (راحمی 1389 ص 7)
بنابراین اولین اصلی که والدین و مربیان باید به آن اهتمام جدی داشته باشند، تربیت دینی است در فرهنگ رضوی که سدی محکم در برابر هجمه جنگ نرم و ناتوی فرهنگی خواهد بود.
بن بست مکاتب مادی و توجه جهانی به کارآمدی دین
امروزه، با از سکه افتادن آموزه های ضد دین و به بن بست رسیدن مکاتب دست ساخته بشر، بیش از هر زمان دیگر انسان با وقوف به ناتوانی سیستم های لائیک از حل معضلات پیچیده جامعه جهانی، راه نجات خود را در پناه بردن به دامان آموزه های دینی می بیند. جان کین دانشمند انگلیسی طی سفری به کشور ترکیه در مصاحبه با یکی از نشریات این کشور به واقعیت مذکور چنین اشاره می کند: «سیستم حکومتی در غرب به افلاس افتاده است و لائیسم نیز نتوانسته روح تشنه انسان ها را سیراب کند.» وی با انتقاد شدید از نیچه اضافه نمود: «هنگامی که نتیجه ضرورت کشتن خدا را در غرب طرح کرده لائیسم به بالاترین حد قدرت خود رسیده بود. اما امروز می بینیم که در جوامع غربی حیات دینی مجداً مطرح می شود. دین در عرصه اجتماعی کاربرد خود را نشان می دهد. (نشریه، ینه یوزیل، چاپ ترکیه 18/ می 1997)
پژوهش های امروزه رابطه مستقیم میان اعتقادهای دینی و سلامت جسم وروان را تأیید می نمایند و بر ارتباط تعهدات مذهبی در استحکام شالوده نهاد خانواده تأکید نموده و بر تأثیر مثبت اعتقادهای دینی و مذهبی در حفظ زیست و کنترل تبعات توسعه عنان گسیخته غربی صحه می گذارد. برخی از پژوهش گران ضمن توصیه مراکز آموزشی به تعالیم دینی و مذهبی بر تأثیر مثبت تعالیم مذهبی بر روند فراگیری دروس در این مراکز و محیط های تحصیلی پای می فشارند. در میان اندیشمندان غربی از کسانی که به اهمیت مطالعات مذهبی تصریح نموده است، می توان به بنیامین راش (1745-1813) پدر روان پزشکی آمریکا اشاره کرد. وی معتقد بود «مذهب آن قدر برای پرورش سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس»
«جیمز، یونگ، فرانکل، فروم و ... نیز از دیگر اندیشمندان غربی هستند که هر کدام به نوبه خود اهمیت رفتارها و اعتقادات مذهبی را یاد آور شده اند.»
«پرفسور ولفگاگ نیز در این زمنیه با اشاره به تجربیات ارزشمند و در خود توجه فریدریک و ویلهلم فویستر (1869- 1966) استاد کرسی فلسفه زوریخ (1897- 1913) اظهار می دارد: فویستر عملاً نشان دادکه هر نوع تلاش و تدربیر و برنامه ریزی علمی و تجربی برای تربیت اخلاقی جوانان در یک نظام برنامه ریزی برون مذهب کاری بیهوده و بی نتیجه است. وی تا پایان عمر خود بر این اعتقاد باقی مانده که پرورش صحیح منش و شخصیت نوجوانان تنها در یک نظام منسجم عقیدتی و مذهبی به ثمر می رسد.» (حاجتی 1390 ص 129)
ارکان سعادت بشر
قرآن کریم در سوره ی کوچکی که به نام «سوره عصر» نامیده می شود، ضمن تأکید با بک قسم می فرماید: «بشر جز با داشتن چهار خصلت زیانکار و بدبخت است. اول ایمان، دوم عمل درست و صحیح و سوم تشویق و وادار کردن افراد، یکدیگر را به حق، چهارم تشویق و توصیه افراد یکدیگر را به خوشتن داری و استقامت و صبر» اینها چهار رکن ستون کاخ سعادت بشر می باشد. اما رکن اول یعنی ایمان، این رکن، اساسی ترین رکن حیات انسانی است. انسان از آن جهت که انسان است نمی تواند بدون ایمان زندگی خوش و مقرون به آسایشی داشته باشد، حرکات و فعالیت های انسان همین قدر که از حدود خور و خواب و خشم و شهوت و. لذت های آنی تجاوز کرد. نقطه اتکائی لازم دارد بدون آن نقطه اتکا حرکات و فعالیت های انسانی نه نظم و انظباطی به خود می گیرد و نه مقرون به نشاط و رغبت خواهد بود. (مطهری 1376 ص 43)
رابطه دین و دیگر ارکان اساسی
رکن اساسی در اجتماعات بشری، اخلاق است و قانون. اجتماع، قانون و اخلاق می خواهد و پشتوانه قاتون و اخلاق فقط و فقط دین است. این که می گویند اخلاق بدون پایه دینی هم استحکامی خواهد دا شت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتباری ندارد. مثل اعلامیه حقوق بشر است که فرنگیان منتشر کردند و می کنند و خودشان هم قبل از دیگران علیه آن قیام کرده و می کنند! چرا؟ چون متکی به ایمانی که از عمق وجدان بشر برخاسته باشد بیست. قانون هم همین طور است، آزادی هم همین طور است . تمام مقدساتی که اجتماع بشر دارد. عدالت مساوات، آزادی، انسانیت و همدردی هر چه که به فکر شما برسد تا پای دین در میان نباشد حقیقت پیدا نمی کند. انسانیت مساوی است با دین و ایمان و اگر دین و ایمان نباشد. انسانیتی نیست. (مطهری 1388 ص 36)
ضرورت توجه به سازندگی اخلاقی
احیای ارزشهای اصیل اخلاقی و بازگشت به اصول فراموش شده اسلامی شرط لازم برای حاکمیت بخشیدن به اسلام در جامعه ماست. زیرا برخلاف سیستم های حکومتی و نظامات اجتماعی دیگر که تنها از راه قانون به حاکمیت خود استقرار می بخشند. حکومت اسلامی بر دوش فرد فرد مسلمانان و بر دل های آکنده از نور ایمان و معرفت آنان تکیه می زند. به طوری که اگر مسلمانان خود را از اجرای دستورات فردی و اجتماعی، اخلاقی اسلام معاف دارند و تنها حریم قانون را مدعی دارند. در این صورت باید از پیدائی جامعه ای که در همه شئون خود متأثر از اسلام بوده و به معنی واقعی اسلامی باشد، چشم فرو بست. اسلام به عنوان یک دین الهی راه و رسم کامل و جامعی برای زندگی انسان در جهات و ابعاد گوناگون است. اسلام تنها مشتی قوانین نیست، بلکه یک روش عملی برای زندگی فردی و اجتماعی، مادی و معنوی انسان است. به طوری که در تمامی زمینه ها الگوهای لازم را در اختیار او قرار می دهد. نظا م زندگی اسلامی، نظامی کاملاً غنی و بی نیاز از غیر است. اما این نظام زمانی پیروان خود را به نتیجه مطلوب می رساند که جامعیت خود را حفظ کرده و مثله نشده باشد. (سادات 1370 ص 12)
در تربیت اخلاقی تربیت دینی از جایگاه رفیعی برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است، افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود. (رهبر 1389 ص 15)
تربیت دینی کودکان از همان ابتدای تولد آغاز می شود. درست است که نوزاد معانی کلمات و جمله ها را نمی فهمد و خصوصیات مناظر و اشکال را تشخیص نمی دهد.اما آنها را می شنود و می بیند و اعصاب و مغزش از آنها متأثر می گردد. کودک تدریجاً با آنچه دیده و یا شنیده است مأنوس و آشنا می گردد و همین آشنایی در اینده او مؤثر است. نوزادی که در محیط دینی پرورش یافته و صدها مرتبه آهنگ دلنشین تلاوت قرآن و لفظ زیبای خدا را شنیده با چشمش منظرهای نماز خواندن پدر و مادر را دیده است. با نوزادی که در محیط فساد پرورش یافته است و گوشش با شنیدن نغمه های فساد و چشمش با دیدن مناظر فحشا خو گرفته است، یکسان نیست. (شکوهی یکتا 1370 ص 87)
مشخصات فایل
عنوان:مدیریت منابع انسانی و ضرورت نوگرائی حرفه ای
قالب بندی:word
تعداد صفحات:3
محتوا
تحولات نوین مدیریتی
فرآیندهای اصلی
منابع و مآخذ
پژوهش و تألیف
(( مدیریت منابع انسانی و ضرورت نوگرائی حرفه ای ))
گروهی از اندیشمندان دانش مدیریت با تاکید بر اهمیت جایگاه انسان در فرآیند ایجاد تحولات بر این باورند که واحدهای توسعه منابع انسانی سازمانها و بنگاهها ، باید نقش کلیدی و ساختاری را در تحول وتوسعه ایفاء نمایند.
در واقع تحولاتی که امروز در عرصه مدیریت داخلی و بین المللی روی داده است ، رویکرد به حرفه ای شدن بحث توسعه منابع انسانی را در مراکز و پایگاههای مدیریتی ، علمی و دانشگاهی غنی تر و پر رنگ تر کرده است . به عنوان مثال سبکهای مدیریتی به طور مشخص به سمت سبکهای تفویضی و مشارکتی گرایش یافته و ساختارهای سازمانی نیز به سوی ساختارهای باز وآزاد همراه با روابط افقی حرکت کرده است ، ویژگی رقابتی شدن سازمانها درجذب منابع انسانی ماهر و انگیزه مند ، این سازمانها را به سمت نهادهایی یاد گیرنده و انعطاف پذیر سوق داده و در عین حال رویکردها به سوی کارآفرینی و خلاقیت گرایش پیدا کرده اند . در مجموع ، شاخص سرمایه های انسانی ، فکری و نرم افزاری در عرصه مدیریت حرف اول را بر زبان می آورد ، این دسته از تحولات مدیریتی باعث شده است که ضرورت رویکرد حرفه ای شدن در حوزه منابع انسانی بیشتر احساس شود .
از سوی دیگر حرفه ای کردن حوزه منابع انسانی باعث می شود که این حوزه جایگاه واقعی خود را در سازمانها و بنگاهها ارتقاء دهد و در واقع بین اهمیت منابع انسانی و جایگاه مدیریت منابع انسانی به عنوان فرآیندی که عهده دار تامین ، نگهداری ، پرورش و برانگیختن کارکنان و افزایش بهره وری آنهاست ، تناسب و هماهنگی لازم برقرار کند .
اگر چه جایگاه مدیریت منابع انسانی در سازمانهای ما چندان شایسته نیست و هنوز ملزومات حرفه ای شدن مدیران این حوزه به طور کامل فراهم نشده است ، ولی با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی و ضرورت حرفه ای شدن آن ؛ شناسائی زمینه ها ، بررسی ابعاد ، تحلیل ویژگی های این فرآیند مهم و نهایتاً آسیب شناسی آن امری ضروری و اجتناب ناپذیر است ،