مشخصات فایل
عنوان: انواع کودک آزاری
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 19
محتویات
قسمتی از متن
انواع کودک آزاری
بخش اول: کودک آزاری جسمانی
با وجود تنوع تعاریف از سوی روانشناسان و دانشمندان علوم روان شناختی از مفاهیم بدرفتاری، سوء رفتار و ... باید گفت، تمام این تعریفها حول چهار محور آزارهای جسمانی، جنسی، غفلت و آزارهای عاطفی روانی می گردد.
حدود کودک آزاری از محروم ساختن کودک از غذا، لباس ، سرپناه، و محبت پدر و مادر تا مواردی که در آن کودکان از نظر جسمی توسط یک فرد بالغ مورد آزار و بد رفتاری قرار می گیرند که آشکارا به صدمه دیدن و غالباً مرگ آنان منجر می شود، گسترده است.
بسیاری از این کودکان مورد آزار جنسی قرار گرفته اند، گرسنگی کشیده اند،سوزانده شده اند، کتک خورده اند، زخمی شده اند، به میز و صندلی زنجیر یا محبوس گشته اند و شمار بسیاری از این کودکان در نتیجه شدت اینگونه بدرفتاری ها از دنیا رفتهاند.
قانون حمایت از کودکان مصوبه 1988 آزار بدنی را چنین تعریف میکند: «آسیب دیدن و صدمهدیدگی کودک زیر18 سال، توسط والدین یا سرپرست بلافصل وی که موول رفاه و آسایش اوست. به طوری که سلامت و ایمنی کودک طبق قوانین تدوین شده به وسیله وزارت بهداشت و خدمات انسانی به خطر افتاده است.»
خشونت شدید بر اساس این شاخص شامل لگد زدن، کتک زدن، باشت ضربه زدن، با اشیاء اقدام به کتک زدن، ارعاب کردن، تهدید به وسیله چاقو یا اسلحه، سوزانیدن، گاز گزفتن، پرت کردن و سیلی زدن است. (خضروی افلاکفر، 1375، ص:5و8و20)
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، کمیسیون امور جوانان اسپانیا در دسامبر1998 چنین گزارش داد:
در حال حاضر یک میلیون و 400 هزار کودک و نوجوان اسپانیایی توسط والدین خود مورد انواع تنبیه قرار میگیرند.
این کمیسیون با انتشار نتیجه تحقیقات خود که در تمامی مطبوعات این کشور به چاپ رسید، عنوان کرد: 500هزار تن از کودکان در خانواده با «تربیت بدنی» موجه میشوند و 900 هزار کودک و نوجوان نیز توسط والدین تحت فشارهای روانی و آزار و اذیت قرار می گیرند.
در این تحقیقات همچنین تصریح شده است: 400 هزار تن از کل این تعداد کودکان نیز قربانی هر دو شکل تنبیه بدنی، شکنجه و آزارهای روانی در خانوادهها هستند. این کمیسیون در گزارش خود از والدین اسپانیایی خواست تا به جای پرداختن به اعمال شیوههای تنبیه، محبت را به کودکان و نوجوانان خود بیاموزند.
کمیسیون مورد نظر همچنین افزود: 5/72 درصد از کودکان مجرم در آمریکا توسط والیدن خود مورد تنبیه شدید قرار گرفتهاند و 9/96 درصد این کودکان بدون ابراز هیچگونه محبتی از سوی والدین خود رشد کردهاند.
به خبری که در ژانویه 1999 در روزنامه لوپاریزن به چاپ رسید و توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی مخابره شد، توجه کنید: یک زوج هائیتیتبار مقیم فرانسه به اتهام شکنجه فرزند ده ساله خود، در دادگاه منطقه ورسای (در حومه پاریس) محاکمه شدند).
«ژوزف توسان» 44 ساله و همسرش «ویولان» متهمند که پاهای «امانوئل» را با زنجیر بسته و وی را در محل اقامتش زندانی کردهاند.
از دیگر موارد اتهام والدین امانوئل شکنجه و ضرب و شتم فرزندشان است.
رفتار وحشیانه این زوج با فرزندشان هنگامی فاش شد که امانوئل موفق به فرار از اتاقی شد که در آنجا برای مدتی طولانی زنجیر شده بود.
امانوئل پس از فرار از منزل، خود را به خانه یکی از دوستانش رساند و والدین دوست وی پس از مشاهده آثار شکنجه بر بدن کودک، او را به اداره پلیس محل منتقل کردند.
به نوشته لوپاریزین، علاوه بر ضرب و شتم کودک، آثار شلاق بر بدن امانوئل همچنان باقی است و به گفته خود او، والدین سنگدل گاهی اوقات مدتها وی را از ناحیه پا از سقف اتاق آویزان میکردند.
در ماههای نخست سال 1999 میلادی پس از آنکه مشخص شد که پدر و مادرها بچههای کوچک خود را به شدت کتک میزنند، کمیته ای در کالیفرنیا تشکیل شد تا حقوق کودکان، حفظ شده و تنبیه بدنی آنان باعث عقده حقارت در نوجوانی و میانسالی نگردد.
این کمیته پس از بررسی چگونگی تنبیه کودکان اعلام کرد: «پدر و مادرها تنها حق دارند با کف دست به پشت بچهها بزنند و به این ترتیب آنان را تنبیه کنند».
بدرفتاری جسمانی با کودک چیست؟
در تعریف بدرفتاری جسمی با کودک، اتفاق نظر وجود ندارد. «جلس« و «استروس» در سال 1979، بدرفتاری جسمی با کودک را این گونه عنوان کردهاند: طهرگونه خشونتی که به قصد آزار جسمی به کودک اعمال یا به این نیت تلقی شود.»
به این ترتیب، سیلی زدن به صورت یا روی دست نیز بدرفتاری جسمی است. در حالی که معمولا این میزان تنبیه، قانونی و از نظر اجتماعی پذیرفته شده است. تعریف عملیتر از بدرفتاری جسمی با کودک چنین استک «هر عملی که به طرز غیر تصادفی موجب وارد آمدن آسیب جسمی به یک کودک شود».
این آسیب اغلب، به دنبال تنبیه بدنی شدید یا بدون دلیل ایجاد میشود.
بسیاری از خشونتهای خانوادگی از دید اجتماعی، قابل پذیرش نیست و خشونت بدرفتارانه خوانده میشود. اگر پذیرش یا نپذیرفتن اجتماعی یک رفتار را ملاک تفکیک رفتار طبیعی از بدرفتاری بدانیم، می بایست. میزان شیوع رفتارهای خشونتآمیز را در هر جامعه سنجید و معیار خاص آن جامعه را ارائه نمود. به عنوان نمونه. اگر در یک منطقه تنبیه کودکان با سوزانیدن دست. شایع و طبیعی تلقی شود. نباید این رفتار را بدرفتاری خواند.
بنابراین به نظر میرسد، برای رسیدنه به یک تعریف واحد و کاربردی. بهتر است به جای ملاک نرم اجتماعی، از ملاک وقوع صدمه استفاده نمود. 0رحیمی موقر، 1376، همایش)
آزار جسمی کودک طیف وسیعی دارد. کتک زدن، نیشگون گرفتن. تکانهای شدید به کودک. سیلی زدن، داغ کردن. گاز گرفتن و . . . همگی از عواملی است که در بسیاری از موارد، منجر به فوت کودک میگردد.
حتی در صورت زنده ماندن کودک نیز گاه آثار شکنجه تا ابد بر بدن وی باقی خواهد ماند. ممکن است. نوزادی که زیاد گریه میکند، بر اثر تکانهای شدیدی که مادر یا پرستار بر او وارد میکند، جان بسپارد.
کودک دیگری که بر اثر ضربه جسمی سنگین بر جمجمهای دچار خونریزی مغزی شده، فوت نماید . . . اما هستند، کودکانی که انواع شکنجه ها داغ شدن. کتک خوردن و . . . را شاید هر روز. بارها و بارها تجربه میکنند.
این کودکان معمولا توسط همان کسانی که شکنجه میشوند. از خوردن غذا نیز منع میگردند. به لحاظ روحی و روانی انواع توهینها. تحقیرها، تبعیض ها . . . را تحمل می کنند و دچار مرگ تدریجی می شوند.
نمونه بارز این مورد، دختر 9 سالهای بود که نیمه شب 1376 در حالت کما به بیمارستان مفید تهران آورده شد و پس از 30 ساعت مراقبت، به رغم درمانهای انجام شده، فوت کرد.
رزیدنت ارشد بیمارستان مفید، وضعیت این کودک را به هنگام ورود به بیمارستان چنین عنوان کرد.
در بدو مراجعه، علائمی از حیات در بیمار وجود نداشت. در معاینهای که به عمل آمد، قلب و ریه کودک به هیچ وجه کار نمیکرد و به اصطلاح دچار مرگ مغزی شده بود. بلافاصله اقدامهای اولیه احیا را انجام دادیم و توانستیم، قلب بچه را برگردانیم، ولی تنفس به دلیل مرگ مغزی عملا قابل برگشت نبود . . .
بیمار مجموعا 36 ساعت تحت مراقبت بود، اما متاسفانه قلب او از تپش ایستاد و موفق به احیای مجدد آن نشدیم.
دکتر علیرضا کاهانی، متخصص پزشکی قانونی، گزارش پزشکی قانونی را درباره مرگ این کودک چنین اعلام کرد:
این کودک با 110 سانتیمتر قد و 15 کیلوگرم وزن 24 ساعت پس از مرگ به پزشکی قانونی تحویل داده شد. تمام عضلات و قسمتهای بدن او تحلیل رفته و نمای واضحی از یک سوء تغذیه شدید بود.
موهای سر او در بعضی از نواحی به طور کامل کنده شده بود.
زخمهای در حال التیام در فرق سر، گونهها، شکستگی دندان پیشین سمت راست از ریشه ساییدگیهای در حال التیام روی گونه و پشت گوش و در مجموع 16 زخم در حال التیام و چهار ساییدگی در سر و صورت.
چرا پدر و مادر فرزند خود را کتک میزنند؟
اغلب ما که فرزند داریم، گاه احساس میکنیم، میخواهیم، آنها را کتک بزنیم. این احساس به ویژه وقتی فرزندمان از گریه دست نمیکشد، غرولند می کند یا روی حرف ما حرفی میزند، در ما تشدید می شود.
گاه بیش از رفتار کودک، حال خود ما و اینکه تا چه اندازه خسته، زیر فشار عصبی، مضطرب یا ناخشنود هستیم، سبب بدرفتاری ما با فرزندانمان میشود.
بسیاری از ما میتوانیم، این احساس را در خود کنترل کنیم، اما متأسفانه بسیاری از والدین از انجام این مهم برنمیایند.
تنها برای پی بردن به علت میتوانیم به حدس و گامن متوسل شویم. اما والدینی که اقدام به مجازاتهای جسمانی میکنند، ظاهرا از ویژگیهای مشترکی برخوردارند.
نخست اینکه به هر دلیل نمیتوانند، نیروی محرکه خود را ککنترل کنند. پدران و مادرانی که فرزندان خود را کنترل میکنند، هر آیینه گرفتار احساسات منفی باشند و نیازمند تخلیه آن شوند به این کار اقدام میکنند و به نظر میرسد، این والدین از نتایج کاری که میکنند، مطلع نباشند.
ضرب و شتم فرزندان گاه واکنش خود به خود به استرس است. اغلب کسانی که فرزندان خود را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، خود در خانوادههایی بزرگ شدهاند که در آنجا بدرفتاری جسمانی متداول بوده است. بخش مهمی از رفتار آنان تکرار مستفیم آن چیزی است که خود در کودکی تجربه کرده اند و در کم سالی آموختهاند. الگوی آنها کسی بوده که با آنها بدرفتاری کرده است.
بسیاری از این والدین با انبوهی از مشکلات احاسی و نیازهای برآورده نشده، پای به دوران بلوغ میگذارند و به لحاظ احساسی هنوز کودکاند.
اغلب آنها به عنوان جانشین پدر و مادر به فرزندان خود نگاه میکنند و می خواهند، نیازهای احساسی و عاطفی برآورده نشده در دوران کودکی خود را برآورده سازند. پدر و مادر بدرفتاری که میبینند، این کودک نمیتواند، نیازهای آنها را براورده سازد، خشمگین میشوند و خشم خود را بروز می دهند. در آن لحظه به خصوص کودک بیش از هر زمانی در مقام جانشین پدر و مادر است. زیرا در واقع یا مادر بدرفتار خشم از پدر و مادر خود را بر سر او خالی میکند.
بسیاری از پدران و مادرانی که فرزندان خود را کتک میزنند، الکلی یا معتاد به مواد مخدر هستند. مصرف مواد مخدر اغلب به فروپاشی کنترلهای عمل با انگیزه آنی منجر میشود. هر چند لزوما والدینی که اقدام به ضرب و شتم فرزندان خود می کنند، به این گروه محدود نمیشوند. بدرفتاری جسمانی انواع متعدد دارد، اما در تارکترین طیف این گروه به والدینی برخورد میکنیم که صرفا به منظور خالی کردن نارحتیهای خود بچهدار میشوند. بسیاری از این اشخاص مانند سایرین و دیگران حرف میزنند و رفتار می کنند. اما اینها انساننما هستند و از احساسات و ویژگی های انسانی بویی نبرده اند.
خشونت جسمانی با فرزندان، اعلب واکنشی نسبت به استرس ناشی از محیط کار، اختلاف با یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستان یا تنش عمومی به خاطر سبک و طرز زندگی و ناخشنودی از آن به طور کلی است.
بچهها هدفهای سادهای هستند. نمیتوانند، به دفاع از خود برخیزند و میتوان آنها را به سکوت مجبور کرد.
متأسفانه هم برای شخص بدرفتار و هم برای قربانی، جابهجا شدن خشم تنها به طور موقت اسباب تسلی خاطر بدرفتار را فراهم میسازد. بخش اصلی خشم او دست نخورده باقی میماند و بار دیگر تولید مشکل میکند و متأسفانه هدف خشم او نیز مجبور به تحمل میشود تا این ناراحتی را به دوران بلوغ ببرد.
جمعی دیگر از بدرفتارها به جای اینکه کسی را مسؤول رفتار خود بدانند و او را سرزنش کنند، در مقام توجیه رفتار خود میگویند که به مصلحت کودک با او چنین رفتاری میکنند. بسیاری از والدین هنوز معتقدند که مجازات جسمانی تنها راه موثر برای ایجاد یک رفتار اخلاقی درست در منزل است.
بسیاری از والدین روزگار ما معتقد به وجود شر و شرارت در کودک هستند. معتقدند که با کتک زدن و مجازات جسمانی مانع از آن میشوند که فرزندشان به راه بد برود.
در مقام توجیه کار خود میگویند: «من هم در کودکی بارها کتک خوردم و این کتک خوردن به می آسیب نزد . . . »
در این میان جمعی از والدین هم معتقدند که با کتک زدن به فرزندان خود، آنان را موجوداتی محکمتر، شجاعتر یا قویتر میسازند.
کاملا بیمعنی است، اگر گمان کنیم که مجازات جسمانی روی کودک تأثیر مثبت بر جای میگذارد.
بررسیهای به عمل آمده نشان میدهد که مجازاتهای جسمانی حتی اگر در واکنش به رفتار ویژهای باشد. موثر واقع نمی شود. ثابت شده است که کتک زدن در نهایت اثری کوتاه مدت دارد و در کودک احساس قدرتمندی از خشم. انتقام و بیزاری از خویشتن ایجاد میکند.
کاملا مشخص است که آسیبهای ذهنی، احساسی و جسمانی ناشی از مجازاتهای بدنی به مراتب از مزایای موقتی آن بیشتر است. 0فوروارد، 1372، صص: 152 تا 161)
در ماه اوت 1997 (مرداد ماه 1376 خبری از واشنگتن مبنی بر آثار منفی تنبیه بدنی بر کودکان در نشریات به چاپ رسید در این خبر چنین آمده است:
آخرین تحقیقات دانشمندان آمریکایی، نشان داده است که تنبیه بدنی کودکان نه تنها آنان را تربیت نمیکند، بلکه موجب دروغگویی، شرارت و نفرت آنان از جامعه میشود. دانشمندان پس از آزمایشهایی که روی کودکان انجام دادند، اعلام کردند، هرچه تنبیه بدنی کودکان بیشتر باشد، نفرت آنان از جامعه نیز بیشتر خواهد شد و کودکانی که تنبیه بدنی میشو ند، بیش از همسالان خود به دروغگویی و فریبکاری تمایل پیدا میکنند و پس از رفتارهای بد و شکستن عمدی اشیاء، احساس پشیمانی نمیکنند.
چگونه میتوان کودک آزاری را تشخیص داد؟
یکی از راههای تشخیص کودک آزاری، گرفتن شرح حال کودک از والدین است. در چنین مواقعی لازم است که به شرح حالی که والدین یا کسانی که کودک را به مراکز درمانی آوردهاند، به دقت توجه شود.
برای مثال از موارد ذیل میتوان تشخیص داد که کودک توسط خود والدین مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است، یا خیر.
1- والدینی که از دادن شرح حال کامل و ابراز جزئیات
و . ..
مشخصات فایل
موضوع تحقیق: عوامل موثر در بحران آب و راهکارهای مقابله با آن
قالب بندی: word
تعداد صفحات:17
محتویات
مقدمه
انواع بحران و عوامل موثر آن
بحران بلند مدت(بحران جهانی آب و مدیریت بحران )
راه کارهای مقابله با بحران ( ایجاد فرصت ها )
مقابله فیزیکی
مدیریت تامین آب آشامیدنی
مقابله با بحران (کوتاه مدت)
لایه های اطلاعاتی که شامل
طرحهای عملیاتی
مقابله غیر فیزیکی
مدیران بحران و روابط عمومی
پیشنهادات
قسمتی از متن
مقدمه :
یکی از معضلات قرن بیست و یکم که آینده زندگی بشر در این کره خاکی را به شدت مورد تهدید قرار می دهد معضل کمبود آب است منابع آب شیرین در جهان بسیار اندکند از100% کل آب موجود در جهان 2/97% آب شور و غیر استفاده و تنها 8/2% آبها آب شیرین است در مورد آب شیرین نیز درصد ها به این صورت است 2/77%از آبهای شیرین به صورت یخهای قطبی 4/22% به صورت سفره های آب زیرزمینی 35/% دردریاچه های آب شیرین 01/% نیز آب رودخانه 04/% نیز بخار موجود در جو می باشد از این آمار استفاده می شود که تنها حداکثر حجم آب شیرین برای بشر قابل استحصال است که این منابع هم بشدت پراکنده هستند و به طور یکنواخت بین تمامی انسانها تقسیم نشده و متاسفانه سهم کشور ما از ایم منابع بسیار کم است که این بعلت قرار گرفتن کشور ما در اقلیم خشک جهان است میزان متوسط بارندگی سالانه در جهان حدودmm800 است متوسط بارندگی ایران در طول سی سال اخیر تنه 251 میلیمتر و میزان بارندگی در استان یزد تنها mm 110بوده که این رقم در خود شهر یزد حدود 60 mm است که حتی در سال 78 و 79 میزان بارندگی کمتر از 10mmگزارش شده است آمار تلخ و تکان دهنده اهمیت حفظ منابع آب موجود را تا حدود زیادی نشان می دهد .
عوامل موثر در بحران آب و راه کارهای مقابله با آن
انواع بحران و عوامل موثر آن
بحران را در یک شمای کلی می توان به دو دسته عمده تعریف کرد
الف ) بحران بلند مدت ب ) بحران کوتاه مدت
بحران بلند مدت(بحران جهانی آب و مدیریت بحران )
منابع آب شیرین در هر کشور محدود و بهربرداری از آن دراز مدت موجب کم آبی و یا بی آبی خواهد گردید در طی دهه های آینده ی آب منبع و عامل بحران برای حیات کشور های خشک و نیمه خشک خواهد بود تا آنجا که تنش های سیاسی بین کشور های همسایه بر سر استفاده از آب رودخانه ها و دریاچه ها و مخازن آبهای زیرزمینی بین الملل ممکن است تا سر حد جنگ هم پیش برود ضمن اینکه پروژه های آتی قطعاً با هزینه های بالاتری مواجه و دستیابی به آن مشکل تر خواهد بود مثلاً بررسی پروژه های تامین آب حاکی از آن است که قیمت تمام شده هر متر مکعب آب برای پروژه های نسل بعد اغلب 2تا 3 برابر بالاتر از پروژه های نسل حاضر هستند از طرفی جمعیت دنیا همواره پیوسته افزایش یافته به طوری که نیاز به آب برای مصارف خانگی ، کشاورزی و صنایع زیاد می شود جمعیت جهان تا سال 2050 به حدود 2 برابر یعنی رقم 65/10 میلیارد نفر خواهد رسید که حدود 30/9 میلیارد نفر آن در کشورهای در حال توسعه ساکن می باشند .
توجه به این مهم که با بالا رفتن سطح زندگی مردم مصرف سرانه آب افزایش می یابد نیز حقیقتی گویا از روند سریع مصرف آب در آینده خواهد بود عامل مهم دیگر استفاده از مواد شیمیایی در مصارف کشاورزی است که وجود این آلاینده ها حتی در پسابهای صنعتی به طور جدی بر کیفیت آب تاثیر می گذاردو قابلیت مصرف آنها را از بین خواهد برد باید پذیرفت که آلودگی آب رودخانه ها ، دریاچه ها و منابع زیرزمینی به سادگی قابل رفع کردن نیست و حتی تکنولوژی مقرون به صرفه ای برای مقابله با آن وجود ندارد حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی ، برای حذف آلودگیها تا به حال به راه کار قابل ملاحظه نرسیده اند بنابراین در دهه های آینده نمی توان بسیاری از منابع آب را برای مقاصد شرب مطلوب دانست نتیجتاً توجه به این امر مهم که کشور ما نیز جزئی از پیکر ه هستی بوده و به تدریج کمبود آب و افت منابع زیرزمینی برآن حادث خواهد شود نباید از نظرو برنامه ریزی دست اندرکاران حتی برای لحظه ای فراموش گردد و شرکت های آب و فاضلاب نیز به عنوان متولی امر توزیع آب در چگونگی و مدت زمان رسیدن به بهران نقش اساسی و مهمی را بر عهده دارند که در بخش های آتی ، به راه کار مقابله با آن اشاره خواهد شد
بحران کوتاه مدت(مدیریت بحران در تاسیسات آبرسانی)
عموماً حادثه عبارتست از واقعه طبیعی که ناشی از فعالیت های انسانی بوده که در زمان ومکانی خاص می تواند موجب شود تمام جامعه یا بخشی از آن با خطر مواجه شده و یا از انجام وظایف عادی خود باز مانند که در شرکت های آب و فاضلاب انواع متفاوتی داشته که به اختصار به انواع آن می پردازیم :
1- ریزش چهاها 2- معیوب شدن پمپها و تاسیسات آبرسانی 3- اتفاقات در خصوص جمع آوری 4- اتفاقات در خطوط آبرسانی 5- اتفاقات شبکه توزیع 6- حوادث خطوط انتقال برق و غیره
7- جنگ و شورش اجتماعی
حوادث طبیعی می تواند در تاسیسات آبرسانی مخرب واقع شوند عبارت اند از :
1- سیل 2- زلزله 3- طوفان 4- گردباد 5- آتش فشان 6- فرونشست زمین 7- آتش سوزی 8- انفجار 9-پیشروی آب دریا10-فرسایش
در نوع فعالیت های انسانی مدت زمان بحران کمتر از حوادث طبیعی است و با عنایت به راهکار مقابله با آن که توزیح داده خواهد شد گذر از بحران سریعتر صورت می گیرد که این گونه بحرانها را کوتاه و موقت می نامیم و اما در حوادث غیر مترقبه طبیعی مانند زلزله سیستم آبرسانی یک شهر با خطر فرو پاشی و گسسته گی اضمحلال مواجه می شود و به طور قطع مانع از ادامه کار سیستم و خروج آن به حالت پایدار می گردد این شرایط نیز شرایط بحرانی نام دارد ، بنابراین مدیریت بحران مجموعه ای سازمان یافته است که با تشکیلات سازمانی منسجم ، تجهیزات و امکانات فنی ، طرح های مطالعاتی ، برنامه های عملیاتی و نظامهای ارتباطی به منظور کسب حداکثر آمادگی برای مواجهه با شرایط بحرانی ، طراحی و سازماندهی می شوند به طوری که همراه با حصول اطمینان از به حداقل رسیدن وقوع حوادث و نیز به حداقل رسیدن عواقب این حوادث در صورت وقوع می باشد از جمله عوامل مهم به هنگام وقوع حوادث مذبور در راستای مدیریت بحران سنجش آسیب پذیری سیستم است که در مفهوم تعیین با برآورد میزان تاثیرپذیری سیستم مثلاً سیستم آب شهری از فشار و بحران و بازماندن سیستم از انجام وظیفه و مسئولیت خویش می باشد این سنجش مستلزم تعریف و تعیین مرزهای سیستم ، شناخت مولف های کلیدی و بحران و برآورد تاثیر حادثه فرضی طراحی شده و تعین حداقل انتظارات عمومی از سیستم در صورت بروز حادثه مفروض خواهد بود.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: بررسی و مقایسه میزان افسردگی در ورزشکاران باستانی کار کهنسال (بیش از 65 سال) با همسالان غیر ورزشکار
قالب بندی:word
تعداد صفحات: 12
محتویات
مقدمه
روش شناسی تحقیق
روش گردآوری اطلاعات
روش های آماری
یافته های پژوهش
بحث و نتیجه گیری
چند پیشنهاد
قسمتی از متن
مقدمه
بیماری افسردگی را به علت شیوع بسیار زیاد آن "سرما خوردگی روانی" می گویند. ریگیر (1998) می گوید، 3/7 % از مردم آمریکا به اختلال اضطراب مبتلا هستند. برخی محققان در ایران اظهار داشته اند، 60% از جوانان ایرانی به نوعی از افسردگی رنج می برند. در حالی که تنها 16% از جوانان به طور مرتب به ورزش می پردازند.
افسردگی را می توان یکی از اختلالات خلقی نام نهاد که به انواع مختلفی تقسیم می شود.
انجمن روان پزشکی آمریکا در سال 1987، با جمع بندی علایم و علل افسردگی آن را چنین توضیح می دهد. نوعی افسردگی که علت آن کاملاً مشخص است، می تواند به نام واکنش های طبیعی به وقایع زندگی مانند مرگ عزیزان، از دست دادن شغل و یا یک موقعیت مهم به نام ((واکنش سوگ)) نامیده شود که پس از بروز در مدت زمان یک تا شش ماه و گاهی بیشتر و حداکثر یک سال بتدریج ناپدید می شود. این نوع اختلال خلقی را نمی توان به عنوان بیماری تلقی کرد، چون علت بروز و ایجاد افسردگی کاملاً مشخص بوده و به مرور زمان از شدت آن کاسته خواهد شد.
نوعی افسردگی که با مشکلات شخصیتی همراه است، می تواند با منشا ژنتیکی بوده و یا ناشی از تعامل ویژگی های ژنتیکی و محیطی –هردو- باشد که علائم عمومی آن چنین است:
بیشتر وقت ها شخص تا حد متوسطی فعالیت می کند و بتدریج سطح فعالیت او کاهش پیدا می کند، تا جائی که بیمار برای روزها و هفته ها در کمترین سطح فعالیت باقی می ماند و بیمار قادر به کار و تلاش نیست. کمبود و یا فقدان علاقه نسبت به افراد و اطرافیان و رویدادهای گوناگون، باعث می شود که شخص از هیچ عملی احساس رضایت نکرده و به هیچ مطلبی اظهار علاقه نمی کند.
خلق و خوی بیمار به طرف ناامیدی و غمگینی پیش می رود، تا جایی که احتمال ترک تمام علاقه ها و حتی خودکشی در او به وجود خواهد آمد. سپس اختلال شدیدی در ((خواب))، ((اشتها)) و ((میل جنسی)) به وجود می آید. گاه این اشخاص به نوعی بی قراری و بی تابی دچار می شوند، ولی برای انجام ساده ترین کارهای ضروری انرژی لازم را نخواهند داشت.
احساس بدبینی و سرزنش کردن خود و اطرافیان شدت می یابد تا جایی که از خود و نزدیکان خود بیزار می شوند. در میان روانشناسان فیزیولوژیک این عقیده بوجود آمد که احتمالاً افسردگی می تواند ناشی از اختلالات درونی و بیوشیمیایی بدن باشد. جرسون و نورون برگر (1982) این نوع افسردگی را "افسردگی یک قطبی" می نامند.
"بک" معتقد است: (( فرد افسرده، فشار و کشمکش را در میدان شناختی خود تجربه می کند.))
او چنین اظهار می کند: ((افسردگی حاصل اختلال فکری است. فرد افسرده دربارة خود، محیط و آینده اش برداشت منفی و شخصی دارد.)) بک به وجود آورندة معتبرترین تست ارزیابی افسردگی در افراد بالغ است. در زمینه ارتباط فعالیت های ورزشی با افسردگی، روتر (1992) در مورد 18 بیمار افسرده تحقیقی را انجام داد. او آن ها را در انتخاب درمان از طریق مشاوره (یک جلسه در هفته) یا مشاوره و دویدن (20 دقیقه دویدن به مدت 3 بار در هفته) آزاد گذاشت. در گروه مشاوره، کاهش چندانی از افسردگی به چشم نخورد، در صورتی که در گروه "مشاوره – دویدن"، کاهش افسردگی کاملاً بارز بود و بدین ترتیب نتیجه گرفته شد که احتمالاً دویدن و فعالیت های بدنی مناسب، یکی از عوامل مهم کاهش افسردگی است.
مطالعه دیگری توسط مارتینسون در سال 1984 روی 49 بیمار مرد و زن مبتلا به افسردگی شدید که بستری بودند، انجام شد. 43 نفر از این بیماران برنامه را به پایان رساندند. این برنامه شامل روان درمانی انفرادی، تفریح درمانی و یا فعالیت های آموزشی و ورزشی بود. گروه آموزشی-ورزشی به طور مشخصی کاهش بیشتری در نمرات افسردگی خود نشان دادند.
بر اساس مطالعات علمی ثابت شده است که فعالیت های مستمر ورزشی، سازگاری اجتماعی افراد را افزایش می دهد و اثر مثبت بر بهداشت روانی دارد. (استیونسون- 1975، دوناهیو- 1977، گراهام- 1990).
در تحقیقات دیگر، اثر فعالیت های ورزشی بر کاهش استرس و افسردگی در دانشجویان بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که دویدن آرام نسبت به سایر فعالیت های ورزشی به طور مشخص در کاهش استرس و افسردگی مؤثر است. (اوسیپ و همکاران- 1989، کلین- 1994، براندن و لوفتنین- 1991)
سام در سال 2000 در تحقیقات مروری خود دریافت: ((افسردگی بیمارانی که به طور منظم به ورزش و فعالیت های بدنی می پردازند، تخفیف پیدا می کند و کسانی که ورزش را کنار می گذارند، دوباره به افسردگی مبتلا می شوند.))
تحقیقات فراوانی بر روی تاثیر موسیقی برکاهش اضطراب و افسردگی نیز انجام شده است که در مجموع نشان دهندة تاثیر مثبت موسیقی بر کاهش افسردگی است. این بررسی ها از عهد فیٍاغورث شروع شده و در اوایل قرون وسطی، موسیقی دان برجسته ای به نام "بوتیوس" این پژوهش ها را ادامه داد. از قرن نوزدهم موسیقی به عنوان یک روش درمانی در کاهش علائم و بهبودی نسبی بسیاری از بیماری های روانی شناخته شد. سازمان بهداشت جهانی (W.H.O) توجه مردم را به این نکته معطوف کرد که ذهن و بدن بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند.از سال 1950، گروه های موسیقی درمانگر تشکیل شده و در بیمارستان ها به کمک بیماران روانی شتافتند و موسیقی ایرانی هم به لحاظ بافت و ساختار درون گرایی و عاطفی و ریتم های ادواری آرامبخش، می تواند تاثیر مطلوبی در شنونده ایجاد کرده و ضمن کاهش آلام روانی، باعث ایمنی بیشتر بدن، در مقابل بیماری ها شود.
تام (1984) از موسیقی جهت تسکین درد استفاده کرد.
اسپلبرینگ (1991) از موسیقی جهت مراقبت های پژشکی در بیماران نیازمند به مراقبت های ویژه استفاده کرد. نتایج پاره ای از تحقیقات نشان داده که موسیقی می تواند به صورت کلینیکی بر روی مسائل بیولوژیکی، مانند: میزان ضربان قلب، فشار خون، میزان و ریتم نفس، برون دهی قلبی، تونیسیته عضلانی، فعالیت های عروقی، تقویت سیستم ایمنی و تولید اندورفین تاثیرگذار باشد.
هولمز و راو (1967) با توجه به تاثیر "یکنواختی" بر افزایش افسردگی آن را یکی از عوامل مهم در فهرست خود قرار دادند.
در مجموع، عوامل تاثیرگذار بر افسردگی را علاوه بر عوامل ژنتیکی، می توان در یکنواختی و تکرار، استرس و فشارهای سنگین و بی حرکتی خلاصه کرد. ضمن آن که "موسیقی" مناسب، به عنوان یک روش درمانی جایگرین نام برده شده است.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد مقاله میزان شیوع اختلالات روانی بین بیماران کلیوی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 57
محتویات
مقدمه
بیان مسأله
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف کلی
اهداف جزئی
سئوالهای تحقیق
متغیرهای تحقیق
میزان شیوع
فصل دوم
پیشینه تحقیق
مفهوم اختلالات روانی
بر اساس تعریف DSMIV اختلال روانی
دیدگاه روان پویشی
نظریه روان کاوی فروید
دیدگاه زیستی
دیدگاههای رفتاری ـ شناختی
نظریه شناختی
دیدگاه اجتماعی ـ فرهنگی
دیدگاه خانواده
خود بیمارانگاری
روان پریشی
حساسیت بین فردی
نشانه های افسردگی
نظریه هایی در مورد افسردگی
و . . .
قسمتی از مقاله
فصل اول
موضوع تحقیق
مقدمه
مشکلات روانی در جوامع همانند کوه یخی می ماندکه تنها ده درصد آن قابل رؤیت بوده و نود درصد پنهان است . امروزه این مشکلات خسارتهای جبران ناپذیری بر پیکریه جامعه بطور عام و موقعیت شغلی افراد بطور خاص وارد کرده است. برخوردهای پرخاشگراه در خانواده و جامعه احساس نگرانی، افسردگی و اضطراب، مصرف زیاد و فراگیر داروهای اعصاب و روان همگی حکایت از مواجهه جامعه انسانی با مشکلات روحی روانی دارد . به گونه ای که بنابر اعلام سازمان بهداشت جهانی حدود پانصد میلیون نفر از جمعیت جهان در حال حاضر از بیماریهای روانی رنج می برند ( خراسان 1380).
در بررسی بیماریهای لازم است که کنش متقابل پیچید. بین نیروهای موجود در درون یک فرد و محیط او در نظر گرفته شود. طبیعت و تظاهر علائم و نشانه های روان پزشکی عمیقاً تحت تأثیر استحکام روانی بیمار، ظرفیتهای تطابقی او و دفاعهای روانی روانشناختیش قرار می گیرد. و تصویر بالینی حاصله نهایتاً بیانگر موازنه بین آسیب شناسی روانی بیمار است. ارتباط پیچیده بین شکل گیری علایم روانی و وقوع وقایع مختلف در زندگی به ویژه وقایع منحنی تهدید کننده، غیر قابل پیش بینی و مهارنشدنی وجود دارد. عموماً چنین وقایع ناخواسته ای موجب « در هم گسستگی عصبی » فرد شده و او را مستعد شکل گیری علایم روانی می کنند ( به ویژه اگر فرد قبلاً دارای یک اختلال روانی بوده باشد)
وقایعی مانند بیماری و ضعف و ناتوانی بدن در مقابله و توانایی با بیماری موجب آشفتگی روانی در بعضی از نجات یافتگان یافت می شود. پاسخهای فردی خیلی باهم فرق دارند. وقایع منفی زندگی و حمایت های ضعیف اجتماعی در آسیب زایی
آشفتگی های روانی اهمیت دارند. البته ممکن است مدتی طول بکشد تا عواقب مواجهه با ضربه روانی خود را نشان دهد. به همین دلیل ممکن است یک دوره بحرانی وجود داشته باشد که تا وقتی علائم بیماری خیلی شدید نشده بتوانیم از بدتر شدن آن جلوگیری می کنیم. از میان عوامل استرس زا می توان به بیماریهای کلیوی اشاره کرد که تا حدودی گریبان گیری تعدادی از افراد جامعه می باشد که اثرات باید از بر جسم روان افراد برجای می گذارد.
بیان مسأله
آیا از نظر میزان شیوع اختلالات روانی بین بیماران کلیوی و افراد عادی تفاوتی وجود دارد؟
تجربیات و تحقیقات نشان داده است که عدم توجه به مسائل فرهنگی و آموزشی زمینه برزو بسیاری ازمشکلات از جمله آسیب های روانی را در رابطه با بیماریها فراهم
می کند توجه به قشر محروم و آسیب پذیر در همه ابعاد انسانی ضرورت پرداختن به اینگونه مسائل را دوچندان کرده است و این در حالی است که بیشتر برنامه ریزان بهداشتی از میزان شیوع و عوارض اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی این اختلافات آگاهی چندانی ندارند از آنجا که وجود نقص بدنی و بیماریهای همچون کم کاری کلیه و معیوب بودن کلیه ها در آسیب روانی بی تأثیر نیست عدم توجه به این مسأله
می تواند مشکلات روانی را در فرد در درازمدت به وجود آورد برای جامعه و خانواده مشکلاتی را ایجاد کند با مهار و درمان اینگونه بیماریهای می توان احساس شرمندگی و کنترل را برای اینگونه افراد افزایش داد تا آنها از طریق مختلف آموزشی بر علم و آگاهی خود از میزان شیوع اختلالات روانی بیافزایند و بتواند با اتخاذ تصمیم مناسب از این قبیل مشکلات جلوگیری به عمل آورند.
بر اساس آمار منتشر شده از طرف بهداشت جهانی حدود 01/0 از مردم جهان در سنین مختلف دچار نوعی اختلال شدید روانی و 10 درصد از بیماریهای خفیف روانی رنج می برند و وقتی آمار مربوط به اختلالات روانی ناشی از بیماریهای جسمانی و روانی همچون اعتیاد به ارقام فوق افزوده می شود معلوم می شود چه بار سنگینی بر دوش خانواده ها و جوامع است.
بر اساس اعلام نظر وزارت بهداشت 20 درصد افرادمراجعه کننده به پزشکان دارای آسیب روانی هستند و تقریباً 5/0 درصد مردم ایران نیازمند خدمات مشاوره ای فوری می باشند اختلالات و آسیب های روانی موضوعی است که تقریباً همه افراد جامعه را تهدید می کند و هیچ کس ا زآن مصون نیست. میزان شیوع و عوامل ایجاد کننده این آسیب ها در سنین مختلف می تواند اطلاعات مفیدی را برای برنامه ریزیهای بلند مدت و کوتاه مدت به خصوص در مورد بیماران کلیوی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند قرار دهد تا با تدابیر قابل اتخاذ و براساس این اطلاعات بتوانیم از مشکلات روانی جلوگیری کنیم و در کاهش هزینه ها بکوشیم با توجه به مسائل فوق در این پژوهش سعی می شود که میزان اختلالات روانی را در بیماران کلیوی مورد بررسی قرار دهیم.
اهمیت و ضرورت تحقیق
طبق آخرین آمار مرکز دیالیزی ایران در حال حاضر 123 واحد همودیالیز در کشور وجود دارد و متجاوز از 6000 هزار نفر بیماری کلیوی در این واحدها تحت درمان با همودیالیزمزمن می باشند. توسعه امکانات همودیالیز کشورمان که طی دو دهه گذشته بسیار چشمگیری و قابل توجه بوده است . بطوریکه تعداد بیماران واحدهای همودیالیز نسبت به سال 1359 به 3 برابر و نسبت به سال 1367 به 2 برابر افزایش یافته است. با توجه به جمعیت دیالیزی، کمکهای اجتماعی چه از لحاظ کیفیت و چه از لحاظ کمیت در تطابق روانی اجتماعی بیمارانی که با بیماری مزمن زندگی می کنند مؤثر است. اعضاء خانواده معمولاً بزرگترین حامی اجتماعی بیماری می باشند. بر اساس امار و توضیحات بالا معلوم می شودکه بیماران کلیوی با یک مشکل اساسی روبرو هستند که باید این مشکلات با راههای درمان مناسب و کم هزینه رفع شوند و این تحقیق به بررسی مشکلات و موانع موجود بر سر راه بیماران کلیوی می پردازد و راههای مقابله و جلوگیری این بیماری را برای محقق و دیگران روشن می کند و این خود خدمتی مفید برای جامعه است که می تواند در راه مقابله هر چه بهتر این مشکل و بیماری برآید. کارمندان و پرسنل مراکز دیالیز بیماران کلیوی بیشترین افرادی هستند که از نتایج این تحقیقات بهره مند می شوند و می توانند با استفاده از نتایج اینگونه تحقیقات به بهبود هر چه بهتر مراجعه کنندگان بپردازند. با توجه به اختلالات روانی در بیماران کلیوی اینگونه تحقیقات گام مؤثری است برای شناخت این نوع اختلال ودرمان به موقع آن .
اهداف پژوهش
اهداف کلی
بررسی میزان شیوع اختلالات روانی در بین بیماران کلیوی با افراد عادی در شهرستان نیشابور
اهداف جزئی
تعین میزان اضطراب در بیماران کلیوی
تعیین میزان افسردگی در بیماران کلیوی
تعیین میزان روان پریشی در بیماران کلیوی
تعیین میزان وسواس در بیماران کلیوی
تعیین میزان حساسیت بین فردی در بیماران کلیوی
تعیین میزان خصومت در بیماران کلیوی
تعیین میزان پارانویا در بیماران کلیوی
تعیین میزان فوبیا در بیماران کلیوی
تعیین میزان خودبیمار انگاری در بیماران کلیوی
سئوالهای تحقیق
متغیرهای تحقیق
در این تحقیق متغیر مستقل بیماران کلیوی و افراد سالم می باشند.
متغیر وابسته : در این تحقیق متغیرهای وابسته شامل ابعاد نه گانه شخصیتی یعنی افسردگی، خودبیمار انگاری، فوبیا، خصومت، پارانویا، حساسیت بین فردی، خودبیمارانگاری، وسواس و روان پرشی می باشد.
تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم
اختلال روانی : منظور از تعریف نظری اختلال روانی نوعی بیماری است که باتظاهرات روان شناختی و رفتارهای همراه با آشفتگی هایی در کارکرد ناشی از یک اختلال بیولوژیک اجتماعی روان شناختی، ژنتیک فیزیکی یا شیمیایی ( کابلان سادوک به نقل از پورافکاری 1372).
منظور از تعریف عملی اختلال روانی در این تحقیق که مقیاس شخصیتی را
می سنجد این مقیاس ها را شامل می شود. 1 ـ افسردگی 2 ـ خودبیمار انگاری
3 ـ روان پریشی 4 ـ اضطراب 5 ـ وسواس 6 ـ خصومت 7 ـ حساسیت بین فردی
8 ـ پارانونیا 9 ـ فوبیا می باشد که برای دستیابی به پاسخ آزمون با استفاده از نمرات پرسشنامه که از صفر تا چهار میزان شده اند ( هیچکس تا حدی به شدت ) بدست
می آید و با میانگین جامعه آماری مقایسه می شود.
بیماران کلیوی : منظور از تعریف نظری بیماران کلیوی بیمارانی است که با استفاده از دستگاه کلیه مصنوعی مایعات اضافی و مواد زاید ( سموم ) از جریان خون آنها خارج می شود.
میزان شیوع
تعریف نظری میزان شیوع به کل موارد موجود به یک اختلال در یک جامعه آماری اطلاق می شود و منظور از تعریف عملیاتی میزان شیوع به درصد مواردیکه زنان یا مردان به این بیماری مبتلا می شوند و در کدام قشر جامعه بیشتر است می باشد.
فصل دوم
پیشینه تحقیق
مفهوم اختلالات روانی
بر اساس تعریف DSMIV اختلال روانی
به سندرم رفتاری یا روان شناختی مبهم بالینی اطلاق می شود که با ناراحتی یا ناتوانی همراه بود و فقط واکنش مورد نظر در مقابل رویداد خاصی نباشد. سازمان بهداشت جهانی ISD-10 اختلال را اینطور تعریف می کند به مجموعه ای از علایم قابل تشخیص بالینی و رفتاری گفته می شود که در بیشتر موارد با درماندگی و پریشانی توأم بوده و باعث مختل شدن کارکردهای شخصی می شود.
دیدگاههای نظری در اختلالات روانی
دیدگاه روان پویشی
گرایشی است نظری که بر عوامل تعیین کننده رفتار تأکید دارد.
نظریه روان کاوی فروید
فروید معتقد بود که اختلالاهای ذهن رفتارها و نشانه های عجیب و نامتعارفی ایجاد می کنند که می توان آنها را به صورت علمی بررسی و توجیه کرد. او معتقد بود که تجربیات اولیه زندگی نقش تعیین کنند ای در شخصیت دارند. این نکته از تحلیل کردن کودکی خود او ناشی شده است ( گی 1988، جونز 1953) به عقیده فروید ذهن
سه ساختار دارد ( نهاد، خود و فراخود ) و این سه بصروت پویا بر یکدیگر تأثیر
می گذارند(فروید 1905) اعلام داشت یک توالی رشد طبیعی وجود دارد که آن را مراحل روانی ـ جنسی نامید. هر مرحله بر ناحیه ای از بدن تمرکز دارد که از لحاظ جنسی تحریک پذیر است. به عقیده فروید ناکامی در پشت سرگذاشتن این مراحل بصورت طبیعی، آشفتگی های روانی ـ جنسی و اختلالهای شخصیت گوناگون ایجاد می کند. در مرحله دهانی ( از تولد تا 18 ماهگی ) منبع اصلی لذت برای کودک تحریک دهان و لبهاست.
که دو مرحله دارد دهانی ـ پذیرشی و دهانی ـ پرخاشی. واپس روی به مرحله دهانی ـ پذیرشی یا تثبیت در آن ، به اتکای زیاد به منابع ارضای دهانی مانند ضیت مکیدن، سیگار کشیدن و پرخوری منجر می شود. افرادی که به مرحله دهانی پرخاشی واپس روی می کنند یا در آن تثبیت می شوند متخاصم هستند و نگرش انتقادی نسبت به دیگران دارند. در طول مرحله معتقدی ( 18 ماهگی تا 3 سالگی ) انرژی جنسی کودک نوپا بر تحریک ناحیه معقد متمرکز می شود که از نگهداشت یا دفع مدفوع حاصل
می شود. در مرحله آلتی ( 3 تا 5 سالگی ) ناحیه تناسلی بدن مرکزاحساسهای جنسی کودک است . فروید معتقد بود که سرنوشت سلامت روانی آینده کودک در این مرحله تعیین می شود و فریود با اقتباس از ادیب شخصیت غم انگیزی که در ادبیات یونان باستان پدرش را می کشد و مادرش ازدواج می کند.
دیدگاه زیستی
طرفداران این دیدگاه معتقد هستند که اختلال در هیجانها، رفتار و فرآیندهای شناختی به علت نابهنجاری در عملکرد بدن است. رفتارهای پیچیده هیجانها حاصل فعالیتهای سیستم دستگاه عصبی مرکزی از مغز و گذرگاههای عصبی که از طریق نخاع شوکی به طرف مغز امتداد دارند و از آن به مناطق دیگر منتهی می شوند تشکیل می شود . نورون یا سلول عصبی، واحد اساسی ساختار و عملکرد درون سیستم عصبی است. وظیفه نورون انتقال اطلاعات است. بین نورونها فاصله ای به نام شکاف شیناپسی وجود دارد. اطلاعات از آکسون یک نورون به دندریت نورونهای دیگر فعالیتهای شیمیایی و الکتریکی را در بردارد. انتقال دهنده های عصبی چند نوع هستندکه از مهمترین آنها استیل کولین ـ اسید گاما ـ آمینوبوتیریک ( GABA). سروتونین، دوپلین، نوراپی نفرین هستند. نوراپی نفرین عموماً انتقال دهنده عصبی تحریکی محسوب
می شود که کمبود این ماده عامل ایجاد افسردگی است.GABA وقتی که از سیناپس عبور می کند نقش بازدارنده دارد. نابهنجاری در انتقال دهنده ها علت های احتمالی برخی ازنابهنجاری ها محسوب می شوند. مثلاً سروتونین در انواع اختلالها از جمله وسواس فکری ـ عملی، افسردگی نقش دارد علاوه بر سیستم عصبی، سیستم درون ریز نیز فعالیتهای بدن را کنترل می کند. سیستم درون ریز از تعدادی غده تشکیل شده که هورمونها را ترشح می کنند. بنابراین سیستم عصبی و درون ریز به هم متصل هستند و این اتصال در سلامت یا پریشانی روانی مؤثر است. اختلال در سیستم درون ریز می تواند عوارض گسترده ای برای رفتار و سلامتی داشته باشد. مثلاً مقدار اضافی هورمون تیروئید باعث تحریک پذیری و بی قراری بیش از حد فرد می شود. تأثیرات ژنتیک یکی دیگر از مفاهیم زیستی است و می تواند فرد را در اجرای ابتلا به سرطان ، بیماریهای روانی اساسی و یا بیماریهای پیچیده دیگر مستعد سازد درمانهایی که از دیدگاه زیستی تبعیت می کنند عمدتاً به کاهش دادن یا برطرف کردن نشانه های اختلالها گرایش دارند. درمانهای زیستی، درمانهایی را شامل می شوندکه بر اساس علتهای شناخته شده یا فرض شده اختلال عمل می کنند مثل جراحی روانی ـ درمان با تشنج برقی، (ECT)
دیدگاههای رفتاری ـ شناختی
طبق دیدگاه رفتاری نابهنجاری در اثر تجربیات یادگیری رفتار ایجاد می شود . طبق دیدگاه شناختی رفتار نابهنجار به علت فرآیندهای فکری ناسازگارانه ایجاد می شود که به رفتار کژ کاری می انجامد. گاهی دیدگاه رفتاری شناختی را صرفاً شناختی
می خوانند. به عقیده رفتار گرایان بسیاری از واکنشهای خودکار و هیجانی ما از طریق فرآیند شرطی سازی کلاسیک فراگیر می شود که طی آن پاسخ بازتابی را با محرک نامربوط تداعی می کنیم. این پیوند زا طریق همانندیهای مکرر دو نوع محرک تشکیل شده است که محرک خنثی و محرک شرطی نامیده می شود. محرکی که به طور طبیعی برانگیخته شود محرک غیر شرطی نامیده می شود. محرکی که به طور طبیعی برانگیخته شود محرک غیر شرطی نامیده می شود واکنش هیجانی وقتی با محرک شرطی تداعی شده باشد پاسخ شرطی نامیده می شود این بازتاب قبل از شرطی سازی، پاسخ غیر شرطی خوانده می شود. مدل شرطی سازی کلاسیک اختلالهای روانی را به این صورت توجیه می کند:
افراد از طریق شرطی شدن واکنشهای هیجانی را فرا می گیرند که توانایی های آلفا را رد انجام دادن تکالیف روزمره مختل می کند. متمایز کردن دو محرک که خصوصیات مشابه دارند ولی اساساً متفاوت هستند تمییز محرک نامیده می شود.. شرطی سازی کنشگرفرایند یادگیری است که به موجب آن فرد از طریق تقویت، رفتارهایی را فرا میگیرد. شرطی سازی کنشگربر خلاف شرطی سازی کلاسیک، یادگیری رفتارهایی را شامل می شود که خودکار نیستند. یادگیرنده می کوشد در انجام دادن رفتارهایی که به پیامد مثبت منجر می شوند. تقویت کند زیرا که فرایند مثبت می تواند باعث حذف شدن موقعیتی آزار دهنده یا ناخوشایند نیز باشد. اصول شرطی سازی کنشگر را
بی. اف. اسکینر ابداع کردکه احتمالاً همراه فروید یکی از مشهورترین شخصیتها در روان شناسی است. تقویت اصل زیربنایی مدل شرطی سازی کنشگراسکینر است. تقویت کردن یعنی نیرومند ساختن تقویت کننده هایی که یک نیاز زیستی را برآورده می کنند تقویت کننده نخستین نامیده می شوند. رفتار توسط تقویت کننده های ثانوی هم برانگیخته می شوند. این نوع تقویت کننده ها ارزش خود را از ارتباط با تقویت کننده های نخستین کسب می کنند.
طبق دیدگاه رفتاری وشناختی نابهنجاری از یادگیری و تفکر غلط ناشی می شود و با روشهایی که به این فرآیند ها بپردازند می توان آنرا تغییر داد. متخصصان بالینی در مداخله هایی که بر اساس نظریه ها رفتاری قرار دارند. قبل از در نظر گرفتن روشهایی که احتمال مؤثر بودن آنها وجود دارد و از تحلیل رفتاری انتقاد می کنند به این صورت که می کوشند عوامل نگهدارنده رفتار را دقیقاً بشناسند. متخصص بالینی در
مداخله هایی که بر نظریه شناختی استوار هستند باهمکاری درمانجو در جهت تغییر دادن الگوهای تفکر ناسازگارانه تلاش می کنند.
نظریه شناختی
گر چه افراد متعددی به رویکرد شناختی کمک کرده اند دو نفر از این مرز مشهور هستند آرون بک و آلبرت آلیس .
به عقیده بک ویژگی فراگیر تعدادی از اختلالهای روانی وجود افکار خودکار است. عقاید بسایر محکمی که فرد حتی نمی داند آنها به احساسهای ناخشنودی و دلسردی منجر می شوند. افکار خودکار حاصل نگرشهای کژ کار هستند یعنی قواعد یا ارزشهای شخصی که افراد به آنها اعتقاد دارند. دو سازگاری، مناسب اختلال ایجاد می کنند. الیس در مدل « A-B-C » خود ارتباط فرایندهای شناختی و هیجانی را شرح می دهدکه به موجب آن اعلام می دارد افراد با نمونه ای که درباره تجربیات فکر می کنند
می توانند خود را خوشبخت یا بدبخت کنند. در این مدل A به دو تجربه فعال ساز یا ناملایمات B به عقاید و به پیامدها اشاره دارد (الیس 1988) این عقاید است که در افراد مبتلا به اختلالهای روانی معمولاً غیر منطقی هستند. آلیس آنها را عقاید غیر منطقی نامید. عقایدی درباره خود و دنیا که نامعقول، افراطی و غیر منطقی هستند.
دیدگاه اجتماعی ـ فرهنگی
دیدگاه خانواده
طرفداران دیدگاه خانواده علت بابهنجاری را آشفتگی های موجود در الگوهای تعامل و روابطی که بین اعضای خانواده برقرار است می دانند. در محدوده دیدگاه خانواده چهار رویکرد عمده وجود دارد:
بین نسلی، ساختاری، راهبردی و تجربه ای. جی هیلی رویکرد راهبردی را مطرح کرد که به موجب آن روی حلکردن مشکلات خانواده تأکید میشود و در این راستا روابط قدرت در خانواده مورد توجه خاص قرار می گیرد. در محدوده رویکرد تجربه ای، نظریه پردازان چون کارل ویتاکر، روی فرآیندهای ناهشیار و هیجانی خانواده ها تأکید میکند. رفتار کژکار از اختلال دررشد شخصی حاصل می شود. نظریه پردازان خانواده به شناخت و درمان افراد مبتلا به انواع اختلالها کمک شایانی کرده اند. به عنوان مثال فرد مبتلا به اسکیزورنی در خانواده ای که اعضای آن عیب جو، متغاصم و ازلحاظ عاطفی هم خیلی درگیر هستند به احتمال بیشتری دچار نشانه های این اختلال خواهند شد. بی توجهی و بدرفتاری نیز عوامل مهمی هستند که آسیب پذیری نسبت به اختلال روانی را افزایش می دهند.
علاوه بر خصوصیات شخصی مانند جنسیت یا طبقه اجتماعی ، همه ما بطور نامطلوبی تحت تأثیر نیروهای اجتماعی کلی هم قرار داریم . برای مثال تئودور میلون (1998) معتقد است که در جامعه غرب ارزشهای اجتماعی بی ثبات به افزایش این اختلالها کمک کرده اند. به اعتقاد او بی ثباتی اجتماعی و فقدان هنجارهای اجتماعی روشن به خانه راه پیدا می کنند و باعث می شوند کودکان احساس کنند که زندگی غیر قابل پیش بینی است و بعداً در زندیگ خود نسبت به ایجاد اختلالهای روانی مستعدتر می شوند اختلالهای روانی می توانند در نتیجه رویدادهای تاریخی ویرانگر مانند سختیهای انقلاب سیاهی، آشوب، بلایای طبیعی، یا فقر ناشی از رکود اقتصادی هم ایجاد شوند . متخصصان بالینی به افراد مبتلا به ناراحتیهای که توسط عوامل اجتماعی ـ فرهنگی ایجاد یا تشدید شده اند چگونه کمک می کنند؟ خانواده درمانی یکی از روشهاست به اینصورت که در جریان خانواده درمانی اعضای خانواده تشویق می شوند. روشهای جدید برقراری رابطه با یکدیگر و فکر کردن به مشکلاتشان را امتحان کنند.
گورمن ( 2001) تفاوتهای موجود بین درمانگرانی که در خانواده درمانی یا زوج درمانی تخصص دارند با متخصصانی که به درمان فردی می پردازند مشخص کرده است. خانواده درمانگران و زوج درمانگران به جای تمرکز دادن بر مشکلات یا مسائل فرد به درمانجویان کمک می کنند هدفهای درمان را با در نظر گرفتن الگوهای ارتباطی تعریف کنند که مشکل یا نشانه خاصی را نگهداشته اند. یک روش دیگر گروه درمانی است . خیلی از افراد آشفته وقتی که تجربیات و سرگذشتهای خود رابا کسانی در میان می گذارند که شبیه آنها هستند تغییر می کنند به نظر برخی از متخصصان بالینی گنجاندن گروه درمانی در درمان افراد مبتلا به اختلالهای خود روان بسیار با ارزش است.
بیمار روانی : زمانی که در رفتار و فکر و میزان کاریابی و شناخت فرد در اثر نقص در عملکرد و شخصیت فرد اختلال ایجاد می شود شخص بیمار روانی اطلاق می گردد.
ابعاد پرسشنامه SCL90
در پرسشنامه SCL90R نه بعد سنجیده می شود.
افسردگی[1]
علایم این بعد منعکس کننده طیف وسیعی از نشانه های بالینی افسردگی است که شامل خلق و خوی افسرده، بی علاقگی نسبت به لذت زندگی، احساس نا امیدی و افکار خودکشی ودرماندگی می باشد. سئوالات مربوط به افسردگی در این آزمون مواردی از قبیل احساس تنهایی، احساس غمگینی نگران بیش از حد درباره چیزی یا شخصی و احساس کاهش انرژی و ... را در بر می گیرد. از طبقه بندی اختلالات روانی و رفتاری سازمان بهداشت جهانیICD-10 افسردگی اینطور تعریف شده که فرد از افسردگی فقدان لذت و علاقه کاهش انرژی که منجر به خستگی مفرط و کاهش فعالیت می شود رنج می برد. خستگی شدید بعد از یک فعالیت کوتاه نیز شایع است و سایر علایم عبارتند از الف ) کاهش تمرکز و توجه ب ) کاهش عزت نفس ج ) احساس گناه و بی انرژی د ) نگرش بدبینانه نسبت به آینده ، عقاید یا اعمال آسیب رساندن به خود یا فکر خودکشی و ) اختلال در خواب و کاهش اشتها.
خود بیمارانگاری[2]
در این بعد از ناراحتی ها ناشی از ادراک عملکرد ناسالم بدن است این اشکال در کارکرد سیستم عصبی خودکار و اجزاء تشکیل دهنده آن ظاهر شده و درنتیجه به صورت شکایتی از عملکرد سیستم قلبی عروقی و گوارشی و تنفسی تظاهر می کند. سئوالات مربوط به این بعد در آزمون ، مواردی همچون : سردرد داشتن، احساس درد در ناحیه قلب، کمردرد و احساس مور مور شدن، احساس ضعف و ... را شامل
می شود.
در ICD-10 مشخصه اصلی این بیماری این است که بیماران دائماً فکر می کنندکه به یک اختلال جسمی و پیشرونده شدید و یا چندین نوع از این اختلالها مبتلا هستند آنان شکایات جسمانی و اشتغال ذهنی دایمی به وضعیت جسمی خود نشان می دهند و این نشانه های جسمانی از سوی بیمار غیر طبیعی و پریشان کننده تفسیر می شود.
روان پریشی[3]
در ICD-10 سازمان بهداشت روان پریشی اینطور تعریف شده که فرصتهای مربوط به مکانیزم روان پریشی نیست بلکه صرفاً نشانگر وجود توهمات، هذیانها و یا معدودی ا زناهنجاریهای رفتاری متعددی نظیر برانگیختگی کلی و فزونکاری، کندی روانی حرکتی محسوس و رفتار کاتا تونیایی است و سئوالات مربوط به روان پریشی در این آزمون عبارتند از حالت گوشه گیرانه وانزوا و نحوه زندگی استروئیدی تا علایم اسکیزوفرنی مانند هذیان و انتشار فکر می گردد و احساس عدم صمیمیت با دیگران، شنیدن صداهایی که دیگران قادر به شنیدن نیستند، اعتقاد به داشتن بیماری فکری و روحی، احساس تنهایی نمودن و حتی زمانی که با دیگران هستند و ... می باشد.
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درمورد میزان رضایت شغلی
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 10
محتویات
چکیده طرح پژوهشی
مقدمه
بیان مسأله
تاریخجة مختصری از مطالعات انجام شده در خصوص موضوع تحقیق
بررسی میزان رضایت شغلی کتابداران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر تهران
بررسی میزان رضایت شغلی کارکنان زن شاغل در وزارت مسکن و شهرسازی در مقایسه با مردان
قسمتی از مقاله
چکیده طرح پژوهشی:
به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران از میان همه مفاهیمی که متخصصان رفتار سازمانی، مدیریت و روانشناسان سازمان و صنعتی در موقعیت های مختلف مورد مطالعه قرار داده اند، رضایت شغلی از مهمترین زمینه های پژوهشی بوده است. اهمیت رضایت شغلی از یک سو به دلیل نقشی است که در بهبود و پیشرفت سازمان و نیز بهداشت و سلامت نیروی کار دارد و از دگرسو، به علت آن است که مفهوم رضایت شغلی علاوه بر تعاریف و مفهوم پردازیهای متعدد و گاه پیچیده، محل تلاقی و نیز سازه مشترک بسیاری از حوزه های علمی مانند روانشناسی، مدیریت، جامعه شناسی و حتی اقتصاد و سیاست بوده است. به همین دلیل دیدگاه ها و مفهوم سازیهای (conceptualization) متعدد و گاه متناقضی درباره آن شکل گرفته و توسعه یافته است. یکی از جدیدترین نظریه ها در این باره متعلق به ترز (2000) است. ترز (Terez) در نظریه خود تحت عنوان «جستجوی معنا در محیط کار» تلاش کرده است از دیدگاه روانشناختی عواملی را که می تواند به محیط های کاری و سازمانی معنا بخشیده و آنها را مطلوب سازد شناخته و راه های عملی ساختن آنها را تبیین کند. مقاله حاضر سعی دارد هر یک از این عوامل را همراه با دیدگاه سایر صاحب نظران و نظریه پردازان به اختصار توصیف کند.
مقدمه:
آیا حقیقتاً چیزی در محیط کار وجود دارد که آن را بامعنا سازد، اگر چنین است چگونه می توان آن را شناخت، احساس کرد و یا به وجود آورد، اکثر نظریه پردازان رضایت شغلی، در تلاش برای پاسخ به این گونه پرسشها به تبیین نظری رضایت شغلی و عوامل سازنده آن پرداخته اند. از جمله موخرترین این نظریه پردازان ترز (2000) است. به اعتقاد وی بیشتر مفاهیم و تبیین هایی که در پیشینه مطالعاتی رضایت شغلی وجود دارد بر پایه: 1) دیدگاه های اولیه فرد درباره ی محیط کار 2) نظریه های گوناگون روانشناسی و مدیریت 3) فنون مبتنی بر تلقین های روان شناختی قرار دارد. اما هیچ کدام نمی تواند تبیین کنند. تمامی مولفه های پیچیده رضایت شغلی باشد بلکه چیزی بیشتری وجود دارد که وی به آن «پروژه معنا در کار MeaNinàof workproject)) می گوید. ترز با به کارگیری روش های گوناگون پژوهشی و آماری بسیاری از جوانب ابعادی که می تواند یک محیط کاری را بامعنا و رضایت بخش سازد، مشخص کرد. او علاوه بر استفاده از روش های مصاحبه، مشاهده و مقیاسهای سنجش رضایت شغلی از آزمودنی های خود پرسش های کلی و متعددی به عمل می آورد که تمامی آن ها بر پایه یافتن معنا در محیط کار قرار داشت مانند: یک کار بامعنا را چگونه تعریف می کنید، آیا معنا داشتن کار و حرفه با رضایت شغلی تفاوت دارد، بامعناترین و کم معناترین تجربه کار خود را چه می دانید، چگونه می توان معنای بیشتری و بهتری در زندگی کاری ایجاد کرد. پاسخ به پرسش های بالا و داده هایی که از روش های گوناگون پژوهشی به دست آمده، معنای تجزیه و تحلیل های ترز قرار گرفت و سرانجام به تعیین عواملی در محیط کار منجر شد که وی آنها را «کلیدهای رضایت شغلی» نامید. به اعتقاد او هر یک از کارکنان مجموعه ای از عوامل را در اختیار دارند که به وسیله آنها نیاز معنا بخشیدن به تجربه های شغلی خویش را برآورده می سازند. این عوامل بسیار شبیه به کلیدهایی است که همیشه همراه خود دارند. کلیدهای اصلی می توانند احساس عمیق هدف دار بودن، خلاقیت و یافتن فرصت برای برقراری ارتباط های موثر برای یک فرد و احساس مالکیت، چالشهای متعدد و هماهنگی خوب با سازمان برای افراد دیگر، باشد. ترز در مجموع 22 کلید (عامل) اصلی رضایت شغلی را مشخص و شرایط فقدان و ایجاد هر یک را به تفصیل بیان می کند.
جستجوی معنا در محیط کار ß ترجمه و اقتباس : علی عسگری
بیان مسأله:
(رضایت شغلی): دربرخی بررسیها دریافته اند که عامل های استرس معینی در وضعیت های معینی موجب بهبود در عملکرد شغلی و رضایت شغلی و فشار کار می شوند، حال آنکه پژوهش های دیگر نشان داده اند که استرس ممکن است به کاهش عملکرد شغلی و رضایت شغلی منجر شود. اگر تفاوت های فردی در نظر گرفته شوند، خواهیم دید که نسبت میان رضایت شغلی (و متغیرهای دیگر پیچیده تر می شود. به عنوان نمونه وال شاک walshak) (در 1981) با انجام بررسی گسترده ای دربارة تأثیر اسرتس در مردان و زنان- در شکل های کارگری یکسان نتایجی را به دست آورده است که نشان می دهند سطح رضایت شغلی زنان با مردان در مشاغل یکسان، بسیار متفاوت است.
نتیجه گیریها و بررسی ها نشان می دهند که رضایت شغلیِ کم، نشانه از استرس شغلی است. در ارزشیابی اثربخشی راههای مداخله ای که مدیریت استرس در پیش می گیرد، می توان رضایت شغلی را نیز وسیلة سنجش مفیدی برای نتیجة کار دانست، اما تعیین بهترین شیوه برای سنجش کلی حاصل کار دشوار است. در بعضی موردها، برای مشخص کردن رضایت شغلی به طور مستقیم به ارزیابیهای رفتاری دست می زنند. نمونه هایی از چنین سنجشهای رفتاری عبارتند از تعیین دفعات (یا فراوانی) غیبتها، شمار کارکنانی که ترک کار کرده اند، یا میزان شکوه و شکایت های اظهار شده.
مشخصات فایل
عنوان: ناخودآگاهی روحی و خلأ وجودی
قالب بندی: word
تعداد صفحات:14
محتویات
قسمتی از مقاله
ناخودآگاهی روحی و خلأ وجودی
چه هنوز بخشهایی از بیهاوریسم (رفتارگرایی) می تواند سودمند و پذیرفتنی باشد. امروز دیگر روان کاوی فروید تنها میدان دار عرصه روان درمانی نیست که انسانها را موجوداتی دارای چند عقدة روانی بداند و تقریباً همه انسانها را دارای درجاتی از بیماری روانی بپندارد و عقده جنسی اساس نظریه او در تلقی عامه قرار گیرد، اگر چه کشف فروید درباره « ناخودآگاه » هنوز کشفی مهم تلقی می شود. اما پیروان او به تدریج اصلاحاتی را دربارة عناصر روانی و بیماری ها و سلامتی روانی اعمال کردند، و آدلر و یونگ اولین کسانی بودند که راه خود را از تفکر محدود فروید جدا کردند، روان کاوی و روان درمانی امروز به افقهای گسترده تری دست یافته و از آن دیدگاه محدود و نومید کنندة فروید دربارة انسان رها شده است.
دربارة ناخودآگاه نیز یونگ، فروم، فرانکل و دیگران دیدگاههای جالبی مطرح کرده اند و یکی از مهمترین سخنان دربارة « ناخودآگاه » سخن دکتر ویکتور فرانکل اتریشی است که معتقد است در انسان علاوه بر ناخودآگاه روانی (غریزی) (Instinctual Uonscious) « ناخودآگاهی روحی » روحانی (Spiritual Unconscious) نیز وجود دارد.
او معتقد است با سرکوب چیزی که در سطح ضمیر آگاه قرار دارد، آن چیز ناخودآگاه رانده می شود، و بر عکس، با برداشتن سرکوب، آن چیز که در ناخودآگاه است به سطح آگاه می رسد. اما او با اشاره به نظر فروید درباره « ناخودآگاه» می نویسد:
« او (فروید) همزمان با نادیده گرفتن ب عد روحی در ناخودآگاه و غریزی دیدن از « ناخودآگاه » را بدنام کرد. »
وقتی که دو نوع « ناخوداگاه» وجود داشته باشد، طبیعی است که دو نوع سرکوب هم وجود دارد.
« تحلیل وجودی با کشف ناخودآگاهی روحی از مخاطره ای که روان کاوی در آن در غلتیده بود، یعنی « ایده » سازی ناخودآگاه، اجتناب ورزید. معنی درمانی و اساس تحلیل وجودی با تکیه بر مفهوم ناخودآگاه روحی، از هر نوع روشنفکرگری و خردگرایی یک جانبه در نظریه اش نسبت به انسان پرهیز نمود . . . حال در مرحله سوم توسعه، تحلیل وجودی، از دینداری ناخودآگاه در درون ناخودآگاه روحی پرده برداشته است. این دینداری ناخودآگاه که با تحلیل پدیدار شناسنامه ما آشکار گردید، باید به عنوان یک رابطه پنهان با تعالی، که فطری انسان است فهمیده شود. اگر کسی ترجیح می دهد می تواند این رابطه را در چهارچوب روابط بین «خودذاتی» یا «فطری» (Immenent Self) و یک «تو» ی متعالی درک نماید. اما اگر کسی بخواهد آن را قاعده مند کند، ما با چیزی رو به رو می شویم که من دوست دارم آن را «ناخودآگاه متعالی» به عنوان بخشی و قسمتی در ناخودآگاه روحی بخوانم. این مفهوم، معنایی جز این ندارد که انسان همیشه برای ارتباط ارادی یا تعمدی با متعالی، حتی اگر فقط در سطح ناخودآگاه باشد، ایستاده است.
اگر کسی مرجع مختار یک چنین رابطه ناخودآگاه را «خدا» بخواند، مناسب است که از یک « خدای ناخودآگاه» ] یعنی خدا در ناخودآگاه [ سخن بگوید. اما این هیچ وجه به این معنی نیست که خدا برای خودش نیز ناخودآگاه است، بلکه به این معنی است که خدا ممکن است برای بشر ناخودآگاه باشد، و اینکه روابط بشر با خدا ممکن است ناخودآگاه باشد. »
البته او تکیه می کند که « ناخودآگاه روحی و حتی بیشتر از آن، موضوعات مذهبی آن، یعنی آنچه را که ما ناخودآگاه متعالی خوانده ایم، یک عامل وجودی است، و نه یک فاکتور غریزی. این چنین واقعیتی به وجود روحی تعلق دارد، نه به واقعیت روان-فیزیکی. »
و این می رساند که فرانکل چقدر به نظریة قرآنی فطری بودن اعتقاد به خدا و دین نزدیک است، و این کشف روان کاوانة او می تواند حتی به درک ما از عالم « الست » کمک کند، که خداجویی در وجود انسان است . . . .
اکنون با پذیرش ناخودآگاه روحی، و وجود در ناخودآگاه روحی کسانی که حس دینداری را در خود سرکوب کرده اند، با دیگران این حس را در آنها سرکوب کرده اند- زیرا برای کسانی که خداوند را می پذیرند و دینداری در خودآگاهشان وجود دارد، دیگر حس دینداری به ناخودآگاه رانده نمی شود- چه اتفاق می افتد؟ این همان نقطه مهم در نظریه فرانکل است که مطلوب گذشته را برای درک این قسمت نقل کردیم.
او می نویسد:
« بنابراین، هر آنچه که در مورد ناخودآگاه به طور عام درست است (که شخص با راندن امور غریزی با سرکوب، به ناخودآگاه روان رنجوری پیدا می کند) در مورد دینداری ناخودآگاه نیز به طور خاص صدق می کند؛ یعنی سرکوب به روان رنجوری می انجامد. »
او با نقل و نقد نظریه فروید دربارة روان رنجوری عملی می نویسد:
« روان رنجوری (عملی) ممکن است یک دینداری وجودی بیمار شده باشد. در واقع، شواهد بالینی حاکی است که ضعیف و سست شدن و تحلیل رفتن احساس مذهبی در انسان موجب اختلال در ادراکات مذهبی او می گردد.
یا بی بیانی کمتر بالینی، به محض اینکه فرشته درون سرکوب می گردد تبدیل به یک دیو می شود؛ حتی در سطح اجتماعی- فرهنگی ما مشابه آن را داریم؛ در بسیاری از مواقع ما دیده ایم و شاهد بوده ایم که چگونه مذهب سرکوب شده به خرافات مذهبی تغییر و تحول پیدا می کند. در قرن ما خدا شدن خرد و عقل و فن آوری خود بزرگ بین، ابزارهای سرکوب گری هستند که در پای آنها احساس مذهبی شده است. این واقعیت بخش عمده ای از وضعیت کنونی بشر را شرح می دهد، در واقع تجسم همان گفته فروید است که مذهب روان رنجوری وسواسی (عملی) جهان شمول بشریت است.
و نتیجه گیری می کند که:
« در جمع بندی این فصل ممکن است به خود جرأت بدهیم و بگوییم خدا در واقع یک خدای منتقم است، زیرا وجود روان رنجورانه در بعضی موارد به نظر می رسد که خراج یا جریمه ای است که بشر به خاطر روابط فلج شده اش با تعالی می پردازد. »
او این بیماری را همان گونه که خواندیم، معلول « احساس مذهبی سرکوب شده ناخودآگاه می داند و می نویسد:
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: نقش والدین و مردمان در رشد زبانی کودک
قالب بندی: word
تعداد صفحات:12
محتویات
نقش والدین و مردمان در رشد زبانی کودک
نظریه ی تقلید یا رفتارگرایی
شیوه ی فطرت گرایانه
شیوه ی شناختی
شیوه ی همخوان (تداعی)
زبان و رشد فرآیندهای ذهنی کودک
نقش تقلید در زبان آموزی کودک
درون نهاد زبانی کودک
خلاصه
منابع و مراجع
قسمتی از مقاله
«نقش والدین و مردمان در رشد زبانی کودک»
«آیا به نوای دیگران به ترنم می آییم»
گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت
«ایرج میرزا»
تا مدتی نه چندان پیش عقیده ی عامه و بعضی از خواص همنوا با شاعر خوشکدام و بذله گوی تما ایرج میرزا بود که «زبان» نیز در راستای دیگر مهارت ما یاد دادنی است یعنی مادر با گذاشتن الفاظ بر زبان کودک او را به ترنی وا می دارد همچون جوجه پرندگان که به نوای مادر به ترنم در می آیند .
نظریه ی تقلید یا رفتارگرایی :
از نظر رفارگرایان کودکان زبان را به عنوان فرآیندی تقلید و تقویت می آموزند . کودک با تقلید کردن گفته های شنیده شده از اطرافیان و با تقویت پاسخ هایشان ، با تکرار و تصحیح این شنیده ها و از طریق عکس العمل هایی که بزرگترها نسبت به آن ها نشان می دهند زبان را فرا می گیرند . از نظر آن ها کودک با لوحی پاک به دنیا پا می گذارد ؛ یعنی با ذهنی عاری از تصورات قبلی راجع به جهان یا زبان . کودک سپس ، به وسیله ی محیط خود به زبان شکل می دهد و آرام آرام به کمک عوامل تقویت کننده نسبت به محیط خود شرطی می شود . این نظریه از چندین جهت مورد چالش قرار گرفته است .
شیوه ی فطرت گرایانه :
طرف مقابل رفتارگرایی مدعی است که طفل همراه با دانش فطری خاصی به دنیا می آید ، دانشی که نه تنها شامل آمادگی های قبلی و گرایشهای کلی بلکه شامل علم بر ماهیت زبان و جهان است . سپس ، طفل از طریق اعمال اراده ی خود و با تکامل بخشیدن بدین مجموعه های دانش ، بر محیط خویش تأثیر می گذارد .
یکی از منتقدین رفتارگرایی نوام چامسکی زبان شناسی آمریکایی است که ادعا کرد که کودکان با توانائی ذاتی رشد زبان به دنیا می آیند . یعنی مغز انسان آماده ی فراگیری است به طوری که وقتی در معرفی زبانی خاصی قرار می گیرد اصول کلی خاص برای کشف ساختار زبان به طور خودکار شروع به عمل می نماید . این اصول «وسیله فراگیری زبان» را تشکیل می دهند . کودک با این وسیله برای فهمیدن گفته های اطراف خود یا درون داد به فرضیه سازی درباره ی ساخت و ساختن سلامت به کار می برد .
شیوه ی شناختی :
ژان پیاژه رشد جامع الاطراف را نتیجه ی کنش متقابل و سن کودک و محیط او /// کنش متقابل و مکمل بین استعدادهای شناختی در حال رشد او از یک طرف و تجربه ی زبانی وی از طرف دیگر می داند . آنچه کودک درباره ی زبان می آموزد ، تابع چیزی است که از قبل درباره ی دنیا می داند . از نظر آنان فراگیری زبان را باید در متن رشد فکری کودک مطالعه کرد . ساختارهای زبانی فقط هنگامی رشد خواهند کرد که مبانی شناختی قبلاً بوجود آمده باشد مثلاً قبل از به کارگیری مفهوم مقایسه کردن کودک باید مفهوم اندازه را آموخته باشد .
شیوه ی همخوان (تداعی) :
در سال 1972 جان مک نامارا مقاله ای متشر کرد که استدلال چامسکی را درباره ی وسیله ی فراگیری زبان واژگون کرد . به جای این ادعا که کودکان یک وسیله ای فراگیری «ذاتی» دارند که محتوی آن خاصی زبان است ، با این نتیجه که کسب زبان زودتر از دیگر مهارت های عقلی جریان می یابد ، مک نامارا گفت که کودکان دقیقاً به این علت قادر به یادگیری زبان هستند که برخی مهارت های دیگر دارند و به ویژه به این علت که کودکان توانایی نسبتاً تکامل یافته ای برای درک کردن برخی از انواع وضعیت های روابط بلافصل و سیستم انسانی دارند . یادگیری زبان بی شک برای مدتی دراز پیوند ناگسستنی بیشتری با عناصر غیرزبانی خواهد داشت تا با هر چیز دیگری که تاکنون گفته شده است .
زبان و رشد فرآیندهای ذهنی کودک :
برای پیوندهای میان و پیشرفت زبانی و رشد کلی ذهن کار آسانی نیست ، زیرا فرآیندهای ذهن کودک ، هم بر اثر نضج و هم بر اثر شرایط زندگی دچار تغییر می گردد و تفکیک این دو عامل از عامل زبان که در تشکیل فرآیندهای ذهنی کودک دخالت دارد ، بسیار دشوار است و غالب محققان در ریشه یابی و پیشرفت های ذهن کودک راه خطا رفته اند .
پیاژه رشد فکری و /// آموزش را دو فرآیند کاملاً مجزا از هم می داند و وظیفه ی آموزشی را صرفاً آشنا ساختن کودک با روش های تفکر اشخاص بزرگ سال می داند ، در صورتی که ویگوتسکی در بررسی تفکر کودک به تأثیر متقابل رشد و آموزش توجه کافی دارد . به عقیده ی ویگوتسکی معنای واژه هنگامی پدیده ی زبانی محسوب می شود که زبان با اندیشه در می آمیزد . او معترف است که تفکر صرفاً در قالب واژه ها بیان نمی شود ، بلکه با استعانت آن ها به وجود می آید .
یکی از پیشاهنگان این نظر که زبان بر اندیشه تأثیر می گذارد ، بنجامین و ورف بود که با ادوارد ساپیر فرضیه ی بسیار مشهور ساپیر ـ ورف درباره ی نسبیت زبانی را مشکل دادند . طبق این فرضیه هر زبان «جهان بینی» خاصی بر گویندگان خود تحمیل می کند .
جروم برونر ، الور ، و گرین فیله (1966) منابع رشد ذهنی را ، که متأثر از زبان است را مشخص نمودند ، منابع مانند : کلمات که مفاهیم را شکل می دهند ، مکالمات میان والدین و کودک ، یا بین معلم و کودک که در جهت دادن به دیدگاه کودک و تربیت وی مؤثر است و نیز منابع دیگر . پژوهشها بدین واقعیت اشاره داشته است که رشد شناختی و رشد زبانی به وجهی تفکیک ناپذیر در هم پیوسته است و وابستگیهای متقابل بین آن ها وجود دارد .
نقش تقلید در زبان آموزی کودک :
براون (1980) اظهار می دارد که عقیده ی شایع این است که کودکان «مقلدهای خوبی» هستند . ما کودکان را مشخصاً تقلید کننده های می دانیم و بعد نتیجه گیری می کنیم که تقلید یکی از استراتژه های مهمی است که کودک در فراگیری زبان به کار می برد . این نتیجه گیری در سطح کلی نادرست نیست . در واقع ، تحقیقات نشان داده است که بازگویی استراتژی مخصوصاً بارزی در اوایل یادگیری زبان و جنبه ی مهمی از فراگیری دستگاه واجی زبان در این دوره است .
اما باید پرسید که چه نوع تقلید مورد نظر است . به گمان رفتارگراها یک نوع تقلید وجود دارد ، ولی تقلید عمیق تری داریم که در فرآیند فراگیری زبان از اهمیت بیشتری برخوردار است . نوع اول تقلید روساختی است ، که در آن شخص اجزاء سطحی زبان را تقلید می کند و به جای توجه به نظام معنایی ، به نظام واجی زبان می پردازد . مراحل آغازین فراگیری زبان کودک ممکن است شامل مقدار زیادی تقلید سطحی باشد ، ولی وقتی که به اهمیت سطح معنایی زبان پی برد ، عمدتاً به این سطح معنایی یعنی ژرف ساخت زبان می پردازد . او دیگر دست به کار تقلید ژرفساخت می شود .
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: هویت
قالب بندی: word
تعداد صفحات:72
محتویات
فصل اول : کلیات
1-1- مقدمه
1-2-موضوع تحقیق
1-3-اهداف تحقیق
1-4-اهمیت موضوع
1-5-دلایل انتخاب موضوع
1-6-سوالات تحقیق
1-7-تعاریف عملیاتی واژه ها
فصل دوم :
موضع گیری های نظری ویافته های پژوهشی درخصوص موضوع
2-1-موضع گیری های نظری درخصوص هویت وعزت نفس
2-1-1-تعریف هویت وعزت نفس
2-1-2-شکل گیری هویت
2-1-3-نظریه های هویت
2-1-4-نظریه های عزت نفس
2-2-یافته های پژوهشی درخصوص موضوع
-نتیجه گیری
فصل سوم : روش پژوهش
3-1- روش تحقیق
3-2- جامعه و نمونه آماری
3-3- روش جمع آوری اطلاعات
3-4- ابزار اندازه گیری هویت
3-4- ابزاراندازه گیری عزت نفس
3-5- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
و . . .
قسمتی از متن
-1-مقدمه
انسان درزندگی به دنبال معنایی می گرددکه به خاطرآن زندگی می کندوبارشدعقلانی فرددردوره نوجوانی توجه اوبه ارزشهاواعتقادات ، مفاهم حقیقت ، زیبایی ومرگ ونیستی که درکل معنای زندگی است جلب می شود. نوجوان تمام روابط وباورهایی راکه دردوران کودکی بدون چون وچراپذیرفته است موردپرسش وتردیدقرارمی دهدوسعی می کندباتوجه به شخصیت شکل پذیرواستقلال جوی خودنظامی ازارزشها بدست آورد.
بسیاری ازنوجوانان همان طورکه (( آدلوم )) بیان می کند، وقتی برای اولین باربه دنیای اطراف خودمی نگرندوسعی می کنندتاشخصیت خودراارزیابی نماینداحساس می کنند که درباره جهان ومعنای وجودانسان وحتی خودشان نیازمندپاسخ هستند( احمدی ، 1377 )
بنابراین دوران نوجوانی به سبب تغییرات شدیدجسمانی وروانی وازطرف دیگرانتظاراتی که خانواده وجامعه ازنوجوان داردوسایرعواملی که درروندرشدوتکامل نوجوان تاثیرمی گذاردبرحساسیت این دوره می افزاید.
براین اساس مسئله پذیرش نوجوان ، حمایت ، راهنمایی ومساعدت به نوجوان درکسب هویتی مستقل وارزشمندازاهمیت فراوانی برخورداراست . نوجوان دراین دوره نیازمنددریافت رهنمودهای اساسی جهت دستیابی به یک زندگی هوقمنداست . انسانهابه حفظ یکتایی وحدت ومرکزیت خودتوجه دارنداما علاقمند به بیرون آمدن ازخودوارتباط باموجودات دیگروطبیعت هستند. انسانها برای کشف وجودخودعلاقمند ومایلندهویت شخصی خودراپیداکنندیاخلق کنندوآغازاین علاقمندی به دوران نوجوانی برمی گردد.
طبق نظریه اریکسون ، دراین دوران است که فردنسبت به شخصیت خودآگاهی پیدامی کند ویک من [1] که وحدت بزرگتری ازگذشته داردودرارتباط بایک گروه ، شغل ، جنس ، فرهنگ ومذهب است دراوشکل می گیرد.
دراین راستا ، عزت نفس یاارزش گذاشتن به ویژگیهای خودکه یکی ازموضوعات مهم وقابل بحث درباره رشدخودمحسوب می شودمی تواندبه شکل گیری یکی دیگرازجنبه های مهم رشدخودکه همان شکل گیری وتکوین هویت فردی است بیانجامد( براهنی ، 1378 )
ورودبه نوجوانی رااغلب تولددوباره می نامندچراکه فردباپشت سرگذاشتن دنیای کودکی خودوجست وجوی فرمنهاوباورهای جدیدبه دنبال تغییرانتظارات خودوهماهنگی باانتظارات والدین واجتماع برمی آیندوسرانجام به سوال « من کیستم ؟» درزندگی خودپاسخ می دهند.( اکبرزاده ، 1375 )
احساس عزت نفس درنوجوان ازنگرش والدین ومعلمین وهمسالانشان نسبت به آنهانشات می گیرد. عزت نفس نتیجه ارزشیابی خودانگاره است .بیشترنوجوانان به طورفراینده ای یک خودایده ال راکه درمقایسه دایمی باخودواقعی انسان است درخویشتن رشدمی دهند. نتیجه این ارزشیابی ، احساس خوب بودن یاخوب نبودن است.
همزمان بافاصله گرفتن ازبزرگسالان ومبارزه برای استقلال دراوایل نوجوانی خودآگاهی وانتقادازخوددرنوجوان زیادمی شود. خیال پردازی وآزمایشهای واقعی ورقابت پیشگی اواسط نوجوانی بتدریج به رشدعزت نفس منجرمی شود.
تجاربی که نوجوان درجریان ایفای نقشهابه دست می آورندورفتارهای مناسب وموردپذیرش وتقویت دیگران ، موجبات تلفیق وهماهنگی عناصرتشکیل دهنده « خود » رادراواخردوره نوجوانی فراهم می آورد.( لطف آبادی، 1378 )
درنهایت نوجوان می کوشدباتلفیق این ارزشهاوارزیابی هابه تصویریک پارچه ای ازخوددست می یابد. درصورتی هم که نظرهاوارزشهای والدین وهمسالان متفاوت ازهم باشنداحتمال پیدایش تعارض درنوجوان افزایش می یابدودچارحالت « سردرگمی هویت[2]» می شود. واین زمانی است که درنوجوان بحران هویت حل نشده باشدوفردمفهوم یک پارچه ای ازخودیاسلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش درزمینه های عمده زندگی نداشته باشد.( براهنی ، 1378 )
همان طورکه گفته شد، تثبیت هویت درسنین جوانی رخ می دهد. دراین دوره معمولااستقلال کامل ازوالدین وتصمیم گیری شخصی برای قبول مسیولیت زندگی حاصل می شود. توانایی جوانان برای درنظرگرفتن تمام جوانب مسایل ویافتن دانش نسبتاوسیع درباره هنجارهای اخلاقی واجتماعی وآگاهی ازضرورت یکپارچه بودن شخصیت بزرگسالی ، زمینه های لازم رابرای آنان فراهم آورده ،تابه تثبیت هویت وانجام خودبرسند.
دراین دوره هویت شخصی آنان به صورت باورهای عملی وارزشهاوطرح وبرنامه مشخص زندگی جلوه گرمی شود( لطف آبادی ، 1378 )
به طورکلی ، هویت نه تنهادارای بعدشخصی وفردی است بلکه دارای بعداجتماعی وجمعی نیزمی باشد.( هور، 1991 ، به نقل ازرایس ، 2001 )
هویت شامل اجزابسیاری ازجمله جنسی ، اجتماعی ، فیزیکی ، روانی ، اخلاقی ، ایدیولوژیک وشغلی وحرفه ای است که مجموعه این اجزاخودراتشکیل می دهد.
( مارسیاوهمکاران ، 1983 )
بطورخلاصه می توان اظهارداشت که درفصل اول پژوهش ، ابتدادرموردچگونگی رشدشخصیت ونقش مهم آن درتبین وتشریح اختلالات روان شناختی مطالبی بیان شد. چراکه ازدیربازموردتوجه روان شناسان بوده است وسهم قابل توجهی درتعیین مسیربهنجاررشددارد- علاوه برآن دومولفه دیگرکه درطول تاریخچه روان شناسی بحثهاونظریات فراوانی رابه خوداختصاص داده است « هویت »و « عزت نفس » می باشدکه درتمامی اختلالات روانی دارای نقش تعیین کننده ای هستند. همچنین این دومسئله بیشترخودرادردوره نوجوانی وجوانی نشان می دهدونقش کلیدی دراین دوران ایفامی کند. آنچه که درواقع ، پژوهش حاضربایدجوابگوباشد، میزان همبستگی وچگونگی ارتباط هریک ازپایگاههای هویت باعزت نفس می باشد.
همان طورکه درفصل های گذشته راجع به آن بحث شدمادراین پژوهش ازنظریات روان شناسان بسیاری سودجستیم .
مارسیا درمطالعاتش به این نتیجه رسیدکه افرادپایگاههای تعلیق دارای منابع درونی اطمینان وامنیت وعزت نفس پایدارهستندوافرادپایگاه ممانعت وپراکندگی فاقدچنین منابعی هستند. ( مارسیا به نقل ازکروگر،1979 )
درمطالعه ای دیگر، کرامر، متذکرشدکه افرادپایگاههای هویت ممانعت ودستیابی هردوازعزت نفس بالایی برخوردارنددرصورتی که افرادپایگاههای تعلیق وپراکندگی که فاقدتعهدهستندازعزت نفس پایینی برخوردارند( کرامر، 1997 )
گلاسردوسینی درموردروابط متقابل عزت نفس وهویت می نویسند: « چگونگی برداشتهاونظریات دیگران نسبت به مادرروشن کردن هویت مانقش عمده ای برعهده دارد. ارزشیابی های ماازخودمان درارتباط باشرایط زندگی ، اوضاع اجتماعی واقتصادی نیزمبین هویت ماست وهمچنین تصورات مادرباره وضع جسمانی وشیوه لباس پوشیدن ، نوع هویت مارادرمقایسه بادیگران نشان می دهد»( گلاسروکرسینی ، 1975 ، 1973 )
فصل دوم که شامل عناوینی ازجمله موضع گیری های نظری درخصوص هویت وعزت نفس که خودشامل بخشهایی ازقبیل تعریف هویت وعزت نفس می باشد که دراین بخش به تعریف مفهوم هویت وعزت نفس پرداخته شده است وسپس به بحث شکل گیری هویت پرداخته می شودطبق نظریه اریکسون درموردرشدروانی اجتماعی انسان ، پنجمین مرحله ازرشدروانی – اجتماعی « شکل گیری هویت » درمقابل پراکندگی می باشد.اودراین مورد تاکیدداردکه مراحل رشد هریک بطور مجزادردرون خودپایان نمی یابدبلکه بهم پیوسته ووابسته است . عوامل مختلفی برشکل گیری هویت تاثیرمی گذاردازجمله :عوامل شناختی ، والدین ، مدرسه وعوامل اجتماعی – فرهنگی ، تربیت تولدوفاصله سنی فرزندان دررفتارخودنوجوان وخیال پردازی هاو…
دربخش بعدی نیزبه نظریه های مربوط به هویت ازجمله نظریات بلوز – کگان – لووینگر – اریکون – گلاسر پرداخته می شود وهمچنین دربخش بعدی به نظریه های مربوط به عزت نفس ازجمله نظریات مردم – اریکسون – بندورا – کلی – مزلو وراجرز
ودردوبخش پایانی به مباحثی ازجمله یافته های پژوهش درخصوص موضوع ونتیجه گیری نیزپرداخته شده است .
فصل سوم روش پژوهش رامعرفی می کند. این روش به صورت همبستگی می باشدودرنمونه گیری نیزازروش نمونه گیری خوشه ای استفاده کرده ایم . جامعه موردمطالعه ما، دانش آموزان دخترمقطع پیش دانشگاهی وسوم دبیرستان منطقه یک مشهدمی باشندکه ازمیان این تعدادما160 نفررابه عنوان حجم نمونه دراختیارگرفتیم . دوآزمون اجراشده –آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من ودیگری آزمون عزت نفس کوپراسمیت – اجرای ازمون گروهی بودوداخل کلاس وحدود20 الی 25 دقیقه وقت لازم بودتاازمونی به هردوازمون پاسخ دهد.برای تحلیل داده هاازضریب همبستگی پیرسون استفاده کردیم وبرای بررسی تفاوت میان گین هانیزازازمون استفاده نمودیم .
فصل چهارم نیزشامل دوبخش می باشدکه مربوط بررسی جهت شناختی وپس بررسی توصیفی وارتباطی سوالات پژوهش است دربررسی جهت شناختی عنوان شدکه تعدادآزمودنی ها160 نفربودندوهمگی مونث وازاین میان 151 نفرمجردو9 نفرمتاهل بودندودربخش بررسی توصیفی وارتباطی سوالات پژوهش به رابطه عزت نفس باهریک ازپایگاههای هویت پرداخته شده است .
وفصل پنجم به بحث ونتیجه گیری ومقایسه تحقیق فوق باسایرتحقیقات انجام شده ودراین زمینه نیزاختصاص داده شده است .
1 – 2 – موضوع تحقیق
دریک جامعه ابتدایی که در آن الگوهای همانندسازی ونقشهای اجتماعی محدودندهویت یابی تاحدودی اسان ترصورت می گیرد امادر جامعه پیچیده ،هویت یابی برای بسیاری ازنوجوانان کاری دشواروطولانی است . درچنین جوامعی برای اینکه نوجوان بداند« چگونه رفتارکندوچه کاری رادرزندگی دنبال کند» بایدمجموعه کاملاًنامحدودی ازرفتارهارادرنظربگیرد.درنتیجه دررشدهویت یابی نوجوان ، تفاوتهای بسیاری مشاهد ه می شود( براهنی ، 1378 )
مادامی که خودنتواندبه هویت یکپارچه ای دست یابدنمی تواندمسیرمشخصی رادرزندگی دنبال کند، بی ثبات بوده ونوعی پراکندگی وبی انسجامی دررفتاراوحاکم می شود. درمطلوب ترین شرائط بحران هویت نوجوان بایددراوایل یااواسط دهه سوم حل شودتاخودبتواندبه مسایل دیگرزندگی بپردازد.وقتی این فرایندباموفقیت انجام بپذیرد، می گوییم فردبه هویت دست یافته است . به این معنی که وی به مفهوم یکپارچه ای ازهویت جنسیتی ، جهت گزینی شغلی وجهان بینی نایل شده است . ( همان منبع )
درنظریه پردازی هایی که درزمینه روزهای جست وجوی هویت وتعهددرزمینه پایگاههای هویت انجام شده است به مباحث اطمینان وامنیت درونی ، عزت نفس پایدارواضطراب توجه شده است . دراین پژوهش به دلیل گستردگی هریک ازاین مباحث ، نه تنهابه مسیله عزت نفس توجه شده است .
درنظریات ، ازیک سوافرادپایگاههای تعلیق رادارای منابع درونی اطمینان وامنیت وعزت نفس پایداردانسته اندوافرادپایگاه ممانعت وپراکندگی رافاقدچنین منابعی می دانند.( مارسیا، 1994 )
همچنین براساس یک سری مطالعات پیشین ، افرادپایگاههای هویت ممانعت ودستیابی هردوازعزت نفس بالایی برخوردارنددرصورتی که افرادپایگاههای تعلیق وپراکندگی که فاقدتعهدهستندازعزت نفس پایینی برخوردارند.( کرامر، 1997 )
موضوع تحقیقی که برای این پژوهش انتخاب شده است بررسی رابطه عزت نفس باهریک ازپایگاههای هویت دردانش آموزانی مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه ناحیه 1 شهرستان مشهدمی باشد.
Ego . 1
Identity confusion . 1
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: فیبرنوری در شبکه ارتباطات زیرساخت
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 14
محتویات
فیبرنوری در شبکه ارتباطات زیرساخت
مقدمه:
سرعت تحولات و پیدایش فناوری های نوین ، تنوع خدمات پیشرفته و تقاضای فزاینده برای این خدمات ، لزوم استفاده بهینه از منابع مالی و انسانی و گسترش روز افزون بازار رقابت ، موجب گردیده تا نگرش به صنعت مخابرات در قیاس با سایر صنایع متفاوت باشد . این نگرش هوشمندانه مبین این واقعیت است که فناوری اطلاعات و ارتباطات ، نیروی محـرکـه تــوسعه در همه ابـعـاد اسـت و ایـن مـهم ، ضـرورت های توسعه را متجلی می گرداند .
در این راستا شرکت ارتباطات زیرساخت در برنامه های پنجساله، توسعه شبکه های مخابراتی مبتنی بر فناوری نوری را در دستور کار خود قرار داد :
اهداف طرح
1- پاسخ دهی به نیازهای ارتباطی برنامه های توسعهی کشور
2- بستر سازی برای حضور شرکت های دولتی و غیر دولتی در بازار مخابرات
3- سوق دادن جامعه به سمت جامعه اطلاعات
4- سرعت بخشیدن به توسعه اقتصادی و اجتماعی
5- ارائه خدمات مورد نیاز جامعه در حد مطلوب
6- رفع موانع و تنگناها برای پیاده سازی دولت الکترونیکی
7- حضور موثر در دهکده جهانی
8- ایجاد زیرساخت لازم برای تجارت الکترونیکی
9- ایجاد شاهراه ارتباطی جهت حمل ترافیک
10- ایجاد قطب ارتباطات منطقه ای در داخل کشور و تقویت توان راهبردی
11- امکان حضور گسترده و فعال در تمام نقاط کشور از طریق نقاط حضور (POP )
12- حضور در بازار رقابتی
13- امکان دسترسی به شبکه های نوری یکپارچه
14- ایجاد شبکه یکپارچه مخابراتی توسعه پذیر و قابل انعطاف
برای نیل به اهداف فوق ، نیاز به بستر مخابراتی با پهنای باند وسیع و مطمئن است . در این راستا فیبر نوری با مزایای زیر به کار گرفته شد :
1- تضعیف پایین
2- قیمت تمام شده مناسب
3- سهولت کار کابل کشی به دلیل سبک بودن
4- عدم نویز پذیری
5- عدم تأثیر ناپذیری از عوامل خارجی ( مانند میدانهای الکتریکی و مغناطیسی )
6- امنیت بالا به علت شنود ناپذیری (در مقابل سیستم های رادیویی)
7- عدم همشنوایی
8- پهنای باند وسیع و مطمئن
9- شبکه سازی مطمئن با قابلیت انعطاف
10- قابلیت ایجاد شبکه همگرا
11-
لذا اکنون امکان ارائه خدمات مختلف در هر زمان و در هر مکان و برای هر کس فراهم آمده است.
شبکه یکپارچه نوری ایران با پهنای باندی در حدود ترا هرتز ( Tr Hz ) متشکل از بزرگراه هایی برای ارسال و دریافت بهنگام اطلاعات است. بطوریکه بدون وجود این فناوری دقیق و حساس ، امکان ارائه خدمات چندرسانه ای میسر نیست . با وجود شبکه یکپارچه نوری ایران ، می توان حجم اطلاعات بسیار زیادی را جابجا نمود و شرکت ارتباطات زیرساخت ایران با استفاده از توانمندی های آن قادر است بعنوان قطب مخابراتی در منطقه عمل نموده و کشورهای مختلف همسایه را نیز به هم متصل سازد .
خدمات بالقوه شبکه ملی فیبرنوری ایران
خدمات مخابراتی از اجزاء عمده اقتصاد ملی و جهانی بشمار می روند زیرا علاوه بر
سود آوری هنگفت نقش اساسی و محوری در ارتقاء سطح اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ایفا می نمایند . به همین دلیل شرکتهای بسیاری راغب به سرمایه گذاری در بخشهای مختلف شبکه مخابرات گردیده اند. این سرمایه گذاریها گردش مالی مطلوب، ارائه خدمات متنوع وگسترده ، تبعات اجتماعی مانند ایجاد اشتغال ، بهبود وضع بهداشت و درمان ، ارتقاء سطح دانش عمومی و تخصصی ، امنیت ، صرفه جویی در وقت و انرژی و … بسیاری دیگر را در پی دارند.
با توجه به اینکه شبکه یکپارچه نوری ایران واسط میان شبکه های محلی، شهری و منطقه ای است بخش مهمی از خدمات قابل ارائه از طریق شبکه ی نوری ایران مستلزم پیش بینی و عرضه این سرویس ها در LAN ها و شبکه های شهری متصل به شبکه یکپارچه نوری ایران است که عبارتند از :
v ارسال داده با سرعت بالا
v تلفن تصویری
v ویدئو بر اساس تقاضا Video on – demand
v پزشکی از دور
v آموزش از دور
v اینترنت پرسرعت
v ارسال متن ( Text )
v کنترل خانه از دور
v ارسال فایلهای با حجم زیاد
v ویدئو کنفرانس
v بانکداری الکترونیکی
v خرید از دور
v خدمات صوتی با کیفیت بالا
v خدمات چند رسانه ای ( Multi Media )
v ارائه پهنای باندهای مختلف به متقاضیان بر اساس درخواست آنها
رویکردهای فنی
برای ایجاد یک شبکه مخابرات نوری کارآمد و نیل به اهداف برشمرده ، بایستی موارد زیر در نظر گرفته شود :
و . . .
مشخصات فایل
عنوان: مقاله درباره WAP
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 25
محتویات
مقدمه
مبانی WAP
معماری WAP
به کارگیری WAP
نحوه عملکرد
اصطلاحات
قسمتی از مقاله
مقدمه :
امروزه به دلیل وابستگی شدید کاربران متحرک به دستگاههای قابل حمل_ جهت تماس کاربران به یکدیگر ، دسترسی به یکدیگر و دستیابی به دفتر آدرس _ شاهد گسترش روزافزون انواع تلفنهای سلولی ، پی جو و دستگاههای دیجیتالی شخصی (PDA) می باشیم تا جایی که حمل این دستگاهها در حد در دست داشتن ساعت مچی ، حمل کیف دستی یا به همراه داشتن دسته کلید ضروری و طبیعی به نظر می رسد . در ضمن نسخه های جدید دستگاههای بی سیم یا Handset ها به کاربران امکان می دهند تا فارغ از زمان و مکان پیامهای email خود را ارسال و دریافت کرده ، از آخرین اخبارو بازار بورس آگاه شده و به سرور وب دست یابند.
یکی از مهمـترین فناوریهایی که فرصتـهای بی نظـیری را در اختـیار کاربران متحرک قـرار می دهد پروتکل برنامه بی سیم یا WAP – استانداردی جهت به کارگیری ارتباطات و برنامه های سرور/ سرویس گیرنده بی سیم – می باشد . بنابر محاسبات شرکت داده های بین المللی (IDC) ، تعداد Handset های مجهز به WAP از99 میلیون در انتهای سال 2000 به 3/1 بیلیون تا سال 2004 خواهد رسید .
هم اکنون بسیاری دیگر از شرکتهای فروشنده نیز در کنار شرکتهای Handset ، توسعه WAP و پشتیبانی از تجارت موبایل را دربرنامه اهداف خود قرار داده اند . مایکروسافت قصد دارد سیستم عامل برنامه WAP ای تحت عنوان Mobile Informaton 2001 Server را روانه بازار نماید و تا آخر امسال Microsoft Exchange Server را در اختیار سرویس گیرندگان WAP قرار خواهد داد . در صورتیکه شرکت شما کاربران متحرکی دارد ، حتماً این مقاله را که به معرفی پروتکل WAP ، معماری و به کارگیری مدلها می باشد ، خواهد پرداخت ، مطالعه کنید .
مبانی WAP :
نخستین بار در ژوئن 1997 چهار شرکت پیشرو تحت عناوین Ericson ، Motorola ، Nokia و Open Wave Systems ( phone.com&unwired planet سابق ) با هدف ایجاد تکنولوژی جدیدی تحت عنوان WAP و انتقال داشته های اینترنتی به دستگاههای موبایل وبی سیم به هم پیوستند . در دسامبر 1997 ،4 شرکت فوق الذکر به منظورمعرفی WAP به عنوان پروتکل استاندارد وتشویق دیگر شرکتها به عضویت در توسعه این استاندارد گروه WAP را تشکیل دادند و بدین ترتیب 400 شرکت به عضویت گروه WAP در آمدند .
پس از انتشار نخستین نسخه WAP در آوریل 1998 گروه دو نسخه دیگر را نیز منتشر کرد . نسخه جاری که به عنوان WAP1.2 شناخته می شود در نوامبر 1999 منتشر شده است و در حال حاضر گروه WAP در حال توسعه WAP دیگری در تاریخ ژوئن 2000 می باشد .
WAP به شما اجازه می دهد تا از دستگاههای بی سیم مجهز به به WAP جهت تبادل داده ها با سرورهای اینترنتی سیم دار استفاده کنید . سیستمهای بی سیم در مقایسه با سیستمهای سیم دار عموماً دارای صفحات کوچکتر ، قدرت پردازش کمتر ، حافظه کمتر ، قابلیتهای ورودی محدودتر و بالاخره تماسهای شبکه ای کندتر ( معمولاً بین 9.5kbps تا 19.2kbps ) می باشند . جهت ورود به اینترنت ،
کاربر یک URL( به عنوان مثال http:www.acm.com ) را وارد دستگاه WAP – که از WAP جهت ارسال URL به دروازه WAP استفاده می کند – می نماید .
Gateway پس از دریافت درخواست آن را به URL مبتنی بر http معتبر تبدیل می کند . پس از کنترل سرور DNS جهت یافتن آدرسهای IP مرتبط با URL توسط دروازه ، دروازه WAP از طریق اینترنت یا شبکه IP درخواست http URL را به سرور دارای وب ارسال می نماید .
سرور مبدأ با درخواست دریافتی از دروازه به صورت یک درخواست HTTP معمولی رفتار می کند و از HTTP جهت برگرداندن اطلاعات درخواستی با فرمت html استفاده می کند . html دارای overhead ( سربار ) بیشتری جهت انتقال کارآمد بر روی نسل جاری تماسهای بی سیم – با پهنای باند پایین تر و کم قدرت تر – می باشد . WAP از ساده ترین و کارآمدترین زبان نشانه گذاری تحت عنوان زبان نشانه گذاری بی سیم یا WML استفاده می کند . پس از دریافت اطلاعات مبتنی بر HTTP ، دروازه محتوای html را تبدیل به WML می نماید تا بدین وسیله دستگاه WAP قادر به درک متن باشد . دروازه حتی از قابلیت رمزنگاری WML به فرمت compact binary که سبب کاهش اندازه بسته می شود – برخوردار است . حال دروازه از WAP جهت ارسال محتوا به دستگاه موبایل استفاده می کند که به نوبه خود محتوا را رمزگشایی و تفسیر کرده و آن را در ریز پیمایشگر دستگاه به نمایش می گذارد .
WAPGateway دارای سه نقش کلیدی در اجرای درخواست سرویس گیرنده WAP به محتوای وب می
و . . .